منابع پایان نامه ارشد با موضوع جنس مخالف، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

سرما، يا به انگيزه ديگرى مى پوشد. يا زن در منزل، برخى از لباسهاى مرد را، مانند پوستين و مانند آن را به انگيزه هايى، يا از روى تصادف بپوشد، همانندى صدق نمى كند.
گروهى از فقيهان، بر شرايطى كه براى صدق همانند يادآور شديم: (بر خلاف سنتهاى زمان، بدون انگيزه خردمندانه، پيوسته و هميشه بپوشد) شرايط ديگرى را نيز يادآور شده اند و آن اين كه: مرد يا زن، قصد همانندى به جنس مخالف را داشته باشد. شيخ انصارى78 و محسن حكيم از آن جمله اند.
سيد محسن حكيم مى نويسد: (نعم ظاهر التشبّه فعل ما به تكون المشابهة بقصد حصولها فلبس الرجل مختصات النساء لابقصد مشابهتهنّ ليس تشبهاً بهنّ ولامنهيّاً عنه.)79 بله ظاهر (تشبّه) انجام كارى است كه زن و مرد را به يكديگر همانند سازد و اين كار, با هدف همانند شدن, سامان يافته باشد.
پس, پوشيدن مرد, لباس ويژه زنان را, بدون اين كه قصد همانند شدن به آنان را داشته باشد, همانندى نخواهد بود و نهى, آن را در بر نمى گيرد.
آقاى شهيدى در توجيه اين شرط مى نويسد: (تشبّه, از باب تفعّل است و در تحقق مفهوم هيأت تفعّل, قصد, اعتبار دارد. همين امر, سبب فرق بين (تشبّه) و (شباهت) مى گردد; زيرا شباهت, در موارد شباهت قهرى غير قصدى استعمال مى شود و (تشبّه) در موارد شباهت اختيارى قصدى.)80
آقاى خويى در پاسخ اين ديدگاه مى نويسد: (هيچ راهى براى اعتبار اين شرط, وجود ندارد. بلكه معيار در صدق (تشبّه) اين است كه وجه شبه در خارج, با علم و توجه محقق شود, چه شخصى با اين كار, قصد همانندى را داشته باشد و چه نداشته باشد. در اخبار (تشبّه) در لواط, مساحقه و… اطلاق شده است. با اين كه در هيچ يك از اين موارد, شخص قصد همانند كردن خود را به جنس مخالف ندارد. اين ادعا كه باب تفعّل, فقط در موارد قصد به كار مى رود, بى پايه است, زيرا در موارد بسيارى باب تفعّل, بدون قصد, صدق مى كند.)81

نتيجه:
تاكنون, ثابت شد كه: دسته نخست از رواياتى كه براى استوار ساختن ناروايى پوشيدن لباس جنس مخالف, بدانها استدلال شده بود, تمام نيستند و نبوى كه محور اين دسته از روايات قرار گرفته, هم از نظر سند ضعيف است و هم از نظر دلالت, قرائنى آن را در بر گرفته كه سبب انصراف اطلاق به همانندى در طبيعت مى شود.افزون بر اين, اگر هم بپذيريم اطلاق را, باز هم دلالتى بر حرام بودن پوشيدن لباس جنس مخالف در نمايش, ندارد. زيرا در صدق عنوان (تشبّه) از نظر عرف, شرايطى لازم است كه در اين گونه جايها اين شرايط وجود ندارد. پيش از اين گفتيم, همانندى در جايى صدق مى كند كه بر خلاف سنتها و آدابهاى زمان باشد و انگيزه خردمندانه هم در بين نباشد و فرد هميشه خود را با لباس ويژه زنان, يا مردان بيارايد. امّا اگر براى هدفى خردمندانه, فردى لباس جنس مخالف را پوشيد, هيچ يك از شرايط ياد شده بر او صادق نيست.دسته دوم از رواياتى كه بدانها استدلال شده بر حرام بودن همانندى, رواياتى است كه منع كرده اند از پوشيدن لباس, جنس مخالف و آنها عبارتند از:
1. (عن سماعة بن مهران عن ابى عبداـ و ابى الحسن, عليهما السلام, فى الرجل يجرّ ثيابه. قال انى لا كره ان يتشبّه بالنساء.)82 دربارۀ مردى كه جامه اش بر زمين كشيده مى شود از امام صادق و كاظم(ع) پرسش شد. فرمود: ما از همانند شدن به زنان كراهت داريم. 2. (عن ابى عبداـ(ع) عن آبائه(ع) قال: كان رسول اـ(ص) يزجر الرجل ان يتشبّه بالنساء و ينهى المرأة ان تتشبّه بالرجال فى لباسها.)83
رسول خدا(ص) مردان را از پوشيدن لباس زنان و زنان از پوشيدن لباس مردان باز مى داشت.
در دلالت اين دو روايت بر منع همانندى به جنس مخالف, سخن نيست. اين دو روايت از دو جهت ديگر اشكال دارند:
1. از جهت سند كه هر دو مرسله اند و غير درخور استدلال. 2 . از جهت دلالت بر خصوص حرمت اصطلاحى. شيخ انصارى مى نويسد: (فيها خصوصاً الاولى و (بقرينة المورد) ظهور فى الكراهة فالحكم المذكور لايخلوا عن اشكال.)84اين دو روايت, بويژه اولى, به قرينه مورد, ظهور در كراهت دارند. پس حكم ياد شده [حرام بودن همانندى] بى اشكال نيست. آقاى خويى، به اين سخن شيخ خرده گرفته و نوشته است:(راهى براى حمل روايت سماعه بر كراهت نيست، مگر كلمه (انى لاكره). روشن است كه كراهت ياد شده در روايت, فراگيرتر از كراهت اصطلاحى است. و روايت نبوى، تقريباً صريح در حرام بودن است، زيرا زجر و منع بر موارد كراهت اصطلاحى, اطلاق نمى شود.)85 آقاى خويى، مى پذيرد در خصوص روايت سماعه، قرينه اى وجود دارد كه نشان مى دهد منظور از كراهت ياد شده در روايت، همان كراهت اصطلاحى است. امّا قرينه: ما از خارج مى دانيم كه (جَرُ الثوب) (كشيده جامه بر زمين) از محرمات شرعى نيست و روايت، در مورد (جر الثوب) است.امكان دارد منظور شيخ نيز از كلمه (بقرينة المورد) همين باشد. بنابراين, اشكالى بر شيخ نخواهد بود. افزودن بر اين, اين دو روايت، از جهت سندهم، در خور استدلال نيستند.در اين باب روايات ديگرى هم وجود دارد ولی از آن جا كه هم از نظر سند ضعيف هستند و هم از نظر دلالت ناتمام، از ذكر آنها خوددارى مى كنيم.دسته سوّم: شمارى از فقيهان، به دسته ديگرى از روايات كه در مورد لباس شهرت وارد شده اند، استدلال كرده اند.به اين بيان: از آن جا كه پوشيدن لباس جنس مخالف، سبب شهرت مى گردد، نهى شده است.
1. (عن ابى ايّوب الخزاز, عن ابى عبداـ(ع) قال:ان اـ يبغض شهرة اللباس.)86خداوند لباس شهرت را دشمن مى دارد.
2. (عن ابن مسكان عن رجل عن ابى عبداـ(ع) قال: كفى بالمرأ خزياً ان يلبس ثوباً يشهره او يركب دابّة تشهره.)87در خوارى انسان، همين بس كه لباسى بپوشد كه او را مشهور سازد و يا مركبى سوار شود كه سبب شهرت او گردد.
3. (عن عيسى عمن ذكره عن ابى عبداـ قال: الشهرة خيرها وشرها فى النار.)88شهرت, خوب و بد آن، سبب در افتادن در آتش مى گردد.
4. (عن ابى سعيد عن الحسين(ع) قال من لبس ثوباً شِهّره كساء اـ يوم القيامة ثوباً من النار.)89كسى كه جامه اى بپوشد كه او را مشهور گرداند، روز قيامت، خداوند متعال جامه اى از آتش به او مى پوشاند.شمارى از فقيهان، اين روايات را مستفيض شمرده اند،90 با اين كه در ميان اين روايات تنها يك روايت صحيح وجود دارد: روايت ابى ايوب الخزاز. امّا روايت دوم و سوم، مرسله اند و روايت چهارم, از نظر سند ضعيف و غير در خور استدلال. به هر حال, اين روايات, دلالتى بر حرام بودن همانند شدن به جنس مخالف ندارند; زيرا اين روايات آن گاه دلالت بر حرام بودن همانندى دارند كه پوشيدن لباس جنس مخالف, شهرت آور باشد و در اين صورت, حرام بودن از باب پوشيدن لباس شهرت خواهد بود, نه از باب همانندى به جنس مخالف در لباس.به ديگر سخن, آنان كه نظر به حرام بودن همانندى در لباس دارند, عنوان (همانندى در لباس) را از عناوين حرام به شمار مى آورند. با اين كه, برابر اين استدلال, عنوان (همانندى در لباس) از عناوين حرام نخواهد بود, بلكه پديد آورنده شهرت خواهد بود كه از عناوين حرام به شمار مى آيد و اين خلف است.
شايد، بدين جهت بوده كه فقيهان معاصر, به روايات شهرت براى حرام بودن همانندى در لباس، استدلال نكرده اند. بله، اگر كسى مدعى شود كه ميان تشبّه و شهرت، رابطه لازم و ملزوم وجود دارد، ناگزير، حرام بودن يكى، سبب حرام شدن ديگرى مى شود، لكن مدعا، بى پايه است.
ب- اجماع:
شمارى از فقيهان، براى حرام بودن همانندى در لباس، به اجماع استدلال كرده اند.91
درباره اين اجماع، محقق اردبيلى مى نويسد:
(والاجماع غير ظاهر فيما قيل.)92اجماع, ظهورى در آنچه گفته شده, ندارد.
شايد, مراد محقق اردبيلى اين باشد كه اجماع, ظهورى در حرام بودن همانندى ندارد.
بر فرض كه ظهور در حرام بودن داشته باشد, چنين اجماعى حجّت نيست, زيرا اجماع منقول، در صورتى
حجّت است كه كشف از قول معصوم كند. در چنين اجماعى كه مستند اجماع كنندگان مشخص است.
كشف از قول معصوم, معنى ندارد.
اصطلاحاً به اين گونه اجماعها، (اجماع محتمل المدرك) مى گويند و فقها بر اين نظرند كه در مواردى اين
چنين, ما, وظيفه داريم به خود مستند اجماع كنندگان بازگرديم و اجماع هيچ گونه فرانمودى براى ما ندارد.

نتيجه:
روشن شد كه هيچ يك از دليلهاى كسانى كه به حرام بودن پوشيدن لباس جنس مخالف, باور دارند, تمام نيست; از اين روى, بازيگران, با هدفهاى خردمندانه مى توانند براى تهيّه فيلم لباس جنس مخالف را بپوشند و در نقش آنان بازى كنند.
اين كه فقيهان به جايز بودن نمايش, براى سوگوارى و گرياندن تماشاگران و يادآورى رنجها و گرفتاريهاى سيدالشهداء و اهل بيت آن عزيز, فتوا داده اند, با اين كه در چنين نمايشهايى, پوشيدن لباس جنس مخالف و بازى در نقش آن, از اركان نمايش به شمار مى رود, روشن مى كند كه از ديد اينان, پوشيدن لباس جنس مخالف براى چنين هدفهاى خردمندانه اى بى اشكال است.
ميرزاى نائينى مى نويسد: (الثالثه: الظاهر عدم الاشكال فى جواز التشبيهات والتمثيلات التى جرت عادة الشيعة الامامية باتخاذها لاقامة العزاء والبكاء والإبكاء منذ قرون وان تضمنت لبس الرجال ملابس النساء على الاقوى, فانّا وان كنّا مستشكلين سابقاً فى جوازه و قيدنا جواز التمثيل في الفتوى الصادرة منا قبل اربع سنوات لكنّا لمّا راجعنا المسألة ثانياً اتضح عندنا ان المحرم من تشبيه الرجال بالمرأة هو ما كان خروجا عن زيّ الرجال رأساً واخذاً بزى النساء. دون اذا تلبّس بملابسها مقداراً من الزمان بلاتبديل لزيّة كما هو الحال فى هذه التشبيهات وقد استدركنا ذلك اخيراً فى حواشينا على العروة الوثقى. نعم يلزم تنزيه ها ايضاً من المحرمات الشرعيه و ان كانت على فرض وقوعها لاتسرى حرمتها الى التشبيه كما تقدم.)93 ظاهر اين است كه هيچ اشكالى در جايز بودن هماننديها و مانند شدنها, كه چند قرن است در بين شيعيان, براى بر پا داشتن عزادارى و گرياندن بر سيدالشهداء, رواج دارد, وجود ندارد, گرچه پوشيدن مردان, لباس زنان را در برداشته باشد, بنابر قول قوى تر. ما, پيش از اين, در جايز بودن آن اشكال داشتيم و در فتوايى كه چهارسال پيش صادر كرديم، حكم به جواز را مقيد ساختيم, ولى, چون دوباره به ادله بازگشتيم, بر ما آشكار شد كه روايات دلالت كننده بر حرام بودن همانند شدن مرد به زن, آن جا را در بر مى گيرد كه مرد از شكل و شمايل مردان بيرون بيايد و بسان زنان رفتار كند. نه اين كه تنها در زمانى كوتاه, بدون هيچ گونه دگرگونى در شكل و شمايل و رفتار, لباس زنانه به تن كند، چنانكه در اين گونه شبيه خوانيها وجود دارد.اين حكم را، تازگى در حواشى خود بر عروة الوثقى, استدراك كرده ام. آرى, پاك كردن تعزيه خوانى را از حرامهاى شرعى، لازم مى دانيم، گرچه در صورت انجام حرام، حرمت, به اصل شبيه خوانى. سريان نمى يابد. آقاى خويى مى نويسد:(قد تجلى مما ذكرناه انه لاشك فى جواز لبس الرجال لباس المرأة لاظهار الحزن وتجسم قضية الطف و اقامة التعزيه لسيّد شباب اهل الجنّة(ع) و توهم حرمته لاخبار النهى عن التشبه ناشئ من الوساوس الشيطانية فانك قد عرفت عدم دلالتها على حرمة التشبّه.)94پيش از اين، روشن شد در جواز پوشيدن مردان لباس زنان را براى اظهار غم و اندوه و نماياندن حادثه طف و بر پاكردن عزادارى براى سيدّ جوانان بهشت، ترديدى نيست، پندار حرام بودن آن, به خاطر نهى از همانندى كه در اخبار آمده، از وسوسه هاى شيطانى است. زيرا اين اخبار بر حرام بودن همانندى دلالتى ندارند.مهم ترين شبهه در اين گونه آرايشها, همان همانندى به جنس مخالف است و روايت نبويّ كه نقل شد، از همانندى هر يك از زنان و مردان به ديگرى نهى كرده بود. بى ترديد، مورد، از نمونه هاى روشن همانندى به جنس مخالف است. در اين نبوی، به شرح درباره سند و دلالت آنصحبت شد و ثابت شد كه روايت از جهت سند ضعيف و در خور استدلال نيست و از جهت دلالت نيز, نارساست و دلالتى بر حرام بودن هرگونه همانندى ندارد. و رواياتى كه در تفسير نبوى نقل شده, بويژه روايت ابى خديجه, نبوى را به همانندى در طبيعت جنس مخالف (زن نمايى مرد و مردنمايى زن) منحصر كرده بود و اين روايت، اطلاق نبوى را به گونه اى خاص

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جنس مخالف، امام خمینی، انقلاب اسلامی، عوامل فرهنگی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع مواد مخدر، جنس مخالف، علامه طباطبایى، علامه طباطبائى