منابع پایان نامه ارشد با موضوع جامعه اسلامی، اجرای احکام، امام صادق، اختلال نظام

دانلود پایان نامه ارشد

ازاین نزد مصریان باستان شناخته شده بود.ابن هیثم دانشمند مسلماندر قرن پنجم هجری یعنی ۱۰۲۱م از وسیله‌ای به نام «جعبه تاریک» در مشاهدات خورشید گرفتگی خود استفاده کرده بود. او در کتاب المناظر خود نام آن را آورده است.
2- حکم حکومتی:
1. احكام حكومتيعبارت است از فرمان‎ها و دستورالعمل‎هاي جزئي، وضع قوانين و مقرّرات كلي و دستوراجراي احكام و قوانين شرعي كه رهبري مشروع جامعه، با توجّه به حق رهبري كه از جانبخداوند متعال يا معصومان (ع) به وي تفويض گرديده است و با لحاظ مصلحتجامعه صادر مي‎كند.34
2. علامه طباطبائي: مضمون سخنان ايشان اين است: «احكام حكومتي تصميماتي هستند كه «ولي‎امر» در سايه قوانين شريعت ورعايت و موافقت آنها به حسب مصلحت وقت اتخاذ مي‎كند و طبق آنها مقرراتي وضع نمودهبه موقع اجرا درمي‎آورد.» ايشان در ادامه مي‎فرمايد: «مقررات نامبرده لازم‎الاجرا ومانند شريعت داراي اعتبار مي‎باشد با اين تفاوت كه قوانين آسماني ثابت و غير قابلتغيير است. مقررات وضعي قابل تغيير و در ثبات و بقا، تابع مصلحتي مي‎باشند كه آنهارا به وجود آورده است.»35
اوصاف حکم حکومتی:
1- حکم حکومتی یا در راستای اجرای احکام شرع است یا در مقام اداره کشور.
2- حکم حکومتی ممکن است جنبه قانونگذاری داشته باشد و ممکن است جنبه اجرایی باشد.
3- حکم حکومتی ممکن است دستور جزئی و ناظر به شخص یا موردی خاص و یا قانون و قاعده ای کلی باشد.
4- حکم حکومتی ممکن است مستقیما توسط خود حاکم، یا به طور غیر مستقیم به وسیله شخص یا اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگر صادر شود.
5- حکم حکومتی ممکن است به منظور تنظیم امور مختلف داخلی کشور یا برای تنظیم روابط خارجی و بین المللی صادر شود.
6- احکام حکومتی ممکن است وضعی یا تکلیفی باشد.
7- احکام حکومتی شامل هر دو قسم احکام امضایی و تأسیسی می شود.
8- حکم حکومتی باید با توجه به مصلحت جامعه اسلامی صادر شود.
9- حکم حکومتی، حکمی مولوی است.
10- 10- حکم حکومتی فقیه باید در حوزه مسائل اجتماعی و عمومی باشد.36
11- 11- موضوع احکام حکومتی، احکام شرعی اولی یا ثانوی نیست؛ چرا که امر به انجام احکام اولی یا ثانوی، امر ارشادی است نه مولوی. تنها در صورتی اوامر فقیه، مولوی است که حکم وی در حوزه مسائل اداره جامعه و حکومت باشد، مانند حکم به تحریم خرید و فروش تنباکو از سوی میرزای شیرازی.
مستندات احكام حكومتي:
الف-قرآن:صريح‏ترين آيه‏اي كه به احكام حكومتي اشاره دارد، اين آيه شريفه است:
ياايُّهاالَّذين آمنُوا اَطيعُوااللّه‏ و اطيعُواالرَّسول…؛ «اي مومنان، فرمان بريد از خدا و فرمان بريد ازرسولش».37
فقيهان و مفسران بزرگ در پاسخ به اين سؤال كه چرا كلمه «اطيعوا» تكرار گرديده؟ مگر حكم خدا و رسول با هم فرق دارد؟ جواب داده‏اند: سنخ دستوراتي كه از جانب پيامبر (ص) صادر مي‏گردد با سنخ دستورات الهي فرق دارد و همين راز تكرار جمله «اطيعُوا» است.38 لذا پيامبر از آن جهت كه والي مسلمين بود، در مقام اجراي احكام الهي، اوامر و نواهي و مقررات خاصّي را بيان مي‏كرد كه تبعيت از آن بر همگان لازم بود و اين سنخ دستورات با دستورات الهي فرق داشت و آيه هم در مقام اشاره به همين مطلب است. در اين باره امام خميني«ره» مي‏فرمايند:
اينكه خداوند رسول اكرم (ص) را رئيس قرار داد و طاعتش را واجب شمرده است: «اَطيعُواللّه‏ و اطيعُوالرَّسول»، مراد اين نبود كه اگر پيامبر اكرم (ص) مسأله‏اي گفت قبول كنيم و عمل نماييم. عمل كردن به احكام، اطاعت خداست. همه كارهاي عبادي و غيرعبادي كه مربوط به احكام است اطاعت خدا مي‏باشد. متابعت از رسول اكرم(ص) عمل كردن به احكام نيست؛ مطلب ديگري است، اگرچه عمل به دستورات رسول اكرم (ص) به يك معنا اطاعت خداست…. لذا اگر رسول اكرم(ص) كه رئيس جامعه اسلامي است امر كند و بگويد همه بايد با سپاه «اُسامه» به جنگ بروند كسي حق تخلّف ندارد. اين امر خدا نيست، بلكه امر رسول است.39
«فَانّ اِطاعَتَهُما بِما هيَ اِطاعتهما هي الائتمارُ بِاَوامِرِهِما المبسوطة بِالوالي وَ لَيسَ‏المُرادُبِها اطاعتُهُما في‏الاَحکامِ الاِلهِيَة؛ يعني مقصود از اطاعت از رسول (ص) و اولي الامر همان فرمانبرداري از اوامر حكومتي و ولايي آنهاست نه اينكه مراد اطاعت از آنان در احكام الهي است».40
شيخ مرتضي انصاري اظهار داشته‏است: به ظاهر مصداق اولي الامر از ديدگاه عرف كسي است كه در امور عمومي كه مسؤوليت آن متوجه شخص خاصي نشده به او مراجعه شود.41 اين عبارت اشاره دارد به وجوب اطاعت از دستور اولي الامر در امور عمومي كه بر عهده اوست و اين غير از اطاعت از او در احكام الهي است كه به عنوان فتوي بيان مي‏شود.
همين مضمون را فقهاي ديگر بيان نموده‏اند كه به اختصار به آن اشاره مي‏كنيم.
آيت‏الله بروجردي (ره) در اين زمينه بيان داشته‏اند:
امر و نهي صادره از پيامبران بر دو گونه است: يكي امر و نهي صادر شده در زمينه اظهار سلطنت و ولايت مانند امر و نهي رهبران اجتماعي نسبت به فرمانبرداران، كه از اين قبيل است تمام فرمانهاي صادر شده در ميدانهاي نبرد و جهاد و تمام فرمانها در امور زندگي، و ديگري امر و نهي صادر شده به عنوان تبليغ حكم خدا. از اين قبيل است فرمان به نماز خواندن و…42.
فقيهان و مفسران از آيه «النَّبيُ اولي بالمؤمنين من انفسهم» (احزاب، 33/6) نيز در جهت اثبات ولايت پيامبران و نفوذ احكام حكومتي ايشان نسبت به مؤمنين و جامعه اسلامي استفاده نموده‏اند. مثلاً طبرسي در تفسير اين آيه مي‏نويسد: براي اولويت سه تفسير شده است: اولويت در اداره شئون مردم، اولويت خواست پيامبر بر خواست مردم، اولويت پيامبر بر واليان ديگر.43 علامه طباطبائي نيز اظهار مي‏كند كه منظور اولويت در تمام امور ديني و دنيوي است، زيرا آيه اطلاق دارد و تمام امور را در برمي‏گيرد.44با توجه به تفاسير ارائه شده مي‏توان گفت پيامبر در اداره امور جامعه و امور مربوط به دين و دنياي مردم بر ديگران اولويت دارد. از اين رو اطاعت از دستورات صادره از جانب ايشان جهت تنظيم امور دين و جامعه بر همگان واجب است.
ب- سنت:احادیث و روایات متعددی بر وجوب اطاعت از فقها در امور حکومتی و در نتیجه بر اعتبار و نفوذ احکام حکومتی ایشان دلالت دارد که از جمله آنها می توان به مقبوله عمر بن حنظله اشاره نمود.45 در این روایت، امام صادق علیه السلام پس از نهی شیعیان از مراجعه به سلاطین و قضات جور، به ایشان دستور داده است که به راویان حدیث ائمه علیهم السلام که از احکام ایشان خبر دارند و حلال و حرام را می شناسند، مراجعه کنند، سپس صریحا می فرمایند: «فانی قد جعلته علیکم حاکما.» یعنی: من چنین کسی را حاکم بر شما قرار دادم.
استدلال به این روایت بر اعتبار احکام حکومتی، مبتنی بر دو مقدمه است:
مقدمه اول: مقصود از «حکومت» در این روایت، صرفا قضاوت نیست، بلکه معنای کلی تری دارد و اجرای احکام را هم در بر می گیرد.46
مقدمه دوم: مقصود از راویان حدیث، تنها محدثین و کسانی که به نقل احادیث می پردازند نیست، بلکه مقصود از آن، با توجه به صفاتی که برای آنها ذکر شده است، عالمان و فقیهان است.47 بنابراین، اطاعت از فقها در امور مربوط به حکومت و اداره جامعه اسلامی لازم است و این وجوب اطاعت، بر اعتبار و نفوذ احکام آنها دلالت دارد؛ زیرا معنا ندارد که اطاعت از احکام آنها واجب باشد، اما احکام ایشان معتبر نباشد.
ج- عقل:دلیل عقلی به عنوان یکی دیگر از ادله اربعه، می تواند مورد استناد واقع شود؛ عقلی که در لسان روایات از آن به «حجت درونی» تعبیر شده است48(49) و امام صادق علیه السلام بر ارتباط وثیق بین آن و دین صحه می گذارند و می فرمایند: «من کان عاقلا کان له دین و من کان له دین دخل الجنه.» یعنی: هر که خردمند باشد، دیندار است و هر که دیندار باشد، به بهشت می رود.49
از این روست که استاد جوادی آملی در رد کلام منسوب به ابوالعلاء معرّی که می گوید: «اثنان اهل الارض: ذو عقل بلا دین و آخر ذو دین لا عقل له.»، می فرماید: این گفته خطا و ناصواب است؛ زیرا قسیم حکم عقلی، حکم نقلی است نه شرعی. عقل به نوبه خود فتوای شرع را بخوبی درک می کند.50 البته این بدان معنا نیست که عقل هیچ ضابطه ای نداشته باشد.51
عقل با اجتماع ضوابط خاص، ضرورت ایجاد تشکیلاتی تحت عنوان حکومت، برای جلوگیری از هرگونههرج و مرج و اختلال نظام را بخوبی درک می کند و در پی آن، لزوم پیروی از احکام حکومتی حاکم نیزروشن است. از این رو، برخی از فقها نیز برای اثبات ولایت فقیه به استدلال عقلی روی آوردند.52

5- مقتضای اصل اولی در بازیگری زن:
عناوينى از قبيل فيلم, تئاتر،سینما و بازيگرى كه در رسانه مدّنظر است, همه از عناوين نوظهورند و هيچ يك از آنها در ادله فقه يعنى در آيات و روايات وارد نشده اند و از اين رو, به خودى خود مشمول اصل برائت اند و چنين فعاليت هايى از نظر شرعى هيچ منعى ندارند; ولى چنان كه معلوم است, در شكل گيرى يك فيلم يا نمايش, عوامل زيادى دخالت دارند كه هر كدام مصداق عناوين ديگرى هستند و ممكن است از آن زاويه, فيلم و بازيگرى داراى احكامى باشد. به عنوان مثال, حضور زن در سينما موجب پيدايش برخى مسائل فقهى و شرعی مى شود; مانند اختلاط زن و مرد, نگاه به نامحرم, فرض زوجيّت و محرميّت, تشبّه به جنس مخالف, تشبّه به معصومان(ع), شنيدن صداى نامحرم, سرود و آوازخوانى, پوشش, آرايش, گريم و… .
به عبارت دیگر، بازیگری، یعنی زندگی در یک محیط مفروض، با شرائط پیشنهادی که شامل چگونگی پوشش لباس، چهره، حرکات بازیگر، گفتگو و نیز ابراز احساسات بازیگر است. موضوع، دیالوگ و نحوه ی حرکات و ابراز احساسات یک بازیگر، از عوامل مهم بازیگری است. این مسائل از مباحث مستحدثۀ فقه است و با توجه به گسترش مقولۀ هنر، به خصوص هنرهای نمایشی و سینما، باید مورد توجه فقهای شیعه قرار گیرد. در این میان، سؤال اساسی این است که مقتضای اصل اولی در بازیگری زن چیست؟ و یا به عبارتی ساده تر آیا زن مسلمان می تواند در این گونه هنرها شرکت کند یا خیر؟
با توحه به اینکه در احکام فقهی، در مواردی که از جانب شارع، حکمی وحود نداشته باشد، برائت جاری می شود، مگر آن که دلیلی بر عدم آن قائم شود، باید گفت در مورد بازیگری زن نیز دلیلی بر حرمت وجود ندارد. بنابر این، همانطور که فقها بیان داشته اند: اصل بازیگری در فیلم، سینما یا تئاتر اشکالی ندارد، ولی باید تمامی شئونات اسلامی رعایت شود و از کار های خلاف شرع و مکالمات شهوت انگیز خودداری شود.53فقها ی شیعه با توجه به اهمیت ساختن تصویر و فیلم در عصر و کاربردی که در زمینه هایی چون پزشکی، تعلیم و تربیت، علوم فضایی و … دارد، ابعاد این مسئله را مورد مطالعه قرار داده اند و احکام متعددی را برای آن بیان کرده اند. امام خمینی (ره) با توجه به واقعیت فیلم، آن را متفاوت با نقاشی و مجسمه دانسته اند و با جدا ساختن پیکر تراشی از تصویر گری، آن را جایز شمرده اند.54 ایشان معتقدند تصویر متحرک که شامل فیلم و پویانمایی (انیمیشن) می شود، از مصادیق تصویر گری، که در روایات از آن نهی شده است، نیست. ایشان در این باره بیان می دارند: «آفرینش تصویر توسط ابزار و آلات، به مخصوص همانند دوربین، که در عصر ما متداول است و معمول شده [است]، جایز است. »55 بلکه می توان گفت ظاهراً این قبیل تصویر گری از مصداق آنچه به عنوان تصویر آمده، خارج است. فیلم و تصویر های متحرک در واقع عکس های معمولی که در هر ثانیه 24 عکس از آن ها قاب شده و به جهت خطای دید بیننده، متحرک به نظر می رسد و این مشروع یا نا مشروع بودن سینما دوری از فحشا یا آلوده بودن به آن مفسده مترتب شود، تعریف می کنند.56 بنا بر این ممکن است در هر یک از اعمال انسان اعم از رفتار و گفتار او که در فیلم به نمایش می گذارد، فحشا بروز کند. البته گاهی به صراحت بیان کردن از انواع فحشا به شمار می آید. با توجه به وسعت معنای فحشا، فیلم باید دارای ویژگی های زیر باشد:
1. تحریک کننده نباشد؛
2. بیانگر زشتی های مفسده انگیز نباشد؛
3. بازیگر در پوشش و حرکات و ظواهر، اخلاق انسانی و اسلامی را رعایت کند؛
4.

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع فقهای امامیه، روابط اجتماعی، فعالیت فرهنگی، مراسم مذهبی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جنس مخالف، امام صادق