منابع پایان نامه ارشد با موضوع توسعه مدل

دانلود پایان نامه ارشد

مزيت نسبي، سازگاري، پيچيدگي، توانايي تست كردن و مشاهده پذيري. همچنين او معتقد بود كه اين پنج شاخص به ميزان 49 تا 87 درصد در پذيرش نوآوري نقش دارند (Rogers, 1983). نمودار 12 تئوري انتشار نوآوري را نشان مي دهد.

نمودار12 . مدل انتشار نوآوري (Rogers, 1983)

تئوري اشاعه نوآوري‌ها48 (IDT) (راجرز، 1995) سعي مي‌كند اطلاعاتي را دربارة روش مناسب براي حركت يك طرح نوآورانه از مرحلة اختراع به مرحلة كاربرد ارائه دهد. اين تئوري درباره فرايند تصميم‌گيري نوآورانه كه نرخ به كارگيري اختراعات را در عمل مشخص مي‌كند، توضيح مي‌دهد. در تئوري اشاعه نوآوري، فرض مي‌شود كه افراد را مي‌توان بر طبق سرعت به كارگيري نوآوري توسط آنها طبقه‌بندي كرد. دسته‌هاي مختلف افراد عبارتند از: نوآوران،‌ به سرعت تطبيق دهندگان، اكثريت زودپذير، اكثريت ديرپذير و عقب مانده‌ها. اين دسته‌ها به صورت نرمال توزيع شده‌اند (راجرز، 1995).
تئوري اشاعه نوآوري همچنين ادعا مي‌كند كه چهار ويژگي كه بر اجراي نوآوري اثر مي‌گذارد عبارت است از: مزيت نسبي، سازگاري، قابل آموزش بودن، قابل مشاهده بودن.

جدول 2-5. جدول تئوري اشاعه نوآوريها IDT
گويه
تعريف
مزيت نسبي
ميزان درک از اينكه يک نوآوري مي‌تواند در شرايط فعلي بهبود ايجاد كند (مور49 و بن باسات50، 1991)
سادگي استفاده
درک از دشواري يا سهولت به کاربردن يک نوآوري (مور و بن باسات، 1991)
تصور
درک از اينكه به کاربردن يک نوآوري تصور يا وضعيت واحدي در يک سيستم اجتماعي پديد مي‌آورد (مور و بن باسات، 1991)
قابليت مشاهده
مشاهده ميزان استفاده ديگران از يک سيستم در سازمان (مور و بن باسات، 1991)
قابليت سازگاري
ميزان سازگاري يک نوآوري با ارزش‌هاي موجود، نيازها و تجارب قبلي کاربران بالقوه (مور و بنباسات، 1991)
قابليت توضيح نتايج
قابل لمس بودن نتايج استفاده از نوآوري، شامل قابليت ديدن و قابليت ارتباط برقرارکردن (مور و بن باسات، 1991)
استفاده داوطلبانه
درك از ميزان اختياري و داوطلبانه بودن نوآوري خاص (مور و بن باسات، 1991)

تئوري اشاعه نوآوري و روابط آنها در شکل زير نمايش داده شده است.

نمودار13 . الگوي تئوري نفوذ نوآوري

نمودار 13 چارچوب اصلي نظريه اشاعه نوآوري را نشان مي‌دهد و بيانگر اين است كه موفقيت در پياده‌سازي سيستم اطلاعات و ميزان پذيرش آن بستگي به عواملي چون قابليت سازگاري فني، ميزان پيچيدگي فني و مزيت نسبي دارد كه سيستم جديد واجد آنهاست.
2-33تئوري کنش موجه 51
ريشه هاي تئوري کنش موجه از رشته روان شناسي اجتماعي نشأت مي گيرد. روان شناسي اجتماعي سعي دارد تا تشريح کند که در ميان عوامل مختلف، نگرش چگونه و چرا بر رفتار تأثير مي گذارد. به عبارت ديگر اين تئوري تشريح مي کند که باورهاي افراد چگونه و چرا شيوه اي که آن ها عمل مي کنند را تغييرمي دهد.
اين تئوري که در سال 1967 معرفي شد به دنبال پيش بيني و شناخت رفتار فرد مي باشد. در اين بين گام اول، تعيين و اندازه گيري رفتار مورد نظر مي باشد. زماني که رفتار به طور واضح تعريف شده و مشخص باشد، باعث مي شود که بدانيم چه عواملي رفتار را شکل مي دهند. اين محققان در مدل خود فرض کرده اند که اکثر اقدامات اجتماعي، تحت کنترل اختياري است و مطابق با اين فرض، تئوري آن ها بيان مي کند که نيت فرد به عنوان عامل تعيين کننده مستقيم، تعيين مي کند که آيا رفتار مورد نظر انجام خواهد گرفت يا نه؟((Wen, 2006 در اين تئوري رفتار افراد توسط نيت آن ها به انجام رفتار تعيين مي شود و در عوض، اين نيت تابعي از نگرش آن ها به رفتار و هنجار ذهني مرتبط با رفتار مورد نظر است . نمودار 14 اين تئوري را نشان مي دهد.
نمودار 14. تئوري کنش موجه

رابطه اصلي تئوري کنش موجه مي تواند به شکل معادله زير نشان داده شود:
هنجار ذهني+ نگرش به رفتار= نيت رفتاري
به طور کلي رفتار، تبديل نيت به عمل مي باشد و بسياري از محققان و تئورسين ها اعتقاد دارند که رفتار، توسط نيت انجام آن تعيين مي شود. نيت به عنوان احتمال ذهني فرد، تعريف شده است که در نتيجه آن فرد، رفتار خاصي را انجام مي دهد. آيزن و فيشبين در سال 1980 با بيان اين مطلب اهميت نيت را نشان دادند که نيت، عامل تعيين کننده مستقيم رفتار مي باشد و هنگامي که شاخص مناسبي از نيت به دست آيد، مي تواند مناسب ترين پيش بيني کننده رفتار باشد. رفتار و نيت توأمان با هم، قدرت نسبي نيت فرد براي انجام يک رفتار را نشان مي دهند که يکي از مفاهيم اصلي در مفهوم خودکارآمدي است. تئوري خودکارآمدي مي گويد که نيت يک فرد براي عمل کردن و ساخت، ارتباط نزديکي به خود رفتار دارد .در نتيجه، اگر يک فرد نيت به انجام رفتاري را نشان دهد، احتمال خيلي زيادي دارد که آن را انجام دهد ( Donnelley, 2004).
نگرش، اشاره به حالت عاطفي فرد (مثبت يا منفي) به خود رفتار است. نگرش، تابعي از مجموعه اي از باورها مي باشد. به طور مثال، فردي که معتقد است استفاده از اينترنت پيامدها و نتايج مثبتي دارد، نگرش مطلوبي به استفاده از اينترنت خواهد داشت .به عبارت ديگر باور ذهني، احتمال ذهني فرد است به اين که رفتار منجر به چه پيامد خاصي خواهد شد. مثلاً با استفاده از اينترنت براي خريد، در وقت صرفه جويي خواهد شد. يکي از مزاياي تئوري کنش موجه، وارد کردن هنجارهاي ذهني و بررسي نقش هايي است که آن ها مي توانند در برخي موقعيت ها ايفاء کنند. هنجار ذهني به عنوان واکنش فرد به فشار اجتماعي درک شده، براي انجام دادن يا انجام ندادن رفتار مورد نظر تعريف شده است.
هنجار ذهني تابعي از مجموعه اي از باورها مي باشد که باورهاي هنجاري52 ناميده مي شوند. باورهاي هنجاري مرتبط با احتمالي است که افراد يا گروه هاي مرجع، انجام رفتار را تأييد يا رد مي کنند. تئوري رفتار برنامه ريزي شده تئوري رفتار برنامه ريزي شده 53، توسعه مدل يا تئوري کنش موجه مي باشد. همان طور که در نمودار 14 مشخص است تنها فرق بين تئوري کنش موجه و تئوري رفتار برنامه ريزي شده اين است که تئوري رفتار برنامه ريزي شده شامل کنترل غير اختياري 54 بر رفتار است که کنترل واقعي55 ناميده مي شود. کنترل واقعي به داشتن فرصت ها و منابع واقعي مورد نياز براي انجام رفتار اشاره دارد. به اين دليل اين خيلي مشکل است به طور صحيح کنترل واقعي فرد اندازه گيري شود، کنترل رفتاري درک شده، به عنوان نماينده يا جايگزيني براي کنترل واقعي، در تئوري رفتار برنامه ريزي شده مورد استفاده قرار گرفته است (Park, 2003)
2-34مفهوم نوآوري
منظور از نوآوري، خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول، فرايند و خدمات جديد به بازار است؛ نوآوري بکارگيري توانايي‌هاي ذهني براي ايجاد يک فکر يا مفهوم جديد است .
واژه نوآوري غالباً بر چيزي كه جديد توليد و يا خلق شده است دلالت مي كند. البته هر نوآوري لزوماً يك اختراع جديد نيست بلكه يك ايده، روش و محصول نه چندان جديد نيز مي تواند كاربرد تازه اي داشته باشد و از اين رو براي عده اي از مردم نوآوري تلقي شود. بدين ترتيب آنچه در نوآوري اهميت دارد جديد بودن آن نيست بلكه درك و برداشت افراد از آن بعنوان يك ايده، روش يا پديده جديد است، هر چند كه ماهيت آن جديد نباشد .(Spence, 1995,15)
با اين تعريف از نوآوري مي توان دريافت كه نوآوري ها لزوماً در بر گيرنده توليدات مادي و تكنولوژي هاي پيچيده جديد نيستند بلكه ممكن است يك ايده، روش و يا برنامه جديد و يا حتي كاربرد جديدي از وسايل، ابزار موجود نيز نوعي نوآوري تلقي مي شود از اين رو براي نوآوري ها دو جزء سخت افزاري و نرم افزاري را در نظر مي گيرند .(Van den ban, 1988 ,2 )
اساساً نوآوري در كشاورزي ريشه در پيدايش خود كشاورزي دارد. بدين صورت كه گونه هاي سنتي محصولات از طريق گزينش طبيعي و در نتيجه سازگاري با محيط هاي محلي تكامل يافته اند و با تغيير ابزار ساده دستي و تكامل آنها روش هاي كشاورزي نيز تغيير كرده اند ولي از آنجا كه اين نوع از ابداع نوآوري قادر به مقابله با فشار فزاينده افزايش جمعيت و رفع انتظارهاي روز افزون برخي كشورهاي در حال توسعه نبود، منابع ديگر ابداع نوآوري مورد توجه بسياري از متخصصان دركشورهاي مختلف قرار گرفت و ابداع نوآوري ها از مزارع به مراكز پژوهشي انتقال يافت و توسعه نوآوري ها و انتقال در بين زارعين و در بين كشورها بطورجدي در دستور كار بخش هاي دولتي و خصوصي كشورها قرار گرفت. “نوآوري ها از طرق مختلفي مانند تحقيق، اختراع، كشف، توسعه وحل مسئله بوجود مي آيند” (کرمي و فنايي، 1373: 30).
امروزه مفهوم نوآوري در بحث هاي مربوط به کارافريني و خلاقيت جايگاه زيادي پيدا کرده است. نوآوري مي تواند کليد يافتن راه حل هاي تازه براي يک مشکل باشد و گستره اين مفهوم آن قدر زياد است که ما نوآوري را در هر بخشي اعم از علوم اجتماعي تا اقتصاد و مديريت مي بينيم.
پيتر دراکر، نوآوري را همانند هر فعاليت عيني در کنار نبوغ و استعداد، نيازمند دانش، توجه و سختکوشي همه دست اندرکاران مي داند. او معتقد است: آنچه در ميان کارآفرينان مشترک يافتم نه گونه خاصي از شخصيت بلکه تعهد سيستماتيک به نوآوري بوده است. شرکت (دل)، نوآوري را به مفهوم خطرپذيري و يادگيري از اشتباهات مي داند و مايکل تاشمن نوآوري را بستر پيروزي در کسب وکار دانسته تا مديران درپي شناسايي سازوکار چرخه فناوري و جويبار نوآوري بتوانند به کمک انجام دگرگوني هاي ناپيوسته در سازمان به امتيازهاي ناشي از آنها برسند (احسني زاده، ماهنامه تدبير شماره 138).
نوآوري هدف دار با تجزيه و تحليل همه منابعي آغاز مي شود که فرصت هاي تازه در خود دارند. براي اينکه نوآوري کارآمد باشد بايد سادگي آن رعايت شود و به يک نياز پاسخ دهد. نوآوري بيش از نبوغ، مديون سختکوشي و فعاليت پيگير است و به دانش، نبوغ و تحرک و تمرکز، به موضوع نياز دارد. خلاقيت و نوآوري، استعداد مرموز نزد افراد نيست بلکه فعاليت روزمره براي برقراري روابطي است که قبلاً ديده نشده و برقراري ارتباط بين مسائلي است که به طور معمول در کنار يکديگر قرار نمي گيرد. البته نوآوري در سايه نبوغ محض هم وجود دارد ولي بيشتر نوآوران به ويژه پيروزمندان آنها، از راه جستجوي آگاهانه و هدفمند فرصت هاي کمياب به نتيجه رسيده اند (همان منبع).
2-35ويژگي هاي نوآوري
ويژگي ها و خصوصيات نوآوري ها متنوع هستند و اين تنوع باعث تفاوت در سرعت پذيرش آنها از سوي اعضاءي نظام اجتماعي مي شود .برخي از ويژگي ها وخصوصيات نوآوري ها به آنچه آنها واقعاً هستند ارتباط مي يابد و برخي ديگر به نظر پذيرندگان و درك و برداشت آنها در مورد اينكه اين ويژگي ها چه بايد باشد مربوط مي شود (ليونبرگر وگوين، 1374 ، 8).
(ليونبر گروگوين،1374) و (كرمي و فنايي ،1373 (معتقدند كه: يك نوآوري يا يك ايده جديد بايستي در مقايسه با پديده و يا ايده رايج خصوصيات و شرايط بهتري داشته باشد تا از سوي افراد با پذيرش روبرو شود.
بر مبناي تحقيقات انجام يافته در اين زمينه نوعي الگوي 7 مرحله اي را بعنوان مراحل وقوع پذيرش معرفي مي نمايد:
1-نياز: مرحله اي است كه فرد لزوم تغيير را احساس مي كند.
2- آگاهي: به اين معنا كه فرد به نياز خود آگاه مي شود بدون آنكه از محتواي آن مطلع گردد.
3- علاقه و توجه: در اين مرحله فرد به دنبال آنچه يافته است مي رود تا اطلاعات بيشتري از آن كسب كند.
4- سنجش: مرحله اي است كه فرد آنچه را كسب كرده در ذهن خود مطالعه مي كند و كم وكيف آن را بطور ذهني مي سنجد.
5- تلاش: در طي اين مرحله فرد آنچه را كه مطالعه كرده است به كار مي بندد.
6- ارزشيابي: در اين مرحله آنچه از كاربرد موضوع مورد نظر حاصل شده، با توجه به معيارهايي كه در نظر است به صورت عيني

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع رفتار انسان Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع نظام ارزش ها، آداب و رسوم