منابع پایان نامه ارشد با موضوع (تو:، محذوف)، ـــــ، رابطه‌ای

دانلود پایان نامه ارشد

آن لب خندانت
نشسته/ رفتاری
سیلی امواج
به گونه‌های زمستانم
گریه می‌اندازی/ رفتاری
(تو: محذوف)، مرا
با نوازش دستانت
می‌رقصند/ رفتاری
همین دو دست
برای سیلی
می‌تازند/ مادی
(آنها: محذوف)
ـــــ
بود/ وجودی
دست نوازش
همیشه، به گیسوان پریشانت
یم (هستم)/ رابطه‌ای
من، آن جزیرة لیلایم
ـــــ
می‌جویی/ مادی
تو، جزیره‌ای
ـــــ
ی (هستی)/ وجودی
تو، آن جزیرة مجنون
ـــــ
می‌برد/ مادی
موج، ت (تو را)
سویی
سپر کردی/ مادی
(تو: محذوف)، سینه
دوباره
کشیده/ مادی
جنون، ت (تو را)
به میدان
به چنگ می‌اندازد/ مادی
(او: محذوف)، تو را
ـــــ
به چنگ می‌اندازد (محذوف)/ مادی
پلنگ، آهویی
ـــــ
نگو/ مادی
(تو: محذوف)
ـــــ
ادامة جدول 3-15-
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
است/ رابطه‌ای
خانه، پر از مین
ـــــ
نگو/ کلامی
(تو: محذوف)
ـــــ
است/ رابطه‌ای
اسلحه‌ات، خالی
ـــــ
نگو/ کلامی
(تو: محذوف)
ـــــ
هستی/ رابطه‌ای
(تو: محذوف)، مرد بدی
ـــــ
دلم گرفته/ ذهنی
(من: محذوف)
ـــــ
می‌گویی/ کلامی
(تو: محذوف)، چه
ـــــ
بیا/ مادی
(تو: محذوف)
دوباره، در آغوشم
بگو/ کلامی
(تو: محذوف)
ـــــ
هستم/ رابطه‌ای
همه من، گوش
ـــــ
پناه بیاور/ مادی
(تو: محذوف)، به من
باز، چنان مریض، به دارویی
هستی/ رابطه‌ای
تو، آن جزیرة مجنون
ـــــ
پریشان کرده/ مادی
موج، ت (تو را)
ـــــ
یم (هستم)/ رابطه‌ای
من، آن جزیرة لیلا
ـــــ
هستم (محذوف) رابطه‌ای
(من: محذوف)، جزیره‌‌ای
ـــــ
می‌جویی/ مادی
تو
ـــــ

3-1-16- لیلایی (16)
یک عمر بال و پر زده‌ای در برابرم
هر روز صبح ساعت شش درد می‌کشی
وقتی که حرف می‌زنی از روز رفتنت
هر بار در کمین دو چشمان خیس من…
این جملة تو روح مرا می‌کشد به بند..
دست نوازشی به سر من بکش، بخند!
با جمله‌ای دروغ تو بیدار می‌شوی
آن قدر عاشقانه به تو خیره می‌شوم
با چای تازه دم کسی عاشق نمی‌شود…

حالا چقدر خفته‌ای آرام در برم
من هم به قرص آبی تو دست می‌برم
یک چشم اشک و بستر خون چشم دیگرم
هر بار یک بهانه برایت می‌آورم
«من با تو یا بدون تو، یک روز می‌پرم»
هر چند خندة تو زیاد است از سرم
«پاشو ببین چه صبح قشنگی ست همسرم»
انگار مانده لحظه‌ای از روز آخرم
باید برای صبح غزل دم بیاورم

(همان: 38-39)
نیکوی در شعر لیلایی (16) بیست و یک فرایند به کار برده است که از این تعداد هفت فرایند مادی، هفت فرایند رابطه‌ای، شش فرایند رفتاری و یک فرایند کلامی هستند. شاعر در این شعر از فرایندهای ذهنی و وجودی بهره نگرفته است. تعداد فرایندهای مادی و رابطه‌ای به کار رفته در شعر یکسان است. شاعر با کاربرد فرایندهای مادی که بر انجام کاری یا رخداد واقعه‌ای دلالت دارند، حرکت، جنبش و پویایی را در شعر ایجاد کرده است. اما فرایندهای رابطه‌ای بر بودن و هستی رویداد تأکید دارند. او علاوه بر استفاده از فرایندهای مادی و رابطه‌ای، به فرایندهای کلامی که به سخن گفتن و ارتباط کلامی دلالت دارند نیز توجه داشته است.
نگاهی به شرکت‌کنندگان در فرایندها نشان می‌دهد که علاوه بر حضور شاعر در شعر مشارکین انسانی دیگری نیز در این شعر هستند مثل «همسر» در مصرع «پاشو ببین چه صبح قشنگی‌ست همسرم» و «کسی» در مصرع «با چای تازه‌دم کسی عاشق نمی‌شود». مشارکین غیرانسانی هم در این شعر حضور دارند مانند «قرص آبی تو» در مصرع «من هم به قرص آبی تو دست می‌برم»، «یک چشم اشک» در مصرع «یک چشم اشک و بستر خون چشم دیگرم»، «در کمین دو چشمان خیس من» در مصرع «هر بار در کمین دو چشمان خیس من»، «یک بهانه» در مصرع «هر بار یک بهانه برایت می‌آورم»، «این جملة تو» و «روح مرا» در مصرع «این جملة تو روح مرا می‌کشد به بند»، «دست نوازش» در مصرع «دست نوازشی به سر من بکش، بخند!»، «خندة تو» و «زیاد» در مصرع «هر چند خندة تو زیاد است از سرم»، «بیدار» در مصرع «با جمله‌ای دروغ تو بیدار می‌شوی»، «خیره» در مصرع «آن قدر عاشقانه به تو خیره می‌شوم»، «لحظه‌ای» در مصرع «انگار مانده لحظه‌ای از روز آخرم» و «غزل» در مصرع «باید برای صبح غزل دم بیاورم».
با بررسی عناصر پیرامونی در شعر مشاهده می‌شود که به استثنای چهار فرایند که شاعر بدون عناصر پیرامونی آورده است، سایر فرایندهایش دارای عناصر پیرامونی هستند. همچنین او در این شعر به عناصر زمانی بیشتر اهمیت داده است، مثل «یک عمر»، «حالا»، «هر روز صبح» و … . البته عناصر مکانی مانند «در برابرم» نیز در این شعر مشاهده می‌شود.
در جدول (3-16) به فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی در شعر لیلایی (16) اشاره شده است.

جدول 3-16- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر لیلایی (16)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
بال و پر زدن/ رفتاری
(تو: محذوف)
یک عمر، در برابرم
خفته‌ای/ رفتاری
(تو: محذوف)
حالا، چقدر آرام
درد می‌کشی/ رفتاری
(تو: محذوف)
هر روز صبح، ساعت شش
دست می‌برم/ مادی
من، قرص آبی تو
هم
حرف می‌زنی/ کلامی
(تو: محذوف)
وقتی که، از روز رفتنت
می‌شود (محذوف)/ رابطه‌ای
یک چشم، اشک، بستر خون، چشم دیگرم

هستی/ رابطه‌ای
(تو: محذوف)، در کمین دو چشمان خیس من
هر بار
می‌آورم/ مادی
(من: محذوف)، یک بهانه
هر بار، برایت
به بند می‌کشد/ مادی
این جملة تو، روح مرا
به بند
می‌پرم/ مادی
من
با تو، یا بدون تو، یک روز
بکش/ مادی
(تو: محذوف)، دست نوازش
به سر من
بخند/ رفتاری
(تو: محذوف)
ــــ
است/ رابطه‌ای
خندة تو، زیاد
هر چند، از سرم
می‌شوی/ رابطه
تو، بیدار
با جمله‌ای دروغ
پاشو/ رفتاری
(تو: محذوف)
ــــ
ببین/ رفتاری
(تو: محذوف)
ــــ
است/ رابطه‌ای
چه صبح قشنگی، همسرم
ــــ
می‌شوم/ رابطه‌ای
(من: محذوف)، خیره، به تو
آن قدر عاشقانه
مانده/ مادی
لحظه‌ای
انگار، از روز آخرم
نمی‌شود/ رابطه‌ای
کسی، عاشق
با چای تازه‌دم
بیاورم/ مادی
(من: محذوف)، غزل
باید، برای صبح

3-1-17- مادرانه (1)
قطره قطره تمام خاطره‌ها، از سرم در رگ تو می‌ریزد
از گلویی که بغض باران است، کاش امّن یجیب برخیزد
گونه‌هایت نشسته‌اند به بار، چشم‌های تو بسته می‌خندند
باز امشب پزشک‌ها با من، تا سحر چشم را نمی‌بندند
باز سُر خورد از گلوی سرُم، شوق لبخند آخرین سفرت
چار قل خواند زیر لب باران، چند ساعت چکید پُشت سَرت
پیچ را پشت سر گذاشتی و رَد شدی از سکوت چشمانم
کاسة آب روی دستم ماند، بی‌کسی قَد کشید در جانم
گفته بودی اگر سفر کردم، قطره اشکی نریز پشت سرم
کاش یک لحظه جای من بودی، تو که مادر نبوده‌ای پسرم!
روبروی منی که منتظرم چشمهایت دوباره باز شوند
شریان‌هایت از چکیدن خون، مثل هر روز بی‌نیاز شوند
باز کن چشم را و پلک بزن منتظر مانده‌ام که بر گردی
که بپرسی دوباره از مادر «من نبودم چگونه سرکردی؟»

(همان: 40-41)
شاعر در شعر مادرانه (1) از سی و یک فرایند بهره برده است که هفت فرایند مادی، پنج فرایند رابطه‌ای، یک فرایند رفتاری، دو فرایند ذهنی، سه فرایند وجودی و سه فرایند کلامی هستند. در این شعر بسامد بالای فرایندهای مادی را مشاهده می‌کنیم و این نشان‌دهندة توجه خاص شاعر به بیان امور و اتفاقات است. اگر در شعر فقط فرایند رابطه‌ای، وجودی و ذهنی حاکم بودند، در حقیقت شعر فضایی بی‌حرکت و ساکن را به خواننده القا می‌نمود، اما شاعرِ شعر مادرانه با ظرافت خاصی فرایندهای رفتاری را در کنار فرایندهای مادی قرار می‌دهد تا فضایی پویا و متحرک برای خواننده ایجاد کند. او همچنین با کاربرد فرایندهای مکالمه‌ای سطح گفت‌و گو و محاوره را در شعر بالا برده است.
نگاهی به مشارکین در فرایند نشان‌دهندة آن است که علاوه بر اینکه شاعر در شعر حضور دارد و با مخاطب فرضی خود سخن می‌گوید مشارکین انسانی دیگری نیز در شعر هستند مثل «پزشک» در مصرع « باز امشب پزشک‌ها با من، تا سحر چشم را نمی‌بندند»، «بی‌کسی» در مصرع «کاسه‌ی آب روی دستم ماند، بی‌کسی قَد کشید در جانم»، «پسر» در مصرع «کاش یک لحظه جای من بودی، تو که مادر نبوده‌ای پسرم!»، «مادر» در مصرع «که بپرسی دوباره از مادر «من نبودم چگونه سرکردی؟».
البته مشارکین غیرانسانی هم در شعر حضور دارند نظیر «تمام خاطره‌ها» در مصرع «قطره قطره تمام خاطره‌ها، از سرم در رگ تو می‌ریزد»، «بغض باران» در مصرع «از گلویی که بغض باران است، کاش امّن یجیب برخیزد»، «گونه‌هایت» در مصرع «گونه‌هایت نشسته‌اند به بار، چشم‌های تو بسته می‌خندند»، «شوق لبخند آخرین سفرت» در مصرع «باز سُر خورد از گلوی سرُم، شوق لبخند آخرین سفرت»، «چارقل» در مصرع «چار قل خواند زیر لب باران، چند ساعت چکید پُشت سَرت»، «پیچ را» در مصرع «پیچ را پشت سر گذاشتی و رَد شدی از سکوت چشمانم»، «کاسة آب» در مصرع «کاسة آب روی دستم ماند، بی‌کسی قَد کشید در جانم»، «قطره اشکی» در مصرع «گفته بودی اگر سفر کردم، قطره اشکی نریز پشت سرم»، «چشمهایت» در مصرع «روبروی منی که منتظرم چشمهایت دوباره باز شوند»، «شریان‌هایت» در مصرع «شریان‌هایت از چکیدن خون، مثل هر روز بی‌نیاز شوند» و «چشم» در مصرع «باز کن چشم را و پلک بزن منتظر مانده‌ام که بر گردی».
شاعر در شعر مادرانه (1) از عناصر پیرامونی نیز بهره گرفته است، به جز دوازده فرایند که بدون عناصر پیرامونی هستند، سایر فرایندهای شعر دارای عناصر پیرامونی‌اند.
او در این شعر از عناصر زمانی مثل «امشب»، «چند ساعت»، «یک لحظه» و …، عناصر مکانی مثل «پشت سر»، «روبروی من» و … ، عناصر سببی مانند «اگر» و عناصر علت یا پرسشی مانند «چگونه» بهره برده است.
فرایندها، مشارکین فرایند و عناصر پیرامونی شعر مادرانه (1) در جدول (3-17) آورده شده است.
جدول 3-17- فرایندهای ساخت تعدّی در شعر مادرانه (1)
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
می‌ریزد/ مادی
تمام خاطره‌ها
قطره قطره، از سرُم، در رگ تو
است/ رابطه‌ای
آن (گلو)، بغض باران
از گلویی
کاش (آرزو می‌کنم)/ ذهنی
(من: محذوف)
ــــ
برخیزد/ مادی
امّن یجیب
ــــ
به بار نشسته‌اند/ مادی
گونه‌هایت
ــــ
می‌خندند/ رفتاری
چشم‌های تو
بسته
نمی‌بندند/ مادی
پزشک‌ها، چشم را
باز، امشب، با من، تا سحر
سرخورد/ مادی
شوق لبخند آخرین سفرت
باز، از گلوی سرُم
خواند/ کلامی
چارقل، باران
زیر لب
چکید/ مادی
آن (باران: محذوف)
چند ساعت، پشتِ سَرت
گذاشتی/ مادی
(تو: محذوف)، پیچ را
پشت سَر
رد شدی/ مادی
(تو: محذوف)
از سکوت چشمانم
ماند/ مادی
کاسة آب
روی دستم
قدکشید/ مادی
بی‌کسی
در جانم
گفته بودی/ کلامی
(تو: محذوف)
ــــ
سفرکردم/ مادی
(من: محذوف)
اگر
نریز/ مادی
قطره، اشکی
پشت سرم
کاش (آرزو می‌کنم)/ ذهنی
(من: محذوف)
ــــ
بودی/ وجودی
(تو: محذوف)
یک لحظه، جای من

ادامة جدول 3-17-
فعل فرایند
مشارکین فرایند
عناصر پیرامونی
نبوده‌ای/ رابطه‌ای
تو، مادر، پسرم
ــــ
ی (هستی)/ وجودی
(تو: محذوف)
روبروی من
م (هستم)/ رابطه‌ای
(من: محذوف)
ــــ
شوند/ رابطه‌ای
چشم‌هایت، باز
دوباره
شوند/ رابطه‌ای
شریان‌هایت، بی‌نیاز
از چکیدن خون، مثل هر روز
باز کن/ مادی
(تو: محذوف)، چشم را
ــــ
پلک بزن/ مادی
(تو: محذوف)
ــــ
مانده‌ام/ مادی
(من: محذوف)، منتظر
ــــ
برگردی/ مادی
(تو: محذوف)
ــــ
بپرسی/ کلامی
(تو: محذوف)، از مادر
دوباره
نبودم/ وجودی
من
ــــ
سرکردی/ مادی
(تو: محذوف)
چگونه

3-1-18- مادرانه (2)
فریاد یا علیّ تو با گوشم آشناست
از جنس آب و آینه بودی، زلال‌تر…
جای قدوم سرخ تو بر خاک می‌تپد
چنگی نمی‌زند به دل این مادرانگی
نه نیست مادرانگی این ریزه ریزه اشک
این خاک‌ها تو را به تبرّک گرفته‌اند
ای بادها که باز وزیدن گرفته‌اید

حرفی بزن که دل به سکوت تو مُبتلاست
رگ‌های خاک جبهه به خون تو آشناست
روی گُلت هنوز گِل رودِ روستاست
وقتی که شانه‌های تو از هق هِقم جداست
این‌ها شبیه گریة یک‌ریز بچّه‌هاست
ذرّه به ذرّه جبهه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ـــــ، محذوف)،، مشارکین، انار Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ــــ، رابطه‌ای، محذوف)،، مشارکین