منابع پایان نامه ارشد با موضوع تلقیح مصنوعی، بنیان خانواده، ازدواج موفق، فقه اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

مرز بین خوبی و بدی تلقیح مصنوعی ، مرز اخلاق است .
مادامی که انسان خود را محصور و مقید به قیودات اخلاقی دانسته و اعتقاد به موازین اخلاقی را ارزش بداند ، نمی توان این روش ژنتیکی پزشکی را تهدید برای بنیان خانواده محسوب کرد ، چون در آن صورت ، این شاخه از علم پزشکی در اختیار تحکیم بنیان خانواده قرار می گیرد و هیچ زن و یا مرد مجردی اجازه نخواهند یافت بدون ورود به حریم رسمی و قانونی خانواده و بدون گذر از مسیر ازدواج قانونی ، صاحب فرزند شود ، زیرا منشأ نگرانی در این است که افراد مجرد اجازه داشته باشند بدون این که ازدواج کنند و البته بدون این که به روش های غیر قانونی و نامشروع متوسل شوند ، به صورتی بسیار قانونی به پزشکان سفارش فرزند دهند و با اجاره کردن یک رحم و یا با درخواست تلقیح یک نطفه ی منجمد شده ، صاحب فرزند شوند و دیگر خود را ملزم به تشکیل خانواده ندانند ، این مسئله مورد بحث و اشکال جدی است و علاوه بر فقه اسلامی ، در تمام ادیان و نظام های حقوق درباره جواز آن اختلاف نظر اساسی وجود دارد.
حال اگر بتوان اطمینان حاصل نمود که پزشکان ، این روش را فقط در چهارچوب خانواده انجام می دهند و فقط برای رفع مشکل خانواده هایی که نداشتن فرزند زندگی آنان را با مشکل جدی مواجه کرده ، دست به این کار می زنند ، میزان نگرانی ها در خصوص استفاده های غیر اخلاقی از این روش کاسته خواهد شد .
اما در خصوص روش هترولوگ که با مخالفت های جدی در سطح دنیا رو به رو است به مشکلات عدیده ای می توان اشاره نمود .
مهم ترین پیامد اجتماعی خطرناک این روش ، افزایش افراد زندانی است که جامعه آنان را زنازاده تلقی می نماید .
چرا که بر طبق آن چه پیش تر گذست ، گروهی روش تلقیح مصنوعی را در حکم مقاربت طبیعی ندانسته و در پی آن فرزند ناشی از تلقیح به روش هترولوگ را ، فرزند زنا می دانند .
زنازاده بودن به ویژه در جوامع سنتی و دارای عقاید مذهبی مشکلی بسیار جدی است که همه ی زندگی فرد را از آغاز تا انجام را مورد تهدید قرار می دهد .
رفتاری که جامعه با این فرزندان دارد ، از آنان افراد سالمی که روانی سالم و آرام داشته باشند ، نمی سازد و این ابتدای مشکلات است .
دومین مشکل پیش روی این افراد که به نحوی از مشکل اول آنان نیز تاثیر می پذیرد ، زمانی بروز می نماید که این افراد به سن ازدواج برسند و به سبب نگاه اجتماعی جوامع و افراد نسبت به شخص زنازاده ، ازدواج موفقی نداشته باشند و نتوانند با افراد دلخواه خود ازدواج کنند .
این عوامل و خطرات اجتماعی دیگری که افراد زنازاده را تهدید می نماید ، ممکن است گریبانگیر فرزندانی که به روش هترولوگ به دنیا می آیند ، گردد .
مشکل بزرگتر وقتی است که این روش شایع گردد و بر تعداد کودکانی که به این روش متولد می شوند و احتمالاً با مشکلات فرزندان نامشروع مواجه می گردند ، افزوده شود ، امری که می تواند تهدید بزرگی برای بنیان جامعه به حساب آید .
اما مشکلات روش هترولوگ فقط محدود به این نگاه خاص اجتماعی نمی گردد .
این روش حتی خانواده هایی که با علاقه این امر را دنبال می کنند و توسل به روش هترولوگ را به عنوان راهی که خانواده ی آنان را از فروپاشی حفظ می کند، پذیرفته اند، می تواند خطرآفرین باشد پدرانی که می دانند فرزندی که در خانواده شان رشد می کند ، از وجود آنان نیست ، ممکن است بعد از مدتی نسبت به داشتن چنین فرزندی واکنش منفی بروز دهد ، شاید حریم خانواده ی خود را با ورود نطفه مرد بیگانه به رحم همسرشان ، شکسته شده ببیند و دیگر آن آرامشی که با توسل به روش هترولوگ در انتظارش بودند را نداشته باشند .
حتی مادرانی که نطفه مردی بیگانه را در رحم خود پذیرفته اند ، ممکن است با گذشت زمان آرامش خود را از دست بدهند و حریم عفاف خود را مورد تجاوز ببینند .
اینها همه مسائل روحی ، روانی و اجتماعی متفاوتی است که می تواند در اشکال مختلف درجامعه ظهور نماید .
مسائلی که با وجود اختلاف ظاهری ، همه یک امر خطیر را مورد تهدید قرار میدهند ، امری چون آرامش عمومی جامعه و سلامت روانی و اخلاقی آحاد آن که باید مورد حفظ و حراست قرار گیرد ، زیرا سلامتی روح و روان و اخلاق جامعه ، ضامن بقای بنیان آن است .
لذا فرزندان ناشي از تلقيح مصنوعي اگرچه با موافقت و مخالفت هايي از سوي مراجع مواجه است اما شقوق و صور مختلف آن مي تواند به شرح زير مورد تأييد و تصويب و اصلاح قانونگذار قرار بگيرد .
در صورتي كه زوج فاقد اسپرم باشد و زوجه از تخمك و رحم سالم برخوردار باشد «نسب» كودك از طرف پدري و مادري بدين صورت خواهد بود : پدر طبيعي كه صاحب اسپرم خواهد بود و اگر كودك دختر باشد بين آنان حرمت ازدواج برقرار خواهد بود ولي چون صاحب اسپرم از اسپرم اعراض مي كند و به شرطي اهدا مي كند كه نگهداري كودك بر عهده او نباشد توارث ، حضانت ، نفقه و ولايت بر عهده وي نخواهد بود . اما از طرف مادر صاحب تخمك كه همان صاحب رحم نيز است مادر طفل خواهد بود و تمام احكام اولاد از جانب مادر اجرا خواهد شد و برخي از مسئوليت هاي شرعي و حقوقي كه بر عهده پدر است به مادر منتقل مي شود .
در صورتي كه زوج سالم باشد ولي زن فاقد تخمك زايا باشد و ليكن رحم وي توانايي حمل و زايمان را داشته باشد و از تخمك اهدائي استفاده گردد ، پدر طفل ، زوج و مادر ، صاحب رحم خواهد بود و بين طفل و صاحب تخمك فقط حرمت ازدواج برقرار خواهد بود؛ به شرط آنكه اهدا كننده تخمك مجهول نباشد.
در صورتي كه زوج و زوجه فاقد اسپرم و تخمك سالم باشند ولي رحم زن سالم باشد و شيوه درمان استفاده از جنين اهدايي باشد ، در اين فرض صاحب رحم مادر طفل خواهد بود و زوج رابطه طبيعي با كودك نخواهد داشت و در صورت مؤنث بودن ، كودك و ربيبه وي به شمار خواهد آمد . با توجه به اين كه صاحبان جنين از جنين خود اعراض كرده و به مراكز درماني اجازه اهداي آن را داده اند لذا از نظر ارث ، حضانت ، نفقه و تربيت در برابر طفل مسئوليتي بر عهده ي آنان نخواهد بود و در صورت معلوم بودن فقط بين طفل و صاحب اسپرم و تخمك حرمت ازدواج برقرار مي شود .
در صورتي كه زوج و زوجه داراي اسپرم و تخمك سالم باشند و ليكن رحم زن توانايي حمل و زايمان را نداشته باشد در اين صورت متقاضيان داشتن فرزند از مادر جانشين استفاده مي كنند و رابطه طفل با صاحب اسپرم به عنوان پدر و صاحب تخمك و رحم به عنوان مادر برقرار مي شود و تمام احكام اولاد بين زوجين و طفل برقرار خواهد بود و بين طفل و صاحب رحم و فرزندان او از شوهر خود رابطه نسبي برقرار مي شود و ازدواج با يكديگر حرام مي گردد . در تمام صور توليد مثل كمكي با عامل بيگانه بنابر مبناي دو مادري تكليف نسب كودك و مسائل حقوقي مترتب بر آن معلوم مي شود و به اصطلاح كودك بدون هويت باقي نمي ماند ، البته در برخي از صورت ها طفل از جانب پدر فاقد نسب شرعي مي شود كه در آن صورت مسئوليت پدر برعهده مادر نهاده مي شود و در فقه مسائل مشابه آن كه طفل فقط به مادر منسوب باشد وجود دارد .
در بحث مناصب اجتماعی با بررسی و مطالعه ی آرای بزرگان می بینیم که بعضی از علما به طهارت مولد برای مرجع تقلید اشاره نفرموده اند و گروهی به صراحت کامل، طهارت مولد را از شرایط مرجع تقلید عنوان نموده اند ، اما در هر حال نمی توان ادعا کرد که آن دسته از فقهایی که شرط طهارت مولد را در مرجع تقلید عنوان نکرده اند حتماً شرایط مرجعیت مفروغ محسوب نکرده اند ، لیکن می توان گفت که آنان نیز طهارت مولد را در مرجعیت مفروغ عنه گرفته اند ، زیرا در صورتی که طهارت مولد از شرایط اجتهاد بوده باشد ، پس به نحو اولی بایستی در مرجعیت ، طهارت مولد شرط بوده باشد و اگر هم این دلیل پذیرفته نشود ، زمانی که از شرایط امام جماعت ، طهارت مولد می باشد ، پس می توان گفت که باز هم به نحو اولی بایستی طهارت مولد در شرایط مرجعیت عنوان گردد ، به هر حال استدلال ما بر این اساس است که این بزرگان این شرط را مفروغ عنه گرفته اند و از بداهت مسئله بدان اشاره ای ننموده اند .
از آنچه تاکنون گفته شد می توان نتیجه را معلوم دانست ، یعنی از مباحث پیشین که در مورد مولد به شبهه نگاشته شد و بیان گردید که ولد به شبهه از لحاظ الحاق نسب به نکاح صحیح ملحق می شود و در حکم ولد نکاح صحیح می باشد ، می توان این نکته را به خوبی دریافت کرد که همچنان که ولد حاصل از نکاح صحیح می تواند به عنوان مرجع تقلید واقع شود ، ولد شبهه نیز با احراز شرایط دیگر لازم برای مرجعیت ، می تواند مرجع تقلید قرار گیرد و هم چنین طفل متولد از تلقیح مصنوعی نیز می تواند عهده دار این مسئولیت گردد ، چون نه ولدالزنا است و نه تولدش از لحاظ شرعی و قانونی با مشکلی مواجه است .

پیشنهادات*
پیشنهادی را که می توان به موارد قانونی داد اینکه : با توجه به معایب صدور شناسنامه و بررسی کامل بحث می توان به این نتیجه رسید که راهکار مورد اشاره در قانون ، برای برطرف نمودن مشکل شناسنامه ی طفل تولد یافته از این روش ، مناسب نبوده و مشکلات و موانعی را به دنبال دارد و لذا باید به دنبال راهکار دیگری بود .
آنچه که می تواند به عنوان راه حل مناسب و ارزشمند و قطعی ارائه گردد که دارای مشکلات و موانع نباشد و یا کمتر باشد ، تصویب قانون مناسب برای این روش است و از این رو پیشنهاد می شود که در قدم اول حکم ماده ی 19 قانون ثبت احوال در مورد استفاده از روش رحم جایگزین به عنوان درمان ناباروری ، قائل به استنثاء شده و به عنوان حداقل ، سازمان ثبت احوال درصورت تایید کتبی یکی از مراکز درمان ناباروری مبنی بر انجام عمل درمانی رحم جایگزین ، موظف شود شناسنامه ی نوزاد را به نام زوجین نابارور (پدر و مادر واقعی) صادر نماید .
در این راستا به نظر می رسد که لااقل مستنداتی در کنار حکم قانون لازم است تا اداره ی ثبت احوال بتواند نسبت به صدور شناسنامه اقدام نماید .
به نظر حقوقدانان ، شاید ترتیب جهت تنظیم مستندات لازم مناسب باشد . بنابراین ، درمان به مراحل : اصل توافق ، قرارداد و شروط ضمن آن ، انجام اعمال پزشکی لازم ، عمل انتقال جنین به مادر اجاره ای ، باردار شدن وی و ختم بارداری تقسیم شده و به شرح ذیل عمل شود :
1- بدواً اصل توافق بین اطراف آن ، شامل زوجین نابارور و مادر اجاره ای و در صورت تأهل شوهر وی و احراز هویت آنان در یک مرجع رسمی مثل دفتر تنظیم اسناد رسمی به عمل آید . (البته دفاتر اسناد رسمی وظیفه ای به دخالت در امور پزشکی یا صحت و سقم ادعای ناباروری زوجین ندارند .)
2- پس از تهیه سند رسمی فوق الذکر ، قرارداد خصوصی فی مابین طرف های ذی نفع تنظیم شده و کلیه ی شروط و تعهدات موردنظر در آن گنجانده شود .
3- چنانچه ماحصل بارداری منجر به تولد نوزاد زنده گردد ، پرونده ی مذکور و گواهی های مرکز درمانی عامل که متضمن تایید درمان انجام شده و ولادت نوزاد از مادر اجاره ای است ، تکمیل گردد و زوجین نابارور جهت اصدار سند سجلی نوزاد حاصل به نام خودشان به اداره ی ثبت احوال مراجعه نمایند .
پس بهترین راه برای حل مشکل سجلی و شناسنامه ای طفل حاصل شده از روش رحم جایگزین در کشور ما تصویب قانون است که می تواند باعث از بین رفتن موانع و مشکلات گردد .
البته تنها مسئله ای که در صورت تصویب قانون باز هم باقی می ماند ، آن است که احتمال سوء استفاده در جریان روند مذکور توسط مرکز درمان عامل ، گروه پزشکی و اطراف قرارداد وجود دارد که باید کاری کرد تا به حداقل برسد و لذا در این راه ، تدوین مقررات تکمیلی در قالب دستورالعمل یا شیوه نامه به نحوی که با کلیات قانونی منافات نداشته باشد ، ثمربخش خواهد بود .

فهرست منابع و مآخذ
• قرآن کریم
ق فارسی
1. اراکی، محمدعلی، 1371ش، توضیح المسائل، قم، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم.
2. اردبیلی، عبدالکریم، 1377ش، استفتائات، قم.
3. اسپر اف، اچ، کیس، لیون، رابرت وناقان، 1373ش، آندوکرینولوژی بالینی در زنان و نازائی اسپیروف، تهران، ترجمه ملک منصور اقصی، صادق میرزاده و رامین آشتیانی.
4. امامی، اسدالله، 1349ش،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قانون مدنی، حرمت نکاح، نیازمندی ها، تلقیح مصنوعی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جمال الدین، فرهنگ اسلامی، اسماعیلیان، حقوق ایران