منابع پایان نامه ارشد با موضوع تلقیح مصنوعی، امام خمینی (ره)، امام خمینی، فقهای امامیه

دانلود پایان نامه ارشد

لذا مسئولیتی ندارد .394

4-1-4-10- احکام و مناصب طفل متولد شده از طریق رحم جایگزین
‌در این قسمت می خواهیم ببینیم دیدگاه صاحب نظران فقه و حقوق اسلامی درمورد طهارت و نجاست این اطفال چیست و در عهده دار شدن مناصب مختلف، طهارت و نجاست چه اندازه تأثیر دارد و آیا طهارت مولد در احراز مناصب در جامعه ی اسلامی نقش داشته و شرط برای احراز مناصب اجتماعی به شمار می آید؟
یا این که طهارت مولد در نقش اجتماعی و پایگاه فرد در جامعه هیچ تاثیری را نداشته و شرط لازم برای هیچ منصبی به شمار نمی آید .
مهم ترین بحث هایی که در این قسمت مطرح می گردد ، منصب امامت جماعت ، قضاوت ، شهادت و مرجعیت این گونه افراد است که تحت بحث و بررسی قرار می گیرند ، البته مناصب زیادی در جامعه ی اسلامی وجود دارند که طهارت مولد در آنها شرط لازم برای متصدیان این مناصب به شمار می آید ولی ما به خاطر اهمیت موضوعات مطرح شده ، به همین مسائل مندرج می پردازیم .
پیش از آغاز بحث ، آنچه اهمیت دارد تا گفته شود این است که ما ، در مورد کودکان تولد یافته از طریق لقاح مصنوعی مطالب و بیاناتی را نداریم که توسط فقها و حقوقدانان ارایه شده باشد ، لذا مباحث مربوطه را نسبت به ولد شبهه مطرح کرده و آنها را به اطفال لقاح یافته مصنوعی نیز تسری می دهیم .

4-1-4-10-1- احکام
در این قسمت همان گونه که گفته شد به بیان احکام ولد به شبهه و بیان طهارت و نجاست وی از دیدگاه علمای امامیه و هم چنین به حریت و رقیت و تابعیت وی در اسلام و کفر می پردازیم و سپس آن احکام را بر کودکان متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی نیز بار می کنیم .
طهارت و نجاست
دراین قسمت ابتدا مجبوریم تا در مورد طهارت و نجاست ولدالزنا بحثی را بیان کنیم و سپس به مقایسه ی آن با ولدشبهه بپردازیم .
صاحب جواهر در کتاب نفیس جواهرالکلام از قول فقها می فرماید : «اما آنچه در کتاب السرائر آمده است ، همانا ولدالزنا کفرش با ادله ی بدون اختلاف ، پذیرفته شده است و ثابت شده است ، بلکه آنچنان ظاهر و آشکار است که از مسلمات به شمار می آید ، چنانکه شیخ مرتضی نیز به این قول ، یعنی کفر ولدالزنا حکم داده است و شاید از فرمایش صدوق نیز چنین بر می آید» .395
هم چنین درکتاب ثواب الاعمال از قول امام باقر (علیه السلام) بیان شده است که فرموده اند : «در ولدالزنا خیری وجود ندارد نه در گوشتش و نه خونش و نه در چیزی ازوجودش» .396
امام خمینی (ره) نیز در بیان نجاسات ، کافر را در زمره ی نجاسات ذکر فرموده اند و بیان نموده اند : «یکی از نجاسات کافر می باشد و آن ، کسی است که به غیر اسلام گرویده است و یا به اسلام گرویده و لیکن چیزی را نمی داند از ضروریات دین اسلام ، آن را انکار نماید به طوری که به انکار رسالت پیامبر یا تکذیب او یا ناقص دانستن شریعت مطهره برگردد و یا گفتار و کاری از او سر زند که موجب کفر او بشود و …» 397
صاحب کتاب منهاج الصالحین نیز در بیان اعیان نجس ، کافر را به هر دو قسم اش از نجاسات برشمرده است . 398
آنچه از بیانات فقها استنتاج می شود این است که ولدالزنا به خاطر کفرش نجس می باشد و حکم کردن به کفر ولدالزنا، مستلزم این مطلب است که تمامی احکامی که برای کافر وجود دارد بایستی عین آن احکام و تکالیف برای ولدالزنا هم بار شود که از جمله آنها ، نجاست ولدالزنا می باشد و هم چنین مناصبی که در آنها شرط طهارت مولد وجود دارد و یا شرط اسلام و ایمان وجود دارد ولدالزنا نمی تواند این مناصب را عهده دار شود .
اما صاحب جواهر در قسمت دیگر کتاب خود در بیان نظریات در مورد نجاسات و طهارت ولدالزنا می فرماید : «ولدالزنا قطعاً کافر نیست همان گونه که درمیان اصحاب امامیه مشهور است و بلکه این امر یعنی کافر نبودن ولدالزنا امری اجماعی است به خاطر این که قول مخالف در این مورد اندک است و نسبتش شناخته شده است بلکه شیخ طوسی در کتاب خلاف ادعای اجماع کرده است بر غسل دادن و کفن کردن و دفن و نماز خواندن بر ولدالزنا و از شیخ حکایت شده است بر طهارت ولدالزنا و این بعد از این که سیره ی قطعیه تأیید کند ، حجت است ، خصوصاً در عصر ما (عصر جواهر) این موضوع را»399
صاحب مستمسک عروة الوثقی در بحق راجع به طهارت و نجاست ولدالزنا می فرماید : «همان گونه که مشهور است و شهرت عظیمه ای بر آن قائم است و بلکه خلافی در این باره گفته نشده است [ولدالزنا طهارت دارد و نجس نیست] مگر از شیخ صدوق و علامه ی حلی، که بنایشان بر کفر ولدالزنا بوده است وبلکه سید حلی فرموده است خلافی در آن یعنی کفر ولدالزنا نمی باشد …. و [و دلایلی را عنوان کرده است]
با این توصیف همگی این روایات قاصرند از اثبات نجاست برای ولدالزنا و کفرش هم به جای خود باشد [هرگز کفرش را به نحو اولی نمی تواند ثابت نماید] و نص روایات، ظهور در نجس بودن ندارد و به قرینه ی این که این نصوص شامل افراد جنب نیز می شود با این که در روایات تعبیر فرموده است. «و هو شرهم….» 400
حال پس از بیان این موارد می خواهیم بحث تبعیت فرزند را در طهارت و نجاست بررسی نمائیم.
صاحب کتاب عروة الوثقی مینویسد: «فرزند کافر در نجاست از والدین خود تبعیت می کند یعنی ولد کافر نیز نجس می باشد مگر این که بعد از بلوغش مسلمان بشود و یا قبل از بلوغش با فرض این که عامل و ممیز باشد و مسلمان شدنش از روی آگاهی و بصیرت بوده باشد بنابر اقوی»401 و در نجس بودن کافر فرقی نیست که حلال زاده باشد یا از زنا متولد بشود هر چند در مذهب و آیین خودشان و اگر یکی از والدینشان کافر و دیگری مسلمان باشد ، پس فرزند از مسلمان تبعیت می کند، هرگاه فرزند از زنا به وجود نیامده باشد و بلکه عده ای نیز معتقدند که اگرچه از زنا هم به وجود آمده باشد ، یعنی والدینش یکی کافر و دیگر مسلمان بوده باشد و فرزندی را از زنا به وجود آورده باشند ، در تابعیت از مسلمان تبعیت می کند به خاطر این که اصل با طهارت می باشد و این تابعیت با اصل طهارت سازگاری دارد .
نظریه ی قوی این است که ولدالزنایی که از مسلمین بوده باشد خواه یکی از والدینش مسلمان باشد و یا هر دو مسلمان بوده باشند ، پاکیزه است و این طهارت در صورتی که هر دو والدینش مسلمان بوده باشند از باب این است که طفل در اسلام از والدینش تبعیت میکند و در صورتیکه یکی از والدینش مسلمان بوده و دیگری کافر بوده باشد از باب این است که برای اجرای اصل طهارت از مسلمان تبعیت می کند . 402
با توجه به نتیجه ای که درمورد ولد به شبهه گرفتیم ، حال می توانیم در مورد طفل متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی نیز همین نتیجه را جاری و ساری بدانیم ، چرا که ما قبلاً این را به اثبات رساندیم که تولد چنین اطفالی از مصادیق زنا نمی باشد و نمی توان عنان زنا را بدانها داد .
پس اگر هم تولد این اطفال را قانونی و طبیعی ندانیم لااقل می توانیم آن را جزو مصادیق ولدشبهه بدانیم که از لحاظ شرعی ملحق به ولد به نکاح صحیح می باشد ، پس اطفال به دنیا آمده را از طریق تلقیح مصنوعی نیز پاک بوده و دارای طهارت مولد می باشند و می توانند عهده دار همه ی مناصبی که جهت احرازشان طهارت مولد شرط است ، شوند و هیچ اشکالی نمی تون برایشان ایراد نمود . 403
امامت جماعت
در این بحث می خواهیم مسائل مربوط به امام جماعت را از منظر فقهی اسلام و شرایط فردی را که می تواند این منصب را در جامعه ی اسلامی و در میان مسلمانان احراز نماید ، مورد مطالعه و تحقیق قرار دهیم و بیان کنیم که آیا ولد به شبهه و کودک تولد یافته از طریق تلقیح مصنوعی ، از لحاظ شرعی و دیدگاه فقهای امامیه می تواند منصب امام جماعت را عهده دار شود یا خیر و نظر علما در این خصوص چیست؟ صاحب جواهر در مورد شرایط مربوط به امام جماعت می گوید : «از جمله ویژگی هایی که در امام جماعت معتبر دانسته شده است و بدون هیچ اختلافی علما بدان تصریح کرده اند و بلکه اجماع (هر چند منقول) برای این ویژگی وجود دارد ، طهارت مولد می باشد .» 404
از جمله دلایلی که برای این شرط [طهارت مولد] در امام جماعت اقامه شده است روایاتی هستند که همگی بر این دلالت دارند که ولدالزنا نمی تواند به عنوان امام جماعت قرار گیرد که از جمله ی آن ها، ما به دو روایت اشاره می کنیم :
امام صادق (علیه السلام) فرموده اند : پنج دسته هستند که مردم آنها را امام جماعت قرار نمی دهند و به وسیله ی امامت آنها نماز واجب را در جماعت با آنها نمی خوانند که یکی از آن ها ولدالزنا می باشد» .405
و حدیث دیگری که از جانب امام علی (ع) نقل شده است به این مضمون که : «شش گروه هستند که شایسته نیست مردم آن ها را امام جماعت قرار بدهند، ولدالزنا و ….» 406
با توجه به منطوق این دو روایت در می یابیم که فقط ولدالزنا است که نمی تواند امام جماعت قرار گیرد و از سیاق فرمایشات بر می آید که نماز خواندن و اقتدا نمودن به شخصی که حلال زاده نباشد ، جایز نمی باشد و بلکه چنین نمازی باطل و چنین عملی حرام می باشد .
علاوه بر این روایات که همگی دلالت بر نهی امام جماعت قرار گرفتن ولدالزنا داشت ، اجماع فقها هم بر این موضوع وجود دارد و همه ی فقها به نحوی در گفتارشان در ذکر شرایط امام جماعت ، زنا زاده نبودن امام و یــا طهارت مولد وی را شرط لازم برای پیشوایی و امام جماعت بودن دانسته اند . 407
پس در نهایت یک نتیجه ی کلی که می توان از این بحث گرفت و در بحث های آینده از آن استفاده نمود ، این است که «ولدالزنا صلاحیت لازم را برای تصدی منصب امام جماعت در جامعه ی اسلامی ندارد» .
اما می توان گفت : ولد به شبهه که شکی در طهارت مولدش نمی باشد و هم چنین طفل متولد شده از طریق تلقیح مصنوعی مانند ولد صحیح بوده و می توانند به عنوان امام جماعت [البته با احراز شرایط دیگرش] قرار بگیرند و لذا نمی توان ولد به شبهه را به دلیل ولد به شبهه بودن از امام جماعت منع نمود408، هر چند که بر سر زبان ها افتاد باشد و این حکم کاملاً بر طفل متولد از تلقیح مصنوعی نیز صادق می باشد چرا که قبلاً هم گفتیم که این اطفال از مصادیق ولدالزنا نمی باشند . پس حداقل این خواهد بود که ولد شبهه محسوب شوند که در این حالت هم، حکم ولد صحیح را خواهند داشت . 409
مرجعیت
در این قسمت قصد داریم با توجه به نظرات فقهای عظام بررسی کنیم که آیا در مرجعیت شرط لازم نمی باشد . ما در این قسمت به بیان نظریات فقهای معاصر می پردازیم و با توجه به نظرات آن ها نظر نهایی و برگزیده را بیان می کنیم .
الف) نظر امام خمینی (ره)
امام خمینی (ره) در تحریرالوسیله می فرمایند : «مرجع تقلید باید عالم، مجتهد، عادل و باورع در دین خدا باشد بلکه احتیاط این است که به دنیا روی نیاورده و حریص بر دنیا و تحصیل مال و مقام آن نباشد و در حدیث است : فقیهی که خویشتن دار ، حافظ دین ، مخالف هوای نفس ، و مطیع امر مولایش باشد ، عوام ، حق تقلید از او را خواهند داشت . 410
ب) سیدابوالحسن موسوی
در کتاب وسیله النجاه در ذکر شرایط مرجع تقلید، شرط طهارت مولد یا ولدالزنا نبودن مرجع تقلید را عنوان نکرده اند . 411
ج) صاحب رساله ی علمیه ی منهاج الصالحین
سید محسن طباطبائی حکیم در فتاوی خود زنازاده نبودن و طهارت مولد را از شرایط لازم مرجع تقلید ذکر نفرموده اند . 412
د) صاحب کتاب عره الوثقی
ایشان در مجتهد اموری را شرط می دانند که عبارتند از : بلوغ ، ایمان ، عدالت ، ذکوریت ، حریت و این که مجتهد مطلق بوده باشد و تقلید از مجتهد متجزی جایز نمی باشد و در حال حیات بوده باشد ، پس بنابراین قول احتیاط ، تقلید از مجتهدی که فاضل تر از او وجود دارد جایز نمی باشد413 و یکی از شرایط مرجع تقلید این است که زنازاده نبوده باشد .
هـ) صاحب کتاب مستمسک العروه الوثقی
در ذکر مجتهد مرجع تقلید ، طهارت مولد را عنوان نمود و شرط لازم دانسته اند و با عبارت «و لا یکون متولدا من الزنا» درواقع ولدالزنا نبودن مجتهد را شرط در اجتهاد عنوان کرده اند . 414
و) صاحب کتاب منهاج الصالحین
سید علی الحسینی السیستانی در ذکر شرایط مرجع تقلید ، طهارت مولد را نیز از شرایط تقلید ذکر فرموده اند .

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع مسئولیت مدنی، جبران خسارت، اشخاص ثالث، قاعده ی احسان Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع قانون مدنی، فقه امامیه، شرایط شاهد، فقهای امامیه