منابع پایان نامه ارشد با موضوع تلقیح مصنوعی، امام خمینی، علامه مجلسی، امام رضا (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

تولید فرزند است و نباید آن را ضایع کرد .
بنابر جمله دوم که مفسر و مکمل جمله اول است ، آن را باید در جای خودش که خدای متعال رضایت به آن دارد ، قرار داد که همان رحم زوجه است قرآن هم به آن تصریح دارد که نساؤکُم حَرث لکم قأُتوا حرثکم اَّنی شئتم، بقره (2)، آیه 223. زنان شما کشتگاه شما هستند پس هر گاه که بخواهید با آنان معاشرت کنید .
آیه بعدی که خداوند می گوید : هُنَ لباسٌ لکم و انتُم لِباسٌ لَهُنَّ، بقره (2)، آیه 187. زنان لباس شما هستند و شما نیز لباس آن ها هستید . برپایه این دو آیه شریفه ، کشتگاه نطفه مرد ، زن اوست ، زن به منزله زمین زراعت است که کشاورز دانه ها را در آن می کارد . زنان لباس مردان و مردان لباس زنان هستند .
پس این گروه گویند : این دو آیه می گوید ، جایگاهی که خداوند برای وضع نطفه قرار داده ، همان زوجه یا کنیز مرد است و اطلاق این آیات ، انصراف به همان روش و سبک معمول دارد که جماع و مقاربت جنسی است ، زیرا در این صورت ، تشبیه در آیات ، معنای حقیقی خود را پیدا می کند و زن به منزله کشتزار و نیز لباس مرد می شود ، بنابراین آمیزش ، مصداق آیه شریفه خواهد بود و غیر از راه آمیزش آن را تقیید می زند ، پس لقاح مصنوعی مطلقاً حرام است . 73

3-1-3-4- روایت چهارم:
همانگونه که در موثقه اسحاق بن عمار آمده است : اسحاق بن عمار می گوید : از امام رضا (ع) پرسیدم : زنی از بارداری می ترسد آیا می تواند دوایی بنوشد و آنچه که در شکم دارد بیفکند؟
امام فرمود : خیر .
گفتم آنچه که در شکم دارد نطفه است .
امام فرمود : نخستین چیزی که آفریده می شود ، نطفه است .

3-1-3-4-1- استدلال این گروه
این گروه گویند ، سبب اینکه قرار دادن نطفه (در ظاهر حدیث) به مرد نسبت داده شده ، به اینکه وی تنها منی خود را می ریزد این است که منی وی ، عامل نیرومندی در پدید آمدن نطفه و قرار دادن آن در مهبل زن است .
حدیث ، نشان می دهد که قرار دادن نطفه ای که از منی مرد و تخمک زن پدید آمده ، در غیرجایگاهی که خدای عزوجل فرمان داده ، حرام است و این عنوانی است کلی و فراگیر یعنی هم موردی را که کار از راه معمول انجام شود در بر می گیرد و هم موردی را که از راه تلقیح مصنوعی انجام شود و دلیل آن ، همان چیزی است که پیشتر گفتیم که از حدیث استفاده می‌شود که : قرار دادن نطفه در غیر جایگاه شرعی» ، تمام موضوع و عامل اصلی حرام بودن است . 74
صاحبان این قول می گویند ظهور این آیات فقط اطلاق در آمیزش جنسی دارد و غیر آن ، حتی طریق تلقیح مصنوعی نیز حرام است .
مرحوم میرزا حسن بجنوردی از این گروه می باشند که در ذیل بحث از قاعده فراش حرمت را اعلام می کنند. 75
و تعداد دیگری از فقها ، نیز چنین استدلال کرده اند که شارع مقدس امر ازدواج را مهم دانسته و مداخله در آن را نمی توان جز به اذن شارع مباح دانست . 76
در نتیجه تلقیح مصنوعی حتی تلقیح نطفه مرد به همسر خویش را مخالف شرع و منافی حفظ ازدواج می دانند و می گویند : اقتضای مقاصد پنج گانه شریعت ، که هم فقهای اهل سنت77 و هم فقهای امامیه78 آن را مطرح كرده اند بر حرمت تلقیح دلالت می کند و هر یک از این مصالح که مصلحت نسل و به تعبیر برخی فقها حفظ نسل از جمله آنها است ، می تواند منبع استنباط حکم شرعی و مستند آن قرار گیرد . 79

3-1-3-5- نقد روایات
روایت اول بر مقصود نویسنده در مسئله دلالت می کند ، ولی باید آن را از منظر فقهی بررسی کنیم ، لذا ابتدا از سند آن شروع می کنیم .
این روایت در سه کتاب روایی ذکر شده است :
کافی ، تألیف محمد بن یعقوب کلینی (328 هـ.ق)
ثواب الاعمال و عقاب الامال ، تألیف شیخ محمد بن علی بن بابویه قمی (381 هـ.ق) محاسن ، تألیف احمد بن محمد بن خالد برقی .
سند حدیث کلینی با سند صدوق و برقی متفاوت است ، ولی تفاوتی در سند آن دو بزرگوار نیست ، لذا می توان گفت : این روایت که با دو سند در سه کتاب نقل شده ، قرینه مهمی بر اعتبار روایت و صحت آن در نزد قدمای اصحاب است ، زیرا شیخ محمد بن الحسین العاملی البهائی (1013هـ.ق) در ابتدای مشرق الشمسین80 و به پیروی از او محدث بحرانی (1186 هـ.ق) در مقدمه الحدائق الناضره81 و شیخ حر عاملی (1104 هـ.ق) در خاتمه وسائل الشیعه82 نقل روایت را به دو سند در دو کتاب، قرینه صدور روایت را از معصوم دانسته اند .
علما بر چنین قرینه ای تکیه و از آن به شهرت روایی تعبیر می کنند .
بیشتر فقیهان ، شهرت روایی را جبران ضعف سند می دانند . البته از شهید ثانی83 و سید محمد عاملی و مرحوم خوئی84 باید یاد کنیم که شهرت را جبران کننده ضعف سند نمی دانند .
علاوه بر آن ، سند کلینی را علامه محمد باقر مجلسی (1111 هـ.ق) در کتاب شریف مرآه العقول بنابر اقوال مشهور ضعیف دانسته است : «ضعیف علی المشهور» .85
علت آن ثقه بودن راوی اول آن ، علی بن ابراهیم و نیز ابراهیم بن هاشم است .
ابراهیم بن هاشم توثیق اصطلاحی نشده86 ، ولی قراین و نشانه هایی بر وثاقت او وجود دارد که روایت او را صحیح دانسته اند87.
عثمان بن عیسی نیز اگر چه واقفی است ، ثقه بوده و بر روایت او می توان اعتماد کرد88.
تنها کسی که وجود و در سلسله سند حدیث ، سبب ضعف روایت شده89، علی بن سالم است .
او درکتاب های علم رجال توثیق نشده و مهمل است . 90
شیخ طوسی او را از اصحاب حضرت صادق (ع) شمرده ، ولی درباره او توضیحی نداده است. 91
علامه محمد بن علی اردبیلی با تتبع در روایات ، به دست آورده که چند راوی از او روایت کرده اند ، از جمله یونس بن عبدالرحمن که از اصحاب اجماع است ، علاوه بر او ، وحید بهبهانی در تعلیقه منهج المقال استرآبادی گفته ، او همان علی بن ابی حمزه بطائنی بوده که به همین جهت علامه عبدالله مامقانی (1253 هـ.ق) روایت او را جزء روایت های قوی شمرده است. 92
در مورد علی بن سالم ، مطلبی باید ذکر شود و آن اینکه در میان راویان ، دو نفر تحت عنوان «علی بن سالم» قرار دارند ، یکی علی بن سالم بطائنی واقفی مسلک است و دیگری علی بن سالم که مجهول است و برخی از بزرگان می گویند : به جهت آن که علی بن سالم در این روایت مجهول است ، روایت از درجه اعتبار ساقط می باشد. 93
اکنون به بررسی سند حدیث در ثواب الاعمال و عقاب الاعمال می پردازیم :
صدوق گوید94: مراد از سه راوی در صدر سند که صدوق از آنان نقل می کند ، خاندان برقی هستند . خاندان برقی ، معروف به بنوالبرقی ، خاندانی معروف و مشهورند. 95
سایر راویان چنانند که در حدیث سابق است .
عثمان بن عیسی اگر چه واقفی است ، ثقه است و بعضی او را از جمله اصحاب اجماع شمرده اند . 96
به هر حال ، اگر سند این روایت نقصی دارد ، از جهت علی بن سالم است .
این حدیث اگر چه از جهت سند بنابر مبنای مشهور ضعیف است ، همانطور که گفته شد ، سند آن مختلف است و در سه کتاب روایی نقل شده که شاهد بر صدور روایت از معصوم است . همچنین ملاک حجیت اخبار نزد فقیهان ، صدور روایت از معصوم است ، هر چند ممکن است در سند اصطلاحاً «ضعیف» باشد . 97
به قول مرحوم بروجردی اهمال راوی درکتاب های علم رجال ، دلیل ضعف راوی نیست. 98
امام خمینی نیز در ذیل روایتی که در سلسله سند آن علی بن أبی حمزه بطلائنی است ، فرموده : اگر روایت او بنابر قول مشهور ضعیف است و او را مشهور فقیهان و علمای رجال ضعیف شمرده اند ، قراینی وجود دارد که این روایت از معصوم (ع) صادر شده است ، آنگاه قراینی را ذکر می کند. 99
پس از بررسی سند روایت ، درباره لغات مشکل آن به بحث می پردازیم : مهم ترین لغات مورد بحث ، واژه «نطفه» است . فیومی می نویسد : «نطفه آب مرد و زن است» و جمع آن «نطف» می آید. 100
طریحی می نویسد : «نطفه با ضمه ، آب صافی است ، چه کم باشد چه زیاد باشد.» 101
از بررسی های لغوی بدست می آید که نطفه ، فقط منی مرد نیست ، بلکه علاوه بر منی مرد ، تخمک زن را نیز شامل می شود ، یعنی نطفه از دو جزء است : آب مرد و تخمک زن .
به عبارت علمی و روشن تر ، نطفه همان «اوول» و «اسپرم» یعنی منی مرد و تخمک زن است و آنچه در این روایات آمده ، معنای مجازی نطفه است که به جهت نقش موثر ماءالرجل در ساختن ترکیب حاصله ، از آن ترکیب نیز به نطفه تعبیر شده است ، از باب تسمیه کل به اسم جزء. 102

3-1-3-6- فقه الحدیث
از این روایت برمی آید که قراردادن نطفه ، در رحم زن اجنبی کیفری سخت دارد و حرام است و این کار زنا شمرده می شود ، این حدیث در باب زنا آمده و مرحوم کلینی و محدث عاملی آن را در بدو (زنا) ذکر کرده اند. 103
بنابراین قرار دادن نطفه در رحم زن اجنبی زنا خواهد بود .
علاوه بر این نکته ، در این روایت جمله «أقرّ» ذکر شده ، نه «أدخل ذکره فی فرج امرئه»
بنابراین می توانیم به اطلاق جمله «أقرّ» تمسک کنیم و بگوئیم «أقرّ» مفهوم عام و مطلقی دارد و شامل دو مورد زیر می شود :
• استقرار منی در رحم زن از طریق نزدیکی
• استقرار نطفه در رحم زن بدون نزدیکی
بنابراین دانسته می شود که مطلقاً قرارگرفتن نطفه مرد اجنبی در رحم زن اجنبی حرام است و حکم زنا را دارد .
محمد مومن در الکلمات السدیده ، ضمن بحث از روایت فوق می گوید : موضوع حرمت در حدیث ، نطفه است و نطفه در لغت آمیخته ای از منی مرد و تخمک زن است .
بنابراین ، از تعبیر فوق فهمیده می شود که صرف قرار دادن منی مرد در مهبل زن ، موضوع حرام نیست ، بلکه باید با تخمک زن آمیخته شود. 104
اما دلالت حدیث بر این مطلب روشن نیست ، زیرا کلمه «نطفه» به ضمیر اضافه شده است .
شیخ صدوق فرموده که :
امام صادق (ع) از پیامبر (ص) روایت می کند که فرمود : فرزند آدم هرگز کاری را نمی کند که گناه آن در نزد خداوند بزرگتر است از گناه مردی که پیامبر یا امام را کشته و یا خانه کعبه را که خداوند قبله مسلمانان قرار داده ویران کرده و یا آب خود را در رحم زنی از طریق حرام قرار داده است . 105
اکنون به بررسی نکته هایی چند درباره حدیث و دلالت آن می پردازیم :

3-1-3-7- رجال الحدیث
حدیث فوق نیز در دو کتاب روایی نقل شده است :
شیخ صدوق (371 هـ.ق) در من لایحضره الفقیه آورده است .
شیخ صدوق آن را در خصال از شیخ طوسی نقل کرده است .
این حدیث نیز مانند حدیث سابق شهرت روایی دارد که سبب قوت در سند آن می شود . یادآور شدیم ، شهرت روایی قرینه خارجی است که ضعف سند را جبران می کند . شاید از صحت سند نیز بالاتر است .
به همین جهت ، فقیهان روایت ضعیف جبران شده با شهرت را بر روایت صحیح غیر مشهور مقدم می دارند. 106
این روایت به صورت مرسله در من لایحضره الفقیه ذکر شده که درباره روایت های آن ، حسن ظن فوق العاده ای وجود دارد .
او فرموده : [من دراین کتاب مثل نوع مصنفان رفتار نکردم که هر حدیثی را ضبط کنم ، بلکه احادیثی را برگزیدم که صحیح است و بین من و خدایم حجت باشد ، و براساس آن فتوا دهم]. 107
بر این اساس ، بسیاری از فقیهان مثل محقق سبزواری (1091هـ.ق) 108 و محقق حاج آقا رضا همدانی109 و
مرحوم بروجردی (1280 هـ.ق) 110 روایت های من لایحضره الفقیه را معتبر دانسته و فرقی بین روایت های مرسله و مسنده آن نگذاشته اند .
پس روایت مورد نظر ما ، در من لایحضره الفقیه مرسله و در خصال مسنده است. 111
درباره نظیر همین روایت ، امام خمینی فرموده که می توانیم از ارسال سند روایت در من لایحضره الفقیه به توثیق راوی در سند خصال پی ببریم. 112
اکنون به بررسی سند روایت در کتاب خصال می پردازیم . شیخ صدوق آن را از محمد بن الحسن نقل می کند و محمد بن الحسن استادش ابن الولید است که ثقه و عالم به رجال و حدیث است . 113
اگر مراد ، محمد بن حسن بن ابی خالد باشد ، بدانگونه که در فهرست شیخ طوسی تصریح شده است114، علامه بهبهانی (1205هـ.ق) در تعلیقه منهج المقال او را به عدالت ستوده 115 و علامه مجلسی در الوجیزه او را به عنوان ممدوح ذکر کرده است. 116
و اما سعد که محمد بن الحسن از او روایت می کند ، مراد سعد بن الأحوص است ، که به نام ابن سعد مالک الأشعری معروف و مشهور است .
نجاشی تصریح به وثاقت او کرده است . 117
منظور از قاسم بن محمد ،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع تلقیح مصنوعی، آیات و روایات، کشورهای اسلامی، شورهای اسلامی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق، امام خمینی، امیرالمومنین، استعمال لفظ