منابع پایان نامه ارشد با موضوع تعادل پویا، محیط زیست، تسلط بر محیط

دانلود پایان نامه ارشد

خود خواهد بود.
11. زیست وارگی(bio mimicry): برخی از طرحهای موفق دنیا از طبیعت الهام گرفتهاند. این موضوع به تقلید از طیف وسیعی از گونههای طبیعی در طراحی اطلاق میشود که اوج آن را میتوان در ساختار لانه موجوداتی نظیر صدفها، زنبورها و عنکبوتها دید که از نظر زیستاقلیمی نیز به طور موثر و چشمگیری با محیط طبیعی خود ساخته ادغام شدهاند.
4-2-3- الگوها و فرایندهای طبیعی:
این گزینه سومین اصل طراحی بیوفیلیک است که بر اضافه کردن ویژگیهای طبیعت (بدون در نظر گرفتن مبحث قبل پیرامون شبیهسازی و بازنمایی فرمها و شکلهای طبیعی) به محیط ساخته شده تاکید دارد. پانزده ویژگی در ادامه مطلب بیانگر موضوع فوق هستند.
1. تنوع حسی: بقا و بهزیستی بشر همواره در گرو هماهنگی با محیط طبیعی متنوع و غنی از محرکهای حسی بوده است و همواره روند تکامل وی در رابطه تنگاتنگ با پاسخ به محرکات حسی نظیر نور، صدا، لمس کردن، بو و شرایط محیطی دیگر بوده است.
2. غنای اطلاعات: حتی امروزه در عصر اطلاعات هم غنای ادراکی جهان طبیعت پرچالشترین شرایطی را که تا به حال انسان با آن مواجه شده برای ذهن وی فراهم میکند. این کیفیت مسحور کننده در صورتی که به طرزی موثر با محیط ساخته شده چه به شکلی عینی و چه به شکلی استعاری تلفیق شود میتواند حس کنجکاوی، تخیل، اکتشاف و حل مسأله را در انسان تحریک نماید. اغلب مردم به ساختمانهای با غنای اطلاعاتی و جزئیات و تنوع و بافتی که از الگوهای طبیعی برگرفته شده باشد و این جزییات را به آرامی و مرحله به مرحله بروز دهد واکنش مثبت نشان میدهند.
3. عمر، تغییر و زنگار زمان: یکی از ویژگیهای اساسی جهان طبیعت گذر عمر در طول زمان است، این ویژگی به وضوح در فرمهای ارگانیک قابل مشاهده است. این روند پویا باعث بهبود و افزایش حس رضایتمندی و صمیمیت در بین مردم میشود. البته این ویژگی در تضاد با وقوع ناگهانی مرگ و زوال است. زنگار زمان ویژگی تمام مسالح طبیعی حتی مسالح طبیعی غیر ارگانیک نظیر سنگ است. این ویژگی در مواد و مسالح غیر طبیعی وجود ندارد و شاید یکی از عل عدم استقبال مردم از مسالح مصنوعی نیز همین امر باشد.
4. رشد و شکوفایی: رشد و توسعه بیانگر گذر زمان هستند که حضورشان در محیطهای ساخته شده موجب خوشنودی افراد میشود. شکوفایی باز شدن مرحله به مرحله در طول فرایند بلوغ است که در مواجهه با ساختمان و محوطهسازی آن و به خصوص در تزئینات و نقوش بسیار مطلوب است. این ویژگیهای تغییریابنده به محیط ساخته شده کیفیتی دینامیک و زنده میبخشد.
5. نقطه کانونی: قابلیت جهتیابی در محوطههای طبیعی اغلب با وجود یک نقطهی قابل ادراک کانونی تقویت میشود. نقطهی کانونی قادر است یک محیط بینظم را به منظم بدل کرده و مسیریابی را در یک مکان آسان سازد. با استفاده از چنین موردی میتوان پیچیدگی و بی مقیاس بودن یک محیط را به پیوستگی مبدل نمود.
6. کلیت تابع الگو: به طور خلاصه میتوان گفت که چنین کیفیتی میتواند موجب افزایش درک از محیط و احساس کنترل و تسلط بر محیط شود.
7. فضاهای محصور: انسان تمایل شدیدی به فضاهای محصور دارد که مرتبط با حس قلمرو است و در خلال دورهی تکامل احتمالا به قصد ایجاد امنیت و بهرهکشی از منابع ایجاد شده است. مردم برای فضاهای دارای شکل و شخصیت تعریف شده ارزش قائلند چرا که چنین کیفیتی قدرت تشخیص مداوم و واضح مرزها را افزایش میدهد.
8. فضای انتقالی: فضای انتقالی بین محیط ساخته شده و طبیعی به واسطهی ایجاد دسترسی از یک فضا به دیگری موجب ایجاد آسایش میشود. از نمونه فضاهای انتقالی میتوان به آستانه، سردر ورودی، درها، پلها و پنجرهها اشاره کرد.
9. زنجیرها و سریهای متصل به هم: جابهجایی واضح فیزیکی در محیط ساخته شده یا طبیعی به وسیلهی فضاهای متصل به هم تسهیل میشود به خصوص زمانی که با زنجیرههای متصل به هم محقق میشود. فضاهای مرتبط میتوانند تداعیکنندهی معنای خاص یا نظم در فضا باشند.
10. تلفیق اجزاء با کلیت: این کیفیت در جهت کاهش آشوب و بینظمی در مجموعههای دارای بافت و جزئیات متنوع بسیار ضروری است.
11. تضادهای مکمل: همواره در طبیعت عناصر متضاد اما مکمل حضور دارند که تنها با بهرهگیری از آنها به شکلی توأمان و تکمیلکننده یکدیگر میتوان به طرحی مطلوب دست یافت. در این زمینه تیرگی و روشنی، پستی و بلندی و باز و بسته نمونههایی از این تضادهای مکمل هستند.
12. تنش و تعادل پویا: وجود حسی از تعادل پویا بین فرمهای متفاوت و متضاد در یک طرح، حس قدرت و ماندگاری را بالا میبرد. این ترکیب از نیروهای متفاوت، اغلب حالتی از یک تنش بدیع را ایجاد میکند که قادر است فرم ایستا را به موجودی زنده شبیه کند.
13. فراکتالها: هیچ دو موجودی در طبیعت با یکدیگر یکسان نیستند و این امر حاصل وجود نظم یا هندسهی فراکتال است. این هندسه شامل الگوهای تکرار شده اما متنوع از یک طرح پایدار است.
14. تناسبات نظمیافته بر اساس سلسلهمراتب و مقیاسها: این سازگاری یا تشابه وابسته به زمینه موضوع، میتواند ادغام نمودن الگوهای بسیار پیچیده را ممکن سازد. این تناسبات همواره در طبیعت وجود دارند که تناسبات طلایی و فیبوناتچی از نمونههای آن هستند.
4-2-4- نور و فضا:
در این بخش هفت مورد از موارد بیان شده به کیفیات نور میپردازد و پنج مورد بر روابط فضایی تأکید دارد.
1. نور طبیعی: تأثیرات درمانی و التیامبخش نور طبیعی بر انسان کاملا از طریق آزمایشات علمی به اثبات رسیده و حضور این عنصر طبیعی را در محیطهای انسانساخت تا حدی الزامی نموده تا بدانجا که آن را به امری بدیهی مبدل نموده. بسیاری از کیفیات مطلوب فضایی که در ادامه به آنان اشاره خواهد شد از نحوه بهکارگیری نور طبیعی استخراج میشوند.
2. نور پخش شده و فیلتر شده: مزایای نور طبیعی روز با فیلتر کردن آن ارتقا مییابد، به خصوص در مواردی که تابش شدید است. این نور را میتوان برای ایجاد رابطه بین فضاهای مختلف و همچنین رابطه بین فضاهای بیرون و درون در فضاهای رابط و به شکلی متنوع مورد استفاده قرار داد.
3. نور و سایه (سایه روشن): این کیفیت موجب افزایش قدرت تشخیص اجسام شده و میتواند به ایجاد حس کنجکاوی و رازآلودگی در محیط کمک کند.
4. نور بازتابی: جهت ایجاد نور بازتابی میتوان از سطوح بازتابنده نظیر سطوح سقف، کف و دیوارها که حاوی رنگ روشن هستند استفاده نمود. همینطور نور بازتابی حاصل از بدنهی بازتابدهنده سطوحی نظیر سطح آب بسیار دلپذیر و مطلوب است.
5. استخرهای نور: ایجاد استخرهای نور در فصل پاییز و زمستان بسیار مطلوب است. این حس را میتوان در محیطهای طبیعی نظیر درون جنگلها مشاهده نمود. بهترین مکان برای ایجاد این کیفیت عمق فضاهای تاریک است. گوشهای از یک سالن یا راهروی تاریک بهترین مکان برای تحقق این عنصر طبیعی است.
6. نور گرم: این کیفیت در محدودههایی که با نور اعتدالیافته روشن شده و با فضاهای تاریکتر احاطه شدهاند تجلی مییابد. این کیفیت در انسان حسی از یک آشانهی دنج را متبادر میکند که احساس امنیت را در پی داشته و نوعی حس دعوتکنندگی را به فضای داخلی میبخشد.
7. نور به عنوان شکل و فرم: دستکاری کردن نور روز میتواند نوعی انگیزش و پویایی را در فضا ایجاد کرده یا نقشی مجسمهوار در فضا ایفا کند. این کیفیت نه تنها به واسطه ویژگی زیبایی شناسانه خود موجب خوشنودی ساکنین میشود بلکه احساساتی نظیر کنجکاوی، تخیل و اکتشاف را در انسان بر میانگیزد.
8. حس وسعت داشتن: انسانها نسبت به حس گشودگی چه در طبیعت و چه در محیط ساختهشده کاملا دیدگاه مثبت و خوشایندی دارند به خصوص زمانی که این حس گشودگی در رابطهی مکمل با سرپناه بسته و محفوظ باشد. طرحهای موفق دارای فضای وسیع در پیوند نزدیک با فضاهای کوچکتر هستند.
9. تنوع فضایی: این ویژگی در رابطهی مکمل با فضاهای منظم و متحد بیشتر قابل تشخیص است و در این حالت تأثیر بهتری بر ساکنین خواهد داشت. این کیفیت تنوع ذهنی و حسی را در محیط پیرامون به همراه خواهد داشت.
10. فضا به عنوان شکل و فرم: فضا را میتوان به شکلی خلاقانه برای ایجاد یک شکل یا فرم، دستخوش تغییر نمود. در صورت تحقق این کیفیت در شکلی توأم با زیبایی، برانگیخته شدن احساس کنجکاوی، تجسس و اکتشاف را در پی خواهد داشت.
11. هماهنگی(هارمونی) فضایی: این الگو در پی دستیابی به تلفیق مطلوبی از نور، توده و فضا در یک زمینهی تعریف شده است.
12. فضاهای داخل – خارج: این مساله کاملا مشخص است که فضاهای جذاب داخل ساختمان اغلب فضاهایی هستند که به محیط خارج متصلند. این فضاها بیانگر حرکت از محیط طبیعت به محیط فرهنگ انسانی هستند. مثالهای متعددی برای چنین فضاهایی وجود دارد که از جمله آنها میتوان به کلوناد(ردیف ستونها)، ورودی سرپوشیده(یا ایوان)، سالن ورودی(سرسرا)، آتریوم(نورگیر سقفی به شکل ووید) و باغ داخلی اشاره کرد.
4-2-5- روابط مکان مند:
این بخش مربوط است به پیوند موفق فرهنگ و زیست(اکولوژی) در زمینهی جغرافیایی. رابطهی انسان و مکان نشاندهنده نیاز پیوسته انسان برای ایجاد کنترل محدودههای قلمروی خود میباشد. امری که در طول تکامل بشر تسلط بر منابع، تأمین امنیت و ایمنی را امکانپذیر نموده است. در نهایت صمیمیت با محل یا محله زندگی به عنوان یک نیاز عمیق برای انسان باقی مانده است.
1. ارتباط جغرافیایی با مکان: احساسات در مصونیت بودن حاصل از ارتباط با جغرافیای یک مکان اغلب احساس صمیمیت و انتظارپذیری فضا را افزایش میدهد. این امر میتواند با تأکید بر ویژگیهای غالب جغرافیایی محقق شود نظیر مکانیابی، جهتگیری و دید و منظر ساختمانها و محوطهها.
2. رابطهی تاریخی با مکان: رابطهی معنادار با مکان اغلب مرتبط با گذر زمان است، عاملی که حس مشارکت و آگاهی از فرهنگ و خاطرات مشترک از یک مکان را تقویت میکند. ساختمانها و محوطههایی که پیوستگی با گذشته را حفظ نمودهاند بیانکننده این مطلب هستند که حال و آینده به طور معناداری با تاریخچهی مکان مرتبط هستند.
3. ارتباط اکولوژیکی با مکان: هر مکانی به طور طبیعی در یک رابطه مثبت با اکولوژی موجود تثبیت شده است، به خصوص در محدودههایی که اکوسیستمهای شاخص حضور دارند، نظیر چشمهسارها و عوامل زیستجغرافیایی غالب نظیر کوهها، بیابانها، رودها و اقیانوسها. طرح محیط ساخته شده همواره به طور غیرقابل اجتنابی طبیعت را دستخوش تغییر سبک میکند. اما این عمل میتواند به شکلی اتفاق بیفتد که زادآوری طبیعی، تنوع زیستی و تلفیق اکولوژیکی گونههای نزدیک را نابود نسازد. انسانها همواره به ارگانیزمهای تغییر دهنده اکولوژی موجود در طبیعت علاقهمند بودهاند، در واقع گونههایی که به هر اندازه که از ارزش طبیعت میکاهند به همان اندازه به آن میافزایند. در واقع میتوان گفت که محیط ساخته شده میتواند به دنبال دستیابی به زادآوری طبیعی باشد.
4. رابطهی فرهنگی با مکان: این مطلب در واقع همان تلفیق تاریخچه، جغرافیا و اکولوژی یک مکان است که مبدل به یک بخش از هویت فردی و مشترک میشود. احتیاج به فرهنگ نیاز جهانی انسانها است، که در خلال زمان با تکرار وقایع ایجاد شده و میراث معمارانهی یک مردم تثبیت شده، به خصوص فرمهای بومی شاخص و ارزشمند.
5. مصالح بومی: ارتباط مثبت بنا با مکان معمولا از طریق ارتباط استفاده از مصالح طبیعی تقویت میشود. منابع محلی نشانههایی قوی از فرهنگ و محیط زیست محلی هستند، ضمن اینکه انرژی کمتری برای تولید و حمل آنها مورد نیاز است.
6. جهتگیری محوطهسازی(لنداسکیپ): ساختمانها و محوطهسازیهایی که با محیط زیست پیرامون خود در ارتباط هستند در شکل دادن به حس مکان نقش مهمی ایفا میکنند. به طور خاص این ساختمانها ویژگیهای محیط ساخته شده را تقویت میکنند، ویژگیهایی نظیر شیب زمین، جبهه و جهت زمین، نور خورشید، جهت باد و دیگر ویژگیهایی که از شرایط زیستجوی غالب حاصل میشوند. این نوع جهتگیری محوطه یا لنداسکیپ طرح همواره این حس را تقویت میکند که بنا یا محوطه طرح بخشی از محدوده پیرامون بوده و درون شرایط محلی نشسته و جای گرفته است که این ویژگی در تقابل با حس جدا شدن از محیط پیرامون است.
7. ویژگیهای انداسکیپ

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع منابع غذایی، فضاهای داخلی، شبیه سازی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع منابع طبیعی، روابط اجتماعی، تعاملات اجتماعی