منابع پایان نامه ارشد با موضوع بورس اوراق بهادار، نیروی کار، عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن

دانلود پایان نامه ارشد

در بورس با استقبال معامله میشوند، به طور معمول مصداق خوبی در رابطه با سرعت نقدشوندگی است. نقدشوندگی به نوع دارایی و حجم آن هم بستگی دارد (جمشیدی، 1382).

2-2-2-2-4-بازدهی
از عوامل دیگر تأثیرگذار بر تصمیمهای سرمایهگذاری، بازدهی اوراق بهادار است. بازدهی اوراق بهادار براساس مجموع درآمدهای حاصل از سرمایهگذاری تعیین میشود. درآمدهای یادشده شامل دریافت بهره و میزان سود تقسیم شده، سایر اشکال توزیع و تخصیص سود و هم چنین افزایش اوراق بهادار (به شکل تغییر قیمت) است که میتوان این مورد را همراه با قدرت نقدشوندگی در سودآوری سرمایهگذاری در بورس و سابقه سودآوری خلاصه نمود (جمشیدی، 1382).

2-2-2-2-5-فرهنگ سهامداری
فرهنگ سهامداری از عوامل دیگر تأثیرگذار بر تصمیمهای سرمایهگذاری است. وجود فرهنگ انجام یک کار در نزد افراد یک جامعه میتواند تا اندازه زیادی در انجام کار و پایداری آن در نزد افراد آن جامعه مؤثر شود. بنابراین، داشتن فرهنگ سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار و سهام شرکتها و اختصاص بخشی از سرمایهگذاری خود علاوه بر اموری همچون زمین، مسکن، ماشین و غیره در سهام شرکتها در بورس اوراق بهادار میتواند در ترغیب افراد به سرمایهگذاری در این بخش بسیار کمککننده باشد. از این نظر، می توان داشتن فرهنگ سهامداری را به صورت مشخص به نهادینه بودن لزوم اختصاص بخشی از سرمایهگذاری خانوارها به سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار تعریف کرد (صفری، 1384).

2-2-2-2-6- تبلیغات (اطلاع رسانی)
تبلیغات نیز از عوامل دیگر تأثیر گذار بر تصمیمهای سرمایهگذاری است. از دیرباز، تبلیغات (اطلاعرسانی) در امر تجارت و کسب و کار به عنوان وسیلهای برای ترغیب افراد به خرید محصولات و خدمات، مورد استفاده قرار گرفته شده است و هر روز نقش پر رنگتری را در این زمینه ایفا خواهد کرد. امروزه، تبلیغات و به عبارتی بهتر اطلاعرسانی در حیطه مسائل مالی و سرمایهگذاری نیز وارد شده است و از آن به عنوان وسیلهای برای آگاهی افراد از چگونگی سرمایهگذاری، مسائل حقوقی، حداقل میزان آن، بازده
سرمایهگذاریهای انجام شده، حداقل بازده مورد انتظار و غیره، استفاده میشود. بنابراین، انجام تبلیغات (اطلاعرسانی) از طریق وسایل ارتباط جمعی توسط بورس اوراق بهادار میتواند عاملی برای ترغیب افراد به سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار و سهام شرکتها قلمداد شود (مای65، 2003).

2-2-2-2-7-در دسترس بودن مکان سرمایهگذاری
یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار بر تصمیمهای سرمایهگذاری، در دسترس بودن مکان سرمایهگذاری است. در کشورهای در حال توسعه به دلیل عدم توسعه کافی و کامل اینترنت و مسائل مربوط به آن و عدم وجود زیر ساختارهای مربوط به داد و ستد الکترونیکی سهام (هم چون تجارت الکترونیک، بانکداری الکترونیک، قوانین حمایت کننده و غیره)، سرمایهگذاری در سهام و بورس اوراق بهادار، به روش سنتی و در محل تالارهای بورس اوراق بهادار صورت میگیرد. بنابراین، استقرار تالار بورس اوراق بهادار در مکانی مناسب با امکاناتی جهت دسترسی آسان افراد متمایل به سرمایهگذاری در بورس، میتواند به عنوان عاملی پیش برنده و یا بازدارنده در ترغیب افراد به سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار محسوب گردد (مای، 2003).

2-2-2-2-8- عوامل اقتصادی و سیاسی
عوامل اقتصادی و سیاسی نیز از عوامل تأثیر گذار بر تصمیمگیری سرمایهگذاری است. بورس اوراق بهادار به عنوان آیینۀ تمام نمای اقتصاد ملی، به طور مستقیم از عوامل اقتصادی تأثیرپذیر است و مطمئناً، عوامل و جریانهای اقتصادی بر روی افراد برای سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار تأثیر میگذارند. همچنین عوامل سیاسی به دلیل تأثیرگذاری بر مسائل اقتصادی دارای تأثیر غیرمستقیم بر بورس اوراق بهادار و رونق و رکود آن است. بنابراین، جریانها و تحولات سیاسی نیز میتواند به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار بر افراد در امر سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار قلمداد شود (نیا66، 2003).
2-2-2-3-نظریههای سرمایه گذاری
سرمایهگذاری در بحثهای مربوط کارایی سیاستهای پولی و مالی، اهمیت فراوانی دارد. در نظریههای سرمایهگذاری ابتدا دو گرایش مختلف وجود داشته است، که یکی از آنها با نادیده گرفتن نرخ بهره و هزینه تأمین مالی سرمایهگذاری عمدتاً به بررسی رابطه سرمایهگذاری و تغییرات تقاضای بازار پرداخته است. دیگری ضمن توجه به اثر تغییرات تقاضای کلی بازار عمدتاً به بررسی رابطه سرمایهگذاری و هزینه تأمینمالی سرمایهگذاری یا نرخ بهره پرداخته است. اولی عموماً تحت عنوان اصل یا نظریه شتاب و دومی تحت عنوان نظریه کارایی نهایی سرمایهگذاری شناخته شده است. تکامل نظریه سرمایهگذاری سبب شده تا نظریه نئوکلاسیک سرمایهگذاری به معرفی یک تابع سرمایهگذاری در بردارندۀ هر دو عامل تغییرات تقاضای بازار و هزینه تأمین مالی سرمایهگذاری شود (رحمانی، 1379).

2-2-2-3-1-نظریه اصل شتاب
همانطور که اشاره شد، دستهای از تحلیلگران سرمایهگذاری عمدتاً توجه خود را به رابطه بین سرمایه گذاری و تقاضای بازار معطوف کردهاند. که از آنها تحت عنوان اصل یا نظریه شتاب سرمایهگذاری نام برده شده است و میتوان آنها را به دو دسته، نظریه شتاب ساده و نظریه شتاب انعطافپذیر مورد بحث قرار دارد (رحمانی، 1379).

2-2-2-3-2- نظریه نئوکلاسیک سرمایهگذاری
این نظریه به وسیلۀ یورگنسون67 در دهه 1960 مطرح شد. اساس این نظریه این است که برای تعیین موجودی مطلوب سرمایه نیاز به توسل به فرضهای غیرواقعی مانند ثابت بودن نسبت سرمایه به تولید نیست، بلکه موجودی مطلوب سرمایه با استفاده از اصول بهینهسازی تولید قابل استخراج است. طبق اصول بهینهسازی تولید میتوان در دو حالت موجودی مطلوب سرمایه را تعیین کرد. حالت اول آن است که نهادۀ نیروی کار را ثابت فرض کرده و با توجه به متغیر بودن نهاده سرمایه به تعیین مقدار مطلوب موجودی سرمایه پرداخت. حالت دوم نیز آن است که هر دو نهاده نیروی کار و سرمایه را متغیر فرض کرده و به تعیین مقدار مطلوب هر دوی نیروی کار و موجودی سرمایه پرداخت. هرگاه نهاده سرمایه را متغیر فرض کنیم، مقدار مطلوب نهاده سرمایه جایی تعیین میشود که ارزش تولید نهایی سرمایه برابر با قیمت عامل سرمایه (که هزینه اجاره سرمایه نامیده میشود) است.
حالت دوم که هر دوی نیروی کار و سرمایه متغیر هستند. باید مقدار مطلوب سرمایه و نیروی کار با هم تعیین شود، یعنی این که، نسبت تولید نهایی نیروی کار به قیمت نیروی کار برابر با تولید نهایی سرمایه به قیمت عامل سرمایه است. با جایگزینی و استفاده از روابط ریاضی و مفاهیم اقتصادی میتوان اثبات کرد که در این حالت هم موجودی مطلوب سرمایه تابعی مستقیم از سطح تقاضای کل و تابعی از هزینه اجاره یا قیمت سرمایه است. البته در این حالت موجودی مطلوب سرمایه و نیروی کار به صورت یک جا تعیین میشوند.

2-2-2-3-3- نظریه سرمایهگذاری q
درسال 1969 نظریه دیگری برای تحلیل سرمایه گذاری به وسیله توبین68 ارائه شد که عمدتاً بر بازار سهام و قیمت گذاری سهام در آن تمرکز دارد. در این نظریه سعی میشود با استفاده از قیمت سهام در بازار و مقایسه آن با هزینه لازم برای تشکیل سرمایه در مورد لزوم یا عدم لزوم سرمایه گذار نتیجهگیری شود. برای این که پی برده شود که آیا موجودی سرمایه یک شرکت در حد مطلوب قرار دارد یا خیر، نسبتی تحت عنوان qتشکیل میشود. برای این نسبت هم میتوان qمتوسط وهم q نهایی محاسبه کرد. q متوسط صورت زیر تعریف میشود (رحمانی،1379).
(کل ارزش یا هزینه تمام شده موجودی سرمایه بنگاه)/ (کل ارزش سهام بنگاه در بازار سهام)qA=
برای q نهایی نیز میتوان رابطه زیر را ارائه کرد:
(هزینه تمام شده متناظر با سرمایه جدید ) / (ارزش سهام منتشر شده با سرمایه جدید)qm=

2-2-2-4- مباني كمسرمايهگذاري69 و بيشسرمايهگذاري70
در بازارهاي ناكارا تأمين مالي و تصميمهای سرمايهگذاري، مستقل از يكديگر نیستند. در واقع، برخي از نواقص بازار سرمايه مانند عدمتقارن اطلاعاتي و هزينههاي نمايندگي، ميتواند به فرايند بيشسرمايهگذاري يا كمسرمايه گذاري منتهي گردد. به اين مفهوم كه؛ نه همه پروژههاي با ارزش فعلي خالص مثبت انجام ميشود (كم سرمايهگذاري) و نه پروژههاي با ارزش فعلي خالص منفي، رد ميگردد (بيشسرمايهگذاري). عدم تقارن اطلاعاتي، چندين تضاد71 بين ذينفعان اصلي ايجاد ميكند كه منتهي به فرايند بيش يا كم سرمايهگذاري ميگردد (جنسن و مكلينگ72، 1976).
سهامداران با توجه به مسئوليت محدودشان، ترغيب شدهاند تا در پروژههاي داراي ريسك بيش تر سرمايهگذاري كنند. اين رغبت، به خاطر آن است كه از يك سو پروژههاي پر ريسك، منافع بيشتري را براي آنها فراهم ميسازد و از ديگر سو حتي در صورتي كه زيان بزرگي روي دهد، اين زيان متوجه اعتباردهندگان ميشود. در اين مورد مشكل معروفي تحت عنوان”جا بهجايي داراييها73 از اعتباردهنده به سهامدار” به وجود ميآيد. موقعي كه عدم تقارن اطلاعاتي پسقراردادي74 وجود دارد و عدم تحقق كل شرايط قرارداد محتمل است، چنين عدم تقارن اطلاعاتي ميتواند موجب هزينههايي براي سهامداران گردد. زيرا اعتباردهندگان نرخ بهره(سود تضمين شده) خود را با توجه به احتمال جا به جايي دارايیها در آينده، افزايش ميدهند. بنابراين، چه نرخ بهره افزايش يابد، چه سهميه بندي اعتباري75 صورت گيرد و چه شرايط محدودكنندهاي بر سرمايهگذاري يا تأمين مالي تحميل شود، توان سهامداران در توسعه پروژههاي سرمايهگذاري كاهش خواهد يافت. بنابراين، مشكل جا به جايي دارايیها بين سهامداران و اعتباردهندگان، يكي از مكانيسمهايي است كه منتهي به كمسرمايهگذاري خواهد شد. همچنين، تضاد بين سهامداران و اعتباردهندگان، با تشديد خطر اخلاقي76، مشكل كمسرمايهگذاري را به وجود ميآورد. با توجه به اولويت حقوقي اعتباردهندگان در هنگام ورشكستگي، سهامداران ممكن است خودشان را در معرض آن بينند كه اعتبار دهنده بخشي از ارزش ايجاد شده را براي خود بر ميدارد. بنابراين، سهامداران انگيزه دارند تا پروژههاي با ارزش فعلي خالص مثبت را كه ارزش فعلي خالص مثبت آن كمتر از ميزان بدهي است، رها كنند. از سوي ديگر اعتباردهندگان سعي خواهند کرد تا از سرمايهگذاري غير بهينه77، با مكانيسمهاي شرايط قراردادي، كاهش دوره وام، نظارت بيشتر و كنترل، جلوگيري کنند. هر چند، اين روش ها تنها كمي از اين مشكل را تعديل کرده است و بيشتر هزينههاي آن بر سهامداران تحميل شده است (مجلوف و مایرز78، 1984).
علاوه بر اين، تضاد بين سهامداران و اعتباردهندگان، مشكل كمسرمايه گذاري را به سبب وجود انتخاب نامطلوب موجب ميگردد. اين مشكل به دليل نرخ بالاتر بهره درخواستي توسط اعتباردهندگان، ايجاد ميشود زيرا آن ها اطلاعات كافي در مورد تميز و تفاوت دادن بين كيفيت پروژه هاي مختلف داراي ارزش فعلي خالص مثبت را در اختيار ندارند. بنابراين، اگر مخارج سرمايهگذاري همه پروژههاي با ارزش فعلي خالص مثبت، بيش از جريانات نقدي داخلي باشد، شركت ممكن است پروژههاي سرمايهگذاري را به دليل اجتناب از انتشار اوراق بهادار پر ريسك، براي تأمين مالي كنار گذارد (بیدل و همکاران79، 2009).
همچنين تضاد بين سهامداران بالفعل و بالقوه، منتهي به كمسرمايهگذاري ناشي از انتخاب نامطلوب
ميگردد. مجلوف و مایرز (1984) نشان دادند كه به خاطر عدم تقارن اطلاعاتي پيشقراردادي80 بين سهامداران بالفعل و بالقوه در ارتباط با پروژههاي سرمايهگذاري و دارايیهاي موجود، شركت ممكن است پروژههاي با ارزش فعلي خالص مثبت را رها كنند. زيرا عدم تقارن اطلاعاتي سهامداران آتي (بالقوه)، در مورد چشمانداز سرمايهگذاري شركت، موجب گردد آنها احساس كنند كه در صورت سرمايهگذاري، امكان بيشتري براي وقوع زيان (نسبت به عدم سرمايه گذاري) وجود دارد (بیدل و همکاران،2009).

نمودار(2-1)، روابط نظری فرضیه بیش و کم سرمایه گذاری

به دليل وجود تضاد منافع بين مديران و سهامداران، ممكن است فرايند بيشسرمايهگذاري رخ دهد. هنگامي كه عدم تقارن اطلاعاتي وجود دارد و مكانيسمهاي همراستا

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع تفسیر قرارداد، دعاوی قضایی، محافظه کاری، گزارشهای مالی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع کفایت سرمایه، عدم تقارن، عدم تقارن اطلاعات، مالکیت نهادی