منابع پایان نامه ارشد با موضوع اوقات فراغت، انواع ارتباطات، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه ارشد

م تو نيز چنين هستي پس به خاطر تورنجي بر خود هموار نميکنم و ميدانم اگر به اميد اينکه تو نيز زحمت مرا پاسخ دهي در کنارت رنج کار را بر خود هموار کنم، نوميد خواهم شد و بيهوده دل به قدرداني تو بستهام. پس تو را وا ميگذارم با کار خود و تو نيز با من چنين کني. فصلها ميگذرند و مابي بهره از اعتماد متقابل و امنيت هر دو خرمن خود را از دست ميدهيم. مشکل جوانان داستان هيوم1 در جوامع و کشورهاي سرتاسر جهان پديده بسيار آشنايي است:
* والدين در جهان خواستار فرصتهاي تحصيلي بهتر براي فرزندان خود هستند ، ولي همکاريهايي که براي بهبود شرايط مدارس دولتي انجام گرفته به شکست انجاميدهاند.
* ساکنان محلههاي محروم خواهان خيابانهاي امنتر هستن ، ولي امکانات جمعي براي کنترل جنايات ناکام مانده است.
* کشاورزان فقير کشورهاي جهان سوم نيازمند برنامههاي آبياري و بازاريابي کارآمدتر هستند، ولي همکاري براي نيل به ابن هدف بسيار سست و شکننده است .
* افزايش گرماي کره زمين زندگي مردم جهان را تهديد ميکند ، ولي اقدام مشترک براي پيشگيري از اين خطر مشترک شکست خورده است.
همانطور که فلاسفه از هابز2 به بعد تأکيد کردهاند، شکست در همکاري براي کسب منافع متقابل الزاماً نشانه ناداني يا عدم عقلانيت يا حتي شرارت و بدنهادي نيست. کشاورزان داستان هيوم، ابله و ديوانه يا شرور نبودند بلکه در تنگناهايي گرفتار آمده بودند. دانشمندان علوم اجتماعي اخيراً اين معضل بنيادين را که در شکلهاي مختلف جلوهگر است تحليل کردهاند، در همه اين موقعيتها نيز همچون داستان روستايي هيوم، همکاري همگاني به نفع همه خواهد بود ولي در غياب اعتماد، مشارکت و ضمانت اجرايي همياري، همکاري و تعهد متقابل، همه خود را از همکاري کنار ميکشند و با رفتار خود انتظارات بدبينانه يکديگر را تحقق ميبخشند. (تاجبخش، 1384، صص 94-93)
در جامعهشناسي و علومسياسي براي بررسي کميت و کيفيت هنجارها و روابط اجتماعي از مفهوم سرمايه اجتماعي استفاده ميشود. سرمايه اجتماعي، مفهوم نسبتاً جديدي در علوم اجتماعي است که به طور خلاصه به معناي مجموعهاي از قوانين، هنجارها، تعهدات، روابط متقابل و اعتماد نهفته شده در روابط اجتماعي، ساختارهاي اجتماعي و سلسله مراتب نهادي جامعه ميباشد که اعضاي آن را قادر به دستيابي به اهداف جمعي و فرديشان ميسازد.
اين مفهوم با وجود عمر کوتاه خود(از دهه 1970) توانسته است جايگاه ويژهاي در مجامع علمي و در نزد پژوهشگران حوزههاي مختلف باز کند و نقش خود را به عنوان يک مفهوم بينرشتهاي که خلأ آن پيش از اين کاملاً احساس ميشد، ايفا کند. سرمايه اجتماعي که مقولهاي نسبتاً تازه و ناشناخته در کنشهاي اجتماعي محسوب ميشود، به طور خلاصه مجموعهاي از منابع و ذخاير ارزشمندي است که به صورت ذاتي و نهفته در ذات گروههاي نخستين، ثانوي و در سازمانهاي اجتماعي جامعه (نهادهاي رسمي و غيررسمي) وجود دارد. برخي از ذخاير ارزشمند که گاه از آن به عنوان ارزشهاي اجتماعي نيز ياد ميشود عبارتند ار: صداقت، حستفاهم، سلامتي نفس، همدردي، دوستي، فداکاري و… .
شواهد موجود در جامعه حاکي از اين واقعيت است که در طي يکي دو دهه اخير، فرسايش شديدي در سرمايه اجتماعي موجود براي جوانان، هم در درون خانواده و هم در بيرون آن، روي داده است. در خانواده رشد سرمايه انساني بسيار زياد شده به طوري که سطح تحصيلات دائماً در حال افزايش است؛ ولي بموازات آن، سرمايه اجتماعي که شاخص برجسته آن حضور بزرگسالان در خانه و ميزان گفتگو در مورد موضوعات اجتماعي، فرهنگي، علمي، اقتصادي و سياسي بين والدين و فرزندان است، کاهش يافته است. در اجتماع، ميزان فرسايش و نابودي سرمايه اجتماعي به مراتب بيشتر بوده است؛ به طوري که به نظر مي رسد افزايش ميزان جرم در جامعه طي سالهاي اخير ناشي از تضعيف مناسبات بين گروهي افراد بوده و مشکلات زيادي را براي جامعه فراهم آورده است. بعلاوه، جامعه در معرض تهاجم فردگرايي قرار گرفته که بر اساس آن منافع فردي بر مصالح جمعي تقدم يافته است. (شارع پور، 1380، صص112-101) انتشار يافتههاي ” پيمايش ملي ارزشها و نگرشها” که در سال 1380 و تحت سرپرستي دفتر طرحهاي ملي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در 28 استان کشور صورت گرفت از سطح نازل سرمايه اجتماعي حکايت ميکند. همچنين بنا برگزارش دفتر امور آسيب ديدگان سازمان بهزيستي کشور، هر ساله با رشد 15 درصدي آسيبهاي اجتماعي مواجه بودهايم. اين بدان معني است که چنانچه اقدامي جهت احياء اين سرمايه صورت نگيرد، بدون شک در سالهاي آتي با بحران انواع نابسامانيهاي رفتاري و اجتماعي روبهرو خواهيم بود که همگي در شکلگيري بحران امنيتاجتماعي موثرخواهد بود (شارعپور، 1380، صص 112- 101).
در مجموع سرمايه اجتماعي، توش و توان زايدالوصفي است که از آمادگي روحي و رواني آحاد يک جامعه براي درگذشتن از منافع شخصي و درگير شدن در عمل جمعي پديد ميآيد. به بيان ديگر، ثروت و دارايي نهفتهاي است که به شکل بالقوه در تمامي جوامع انساني وجود دارد و براي شکوفا شدن و به فعليت درآمدن، نياز به گرد آمدن عواملي چند و تحقق شرايطي ويژه دارد که به ندرت و دشواري فراهم ميآيد وليکن چنانچه در هنگام فوران، به موقع مورد شناسايي و امعان نظر قرار گيرد و به درستي هدايت شود، قادر خواهد بود موجبات يک تحول شگرف و يک توسعه کيفي شتابان را پديد آورد. در غير اينصورت کاهش سرمايه اجتماعي و عدم توجه به آن در يک جامعه باعث بروز آسيبهاي اجتماعي از جمله افزايش جرم در جامعه، بروز رفتارهاي ضد اجتماعي و… خواهد شد که خود اين آسيبها تأثيرات منفي زيادي به سلامت جامعه خواهند گذاشت و روند پيشرفت و ترقي جامعه را با اختلال زيادي روبرو خواهند ساخت ( شارع پور، 1380، ص 112).
از آنجا که نيازهاي بشر گوناگون است و جامعه از سادگي به سوي پيچيدگي حرکت ميکند، وسايل ارتباطي نقشهاي گوناگوني همچون نقش آموزشي، اطلاع رساني، هويت دهي، پرکردن اوقات فراغت و… را در جوامع جديد ايفا ميکنند ( دادگران، 1389، ص32). در اين بين نقش رسانهها و استفاده از آنها بويژه در بين جوانان اهميت فراواني دارد، چراکه فعاليت مورد علاقه نوجوانان و جوانان براي گذراندن اوقات فراغت به ترتيب عبارتند از: فعاليت ورزشي، تماشاي تلويزيون و مطالعه. يکي از کم هزينهترين راههاي گذران اوقات فراعت تماشاي تلويزيون است. ضمن اينکه تلويزيون را در همه ساعات شبانهروز و در خانه ميتوان استفاده کرد. شايد به همين دليل تلويزيون همچنان يکي از پرطرفدارترين رسانههاي جمعي است. در بين رسانههاي جمعي تلويزيون تنها وسيلهاي است که از حواس بينايي و شنوايي در آن واحد استفاده ميکند و داراي پوشش وسيع و سرعت انتقال پيام است. ( معتمدنژاد، 1379، ص122)
دانشمندان علوم اجتماعي راهحل مشکل را در سرمايه اجتماعي ميدانند. سرمايه اجتماعي همچون مفاهيم سرمايه فيزيکي و سرمايه انساني به ويژگيهاي سازمان اجتماعي از قبيل شبکهها،هنجارها و اعتماد اشاره دارد که هماهنگي و همکاري براي کسب سود متقابل را تسهيل ميکنند.
يکي از عوامل مهم مرتبط با سرمايه فرهنگي و اجتماعي افراد و جوامع، گسترش رسانهها و نقش آن در انواع ارتباطات است. رسانهها امکان مبادلات مختلف اجتماعي و فرهنگي را دوچندان کرده است. پيدايش و گسترش انواع رسانههاي صوتي و تصويري و الکترونيکي،نقاط مختلف جهان را به هم پيوند داده است. تسلط کشورهاي پيشرفته به رسانههاي ماهوارهاي باعث گسترش و انتقال عناصر فرهنگي اين کشورها به نقاط مختلف جهان شده است. اين روند باعث شکلگيري بحث جهاني شدن گرديده است. جهاني شدن فرهنگ روندي است که طي آن عناصر فرهنگي اروپايي و آمريکايي بعنوان منابع استاندارد شده، ظاهراً بيطرف و عامگرا معرفي شده و با تأکيد بر تکنولوژي ارتباطي بدون توجه به حافظه تاريخي و بومي و محلي ملتها، به جوامع ديگر انتقال يافته و سرمايههاي فرهنگي افراد و جوامع را تحت تأثير قرار داده است.
رسانهها ميتوانند نقش بر جستهاي در بهبود و تعميق سرمايه اجتماعي داشته باشند. رسانهها به شکل مستقيم بر روي مؤلفههاي سرمايه اجتماعي تأثير ميگذارند و از اين طريق بخش عظيمي از رسالت توسعه را بر دوش دارند. بنابراين در اين پژوهش به مطالعه رابطه بين تماشاي برنامههاي تلويزيون با سرمايه اجتماعي خانوادههاي تهراني ميپردازيم و به اين پرسش پاسخ ميدهيم که ارتباط بين تماشاي برنامههاي تلويزيون با اعتماد، انسجام اجتماعي، پيوندهاي اجتماعي، آگاهي و دانش مردم چگونه است؟ آيا تلويزيون توانسته است ميزان اعتماد مردم را بالا ببرد و آيا کارکردش در همبستگي و انسجام اجتماعي موفق بوده است؟ آيا توانسته است به تقويت پيوندهاي اجتماعي در جامعه تاثيرگذار باشد؟ و …
سوال اصلي: چه رابطهاي بين تماشاي برنامههاي تلويزيون و سرمايه اجتماعي خانوادههاي تهراني وجود دارد؟
سوالات فرعي
1- چه رابطه اي بين تماشاي برنامه هاي تلويزيون و اعتماد اجتماعي خانوادههاي تهراني وجود دارد؟
2- چه رابطه اي بين تماشاي برنامه هاي تلويزيون و انسجام اجتماعي خانوادههاي تهراني وجود دارد؟
3- چه رابطه اي بين تماشاي برنامه هاي تلويزيون و شبکه هاي اجتماعي خانوادههاي تهراني وجود دارد؟
4- چه رابطهاي بين تماشاي برنامههاي تلويزيون و آگاهيهاي سياسي اجتماعي خانوادههاي تهراني وجود دارد؟
5- چه رابطهاي بين نوع شبکه تلويزيوني مورد استفاده و سرمايه اجتماعي خانوادههاي تهراني وجود دارد؟
6- چه رابطهاي بين اعتماد به برنامههاي تلويزيون و سرمايه اجتماعي خانوادههاي تهراني وجود دارد؟
7- چه رابطهاي بين رضايت اجتماعي و ميزان تماشاي برنامههاي تلويزيون وجود دارد؟
8- چه رابطهاي بين نوع برنامههاي تلويزيوني مورد استفاده(سياسي، ورزشي، و…) و سرمايه اجتماعي خانوادههاي تهراني وجود دارد؟
9- چه رابطهاي بين متغيرهاي زمينهاي(جنس، قوميت، تحصيلات و وضعيت اشتغال) و ميزان سرمايه اجتماعي خانوادههاي تهراني وجود دارد؟
3-1- اهميت و ضرورت تحقيق
جامعهشناسي با تمايز قائل شدن بين دو نوع جامعه (سنتي و جديد) ميتواند در شناسايي تلويزيون به عنوان يکي از مؤلفههاي دوران جديد ياري رساند. از نظر جامعهشناسي ارتباطي و جامعهشناسي تلويزيون و يا وسايل ارتباطي ديگر، يکي از ويژگيهاي جامعه سنتي، وجود روابط چهره به چهره و غلبه سازمانهاي سنتي بر روابط اجتماعي است. افراد در روابط چهره به چهره کسب خبر ميکنند و روند فرهنگپذيري و اجتماعي شدنشان بيشتر در گروههاي همسالان و خانواده شکل ميپذيرد. عواملي چون رسانههاي جمعي در اين جوامع يا وجود ندارند و يا اينکه توانايي اثرگذاري در فرآيند زندگي اجتماعي را ندارند تا بتوانند بعنوان واسطه ارتباطي بين مخاطبان و سازندگان و پيام قرار گيرند. در جامعه جديد با تقليل روابط چهره به چهره و در مقابل با توسعه روابط رسمي، سازمانها و مؤسسههاي اجتماعي و وسايل ارتباط جمعي نقشي مهمتر از خانواده دارند. افراد بيش از پدر و مادر(والدين) از وسايل ارتباطجمعي از قبيل راديو، تلويزيون و سازمانهايي چون مهدکودک، آموزش و پرورش و جامعه تأثير ميپذيرند (دورکيم، 1385، ص 35).
ظهور رسانههاي همگاني سبب شد گسترش عظيم اعتماد مبتني بر اوهام کاهش يابد. از نگاه کلمن اخيراً تغييري در رسانهها در جهت کم شدن ميزان اعتماد به وجود آمده است اما از طرفي تکنيکهاي جديد رسانهاي سبب بازسازي و بازپسگيري اعتمادها شده است. رشد و افزايش اعتماد به اخبار تلويزيون و ثبات اعتماد به مطبوعات نشان ميدهد که کاهش اعتماد به بعضي نهادها، ممکن است ناشي از قدرت فزايندهي رسانهها، به عنوان منبع و تفسيرکننده اطلاعات باشد. رسانههاي همگاني بهگونهاي فزاينده تبديل به واسطههايي ميشوند يا شدهاند که افراد به قضاوت آنها اعتماد ميکنند. (جوادييگانه و همکاران، 1384، ص 144)
رسانه را نميتوان يک ابزار ساده انتقال پيام به حساب آورد. رسانه با حضور در همه عرصههاي زندگي بشر و مشارکت در بسياري از فعاليتهاي زندگي انسان، شيوه زندگي نوع بشر را تغيير داده است. مسأله اصلي در ارتباط با رسانهها صرفاً افزايش کيفيت

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع توزيع، پاسخگويان، ميانگين Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع نهاد خانواده، اوقات فراغت، استادان دانشگاه