منابع پایان نامه ارشد با موضوع امیر مبارزالدین، روابط اجتماعی، آثار منظوم و منثور، حافظ شیرازی

دانلود پایان نامه ارشد

نظربازی… و تمامی اجزا و جلوههای گوناگون این گونه امور جایگاه خاص یافتهاند و در طیفی بسیار گسترده از زمینیترین تا آسمانیترین اشکال سراسر دیوان او را فرا گرفتهاند. به سبب این ویژگیهاست که هر کس از هر مقام و طبقه و مشربی که باشد بخشی از حیاط روحی و نفسانی خود را در سرودهای حافظ باز میشناسد و دردها، شادیها، بیمها و امیدهای خویش را در آنها میبیند(مجتبائی، 1368: 146 ـ 144).
از ویژگیهای دیگر کلام حافظ استواری، پیراستگی و بی عیبی(لا اقل کم عیبی) آن است. وی در انتخاب بهترین لفظ و بهترین ترکیب و تعبیر برای معنا و مضمونی که در نظر دارد در میان شاعران زبان پارسی یگانه است و این کیفیت وقتی به روشنی آشکار میشود که اقتباسات او را از سرایندگان دیگر را به صورت اصلی آن بسنجیم. همیشه در این گونه اقتباسات کلام حافظ به مراتب بلیغتر، پاکیزهتر و زیباتر است و چنان است که گویی وی از روی قصد به اخذ و نقل از آثار شاعران دیگر پرداخته است تا قدرت و برتری هنر و ذوق خود را نمایان سازد(حافظ، 1320: 72 ـ 71).

فصل پنجم بررسی طنز در آثار عبید زاکانی و دیوان حافظ شیرازی

5ـ 1ـ عبید زاکانی نابغۀ هزل و طنز در سدۀ هشتم هجری
چنانکه از مطالعۀ آثار منظوم و منثور و اشارات تاریخی دیگر برمیآید در عصر این شاعرمنش زبردست اخلاق مردم بر اثر استیلای قوم تاتار و استبداد و جور شحنگان ایشان و ستم پیشگی عمال دیوانی، هرج و مرج، قتل و غارتهای اواخر دورۀ ایلخانان به منتهای درجۀ پستی رسیده بود و غالب فضایل و اصول مسلمۀ اخلاقی به تعبیر عبید جزء«مذهب منسوخ» شده و در مقابل رذایل و صفاتی که آن منشی ماهر مجموع آنها را«مذهب مختار» نامیده است؛ جای فضایل قدیم را گرفته بود. عبید از مشاهدۀ این احوال متأثر شده و به مطایبه و هزل؛ از یک طرف بدی و خرابی آن اوضاع را با لطف تمام تقریر کرده و از طرفی دیگر آنچه را که عقیدۀ خود بوده و به لحن جدی نمیتوانسته است بگوید در لباس هزل به معرض جلوه در آورده و خداوندان هوش را بر آن اسرار واقف ساخته است(آشتیانی، «بی تا»: 550 ـ51).
عبید برای تشریع خرابی زمانه و فساد مردم به زبان طنز و انتقاد از اوضاع اخلاقی و اجتماعی آن عصر به طریق مطایبه و برای بیان حالت اضطرابی که کشیده شدن قلم نسخ بر کمالات و معنویات در روان وارسته و حساسّش ایجاد کرده بود و همچنین برای نشان دادن بی وزنی و کم ثباتی آیین حکما و مذهب صلحای قدیم منظومۀ معروف به موش و گربه را میسراید. عبید در آغاز این داستان به طور کنایه به ما میفهماند که منظومۀ موش و گربه تنها شامل داستان حیوانات نیست بلکه میتوان آن را در واقع مانند درامی دانست که نقل بعضی از وقایع زندگانی بشری و تعبیر حکمت فلسفی مخصوص در آن ممزوج است.همایی معتقد است مطلع باید بسیار مطبوع باشد تا در روح شنونده رغبت بیافریند که به این صفت«حسن مطلع» یا«حسن ابتدا» میگویند(همایی، 1386: 96).
عبید در مطلع قصیده«موش و گربه» از مخاطب میخواهد با خردمندی این چکامه را بخواند تا به خوانشی صحیح از آن دست یابد:
ای خردمند عاقل و دانا
قصه موش و گربه بر خوانا

(زاکانی، 1379: 330)
عبید زاکانی حتی دو بیت را هم در ابتدا به عنوان پیش درآمدی بر اهمیت این قصه در حکم مطلعی جداگانه آورده است که جزء داستان نیست و میگوید:
اگر داری تو عقل و دانش و هوش
بیا بشنو حدیث گربه و موش
بخــوانـــم از برایـت داستانــی
که در معنـای آن حیران بمانی

(زاکانی،1379: 330)
داستانی که رفتار گربه در آن«قهرمان این منظومه» خوی و منش یک امیر ترک که علم طغیان بر افراشته یا یک حکم فرمای ستیزه جو و خشن مغول را در نظر مجسم میکند ولی آنچه بیشتر به نظر میرسد و از قراین برمیآید و حوادث تاریخی آن را اثبات میکند تصویر گربه شباهت تامی به شمایل امیر مبارالدین محمد مؤسس سلسلۀ مظفریان دارد. مردی بیرحم، خشن، وحشی، ستمگر و محیل. فردی که حیات آدمی در نظر وی پشیزی ارزش نداشت کسی که با نهایت بی رحمی با دشمنان و رقیبان خود رفتار میکرد. قرائت قرآن مجید با صدای بلند برای فریب دادن مردم یکی از عادات و رسوم وی شده بود. گاهی اتفاق میافتاد زندانی یا مجرمی را پهلوی خود مینشاند و شمشیر خود را از غلاف درآورده و مقصّر را بلا درنگ میکشت و دوباره مشغول تلاوت میشد و مانند بچهها زار زار میگریست… بنابراین داستان موش و گربه در حقیقت یک نوع نوشته هجایی است که شاعر زبردست عبید زاکانی علیه امیر مبارزالدین محمد به رشتۀ تحریر در آورده و در آن مؤسس سلسلۀ مظفریان را مسخره و ریشخند میکند (براون، 1351: 323 ـ 300).
5ـ 1ـ 1ـ عناصر طنز در موش و گربه
نخستین عنصر طنزپردازی در قصیده موش و گربه قافیۀ ابیات این قصیده است. قافیه به الف و نون ختم میشود؛ به اضافۀ الف اشباعی که شاعر به پایان تمام کلمات قافیه اضافه کرده است. شاعر حتی به آخر کلمات قافیهای که به الف و نون ختم نمیشوند نیز الف و نون اضافه کرده است از قبیل مکرانا، ملانا، خرمانا، زیادانا… و این بی گمان فضای شعر را به فضایی شادی بخش و غریب تبدیل میکند همان فضایی که طنز به آن نیاز دارد. عنصر دیگر طنز کاربرد استعاری دو کلمۀ موش و گربه برای«مردم» و«امیر مبارزالدین» است. این دو واژه کاملاً در برابر یکدیگر قرار میگیرند: یکی مسلط و قدرتمند و دیگری زبون و مغلوب. این در حالی است که درنده بودن ذاتی گربه قابل اصلاح نیست. دیگر عنصر طنزپردازی تشبیه گربه به اژدهاست که بیانگر اوج درنده خویی آن است و سپس کاربرد صفات انسانی برای گربه و موش که مستعار بودن آنها را نمایانتر میسازد. مثل: بدسگالی، عربده جویی، قوس ابرویی، تیر مژگانی، عزبان را عروس جامعۀ خواب بودن و کدخدا را به خانه مهمان بودن برای گربه و پس از آن تشبیه کردن موش زبون خود را به رستم دستان! آن جا که مست از باده میگوید:
پسر زال رستم دستان
یادگاری منم به دورانا

(زاکانی، 1379: 330)
دیگر عنصر طنز انجام افعال ضدّ و نقیض توسط گربه و به قول معروف خدا و خرما را با هم خواستن وی است. او آگاهانه به خواست نفس خود عمل میکند و آنگاه بلافاصله ریاکارانه به سوی مسجد میرود:
گربه آن موش را بکشت و خورد
سوی مسجد شدی خرامانا

(زاکانی، 1379: 330)
سپس توبه آشکار گربه را میبینیم و سادگی موشان را که با شنیدن توبۀ گربه شاد و خندان میشوند و آن را باور میکنند:
این خبر چون رسید بر موشان
همه گشتند شاد و خندان
برگرفتند بهر گربه ز مهر
هر یکی تحفههای الوانا

(زاکانی، 1379: 331)
عکسالعمل گربه با دیدن این صحنه و روزه دار معرفی کردن خود در روزهای قبل(در حالی که علت اصلی این روزه دار بودن گرسنگی و عدم دسترسی به غذا بوده است) شبیه مسلمان نمایانی است که به شدت گناه نکردن خود را(که علت اصلی آن عدم دسترسی آنان به زمینههای گناه است) به پرهیزکاری خود مربوط میدانند و خود را بزرگ جلوه میدهند و منت بر سر خدا میگذارند و فریب کارانه باور خدا را به بازی میگیرند:
گربه چون موشکان بدید، بخواند
رزقــکم فی السّما، حــقّانـا
من گرسنه بــسی برسر بـــــردم
رزقــــم امروز شد فـراوانا
روزه بـــودم به روزهای دگــــر
از بـــرای رضای رحمـانـا
هر که کـــاری خدا کند به یقیـن
روزیاش میشـود فــراوانا

(زاکانی، 1379: 331)
اما شاعر هستۀ مرکزی طنز این قصیده را با ایهامی که در کلمۀ«مبارز» قرار داده ایجاد کرده است آن جا که میگوید:
ناگهان گربه جست بر موشان
چون « مبارز » به روز میدانا

(زاکانی، 1379: 331)
متناقض نمایی نیز در ابیات بعد که شاعر علت درنده شدن گربه را تائب و مسلمان شدن وی میداند طنز دلپذیری ایجاد کرده است او در این جا به امیر مبارزالدین که دین را دام شکار بهرههای دنیایی خود کرده است اشاره دارد و میگوید:
سالی یک دانه میگرفت از ما
حال حرصش شده فراوانا
این زمــان پنج پنج میگیــرد
چون شده تائب و مسلمانا

(زاکانی، 1379: 332)
باز سادگی موشان و حماقت آنان در این جا دوباره جلوهگر میشود که پس از آن که سپاه را جمع آوری میکنند با وجود آزمودن گربه و ثابت شدن درنده خویی وی بر ایشان امید به صلاح آمدن او را دارند. ایلچی به سوی گربه روانه میکنند که یا به پایتخت بیا یا… از طرف دیگر«هوشمند» و«دلیر» و«فطان» خواندن موش وزیر از روی طعنه ایجاد طنز کرده است:
یکّه موشی وزیر لشکر بـود
هوشمند و دلیر و فطّانــا
گفت: بایدیکی ز ما بــرود
نزد گربه به شهر کرمانــا
یا بیـا پای تخت در خدمـت
یـا که آماده باش جنگانـا

(زاکانی، 1379: 332 ـ333)
شاعر شدت ترس و هراس موشان(مردم) را از گربه(امیر مبارزالدین) این گونه بیان میکند که آنها پس از به دام انداختن گربه او را با ریسمان میبندند که در پایان قصیده نیز شاعر قصۀ خود را عجیب و غریب میخواند و آن را یادگاری از خویش مینامد:
هست این قصه عجیب و غریب
یادگار عبید زاکانا

(زاکانی، 1379: 333)
عبید در داستان موش و گربه از اطوار و رفتار زشت اشخاص تقلید کرده و آن خصوصیات را به ریشخند گرفته است. موش از سر مستی عنان از کف میدهد و شروع به رجز خوانی میکند. عبید شراب خواری و اوضاع و احوال مردمانی را که به بیهودگی وقت میگذرانند به سخره میگیرد. گربه در لباس شرع به هر کار نامشروعی دست میزند و زاکانی ستم پیشگی او را در لوای دین استهزاء میکند(همایی، 1386: 96، 149ـ 153).
5ـ 1ـ 2ـ عناصر طنز در رسالۀ اخلاق الاشراف
اخلاق الاشراف یکی از مهمترین رسالههای طنزآمیز عبید زاکانی است که در آن اخلاق رایج روزگار خود را به تبع آن بعضی رفتارهای اجتماعی را به سخره گرفته است. درک انگیزه و دیدگاههای عبید و مضمون این رساله منوط به اطلاعی هر چند اجمالی از اوضاع و احوال زمان اوست؛ دورۀ میان ضعف و سقوط ایلخانان تا ظهور تیمور گورکان یکی از پریشانترین ادوار در تاریخ ایران به شمار میرود. این پریشانی نه تنها در امور سیاسی و کشمکشهای میان امیران مدعی سلطنت و حکمت بر ویرانههای قلمرو مغولان که بار آن بر دوش رعیت مقهور سنگینی میکرد، بلکه مخصوصاً در اجزاء اخلاق فردی و جمعی و روابط اجتماعی مشهور بود و پیداست که چنین احوالی عرصه استیلای اشخاص حقیر، فرو مایه، ریاکار و بی هنر مستبد اعم از فرمانروایان، امیران، اعوان لشکری و کشوری آنها بر جان و مال مردم میشد و مبانی اخلاقی و روابط اجتماعی را سخت مورد تهدید قرار میداد و دگرگون میکرد.
نکته مهم آنکه منابع تاریخ، فرهنگ و ادب ایران و اسلام عموماً مشتمل است بر شرح ظهور و سقوط دولتها و فرمانروایان، تاریخ جنگها، تحولات سیاسی، احوال فرهنگی و تراجم احوال دانشمندان، شاعران، نویسندگان و اکثریت قریب به اتفاق آنها هیچ به احوال مردم و تلقی عامه از رفتار طبقه حاکم و اکابر و اشراف نپرداختهاند. گر چه تفحص درون متنی دیدگاههای مندرج در سیاستنامهها، آداب الملوکها، بعضی دواوین شعر، حکایات و افسانهها میتواند تا حدی در این زمینه مفید باشد اما اساساً در ایران ادبیات انتقادی یعنی انتقادی اجتماعی چنان نادر است که اندک نمونههای آن را هم باید در حکم عدم دانست. گر چه آداب و رسوم ایران همواره مردم را به اطاعت مطلق از استبداد مطلق توصیه میکرده است و کمتر کسی آن را مایه دلیری مییافته که به اعتراض و انتقاد برخیزد و آن هم غالباً و بلکه همیشه دچار انواع عداوت و مجازات میشده است. از این رو آثار عبید زاکانی خاصه اخلاق الاشراف او از این حیث بکلی ممتاز است(حافظ، 1375: 121 ـ 122).
عبید در این اثر از منظر عموم مردم به اخلاق، رفتار و افکار کسانی نگریسته است که مقدرات همان مردم را در دست دارند و از این جهت یعنی بعد مردم شناسانه آن نیز مهم مینماید. افزون بر آن به نظر میرسد عبید باتصنیف و تألیف رسایل و اشعار طنزآلود و هزلآمیز از جمله اخلاق الاشراف نگاهی مبالغهآمیز غیر از بیان اخلاق مستولی بر جامعه، خشم، رنج و سر خوردگیاش از احوال روزگار و نقش اصحاب قدرت در دگرگونی اصول شرافت را تسلی

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع زبان فارسی، ادبیات فارسی، زبان ادبی، آثار ادبی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع فارسی زبان، انسان کامل، معرفت خدا