منابع پایان نامه ارشد با موضوع امنیت انسانی، امنیت ملی، امنیت سیاسی، امنیت غذایی

دانلود پایان نامه ارشد

مصالحهجویانهبهخودگرفتهوبهفراخورشرایطزمامیومکانیمختلفبهتعدیلراهبردهاي خوداقناعگردد. برایناساس،موازینحقوقبشر،معیارغالبیبودهاندکهموجباتبهمنصه ظهوررسیدنراهبردعقبنشینیوتحدیدمداخلهحقوقکیفريوبهتبعتعدیلسیاستجناییهاياتخاذيرادرجامعهفراهمآوردهاند.
اما تأمین امنیت باید بگونهای صورت پذیرد که به موازات جلوگیری از هرج و مرج یا بینظمی در اجتماع و دفع خطرات و تهدیدات، سوءاستفاده از حاکمیت و اقتدار عمومی منتفی گردد. امری که در مفهوم حقوق امنیت ملی متأثر از حاکمیت قانون جستجو میشود. حکومت، امنیت ملی را باید ورای اراده سیاسی طبقه حاکمه پیگیری نماید. در این چارچوب دولت نوعی مرجع اقتدار انتظام بخش فرض میشود که باید بستر مناسبی برای اطمینان به زندگی سعادتمندانه در اجتماع فراهم نماید. این الزام بویژه در جهان صنعتی لزوم بیشتری پیدا میکند جهانی که دغدغههای موجود در آن مستلزم برداشت جدیدی از امنیت تحت عنوان امنیت انسانی بوده است.165 برداشتی که باید در مقابله با جرایم سازمان یافته بکار گرفته شود. امنیت انسانی در پی آن است که با قرار دادن فرد انسان در مرکز دغدغههای امنیتی در نحوه تأمین امنیت تغییراتی ایجاد کند. امنیت انسانی نه تنها به منزله نفی امنیت ملی کشورها نمیباشد، بلکه تحقق آن میتواند پشتوانه امنیت ملی دولتها قرار گیرد.
در مقابله با جرایم سازمان یافته، چنانچه خواهیم دید، سختگیری کنوانسیونها، قوانین و مقررات چه در جامه پیشگیری و چه در جامه جرمانگاری، تعقیب و کشف، دادرسی و مجازات؛ به نام تأمین امنیت شهروندان و جامعه، بیشتر به کام تأمین امنیت دولتها عمل میکنند و یا با نگاه خوشبینانه در مقام اجرا این مقررات چنین نمود پیدا مینمایند. این مقررات به جای تأمین امنیت دولت محور باید به دنبال تأمین امنیت انسانی باشند. به عبارت دیگر دکترین امنیت انسانی باید رویکرد مقررات ضد جرایم سازمانیافته بوده و جایگزین رویکرد امنیت دولت محور گردد.
لذا در این قسمت به مفهوم دکترین امنیت انسانی و مؤلفههای آن و مبنا قرار گرفتن این دکترین در مبارزه با جرایم سازمان یافته بحث خواهد شد.
گفتار ششم: دکترین امنیت انسانی
امنیت انسانی مفهومی نسبتاً جدید است و اگرچه این مفهوم در سالهای اخیر برای بسیاری شناخته شده است اما هنوز هم بخوبی شناخته و فهمیده نشده است. در واقع یکی از کلیدیترین مفاهیمی که نظام حقوق بینالملل مدرن بر آن مبتنی است، امنیت است. مفهوم امنیت انسانی در مقابل امنیت دولت مطرح میشود. برای چندین دهه مفهوم امنیت صرفاً در مفهوم نظامی درک میشد برای اولین بار مفهوم امنیت انسانی در گزارش کمیسیون مستقل مسائل امنیتی خلع سلاح(کمیسیون پالمه)166 در 1982 ارائه گردید بود، ظهور و بروز پیدا کرد.هرکس از حقوق بشر سخن میگوید اساساً رابطه دوجانبه بین دولت و ساکنان بویژه شهروندانش را در ذهن دارد. در نگاه اول کاملاً آشکار نیست که چه کسانی میتوانند به منظور تحقق این حقوق در زندگی واقعی کمک کنند. انگاره «امنیت انسانی» این چشمانداز را به شیوه سازندهای تغییر میدهد.167
بند اول: مفهوم امنیت انسانی
از دیر باز معنا و مفهوم امنیت متأثر از دیدگاه رئالیسم بوده است و معمولاً دولتها به عنوان موضوع اصلی امنیت یا تنها موضوع امنیت در نظر گرفته میشدند. در مفهوم رئالیستی امنیت؛ دولتها باید همیشه آماده جنگ باشند و برای بقای خویش قدرت خود را تا حد امکان افزایش دهند. دغدغه اصلی امنیت، محافظت از دولت در مقابل تهدیدات نظامی خارجی بوده است. بنابراین منافع ملی عبارتست از قدرت استراتژیک و بطور خاص قدرت نظامی. در این مفهوم دولت به عنوان موضوع اصلی امنیت و یا تنها موضوع امنیت است و دغدغه اصلی آن مصون نگه داشتن دولت از تهدیدات نظامی خارجی است. این دیدگاه امنیت ملی را همان حفظ استقلال و خودمختاری دولت از تهدیدات خارجی میداند.
در دهههای 1980 و 1990 بحثهایی صورت گرفت که بر پایه آن لازم شد مفهوم امنیت دوباره صورت بندی شود تا با شرایط جدیدی که پیش آمده بود تناسب بیشتری داشته باشد. این بحثها و تلاشها در راستای بازاندیشی مفهوم امنیت، از مفهوم ملی- نظامی به مفهوم جهانی- انسانی بود. در این مفهوم یقیناً دولت به عنوان ابزاری برای تأمین امنیت مورد نظر است و نه موضوع امنیت. «در نتیجه احیای درک جدیدی از چارچوب مفهومی امنیت برخی مدعی شدهاند فرد و نه دولت را باید به عنوان هدف اصلی و اولیه امنیت تلقی نماییم. در این دیدگاه دولت نقش مهمی در جهت تأمین امنیت دارد اما وی را باید به عنوان ابزای برای تأمین امنیت تلقی کنیم.»168
مفهوم امنیت انسانی برای اولین بار در سال 1994 در گزارش UNDP مطرح گردید. بر اساس این گزارش: «… پس از جنگ سرد، ما نیازمند آن هستیم که مفهوم امنیت را بسط دهیم زیرا در دوران باید بر نگرانیهای زندگی روزمره افراد عادی تمرکز کنیم و نه بر تهدیداتی که مربوط به حوادث عظیم جهانی هستند.»169 در این گزارش تأکید گردیده بود که فرد انسانی باید در مرکز و بطن امور بینالملل قرار گیرد و با انتقاد از استفاده انحصاری از واژه امنیت در گذشته در امور نظامی، به هفت مؤلفه که از امنیت انسانی استنباط میشود، اشاره شد:
• امنیت اقتصادی و رهایی از فرد
• امنیت غذایی؛ دسترسی به غذا
• امنیت بهداشتی؛ دسترسی به مراقبت بهداشتی و حمایت از بیماران
• امنیت زیست محیطی؛ حمایت در برابر آلودگی
• امنیت شخصی؛ حمایت فیزیکی در برابر شکنجه، جنگ و حملات جنایی
• امنیت اجتماعی؛ بفای فرهنگهای سنتی
• امنیت سیاسی؛ آزادی و رهایی از سرکوب سیاسی
بر این اساس «امنیت انسانی شرایطی را توصیف میکند که در آن نیازهای مادی و اساسی انسان تأمین شده و شخصیت انسانی تحقق مییابد. بنابراین همچنانکه تأمین نیازهای اولیه مادی در بطن امنیت انسانی نهفته است. این مفهوم بر ابعاد غیرمادی نیز تأکید دارد.»170 علیرغم استفاده گستردهای که از مفهوم امنیت انسانی میشود، یک تعریف پذیرفته شده جهانی از این مفهوم وجود ندارد. اشاره به این مفهوم در سالهای اخیر فزونی گرفته است اما هنوز این مفهوم به جریانهایاصلی مباحث امنیتی وارد نگردیده این امر را تا حدی میتوان به دلایل سیاسی و ایدئولوژیک نسبت داد، اما تا اندازهاینیز معلول عدم اطمینان در مورد معنا و کارکردهای این مفهوم است. هم در مباحث دانشگاهیو هم در مباحثسیاسی، بحثدرباره تعریف امنیت انسانی از سالهای پایانی دهه 90 جریان داشته است. همچنین در رابطه با ارزش امنیت انسانی و سیاستگذاریها،دیدگاههای گوناگونیوجود داشته است.171برای روشن شدن این مفهوم بررسی هر یک از این مؤلفهها خالی از فایده نخواهد بود.
بند دوم: مؤلفههای دکترین امنیت انسانی
در امنیت انسانی دو دسته از نیازها یا در دو بعد مدنظر قرار گرفتهاند: نخست بعد کمی که شامل نیازهای مادی یعنی تأمین حداقلی از نیازهای اولیه مادی همچون غذا، مسکن، آموزش، بهداشت و مانند آن میشود و دیگری بعد کیفی که با شخصیت انسانی مرتبط بوده و استقلال فردی، مشارکت آزاد در زندگی اجتماعی و … را در بر میگیرد. بر این اساس مؤلفههای دکترین امنیت انسانی در موارد زیر مورد بررسی قرار میگیرد.
الف: امنیت اقتصادی
امروزه امنیت اقتصادی مهمترین شاخص توسعهیافتگی است؛ اصولاً نظام اقتصادی در هر کشور در سایه امنیت اقتصادی تحقق مییابد. امنیت اقتصادی دو جنبه دارد:
• امنیت اشتغال و درآمد که عموم مردم را فرامیگیرد
• امنیت سرمایهگذاری که در سطح بنگاههای اقتصادی حقیقی و حقوقی مطرح است
اما در ادبیات اقتصادی بعد دیگری برای امنیت اقتصادی در نظر گرفته شده که در دستور کار امنیت ملی قرار دارد در واقع این بعد را میتوان امنیت اقتصادی دولت نامید.
ب: امنیت غذایی
برخی از اندیشمندان معتقدند امنیت غذایی نخستین در میان امنیتهاست. اکنون دنیای معاصر با معضل گرسنگی و بحران غذایی مواجه است و تعادل در تولید و توزیع و مصرف به هم خورده و نوعی کمبود شدید و قحطی جهان را تهدید میکند. در چارچوب مفهوم امنیت غذایی دو چالش مطرح است؛ نخست عدم دسترسی یکسان و متوازن مردم به ذخایر غذایی در کشورهای جهان است و چالش دوم مقوله فقر است. در این دیدگاه سوءتغذیه برآیند تداخل و تعامل کمبود مواد غذایی با مواردی چون مراقبتهای بهداشتی و تحصیلات درنظر گرفته میشود. لذا فقرزدایی به تنهایی راهحل مشکل سوءتغذیه نیست بلکه فرهنگ سوءتغذیهای اهمیت بیشتری دارد. «موجود بودن غذا»، «دسترسی به غذا» و «پایداری در دریافت غذا» سه بعد امنیت غذایی هستند.172
ج: امنیت اجتماعی
انگیزه طرح این مفهوم در 1993؛ امواج تهدید آمیزی بود که هویت گروهها را در معرض خطر قرار داده بودند. بدین معنا که از یکسو با رشد فنآوری، هویت برخی گروهها در هویت گروههای مسلط هضم میشود و از سوی دیگر با گسترش مهاجرت از کشورهای فقیر و جهان سوم به کشورهای صنعتی، نوعی آشفتگی در تمایز هویتی پدیدار میگردد.173
در سال 1993 با پایان رقابت ایدئولوژیک شرق و غرب، مرکز ثقل رقابت ایدئولوژیک به تعلقات قومی و مذهبی سرایت کرد و همزیستی اقوام مختلف و رابطه گروههای مذهبی، دینی و قومی با دولت به عنوان یک معضل مطرح گردید.
د: امنیت شخصی
امنیت شخصی حالتی است که فرد فارغ از ترس از رسیدن به جان و مال یا آبروی خود یا از دست دادن آنها زندگی میکند در صورت داشتن امنیت جانی است که فرد میتواند به تشکیل خانواده، اشتغال، سیاست و اقتصاد فکر کند.
این نوع از امنیت شامل حفاظت از مردم در برابر خشونتهای فیزیکی، افراد خشونتگرا و عوامل فراملی، تجاوز جنسی یا سوءاستفاده از سالمندان است برای بسیاری از مردم، عمده منبع نگرانی نسبت به جرایم بویژه جرایم خشونتآمیز است.174
آزادی و امنیت شخص به معنای وسیع آن دربرگیرنده حق هر کس برای زندگی، حفظ حریم خصوصی، برخورداری از یک دادرسی منصفانه، آزادی در رفت و آمد و اختیار مسکن، ایمنی در مقابل اعمال مغایر کرامت انسانی همچون اسارت، تملک، بهرهکشی بردگی و شکنجه و نیز امنیت نسبت به توقیف خوسرانه و غیرقانونی است.
در تعریف سه دهه اخیر از آزادی، محور اساسی فرد و حقوق وی است. در این میان احساس امنیت شخص مهمترین جلوه آزادی است و یکی از معیارهای وجود آزادی در هر جامعهای است.175 شاخصهایی که به عنوان منابع تهدید این بعد برای نمونه میتوان در نظر گرفت عبارتند از: جرایم خشن، قاچاق مواد مخدر، خشونت و سوءاستفاده از زنان و کودکان، بهرهبرداری و قاچاق انسان، بدرفتاری نسبت به زنان و کودکان، کودکربایی و آدمربایی.
مؤلفههای امنیت شخصی برابری و عدم تبعیض، برابری نزد قانون، رهایی از شکنجه، رفتار یا مجازات وحشیانه، غیر انسانی و خوارکننده، حق آزادی شخص، منع بردگی، منع کار اجباری، منع بازداشتهای خودسرانه و توقیف و حبس بدون دلیل.
ه: امنیت سیاسی
امنیت سیاسی با امنیت اجتماعی پیوندی عمیق دارد. امنیت سیاسی به معنای تأمین آرامش و طمئنینه لازم توسط حکومت برای شهروندان قلمرو خویش از راه مقابله با تهدیدهای مختلف خارجی و تضمین حقوق سیاسی آنان در مشارکت در تعیین سرنوشت اجتماعی و سیاسی از طریق حکومتی مردم سالار است. امنیت سیاسی یعنی پیشبینی سازوکارهایی برای اینکه تهدیدها نسبت به حکومت و ساختار سیاسی به طریق مقتضی شناسایی و جهت رفع یا دفع آن اقدام شود. با توجه به اینکه تهدیدها نسبت به ساختار سیاسی ممکن است داخلی یا خارجی باشد، نوع تهدید و در نتیجه چگونگی پاسخ متفاوت خواهد بود.176
امنیت سیاسی به معنای وجود دستگاهی سیاسی است که در آن مرد آزادانه و بدون ترس و وحشت بتوانند مواضع سیاسی و باورهای خود را، هرچند مخالف دولت، در چارچوب قوانین موجود مطرح کنند و کسی حق تعرض به دیگران را به دلیل ابراز عقیده سیاسی نداشته باشد.
شاخصهایی که به عنوان تهدید این بعد میتوان برای نمونه در نظر گرفت؛ فشارهای حکومتی، نقض نظاممند حقوق بشر، فساد، کاربرد غیرقانونی قدرت و عدم ثبات سیاسی.
و: امنیت زیست محیطی
قرن بیستم سرشار از تحولات بیسابقه در محیط زیست جهان بود. اثرگذاری انسان بر طبیعت اطرافش به جایی رسیده که

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع حقوق بشر، جرایم سازمان یافته، نظم و امنیت، نظم عمومی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع امنیت انسانی، حقوق بشر، جرایم سازمان یافته، لیبرالیسم