منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق، امام خمینی، امیرالمومنین، استعمال لفظ

دانلود پایان نامه ارشد

قاسم بن محمد جوهری نیست که در کتاب های رجال تضعیف شده و بیشتر علمای رجال او را ضعیف و واقفی دانسته اند ، هرگاه در کتاب ها قاسم بن محمد به طور مطلق ذکر شده ، او مراد نیست118، بلکه مراد ، قاسم بن محمد الإصفهانی است ، زیرا او در طریق صدوق واقع شده و از سلیمان بن داوود منقری روایت می کند . 119
ابن غضائری تعریفی از او دارد . 120
ولی بارها عالمان محقق گفته اند که تضعیف های ابن غضائری اثری ندارد و نمی توان برای آنها اعتباری قائل شد 121 و به خصوص این جمله نیز مورد بحث قرار گرفته و گفته شده که دلالت بر ضعف راوی نمی کند .
علامه حلی طریق صدوق به سلیمان بن داوود منقری را صحیح دانسته122، با وجود آنکه او در سلسله سند واقع شده است .
علاوه بر آن ، ابراهیم بن هاشم بسیار از او روایت نقل کرده و بر روایت او اعتماد نموده است. 123
شخصیت های دیگری مثل محمد بن علی بن محبوب 124 و ابوالحسن الفقیه علی بن محمد بن شیره ی القاسانی125 و سعد بن عبدالله از او روایت کرده اند126 و علاوه بر آن شیخ کلینی به واسطه مشایخ خود از او روایت و بلکه بسیار هم روایت کرده است127 و در جائی خود این نکته مورد نظر بسیاری از عالمان و فقیهان واقع شده که نقل کلینی از راوی ، به خصوص کثرت نقل او از راوی ، خود یکی از نشانه ها وثاقت راوی است ، احمد بن محمد البرقی نیز از او روایت کرده است . 128
و درمجموع از این قراین استفاده می شود که اگرچه در حد توثیق نبوده، مدح شده است ، و روایت او حسن است . 129
نجاشی تصریح به وثاقت سلمیان بن داوود المنقری کرده است . 130
ابن غضائری او را تضعیف کرده131، ولی چنانکه یاد شده ، بر تضعیف های ابن غضائری نمی توان تکیه کرد .
علاوه بر آن ، آنچه از سیره و سبک رجالی بیشتر فقیهان برمی آید ، آن است که در تعارض بین توثیق نجاشی و تضعیف غیر از او- هر که به خصوص ابن غضائری بود- ، سخن نجاشی را مقدم می دارند ، زیرا نجاشی در مباحث علم رجال اضبط از دیگران است . 132
سلیمان بن داوود ، روایت را از عده ای از اصحاب نقل می کند .
کلمه «غیر واحد» نزد مرحوم خوئی در حکم مرسله است ، زیرا راوی به طور اجمال ذکر شده است ، ولی سید محمد عاملی (1011 هـ.ق) که در فن نقد حدیث دقت فراوان می کند ، معتقد است که کلمه «غیر واحد» ، «عن عده نفر» یا «عن نفر» ، در حکم مرسله نیست ، بلکه اینگونه نقل از خبر واحد برتر است و نمی توان حکم به مرسله بودن آن کرد . 133
بدین سان دانسته می شود که این حدیث نزد اصحاب ، مشهور و معروف است .
اکنون که بررسی سند روایت به پایان رسید ، می گوئیم که برخی از راویان سند این روایت ، به طور صریح و کامل توثیق نشده اند ، بلکه فقط مدح آنان ثابت شده است ، این حدیث نیز حسن خواهد بود .
با این حال می توان این نکته را اضافه کرد ، همان طور که امام خمینی آن را مورد توجه قرار داده اند ، که نقل روایت در من لایحضره الفقیه و به ویژه با لفظ «قال» ، قرینه ای بر صدور روایت ازمعصوم است ، علاوه بر آن به دست می آوریم که به طور قاطع نسبت حدیث به امام (ع) دلیل توثیق راویان سند خصال خواهد بود و امام خمینی ، همین استدلال را درباره روایت حسین بن زواره فرموده است . 134
نظیر این سخن درباره حدیث ، مورد اتفاق بین شیعه و سنی نیز وجود دارد ، زیرا این روایت بنابر سند کافی ضعیف بوده ولی در (من لایحضره الفقیه) به طور مرسله ذکر شده است . 135
روایت غسل و تکفین محارب نیز همین شکل سندی را دارد .136
به هر حال در اینجا بحث سندی حدیث را به پایان می رسانیم و به بررسی دلالت لغات آن می پردازیم .

3-1-3-8- غریب الحدیث
این حدیث چند کلمه دارد که لازم است بررسی شود :
درباره «أفرغ» : ابن منظور افریقی (711-630 هـ.ق) گفته است : أفراغ ریختن است ، فرغ علیه و أفرغ ، بر او آب ریخت . در قرآن فرموده : پروردگارا بر ما صبر بریز . 137
أفرغ در اصل به معنای «خلو» می آید و «فراغ» ، خلاف «شغل» است و «مفرغ» ، «دلو» است ، همان جایی که آب از آن می ریزد و خالی می شود . 138و (سنفرغ لکم أیها الثقلان) 139 ، «سنفرغ» یعنی «سنعمد» و این معنا مجاز است . 140و در حدیث غسل آمده که پیامبر اکرم (ص) می فرمایند : «إفراغات ، جمع «إفراغه» و آن یک بار از «أفراغ» است . 141
فیومی نیز در مصباح المنیر فرموده : آن چیز را ریختم و این لغت در مورد چیزی به کار می رود که سیال است .» 142

3-1-3-9- دلالت روایت
این حدیث جمله «أرفاغ منی» را به کار گرفته است و در حقیقت می خواهد امری غیر از زنا خبر دهد ، زیرا وقتی گفته می شود : «زنی زید» بدان گونه که از کتاب های لغت و فقه به دست می آید ، زنا یعنی «ادخال ذکر فی فرج المرئه» که از روی اکراه و شبه نیز نبوده است . 143
بنابراین زنا همان ادخال فرج است ، چه انزال منی بشود و چه نشود .
انزال ، شرط تحقق زنا نیست ، این مفهوم و معنا قطعاً حرام است و ادله حرمت زنا به این دو فرد معروف و مشهور منصرف است ، اما در روایت فرد سومی و به عبارت دیگر مفهومی اعم مورد نظر قرار دارد و آن قرار دادن منی مرد در رحم زن است ، بر این اساس می توان گفت : مبحث مورد نزاع به خوبی و روشنی از حدیث استخراج می شود که قرار دادن منی در رحم زن بیگانه و نامحرم حرام است . 144
پس حاصل مطلب از این قرار است :
سند روایت که پس از بررسی دانسته شد ، معتبر است .
دلالت آن نیز کامل و مطلوب است و بر حرمت قرار دادن آب مرد در رحم زن اجنبی به روشنی دلالت می نماید ، چه از طریق ادخال ذکر و یا از غیر آن ادخال شده باشد ، این عمومیت از اطلاق روایت که جمله «أفرغ» در آن بکار رفته است ، فهمیده می شود .
دلالت آن بر موضوع نزاع روشن و واضح است و می توانیم بگوییم آنچه در حدیث موضوع حرمت قرار گرفته ، غیر از ادخال ذکر (آمیزش جنسی) است .
روایت ، نفس قرار دادن منی در رحم زن را موضوع حرمت قرار داده است و حرمت این کار با حرمت زنا ارتباطی ندارد و به عنوان یکی از موضوعات حرمت قرار گرفته است . اگر کسی بر دلالت این حدیث خدشه کند ، به اینکه مدلول روایت بر حرمت ریختن آب مرد در رحم زن از طریق حرام دلالت کند ، چنانچه با زنا ملزم باشد ، یعنی چون لازمه زنا أفراغ منی است ، در روایت ملزوم ذکر شده و از آن لازم اراده شده است و روایت در مقام بیان حرمت زنا است ، بنابراین ، بر حرمت زنا ، پاره ای از احادیث ، دلالت مطابقی و پاره ای از روایت ها دلالت کنایی و مجاز می کنند . 145
روایت مورد بحث ما از نوع دوم است . 146 یعنی استعمال لفظ در غیر ما وضع له به قرینه ملازمه است ، بنابراین ، حدیث مذکور علاوه بر مدلول احادیث حرمت زنا ، مطلب خاصی ندارد ، و بر مقصود ما دلالت نمی کند ، در جواب گفته می شود ، حدیث مورد نظر اطلاق دارد و حمل آن بر لزوم آن ، یعنی زنا ، که به معنای ادخال ذکر در فرج باشد ، به قرینه صارفه نیاز دارد و فرض آن است که قرینه صارفه خاصی در روایت وجود ندارد ، همانطور که لغت «عهر، یعهر، را نیز بعضی از اهل لغت اینگونه تعبیر کرده اند : «کسی که شبانگاه نزد زن فاجره می آید تا با او زنا کند» .147
علامه بدرالدین عینی گفته است که اگرچه لغت «عهر» مقید به نوع خاصی از زنا است ، از آن اطلاق ، اراده شده است و حدیث «للعاهر الحجر» هر گونه زانی را شامل می شود . 148
به هر حال ، اختصاص دادن لغت «أفرغ» به آمیزش جنسی، و لغت «عاهر» به زانی در شب به قرینه صارفه قوی نیازمند است ، که در اینجا وجود ندارد .
درباره حدیث سوم : ابتدا باید به مطلبی که مرحوم خوئی درباره تهذیب، در سند این روایت فرموده است، اشاره کنیم .
در سند تهذیب ، (چاپ قدیم و جدید) محمد بن أحمد ابی عبدالله الرازی وجود دارد ، ولی همین حدیث در کافی بدین گونه آورده شده است : «محمد بن احمد عن أبی عبدالله الرازی».149 از نظر رجالی ، نسخه کافی درست و موافق با وسائل شیعه 150نیز هست . 151
اگر چه در رجال حدیث ، محمد بن أحمد وجود دارد که در کتاب های رجال مهمل شناخته شده 152 و حسن بن علی ابی حمزه نیز تضعیف شده است . 153 روایت هایی با این مضمون متعدد است و ضعف سند را جبران می کند .
زندیقی از امام صادق (ع) پرسید : چرا خداوند زنا را حرام کرده است؟ امام فرمود : به سبب اینکه فساد و از بین رفتن میراث ها و قطع نسب ها را در پی دارد ، در زنا زن نمی داند که چه کسی او را باردار کرده است و فرزندی که متولد شده ، پدرش کیست؟154 مضمون این حدیث از حضرت رضا (ع) نیز نقل شده است . 155
در نهج البلاغه هم در بخش کلامات قصار ، از مولا امیرالمومنین (ع) ، نقل شده که در بیان فلسفه احکام و
از آن جمله در بیان فلسفه زنا فرمود : خداوند ترک زنا را واجب کرده تا نسب سالم باقی بماند».156
در این روایت ، دلیل حرمت زنا بیان شده که زنا موجب می شود ، تا نسب سالم باقی نماند .
در نتیجه این گروه گویند : از مجموع روایتهای فوق فهمیده می شود که یکی از جهت های حرمت زنا خلط میاه و اختلاط انساب است ، پس درباره هر عملی چنین بر می آید که اگر اثر زنا بر آن مترتب شود (هر چند که ممکن است اصطلاحاً آن را زنا ننامند) حکم آن را خواهد داشت .
قرار دادن نطفه مرد در رحم زن بیگانه و اجنبی ، سبب همان خلط میاه می شود و با حرام نبودن زنا ، پاکیزگی انساب از بین می رود . در عبارت «لوضعه ایّاها فی غیر موضعه» دلالت روشنی وجود دارد که باید منی مرد در جایگاهی مخصوص ریخته شود .
شاید براساس همین نکته ها ضایع کردن منی و انزال آن در غیر از رحم زن مکروه شمرده شده است ، درباره منع از آن گفته شده که حکمت نکاح ، تـولید فرزند است ، ولی اگر عزل بشـــود ، تولید مثل ممکن
نخواهد بود ، پس عزل با غرض شارع منافات دارد . 157
ازمجموعه احادیثی که در باب منع از عزل وارد شده است ، بر می آید که شارع مقدس فقط ریختن آن را در موضع خاص خود جایز دانسته است و چون انزال منی جایز شمرده شده ، دانسته می شود که تضییع آن به صورت حرام مرد است نه به گونه جایز ، شاید در فلسفه حرمت استمناء نیز اینگونه نکته هایی هست ، چنانکه در روایتی از حضرت امیرالمومنین (ع) به این نکته اشاره شده که شکل أفراغ منی باید حفظ شود ، یعنی باید از طریق حلال ریخته شود . بدین سان با مراجعه به روایت مذکور و سایر روایت ها که پاره ای از آنها در بیان فلسفه و علت حکم وارد شده است ، فلسفه حرمت زنا به دست می آید . 158
زندیقی از امام صادق (ع) پرسید : چرا خداوند آمیزش با چهارپایان را حرام کرده است؟ حضرت فرمود : خوش نداشت مرد ، آب خویش را تباه کند و به راهی جز آنچه رواست ، حاجت خود را برآورد ، اگر خداوند این کار را مباح کرده بود ، هر مردی ، ماده الاغی در اختیار می گرفت ، از آن سواری می کشید و حاجت خود را نیز به آن برمی آرود و این فساد فراوانی موجب می شد ، پس پشت آن ها را برای سواری کشیدن بر مردم مباح و فرج آن ها را حرام کرد . خداوند زنان را برای مردان آفرید ، تا با آنان همدم شوند ، و در بر آنان آرام گیرند ، و آنان برآورنده نیازهای جنسی شان و مادران فرزندانشان باشند . 159
3-1-3-10- نقد حدیث دوم
این روایت مرسله از صدوق است ، مرسله صدوق اعتباری ندارد ، به ویژه به جهت اشکال محدث بحرانی در الحدائق الناظره مبنی بر این که خود صدوق نیز بر سخن خود پایدار نمانده و در متن من لا یحضره الفقیه بارها گفته که این روایت از من صحیح نیست ، با در نظر گرفتن همه اینها بر مرسله صدوق نمی توان اعتماد کرد . 160
جواب از اشکال سندی نیز روشن است .
اولاً عجیب است کسی که سخن شیخ مفید را در ارشاد دلیل توثیق و مدح علی بن سالم می داند ، سخن صدوق در مقدمه من لایحضره الفقیه را معتبر نمی داند ، در حالیکه سخن صدوق معتبر است و اگر در موردی به ضعف راوی تصریح کرده ، خاص آن مورد است و دیگر موارد بر همان اصل اولیه باقی می ماند . ثالثاً مرسله بودن ضرری ندارد ، زیرا قبلاً گفتیم که مرسلات صدوق با سایر مرسلات فرق می کند و اگر چه نظریات درباره مرسلات گوناگون است ، مرسلات صدوق از استحکام خاصی برخوردار است . 161

3-1-3-11- مناقشه در دلالت روایت اول و دوم
در این دو روایت ، دو

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع تلقیح مصنوعی، امام خمینی، علامه مجلسی، امام رضا (ع) Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع تلقیح مصنوعی، محمد بن سنان، شیخ اعظم انصاری، امیرالمومنین