منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق، نزول قرآن، فیض کاشانی، تفسیر قرآن

دانلود پایان نامه ارشد

میکنیم.
1-2-2-1-1) دیدگاه اهل سنت در مورد حديث سبعة احرف
نخستين و معتبرين كتابي كه در آن همهي احاديث در كنار هم جمع آوري شده است، تفسير طبري، در کتاب «جامع البيان فی تأويل القرآن» است که در مقدمهي تفسير خود، تحت عنوان «القول في اللغة التي نزل بها القرآن من لغات العرب» به بيان حديث سبعة احرف ميپردازد كه 64 مورد روايت را با اسناد متفاوت نقل مينمايد، كه 38 مورد آن روايت نبوي و بقيه از صحابه است.87
تعداد صحابهای که نامشان در سلسله سندهای حدیث آمده است، 15 نفر میباشد که به شرح زیر است: ابی بن کعب، انس بن مالک، عبادة بن الصامت، عبدالله بن مسعود، ابوهریرة، امّ ایوب، عبدالله بن عباس، عمر بن خطاب، عبدالله بن عمر، هشام بن حکیم بن حزام، زید بن ارقم، ابوطلحة زید بن سهل الانصاری، ابوجهیم الانصاری، ابوبکرة نفیع بن الحارث الثقفی و سلیمان بن صرد. سیوطی ضمن ذکر نام این اصحاب در شمارش روایتهای حدیث، افراد زیر را به آنها افزوده است: حذیفة بن یمان، سمرة بن جندب، عبدالرحمن بن عوف، عثمان بن عفان، عمروبن أبی سلمة، عمرو بن العاص، معاذ بن جبل، أبوسعید خدری و ابوایوب. اما سیوطی نامي از عبادة بن الصامت، عبدالله بن عمر و ام ایوب به میان نیاورده است. بنابراین تعداد اصحاب از نظر او 21 نفرند.88 تعداد سندهایی که حدیث از طریق آنها روایت شده، چهل و شش سند است، از جمله، بیست سند در روایات أُبَیّ، هفت سند در روایتهای ابن مسعود، چهار سند در روایتهای ابوهریره، سه سند در روایتهای امّ ایوب و سه سند در روایتهای ابن عباس و دو سند، یکی در روایت عمر و دیگری در روایت فرزندش عبدالله و یک سند در روایت زید بن ارقم، ابوطلحه، ابوجهیم، ابوبکر، ابن صرد، ابن دینار و ابوالعالیه وجود دارد.
در میان اسناد فراوان این روایت تنها هشت سند، ضعیف و بقیه که تعدادش 38 سند است، صحیح و قابل انتقاد نیستند، چه آنکه تمام سندها متصلاند جزء چهارتای آنها که سلسله سند در آنها قطع شده است (منقطع) هر چند که روایت آنها از سوی صاحبان روایت درست و معنای آنها به وسیلهی احادیث متصل تأیید شده است. این روایتها، روایت ابن ابی لیلی، ابن صرد، ابن دینار و ابوالعالیه هستند.بنابراین حدیث با مجموعهی همین سندها به مرتبهی تواتر میرسد.89
1-2-2-1-2)دیدگاه امامیه در مورد حديث سبعة احرف
دیدگاه امامیه در مورد حدیث سبعة احرف به دو گروه تقسيم ميشود:
گروه اول: برخي از آنها حديث را صحيح دانسته و وجوهی را در تاويل آن ذكر كردهاند، یکی از علمای اين گروه ابوعبدالله زنجاني است که در كتاب «تاريخ القرآن» بعضي از احاديثي كه بخاري و محدثان دیگر، در اين باب روايت كردهاند را ذكر كرده است، سپس ميگويد اين روايات دلالت ميكند بر اینکه پیامبر اکرم( قرآن را بر بزرگان صحابه قرائت ميكردند و آنها به حفظ آن تلاش ميكردند. زنجاني در مراد از سبعه، نظر ابن جرير طبري را در تفسيرش ميپسندد.90
كمالی در كتاب «شناخت قرآن» میگويد: «برخی نبود روايت «سبعة احرف» را سبب خلأ در احكام قرائت قرآن میدانند و معتقدند كه با اندكي صرف وقت و دقت در موارد مختلف به خوبی روشن میشود اين حديث هم مرفوعه، هم مستفيضه، هم مفهوم و هم متقن است.91
گروه دوم:که اكثريت این گروه را تشکیل میدهند، حديث سبعه احرف را قبول ندارند و بر این باورند که در منابع حدیثی به ندرت نقل شده و آن هم در رتبهي خبر واحد كه داراي ضعف سندي و دلالتي است، تنها در برخي از كتب حديثي شيعه، آن هم در ساختار و قالب يك خبر واحد ضعيف آمده است. علماي شيعه معتقدند روايت سبعة احرف، نه تنها متواتر نيست، بلكه در رتبهي استفاضه هم قرار ندارد و در نزد برخي از دانشمندان شيعه، در اصل صدور آن از پيامبر ( مورد ترديد قرار گرفته است.92
ابوالقاسم خوئي در كتاب «البيان في تفسيرالقرآن» ميگويد: «اين احاديث مضطرب و متناقض وسند آنها ضعيف است. روایتهایی که با آنچه به طور صحیح از اهل بیت آمده مخالف باشد، ارزشی ندارند، لذا اهمیتی ندارد که درباره سندهای این روایتها سخن بگوییم. این نخستین چیزی است که روایت را از اعتبار و حجّیت ساقط میکند.»93
محمد طوسی در کتاب «التبیان فی تفسیر القرآن» میگوید: «میدانیم عرف مذهب اصحاب ما و شایع از اخبارشان این است که قرآن بر حرف واحد و بر پیامبر واحد نازل شده است، جز آنکه بر جواز قرائت به آنچه قراء آن را متداول میدانند اجماع دارند و اینکه انسان مخیر است بر اساس هر قرائتی قرائت کند. قرائت را به مجازی که بین قراء جایز است اجازه دادهاند.»94
بنابراین از دیدگاه بیشتر علماء و محدثان امامیه، راویان روایات وارده در کتب اهل سنت هر چند به درجهی ثقه رسیده باشند، هرگاه با آنچه اهل بیت روایت کرده باشند متعارض باشد را قبول ندارند.95 بر همین مبنا روایت نزول قرآن بر سبعة احرف را قبول نمیپذیرند و برای عدم قبول آن به ادلهی زیر استدلال میکنند:
1. آن را مخالف با روایت صحیح زراره از امام صادق ( میدانند که فرمود: «إِنَّ الْقُرْآنَ وَاحِدٌ نَزَلَ مِنْ عِنْدِ وَاحِدٍ وَ لَكِنَّ الِاخْتِلَافَ يَجِي ءُ مِنْ قِبَلِ الرُّوَاةِ.»96 (قرآن، یکی است و از جانب خداوند یگانه نازل گردیده و اختلاف در آن از ناحیه راویان و ناقلان قرآن پدید آمده است.)
از فضيل بن يسار روایت شده است: «قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ («إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ عَلَى سَبْعَةِ أَحْرُفٍ فَقَالَ كَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ لَكِنَّهُ نَزَلَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ مِنْ عِنْدِ الْوَاحِدِ.»97 (مردم میگویند که مردم بر هفت حرف نازل شده است. فرمود: دشمنان خدا دروغ گفتهاند زیرا قرآن بر یک حرف و از سوی خدای یگانه نازل شده است.)
امامیه اختلاف قراء و ناقلان قرائت قرآن را علت اختلاف قراءات میدانند و به نظر آنها قرائت متواتر قرائتی است که صحت آن در زمان امام به تواتر برای آنها نقل شده است؛ به طوری که امام به آن قرائت راضی بوده و توصیه نموده که آن را در نماز به کار برند و گاهی از قرائت صحیح نهی میکردند و میگفتند این قرائت مخصوص زمان ظهور قائم است، زیرا قراءات به طور متواتر از پیامبر به ما نرسیده است و قرآن بر یک حرف نازل شده است و اختلاف در آن را ناقلان و راویان قرائت پدید آوردهاند.98
برخی از علماء در پاسخ به این دیدگاه گفتهاند: به مرور زمان «حرف» به معانی دیگری از جمله «قرائت» نیز به کار میرفت، از این رو ائمه هدی ( به عنوان حافظان اصول سیره و سنت نبوی ( با شناخت جامع و صحیحی که از قرآن و تعالیم پیامبر اکرم ( داشتند، این بدعت و فهم غلط از روایات احرف سبعه را برای مردم تبیین و روشن ساختند. فضیل بن یسار به امام صادق ( گفت: مردم میگویند: قرآن بر هفت حرف[قرائت] نازل شده است. امام در پاسخ فرمودند: « فَقَالَ كَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ وَ لَكِنَّهُ نَزَلَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ مِنْ عِنْدِ الْوَاحِدِ.»99 یعنی دشمنان خدا دروغ گفتهاند [آنها که با سوء استفاده از این روایات مردم را به اشتباه و گمراهی انداخته و میاندازند] بلکه قرآن بر حرف واحد [قرائت واحد] و از نزد خدای واحد نازل گشته است. منظور امام صادق ( نفی روایات نزول قرآن بر اساس هفت حرف اصلی نیست، بلکه نفی قراءات گوناگونی است که مردم آنها را مطابق فهم اشتباه از این احادیث، نازل شده از سوی خداوند و متواتر از پیامبر اکرم ( پنداشتهاند.100
فیض کاشانی در مورد این دو حدیث101 گفته است: «مراد از دو حدیث یکی است و آن این که قرائت درست و اصلی یک قرائت است. امام ( از آنجا که میداند مردم در فهم حدیث «سبعة احرف» به اشتباه افتادهاند و بر طبق این اشتباه و به رغم همه اختلافهایی که با هم دارند، قراءات گوناگون را نازل شده از جانب خدا و صحیح میپندارند، این پندار و گمان نادرست را بر طبق این حدیث تکذیب میکند. بنابراین، بین این دو حدیث رسیده از امام صادق ( و احادیث «احرف سبعه» منافاتی وجود ندارد.102
2. دلیل دیگر دانشمندان شیعه در رد روایت نزول قرآن بر هفت حرف، تعارض بین بهترین تفسیر دربارهی سبعة احرف با روایت منقول از عمر و عثمان در این باره است. زیرا در این روایت آمده که قرآن به لغت و زبان قریش نازل گشته است و نیز عمر (ابن مسعود را از قرائت «عَتَّی حین» نهی کرد.
3. این روایت با مخاصمه و منازعه عمر با هشام بن حکیم در مورد قرائت، سازش ندارد با اینکه هر دو از قریش بودند.103
4. تفسیر «سبعة احرف» به هفت لهجه اصولاً با موارد برخی از روایات صریحاً منافات دارد زیرا در آنها سخن از اختلاف در جوهر لفظ است نه در کیفیت و چگونگی اداء آن.
5. لازمهی تفسیر مزبور[بر هفت لغت] آن است که قرائت قرآن به هفت لغت و لهجه جائز و صحیح باشد در حالیکه این امر بر خلاف سیرهی تمام مسلمانان _اعم از شیعه و سنی_ است.
6. اگر واقعاً علت نزول قرآن بر سبعة احرف به دلیل آسان گرفتن بر همه قبائل است تکلیف ملل و اقوام غیرعرب که با هیچ یک از لهجات مختلف عربی انس نداشته و ندارد چه بوده و چه خواهد بود.104
با وجود چنین استدلالهایی مبنی بر رد حدیث سبعة احرف و عدم روایت آن در کتابهای معتبر اربعه شیعه، باز هم میبینیم در کتابهای دیگر امامیه این روایات وجود دارد. برخی از این روایات به شرح زیر است:105
الف) مواردي كه سبعة احرف به کار رفته اما ناظر به اختلاف قراءات نيست.
1. «از حماد بن عثمان قال: قلت لابي عبدالله: إِنَّ اَلْآحاديثَ تَخْتَلِفُ عَنْكُمْ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اَلْقُرْآنَ نَزَلَ عَلَى سَبْعَةِ أَحْرُفٍ وَ أَدْنَى مَا لِلْإِمَامِ أَنْ يُفْتِيَ عَلَى سَبْعَةِ وُجُوهٍ»106 از حماد بن عثمان روایت شده است: به امام صادق گفتم: احادیث مختلفی از شما روایت شده است. فرمودند: قرآن بر هفت حرف نازل شده است و کمترین حق امام این است که به هفت وجه فتوا دهد.
2. عن أبي جعفر قال: تفسير القرآن علي سبعة أحرف، منه ما كان، و منه ما لم يكن بعد، ذلك تعرفه الأئمة.107 «از امام باقر روایت شده است که فرمود: تفسیر قرآن بر هفت حرف است. برخی از آنها به وجود آمده و برخی دیگر هنوز به وجود نیامده است.»
ب) مواردي كه سبعة أحرف استعمال شده و ناظر به اختلاف قراءات است.
1. از نظر قبول: عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْهَاشِمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَتَانِي آتٍ مِنَ اَللَّهِ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْمُرُكَ أَنْ تَقْرَأَ اَلْقُرْآنَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ فَقُلْتُ يَا رَبِّ وَسِّعْ عَلَى أُمَّتِي فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْمُرُكَ أَنْ تَقْرَأَ اَلْقُرْآنَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ فَقُلْتُ يَا رَبِّ وَسِّعْ عَلَى أُمَّتِي فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْمُرُكَ أَنْ تَقْرَأَ اَلْقُرْآنَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ فَقُلْتُ يَا رَبِّ وَسِّعْ عَلَى أُمَّتِي فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَقْرَأَ اَلْقُرْآنَ عَلَى سَبْعَةِ أَحْرُفٍ.108 «….پیامبر اکرم ( فرمودند: فرستادهای از جانب خدا نزد من آمد و گفت: خداوند متعال به شما امر کرده است که قرآن را بر حرف واحد قرائت کنید. گفتم: خدایا بر امت من توسعه و آسانی قرار بده. گفت: خداوند متعال به شما امر کرده است که قرآن را بر حرف واحد قرائت کنید. گفتم: خدایا بر امت من توسعه و آسانی قرار بده. گفت: خداوند متعال به شما امر کرده است که قرآن را بر حرف واحد قرائت کنید. گفتم: خدایا بر امت من توسعه و آسانی قرار بده. گفت: خداوند متعال به شما امر کرده است که قرآن را بر هفت حرف قرائت کنید.
2. در مورد نزول قرآن بر سبعة احرف، از ابو عبدالله سوال شد: «إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ عَلَى سَبْعَةِ أَحْرُفٍ فَقَالَ كَذَبُوا أَعْدَاءُ اللهِ وَ لَكِنَّهُ نَزَلَ عَلَى حَرْفٍ وَاحِدٍ مِنْ عِنْدِ الْوَاحِدِ»109 « مردم میگویند که مردم بر هفت حرف نازل شده است. فرمود: دشمنان خدا دروغ گفتهاند زیرا قرآن بر یک حرف و از سوی خدای یگانه نازل شده است.
با توجه با آنچه از پیش گذشت، هر چند بیشتر علماء امامیه

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع نزول قرآن، زمان پیامبر، تاریخ اسلام، صاحب نظران Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع علوم قرآن، امام صادق