منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق، امام رضا (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

مي‏توانيم اين حكم را به ساير كفّار تعميم بدهيم؛ زيرا آنان نيز حرمتي ندارند، بلكه ميان كفّار، زنان [ذمّي] از حرمت بيشتري برخوردارند. پس زماني كه حرمت آنان ساقط شود و نگاه به آنها جايز باشد، درمورد ساير كفّار به طريق أولي قائل به جواز مي‏شويم. پس روايت ظهور دارد كه علّت حرمت نگاه به موي زنان، حرمت آنها بوده و اين حرمت در زنان ذمّي ساقط است. با ثبوت اين دو ظهور، حرمت زنان كافر غير ذمّي به طريق اولي ساقط است.
2. محمد بن يعقوب عن عدة من أصحابنا عن أحمد بن عيسي عن ابن محبوب عن عبادبن صهيب، قال:
سمعت أبا عبدالله (ع) يقول: لابأس بالنظر إلي رؤوس أهل تهامة و الأعراب و أهل السواد و العلوج؛ لانّهم إذا نهوا لاينتهون… و المجنونة و المغلوبة علي عقلها لا بأس بالنظر إلي شعرها و جسدها مالم يتعمّد ذلك؛
عباد بن صهيب گويد: از امام صادق (ع) شنيدم: نگاه به موي سر زنان اهل تهامه و اعراب و اهل باديه و روستا اشكال ندارد، زيرا به نهي گوش نمي دهند[ بر طبق عادت خود عمل مي‏نمايند]. سپس فرمود: نگاه غير عمدي به مو و بدن زن ديوانه و سفيه اشكال ندارد.235
عباد بن صهيب، ثقه است؛ زيرا نجاشي او را توثيق كرده و در توثيق او، نيازي به روايت ابن محبوب از او نداريم. بنابر اين، روايت از نظر سند و دلالت كامل و بدون اشكال است و علّتي كه درآخر روايت ذكر شده، حكم را در مورد همۀ زن هايي كه به نهي گوش نمي دهند، عموميّت مي‏بخشد؛ مسلمان باشند يا كافر.
ليكن به اعضايي مي‏توان نگاه كرد كه به طور معمول، به نمايان بودنش عادت دارند؛ زيرا جواز درصحيحه مبتني بر تعمّد آنها بر هتك حرمت خودشان بوده؛ پس نگاه به اعضايي كه آشكار نمي سازند، حرام است.
و جواز نگاه به مو و بدن آنها نيز در صورتي است كه از روي لذّت و شهوت نباشد ، و گرنه حرام مي‏باشد. و شايد ـ همان طور كه صاحب جواهر احتمال داده است ـ عبارت “مالم يتعمد ذلك” در آخر صحيحه طبق نقل مرحوم كليني (ره) به همين نكته اشاره داشته باشد.
صورت ديگري را نيز مي‏توان داخل مفاد روايت نمود و حكم به جواز داد، و آن زماني است كه بدون قصد لذّت و به علّت ديگري به سر و موي آنان نگاه كند؛ اما بدون قصد و اختيار برايش لذّتي پديد آيد، كه جايز و بدون اشكال مي‏باشد.
بنا بر اين به زن هاي بي حجاب، مسلمان يا كافر، كه به رغم نهي، خود را نمي پوشانند، مي‏توان نگاه كرد، و نگاه به فيلم هايي كه چنين زناني درآن بازي مي‏كنند، زماني كه ترس وقوع درحرام نباشد، جايز است.
اما درموردي كه مرد قصد لذّت نداشته، ليكن مي‏داند با ديدن، براي او قهراً لذتي پديد مي‏آيد، شيخ انصاري مي‏گويد:
و صحيحۀ علي بن سويد در كافي اين سخن را تأييد مي‏كند:
قال: قلت لأبي الحسن (ع): إنّي مبتلي بالنظر إلي المرأة الجميلة فيعجبني النظر إليها. فقال: لابأس يا علي! إذا عرف اللّه من نيّتك الصدق و ايّاك و الزنا فإنه يمحق البركة و يذهب بالدين.
به امام كاظم (ع) عرض كردم: گرفتار نگاه به زنان زيبا رو هستم و خوشم مي‏آيد.
امام (ع) فرمود: اي علي! زماني كه خداوند بداند با نيت پاك و درست، نگاه مي‏كني، اشكال ندارد، اما بترس از زنا و ازآن دوري كن؛ زيرا زنا بركت را برده و دين را نابود مي‏كند.
منظور سؤال كننده اين است كه چه بسيار مواقع پيش مي‏آيد كه گرفتار نگاه به زن زيبا مي‏شود و هنگامي كه براي خريد و فروش يا كار ديگر با او سخن مي‏گويد و نگاه مي‏كند، به سبب زيبايي زن، از نگاه به او لذّت مي‏برد و شايد سؤال از اين جهت بوده كه شغل و حرفه راوي اقتضاي سر و كار زياد با زنان را مي‏نمود؛ مانند زرگر و بزّاز كه رفت و آمد زن ها به آن مغازه ها زياد است؛ به ويژه زنان باديه نشين كه حجاب كامل ندارند.
لذا سؤال كرد: آيا هنگامي كه لذّت پديد مي‏آيد، خودداري از نگاه واجب است يا خير؟ امام (ع) فرمود: اگر همان طوركه در ظاهر براي لذّت جويي نگاه نمي كني، در واقع و باطن هم خداوند بداند همين قصد را داري، اشكال ندارد؛ چنان كه در سؤال از برخورد و سروكار داشتن با زنان، تعبير به ابتلا و گرفتاري نمودي و از شگفتي و جلب نظر هنگام نگاه، اظهار ناخشنودي نمودي.
سپس امام (ع) او را از زنا بر حذر مي‏دارد.
ش- تحريك جنسي:
در فقه در مسألۀ نگاه و تحريك به دو عنوان محرّم برمي‏خوريم:
1- ريبه و لذّت بردن.
2- تحريك و تهييج جنسي.
اگر هر دو از راه هاي نامشروع باشند، حرامند و دو عنوان متقابل هستند كه ريبه و تلذّذ به مشاهده، و تحريكات جنسي به عرضه و نمايش مربوط مي‏شود. درمباحث ذيل در بارۀ دو عنوان فوق بحث مي‏كنيم:
1- ريبه و لذّت بردن:
براي ريبۀ حرام سه تفسير بيان شده: 1. ترس وقوع درحرام ازنگاه كردن؛ 2. ترس از فريفته شدن؛ يعني واقع شدن در فشار غريزۀ جنسي و سومين معنا: ترس از خطورات ذهني بعضي از صحنه هاي حرام به خاطر نگاه به آنها.
فاضل هندي درتعريف “ريبه” مي‏گويد:
“ريبه” حالتي است كه از نگاه به ذهن و دل انسان خطور مي‏كند و به معناي لذّت بردن يا ترس از مفتون شدن نيست… و ممكن است “ريبه” را به معناي مفتون شدن، تعميم دهيم؛ زيرا لغت “راب” به معناي واقع شدن در اضطراب مي‏باشد.
صاحب جواهر معناي اوّل را ترجيح داده، مي‏گويد:236
ظاهراً مراد از “ريبه” ترس وقوع در حرام است و شايد ازاين معنا تعبير به “خوف فتنه” شود. پس اقتصار بر اين دو ـ لذّت بردن و ريبه ـ همان طور كه در متن شرايع ذكر شده، بهتر است.
استظهار صاحب جواهر237 صحيح است؛ زيرا ريبۀ محرّم حالتي است كه انسان را به شك و اضطراب اندازد238 و بترسد كه درحرام بيفتد.
بنابه گفتۀ شيخ انصاري، دليل حرمت ريبه ـ به معناي مذكور ـ ظاهر است؛ زيرا ارتكاب كاري كه انسان را به حرام اندازد، يا ترس وقوع درحرام را در پي داشته باشد، حرام است و هنگامي كه نگاه به زن نامحرم در نفس انسان، خوف وقوع در حرام را پديد آورد، حرمت مؤكّد دارد.
اما معناي دوم و سوم “ريبه” ـ كه ترسِ وقوع در اثر فشار غريزؤ جنسي، و ترس از فكر كردن درحرام و به ذهن آوردن صور جنسي محرّم است، ـ حرمت آنها به روشني معناي اوّل نيست، و هيچ يك از فقها دليل روشني بر حرمت آن ذكر نكرده اند.
شاخص ترين فقيهي كه متعرّض دليل حرمت صورت دوم و سوم شده، شيخ انصاري است؛ ليكن ايشان هم دليل واضحي بر تحريم، بيان ننموده است.
ايشان مي‏فرمايد:239
اما حرمت صورت دوم و سوم، به خاطر راه يافتن فساد در آنهاست كه از آن نهي شده و همچنين پيامبر صورت ابن عباس را از خثعميه برگرداند و علت آن را خوف ورود شيطان ميان آن دو ذكر فرمود كه شامل هر سه معنا مي‏شود. پس دليل حرمت نگاه با ريبه، درهمۀ صورت ها مي‏شود؛ زيرا ريبه به هر معنايي كه باشد، شيطاني است.240ولي وجه تحريم در كلام شيخ روشن نيست؛ زيرا ادعاي اين كه واقع شدن زير فشار عوامل جنسي (فريفته شدن) يا خطور صحنه هاي حرام جنسي از مفاسدي است كه در اسلام از آن نهي شده، ظاهر و روشن نيست.
اما حديث خثعميه كه پيامبر (ص) صورت فضل بن عباس را از او برگرداند، از طريق شيعه با سند معتبر نقل نشده، البته محدّث نوري قريب به همين مضمون را از بعضي نسخه هاي كتاب الفقه منسوب به امام رضا (ع) درمستدرك روايت كرده، ولي قطعاً سند ضعيف است241 و بخاري دركتاب الصحيح242 نقل كرده است.
با اين همه شايد برگرداندن صورت فضل از خثعميه براي اين بوده كه فضل در صورت خثعميه خيره گشته بود و خيره شدن ـ همان گونه كه ذكر كرديم ـ جايز نيست.
و شايد دليل حرمت ريبه به معناي دوم و سوم، لذّتِ ناشي از آن باشد؛ زيرا اين دو معناي ريبه معمولاً جداي ازلذّت نبوده و لذا حرام مي‏باشند و دليل حرمت تلذّذ ـ همان طور كه عده اي از فقها ادعا نموده اند243 ـ اجماع فقها است؛ البته اگر اجماعي ثابت شود. بنابراين حرمت معناي دوم و سوم به دليل تلذّذ خواهد بود، نه به عنوان دوم و سوم.
2- تحريك و تهييج جنسي:
درحرمت تحريك و تهييج جنسي، اشكالي نيست؛ خواه در چگونگي بيرون آمدن زن باشد، يا در پوشش و لباس او، يا در انتشار تصويرها و صحنه هاي منافي عفت باشد؛ همان طور كه در مجلات و روزنامه هاي مبتذل يا در درمانهاي مهيّج جنسي، متداول است.
دلايل برحرمت:
1) حرمت ايجاد فساد: بديهي است كه امثال اين نوع كارها جوانان مسلمان را فاسد نموده و سبب سقوطشان در رذايل و فساد مي‏شود كه يقيناً حرام است.
و همان طور كه نگاه با ريبه به معني خوف وقوع درحرام ، جايز نيست، انتشار و پخش تصويرها و صحنه هايي كه احتمال سقوط دختران و پسران را درحرام وترس فاسد شدن آنها را در پي دارد، حرام است، و بي ترديد از مصاديق افسادي است كه خداوند در قرآن نهي فرموده.
2)قرآن كريم: از جملۀ دلايلي كه برحرمت تحريكات جنسي دلالت مي‏كند، اين آيه از قرآن مي‏باشد:
ولا يضربن بأرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ؛
هنگام را ه رفتن پاهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانشان معلوم شود[ وصداي خلخال كه به پا دارند، به گوش رسد].
آيه، مذکور244 زنان را از حسّاس نمودن مردان و جلب نظر آنها به زينت هاي پنهان نهي مي‏كند تا سبب تحريك غريزۀ آنها نشود.
جزايري در تفسير اين آيه گويد:
اين آيۀ كريمه شامل بر زمين زدن پاها يا زدن يكي از پا ها بر ديگري است كه موجب تكان خوردن زياد خلخال شده كه مردان نامحرم صداي آن را بشنوند، و اين كار سبب فريفتگي و تهيج آنان مي‏شود.
از اين آيه استنباط مي‏كنيم كه از هر چه سبب فتنه و فساد مي‏شود، مثل عطر و صدا و مانند آنها بايد پرهيز كرد.
3)دلالت نصوص:245 اضافه بر حرمت افساد، و آنچه درقرآن در بارؤ تحريك ذكر شده، مي‏توانيم به بخش گسترده اي از روايات كه درمسائل مختلف وارد شده، استدلال كنيم. درهمۀ اين روايات يك ملاك مشترك ديده مي‏شود و آن حرمت تحريك و تهييج جنسي است.
ص- گفتگوي مرد و زن:
بر منع سخن گفتن زن با مرد و گوش دادن مرد به صداي زن يا برعكس دليلي نيافتيم، مگر اين كه زن از روي عمد با كرشمه صحبت كند كه حرام مي‏باشد؛ زيرا خداوند مي‏فرمايد: “فلا تخضعن بالقول”246؛ به گونۀ هوس انگيز سخن نگوييد”. يا اين كه درسخن گفتن مردها با زنان نوعي اظهار دوستي و محبّت باشد كه جايز نيست.
چنان كه در موثقۀ مسعدة بن صدقه آمده است:
عن أبي عبداللّه (ع) قال: قال أميرالموءمنين (ع): لا تبدأوا النساء بالسلام و لا تدعوهنّ إلي الطعام، فإنّ النبي (ص) قال: النساء عيّ و عورة، فاستروا عيّهنّ بالسكوت…؛247
امام صادق (ع) از حضرت نقل كرد: با زنان آغاز به سخن نكنيد و آنها را به غذا دعوت ننماييد؛ زيرا پيامبر (ص) فرمود: زنان، ناتوان و عورت هستند و با سكوت، ناتوانيشان را بپوشانيد.
ولي اين موثقه و موثقۀ غياث بن ابراهيم: “لاتسلِّمْ علي المرأة”با روايات صحيحه اي248 كه از رسول اكرم (ص) وارد شده، كه با زنان سخن مي‏گفتند و به كلام آنها گوش مي‏دادند، همچنين با سيرۀ قطعي متشرعين كه متصل به زمان معصوم است ـ كه مردها با زنان سخن مي‏گفتند و برعكس ـ معارض مي‏باشد.
شيخ انصاري نيز قائل به همين نظر است.
نهي زن از نازك كردن صدا هنگام سخن گفتن با مردان:
خداوند مي‏فرمايد:
يا نِساءَ النَّبِيّ لَسْتُنَّ كَأحَدٍ مِنَ النِساءِ إن اِتَّقَيْتنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِاْلقَوْلِ، فَيَطْمَعُ الذَّي في قَلْبِهِ مَرَضء وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْروُفاً؛249
اي همسران پيامبر! شما همچون زنان معمولي نيستيد، اگر تقوا پيشه كنيد. پس هوس انگيز سخن مگوييد كه بيمار دلان درشما طمع كنند و سخن شايسته بگوييد.
آيۀ كريمه، همسران پيامبر را مورد خطاب قرارداده و دو حقيقت را بيان مي‏كند: مقدّم بودن همسران پيامبر بر ساير زنان (لستنَّ كأحدٍ من النساء) و ديگري دستور به تقوا و نهي از هوس انگيز سخن گفتن.
بي ترديد حكم دوم مخصوص همسران پيامبر نيست؛ زيرا درادامة همان آيه مي‏خوانيم:
وَ قَرْنَ في بُيُوتِكُنَّ وَلاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِليَّة الأُولي وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ و اتينَ الزكاة وَ أَطِعْنَ اللّه َوَ رَسُولَهُ …؛250
در خانه هاي خود بمانيد و همچون دوران جاهليتِ نخستين [درميان مردم] ظاهر نشويد و نماز را برپا داريد و زكات را بپردازيد و خدا و رسولش را

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع هتک حرمت، احکام شرعی، امام صادق Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جنس مخالف، مصباح یزدی، حقوق بین الملل، امام خمینی