منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق، زنان مسلمان

دانلود پایان نامه ارشد

(ره) مي‏فرمايد با اين بيان، خود آيه به تنهايي مي‏رساند كه نگاه مردان به زنان نامحرم ـ به جز دست وصورت ـ حرام مي‏باشد.
حكم نگاه به دست و صورت:آراء فقها دراين مسأله مختلف است. محقّق در شرايع قائل به تفصيل بين نگاه اول و دوم شده، نگاه اوّل به دست و صورت جايز و نگاه دوم جايز نيست.
صاحب جواهر و آية الله خويي قائل شده اند كه نگاه به دست و صورت زن حرام مي‏باشد؛ مگر درحالت اضطرار.
مرحوم شيخ انصاري و بعضي از معاصران، قائل به جواز شده اند.
1- دلايل حرمت نگاه به دست و صورت: قائلين به حرمت نگاه به دست و صورت، به دلايلمتعددي استدلال نموده اند كه ما به چند دليل مهم اشاره نموده و اشكال آنها را ذكر مي‏كنيم:
دليل اول: استدلال به آيه سي، سوره نور:
قُلْ لِلِمُوءمِنينَ يَغُضُّواْ مِنْ أبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوُا فُرُوجَهُمْ ذلكَ أزْكي لَهُمْ إنّ اللّهَ خَبيرء بما يَصْنَعُونْ وَ قُلْ لِلِمُوءمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ…؛
به مؤمنان بگو: چشم هاي خود را از نگاه به نامحرمان، باز دارند و عفاف خود را حفظ كنند. اين براي آنان پاكيزه تر است. خداوند از آنچه انجام مي‏دهند آگاه است. و به زنان با ايمان بگو:چشم هاي خود را از نگاه هوس آلود فروگيرند و دامان خويش را حفظ كنند.
واژۀ “الغض” غير از “الغمض” است و معناي اين دو متفاوت است. “غض” به معناي پايين آوردن نگاه و شكستن آن، در مقابل خيره شدن است و “غمض” به معناي پلك ها را برهم گذاشتن است و چشم بستن كامل با پلك ها مي‏باشد.
اما واژۀ “غض”218 به معناي پلك بر هم نهادن نيست و هيچ كدام از لغت شناسان و مفسران قائل به آن نشده اند؛ بلكه به معناي شكستن نگاه و پايين انداختن نظر است، يعني نگاه را متمركز و خيره نكردن.
راغب اصفهاني گويد:
الغض: نقصان در نگاه و صدا…. خداوند مي‏فرمايد: قل للموءمنين يغضُّوا من اَبصارهم و قول شاعر: فغضَّ الطرف إنّك من نمير؛ نگاهت را پايين انداز(وسربلند مكن). تو از قبيله نمير هستي. اين از باب اهانت و توهين گفته مي‏شود.
ابن منظور گويد:219 غضّ طرفه و بصره، يعني خود داري از نگاه و پايين انداختن و شكستن آن.و گفته شده: “غضّ” 220 زماني صدق مي‏كند كه پلك ها را به هم نزديك كرده و نگاه كند.
عباراتي كه از لغت شناسان نقل نموديم، براي اثبات تفاوت ميان “غمض العين” و “غض النظر” كفايت مي‏كند.
در روايتي مي‏خوانيم: إن رسول اللّه (ص) كان إذا فرح غضّ طرفه، يعني رسول اكرم (ص) زماني كه مسرور مي‏گشت، نگاهش را شكسته و چشم را مي‏خواباند… تا ازخنده هاي بسيار و شادي همراه با تكبّر دور باشد.كلمۀ “من” تبعيضيه در آيه221 همين معنا را تأكيد مي‏كند (يغضّوا مِن أبصارهم). بنابر اين معناي آيه مي‏شود:
بخشي از نگاه خود را كم كنيد و نگاه را پايين اندازيد. به عبارت ديگر: به طور كامل نگاه نكرده و نيم نگاهي بيندازيد.
اين معناي تبعيض درنگاه كردن است. پس مرد به زن نامحرم دقيق نگاه نكرده و در صورت او خيره نمي شود و همچنين زن در صورت مرد نگاه دقيق ننموده و نگاهش را متمركز نمي كند؛ بلكه نيم نگاهي انداخته و باديدي تنگ و گذرا به مرد نگاه مي‏كند.
معناي “من” نگاه به بعض آنچه ديده مي‏شود نيست ـ چنان كه نويسنده “قلائد الدرر” قائل شده
بلكه تبعيض درنگاه است، نه در مرئي.222
بنابراين، براي مرد خيره شدن درصورت زن حرام است، و در هنگام روبه رو شدن و سخن گفتن با زن بايد نيم نگاهي به او نموده و چشم فرو گيرد.
اما آنچه بعضي از فقها و مفسران مي‏گويند223 كه آيه دلالت برحرمت نگاه كردن به صورت زن دارد، پذيرفته نيست و از آيه استفاده نمي شود. جواز نگاه كردن گذرا و غير دقيق تنها براي نگاه به دست و صورت مي‏باشد؛ اما زماني كه نگاه به ساير اعضاي بدن زن بيفتد، اختلاف نظري ميان مسلمانان نيست كه نگاه به آنها حرام است.
رواياتي كه درمباحث گذشته ذكر شد كه بروجوب پوشش همؤ اعضاي بدن زن، غير از دست و صورت دلالت مي‏كرد، نيز مي‏رساند كه نگاه به بدن زن حرام است. اين روايات ـ به همان بيان سابق ـ برحرمت نگاه مرد به زن دلالت مي‏كند.
همان گونه رواياتي كه درجواز نگاه به زنان ذمّي يا صحرا نشين ـ كه جزء كساني هستند كه اگر نهي شوند نمي پذيرند، وارد شده، دلالت بر همين حكم دارد.
اين روايات مي‏رساند نگاه به زنان مسلمان حرام است؛ زيرا در پي هتك حرمت خويش نيستند. آن طور كه زنان اهل ذمه يا صحرانشين حرمت خود را هتك مي‏كنند.
ما اين بحث را بيش از اين ادامه نمي دهيم؛ زيرا اين مسأله نزد مسلمانان از واضحات فقهي مي‏باشد.
دليل دوم: استدلال به صحيحۀ هشام بن سالم:
هشام بن سالم و حماد بن عثمان و حفص بن البختري كلّهم عن أبي عبدالله (ع) في النظر إلي من يريد الرجل أن يتزوّجه من النساء: لابأس بأن ينظر إلي و جهها و معاصمها إذا أراد أن يتزوّجها.
امام صادق (ع) دربارۀ نگاه به زني كه مرد قصد ازدواج با او را دارد، فرمود: اگر قصد دارد با او ازدواج نمايد، اشكالي ندارد كه به مچ دست ها و صورت او نگاه كند.224
سند روايت صحيح است و در دلالت بر مقصود كامل است، پس با كمك مفهوم شرط، درصورتي كه قصد ازدواج نيست، نگاه به صورت و مچ دست ها را حرام مي‏نمايد.
ولي اين استدلال ضعيف است؛ زيرا جملۀ شرطيه ناظربه اين است كه نگاه به دست و صورت زن مطلقاً جايز است، چه ترس از شهوت حرام داشته، چه نداشته باشد.
شيخ انصاري (ره) در استدلال به اين صحيحه ايرادهايي مي‏گيرد كه به نظر ما وجيه است، كه عيناً مي‏خوانيم:
و اما رواياتي كه درمسألۀ قبلي دلالت داشت براين كه جواز نگاه كردن به زن مشروط به قصد ازدواج است [و مفهوم آن اين است كه اگر قصد ازدواج نداشته باشد، نگاه كردن جايز نيست، دراستدلال به اين روايات ايرادهايي به نظر مي‏رسد]؛
أوّلاً: واضح است كه سياق جملۀ شرطيه در آن صحيحه، سياق تعليق نيست كه مفهوم داشته باشد، و اين مطلب باكمي تأمل روشن مي‏شود.
ثانياً: بر فرض اين كه آن صحيحه مفهوم داشته باشد، با جواز نگاه كردن در مورد آن، مشروط به شرطي كه در اين مسأله (نگاه به زن بدون قصد ازدواج ) آمده ، نيست. و آن شرط اين است كه غرض از نگاه، ارزيابي زيبايي و زشتي زن و شناسايي رنگ صورت و نقاط حُسن و قبح او نباشد. شكي نيست كه نگاه با اين قصد، مخصوص به صورتي است كه مرد به قصد ازدواج به صورت زن نگاه كند.
[بنابر اين، شرط جواز نگاه به صورت زن درمسأله اوّل اين است كه به غرض شناسايي زيبايي و زشتي زن و دقيق شدن دراين موضوع نباشد… و اين شرط در مسألۀ دوم، يعني در صورتي كه قصد ازدواج داشته باشد، نيامده ، و نگاه به صورت زن با اين انگيزه، در صورتي كه قصد ازدواج با او را داشته باشد، بي اشكال است].225
دليل سوم: همچنين به رواياتي كه نگاه را تيري مسموم از تيرهاي شيطان و اين كه نگاه به نامحرم، زناي چشم است، استدلال كرده اند.
ظاهراً روايات226، دربارۀ نگاهي است كه همراه با شهوت و لذّت حرام باشد و بيننده بترسد به حرام بيفتد كه دراين صورت از موضوع بحث خارج است.
مطالب ياد شده مهم ترين دلايلي است كه در عبارات فقها برحرمت نگاه به دست و صورت زن نامحرم، مطرح شده است.
و انصاف اين است كه دلايل مذكور، حرمت مورد ادعا را اثبات نمي كند.
2- دلايل جواز نگاه به دست و صورت:
عدّه اي از فقهاي بزرگ، اين ديدگاه را پذيرفته اند؛ مانند شيخ طوسي ، محدث بحراني، شيخ انصاري و محقق نراقي در”مستند الشيعه” و آية الله حكيم در “مستمسك”. براي اثبات آن مي‏توان به مجموعه اي ازروايات ـ كه بعضي از آنها صحيحند ـ استدلال نمود يا تأييد آورد. برخي از روايات چنين است:
دليل اول: صحيحة علي بن سويد: قال: قلت لأبي الحسن (ع): إني مبتلي بالنظر إلي المرأة الجميلة، فيعجبني النظر إليها فقال: يا علي! لابأس إذا عرف اللّه من نيتّك الصدق، و إيّاك و الزنا، فإنّه يمحق البركة و يهلك الدين؛227
علي بن سويد گويد: خدمت امام كاظم(ع) عرض كردم: گرفتار نگاه به زنان زيبا هستم و از جمال آنها خوشم مي‏آيد. امام فرمود: اي علي! زماني كه خدا بداند با نيّت پاك و درست نگاه مي‏كني، اشكال ندارد، اما بترس از زنا؛ زيرا بركت را مي‏برد و دين را نابود مي‏كند.228
روايت، صحيحه و در معنا صريح است. آية الله خويي در دلالت اين روايت برجواز نگاه به صورت زن، مناقشه نموده و روايت را برصورتي كه به طور اتّفاقي نگاه انسان به صورت زن بيفتد، حمل مي‏فرمايد، به اين معنا كه بدون قصد و عمد، نظرش به چهره او بيفتد.
ايشان مي‏گويد: با اين بيان، صحيحه جدا از بحث ما است و برجواز نگاه عمدي به صورت زن، دلالتي ندارد و اگر بر جواز نگاه عمدي دلالت كند، قابل پذيرش نبوده و علمش را به اهلش واگذار مي‏كنيم؛ زيرا لازمه اش اين است كه اگر از ابتدا نگاه با قصد لذّت جويي باشد، جايز است ـ همان طور كه از جملۀ “فيعجبني النظر إليها” به دست مي‏آيد ـ و نمي توان به اين سخن ملتزم شد و كسي از فقها نيز قائل به آن نيست.
دليل دوم: رواية أبي الجارود: عن أبي جعفر الباقر (ع) في قوله تعالي: “ولايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظَهَر منها”: فهي الثياب و الكحل و الخاتم و خضاب الكفّ و السوار. و الزينة ثلاث: زينة للناس و زينة للمحرم و زينة للزوج؛ فأمّا زينة الناس فقد ذكرناه، و أمّا زينة المحرم فموضع القلادة فما فوقها، و الدملج و مادونه، و الخلخال و ما أسفل منه، و أمّا زينة الزوج فالجسد كلّه؛
امام باقر (ع) در بارۀ اين سخن خداوند كه: زينت خود را آشكار نسازيد جز آن مقدار كه نمايان است، فرمود:229 زينت آشكار، لباس و سرمه و انگشتر و خضاب دست و دستبند مي‏باشد. زينت سه قسم است: زينت براي همۀ مردم، زينت براي محرم، و زينت براي شوهر. اما زينت براي مردم مواردي است كه ذكر نموديم؛ امّا زينت براي محرم محل گردنبند و بالاي آن و دستبند و پايين آن و خلخال و پايين تر از آن است؛ امّا زينت براي شوهر، همۀ بدن زن مي‏باشد.
دلالت روايت كامل است و اين كه خضاب دست و دستبند و سرمه را جزء زينتي شمرده كه خداوند نگاه بدون لذت و شهوت بر آنها را، حلال نموده، مثل اين است كه به جواز نگاه به دست و صورت، تصريح شده باشد.
ليكن روايت، مرسله است؛ زيرا قطعه اي از سند ميان ابو جارود ـ كه از امام باقر(ع) روايت را نقل مي‏كند ـ و علي بن ابراهيم افتاده است.
دليل سوم: رواية عليّ بن جعفر عن أخيه (ع):قال: سألته عن الرجل ما يصلح له أن ينظر إليه من

المرأة التي لا تحلّ له؟ قال: الوجه و الكفّ و موضع السوار.

علي بن جعفر گويد: از امام كاظم ـ عليه السلام ـ سؤال كردم: نگاه به كدام عضو زن نامحرم جايز

است؟ فرمود: دست و صورت و محل دستبند.230

در دلالت و سند اين روايت اشكال است. امّا دلالت، زيرا “لاتحلّ له” ظهور دارد كه سوءال درمورد

زن محرم است يا اقلاً احتمال آن مي‏رود و با وجود اين احتمال، استدلال ممكن نيست.

و سند روايت به خاطر عبدالله بن الحسن ضعيف است؛ هرچند شيخ انصاري231 و صاحب جواهر232

سند روايت را معتبر دانسته اند.

3- نگاه به زنان بي حجاب:
ازحرمت نگاه به زنان نامحرم مواردي استثنا شده؛ از جمله: نگاه بدون لذّت و شهوت به زنان اهل ذمه، بلكه همۀ كفّار و زنان باديه نشين و حتي همۀ زنان بي حجاب.
روايات ذيل براين نكته دلالت دارد:
1. معتبرة السكوني عن أبي عبدالله (ع) قال: قال رسول الله(ص): لاحرمة لنساء أهل الذمّة أن ينظر إلي شعورهنّ و أيديهنّ.
امام صادق (ع) از رسول اكرم (ص) نقل فرمود: حرمتي براي زنان اهل ذمه نيست كه به موها و دست هاي آنان نگاه شود؛233
و اشكال دراعتبار روايت به خاطر وجود نوفلي در سند صحيح نيست؛ زيرا قمّي درتفسير خود از او روايت نقل نموده، و اتّهام او به غلوّ در اواخر عمر ثابت نشده است.
نجاشي در شرح حال او گويد:
عده اي از قمّي ها گويند درآخر عمر غلّو نمود. خداوند داناتر است و در ميان رواياتي كه از او نقل نموديم، روايتي كه دلالت بر غلوّ كند، نيافتيم.
اين روايت در جواز نگاه به دست و موي زنان [ذمّي] صراحت دارد،234 و دليل جواز را نفي حرمت آنها مي‏شمارد و ما

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع هتک حرمت، احکام شرعی، امام صادق Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع جنس مخالف، مصباح یزدی، حقوق بین الملل، امام خمینی