منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

کليني (رحمه‌الله) در باب “امامت عهدي است از جانب خدا که براي هر يک از ائمه (عليهم‌السلام) بسته شده” از کتاب کافي رواياتي را نقل مي‌کند مبني بر اين که امر امامت به اختيار پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌وآله) يا ائمه (عليهم‌السلام) نيست، بلکه عهدي است از جانب خداوند متعال که غير از او کسي در آن حق تعيين ندارد.
از جمله اين روايات، روايتي است که مرحوم کليني (رحمه‌الله) از امام صادق (عليه‌السلام) نقل مي‌کند که فرمودند: “إِنَّ الْإِمَامَةَ عَهْدٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْهُودٌ لِرِجَالٍ مُسَمَّيْنَ لَيْسَ لِلْإِمَامِ أَنْ يَزْوِيَهَا عَنِ الَّذِي يَکونُ مِنْ بَعْدِه‏؛ امامت عهد و پيماني است از جانب خداى عز و جل که براى مردانى نامبرده بسته شده است. امام حق ندارد آن را از امام بعد از خود دور دارد و بگرداند.”275
از اين روايت و امثال آن روشن مي‌شود که تعداد ائمه (عليهم‌السلام) و اشخاص آنان معين و معلوم است و کسي غير از آنان شايستگي اين مقام را ندارد.
بنابراين، حاصل معناي روايت سوم، با توجه به اين دسته از روايات اين است که هر کسي جز ائمه اثناعشر (عليهم‌السلام) ادعاي امامت کند، کافر است.
روايت چهارم
“عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ (إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها( فَقَالَ الْأَمَانَةُ الْوَلَايَةُ مَنِ ادَّعَاهَا بِغَيْرِ حَقٍّ فَقَدْ کفَرَ؛ حسين بن خالد مي‌گويد: از ابوالحسن علي بن موسي الرضا (عليه‌السلام) درباره اين آيه پرسيدم که خداوند عز و جل مي‌فرمايد: (ما امانت را بر آسمان‌ها و زمين و کوه‌ها عرضه نموديم، اما آنها از به دوش کشيدن آن امتناع کردند( حضرت فرمود: امانت همان ولايت است و هر کس به ناحق آن را (براي خود) ادعا کند، به تحقيق کافر است.”276
اين روايت از لحاظ محتوا مانند روايت پيشين است، با اين تفاوت که در اين روايت صراحتاً به اين مسأله اشاره شده است که امامت، امانتي است از جانب خداوند متعال و امري نيست که در اختيار مردم باشد. بنابراين، به جز کساني که خداوند متعال اين امانت را به آنان سپرده است، هر کس آن را براي خود ادعا کند، ادعاي ناحقي کرده است و بر اساس اين روايت کافر است.

حکم انکار يا ترديد در قيام حضرت مهدي (عجل الله فرجه الشريف) در روايات
“عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ قَالَ: کنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ (عليهماالسلام) ذَاتَ يَوْمٍ فَلَمَّا تَفَرَّقَ مَنْ کانَ عِنْدَهُ قَالَ لِي يَا أَبَا حَمْزَةَ مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِي لَا تَبْدِيلَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ قِيَامُ قَائِمِنَا فَمَنْ شَک فِيمَا أَقُولُ لَقِيَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ بِهِ کافِرٌ وَ لَهُ جَاحِدٌ ثُمَّ قَالَ بِأَبِي وَ أُمِّي الْمُسَمَّى بِاسْمِي وَ الْمُکنَّى بِکنْيَتِي السَّابِعُ مِنْ بَعْدِي بِأَبِي مَنْ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا حَمْزَةَ مَنْ أَدْرَکهُ فَلَمْ يُسَلِّمْ لَهُ فَمَا سَلَّمَ لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ (عليهماالسلام) وَ قَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَ مَأْواهُ النَّارُ وَ بِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ؛ ابوحمزه ثمالي مي‌گويد: روزي نزد ابوجعفر محمد بن علي باقر (عليهماالسلام) بودم. زماني که همراهانش متفرق شدند، به من فرمود: اي اباحمزه! از امور حتمي که تبديلي در نزد خداوند براي آن وجود ندارد، قيام قائم ماست. هر کس در آنچه مي‌گويم شک کند، خداوند سبحان را در حالي ملاقات خواهد نمود که نسبت به او کافر است و او را انکار مي‌کند. سپس فرمود: پدر و مادرم فداي آن که همنام و هم کنيه من است و هفتمين امام بعد از من است. پدر و مادرم فداي آن که زمين را پر از عدل و قسط مي‌کند، همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده است. سپس فرمود: اي اباحمزه! هر کس او را درک کند و تسليم او نشود، تسليم پيامبر (صلي‌الله‌عليه‌وآله) و علي (عليه‌السلام) نشده است و قطعاً خداوند بهشت را بر او حرام مي‌کند و جايگاهش آتش است و بد جايگاهي است.”277
در اين روايت، شک و ترديد در قيام حضرت ولي عصر (عجل الله فرجه الشريف) که از امور حتمي و قطعي نزد خداوند است و تحقق آن ترديد ناپذير است، کفر به خداوند متعال قلمداد شده و تصريح شده که هر کس اين اعتقاد حتمي و قطعي را نپذيرد، خداوند را در حالي ملاقات خواهد نمود که نسبت به او کافر است و او را انکار مي‌کند.
اعتقاد به ظهور و قيام امامي که اکنون زنده است و در آخر الزمان به امر خداوند ظاهر خواهد شد و بر ضد ظلم و جور قيام خواهد نمود، اعتقاد حقي است که منکر آن و بلکه حتي کسي که در آن ترديد نمايد، کافر شمرده شده است.
جمله محل شاهد در اين روايت (فَمَنْ شَک فِيمَا أَقُولُ لَقِيَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ بِهِ کافِرٌ وَ لَهُ جَاحِدٌ)، به روشني و وضوح تصريح به کفر منکر اين اعتقاد دارد.
شيخ حر عاملي (رحمه‌الله) نيز اين روايت را در باب “جُملَةُ مَا يَثبُتُ بِهِ الکُفرُ وَ الارتِدادُ” نقل نموده است و اين مسأله نيز مؤيدي بر اين معناست.278
همچنين، اين برداشت با رواياتي که منکر امامت امام حق را کافر مي‌شمرد، تأييد و تقويت مي‌شود. در روايات متعددي تصريح شده است که هر کس امامت يکي از امامان حق (عليهم‌السلام) را انکار نمايد، کافر است و ما تعدادي از اين روايات را در همين بخش، تحت عنوان انکار ولايت ائمه اثناعشر (عليهم‌السلام) نقل و بررسي نموديم.
نکته ديگر اين که حکم به کفر در اين روايت به صورت مطلق بيان شده و قرينه لفظي متصلي در روايت وجود ندارد که آن را تقييد بزند.
بنابراين، بر اساس ظهور اين روايت، تمام فرقه‌هاي اسلامي که اين اعتقاد را نمي‌پذيرند، کافر محسوب مي‌شوند.
البته، اين تنها يک برداشت ابتدايي و بدون در نظر گرفتن قيود و قرائن منفصله است. همچنين بايد معناي کفر را بر اساس ساير قرائن بررسي کنيم و ببينيم که چه معنايي از کفر در اين روايت مورد نظر است.

فصل چهارم:
نتيجه‌گيري بر اساس روايات معارض

درآمد
در بخش قبل، رواياتي را که ممکن است از آنها کفر مخالف برداشت شود، ذکر و بررسي نموديم. برخي از روايات مذکور، تنها کفر کلامي و اعتقادي و برخي ديگر، علاوه بر کفر اعتقادي، کفر فقهي را نيز براي مخالف ثابت مي‌کرد.
بر اساس روايات گذشته و بدون در نظر گرفتن روايات معارض، مي‌توان به صورت مطلق حکم به کفر مخالف نمود.
لکن، همان‌گونه که قبلاً اشاره کرديم، در مقابل اين روايات دال بر کفر، روايات متعددي وجود دارد که حکم به اسلام مخالف مي‌کند.
حال بايد ببينيم که بر اساس روايات معارض و جمع آنها با روايات دال بر کفر چه نتيجه‌اي حاصل مي‌شود. به طور کلي، نتايجي که در اين بخش متصور است، خارج از موارد زير نيست:
يا حکم کفر ثابت مي‌شود و يا نمي‌شود. در صورتي که ثابت شود، يا به صورت مطلق ثابت مي‌شود و يا نوع خاصي از کفر ثابت مي‌شود. همچنين، کفري که ثابت مي‌شود، يا براي همه اصناف مخالف (جاهل، منکر و معاند) ثابت مي‌شود و يا تنها براي صنف خاصي از مخالفين ثابت مي‌شود.
بنابراين، يک بحث در خصوص اصل ثبوت يا عدم ثبوت کفر و نيز نوع کفر است و بحث ديگر در زمينه سعه و ضيق موضوع اين حکم است.
اکنون به جهت روشن شدن اين مباحث، به بررسي اين موارد مي‌پردازيم.

کفر يا اسلام؟
در اين قسمت اين نکته را بررسي مي‌کنيم که آيا اصل کفر در خصوص مخالف ثابت است يا نه؟ و اگر ثابت شود، چه نوعي از کفر قابل اثبات است؟

پایان نامه
Previous Entries حقوق جزا، مسئولیت کیفری، ارتکاب جرم Next Entries ارتکاب جرم، مواد مخدر، مصرف مواد