منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

مراد از زينت، خود زيور آلات باشد، به اين معنا كه هرگاه آنها بربدن آويخته است، نگاه به آنها حرام است و در چگونگي تعبير در آيه كه نگاه به زينت هاي آويخته به بدن را حرام كرده، نه اعضاي بدن كه موضع زينت است، نوعي مبالغه در لزوم پوشاندن بدن و حرمت نگاه به آن، به چشم مي‏خورد؛ زيرا در حليّت نگاه به زيور آلاتِ جدا از بدن زن، بحثي نيست؛ پس حرمت نگاه به آنها به اعتبار همراه بودنشان با بدن، به طريق اولي مستلزم حرمت نظر به مواضع زينت است.
4- مقصود از “زينت” معنايي است كه شامل اعضاي زن و زيور آلاتي كه بر بدن اوست، مي‏شود158. در روايتي از زراره از امام صادق(ع) نقل شده:
الزينة الظاهرة: الكحل و الخاتم؛159
زينت نمايان، سرمه وانگشتر است؛
و در صحيحۀ فضيل روايت شده:
سألتُ أبا عبدالله (ع) عن الذراعين من المرأة، هما من الزينة التي قال اللّه: و لا يبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ؟ قال: نعم…؛160
از امام صادق(ع) پرسيدم: آيا دوساعد زن جزء زينتي است كه خداوند فرمود: زينت خود را آشكار نسازيد مگر براي شوهرانتان؟ فرمود: بله…
1- استثناي صورت و دو دست تا مچ:161
اختلافي ميان فقهاي اسلام نيست كه همۀ بدن زن عورت بوده و براو واجب است خود را از مردان نامحرم بپوشاند، ولي در مواردي كه از اين حكم استثنا شده، اختلاف نظر وجود دارد. اين استثنا در اين آيه وارد شده:
وَ لا يُبْدينَ زينتهنَّ إلاّ ما ظَهَرَ منها؛162
زينت خود را ـ جز آن مقدار كه نمايان است ـ آشكار ننمايند.
مفسّران و فقها درمقصود از “زينت نمايان” در آيه اختلاف دارند؛ به گونه اي كه تنها به ابن عبّاس شش ديدگاه نسبت داده اند:
1. سعيد بن جبير از ابن عباس روايت كرده است: مراد سرمه و انگشتر است.
2. ضحاك از او روايت كرده است: زينت نمايان، سرمه و دو گونۀ صورت است.
3. ابن جريح نقل كرده: آنها انگشتر و دستبند هستند.
4. مجاهد و عطا، سرمه و خضاب بر كف دست را از ابن عباس روايت كرده اند.
5. حسن بصري تنها صورت را نقل كرده است.
6. سعيد بن جبير و عطا و ضحاك و اوزاعي از ابن عباس حكايت كرده اند كه زينت نمايان، صورت و دو دست تامچ و انگشتر است.
نکته:163
در معاني گذشته، برخي “زينت” را به زيور آلات و برخي ديگر به محل زينت از بدن زن، معنا كرده‏اند. به نظر میرسد نظريۀ گروه دوم ترجيح دارد و زينتي كه در “إلاّ ما ظهر منها” استثنا شده، صورت و دو دست تا مچ مي‏باشد. براي اثبات اين سخن به دلايل ذيل استدلال مي‏گردد:
1- ظاهر استثنايي كه در سوره نور وارد شده.164
2- رواياتي كه از عامه و خاصه در تفسير اين استثنا نقل شده است.
3- استدلال به ادلّه نفي حرج در شريعت.
بيان استدلال:
دليل اوّل: دلالت آيه بر استثناي صورت و دست:
بارزترين مصداق استثناء در آيه، صورت و دو دست است؛ خواه قائل شويم مقصود از “زينت” مواضع
زينت است ـ كه نظر برتر مي‏باشد ـ يا بگوييم مقصود از “زينت” همان معناي ظاهري آن، يعني زيور آلاتي
است كه زن خود را با آن مي‏آرايد.
به نظر مي‏رسد تفسير “زينت” به مواضع آن، با استثناي شوهران كه در آيۀ “ولايُبدينَ زينتهنّ إلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ”
بيان شده، مناسب تر است.

بنابراين، بديهي است بيشترين مقداري كه هنگام برخورد با مردان بيگانه نمايان مي‏شود، صورت و دو دست
مي‏باشد و زن نيازي به آشكار ساختن زينت هاي خود بيش از اين مقدار را ندارد.
اگر “زينت” را به زينت آشكار تفسير كنيم ـ يعني زيور آلاتي كه زن خود را با آن تزيين مي‏كند ـ باز به نتيجه اي نزديك به نتيجۀ اول خواهيم رسيد؛ زيرا جواز نشان دادن زيور آلات به طور طبيعي مستلزم جواز كشف مواضع زينت از بدن است.
پس حكم به جواز نشان دادن سرمه و انگشتر و دستبند بدون تجويز آشكار ساختن صورت و انگشتان و مچ دست، معقول نيست.
دراين صورت اگر تنها خود آيه را در نظر بگيريم، ظاهر استثنايي كه در آيۀ “إلاّ ما ظهر منها” وارد شده، جواز نمايان ساختن صورت و دو دست مي‏باشد.
ديدگاه آية الله خويي: – همان طور كه در تقريرات برخي از شاگردان ايشان ذكر شده ـ در دلالت آيۀ مباركه در سورۀ نور به استثناي دست و صورت، مناقشه كرده است. خلاصه اشكال ايشان چنين است:
واژۀ “إِبداء” به معناي آشكار ساختن كه در آيه ذكر شده، در لغت به دو معنا به كار رفته است:
1. هرگاه بدون “لام” به مُتَعلّق خود تعلّق پيدا كند، به معناي آشكار ساختن در مقابل پوشاندن مي‏باشد. چنان كه گفته مي‏شود: “ليس للرجل إبداء عورته؛ مرد حق آشكار ساختن عورت خود را ندارد”.
2. هرگاه به متعلّق خود به واسطۀ “لام” تعلق پيدا كند، به معناي اعلام و ارائه كردن، درمقابل مخفي نگه داشتن است؛ مثلاً: “أبديت لزيد رأيي أو مالي؛ مال يا نظرم را به زيد اعلام و ارائه داشتم”.
واژۀ “ابداء” در آيه 31 سوره نور دوبار ذكر شده: در آيه “و لايبدين زينتهنَّ إلاّ ما ظَهَر منها” و همچنين در “و لايبدين زينتهنَّ إلاّ لبعُولَتهنّ”. در مرتبه اول، واژه “ابداء” بدون لام متعدي شده و به متعلّق خود تعلق گرفته و در مرتبه دوم با لام متعدّي شده است كه معناي آنها باهم متفاوت است.
سپس ايشان ـ چنان كه ازتقار ير تلامذه ايشان بر مي‏آيد ـ مي‏گويند:165
با اين توضيح معناي آيه كريمه چنين مي‏شود:
أوّلاً: از آيه “و لايبدين زينتهنَّ إلاّ ما ظَهَر منها” برمي آيد كه: پوشاندن موضع زينتِ بدن واجب و ظاهرساختن غير از دست و صورت حرام است و استثناي اين دو به اين علّت است كه از زينت هاي نمايان مي‏باشد.
پس حكم بدن زن، همانند عورت مرد است كه بايد آن را به صورتي بپوشاند كه هيچ كس غير از خودش از آن مطّلع نشود؛ مگر دست و صورت كه پوشاندن آنها واجب نيست. اما روشن است كه جواز نپوشاندن دست و صورت ملازمه اي با حليّت جواز نگاه مرد به آنها ندارد.
ثانياً: از آيه “و لايبدين زينتهنَّ إلاّ لبعولتهنَّ” بر مي‏آيد كه: نمايان كردن بدن زن و مطّلع ساختن ديگران برآن،در همۀ موارد ـ چه درصورت يا دست يا غير اين دو ـ مگر براي شوهر و محارم كه در آيه ذكر شده، حرام مي‏باشد.
از آنچه گفته شد به دست مي‏آيد: آيه كريمه ـ با ملاحظه رواياتي كه در تفسير “زينت” وارد شده ـ دو حكم را مي‏رساند:
1. حكم آشكار ساختن زينت ، فقط، نه نشان دادن به غير.
2. حكم نشان دادن زينت به غير.
درمورد اوّل، آيه شريفه حكم به وجوب پوشاندن زينت غير نمايان، وجواز آشكار ساختن زينت نمايان ـ كه دست و صورت باشد ـ مي‏كند.
و درمورد دوم، آيه شريفه حكم به حرمت نشان دادن زينت به غير مي‏كند مطلقاً، چه نمايان و چه غير نمايان، مگر در مواردي كه در آيه استثنا شده است.
نگاهي دوباره به آيه 31 سوره نور:
كلام آية الله خويي در تقسيم “ابداء” و نتيجه گيري از آن، قابل مناقشه است:
براي مناقشه درنظر ايشان ابتدا نگاهي به تفسير آيه31 سوره نور مي‏اندازيم. خداوند مي‏فرمايد:
وَ قُلْ لِلْمُوءْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُروُجَهنَّ وَ لايُبْدينَ زينَتَهُنّ إِلاّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبنَ بِخُمُرِهنَّ عَلي جُيُوبِهنَّ وَلايُبدْينَ زينَتَهُنَّ إلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ أوْ آبائهنَّ أَوْأباء بُعُولَتِهنَّ أَو أبناء بُعُولَتِهنَّ؛166
به زنان با ايمان بگو: چشم هاي خود را [ازنگاه هوس آلود[ فرو گيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را ـ جز آن مقدار كه نمايان است ـ آشكار ننمايند و [اطراف] روسري هاي خود را برسينۀ خود افكنند تا گردن و سينه با آن پوشانده شود. زينت خود را آشكار نسازند؛ مگر براي شوهرانشان يا پدر شوهر انشان يا پسرهايشان يا پسرشوهرانشان.
واژه هاي “ابداء” و”كشف” معمولاً دو مفعولي مي‏باشند. مفعول اول بدون لام و مفعول دوم به واسطۀ لام است. متعلّق اولِ آن، شي‏ء آشكار شده و متعلق دوم بيننده و شخص اطّلاع يابنده است. مثلاً مي‏گوييم: “أبديت رأيي للناس؛ نظرم را براي مردم آشكار ساختم.”
دراين جمله، واژۀ “رأي” متعلق اول و مفعول بي واسطه است كه همان شي‏ء آشكار شده مي‏باشد و “ناس” متعلّق دوم و مطّلع و شاهد است كه نظر براي او كشف مي‏شود.
مفعول اول چيزي است كه انسان آن را آشكار مي‏سازد و متعلّق دوم كسي است كه براي او آشكار مي‏شود و معنايي براي “إبدا” و “كشف” بدون اين دو متعلّق نيست: يكي مفعول بدون واسطه و ديگري با واسطه. اگر درموردي مفعول دوم ذكر نشود، به معناي قصد نكردن و در نظر نگرفتن آن نيست و “ابداء” بدون وجود كسي كه نظر براي او كشف شود و مطّلع گردد، مفهومي ندارد.
بنابر اين، “ولايبدين زينتهن” اقتضاي اطلاق در متعلّق اوّل و دوم را دارد؛ اطلاق در زينت هايي كه زن آنها را مي‏پوشاند و اطلاق دركساني كه زينت هايش را از او مي‏پوشاند.
در مقابل اين دو اطلاق، دو استثنا در آيه ذكر شده:
1. “الاّ ما ظهر منها” در مقابل اطلاق اول.
2. “إِلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ أوْ آبائهِنِ أَوْأباء بُعُولَتِهنَّ أَو أبنائِهِنَّ ” در مقابل اطلاق دوم.
با مجموع دو إستثنا دلالت آيۀ كريمه بر مشخص كردن زينت محرّم، و معيّن كردن بينندگاني كه بر زن نشان دادن زينت به آنها حرام است، كامل مي‏شود.
ما در اين كلام، مناقشه اي نداريم كه فرمود: استثناي اول به معناي جواز نگاه مرد به دست و صورت زن نيست، چون اين قسمت از آيه شريفه، فقط ناظر به جواز نشان دادن زينت هاي نمايان از طرف زن ها است و اين معني ملازم با جواز نگاه كردن مردها به زينت هاي نمايان بدن زن ها نيست. و ميان اين دو فرق است. پس دراين جا دو حكم داريم: حكم زن در نمايان كردن زينت و مخفي كردن آنها و نيز حكم مرد در نگاه كردن و نگاه نكردن.
و حكم اول با حكم دوم ارتباطي ندارد. پس بر زن پوشاندن دست و صورت واجب نيست، ليكن نگاه مرد به آنها حرام است و اين دو،حكم جداگانه اي است و ملازمه اي بين يكي با ديگري نيست.
ما اين كلام ايشان را مي‏پذيريم؛ اما با اين بيان، نتيجه اي كه ايشان گرفته، چنان كه از تقريرات بحث ايشان بر مي‏آيد، ثابت نمي شود. چه بسا اشكال دربيان صاحب تقريرات باشد، نه در بيان آية الله خوئی(ره).
دليل دوم: رواياتي كه درتفسير استثنا در آيه آمده است:
درتفسير اين آيه روايات متعدّدي از عامه و خاصه نقل شده كه همان استظهار ما از معناي آيه را تأييد و برآن تأكيد دارد؛ يعني مراد دست و صورت است.
1. صحيحة الفضيل:
قال: سألت أبا عبدالله(عليه السلام) عن الذراعين من المرأة هما من الزينة التي قال الله: ولايبدين زينتهن إلاّ لبعولتهن؟ قال: نعم، و مادون الخمار من الزينة و مادون السوارين؛167
ازامام صادق پرسيدم: آيا دوساعد زن جزء زينتي است كه خداوند فرمود: زينت خود را نمايان نمي كنند، مگر براي شوهرانشان؟ پاسخ فرمود: بله، آنچه زير روسري و دستبند است، جزء زينت است.کلمۀ «دون» در هر دو موضع به معنای تحت است یعنی زیر مقنعه و نیز دستبند جزء زینتی که باید پوشیده شود قرار می گیرد.
پس پوشش واجب در صحيحۀ فضيل فقط شامل غير كف دست و صورت مي‏شود؛ زيرا كف دست و صورت در زير روسري و دستنبد واقع نمي شوند، بلكه بالاي اين دو هستند.
2. رواية أبي الجارود عن أبي جعفر(ع) في قوله تعالي:”ولايبدين زينتهنَّ إلاّ ما ظَهَر منها”:
فهي الثياب والكحل والخاتم و خضاب الكف و السوار…؛
امام باقر (ع) در بارۀ آيۀ “و لايبدين زينتهنَّ إلاّ ما ظَهَر منها” فرمود: مراد لباس و سرمه و انگشتر و خضاب دست و دستبند است.168 است.
3. رواية عبدالله بن جعفر عن هارون عن مسلم عن مسعدة بن زياد، قال:
سمعت جعفراً و سئل عمّا تظهر المرأة من زينتها، قال: الوجه و الكفّين.
مسعده گويد: از امام صادق ـ عليه السلام ـ در مورد اين كه چه زينت هايي را زن مي‏تواند ظاهر سازد ؟ شنيدم كه فرمود: دست و صورت.169
4. ما رواه أبو داود في السنن عن عائشة، انها قالت:
دخلت أسماء بنت أبي بكر علي النبي و عليها ثياب رقاق؛ فأعرض عنها النبي (ص) و قال: يا أسماء! إن المرأة إذا بلغت المحيض لم يصلح أن يري منها إلاّ هذا و هذا و أشار إلي وجهه و كفيّه؛170
عائشه می گويد: اسماء دختر ابوبكر با لباس نازكي بر پيامبر وارد شد و پيامبر از او روي گرداند و فرمود:

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع رسول خدا (ص)، قانون مجازات، دستور موقت، عسر و حرج Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع هتک حرمت، احکام شرعی، امام صادق