منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی، انقلاب اسلامی ایران

دانلود پایان نامه ارشد

531).
بنابراین در مورد روش‌شناسی امام خمینی به اختصار می‌توان گفت که هر یک از روش‌های چهارگانه اصلی: روش پژوهش استدلالی یا برهانی (عقلانی)، روش تجربی یا حسی، روش شهودی یا تجربه درونی که حاصل تهذیب نفس و سلوک نفسانی است، روش شرعی یا وحیانی که به صورت عمده در قالب روش‌های فقهی، کلامی و اخلاقی عرضه می‌شود، مورد توجه او بوده است. لذا می‌گوید:
«فلسفه وسیله است. خودش مطلوب نیست، وسیله است برای اینکه شما مسائل را، معارف را با برهان به عقلتان برسانید، هنرش همین قدر است. «پای استدلالیان چوبی بود». مقصود همین است که چوب است، پای چوبی است» (امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص 112).
آنگاه راه تکمیل را نیز این چنین می‌گوید:
«آنکه انسان را می‌تواند راه ببرد، انسان حقیقتاً با آن می‌تواند راه برود، عبارت از آن پایی است که انسان [با آن] جلوه خود را ببیند، عبارت از آن ایمانی است که در قلب [دارد] می‌شود، و وجدان و ذوقی است که انسان می‌کند، و ایمان می‌آورد. این هم یک مرتبه است و مرتبه بالاتر هم دارد» (همان).
هرچند بیان معرفت شهودی از طریق زبان عقل صورت می‌گیرد ولی تشخیص صحت و سقم آن و غیر آن از القائات فاسده به طور عمده از راه وحی الهی و شرع دانسته می‌شود. به همین خاطر آثاری از امام همچون “شرح چهل حدیث” یا “شرح حدیث جنود عقل و جهل” بر مبنای وحی و کلام معصوم است که از نظر ایشان یقینی‌ترین نوع معرفت را دربردارند. چه این نوع معرفت حاصل مشاهده در کاملترین شکل خود یا مشاهده غیبیه است که جز معصوم و برتر از آن جز رسول‌الله (ص) نمی‌تواند مشاهده کند:
«و معلوم است آن کسی که «من خوطب به» است و قرآن را می‌فهمد آن مرتبه‌ای از قرآن است که «نزل به الروح الامین»، «نزل علی قلبه» این را غیر از خود او نمی‌تواند مشاهده کند» (امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص 141).
از دیدگاه امام خمینی، حاصل این روش ترکیبی و متنوع که در ظل وحی الهی و اتکال به خدای یگانه مستمراً در شرایط شهود از غیب و مسیر صراط هدایت قرار دارد، متضمن تحولات وسیع و گسترده‌ای در صحنه زندگی بشر و پیشرفت اجتماعی و سیاسی آن خواهد بود. لذا در مورد انقلاب اسلامی ایران می‌گوید:
«ما به قدرت طبیعی بر این مشاکل بر این مصیبت‌هایی که وارد شده است فائق نیامده‌ایم؛ برای اینکه قدرت ما به حسب طبیعت یک قدرت بسیار ناچیزی بود در مقابل قدرت‌های بزرگ … این فقط برای اتکال به خدا بود. در ملت ما یک تحولی حاصل شد که آن تحول سابقه نداشت؛ آن تحول اینطور بود که شهادت را برای خودشان فوز عظیم می‌دانستند» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 6، ص 502).
و با اتکاء به همین مبانی می‌گوید:
«بنابراین شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلاب‌ها جداست: هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارت‌زده عنایت شده است» (همان، ج 21، ص 402).

2ـ7ـ هستی‌شناسی امام خمینی
همانگونه که بیان شد، هستی‌شناسی ناظر به چند و چون هستی و به دنبال هستی ناب است که مطلق وجود را بحث می‌کند. چیستی و ماهیت هستی، دامنه و گستره هستی، هدف از آفرینش جهان و موجودات، از مسائل عمده هستی‌شناسی است. اما موضوع نخست در بحث هستی‌شناسی، وجود یا هستی است. موضوع هستی‌شناسی فلسفی، مطلق وجود است که از حق تعالی تا آخرین مراتب وجود را دربرمی‌گیرد (امام خمینی، 1377: ره عشق، صص 18 و 34) و موضوع هستی‌شناسی عرفانی، وجود مطلق است (همان).
امام خمینی از حیث هستی‌شناسی، در حد امکان با مدد عقل، شرع، قلب و گاه حس، به تشریح ابعاد گوناگون آن پرداخته است. به نحوی که «می‌توان اذعان کرد که هستی در نگاه وی هدفدار و دارای مبدأ و معاد است و از ویژگی‌های اساسی آن ابعادی چون غیب و شهود، غایت‌مندی، برخورداری از خالق مدیر، قانونمندی، ابتناء بر عدل، مسخر انسان بودن و صراط برای انسان می‌باشد. او نظام هستی را نظام اکمل و احسن و جلوه حضور حق تعالی یا محضر خدا می‌داند. این سرا یعنی حیات دنیوی را دار فنا یا تغییر دانسته و سرای جاودان یا آخرت را دار بقا و ثبات و زندگی ابدی می‌داند. در نگاه او خداوند قادر متعال خالق و آفریننده جهان هستی است و در نتیجه مالک آن و دارای حاکمیت مطلقه بر آن است. او هادی، راعی، مدیر و مدبر کلیت جهان هستی است. بر همین اساس به اختصار می‌توان گفت که بنیان و اساس نگرش هستی‌شناسانه امام خمینی را خدامحوری تشکیل می‌دهد» (جمشیدی، 1388: 146).
در ادامه، مفاد هستی‌شناسی امام خمینی را در زمینه‌های: مبدأ، چیستی، مراتب و غایت هستی و ارکان باور وی پی می‌گیریم.

1ـ2ـ7ـ چیستی و مبدأ جهان هستی
در نگاه هستی‌شناسانه امام خمینی، چیستی هستی از محدوده «حس و عقل» خارج است و لذا در نامه هشدارآمیزی که به گورباچف، آخرین رئیس اتحاد جماهیر شوروی نوشته است، می‌گوید:
« …. هستی اعم از غیب و شهادت است و چیزی که ماده ندارد، می‌تواند موجود باشد.» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 21، ص 224)
و در همان نامه به آیات قرآن استناد می‌کند، که وقتی مشرکان به پیامبر گفتند: ما به تو ایمان نمی‌آوریم، مگر اینکه خدا را به ما نشان دهی و ما خدا را آشکارا ببینیم (بقره: 55)، پاسخ آمد که: چشم‌ها نمی‌توانند خدا را ببینند (انعام: 103)، زیرا وقتی دیده محدود ما بتواند او را ببیند پس قطعاً او محدود خواهد بود که لازمه مادیت و شیئی بودن است. بدین ترتیب، توحید محور اصلی هستی‌شناسی امام خمینی و بنیاد جهان هستی است و ریشه و اصل همه اعتقادات او را در تمام ابعاد معرفت و اندیشه تشکیل می‌دهد. لذا همانگونه که در هستی‌شناسی اصل توحید را ملاک قرار داده در سایر معارف و اندیشه‌ها نیز اصل توحید را معیار قرار داده است. بر همین اساس اندیشه سیاسی وی نیز نوعی اندیشه توحیدی یا اندیشه سیاسی خدامحور است که حتی آنچه را شیخ‌الرئیس ابو علی سینا از ارسطو و حکمت یونانی نقل نموده است در بازار اهل معرفت و حکمت و عرفان اسلامی ناچیز و فاقد قدر محسوس می‌داند (ضرابی، 1390: 369ـ370) و به صورت مشخص و روشنی بیان می‌دارد که:
«اعتقادات من و همه مسلمین همان مسائلی است که در قرآن کریم آمده است و یا پیامبر اسلام (ص) و پیشوایان به حق بعد از آن حضرت بیان فرموده‌اند که ریشه و اصل همه آن عقاید ـ که مهمترین و باارزش‌ترین اعتقادات ماست ـ اصل توحید است» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 5، ص 387).
براساس اعتقاد به این اصل است که او عالم هستی را به آفریننده و آفریده (مخلوقات) تقسیم می‌کند. پس، جهان هستی با عنایت حق تعالی، خلق و استمرار یافته و متکی به ذات اوست و در غیر این صورت به سوی نابودی و فنا پیش می‌رود. لذا می‌گوید:
«خالق و آفریننده جهان و همه عوالم وجود و انسان تنها ذات مقدس خدای تعالی است که از همه حقایق مطلع است و قادر بر همه چیز است و مالک همه چیز» (همان).
نحوه ارتباط جهان آفرینش با خدای متعال نیز رابطه خالق و مخلوق است که در قالب معیت حق با خلق، و جلوه و نشانه ذات هستی‌بخش نمایان می‌گردد. لذا می‌گوید:
« همه عالم اسماء‌الله‌اند، تمام عالم. چون اسم نشانه است؛ همه موجوداتی که در عالم هستند نشانه ذات مقدس حق تعالی هستند» (امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص 98).
پس جدایی و فاصله از او معنی ندارد، زیرا تمام هستی جلوه حق تعالی است و از خود هیچ ندارد:
« تمام چیزهایی که در عالم واقع می‌شود از همان جلوه است. و چون همه امور، همه چیزها از اوست و به او برمی‌گردد. هیچ موجودی از خودش چیزی ندارد» (همان: 104).
در این نگاه ما از خدائیم و به سوی او بازمی‌گردیم: «انا لله و انا الیه راجعون» (بقره: 156)، لذا هرچه هست از اوست و این مائیم که در حضور او هستیم و نه او که تمام هستی در حضور دائمی‌اش قرار دارد:
«عالم محضر خداست و همه ما در محضر خدا هستیم …» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 13: 459/ ج 14، ص 178 و 396).
ایشان در بخشی از تفسیر سوره حمد خود به تبیین دلایل عقلی درباره وجود آفریدگار و مبدأ هستی پرداخته و آن را یک ضرورت عقلی دانسته که تصورش موجب تصدیقش می‌شود و می‌گوید:
«ما اگر فرض کنیم که یک فضایی هست و این فضا هم همیشگی است؛ این فضا که فقط فضاست، نمی‌شود که متبدل شود؛ این فضا به یک موجودی یا موجودی در او بدون علت پیدا شود؛ آنهایی که می‌گویند: از اول در دنیا یک فضای نامتناهی بوده است ـ علی رغم اشکالی که در نامتناهی است ـ و بعد هم یک هوایی، بخاری پیدا شده است، آن وقت به دنبال آن از این موجود، چیز دیگری پیدا شده است، این برخلاف ضرورت عقلی است که چیزی خودش، [بی‌دلیل] یک چیز دیگر بشود، بدون اینکه یک علتی از خارج در کار باشد، یک چیزی به خودی خود یک چیز دیگر بشود. و لهذا این اجمالی که هر معلولی محتاج به علت است و هر ممکنی محتاج به یک علت است، جزو واضحات عنوان است که هرکسی مسئله را تأمل و تصور کند، تصدیقش هم می‌کند» (امام خمینی، 1376: 99ـ100).
بدین ترتیب، در نگاه امام خمینی همه پدیده‌های جهان هستی، وابسته به خدا و آفریده او هستند. خدا قدرت برتر است و به همه ویژگی‌های ارزشمند همچون علم، قدرت، اراده، حیات، حکمت و … به طور ذاتی و حضوری آراسته است. در حالی که آفریدگان همه چیز خود را از او و به صورت حصولی دارند. و این همان نگره‌ای است که آیات قرآن نیز بر آن تأکید دارند، از آن جمله است آیه 255 سوره بقره:
«الله لا اله الا هو الحی القیوم لا تأخذه سنۀ و لا نوم، له ما فی السموات و ما فی الارض من ذاالذی یشفع عنده الا باذنه یعلم مابین ایدیهم و ما خلفهم و لا یحیطون بشیئیٍ من علمه الا بما شاء وسع کرسیه السموات و الارض و لا یؤده حفظهما و هو العلی العظیم»
خدایی است که هیچ خدایی جز او نیست. زنده و پاینده است. نه خواب سبک او را فرامی‌گیرد و نه خواب سنگین. از آن اوست هرچه در آسمانها و زمین است. چه کسی جز به اذن او، نزدش شفاعت کند؟ آنچه را که پیش رو و آنچه را که پشت سرشان است می‌داند و به علم او جز آنچه خود خواهد، احاطه نتوانند یافت. کرسی او آسمان‌ها و زمین را دربردارد. نگهداری آنها، بر او دشوار نیست. او بلندپایه و بزرگ است.
بدین ترتیب، «از دیدگاه امام خمینی، جهان هستی دارای دو بعد کلی است که عبارتند از: غیب و شهود، محسوس و معقول و یا طبیعت و ماورای طبیعت … و جهان هستی اعم از ماده و روح می‌باشد و هستی از ماده و معنا تشکیل شده است. در دیدگاه توحیدی او، جهان هستی بصورت نفس‌الامری با وصف نظام احسن و نظام اجمل بطور کلی و بالاتر از همه «نظام عدل» توصیف می‌گردد. خلقت و آفرینش هستی از جانب خداوند حکیم، عبث و بیهوده نبوده بلکه غایت‌مند و هدفدار می‌باشد. براساس این نگرش جهان براساس عدل تحقق یافته که محور و اساس وجود را تشکیل می‌دهد. و وحدت عالم، ذیل محور عدل، معنا می‌یابد.
لذا با عنایت به رابطه آفریننده و آفریده و در پرتو چهار رکن دستگاه معرفتی امام خمینی (عقل و حس و قلب و وحی)، این هستی به شرح زیر تبیین می‌گردد:
«از منظر عرفانی، هستی‌شناسی و نگرش ایمانی به معنی شهود تجلی صفات کمالیه و جمالیه خداوند است؛ یعنی جهان آفرینش، در پرتو او بوده و چون او جمیل مطلق است، هستی مخلوق او نیز جمیل می‌باشد. عناصر هستی، در عین کثرت، دارای وحدت است و اجزای آن با یکدیگر و با خالق خود مرتبط است. از منظر فلسفی، هستی‌شناسی به معنی درک ماهوی ابعاد هستی، در حد توان عقل بشر است. در بعد تجربی، هستی‌شناسی به معنای مشاهده حسی و احساس زیبایی و نظم جهان آفرینش، در حد حواس ظاهری انسان است. از حیث وحیانی و دینی، هستی‌شناسی به مفهوم درک ذات هستی و ایمان به خالق و مدبر آن است. به طور خلاصه، هستی دارای آفریننده‌ای واحد، مدیر و مدبر بوده و لذا از غایت و نظم، ماده و معنا، جمال و حسن و عدل برخوردار است و نظام وجود نظام اجمل و احسن است چون نظامی مبتنی بر عدل است. همه جای جهان و تمام اجزای وجود تجلی‌گاه خداوند است و بر همین اساس هر کاری می‌تواند جنبه‌ای از تقدس را با خود داشته باشد»

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، روش‌شناسی، جوادی آملی، کمال مطلق Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، کمال مطلق، انسان کامل، نظم و امنیت