منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، نظام سیاسی، قرآن کریم، توسعه سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

دنیوی و اخروی؛ و نفی غایت‌گرایی به ترجیح اصالت فرد، اصالت سیاست، رفاه دنیوی و سیاست غیرمتمرکز و محدود می‌انجامد. بنابراین دو نوع سیاست متفاوت در مقابل یکدیگر شکل می‌گیرند. «سیاست معطوف به سعادت و نجات» و «سیاست معطوف به آسایش و رفاه» (Tinder,1995:203). لذا در سیاست معطوف به قدرت و رفاه دنیوی، دولت‌ها فاقد کارکرد اعتقادی و اخلاقی‌اند و به همین سبب نیز «مبنای تفکر در دوران جدید، سلطه بر عالم و آدم است» (طباطبایی، 1377: 18).
اما در اندیشه توحیدی امام، هر فعلی و مخلوقی از آغاز وجودش به سوی کمال در حرکت است و کل خلقت، غایت دارد. و هدف از بعثت انبیاء رساندن انسان به غایت خلقت اوست که همان «کمال مقدّر» وی است. در پرتو این هدایت‌هاست که انسان می‌تواند استعدادهای بالقوه را به فعلیت برساند و هدف خلقت و زندگی و سیاست نیز همین است. اما از آنجا که انسان باید راه خودش را آزادانه انتخاب کند، از این رو، هدایت انسان، «هدایت تکلیفی و تشریعی» است نه «هدایت تکوینی و غریزی و جبری». «او گاه حسن انتخاب و گاه سوء انتخاب را دارد: انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً (دهر/ 31)» (مطهری، هدف زندگی: 7ـ8). بدین ترتیب، امام خمینی در ادامه راه انبیاء و امامان معصوم، سیاست و حکومت را مبتنی بر تربیت و هدایت دانسته، و دین و سیاست را در راستای اختیار آزادانه انسان‌ها در انتخاب نظام سیاسی و مسؤولان آن، به وحدت معنایی برای دستیابی به کمال و سعادت می‌رساند. در حقیقت پیش‌فرض نظام سیاسی اسلامی مورد نظر وی برای همه جهانیان و همه انسان‌ها وجود طبیعت مشترک آنهاست. لذا رسالت این نظام، شکوفاسازی هرچه بیشتر این استعدادهای بالقوه و مشترکات آن است.
این منطق درونی و غایت‌شناسانه اندیشه امام به نحوی است که ایشان همه موجودات عالم و حتی فزون‌طلبی‌های انسان‌های طاغی و قدرت‌های سیاسی را نیز در راستای همان کمال‌جویی سرشتی و غایت‌مداری وجودی خویش می‌داند. امّا، مشکل آنان این است که در تشخیص مصداق دچار اشتباه شده‌اند. به تعبیر ایشان:
«آنان به دنبال قدرت مطلق‌اند، اما نمی‌دانند که اگر بر کل کره زمین و حکومت جهانی آن توفیق سروری یابند، باز احساس سعادت و بی‌نیازی نخواهند کرد و همچنان در راه‌اند. زیرا کمال مطلق و قدرت مطلق که در جستجوی آن‌اند، خداوند است (امام خمینی، صحیفه نور، ج 22: 342ـ346).
در این نگاه غایت‌ انگار، جدایی دین از سیاست نه تنها مفهومی ندارد بلکه بین «ساحت تکوین» و «ساحت تشریع» رابطه‌ای هماهنگ و ناگسستنی وجود دارد، که براساس آن گذر از ظاهر به باطن، تبدیل زمان به مکان و وحدت عقل و وحی میسر می‌شود. از همین رو در متون اسلامی، انسان‌شناسی کامل، معادل خداشناسی پروردگار دانسته شده است: «من عرف نفسه، فقد عرف ربّه» (بحارالانوار، ج 2: 32)؛ و انسان‌شناسی جامع نیز بدون اتکا به متون وحیانی ممکن نیست، که در قالب دین به بشر عرضه شده است. بدین ترتیب، خداوند، خالق انسان و خالق هستی است و همان خداوند که در سرشت هستی و انسان، غایت او را تعیین کرده است، واضع دین و شریعت است. لذا اندیشمند غایت‌محور [مانند امام خمینی]، برای تحقق غایت انسانی، چاره‌ای ندارد جز آنکه در تحقق مدینه فاضله بکوشد و آن نیز جز با ریاست فاضل امکان‌پذیر نیست (برزگر، 1390: 157).
زیرا ایجاد فضیلت در وجود «انسان» و راهبری وی به «سعادت حقیقی» جز در مدینه‌ای فاضله و تحت رهبری حکومت و یا ریاست فاضله امکان‌پذیر نیست؛ چون میان کل هستی و کائنات و انسان سنخیتی وجود دارد (طباطبایی، 1374: 8).از آنجا که آنچه حاکم بر تمام هستی است مبتنی بر «علم» و «عدالت» است؛ لذا در نظریه سیاسی امام، «ولایت فقیه» دارای دو عنصر اصلی «علم» و «عدالت» است؛ و سیاستمدار و نظام سیاسی اسلام کارکردی تربیتی دارد، همانگونه که انبیاء و اولیاء چنین کرده و بر این صراط مستقیم قرار دارند. به تعبیر قرآن کریم:
«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنامعهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط …» (حدید: 25)
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم [با تربیت انبیاء] قیام به عدالت کنند.
بدین ترتیب و بنابر آنچه گفته شد، نگاه امام خمینی به هستی و انسان، تأثیری خاص بر اندیشه سیاسی ایشان نهاده است، به گونه‌ای که از نظر ایشان، «سیاست» نیز باید در جهت ایجاد محیطی مناسب برای رشد و تعالی انسان تعریف شود (فوزی، 1380: 78). به تعبیری روشن‌تر، اگر قرار باشد، حرکت انسان، معقول شده و سامان پیدا کند باید بتوان خردترین حرکت را به کمال مطلق ربط داده و براساس آن تعریف نمود؛ و اثبات چنین ارتباطی جز با عقلانیت وحیانی ممکن نیست. این گونه نیست که در رفتار خرد، ارتباط با کمال، معنا داشته باشد اما در دو سطح کلان و توسعه بتوان با اغماض از آن کمال، به تعریف رفتار در چنین سطوحی پرداخت. بنابراین در این دو عرصه نیز باید به ایجاد چنین پیوندی همت گمارد و البته چنین امری جز بر پایه وحی قابل تحقق نیست. در دیدگاه امام خمینی، توسعه متوازن در تمامی شؤون سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی جامعه مورد تأیید و تأکید قرار گرفته و این فرآیند را برای تعالی جامعه و بستر سعادت و رشد مردم ضروری می‌داند در نتیجه، ایشان هرچند نظریه‌پرداز توسعه به مفهوم رایج آن نیست اما پیش از آنکه به مفهوم رایج توسعه نظر داشته باشد به هدف‌های عمده‌ای که می‌بایست برآورده سازد توجه دارد. در اندیشه امام، «توسعه» با آنکه اصول، مبانی و ملزومات خاص خود را دارد، می‌بایست برآورنده اهدافی بلند و متعالی باشد که در رأس همه «خداباوری و حاکمیت توحید در جامعه» است. توسعه‌ای که باید در مجموع به استحکام پایه‌های دین، تقویت مبانی اسلام، استقرار نظام سیاسی اسلام، تربیت و هدایت و رشد معنوی انسان، حاکمیت قانون، استقلال و خودکفایی و سربلندی کشور، قطع وابستگی و رهایی از سلطه استعمارگران، عزت و کرامت مردم، علم و خلاقیت و فن‌آوری، مشارکت مردمی و ارتباط دولت و ملت، کار و تولید، عدالت اجتماعی، فقرزدایی و رفاه عمومی منتهی گردد. و هدف غایی آن نیز «کسب رضایت الهی و سعادت و رستگاری انسان» است.
با مروری بر آثار امام، می‌توان مهمترین ارزش‌های مثبت از نظر ایشان را برای جامعه مورد نظر در فضای واژگانی ایشان چنین برمی‌شمرد: اسلام، استقلال، آزادی، عدالت، وحدت، مبارزه با ظلم (استقامت، جهاد، شهادت)، حکومت اسلامی، ولایت فقیه، حضور مردم در صحنه، تزکیه، تعلیم و تربیت، خدمت به محرومین و مستضعفین. و مهمترین واژگان ارزش‌های منفی در جامعه: استبداد، استکبار، استبدادپذیری، فردپرستی، دنیادوستی، کاخ‌نشینی و خوی کاخ‌نشینی، اختلاف و تفرقه، مفاسد و انحرافات اجتماعی، فرهنگ غربی، توطئه و صدمه به اسلام و جمهوری اسلامی، وابستگی و … است (مروی، 1389: 272ـ273).
در ادامه ، براي تبيين الگوي توسعه سياسي مورد نظر امام خميني، به بررسي چیستی، چرایی و چگونگی توسعه سیاسی از ديدگاه ايشان مي‌پردازيم.

فصل 6ـ ماهیت توسعه سیاسی با قرائت امام خمینی [چیستی]
1ـ6ـ مفهوم «توسعه» در آموزه‌های اسلامی
توسعه از ریشه (و س ع) به معنی گشادگی، وسعت، توانایی، افزایش ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها، غنا و رفاه، آسایش و راحتی، کثرت و فراوانی است و نقیض آن، «ضیق» و در تنگنا قرار گرفتن و ناتوانی است (آذرنوش، 1381: 747ـ748/ خرمشاهی، 1377: ج 2، ص 2307). در قرآن کریم، سرچشمه گسترش جهان و توانایی‌ها و ظرفیت‌ها به خدای متعال بازمی‌گردد که سراسر عالم خلقت، فراخنای وسیع و گسترده رحمت اوست.
… و رحمتی وسعت کل شیئ (اعراف: 156)
و رحمت من (خداوند) همه چیز را فراگرفته است
و اساساً رشد و توسعه و گسترش جهان هستی در سیطره علم و قدرت بی‌پایان الهی است.
… وسع کرسیه السموات و الارض (بقره: 255)
کرسی (حکومت) او آسمانها و زمینی را دربرگرفته است.
و السماء بنینها بایید و انّا لموسعون (ذاریات: 47)
ما آسمان را با قدرت بنا کردیم و همواره آن را وسعت می‌بخشیم.
این گستردگی و وسعت بخشیدن تنها به امور مادی محدود نبوده و به «شرح» و گستردن گنجایش معنوی نیز اشاره شده است (خرمشاهی، 1367: ج 2، ص 1296).
فمن یردالله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام (انعام: 125)
آن فرد را که خدا بخواهد هدایت کند سینه‌اش را برای پذیرش اسلام (رسیدن به مطلوب حقیقی) گشاده می‌سازد.
البته در مقابل این گشادگی و وسعت و توانایی، مفهوم «ضیق» و «تنگنا» و «سختی» و «ناتوانی» قرار دارد که در قرآن کریم نیز به آن اشاره شده است.
… و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقاً حرجا (انعام: 125)
و آن فرد را که خدا بخواهد گمراه سازد سینه‌اش را آن چنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا رود.
این امر در حوزه معیشت و اقتصاد و روزی انسان نیز چنان است که به تعبیر «معیشت ضنک» یا اقتصاد بسته، در قرآن یاد شده است.
«و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی» (طه: 124)
اما آنها که هدایت را پیروی نمی‌کنند و از یاد من اعراض می‌کنند در دنیا گرفتار تنگی معیشت شده و در قیامت در حالی محشورشان می‌کنیم که کورند.
دلیل آن نیز روشن است زیرا «زندگی کافران همیشه در دو بعد خلاصه می‌شود: نارضایتی به آنچه دارند و دلتنگی به آنچه ندارند» (پورسیف: 1383، ص 686).
در روایات وارده و سنت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) علاوه بر رشد معنوی و نفسانی و عرفانی و اخلاقی، بر مفهوم گشادگی رزق و معیشت و تلاش برای ارتقای سطح زندگی، پوشاک، وسایل رفاهی و مسکن تأکید شده و به شاخص‌های برابری اقتصادی ـ اجتماعی، امنیت، نظافت و بهداشت عمومی، دارو و درمان، سوادآموزی، اشتغال و کار، عمران و آبادانی زمین، مشارکت عمومی، نظم و انضباط اجتماعی، قانون‌مندی و بینش عقلانی اشاره شده است (اخترشهر، 1386: 21ـ36).
بدین ترتیب در اسلام (به عنوان نمونه در حوزه اقتصاد)، توسعه تنها فرآیند تولید نیست، بلکه فرآیند خودکفایی در تولید همراه با عدالت در توزیع است و این یک فرآیند مادی نیست، بلکه فرآیندی انسانی است که هدف آن توسعه و پیشرفت فرد در هر دو زمینه مادی و معنوی است (همان، 16).
در زمینه شاخص توسعه سیاسی نیز، اسلام در نخستین گام به اهمیت و ارزش والای «انسان» معطوف است. بنابر تفکر قرآنی، «انسان خلیفه خدا بر روی زمین» است. او دارای فطرتی خداجو و برخوردار از ابزاری قاطع و روشنگر به نام «عقل» است که به تعبیر امام علی (ع): « العقل یهدی و ینجی و …»عقل هدایتگر و نجات‌بخش انسانهاست (تمیمی آمدی، 1376: ج 3، ص 152). پس انسان از همان بدو تولد دارای شرافت و کرامت است و علم‌آموزی برای او ضروری است. اسلام بر مشارکت عمومی تأکید دارد، قدرت اجتماع را با ارزش می‌داند و میزان مشروعیت نظام را به اعتماد مردم به دولتمردان مرتبط می‌داند (نهج‌البلاغه: خطبه 3) بر عدم تبعیض پای می‌فشرد (نهج‌البلاغه، نامه 59) و مشارکت سیاسی را در حوزه‌های مختلف، همچون تعیین مسئولان، نظارت بر امور، نصیحت و بیان حقایق، بازخواست و استیضاح و حق اعتراض، پاسخگویی دولت به نیازهای مردم در تحقق عدالت در جامعه (نهج‌البلاغه، نامه 53)، تأمین امنیت (نهج‌البلاغه، حکمت 131)، تأمین رفاه عمومی (نهج‌البلاغه، حکمت 371) و رعایت کرامت انسانی و اهمیت دادن به مردم و گسترش آزادی‌های اساسی، اصلاح‌پذیری و اصلاح‌نگری به دولت و جامعه (نهج‌البلاغه، خطبه 200) و شایسته سالاری (نهج‌البلاغه، خطبه 216) تبیین می‌نماید. به تعبیر عمید زنجانی:
«خصلت مذهبی بودن نظام اسلامی و ایدئولوژیک بودن حاکمیت در آن، بزرگترین و مؤثرترین عامل زمینه‌ساز توسعه به مفهوم عام آن است و قدرت ناشی از این عنصر معنوی در دولت، نه تنها بازدارنده نیست بلکه خود عامل حرکت و نوسازی و توسعه همه‌جانبه است» (عمید زنجانی، 1384: 375).
طبیعی است که چنین وضعی، قدرت فراوانی به حکومت برای توسعه پایدار قرار می‌دهد، زیرا:
«اسلام با تلفیق دو عنصر اصلی نوسازی و توسعه، و تأکید بر سایر عوامل مؤثر در نوسازی و توسعه، اقتدار دولت را در حد متمرکز،

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، فلسفه سیاسی، توسعه سیاسی، اندیشه سیاسی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، دین و سیاست، نظام سیاسی، مبانی معرفتی