منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، حقوق بشر، قاعده لاضرر

دانلود پایان نامه ارشد

ضمان قهری آورده است )
اقسام سبب :
سبب را از یک دیدگاه می توان به سه قسم ، تقسیم نمود :
سبب نوعی : سببی که غالبا اثر معلوم و معینی را به وجود می آورد مثل استعمال آلت قتاله که سبب نوعی قتل است .
سبب شخصی : سببی که با توجه به خصوص مورد سبب است مانند سیلی زدن به کودک یا مریض که ممکن است سبب قتل گردد .
سبب اتفاقی : مثل انداختن پوست موز در معبر که موجب سقوط عابر و خسارت او گردد .
در باب اتلاف و تسبیب منظور نوع سوم است که از همه ضعیفتر است و به طریق اولی شامل قسم اول و دوم هم می شود .

مستندات قاعده تسبیب :
در مورد ضمان ناشی از تسبیب بین فقها اختلافی نیست و علاوه بر آن اخبار متعددی بر وجود این قاعده دلالت دارد . بنابراین ، می‌توان اتفاق و اجماع فقها و اخبار را مستند اعتبار ضمان ناشی از تسبیب دانست اما دلایل عمده و بلکه تنها مستند این قاعده ، روایات فراوانی است که در ابواب مختلف فقهی وارد شده و مورد توجه و تمسک فقها قرار گرفته است .
از جمله روایات صحیحه حلبی است که می‌گوید : از حضرت امام صادق علیه‌السّلام پرسیدم اگر کسی چیزی در راه دیگری قرار دهد، به طوری که مرکب آن شخص در برخورد با آن رم کند و صاحبش را به زمین بزند، حکم قضیه چیست؟ حضرت فرمود: « كُلُّ شَيْ‌ءٍ يُضِرُّ بِطَرِيقِ الْمُسْلِمِينَ فَصَاحِبُهُ ضَامِنٌ لِمَا يُصِيبُهُ » ؛
یعنی صاحب هر چیزی که در راه مسلمین شود و به آن‌ها ضرر بزند ، ضامن پیامدهای آن است . 60
خبر دیگر از سکونی است . او از حضرت صادق علیه‌السّلام نقل می‌کند که فرمود : قال رسول الله صلی‌الله ‌علیه ‌و‌ آله‌ و سلّم « مَنْ أَخْرَجَ مِيزَاباً أَوْ كَنِيفاً أَوْ أَوْتَدَ وَتِداً أَوْ أَوْثَقَ دَابَّةً أَوْ حَفَرَ بِئْراً فِي طَرِيقِ الْمُسْلِمِينَ فَأَصَابَ شَيْئاً فَعَطِبَ فَهُوَ لَهُ ضَامِنٌ » ؛
یعنی پیغمبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم فرمود: هر کس ناودانی یا گودالی در میان راه مسلمین ایجاد کند یا میخ یا افسار مرکبش را بکوبد، یا چاهی در راه مسلمین حفر کند و کسی به آن‌ها اصابت کند و به زمین بیفتد، ضامن است . 61

قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار
معنای لغوی ضرر و ضرار
در مورد « ضرر » ، اهل لغت معانى مختلفى ذكر كرده‌اند كه در ادامه به مواردى از آن‌ها اشاره مى‌شود :
صحاح اللغه ضرر را خلاف نفع مى‌داند و جوهری نیز می گوید ؛ ضرر ، عکس نفع و ضرار نتیجه ضرر است . صاحب قاموس علاوه بر آن ، معناى سوء حال را هم آورده است . مجمع البحرين ضرر را نقص در حق دانسته‌ است . مصباح المنير ضرر را به معناى عمل ناپسند نسبت به يك شخص يا نقص در اعيان مى‌گيرد .
اما كلمه « ضرار » بر وزن فعال مصدر باب مفاعله مى‏باشد . ضرار به معناى مجازات بر ضررى است كه از طرف ديگرى به انسان وارد مى‏گردد . نظر ديگر اين كه ضرار و ضرر دو كلمه مترادف هستند و اين كه در حديث تكرار شده براى تاكيد است . همچنين گفته شده ضرر براى مواردى استعمال مى‏گردد كه يك نفر به ديگرى ضرر مى‏زند تا منفعتى ببرد اما ضرار در موردى است كه با ضرر زدن به ديگرى نفعى متوجه خودش نگردد . ضرار به معناى ضيق و عسر و حرج نيز آمده است . برخى نيز گفته‏اند كه ضرر زيان غير ارادى است و ضرار، زيان ارادى است .
اختلاف نظر بين اهل لغت، به علت استعمالات مختلف كلمه ضرر امرى طبيعى است، ولى اين اختلاف به فقه نيز سرايت كرده و موجب اختلاف آراى فقهى شده است .
نايينى معتقد است ضرر عبارت است از هر نقصان در مال يا آبرو يا جان فرد ديگر ؛ ولى در مورد نفس و مال كلمه « ضرر » استعمال مى‌شود ، اما در مورد فقدان احترام و آبرو ، كلمه ضرر كمتر استعمال مى‌شود . مثلا گفته مى‌شود : فلان شخص در آن معامله ضرر كرد ، يا دارويى كه مصرف كرد مضر بود يا برايش ضرر داشت ؛ ولى اگر كسى از ديگرى هتك آبرو بكند اصطلاحا گفته نمى‌شود كه به او ضرر زده است .
به نظر امام خمينى ( قدس سره ) ضرر به معناى ضد نفع و مقابل نفع است .
كلمه « ضرار » نيز داراى معانى مختلفى است . ضرار بر وزن فعال مصدر باب مفاعله است . باب مفاعله دلالت بر اعمال طرفينى مى‌كند . پس ضرار كه مصدر باب مفاعله است مبيّن امكان ورود ضرر بر دو جانب است، بر خلاف «ضرر» كه هميشه از يك طرف عليه طرف ديگر وارد مى‌شود .
امام خمينى در كتاب الرسائل ، فرق بين ضرر و ضرار را چنين بيان كرده است :
غالب استعمالات ضرر و مشتقات آن مالى يا نفسى است ، ولى كاربرد ضرار و مشتقاتش در تضييق ، اهمال ، حرج ، سختى و كلفت شايع و رايج است . پس ضرار به معناى اخير غلبه دارد. در قرآن مجيد هم هر جا كلمه ضرر استعمال شده به معناى ضرر مالى و جانى آمده است؛ ولى هر جا كلمه ضرار آمده به معناى تضييق و ايصال حرج است . 62
به تعبیر شهید مطهری ، برخی از قواعد از جمله « قاعده لاضرر » کار کنترل و تعدیل دیگر قواعد را بر عهده دارد .
مهم ترین دیدگاه ها در مفهوم قاعده لا ضرر که امام خمینی ( ره ) به نقل و نقد آن ها پرداخته به شرح زیر است :
1- حمل نفی بر نهی ؛ یعنی ضرر زدن به دیگران حرام است .
2- نفی ضرر غیر متدارک ؛ یعنی ضرری که جبران نشده باشد در اسلام وجود ندارد .
3- نفی حکم ضرری ؛ در اسلام حکمی که منشا ضرر باشد ، جعل نشده است .
4- نفی حکم به لسان نفی موضوع ؛ اساسا در اسلام ضرری وجود ندارد و ضرر ، نفی شده نه حکم ضرری .
5- نهی حکومتی و سلطانی ؛ بدین معنا که حاکم اسلامی دایره هر مالکیتی که موجب ضرر و زیان به دیگران باشد ، محدود می کند . ( این نظر منتخب امام خمینی است ) 63

مستندات قاعده لا ضرر :
آياتى كه مى‌تواند دليل اثبات كننده قاعده مزبور بوده باشد دو گروه است :
گروه اول آياتى است كه به طور صريح كلمه ضرر يا ضرار را در متن خود دارد ؛
1 ) « لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ » 64
– « نباید مادری به خاطر فرزندش زیان بیند ، و نه پدری برای فرزندش دچار ضرر شود . »
2 ) « وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ » 65
– در بارۀ زنهاى مطلّقه است كه مى‌فرمايد : « و به آنها ضرر وارد نكنيد كه زندگانى را بر آنان تنگ نماييد . »
3 ) « وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ » 66
– در مورد تثبيت سند و گواهى مى‌فرمايد : «و نبايد به نويسنده و شاهد ضررى برسد . »
4 ) « لَّا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ » 67
– « آن مردان مؤمن كه بدون داشتن ضرر از جهاد نشسته‌اند با مجاهدان يكسان نيستند . »
5 ) « وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِّتَعْتَدُوا » 68
– « يا به طور شايسته با شما هم‌زيستى نمايند يا آنها را با شايستگى رها سازيد و آنان را با ضرر رسانيدن و به زور نگهدارى نكنيد كه در نتيجه ستم كار بوده باشيد . »
6 ) « وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ » 69
– « كسانى كه مسجدى را وسيله ضرر رسانيدن و پوشانيدن حق و پراكنده ساختن مؤمنين‌ ساخته‌اند . »
7 ) « مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصَى بِهَا أَوْ دَيْنٍ غَيْرَ مُضَارٍّ » 70
– در مورد تقسيم ما ترك به وارث مى‌فرمايد : « سهام مزبوره در آيه – پس از اخراج وصيت و دينى كه ميّت قصد اضرار به ورثه نداشته است . »

اين آيات هفت گانه اگر چه اضرار در موارد معين را نهى و ممنوع مى‌سازد ولى به طور قطع مى‌دانيم كه از لحاظ ممنوعيت ضرر و اضرار موارد مزبوره هيچ گونه خصوصيتى ندارند ، زيرا كوچك‌ترين احتمالى نمى‌رود كه مثلا در مسأله وصيت و دين ضرر رسانيدن ممنوع بوده باشد، با اين كه مال خود ميت بوده است ولى ضرر به مال يا جان و شخصيت ديگرى ممنوع نبوده باشد. اگر درست دقت شود ، آيات مزبوره اغلب موارد شئون انسانى را مطرح نموده و از وارد ساختن ضرر جلوگيرى مى‌نمايد . در مسأله كودك كه نبايستى از طرف مادر و پدر مورد اضرار واقع شود ، مى‌تواند به طور قطع اثبات كند كه در اسلام حكمى كه موجب ضرر به ديگران بوده باشد وجود ندارد زيرا به حكم قاطعانه عقل به نظر نمى‌رسد كه ضرر به كودك ممنوع بوده باشد با اين كه از حيث روش طبيعى و قوانين اجتماعى مانند بزرگسالان موقعيت خود را تثبيت ننموده است ولى ضرر به بزرگسالان از نظر مالى و جانى مانعى نداشته باشد .

گروه دوم از آيات ، ضرر و اضرار را به طور غير مستقيم ممنوع نموده است . دو آيه در قرآن مجيد ديده مى‌شود كه تحمل ضرر به خويشتن و بينوايى انسان‌ها را اكيدا ممنوع مى‌سازد :
1 ) « إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّـهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَـئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا » 71
– « کسانی که فرشتگان جانشان را می‌گیرند و آنان بر خود ستم روا داشته‌اند، به ایشان گویند در چه حال بودید؟ گویند ما در سرزمین خود مستضعف بودیم، گویند آیا مگر زمین خداوند وسیع نبود که بتوانید در آن هجرت کنید؟ سرا و سرانجام اینان جهنم است و چه بد سرانجامی است‌ . »
2 ) « الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ . فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ » 72
– « همانان كه فرشتگان جانشان را در حالى كه ستمگر خويشند بستانند ، پس سر تسليم فرود آرند : ما هيچ كارى بدى نمى‌كرديم . آرى ، مسلما خدا به آنچه مى‌كرديد داناست . پس از درهاى دوزخ وارد شويد و در آن هميشه بمانيد ، و راستى بد است جايگاه متكبران . »

چند مسأله بسيار با اهميّت در دو آيه فوق وجود دارد كه بعضى از آنها را بيان مى‌كنيم :
1 – ماده 29 از اعلاميه جهانى حقوق بشر مى‌گويد : هر كس در مقابل آن جامعه موظّف است كه رشد آزاد و كامل شخصيت او را تأمين نمايد. با نظر به قانون عمومى آزادى و احترام شخصيت، روشن مى‌گردد : اين ماده كه شايد از انسانى‌ترين مواد اعلاميه جهانى حقوق بشر بوده باشد در آيات فوق با عالى‌ترين وجه بيان شده است .
2 – پس از گذشت اعصار و قرون فراوان از نزول آيه شريفه و به وجود آمدن هزاران متفكر انسانى و آثار قلمى بى‌شمار در بارۀ انسان و گسترش معلومات از همه جهات در ماده فوق به همان نتيجه رسيده‌اند كه قرآن مجيد پيش از چهارده قرن تقريبا به طور واضح بيان نموده است و معلوم مى‌شود كه اصل مزبور يك حقيقت انسانى ضرورى است كه با گذشت اعصار و قرون كوچكترين دگرگونى و فرسودگى در آن صورت نگرفته است .
3 – از آن جهت كه نفس انسانى بيشتر در اختيار خود مى‌باشد تا نفس ديگران لذا ديديم اقرار عقلا در بارۀ مال و جانشان مسموع است و با اين حال خداوند متعال مى‌فرمايد : انسان نمى‌تواند با تحمل ظلم بر خود ضررى وارد سازد و در نتيجه‌ ممنوعيت وارد ساختن ضرر به ديگران شديدتر و قاطعانه‌تر خواهد بود .

رواياتى كه از ائمه معصومين (ع) در ارتباط با قاعده لا ضرر رسيده ، بسيار است اما مهمترين آنها روايت « سمرة بن جندب » مى‌باشد كه در ذيل نقل مى‌شود :
پيامبر اسلام ( ص) در قضية سمره بن جندب خطاب به وی فرمودند :
« إِنَّكَ رَجُلٌ مُضَارٌّ وَ لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ عَلَى مُؤْمِن‏ » يعنی : تو مرد ضرر رسان هستی و ضرر و زيان بر مؤمن جايز نيست .73
بناى عقلا در اين امر محقق است كه در زندگى اجتماعى و مدنى ، زيان رساندن به ديگران اولا امرى ناپسند است و ثانيا عامل زيان در مقابل زيان ديده مسئول پرداخت خسارت است و لذا اين اصل در كليه سيستم‌هاى حقوقى پذيرفته شده و در مورد چنين بنايى از ناحيه شرع مقدس ، ردع و منعى واصل نشده كه از اين رهگذر، امضاى شارع احراز مى‌گردد .

قاعده اقدام
معنای لغوی قاعده
اكثر علما لغت اقدام را ، پيش رفتن در كارى، به كارى دست زدن، پا پيش گذاشتن در امرى و پيشى كردن معنى نموده‌اند .
و عده‌اى ديگر علاوه بر اين معانى مذكور بيان نموده‌اند كه اقدام در جنگ به معنى

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه قاچاق کالا، ارتکاب جرم، اعمال مجرمانه Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه قاچاق کالا، کنترل بازار