منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، صراط مستقیم، انسان کامل، مصباح الهدایه

دانلود پایان نامه ارشد

(جمشیدی، 1388: 151).

2ـ2ـ7ـ غایت هستی
از دیدگاه امام خمینی، حرکت جهان هستی بسوی هدفی نهایی است که آن، بازگشت به سوی خداست (انا لله و انا الیه راجعون). لذا دنیا محل گذر و مراقبت است. مقصد این دنیا، رسیدن به مقصود و غایت محتوای آن، رسیدن به سعادت و درجه انسان کامل و مقام خلیفۀ‌اللهی است. این دنیا به مثابه مزرعه‌ای است که در آن بذر اعمال کاشته می‌شود و در آخرت ثمره‌هایش نصیب انسان می‌شود (معینی‌پور، 1391: 113).
به تعبیر ایشان:
«این دنیا، دنیایی است که باید از آن عبور کنیم؛ دنیایی نیست که در آن زیست کنیم. این راه است؛ این صراط است که اگر توانستیم مستقیماً این صراط را طی کنیم، همان طوری که اولیای خدا طی کردند …. اگر توانستیم که از این صراط به طور سلامت عبور کنیم، سعادتمندیم» (امام خمینی، صحیفه نور، ج 1، 255ـ256).
بدیهی است فرض معاد و قیامت و اعطای پاداش به خوبان و بدکاران در فرض هستی‌شناسی الهی متصور است، وگرنه مادی‌گرایان، جهان مادی را غایت می‌دانند که آغاز و پایان آن از قلم افتاده و همه چیز را در همین دنیای مادی خلاصه می‌کنند (امام خمینی، صحیفه امام، ج 1، ص 255). ایشان در شرح چهل حدیث خود می‌نویسد:
«موجبات عذاب در این عالم به هیچ وجه فراهم نیست. نه مواد اینجا لایق قبول و نه فاعل وارث تام‌الفاعلیه و نه ادراک تام است» (امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص 77).
بدین ترتیب، همه اشیاء و اجزای جهان هستی و همه کثرات عالم وجود از خداوند تبارک و تعالی نشئت گرفته و به سوی او نیز بازمی‌گردد و لذا کثرات عالم عین وحدت است. زیرا همه اجزای جامعه در عین کثرت، ذیل وجودی یگانه تعریف می‌شود که ذات احدیت است. از این رو، ایشان غایت محتوای همه معارف الهی و زندگی در این عالم را در همه ابعاد، توجه دادن به عالم قدس و غیب و تحقق مکتب الوهیت و ایده توحیدی می‌داند (امام خميني، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 8).

3ـ2ـ7ـ اصول و مبانی هستی‌شناسی امام
همانگونه که گفته شد، امام خمینی اعتقادات خود را بر مبنای آنچه در قرآن کریم آمده و یا پیامبر اسلام (ص) و امامان معصوم (س) بیان داشته‌اند، معرفی می‌نماید. مهمترین این مبانی عبارتند از:
1. خدامحوری و توحید:
«ریشه و اصل همه آن عقاید ـ که مهمترین و باارزش‌ترین اعتقادات ما است ـ اصل توحید است» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 5، ص 387)
سایر اصول هستی‌شناسی امام نیز منبعث از همین اصل است. از جمله، آزادی انسان و عدم پذیرش سلطه دیگران نیز حاصل این اصل اساسی است.
«این اصل به ما می‌آموزد که انسان، تنها در برابر ذات اقدس حق باید تسلیم باشد و از هیچ انسانی نباید اطاعت کند مگر اینکه اطاعت او اطاعت خدا باشد» (همان).
براساس این اصل، قانون و قانونگذاری نیز منحصر به خداست و سعادت واقعی جوامع بشری و انسان‌ها در گرو اطاعت و پیروی از قانون خدا می‌باشد؛ همچنان که قوانین هستی و خلقت را نیز خداوند مقرر فرموده است (امام خمینی، صحیفه نور، ج 4، ص 166).
2. ضرورت ارسال رسولان و پیامبران، برای دعوت انسان‌ها به توحید و تحقق نظام عادلانه اجتماعی از طریق اجرای قوانین یا اصل خلافت. امام از نبی که با دو اسم، “الحکم و العدل” ظهور می‌کند و انسان کامل است، ذیل اصل خلافت تعبیر می‌کند:
«این خلافت، همانا روح خلافت محمدی (ص) و رب و ریشه و آغاز آن است. باید گفت که بنیاد خلافت و خلیفه‌گری و جانشین خلافت، همه از اوست و این خلافت به صورت کامل در «اسم الله اعظم» (که رب حقیقت مطلق محمدیه (ص) و ریشه حقایق کلی الهی است) ظهور یافت؛ بنابراین، اسم اعظم «الله» اصل و بنیاد خلافت، و خلافت ظهور آن است» (امام خمینی، مصباح الهدایه، 1389: 60).
3. مظهریت عالم ـ در نگاه امام خمینی: «همه عالم «اسم الله» اند تمام عالم؛ چون اسم نشانه است، همه موجوداتی که در عالم هستند نشانه ذات مقدس حق تعالی هستند» (امام خمینی، تفسیر سوره حمد، ص 98).
4. عدل‌نگری ـ در نگرش امام خمینی، «عدل» محور و بنیان هستی و خلقت را تشکیل می‌دهد. خداوند عالِم و حکیم علی‌الاطلاق است. پس او عادل مطلق است و جهان نیز مظهر عدل اوست و براساس عدل بوجود آمده است:
«عدالت مطلقه، تمام فضایل باطنیه و ظاهریه و روحیه و قلبیه و نفسیه و جسمیه است. زیرا که عدل مطلق، مستقیم به همین معنی است: چه در مظهریت اسما و صفات و تحقق به آن، که استقامت مطلقه است، و مختص به انسان کامل است، و ربّ آن حضرت اسم الله الاعظم است که بر صراط مستقیم حضرات اسمایی است، چنانچه فرماید: «ما من دابۀ هو آخذٌ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم» (هود: 56) ربّ انسان کامل، که حضرت خاتم رسل ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است بر صراط مستقیم و حفظ اعتدال تام است و مربوب او نیز بر صراط مستقیم و اعتدال تمام است …» (امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، 1377: 147ـ148).
5. اصل امامت و ولایت ـ ولایت و رهبری حضرت علی (ع) و سایر پیشوایان معصوم در نگاه امام خمینی جایگاهی والا دارد به گونه‌ای که از آن به عنوان امانت الهی یاد می‌کند و پیروی از آنان را از ضروریات دین به شمار می‌آورد:
«چنانچه در احادیث شریفه کثیره «امانت» را در آیه تفسیر فرموده‌اند به ولایت امیرالمؤمین ـ علیه‌السلام ـ و چنانچه غصب ولایت و سلطنت [الهی] آن حضرت خیانت به امانت است. ترک تبعیت آن بزرگوار از مراتب خیانت است» (امام خمینی، شرح چهل حدیث، 1374: 480).

اهمیت مسئله امامت و پیروی از ائمه معصومین در نگاه امام به گونه‌ای است که آنها را برترین ثمره بعثت می‌داند:
« اگر بعثت پیغمبر هیچ ثمره‌ای نداشت الا وجود علی بن ابی طالب و وجود امام زمان ـ سلام الله علیه ـ این هم توفیق بزرگی بود … یک هم چه انسان‌های کامل، سزاوار بود» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 12، 424ـ425).
6. ثقلین محوری ـ امام خمینی قرآن را به مثابه کتاب انسان‌سازی می‌داند (امام خمینی، صحیفه امام، ج 7، ص 415) که در پیوستگی تام با اصل امامت و ولایت، عامل سعادت انسان می‌باشند. لذا وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی خود را با حدیث معروف ثقلین آغاز می‌کند (امام خمینی، صحیفه امام، ج 21، ص 393ـ394) و آن را سرنوشت‌ساز می‌داند (امام خمینی، 1374: 172). او در مصباح الهدایه، صراط مستقیم را مقام خلافت محمدی و ولایت علوی دانسته، ولایت علوی را باخلافت محمدی متحد می‌داند (امام خمینی، مصباح الهدایه، 1389: مشکات اول).
7. پیوند دین و دنیا ـ از نگاه امام خمینی، “بین دین و دنیا پیوندی عمیق وجود دارد همچنانکه میان عقل و شرع چنین است و در جدایی و تعارض با یکدیگر قرار ندارند. دین تنها برای سعادت آخرت نیست بلکه تدبیر دنیا را نیز دربرمی‌گیرد. بر همین اساس عرفان او عرفان سیاسی ـ اجتماعی است، فقه او فقط متوجه مسائل فردی به تنهایی نیست بلکه متوجه جامعه نیز می‌باشد و مسئله جدایی دین و دنیا را از توطئه‌های استعمارگران می‌داند. به طور کلی، از منظر او دین متکفل امور دنیایی و اخروی انسان‌هاست و تمام ابعاد زندگی او را دربرمی‌گیرد” (جمشیدی، 1388: 158).
براساس آنچه بیان شد در هستی‌شناسی توحیدی امام خمینی، جهان و از جمله انسان، مخلوق خدا و نیازمند عنایت اوست. بنابراین ارتباط او با خدا، از احتیاجات غیرقابل انکار نوع انسان است. معیار تمیز حق از باطل، قرار گرفتن در جرگه حزب‌الله یا حزب شیطان و ظل‌الله یا ظل شیطان است (امام خمینی، صحیفه امام، ج 6، 338). توجه به غیب و همه چیز را جلوه خدا دیدن (همان، ج 8، ص 269) و رعایت بایدها و نبایدهای دینی که با فطرت بشر همخوانی دارد؛ لازمه سعادت، سداد، فلاح و صلاح بشر و جامعه بشری است. در صورت تزکیه نفوس و رفع حجاب‌ها، انسان از عالم ظلمت به نور وارد می‌شود (همان، ج 5، ص 369). در این نگاه، قرب به خدا موجب اطمینان قلوب گردیده و زندگی سعادتمندانه در هر دو جهان برای انسان فراهم می‌شود.

3ـ7ـ انسان‌شناسی و اخلاق از دیدگاه امام خمینی
بر مبنای آموزه‌های اسلامی، انسان جایگاهی رفیع در جهان خلقت داشته و اساساً محور عالم شناخته شده است. به تعبیر قرآن کریم:
«ثم انشاناه خلقاً آخر فتبارک الله احسن الخالقین» (مؤمنون: 14)
سپس او را در خلقتی دیگر پدید آوردیم، پس خجسته باد الله که بهترین آفریننده است.
لذا شناخت‌های حصولی و حضوری انسان، نقش مهمی در شناخت خدا دارد (من عرف نفسه فقد عرف ربّه)، بدین ترتیب: «تا حقیقت انسان شناخته نشود، نمی‌توان از کمالات و اجتماعی اسلام از قبیل: سیاست، حقوق، اقتصاد و امثال آن سخن گفت؛ زیرا تا انسان شناخته نشود، نیازها و روابط او با انسان‌های دیگر مشخص نمی‌شود» (مصباح یزدی، 1373: 324). به همین دلیل، از منظر فلسفی گفته می‌شود: «انسان‌شناسی فلسفی در حکمت اسلامی ـ و به طور ویژه انسان‌شناسی امام ـ فراهم آورنده زمینه عقلی و برهانی برای اصول، دستورات و موازین متعالی اسلام در تربیت، ارتقا و تعالی انسان است. حقیقتی که هدف همه انبیاء و اوصیا و اولیاء الهی بوده است (پناهی آزاد، 1392: 270).
بدین ترتیب، انسان‌شناسی امام خمینی در حقیقت بخشی از هستی‌شناسی اوست، زیرا او انسان را مظهر اسم «الله» دانسته و همانگونه که کلمه «الله» از جهت جامعیت مشتمل بر همه اسماء و صفات حق است، حقیقت انسان نیز که مظهر آن است، شامل جمیع مراتب هستی و همه حقایق جهان شناخته می‌شود و لذا همچون «عالم اصغر» است، و همین نیز انسان را شایسته مقام خلیفۀ‌اللهی می‌سازد.
در این نگاه، انسان به عنوان آفریده ممتاز خداوند متعال، به دلیل برخورداری از قوه ناطقه و عقل و توان اندیشیدن، و با توجه به برخورداری از «آزادی»، توان اخذ تصمیم و انتخاب راه را دارد. به تعبیر شهید مطهری:
«اینکه می‌گوییم بشر مختار و آزاد است به این معنی است که عمل او از خواست و رضایت کامل او و تصویب قوه تمیز او سرچشمه می‌گیرد. و هیچ عاملی او را برخلاف میل و رغبت و رضا و تشخیص‌اش وادار نمی‌کند، نه قضا و قدر و نه عامل دیگر (مطهری، بی‌تا، انسان و سرنوشت: ص 60)
لذا همه شکست‌ها و پیروزی‌ها، موفقیت‌ها و عدم موفقیت‌ها، سعادت و شقاوت انسان به باور وی بازمی‌گردد. از این روی، همانگونه که شناخت امام خمینی از هستی، مبنای شناخت او از انسان می‌باشد، شناخت او از انسان نیز مبنای دیدگاه‌های اخلاقی و اندیشه سیاسی اوست. و انسان از آن جهت که دارای عقل بالامکان مجرد است (امام خمینی، صحیفه امام، ج 4، ص 288) تربیت‌پذیر است. لذا می‌گوید:
«انسان مثل حیوانات نیست که یک حد حیوانی داشته باشد و تمام بشود. انسان یک حد مافوق حیوانی و یک مراتب مافوق حیوانی، مافوق عقل [دارد] تا برسد به مقامی که نمی‌توانیم از آن تعبیر کنیم» (امام خمینی، صحیفه امام، ج 4، ص 186).

1ـ3ـ7ـ انسان، موجودی جامع و تربیت‌پذیر
به طور کلی، در دیدگاه امام، انسان دارای دو بعد یا دو جنبه معنوی و ظاهری است؛ جنبه ظاهری آن، جسم، ماده، مادیت مشهود و یا بعد حیوانی است و جنبه معنوی یا فطری آن، همان بعد روحی و ماورایی این عالم است که از آن به نفخه الهی نیز تعبیر شده است:
«اما انسان مجموعه همه عالم است، کانّه خدای تبارک و تعالی دو نسخه موجود فرموده است؛ یک نسخه تمام عالم، یک نسخه کوچک … یعنی انسان عصاره همه موجودات عالم است. یعنی در انسان همه چیز است» (همان، ج 8، ص 254).
لذا از دید او:
«انسان مثل سایر موجودات نیست … از این نقطه اول طبیعت تا آن آخری که یک موجود الهی می‌شود، مراتب انسان است … انسان یک موجود جامع است …» (امام خميني، صحیفه امام، ج 4، ص 8).
در حقیقت، از نظر امام، «کمال‌جویی» در ذات انسان به ودیعه گذارده شده است و همین نیز، عنصر «هدایت» را برای وی ضروری می‌سازد. به تعبیر علامه طباطبایی:
«خداوند سبحان بعد از اتمام ذات هر شیئی آن را به سوی کمال مختص به خودش هدایت می‌کند و این هدایت به لحاظ اینکه حقیقتش همان اقتضا و ذات شیئی نسبت به کمالات لاحقه است نوعی تفرّع بر شیئی است … و این هدایت در واقع به این نحو است که در شیئی اقتضایی ذاتی به لوازم و کمالات وجودش که متمم ذات اوست، قرار

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی، انقلاب اسلامی ایران Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع امام خمینی، توسعه سیاسی، نظام سیاسی، صراط مستقیم