منابع پایان نامه ارشد با موضوع ال-کارنيتين، آزمايشي، 308

دانلود پایان نامه ارشد

و به ويژه درکيفيت اين محصول استراتژيک از اهميت خاصي برخوردار است. اين آزمايش به منظور بررسي اثرات سطوح مختلف ال-کارنيتين و سطوح ليزين- متيونين اضافي بر روي ميکروفلوراي روده و پارامترهاي?خوني جوجههاي?گوشتينَر سويه راس 308 صورت گرفت.
اين آزمايش به فُرم فاکتوريل در قالب طرح کاملا ً تصادفي با دو فاکتور و سه سطح براي هر فاکتور انجام شد. هر ترکيب از سطوح مختلف دو فاکتور به صورت نُه تيمار آزمايشي و سه تکرار و هر تکرار شامل 10 قطعه جوجه?گوشتي نَر سويه راس 308 طي سه دوره ?آغازين (21-0 روزگي)، رشد (35-22 روزگي) و پاياني (42-35 روزگي) بود. سطوح مختلف ال-کارنيتين شامل: سطح 0 (ميلي?گرم/کيلوگرم)، سطح 75 (ميلي?گرم/کيلوگرم) و سطح150 (ميلي?گرم/کيلوگرم) و سطوح ليزين- متيونين بيش از توصيه NRC شامل: سطح 0 درصد، سطح 15 درصد و سطح 30 درصد انتخاب گرديد.
در سن 42 روزگي از هر تکرار يک پرنده انتخاب شد و خون?گيري از سياهرگ بال آن براي آزمايشات پارامترهاي خوني صورت گرفت. پس از خون?گيري در پايان دوره دوباره از هر تکرار يک جوجه انتخاب شده و ذبح گرديد و روده?کور آن?ها جدا شد و براي تعيين فلور ميکروبي مورد سنجش قرارگرفت.
نتايج اين پژوهش در مورد پارامترهاي? خوني نشان داد که استفاده از سطوح مختلف ال-کارنيتين باعث بروز تفاوت معني?دار در اوريک ?اسيد،کلسترول و LDL خون بين گروه?هاي آزمايشي شد ( P<0/05). اثر متقابل استفاده از سطوح ال-کارنيتين و ليزين- متيونين باعث بروز تفاوت? معني?دار در اوريک ?اسيد، کلسترول، LDL و HDL خون شد (P<0/05).
نتايج در مورد ميکروفلوراي ?روده نشان داد که استفاده از سطوح ال-کارنيتين باعث بروز تفاوت ?معني?دار در جمعيت کل? باکتري?هاي ?هوازي، باکتري?هاي ?توليدکننده ?اسيدلاکتيک، باکتري ?اِشريشياکُلي، کُلي?فرم?ها و لاکتوباسيل?هاگرديد(P<0/05). همچنين استفاده از سطوح ليزين- متيونين اضافي باعث تفاوت? معني?دار در جمعيت کل? باکتري?هاي ?هوازي و کلي?فرم?ها شد (P<0/05). در نهايت نتايج اثر متقابل استفاده از سطوح ال-کارنيتين و ليزين- متيونين باعث تفاوت ?معني?دار درجمعيت کل ?باکتري?هاي ?هوازي، باکتري?هاي ?توليدکننده اسيدلاکتيک، اشريشياکلي، کلي?فرم?ها و لاکتوباسيل?ها شد (P<0/05). در بقيه پارامترها در همه سطوح اختلاف معني?داري مشاهده نگرديد.
واژههاي کليدي: ال-کارنيتين، ليزين- متيونين، جوجه?گوشتي، پارامترهاي خوني، ميکروفلوراي روده

فصل اول:
مقدمه

فصل اول: مقدمه
1-1- نگاه تاريخي به ضرورت دامپروري در طول تکامل?بشر
بشردر طول حيات ?تکاملي در اهلي?کردن حيوانات به منظور تأمين نيازهاي خود اعم از خوراک و پوشاک مسيرهاي متفاوتي را طي نمود که اين تفاوت را مي?توان در شيوه?هاي توليد و مناسبات ?اجتماعي زمان? خود بررسي نمود. مطابق قوانين طبيعي و اتوديناميسم ?جامعه و در يک روند تِز و آنتي?تِز که منجر به فرماسيون?هاي?اجتماعي و اقتصادي شد به ?عنوان سنتِز بروز نمود و لذا بشر در هر دوره مطابق با ابزار و تکنولوژي زمان خود به اهلي?کردن و پرورش حيوانات تلاش نمود. امروزه در راستاي همان ?روند با استفاده از تکنولوژي? برتر در جهت بهبود کيفيت و کميت براي پاسخ?گويي به رشد و افزايش جمعيت کوشش مي?نمايد.
وظيفه تاريخي نسل?کنوني است که در اين مقطع از تاريخ با استفاده از تجارب گذشته و تکنولوژي ?روز، نقش خود را در بهبود کيفيت و کميت ايفا نمايد. بي?شک در اين روند موضوع پرورش?طيور براي تأمين بخشي از نيازهاي تغذيه?اي جامعه، جايگاه ويژه?اي را به خود اختصاص داده و جامعه?کنوني به درستي اين جايگاه را مناسب تشخيص?داده و هر روز رو به گسترش است. وجود فارم?هاي بزرگ گوياي اين ادعاست، لذا تلاش هر چه بيشتر در بهبود کميت و به ويژه درکيفيت اين محصول استراتژيک از اهميت خاصي برخوردار است.
1-2- اهميت طيور و ضرورت صنعتي?شدن آن
امروزه يکي از بزرگ?ترين دغدغه?ها و نگراني?ها از لحاظ سياست?گذاران و برنامه?ريزان، تأمينِ نيازهاي جامعه مي?باشد تا سطح رفاه ?نسبي افراد جامعه را افزايش دهند. بديهي است تأمين نياز غذايي مردم با توجّه به روند روزافزون رشد جمعيّت جهان و تشديد فقر غذايي به ويژه در کشورهاي جهانِ ?سوم از ضروري?ترين برنامه?هايي است که بايد به آن پرداخته شود در غير اين صورت جهان با چالش جديدي به نام بحران ?مواد غذايي روبه?رو خواهد شد. البته در تأمين مواد غذايي نه تنها به کميت بلکه به کيفيت آن نيز بايد توجه گردد.
مواد غذايي پروتئيني در تغذيه انسان از اهميت زيادي برخوردار مي?باشد و در اين ميان صنعت مرغ?داري به عنوان تهيه?کننده مواد غذايي پروتئين?دار از شرايط و جايگاه ممتازي برخوردار است. زيرا از يک سو به لحاظ اقتصادي توليد آن بسيار مقرون به?صرفه خواهد بود، چون اولاً در مدّت زمان کوتاهي (تقريبا هفت هفته) توليد به لحاظ کمّي 47 برابر افزايش مي?يابد و در حقيقت داراي راندمان غذايي بالايي مي?باشد و ثانياً به هزينه قابل توجهي نياز نداشته و در فضايي محدود مي?توان بيشترين مقدار پروتئين را توليد کرد. از سوي ديگر گوشتِ? مرغ از نظر پروتئيني و تناسب ?اسيدآمينه نسبت به گوشت بسياري از حيوانات برتري داشته و سالم?تر مي?باشد و از نظر پروتئيني نيز بالاترين ميزان (حدود 2/20 درصد) و از لحاظ چربي کمترين ميزان را پس ازگوشت?ماهي در بين انوع گوشت?هاي مورد مصرف دارا مي?باشد. ميزان کلسترول آن پايين بوده و بيماري?هاي مشترک بين طيور و انسان در مقايسه با نشخوارکنندگان کم مي?باشد و با توجّه به نياز هر فرد که روزانه حدود 60 تا 70 گرم پروتئين است و کم? بودن کلسترول گوشت? مرغ و پايين بودن بافت?هاي ?پيوندي ?و چربي درگوشت ?طيور و بالابودن قابليت ?هضم آن لازم است به صنعت ?طيور توجه شود (پور رضا، 1383).
جدول1-1- درصد پروتئين?گوشت و ضريب?تبديل خوراک در حيوانات مختلف (پور رضا، 1383).
نوع حيوان
درصد پروتئين
ضريب?تبديل خوراک
گوسفند
گوساله
ماهي
بوقلمون
مرغ گوشتي
7/15
8/18
1/19
4/21
2/20
8-7
7-7
6/1
5/3-3
2-8/1

1-3- اهميت توليد گوشت?طيور و جايگاه و آمار صنعت?طيور در ايران و جهان
افزايش جمعيّت و بهبود قدرت خريد خانوارها از مهم?ترين عواملي هستند که در آينده بر تقاضا، براي مصرف مواد غذايي پروتئين?دار تأثير خواهد گذاشت. مصرف? سرانه گوشت در جهان 86/13 کيلوگرم در هر سال و در ايران 12 کيلوگرم است که داراي مقام هشتادوهشتم جهان مي?باشد.کشورهاي پرو، آرژانتين، ژاپن با مصرف سرانه بيش از20 کيلوگرم در سال رتبه?هاي اول تا سوم را دارند.
با توجّه به روند افزايش جمعيّت و افزايش مصرف گوشت، ميزان تقاضا براي آن در جهان در نيم?قرن آينده برابر 166 ميليون تُن برآورد مي شود، براي اين منظور سالانه به طور متوسط ميزان توليد بايد 4/5 درصد افزايش يابد و اين در حالي است که رشد توليد گوشت ?مرغ در نيم?قرن گذشته به طور متوسط 4 درصد بوده است و در واقع واضح است ميزان تقاضا از مقدار عرضه پيشي?گرفته است (سيد مصطفوي، 1384).
کشورهاي امريکا، چين و برزيل سه کشور عمده توليدکننده گوشت ?مرغ هستند و کشورهاي اروپايي از عمده واردکنندگان گوشت ?مرغ هستند، ولي حدود 69 درصد صادرات گوشت? مرغ توسط کشورهاي اروپايي صورت مي?گيرد و در واقع پس از واردات و عمل?آوري و بسته?بندي متناسب با نياز مصرف?کنندگان کشورهاي مختلف، اقدام به صادرات مجدد مي?کنند. به عنوان مثال مردم روسيه به رانِ? مرغ و يا مردم ژاپن به گوشت ?مرغ? بدون ?استخوان، مردم عربستان به سينه? مرغ و مردم چين به پا و بالِ? مرغ علاقه?مند هستند (سيد مصطفوي، 1384).

مقايسه پرورش?طيور در ايران با ساير کشورها
امروزه در کشورهاي توسعه?يافته بخش?هاي مختلف صنعت ?پرورش?طيور در هم ادغام شده?اند و با سيستمي تحت عنوان سيستم ?کامل?پرورشي يا يکپارچه1 اداره مي?شوند. در اين سيستم يک کُمپاني يا شرکت تمامي مراحل توليد را فرماندهي و کنترل مي?کند. اين سيستم شامل دو بخش است:
الف) کمپاني?ها
ب)پرورش?دهنده?ها
کمپاني مي?بايست جوجه يک?روزه، خوراک، دارو، مکمل، تکنسين?هاي سرويس?دهنده، تمهيدات تحويل جوجه و تخليه جوجه از سالن را فراهم مي?کند. هم?چنين ريسک و خطرات نوسان در قيمت را به?عهده مي?گيرد. پرورش?دهنده نيز ساختمان?ها و تجهيزات، نيروي?کار، وسايل، بستر و تجهيزات محافظت?کننده مزرعه را فراهم مي?کند و نسبت به نوسانات و يا اُفت قيمت محصولات مصّون مي?باشد و در پايان? دوره بسته به معيارهايي نظير افزايش ?وزن، تلفات، ضريب?تبديل? غذا و رتبه?اي که بين ساير پرورش?دهندگان کسب ?نموده و نيز بر اساس قرارداد تنظيمي مبلغي را به ازاي هر قطعه پرنده تحت عنوان حق ?پرورش دريافت مي?کند که به طور مثال اين مبلغ در حال حاضر در آمريکا 20 تا 22 سِنت به ازاي هر قطعه مرغ?گوشتي مي?باشد. در اين سيستم?گسترش معمولاً تعداد کمپاني?ها کمتر امّا داراي تشکيلات بزرگ?تر هستند و لذا در اين سيستم تنظيم بازار، کنترل بيماري?ها و …بسيار موفق است. ضمن اين?که معمولاً کمپاني?ها در هر ايالتي تمامي موسسات از لاين گرفته تا اجداد، مادر، جوجه?کشي و … را ايجاد مي?کنند تا ضمن کاهش هزينه?هاي حمل و نقل، قادر به کنترل بيماري?ها و ايجاد قرنطينه باشند. در کشور ما پرورش?ها کاملاً پراکنده و بدون متولي واحد صورت مي?گيرد و نه تنها سيستم?ها در هم ادغام نشده?اند بلکه در برخي مناطق حتي اتحاديه?هاي صنفي فعّال و منسجم وجود ندارد (رمضاني، 1383).
جدول1-2- مقايسه برخي از استانداردهاي توليد جوجه?گوشتي ايران با ترکيه و امريکا (رمضاني، 1383).

ايران
ترکيه
امريکا
تلفات عادي(درصد)
سن کشتار(روز)
10
50
4
41
کمتر از 3
41
وزن کشتار(کيلوگرم)
ضريب?تبديل
3/2
3/2
1/2
7/1
35/2
9/1

با توجه به فاصله ايران از استانداردهاي پرورشي به?طور مثال اختلاف در ضريب?تبديل سالانه رقمي حدود 300 تا 320 هزار تُن ضايعات دان داريم که انصافاً رقم بسيار چشمگيريست بنابراين توجّه به مقوله مديريت ?پرورش ?طيور که بار اصلي آن تغذيه?طيور مي?باشد و 75 درصد هزينه اين صنعت را تحت? تأثير خود قرار مي?دهد امري مهم و اجتناب?ناپذير است. صنعت پرورش?طيور درکشور ما از شش فعّاليت?اصلي پرورش?مرغ?لاين، پرورش?مرغ?اجداد، پرورش ?مرغ مادر، توليد جوجه? يک?روزه، پرورش? مرغ ?تخم?گذار، پرورش ?مرغ?گوشتي و يک فعّاليت? جنبي پرورش?پولت تشکيل شده است. از بين فعّاليت?هاي ياد شده، اطلاع از چگونگي نحوه فعّاليت‎هاي مرغ?داري‌هاي پرورش ?مرغ?گوشتي بسيار حائز اهميت است زيرا محصول اصلي و توليد نهايي اين دسته از مرغ?داري‎ها، گوشت? مرغ است که به عنوان ماده پروتئيني مهم و مغذي در تأمين بخشي از پروتئين?حيواني مورد نياز جامعه سهم به‌سزايي دارد (مرکز آمار ايران، 1388).
1-4- اهميت مهندسي?تغذيه در صنعت?طيور
تغذيه علمي است که دانش بيوشيمي و فيزيولوژي را تواماً و با مفهومي مُرتبط يا يک ارگانسيم و تأمين موادمغذي آن بيان مي?کند که شامل مراحل آماده?سازي، خوردن، هضم ?و جذب مواد غذايي مصرف شده مي?باشد (رابينز و بيکر2، 1980).
بهبود و افزايش پارامترهاي توليدي جوجه‌هاي?گوشتي يكي از مهم?ترين اهداف صنعت ?پرورش?طيور در كل دنيا مي‌باشد. امروزه تكنيك‌هاي مختلف پرورشي و موادِ دارويي و مكمل‌هاي رشد طبيعي جهت رسيدن به اين هدف ارائه گرديده است (ذاکري و همکاران، 1389). اغلب مواد غذائي شامل ترکيبات مختلف و متعددي ميباشند که وجود همه آن?ها براي زنده ماندن، رشد و توليدمثل در طيورضروري است. امروزه براي بهبود راندمان توليد جوجههاي?گوشتي دست?کاريهاي متعددي از نظر تغذيهاي صورت ميگيرد و استفاده از مکملها، آنزيمها و ديگر مواد افزودني براي رسيدن به حداکثر راندمان مورد توجه قرار گرفته است. علاوه بر کميت امروزه مصرف?کنندگان به دنبال کيفيت محصولات توليدي نيز هستند به طوري که توليد جوجههاي?گوشتي با چربي?بدني بالا از مشکلات عمده صنعت ?طيور ميباشد که متخصصين تغذيه با دست?کاريهاي تغذيهاي مختلف در پي رفع اين مشکل ميباشند (ژو و ونگ3،2003؛ رابي و سيلاقي4، 1998).
1-5- اهميت، نقاط قُوت و مزاياي افزودني ال-کارنيتين در تغذيه?طيور
ال-کارنيتين به عنوان يک مکمل تجاري امروزه در تغذيه?طيور مورد توجه قرار گرفته است (ژو و ونگ،2003؛ رابي و سيلاقي، 1998). ال-کارنيتين يک شبه ?ويتامين در بدن انسان و حيوانات است که با توجّه به نقشي که در متابوليسم انرژي به عهده دارد تأمين آن در بدن بسيار ضروريست. ال-کارنيتين براي اوّلين بار توسط گلوويچ و کيمبريدر5 در سال 1905 از بافت ماهيچه جدا و مشخص گرديد که نقش مهمي در متابوليسم چربي?ها و کربوهيدرات?ها داشته و براي عملکرد مناسب قلب و ماهيچه?ها مورد نياز است. با توجه به کشف ال-کارنيتين از طريق بافت ماهيچه?اي نام آن از واژه کارو6 از ريشه کاريس7 به معناي گوشت منشأ گرفته است. در انسان و حيوانات ال-کارنيتين اساساً در کبد سنتز و به ماهيچه منتقل مي?شود. حدود 98% از ذخائر ال-کارنيتين بدن در ماهيچه اسکلتي و قلبي قرار دارند. از طرف ديگر ال-کارنيتين از غذا نيز جذب مي?شود بنابراين ال-کارنيتين در بدن هميشه مخلوطي از هر دو منبع (منبع غذايي و سنتز شده در بدن) است. سنتز کارنيتين نياز به اسيدآمينه?ضروري ليزين و متيونين و همچنين مواد غذايي کم?نياز مثل آهن، ويتامين C و ويتامين 6B دارد لذا کمبود مواد غذايي کم?نياز منجر به کاهش سنتز ال-کارنيتين و در نتيجه خستگي ماهيچه?اي مي?شود. به دليل وابستگي به مواد غذايي کم?نياز ال-کارنيتين به?عنوان يک شبه?ويتامينِ شبه?کولين?آلفاليپولئيک?اسيد موردتوجّه قرارگرفته?است (جيوسپ8 و همکاران، 1993؛ رابي و همکاران، 1997؛ کيد9، 2003؛ پائول10، 2000؛ ارسلان11 و همکاران، 2004 ؛مياح12 و همکاران، 2004).
ال-کارنيتين از نظر طبقهبندي مواد آلي جزءِ آمينهاي چهارگانه محلول?درآب ميباشد (ماست13 و همکاران، 2000). کارنيتين ترکيب?آلي با فرمول?شيميايي است که داراي 3 گروه متيل ميباشد (بريمر14، 1983). تأکيد اصلي مطالعات اخير روي نقش ال-کارنيتين در ماهيچه ?اسکلتي، قلب، شرايط?آبستني و متابوليسم ليپپدها است. مطالعات زيادي اثرات ال-کارنيتين روي بهبود سختي? ماهيچه?اي ناشي از تمرين? عضلاني و کنترل? وزن ?بدن را در انسان نشان داده است (جيوسپ و همکاران، 1993؛ کيد، 2003).
عملکرد بيولوژيکي ال-کارنيتين تا سال 1952 مشخص نبود تا اين?که 3 سال بعد با مطالعه روي غذاي ساخته?شده از کِرم و هم?چنين سلول?هاي جانوران خونگرم و انسان عملکرد بيولوژيکي آن شناخته شد. امروزه ال-کارنيتين به?عنوان عامل محرک ?ضروري در اکسيداسيون اسيدهاي?چرب ?بلندزنجير در ميتوکندري تشخيص داده شده است. اين عمل توسط انتقال اسيدهاي?چرب? فعّال از داخل سيتوپلاسم به ميتوکندري صورت مي?گيرد. بنابراين کمبود ال-کارنيتين با مهار اکسيداسيون اسيدهاي?چرب در ميتوکندري مشخص مي?گردد. کمبود ال-کارنيتين با مهاراکسيداسيون اسيدهاي?چرب در ميتوکندري مشخص مي?گردد. فعّاليت?هاي متابوليک ال-کارنيتين در بسياري از تحقيقات در دهه?هاي 50 تا 80 روشن شده ولي همچنان تحقيقات بر روي خواصِّ ?متابوليک آن ادامه دارد (ربوچ و پالسون15، 1986؛ رابي و همکاران، 1997؛ ارسلان و همکاران، 2004؛ مياح و همکاران، 2004).

1-6- اهميت، نقاط قوت و مزاياي اسيدهاي?آمينه
واحد ساختماني پپتيدها و پروتئين?ها، اسيدهاي?آمينه مي?باشد. فقط 20 نوع اسيدآمينه در ساختمان پروتئين?ها شرکت مي?کند که داراي دو فرم D و L مي?باشد و فقط فرم L آن?ها از نظر بيولوژيک فعّال مي?باشند. بيشتر اسيدآمينه?هاي?ضروري از متابوليزه شدن پروتئين?ها به?دست مي?آيند. پروتئين براي رشد متعادل در پرندگان در حال ?رشد و تخم?گذار و حفظ نسبت ترکيب تخم?مرغ مورد نياز است. به?طورکلي نيازمندي تغذيه?اي براي پروتئين، نيازمندي براي محتواي اسيدآمينه?اي آن?هاست. کيفيت يک پروتئين در جيره به بالانس اسيدهاي?آمينه?ضروري آن وابسته است و نيز حضور اسيدآمينه?غيرضروري در جيره لزوم سنتز آن?ها را از اسيدهاي?آمينه?ضروري کاهش مي?دهد (فرناندز و همکاران16، 1994).
جيره?هاي جوجههاي?گوشتي حاوي مقادير قابل توجهي ذرت وکنجاله?سويا ميباشند. اسيدهاي?آمينه محدودکننده ذرت وکنجاله?سويا به ترتيب متيونين، ليزين، ترئونين، والين،آرژنين و تريپتوفان هستند. در جيرههاي ذرت-کنجاله?سويا، حدود 80 درصد پروتئين از کنجاله?ي?سويا و حدود 30 درصد پروتئين از ذرت تأمين ميشود. در اين جيرهها متيونين و ليزين دو اسيدآمينه محدودکننده عمده هستند (هان وهمکاران17، 1992).
عدهاي بر اين عقيدهاند که ميزان پروتئين، مهم?ترين جزءِ تغذيه?اي جوجههاي?گوشتي محسوب نميشود بلکه اسيدآمينه بسيار حائز اهميت هستند. بنابراين اوّلين فاکتور محدودکننده اين است که بازدارندههاي رشد جوجههاي?گوشتي، به ناکارائي متيونين و ليزين در غذا مرتبط ميشود. اطلاعاتي در خصوص تغذيه جوجههاي?گوشتي با کاهش محتوي پروتئين?خام در غذا و افزايش ميزان متيونين و ليزين قابل?استفاده، وجود دارد. احتمالاً ارتباط مزبور کارآمدي يکسان از طريق تغذيه با کاهش ميزان پروتئين?خام و وابستگي مکمل متيونين و ليزين قابل استفاده با محتوي پروتئين ?بهينه در غذا را تضمين ميکند (بارون استين18،1979).
1-7-1- نگاهي کلي به اهميت ليزين
ساختمان مولکولي اسيدآمينه L – ليزين به?صورت زير است :
C6H14N2O2 H2N-CH2CH2CH2CH2CH-COOH

NH2

شكل 1-1- ساختمان مولكولي اسيد‌آمينه ليزين (هيئت استانداردهاي ارگانيک ملي، 2001).
گروه R در ساختمان L- ليزين خاصّيت قليايي داشته و بنابراين جزءِ اسيدآمينه?هاي ?قليايي در نظرگرفته ?مي?شود. نام سيستماتيک L- ليزين به صورت 2 و 6 دي?آمينو هگزونوئيک?اسيد بوده، وزن مولکولي آن 19/146 و همانند ساير اسيدآمينه?ها پس از حل شدن در آب داراي دو گروه قابل راسميزاسيون مي?باشد. در توليد تجاري، L- اسيدآمينه?ها از طريق تجزيه مخلوط?هاي راسميک انجام مي?شود به اين ترتيب که آنانتيومرهاي نوع D موجود در محلول?هاي?آبي که مورد نظر نيستند به کمک حرارت و يا توسط اسيدها و بازهاي قوي راسميزه مي?شود. اين عمل توسط آسپارتات?آمينوترانسفراز کاتاليز مي?شود (آيدا، 1986).
آغاز مرحله تجزيه ليزين در بدن، حذف گروه آميني?اپسيلون مي?باشد. به اين دليل ساخت آلفاکتوني در مسير اصلي تجزيه اين اسيدآمينه در بدن تشکيل نمي?شود. با اين وجود مقدار کمي آلفاکِتوليزين از طريق ال-آمينواکسيداز در بدن توليد مي?شود. در اين مسير دِآميناسيون?اکسيداتيو باعث آزادسازي آمونياک مي?گردد. آلفاکِتوليزين قادر نيست از طريق ترانس آميناسيون به ال- ليزين تيديل شود و بنابراين دي- ليزين و آلفاکتوآنالوگ ليزين فاقد اثرات زيست?حياتي براي حيوان هستند (ساگاهارا و همکاران19، 1967).
ليزين در مقايسه با ساير اسيدهاي?آمينه، بيشترين تغيير را در مقابل حرارت نشان داده و اين خاصيّت به واکنش?دهندگي گروه آميني اپسيلون آن مربوط مي?شود. بنابراين در صورت تماس گروه آمين?آزاد با گروه کربونيل?آزاد (نظير قندهاي احيا کننده?اي چون گلوکز و لاکتوز) تحت شرايط رطوبت و حرارت? بالا اين گروه?ها با يکديگر واکنش داده و محصولات اسيدامينه ميلارد20 را به?وجود مي?آورند (کارپنتر و بوت21، 1973).
در صورت کامل?شدن واکنش?هاي ميلارد، فروکتوزيل آمينواسيد تشکيل و اسيدهاي?آمينه?اي که اتصالاتي از اين نوع پيدا مي?کنند فعّاليت زيست?حياتي خود را از دست مي?دهند. فرايند حرارت?دهي محصولات غذايي پروتئيني به خصوص در شرايط قليايي منجر به تشکيل ليزين وآلانين مي?گردد که چنين ترکيبي، فعّاليت زيست?حياتي ال- ليزين را نخواهد داشت (کارپنتر و وايبل22، 1972).
همچنين حرارت?دهي غذا ممکن است منجر به تشکيل گاما- ال- گلوتامين ال- ليزين گردد که در اين ترکيب، گروه آميني اپسيلون ليزين از طريق پيوند پپتيدي به کربن?گاماي?گلوتامين متّصل مي?شود (گروه آميدي گاما در گلوتامين به صورت آمونياک جدا مي?شود). آنزيم?هاي پپتيدي به طور غيراختصاصي در دستگاه?گوارش عمل هيدروليز را انجام مي?دهند و از اين?رو ليزين موجود در اين ترکيب از نظر زيست?حياتي کاملاً قابل استفاده است (کارپنتر و وايبل، 1972).
1-7-2- نگاهي کلي به اهميت متيونين
متيونين از اسيدهاي?آمينه? ضروري براي طيور است که مقدار آن در مواد خوراکي مصرفي طيور نسبتاً کم است. فرم مولکولي متيونين به?صورت زير مي?باشد:
H3C – S – CH2 -CH – COOH : متيونين
NH2
شکل 1 – 2- فرم مولکولي متيونين (هيئت استانداردهاي ارگانيک ملي، 2001).
عامل مِتيل که روي گوگرد قرار دارد نقش مهمي در انتقال متيل در واکنش?هاي بيوشيميايي به عهده دارد. متيونين سنتيک به ?صورت ورقه?هاي سفيد بَراق يا پودرسفيد کريستاله بوده و اندکي خاصيّت آروماتيک دارد.
متيونين محلول? در آب، محلول?هاي ?بازي و اسيدهاي ?معدني است و به طور جزئي در الکل حل شده امّا در ساير حلال?ها محلول نيست. اين اسيدآمينه در حالت کريستاله در دما و فشار استاندارد پايدار است. متيونين به دو فرم آنانتيومر D و L موجود مي?باشد. DL- متيونين ترکيبي است که داراي 99 درصد مخلوط راسميک 2- آمينو 4- متيل?تيوبوتريک?اسيد مي?باشد. آنالوگ هيدروکسي?متيونين (MHA) در فرم مايع در دسترس مي?باشد (هيئت استانداردهاي ارگانيک ملي، 2001).
1-7- دلايل و ضرورت اجراي اين تحقيق
همان?طور که اشاره شد ال-کارنيتين از نظر طبقهبندي مواد آلي جزِء آمينهاي چهارگانه محلول?درآب ميباشد (ماست و همکاران، 2000). ال-کارنيتين ترکيب آلي با فرمول شيميايي است که داراي 3 گروه متيل ميباشد (بريمر، 1983). از آن?جا که سنتز ال-کارنيتين نيازمند اسيدهاي?آمينه ليزين و متيونين و هم?چنين يونهاي آهن، ويتامين?هاي C، B6 و نياسين است مصرف کم هر يک از اين مواد منجر به نقص در ساخت ال-کارنيتين ميشود (پترسون و همکاران23، 1999).
بنابراين يک جيره ناکافي، شرايط استرس?فيزيولوژيکي و همچنين بعضي مواد کلينيکي منجر به نياز فوق العاده به مکمل ال-کارنيتين در غذاي مورد استفاده يا مکمل?هاي ?غذايي مي?شود. بنابراين در اين تحقيق سعي شده علاوه بر بهره?گيري از افزودني ال-کارنيتين به عنوان يک مکمل جهت برطرف ?نمودن کمبودهاي احتمالي ال-کارنيتين موجود در طيورآزمايشي، حرکتي رو به جلو جهت بهبود و دست?يابي به محصولي با کيفيت و پرنده?اي سالم از نظر فيزيولوژيکي در همه فاکتورهاي عملکردي و پارامترهاي استراتژيک در سلامت طيور باشد. در ادامه با افزودن سطوح اضافي ليزين- متيونين بيش از مقاديرِ توصيه NRC به عنوان پيش?سازهاي ال-کارنيتين سعي شده در کنار مصرف ال-کارنيتين، کمبودهاي?احتمالي اين دو اسيدآمينه کليدي در طيور و ميزان موفقيت اين اسيدآمينه?ها در سطوح اضافي در همه فاکتورها و پارامترها مورد بررسي اجمالي قرار مي?گيرد و در نهايت بررسي اين دو ماده در کنار هم و اثرات? متقابل اين دو، مورد تحليل نهايي قرار گيرد.
1-8- اهداف تحقيق
* بهبود عملکرد و کيفيت?گوشت جوجه?هاي?گوشتي.
* تعيين بهترين?سطح قابل استفاده ال-کارنيتين و ليزين- متيونين در تغذيه جوجه?گوشتي.
* تعيين بهترين?سطح قابل استفاده ال-کارنيتين و ليزين- متيونين براي بهبود پارامترهاي?خوني.
* بررسي ميزان اثر ال-کارنيتين و ليزين- متيونين روي جمعيت ?ميکروفلوراي ?روده.
*
فصل دوم:
بررسي منابع

فصل دوم: بررسي منابع
2-1-مروري برکليات و مطالعات انجام گرفته درباره ال-کارنيتين
2-1-1- خواص شيميايي ال-کارنيتين
کارنيتين يک نمک بسيار محلول و يک ماده با خاصيّت جذب ?رطوبت ?بالاست که به?راحتي از درون غشاهاي ?چربي عبور نموده و در اين حالت اسيدهاي?چرب ?با? زنجير?بلند را براي توليد انرژي به فرم ATP به درون ماتريکس ?ميتوکندري انتقال مي?دهد (جيوسپ و همکاران، 1993؛ اِلمار24، 2000؛ پائول25، 2000). مشخصات شيميايي ال-کارنيتين در جدول 2-1 نشان داده شده است.
جدول 2-1- نام شيميايي، فرمول شيميايي و فرمول ساختماني ال-کارنيتين (پائول، 2000)
نام شيميايي
L-3hydroxy-4-N,N,N-trimethyl aminobutyrate
فرمول شيميايي
(CH3)-N+-CH2CH(OH)CH2-COO-
فرمول ساختماني

وزن مولکولي : 2/161

2-1-2- شکلهاي شيميايي ال-کارنيتين
کارنيتين در دو شکل ايزومر فضايي ديده مي?شود:
1 – ال-کارنيتين (L-CAR)
2 – دي-کارنيتين (D-CAR)
ال-کارنيتين محصول طبيعي ميکروارگانيسم?هاي بي?هوازي و بافت?هاي ?حيواني است در حالي?که دي?-کارنيتين مادّه مصنوعي بوده و در سيستم?هاي بيولوژيک توليد نمي?گردد. فقط ال-کارنيتين از لحاظ فيزيولوژيک فعّال است. ال-کارنيتين و دي?ال -کارنيتين به ?طور مصنوعي ساخته مي?شوند. دو مسير سَنتز مختلف براي توليد زياد ال-کارنيتين و دي- ال-کارنيتين وجود دارد. تهيّه تجاري دي-? ال-کارنيتين با تفکيک متوالي ايزومرهايL و D با استفاده از يک عامل تجزيه?کننده فعّال نوري و سنتز ال-کارنيتين خالص با استفاده از يک روش بيوتکنولوژي صورت مي?گيرد، هر چند روش دوم تضمين?کننده توليد ال-کارنيتين خالص شامل صفر درصد دي-کارنيتين است (جيوسپ و همکاران، 1993؛ مارتين26، 2000؛ کالونگ27 و همکاران، 2005).
نتايج آزمايشات با دي- ال-کارنيتين و ايزومرهاي?خالصL وD توسط بوروم و فيشر در سال 1983 نشان داد که فقط ال-کارنيتين داراي فعّاليت بيولوژيک است. بررسي?هاي متوالي نشان داد که دي-کارنيتين به عنوان يک مهارکننده ?رقابتي براي سيستم?هاي فعّال جذب ال-کارنيتين عمل مي?کند. نتايج همين تحقيق نشان داد که ال-کارنيتين براي اکسيداسيون اسيدهاي ?چرب ضروري است امّا دي-کارنيتين از اکسيداسيون اسيدهاي? چرب در ميتوکندري، و توليد انرژي جلوگيري مي?کند. از جمله دلائل اين عمل آن است که دي-کارنيتين آنزيم ترانس?لوکاز که مسئول انتقال اسيدهاي?چرب از ميان غشاي?ميتوکندريال است را غيرفعال مي?کند. بنابراين منجر به جلوگيري از فعّاليت ال-کارنيتين در ماهيچه? اسکلتي و قلب مي?شود(مارتين، 2000؛ کالونگ و همکاران، 2005). ال-کارنيتين موجب افزايش تحمّل ماهيچه?اي براي انجام فعّاليت?هاي عضلاني مي?شود در حالي که دي?-کارنيتين اثرات منفي روي آن دارد. مطالعات روي حيوانات مختلف اثرات مثبت ال-کارنيتين روي اندازه رشد و تحريک متابوليسم ليپيد را نشان داد. در حالي?که دي-کارنيتين اثرات منفي روي اين خصوصيات داشته است. بنابراين دي-کارنيتين فقط يک ماده بي?اثر بيولوژيک و ناکارآمد نيست بلکه يک ماده زيان?آور و بالقوه سمّي نيز است (مارتين، 2000).
2-1-3- ال-کارنيتين در مواد غذايي
منابع تغذيه?اي ال-کارنيتين اساساً در توليدات گوشت و فرآورده?هاي آن?ها موجود است در حالي?که خوراک?هاي با منشأ گياهي به ?عنوان منبع اصلي جيره طيور، حاوي سطوح پايين ال-کارنيتين هستند (بامگارتنر و بلام28، 1997؛ ارسلان وهمکاران، 2004). از بهترين منابع ال-کارنيتين، گوشت و به خصوص گوشت گاو، گوسفند و بره است. ديگر غذاهاي حيواني مثل شير، پنير و گوشت ?طيور محتوي مقدار کمتري ازکارنيتين بوده و ال-کارنيتين موجود در ميوه?ها و سبزي?ها نيز ناچيز است. مقدار ال-کارنيتين موجود در مواد غذايي مختلف در جدول شماره 2-2 نشان داده شده است (ارسلان وهمکاران، 2004 ).
جدول 2-2- مقدار ال-کارنيتين موجود در مواد غذايي (ميلي?گرم بر کيلوگرم) (ارسلان وهمکاران، 2004 ).
غلات
مقدار ال-کارنيتين

محصولات جانبي? فرآوري غلات
مقدار ال-کارنيتين
جو
7

سبوس جو
15
ذرت
5

پس?مانده تخمير غلات
2
مايلو
5

مخمر آبجو(خشک)
15
يولاف
5

سبوس ذرت
12
برنج پوست?کنده
7

کنجاله?ذرت (روش فشار)
15
چاودار
5

کنجاله?ذرت (روش حلال)
15
سورگوم
5

گلوتن ذرت
5
تريتيکاله
5

جوانه مالت جو
15
گندم
5

يولاف Rolled
5

پوسته يولاف
3
محصولات جانبي نشاسته و صنايع قندي
مقدار ال-کارنيتين

سبوس برنج
25
ملاس چغندر
10

سبوس گندم
15
تفاله (چغندر خشک و ملاس 20%)
2

تفاله چغندر و خشک شده
2

دانه?هاي روغني
مقدار ال-کارنيتين
قند ذرت
صفر(0)

دانه پنبه
20
قند تغذيه?اي
10

کنجاله?تخم?پنبه
15
کاساوا
5

کنجاله?سويا
15
تفاله سيب?زميني
5

کنجاله?آفتابگردان
5

علوفه?هاي سبز(خشک شده)
مقدار ال-کارنيتين

روغن?ها و چربي?ها
مقدار ال-کارنيتين
يونجه خشک شده
10

چربي حيواني
صفر(0)
گياه علوفه?اي خشک شده
5

چربي گياهي
صفر(0)

لگومينه
مقدار ال-کارنيتين

گوشت و آلايشن خوراکي کشتارگاهي
مقدار ال-کارنيتين
لوبيا
10

پودر خون
10
باقلامصري
10

پلاسماي خون
15

پودر پر
120
محصولات جانبي فرآورده?هاي روغني
مقدار ال-کارنيتين

پودر ماهي
120
کنجاله?کتان(روش فشار)
10

پودر گوشت
150
کنجاله?کتان(روش حلال)
15

پودر گوشتي و استخوان
100
کنجاله?هسته?خرما(روش فشار)
کنجاله?آفتابگردان(روش حلال)
10
5

پودر محصولات جانبي طيور
120
کنجاله?بادام?زميني (روش فشار)
10

کنجاله?بادام?زميني (روش حلال)
10

مواد معدني
مقدار ال-کارنيتين
کنجاله?تخم?منداب (روش حلال)
5

کربنات کلسيم
صفر(0)
کنجاله?تخم?منداب (روش فشار)
5

فسفات منيزيم
صفر(0)
کنجاله?سويا(حلال)
12

کلريد سديم
صفر(0)
کنجاله?سويا(فشار)
12

2-1-4- فرم?هاي تجاري ال-کارنيتين
به منظور غلبه بر مشکلات و رطوبت?پذيري، نمک ال-کارنيتين آزاد و نمک هيدروکلرايد ال-کارنيتين وارد بازار شده است. هرچند بازار، تقاضاي فرم?هاي بهتري از ال-کارنيتين را دارد. در سال 1991 شرکت لونزا29 در سوئيس که توليدکننده ال-کارنيتين است ال-کارنيتين تراتيت30را توليد کرده که فاقد مشکلاتي مانند بو، پايداري و کيفيت است.
ال-کارنيتين خوراکي به ?عنوان يک مکمل تغذيه?اي و به عنوان يک داروي? تجويزي (اُرفان31) براي درمان اختلالات ?اوليه و ثانويه ناشي از کمبود ال-کارنيتين به کار مي?رود. ال-کارنيتين داخل وريدي (لووکارنيتين32) به?عنوان يک داروي ارفان براي درمان اختلالات ?اوليه و ثانويه ناشي از کمبود ال-کارنيتين به?کار مي?رود. استيل ال-کارنيتين فرم ديگري از ال-کارنيتين است که هم گروه ال-کارنيتين و هم گروه استيل به عنوان يک مکمل مغذي قابل دسترسي است. از فرم?هاي ديگر ال-کارنيتين پروپيونيل ال-کارنيتين است (المار، 2000؛ پائول، 2000).
چهار فرم تجاري ال-کارنيتين در بازار وجود دارد:
1 – نمک ال-کارنيتين آزاد : پودرسفيد با قابليت حل?شدن در آب است که فوق العاده رطوبت?پذير بوده و بنابراين در فرم مايع پايداري بيشتري دارد.
2 – ال-کارنيتين ال- ترتيت : بيشتر از فرم ال-کارنيتين آزاد مورد استفاده قرار گرفته و 100 درصد پايدار است. اين فرم شامل نمک آزاد ال-کارنيتين (68%) و تارتاريک اسيدگراس33 طبيعي(32%) بوده، داراي بالاترين غلظت ال-کارنيتين در بين نمک?هاي قابل دسترس مي?باشد، از آن?جايي که اين فرم ال-کارنيتين رطوبت?پذير نيست براي تهيه توليدات جامد مثل کپسول، قرص و غيره مناسب هستند.
3 – ال-کارنيتين منيزيوم سيترات : شامل ال-کارنيتين آزاد (43%)، اسيدسيتريک (51%) و يون?هاي?منيزيم (6%) بوده و خاصيت رطوبت?پذير ندارد.
4-استيل ال-کارنيتين : يک متابوليست فعّال فيزيولوژيکي است و نقش مهمي در سيستم?عصبي بازي مي?کند (المار، 2000؛ پائول، 2000).

2-2- مروري بر تئوري?ها و مطالعات صورت ?گرفته بر روي واکنش?هاي?حياتي ال-کارنيتين
2-2-1- عملکرد بيولوژيک ال-کارنيتين
ال-کارنيتين در سال?هاي اخير بسيار مورد توجه قرارگرفته و نتايج به?دست آمده نشان ميدهند که ال-کارنيتين نه تنها موجب افزايش اکسيداسيون ميتوکندريال اسيدهاي?چرب ميشود بلکه در ساير فعّاليت?هاي بيوشيميايي نيز دخالت دارد. فعّاليت?هاي ال-کارنيتين در متابوليسم بدن را ميتوان به شرح زير خلاصه کرد:
1- انتقال اسيدهاي?چرب و در نتيجه هضم و جذب کامل آن?ها
2 – محافظت و تنظيم غشاي ?سلولي
3 – کمک به توليد انرژي
4 – تحريک چرخه? تري?کربوکسيليک?اسيد و انتقال آدنوزين?تري?فسفات (ATP) به بيرون از ميتوکندري در عضلات در تمام سلول?هاي بدن نقش ذخيره انرژي را به عهده دارد که با از دست دادن گروه فسفات انرژي آزاد مي?کند.
5 – شاتِل اسيدهاي? چرب? زنجيرکوتاه و متوسط از پراکسي?زوم?ها به داخل ميتوکندري
6 – افزايش دسترسي به ATP
7 – افزايش تحمّل آمونياک
8 – افزايش ايمني بدن
9 – افزايش اسپرماتوژنز و تحرّک اسپرم?ها و در نتيجه افزايش باروري
10 – انتقال مواد سمّي بالقوه و اسيدهاي داراي خواصِّ راديواکتيو به بيرون از ميتوکندري
11 – بافري?کردن زنجيره COA
12. جلوگيري از تشکيل راديکال?هاي?آزاد و موادشيميائي با انرژي بالا که در ميتوکندري توليد و باعث تخريب سلولها مي?شود (جيوسپ و همکاران، 1993؛ ماست و همکاران34، 2000؛ ژو و ونگ، 2003 ؛ کيد و همکاران35، 2005؛ دنگ و همکاران، 2006؛ گلزار و همکاران، 2006).
2-2-2- محافظت و تنظيم تعادل غشاي سلولي توسط ال-کارنيتين
اهميت ال-کارنيتين را براي غشاهاي?سلولي مي?توان به 3 گروه اصلي تقسيم کرد :
1 – ال-کارنيتين غشاي? سلولي را در مقابل اثرات سمّي اسيدهاي ?چرب فعّال محافظت مينمايد.
2 – براي ساخت غشاها، سلول نيازمند انرژي است. ال-کارنيتين در متابوليسم اسيدهاي ?چرب?زنجير بلند و توليد انرژي مورد نياز براي سلول حائز اهميت است.
3 – با توجّه به ويژگي?هاي کاتاليتيک و متابوليک، ال-کارنيتين ساخت و بازسازي غشاها را ارتقاء ميبخشد.
عملکرد ال-کارنيتين در يک کمپلکس آنزيمي سه قسمتي (کارنيتين اسيل?ترانسفرازI، کارنيتين ترانس?لوکاز و کارنيتين اسيل?ترانسفرازII) که مسئول انتقال اسيدهاي ?چرب ?زنجير بلند در امتداد غشاي ?داخلي ?ميتوکندري هستند انجام ميشود(کيد، 2003).
2-2-3- جذب، انتقال و دفع ال-کارنيتين
2-2-3-1- جذب
ال-کارنيتين مصرفي از طريق خوراک به ?روش انتقال فعّال در قسمت بالايي ژئوژنوم روده?باريک جذب مي?گردد (حدود 50 -80% ). طي مطالعاتي که لي و همکاران در سال 1983 و در محيط آزمايشگاهي بر روي چگونگي انتقال ?فعّال ال-کارنيتين توسط روده?باريک در خرگوش انجام دادند مشخص شد که يون Na+ و انتشار فعّال آن در بالانس با يون + K در انتقال?فعّال ال-کارنيتين نقش به?سزايي دارد. تحقيق ديگري که لي? و همکاران در سال 1992 انجام دادند نشان داد که انتشار غيرفعّال ال-کارنيتين بين محيط روده?اي و گردش? خون مي?تواند در اين انتقال نقش داشته باشد. در دئودنوم اين انتقال به هر دو روش صورت مي?گيرد ولي در ايلئوم ال-کارنيتين تنها از راه انتشار جذب مي?گردد. نکته حائز اهميت اين است که جذب ال-کارنيتين مي?تواند تحت تأثير غلظت بالاي دي?-کارنيتين، استيل ال-کارنيتين و گاما بوتيرو بتائين قرار گيرد. حدود 60 تا 75 درصد از ال-کارنيتين مواد غذايي جذب مي?شود. درصد جذب ال-کارنيتين از مکمل (مکمل?هاي تجاري رايج مورد استفاده در تغذيه?طيور مثل(کارنيکينگ36) پايين?تر است. به?دنبال جذب ال-کارنيتين حدود 25% از ال-کارنيتين در موکوزاي? روده اسيل?گذاري(اسيليت37) مي?شود. ال-کارنيتين خوراکي تجويزشده و متابوليت?هاي اسيل?دار شده آن در بيشتر بافت?هاي بدن توزيع شده?اند. کارنيتين توسط يک حمل?کننده وابسته به Na+ در غشاي سيتوپلاسمي وارد سلول مي?شود. کمبود اين سيستم حمل?کننده کمبود سيستميک ال-کارنيتين ناميده مي?شود. که به صورت ضعف ماهيچه?اي در ماهيچه?اسکلتي و قلب بروز مي?کند (نزو38 و همکاران، 1999؛ پائول، 2000).
2-2-3-2- انتقال
حدود 50 درصد از ال-کارنيتين جذب شده در سلول?هاي روده?باريک متابوليزه شده و فرم آزاد آن به درون رگ?هاي خوني رها مي?شود. غلظت پلاسمايي ال-کارنيتين هميشه پايين?تر از 10 ميکرومول (نرمال 40-50 ميکرومول است) است. تحقيقات مختلف نشان داد که سطح پلاسمايي و عضلاني ال-کارنيتين به ?طور قابل توجهي با دريافت آن از طريق خوراک افزايش مي?يابد. ال-کارنيتين با پروتئين?پلاسما يا آلبومين باند مي?شود (کالونگ و همکاران، 2005).
2-2-3-3- دفع
ال-کارنيتين از طريق کليه?ها دفع مي?شود. تقريباً 95 درصد از ال-کارنيتين فيلتر شده دوباره بازجذب مي?شود که در حفظ سلامتي حائز اهميت است. کم?کاري غده ?تيروئيد، دفع ادراري ال-کارنيتين را کاهش مي?دهد در حالي?که پُرکاري تيروئيد موجب افزايش دفع ادراري ال-کارنيتين مي?شود. در پستانداران ميزان زيادي از ال-کارنيتين از طريق شير دفع مي?شود. ميزان ال-کارنيتين موجود در شير گونه?هاي مختلف در جدول شماره 2-3 نشان داده شده است (پائول، 2000).
جدول 2-3 – مقدار ال-کارنيتين موجود در شير پستانداران(پائول، 2000).
نمونه شير
مقدار ال-کارنيتين (ميلي?گرم/ ليتر)
شير گاو
شير اسبي
50-6

50-10
شير بز
20-15
شير گوسفند
320-130

2-2-4- بيوسنتز ال-کارنيتين
گونه?هاي بالغ جانوران قادرند ال-کارنيتين مورد نياز خود را به?صورت سنتز آندروژنيک توليد کنند. به علاوه اين حيوانات مي?توانند ال-کارنيتين موجود در مواد غذايي را نيز از راه گوارش جذب نمايند. توانايي جذب لوله?گوارش حيوانات مختلف بستگي به ميزان ال-کارنيتين موجود در جيره دارد. در نوزادان و جنين حيوانات به علّت پايين بودن سطح بتائين و ميزان ويتامين و هم?چنين محدود بودن ليزين و متيونين دريافتي از مادر، ال-کارنيتين به صورت ساخته شده از درون خون ?مادري و به?وسيله جفت به جنين منتقل مي?شود. در نوزادان مراحل ساخت ال-کارنيتين تکامل? نيافته و بنابراين نوزاد ناگزير است بخش اعظم ال-کارنيتين مورد نياز خود را از طريق شير مادر بدست آورد. نتايج تحقيقات روي نوزاد انسان نشان داد که اين نوزادان تا حدود 21 ماهگي نياز به دريافت ال-کارنيتين مادري دارند که تائيدي بر مصرف شير مادر تا سن 2 سالگي توسط کودک مي?باشد (بوهمر و همکاران، 1974؛ رابي و همکاران، 1997؛ کيد، 2003؛ مياح و همکاران، 2004؛ دنگ و همکاران، 2006).
در سطح بدن کارنيتين با غلظت?هاي بالا در بافت?هاي?عضلاني يافت مي?شود. ميزان اين ماده در عضله کاردياک 48 ميکرومول در ميلي?ليتر بوده در حالي که مقدار آن در ساير عضلات بدن حدود 4 ميکرومول درميلي?ليتر مي?باشد. غلظت اين ماده در کبد (9/2 ميکرومول در ميلي ليتر) و در کليه (2/1 ميکرومول در ميلي ليتر) گزارش شده است. تقريباً 96 درصد از مجموع ال-کارنيتين بدن در بافت?عضلاني وجود دارد. نتايج يک تحقيق مشخص نمود که بافت?هاي عضلاني بيشترين مصرف کننده ال-کارنيتين هستند. طبق مطالعاتي که برمر39(1961) و ويلر40(1964) انجام دادند مشخص گرديد که گروه متيل مورد نياز ال-کارنيتين توسط متيونين تأمين ميگردد، هم?چنين مشخص گرديد که زنجيرکربني و نيتروژن مورد نياز براي توليد ال-کارنيتين توسط ال- ليزين تأمين مي?گردد. ظرفيت سنتز ال-کارنيتين قوياً تحت تأثير قابليت ?دسترس به ويتامين C و آهن (Fe+2) است.
از ويژگي?هاي سنتز ال-کارنيتين اين است که مراحل آن به آهستگي صورت گرفته و نمي?تواند با تغييرات سريع نيازهاي متابوليکي را برآورده کند. مرحله نهايي ساخت ال-کارنيتين از ليزين و متيونين، اضافه شدن زنجيره بتائيني اين ماده مي?باشد. در حيوانات مختلف مکان توليد نهايي اين ماده متفاوت مي?باشد. براي اين کار وجود آنزيم گامابوتيروبتائين هيدروکسيلان ضروريست. در موش، کبد و تا حدودي بيضه مسئول ساخت کارنيتين در بدن بوده و هيچ? گونه نشانه?اي از سنتز اين ماده در کليه وجود ندارد. وضعيتي مشابه با موش در سگ و خوکچه ديده مي?شود. در انسان به طور غالب ميزان فعّاليت آنزيم هيدروکسيداز در کليه?ها 2 تا 3 برابر اين ميزان در کبد است. سايم در سال 1996 نشان دادکه غلظت ال-کارنيتين در عضلاتي که سالم کار مي?کنند به ميزان 100 برابر اين ماده در سرم و مايع بين سلولي افزايش مي?يابد. ال-کارنيتين عمدتاً در کبد و کليه?ها سنتز مي?شود. بيوسنتز ال-کارنيتين براي اوّلين بار در جنين جوجه تشخيص داده شد. بيماري کبدي به مرحله آخر سنتز ال-کارنيتين آسيب زده، منجر به کمبود ال-کارنيتين در قلب و ماهيچه?اسکلتي مي?شود. پيشنهاد شده است که ال-کارنيتين مي?تواند ميزان چربي کبدچرب را کاهش دهد. بسياري از بيماري?هاي مزمن کبدي نيز باعث کاهش سنتزال-کارنيتين مي?شود (رابي و همکاران، 1997؛ المار، 2000؛ پائول، 2000؛کيد، 2003؛ مياح و همکاران، 2004؛ دنگ و همکاران، 2006).

شکل 2-1- بيوسنتز ال-کارنيتين (هانسجوزف، 2000).

طبق شکل 2-1 ال-کارنيتين طي 6 مرحله از متيونين و ليزين سنتز مي?شود، 5 مرحله از 6 مرحله ساخت اين ماده در تمام بافت?هاي بدن انجام مي?پذيرد امّا عضوي که توزيع?کننده گاما بوتيروبتائين هيدروکسيلاز، يعني ماده?اي که ساختن شاخه گاما بوتيروبتائين ال-کارنيتين را به عهده دارد در گونه?هاي مختلف جانوري متفاوت است (هانسجوزف41، 2000؛ کيد، 2003).
در سنتز دِنُوُ ال-کارنيتين، ليزين به تري?متيل? ليزين ?متيله مي?شود، اگرچه اتم?هاي کربن ليزين 4 کربن از زنجيره ال-کارنيتين را فراهم مي?کند، متيونين فراهم? کننده گروه?هاي متيل است (فلر و رودمن، 1988).
2-2-5- متابوليسم ال-کارنيتين
انرژي حاصل از متابوليسم اسيدهاي ?چرب در سلول?ها فقط موقعي مورد استفاده قرار مي?گيردکه اسيدهاي ?چرب وارد ميتوکندري مي?شوند. همه بافت?هاي بدن به? جز مغز از اسيدهاي ?چرب ?بلند زنجير استفاده? مي?کنند. در قلب ?و ماهيچه ?اسکلتي بخش عمده انرژي از بتااُکسيداسيون اسيدهاي ?چرب ?زنجير بلند تأمين مي?شود. اسيدهاي?چرب ?بلند زنجير براي انتقال?شان در امتداد غشاي?داخلي ميتوکندري به ال-کارنيتين نيازدارند تا اين?که از متابوليسم?شان انرژي توليد شود. به?دنبال انتقال اسيدهاي? چرب ?بلند زنجير به داخل ميتوکندري ال-کارنيتين به تنهايي يا به ?صورت استريفه شده با يک گروه اسيل به غشا ميتوکندري اجازه استفاده دائمي در اين فرايند شاتل را مي?دهند (اسيدهاي چرب پس از انتقال به بافت?ها به کوآنزيم?آ متصل شده و از طريق شاتل کارنيتين به درون ميتوکندري منتقل مي?شوند) (ريبوچ و پالسون،1986؛ پائول، 2000).
از عملکردهاي ديگر ال-کارنيتين انتقال اسيد چرب زنجيرکوتاه و متوسط از ميتوکندري به منظور نگه?داري سطح کوآنزيم?آ در اين اندامک?هاست. اين اسيدهاي ?چرب در نتيجه متابوليسم نرمال و غيرنرمال تجمع مي?يابند که اين مکانيسم از تجمع اسيدهاي? چرب? کوتاه ?و متوسط که از فرايندهاي توليد انرژي که براي عملکرد نرمال سلول?ها ضروريست توليد مي?شود، جلوگيري مي?کند. ال-کارنيتين ذخيره و انتقال اسيدهاي ?چر?ب ?زنجير کوتاه را به داخل يا خارج اجزاي ?سلولي و سيتوزل (فضاي داخلي ميتوکندري) تسهيل مي?نمايد که براي افزايش مطلوب فرايندهاي متابوليکي ضروري است (کيد، 2003).
فعّال شدن اسيدهاي? چرب?کوتاه?تر و اکسيداسيون آن?ها در داخل ميتوکندري ممکن است بدون دخالت کارنيتين انجام گيرد. امّا ترکيبات اسيل کوآ با زنجيربلند (FFA) بدون تشکيل ترکيب اسيل?کارنيتين به ميتوکندري وارد نشده و اکسيده نمي?شوند آنزيمي به نام کارنيتين?پالميتوئيل ترانسفرازI که در غشاي? خارجي ميتوکندري جاي دارد، اسيل?کوآ با زنجير بلند را به اسيل?کارنيتين تبديل مي?کند و اين ترکيب مي?تواند به داخل ميتوکندري وارد شده و به سيستم آنزيمي بتااکسيداسيون دست يابد.آنزيم کارنيتين ترانس?لوکاز به?صورت ناقل مبادله کارنيتين در غشاي داخلي عمل مي?کند به ترتيب اسيل?کارنيتين به داخل ميتوکندري منتقل شده و هم?زمان با آن يک مولکول کارنيتين به خارج انتقال مي?يابد. سپس اسيل?کارنيتين?کوآ وارد واکنش مي?شود که اين واکنش توسط آنزيم کارنيتين?پالميتوئيل?ترانسفرازII کاتاليز مي?شود، اين آنزيم در غشاي داخلي ميتوکندري جاي دارد به اين ترتيب مجدداً ماتريکس ميتوکندري اسيل?کوآ تشکيل شده و کارنيتين آزاد مي?شود (ارسلان و همکاران، 2004).
آنزيم ديگري به نام کارنيتين?اسيل?ترانسفراز در داخل ميتوکندري وجود دارد و انتقال گروه?هاي اسيل با زنجيرکوتاه را بين کوآ و کارنيتين کاتاليز مي?کند. عمل اين آنزيم هنوز کاملاً مشخص نشده?است. امّا ممکن است انتقال گروه?هاي استيل را از غشاي ميتوکندري تسهيل کند. استيل?کارنيتين همراه با فروکتاز و لاکتات منابع سوختي مهم براي اسپرم بوده و قابليت تحرک آن? را امکان?پذير مي?سازد. در شکل 2 – 2 متابوليسم ال-کارنيتين در انتقال اسيدهاي?چرب نشان داده شده است (ريبوچ و پالسون42، 1986؛ پائول، 2000).

شکل 2 – 2 متابوليسم ال- کارنيتين(ريبوچ و پالسون، 1986).
A کارنيتين پالميتوئيل ترانسفراز I
B کارنيتين?ترانس?لوکاز
C کارنيتين?پالميتوئيل ترانسفرازII
2-3- مروري? بر منابع مربوط به علل و اثرات عدم توجّه به ال-کارنيتين
2-3-1- کمبود و اختلالات ناشي از کمبود ال-کارنيتين
ال-کارنيتين يک ماده مغذي ضروري براي انسان و حيوانات است که در بدن ساخته مي?شود (عمدتاً در کبد). حدود 96% از کل ال-کارنيتين موجود در بافت?هاي?عضلاني ديده مي?شود. اگرچه ال-کارنيتين حاصل از بيوسنتز آندروژن به همراه دريافت ال-کارنيتين از طريق غذا و دان براي پوشش نيازهاي طبيعي کافي به نظر مي?رسد ولي در شرايط زير نياز به ال-کارنيتين افزايش مي?يابد که در نتيجه به صورت مکمل تأمين مي?شود :
1 – نوزادان
2 -شرايط استرس
3 – نياز به عملکرد بالا
4 – شرايط فعّاليت مداوم (حيوانات?مسابقه?اي يا ورزشي)
5 – رژيم پُرچرب
در روش?هاي توليد تجاري، تأمين ال-کارنيتين ممکن است از اهميت درماني يا پيشگيرانه قابل توجهي برخوردار باشد(ربوچ و انجل43، 1983؛ نزو و همکاران، 1999؛ پائول، 2000).
کمبود ال-کارنيتين را مي?توان به 2 گروه از اختلالات اوليه و ثانويه تقسيم بندي کرد :
2-3-1-1- اختلالات اوليه
افزايش ميوپاتي ?عضله ?قلبي، ميوپاتي ?اسکلتي، هايپوگلايسيما، اختلالات?ارثي در بيوسنتز و انتقال ال-کارنيتين از نشانه?هاي اين اختلالات است. اين اختلالات با رسوب چربي در عضلات (ليپدوزيس)، اختلال در تون عضلاني و به?طور کامل اُفت قابل توجّه سلامتي مشخص مي?گردد. درمان با دُزهاي بالا از ال-کارنيتين به?صورت خوراکي يا داخل وريدي در در درمان موثر است. اختلالات اوليه به 2 فرم اصلي تقسيم شده است که در جدول شماره 2-4 نشان داده شده است (ربوچ و انجل، 1983؛ پائول، 2000).
2-3-1-2- اختلالات ثانويه
علائم اين اختلال با کمبود سيتوکروم?اُکسيداز C دهيدروژناز، اسيد کوآنزيمآ چرب، اسيدهاي? چرب? زنجيرکوتاه ?و متوسط، ايزوالريک ?اسيديميا44، گلوتاريک?اسيدوريا،45 پرپيونيک?اسيدوريا 46مشخص مي?گردد. از علائم اين اختلال مي?توان به کاهش بيوسنتز، اتلاف غيرطبيعي يا بالا رفتن نياز به ال-کارنيتين آندروژن اشاره کرد. اختلالات ثانويه به دو فرم اصلي تقسيم شده است که در جدول شماره 2-4 نشان داده شده است (ربوچ و انجل، 1983؛ پائول، 2000).
جدول شماره 2- 4 – فرم هاي مختلف کمبود ال – کارنيتين (ربوچ و انجل، 1983؛ پائول، 2000).

اختلالات اوليه کمبود ال-کارنيتين
I. فرم عمومي : آسيب باز جذب در کليه
II. فرم ماهيچه?اي : آسيب انتقال داخل ماهيچه اسکلتي يا قلب
اختلالات ثانويه کمبود ال-کارنيتين
III. اختلالات متابوليکي : دفع اسيد آلي در ادرار47، تغييرات پاتولوژيکي ميتوکندري48
IV. اختلالات Iatrogenic : مصرف پايين غذا، همودياليدمزمن

يک زيرگروه از اختلالات ثانويه ال-کارنيتين تحت عنوان کمبود کارکردي ال-کارنيتين نيز از اهميت ويژه?اي برخوردار است. اين اختلالات بدون ايجاد تغييرات باليني يا پاتولوژيک محسوس، عملکرد گلّه يا فرد را محدود مي?کند. اين مسأله موقعي رخ مي?دهد که تأمين ال-کارنيتين به نسبت نياز با کندي مواجه است (استفان49، 2000).
2-3-2- اختلالات متابوليسم ال-کارنيتين
اختلالات در هر مرحله آنزيمي به عنوان بيماري مجزا مشخص مي?شود :
1 – کمبود کارنيتين پالميتوئيل ترانسفرازI (CPI)
اين اختلال در متابوليسم ال-کارنيتين با نشانه?هايي از به هم خوردن عملکرد کبد و مغز و بدون درگيري سيستم ماهيچه?اي مشخص ميشود. غلظت کارنيتين پلاسما افزايش يافته و تقريباً هيچ استرکارنيتين مشاهده نميشود. اين بيماري با فراهم نمودن کربوهيدراتهاي دائمي براي جلوگيري از سرازير شدن اسيدهاي? چرب براي بتااکسيداسيون درمان ميشود.
2 – کمبود کارنيتين?پالميتوئيل?ترانسفراز
اين کمبود موجب تجمع اسيل?کارنيتين?هاي زنجير بلند در پلاسما مي?شود که اين افزايش غلظت يک فاکتور مناسب براي تشخيص بيماري?ها است. به?طور کلينيکي اين کمبود با بي?نظمي ضربان ?قلب و بيماري?هاي ?عضلاني همراه است.
3 – کمبود کارنيتين?پالميتوئيل?ترانسفرازII
توسط اين آنزيم اسيل?کارنيتين?ها به CoAs استريفه مي?شوند. اين کمبود با بيماري?هاي عضلاني?قلب و دورههاي?متناوبي از تجزيه و عدم?تجزيه فيبرهاي عضله مخطط با دفع ميوگلوبين در ادرار50مشخص مي?شود (پائول، 2000).
قابل توجه است که اختلالات در سنتز کارنيتين هنوز گزارش نشده است.
نکات قابل توجه :
1 – کمبود کارنيتين?پالميتوئيل?ترانسفرازI فقط با افزايش غلظتهاي کارنيتين پلاسما و بدون علائم بيماري?عضلاني مشخص مي?گردد.
2 – افزايش غلظت?هاي پلاسمائي اسيل?کارنيتينهاي زنجير بلند شايد يک اشاره تشخيصي براي کمبود کارنيتين?پالميتوئيل ترانس?لوکاز يا کارنيتين?پالميتوئيل?ترانسفرازII باشد.
3 – اختلالات در متابوليسم کارنيتين اساساً با بيماري?هاي?عضلاني قلب مشخص مي?گردد (پائول، 2000).
2-3-3- اثرات جانبي مصرف ال-کارنيتين
ال-کارنيتين يک ماده آندروژن خنثي است که سيستم?ايمني بدن را بدون اثرات? جانبي تقويت مي?نمايد. تجويز دراز مدّت آن منجر به تضعيف يا تحريک بيش از حد سيستم?ايمني نشده و حتّي در دُزهاي بالا، ال-کارنيتين براي سيستم?ايمني مضر نيست امّا مي?تواند باعث اختلالات?گوارشي و تهوع شود. سلول?هاي سيستم?ايمني به اندازه مورد نياز ال-کارنيتين برداشت نموده و در نتيجه اين ماده فاقد هرگونه اثرات جانبي است.
2-4- مروري بر مطالعات انجام گرفته درباره اهميت ال-کارنيتين در ساير حيوانات غير از طيور
2-4-1- نوزاد حيوانات
کمبود ال-کارنيتين به خصوص در سِنين اوليه رخ مي?دهد. توليد ال-کارنيتين آندروژن در نوزادان بسيار پايين است. در نتيجه ميزان ال-کارنيتين در پلاسما و عضلات فقط 30 -20 درصد ميزاني است که در حيوانات يافت مي?شود. به محض تولّد نوزاد حيوان بايد براي تأمين دماي بدن خود اکسيداسيون اسيدهاي? چرب را به?طور ناگهاني افزايش دهد. اين تغييرات با افزايش نياز به ال-کارنيتين همراه است که توسط شير مادر به خصوص آغوز تأمين مي?شود. افزايش ال-کارنيتين موجود در شير يا تأمين محتوي آن در تغذيه روش مناسبي براي فراهم نمودن تحريک رشد سالم و کاهش تلفات در خلال اين بحران است (پولا51و همکاران، 1980؛ ربوچ و پالسون، 1986).

2-4-2- نشخوارکنندگان
ال-کارنيتين در همه?ي بافت?هاي پستانداران و به عنوان يک فاکتور مهم در متابوليسم انرژي دخالت دارد. تحت شرايط نرمال روزانه حدود 300 ميکرومول (تقريباً 50 ميلي?گرم) ال-کارنيتين توسط جيره غذايي تأمين و 10 ميکرومول (تقريباً 20 ميلي?گرم) نيز در بدن ساخته مي?شود. با توجه به نوع خوراک مصرفي در نشخوارکنندگان که عمدتاً با منشأ گياهي بوده که ميزان ال-کارنيتين آن?ها کم است. بنابراين امکان کمبود ال-کارنيتين در نشخوارکنندگان مورد تأييد قرار گرفته است. بررسي?ها نشان داده است که ال-کارنيتين بر روي متابوليسم اجسام?کِتوني نيز موثر و تأمين ال-کارنيتين در هنگام افزايش توليدکتون در کبد، اکسيداسيون اجسام?کتوني را در بافت?هاي محيطي افزايش مي?دهد. اين مسأله منجر به کاهش غلظت پلاسمائي اجسام کتوني مي?شود(کارلسون و مک فودن52، 2002؛ دن و ليترلند، 2003)53.
2-4-3- ماهي
نتايج حاصله از اضافه نمودن ال-کارنيتين به غذاي ماهي (1 ميلي?گرم در کيلوگرم غذا يا آب) نشان داده است که ال?-کارنيتين باعث تحريک اکسيداسيون اسيدهاي? چرب، افزايش اقتباس نيتروژن (افزايش ابقاي نيتروژن در بدن که اين نيتروژن براي ساخت پروتئين مورد استفاده قرار مي?گيرد) و کاهش مرگ ?و مير تحت شرايط پرورش در مزرعه مي?گردد (اردال و مهمت54، 2004 ).
2-4-4- حيوانات?خانگي و مسابقهاي
استفاده از ال-کارنيتين به عنوان يك مكمل?تغذيهاي در حيوانات?مسابقهاي در سالهاي اخير مورد توجّه قرارگرفته است. توانايي كليه سگها و گربهها براي جذب ال-کارنيتين پائين است. بنابراين ميزان بالاي دفع?كليوي ال-کارنيتين در سگها و گربهها در مقايسه با ساير حيوانات اهلي ممكن است در شرايطي كه غذاهاي جايگزين غذاهاي?گوشتي شود، كمبود ال-کارنيتين اتفاق بيافتد. ال-کارنيتين در تحريك و شادابي حيوانات?خانگي نقش به?سزايي دارد. از اين رو، امروزه در سراسر كشورهاي جهان براي افزايش تحرك حيوانات خانگي از ال-کارنيتين استفاده ميشود. تأمين ال?-کارنيتين منجر به افزايش بازدهي پارامترهاي حيوانات?مسابقه?اي ميشود. به طور كلي شرايط سلولي اكسيداسيون اسيدهاي ?چرب و مصرف انرژي در زمان فعّاليتهاي? هوازي توسط ال?-کارنيتين بهبود مييابد. ميزان پيشنهادي ال?-کارنيتين براي بهبود عملكرد سگ و گربه 200 ميليگرم در كيلوگرم جيره است. براي حيوانات مسابقه?اي ال-کارنيتين بين 10- 5 گرم در روز براي اسب?ها 500 ميلي?گرم براي سگ?هاي ?قطبي و50 ميليگرم براي پرندگان كافي به نظر ميرسد. در حال حاضر بسياري از توليدكنندگان غذاي حيوانات?خانگي?و?مسابقهاي در تركيبات خود از ال-کارنيتين استفاده مي?نمايند كه با استقبال پرورش?دهندگان حيوانات خانگي مواجه شده است (ادوارد و کوردانت55، 2004).
2-4-5- خوك
نتايج تحقيقات در تغذيه خوك نشان داده است كه تغذيه مكمل ال-کارنيتين در اين حيوان به توليد بافت ماهيچه?اي بيشتر و كاهش ميزان چربي كمك مي?كند(اون56 و همكاران، 2002).
اكسيداسيون پالميتات در ياختههاي كبدي جدا شده از خوكهايي كه درمراحل پاياني رشد، مكمل تغذيهاي ال-کارنيتين به ميزان 4-2 ميليگرم به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن براي 72 روز دريافت كردند افزايش يافته است. افزايش اكسيداسيون اسيدهاي?چرب با كاهش شكستن اسيدهاي?آمينه ضروري مثل والين، لوسين و ايزولوسين همراه شد در نتيجه بيشتر اسيدهاي?آمينه براي سنتز پروتئين استفاده و اين پديده سودمند در بافتهاي ماهيچهاي و كبد قابل مشاهده است. بنابراين استفاده از مكمل ال-کارنيتين در خوكها روي متابوليسم انرژي و اسيدهاي?آمينه اثر گذاشته، درصد بافت لخم را افزايش و ميزان چربي را كاهش مي?دهد (بوچس57 و همکاران، 1984؛ بامگراتنر، 2004). ويدن58 و همكاران (1991 ) و اوون و همكاران (1996) دريافتند كه مكمل?غذائي كارنيتين منجر به كاهش چربي لاشه و بهبود ضريب?تبديل غذائي در خوكها ميشود.
2-4-6- انسان
استفاده از ال-کارنيتين در سال?هاي اخير مورد توجّه قرار گرفته است. مکمل ال-کارنيتين علاوه بر سودمندي? براي عملکرد? قلب، فعّاليت?هاي?محافظتي نيز براي قلب خواهد?داشت. چون ?احتمال دارد ال-کارنيتين داراي خاصّيت? آنتي?اکسيداني نيز باشد. استيل ال-کارنيتين، اثرات محافظتي عصبي نيز دارد که مي?تواند در درمان کمبودهاي کلينرژيک مربوط به سن در بيماري آلزايمر موثر باشد. اخيراً استفاده از ال-کارنيتين براي بهبود عملکرد ورزشکاران مورد توجّه قرار گرفته است. مدارک معتبري براي استفاده از ال-کارنيتين در کنترل بيماري?هاي مثل کم?خوني?موضعي قلب و سرخرگ?هاي?محيطي وجود دارد. ال-کارنيتين سطح تري?گليسيريد را کاهش مي?دهد. همچنين در افزايش ايمني بدن انسان در مقابل بيماري?هايي مثل ديابت و آلزايمر موثر است (پولا و همکاران، 1980؛ ريبوچ و پالسون، 1986؛ويچت و دي ليسا59، 1990).

2-5- مروري بر مطالعات انجام گرفته درباره ال-کارنيتين در طيور
2-5-1- ال-کارنيتين در تغذيه?طيور
مقدار کافي ال-کارنيتين در جيره طيور هر دو پارامتر نيروي? حياتي و عملکرد طيور را تحت اثر مثبت قرار مي?دهد. ال-کارنيتين باعث بهبود ضريب?تبديل غذايي و بهبود افزايش? وزن، کاهش ذخيره?سازي? چربي و تسهيل در استفاده از چربي?هاي موجود در جيره شده و مقاومت طيور را در مقابل استرس?هاي محيطي و فيزيولوژيکي، بالا مي?برد. مطالعات در طيور نشان داده است که تأمين ال-کارنيتين به تحريک توانايي?هاي ژنتيکي و باروري کمک مي?کند (کيد، 2003).
2-5-2- ال-کارنيتين در تغذيه?خروس?ها
تحقيقات نشان مي?دهد که بين خصوصيات مني (حجم ، ميزان ، تحرک اسپرم) در خروس?ها و ميزان ال-کارنيتين جيره ارتباط وجود دارد. مطالعات در انسان و گونه?هاي مختلف حيواني نشان داده است که ال-کارنيتين تغذيه?اي در افزايش تعداد اسپرم، غلظت اسپرم و افزايش اسپرم?هاي با تحرک بالا موثر است. تحقيقات در مورد خروس?هاي? جوان و با سن بالا نشان داد که خروس?هايي که با مکمل ال-کارنيتين تغذيه شدند علاوه بر افزايش تعداد اسپرم، واکنش بهتري به استرس?ها نشان دادند، بنابراين مصرف ال-کارنيتين براي افزايش باروَري خروس?ها توصيه مي?شود (بامگارتنر و بلام، 1997؛ کيد، 2003؛ کيد و همکاران، 2005).
2-5-3- ال-کارنيتين در تغذيه مرغان?مادرگوشتي
مطالعات در مرغان?مادرگوشتي نشان داد که پس از تأمين ال-کارنيتين در مرغان?مادر، ميزان توليد تخم?مرغ افزايش يافته و ميزان مرگ? و مير کاهش مي?يابد. همچنين ال-کارنيتين موجب کاهش ضريب?تبديل و افزايش قابليت جوجه?درآوري و بالا رفتن سطح ايمني مي?شود. ال-کارنيتين موجود در جيره غذايي مرغان?مادرگوشتي سبب مي?شود که ال-کارنيتين زرده تخم?مرغ افزايش يافته و انرژي لازم جهت رشد و نمو جنين تأمين گردد. به?علاوه ال-کارنيتين به جوجه?ها کمک مي?کند که در مرحله اول حيات از منبع چربي داخلي زرده براي تأمين انرژي خود استفاده کنند. در آزمايشي در دو سطح (50 و 100 ميلي?گرم در کيلوگرم) ال-کارنيتين در جيره مرغ?مادرگوشتي استفاده کردند آن?ها نتيجه گرفتند که قابليت هَچ تخم به ترتيب از 83% به 87% و 4/82% به 3/85% در دو سطح استفاده شد ال-کارنيتين افزايش مي?يابد (ليبتنسدر60، 1995؛ کيد، 2003؛ کيد و همکاران، 2005). (ليبتسدر، 1995؛ کيد، 2003).
در مطالعه?اي که خيرخواه و همکاران در سال 2006 انجام دادند مشاهده کردند که استفاده از مکمل ال – کارنيتين در جيره مرغان?مادر موجب افزايش وزن جوجه?هاي?گوشتي در دوره آغازين مي?شود.
در آزمايشي اثرات دو سطح تغذيه?اي مکمل ال-کارنيتين (60PPm براي ماده?ها و 500PPm براي نرها) و پودر چربي را روي قابليت هَچ و غلطت تري?گليسريد و کلسترول زرده تخم?مرغ مورد بررسي قرار دادند. نتايج نشان داد که مکمل ال-کارنيتين اثر معني?داري روي کيفيت ?بيروني و دروني تخم مرغ و توليد تخم?مرغ نداشت امّا قابليت هَچ و باروري به?طور معني?داري توسط مکمل ال-کارنيتين بهبود يافت. هيچ يک از تيمارهاي آزمايشي اثري روي کلسترول و سرم نرها، تري?گليسيريد در هر دو جنس و کل کلسترول زرده نداشت. وزن زرده در پاسخ به مکمل ال-کارنيتين تغذيه?اي افزايش يافت و حجم ال-کارنيتين زرده افزايش يافت (گلزار و همکاران، 2006).
2-5-4- ال- کارنيتين در تغذيه مرغان?تخم?گذار
ال-کارنيتين در مرغان?تخم?گذار باعث تسريع در رسيدن وزن تخم?مرغ?ها به بالاترين حد و افزايش 2 درصدي توليد تخم?مرغ و کاهش ضريب?تبديل?غذايي و بالا رفتن سطح ال-کارنيتين موجود در تخم?مرغ و افزايش کيفيت تخم?مرغ خوراکي مي?شود (بامگراتنر و بلام، 1997؛ کيد، 2003).
استفاده از مکمل ال-کارنيتين در جيره مرغان?تخم?گذار منجر به بهبود کيفيت سفيده تخم?مرغ مثل ارتفاع سفيده (واحد هاو) در مراحل اوليه و پاياني دوره تخم?گذاري مي?شود (رابي و همکاران، 1997).
در آزمايشي استفاده از مکمل ال-کارنيتين يا اسيد نيکوتينيک (500 ميلي?گرم در کيلوگرم) و يا هر دو غلظت کلسترول زرده را کاهش مي?دهد امّا اثري روي وزن بدن، ميزان مصرف غذا، عملکرد و ميزان کلسترول سرم ندارد. غلظت کارنيتين زرده تخم?مرغ در مرغان?تخم?گذاري که مکمل ال?-کارنيتين را دريافت کردند به?طور معني?داري افزايش يافت (ليبتسيدر، 1995).
2-5-6- اثرات تغذيه?اي ال-کارنيتين روي عملکرد و ويژگي?هاي لاشه جوجه?گوشتي
چاقي زياد يکي از نتايج نامطلوب انتخاب براي افزايش رشد جوجه?هاي?گوشتي امروزي است. ذخيره چربي در لاشه جوجه?هاي?گوشتي به خصوص در محوطه?بطني و نواحي احشائي نشان ?دهنده ضايعات براي مصرف?کننده است که به طور قابل توجهي جنبه?هاي سلامتي تغذيه?اي خود را مورد توجه قرار مي?دهد (بل61 و همکاران، 1987؛ شاگ و گراونستين62، 1995). علاوه بر اين از نقطه نظر تغذيه?اي، چربي در محوطه?بطني از لحاظ تبديل انرژي تغذيه?اي مضر است. بنابراين جوجه?هايي که چربي?محوطه?بطني زيادي دارند مطلوبيت کمتري براي عمل?آورندگان دارند. ذخيره چربي در جوجه?هاي امروزي تا اندازه زيادي به اشتهاي سيرناپذير آن?ها بستگي دارد براي اين منظور تغذيه آن?ها سعي بر اين دارند که اين مشکل را توسط دستکاري?هاي تغذيه?اي رفع کنند تا اين که به ويژگي?هاي مطلوب رشد و ترکيب لاشه دست پيدا کنند( شاگ وگراونستين، 1995). يکي از دستکاري?هاي تغذيه?اي براي رسيدن به اين اهداف استفاده از افزودني?هاي مثل ال-کارنيتين در جيره?هاي جوجه?هاي?گوشتي است.
چندين مطالعه روي خوک، ماهي، بلدرچين و جوجه?هاي?گوشتي نشان داد که عملکرد رشد و ويژگي?هاي لاشه در جوجه?هاي?گوشتي به طور معني?داري توسط مکمل ال-کارنيتين بهبود يافته است (ارسلان و همکاران، 2004).
اثرات مکمل ال-کارنيتين را در جيره?هاي با سطوح مختلف انرژي روي عملکرد، حجم چربي?محوطه ?بطني و توليد و ترکيب?گوشت قابل?خوردن در جوجه?هاي?گوشتي مورد بررسي قرار دادند آن?ها از جيره?هاي با مکمل ال-کارنيتين و بدون مکمل استفاده کردند. مکمل ال-کارنيتين، افزايش وزن بدن (BWG) و ضريب?تبديل غذايي را بهبود بخشيد، توليد و ضخامت گوشت?سينه به طور معني?داري افزايش يافت و درصد چربي?محوطه?بطني نيز به?طور معني?داري کاهش يافت (رابي و سيلاقي، 1998). با توجّه به نتايج به?دست آمده نقش کليدي ال-کارنيتين در کاهش ذخيره چربي در جوجه?هاي?گوشتي به خصوص وقتي که با سطوح مختلف انرژي تغذيه شوند پي?بردند اين که ال-کارنيتين موجب افزايش چربي جيره و متابوليزه شدن ديگر ترکيبات تغذيه?اي (متيونين و ليزين) به پروتئين و افزايش پروتئين لاشه مي?گردد.
مکمل ال-کارنيتين اثر زيادي روي متابوليسم چربي داشته و بيشتر جوجه?هاي?گوشتي که جيره?هاي با درصد بالا از غلات مصرف مي?کنند کمبود کارنيتين مانعي براي رسيدن به نيازهاي متابوليکي بهينه است (بامگراتنر و بلام، 1997؛ بامگراتنر و اوون، 2000). همچنين درآزمايشي ديگر اثرات مکمل ال-کارنيتين+ ساپونين را در جيره بر پايه ذرت و سويا روي عملکرد جوجه?هاي?گوشتي نر مورد بررسي قرار دادند. آن?ها در آزمايشي خود 4 سطح ساپونين (S) (25،50، 75) ميلي?گرم و همچنين يک ترکيب SC شامل 50 ميلي?گرم ساپونين به اضافه 50 ميلي?گرم ال-کارنيتين در هر کيلوگرم جيره استفاده کردند. نتايج به?دست آمده نشان داد که جيره S2 به طور معني?داري موجب بهبود افزايش?وزن (BWG) در خلال دوره رشد در مقايسه با S4, S2, S1, S0 مي?شود همچنين آن?ها نشان دادند که SC به عنوان يک افزودني در جيره جوجه?هاي?گوشتي موجب بهبود در رشد و کيفيت?لاشه مي?شود (مياح و همکاران، 2004).
ساپونين?ها گيلکوزيدهاي استروئيدال هستند که به?طور وسيعي در گياهان يافت مي?شوند و توسط انسان و حيوانات مصرف مي?شوند (جانسون63 و همکاران، 1981). گاهي اوقات ادعا مي?شود که ساپونين به عنوان کاهنده مصرف غذا و جلوگيري کننده از رشد خوراک و طيور به عنوان يک عامل سمّي در سطوح بالاتر در جيره شناخته شده است. به طور شگفت?انگيزي ساپونين به عنوان يک افزودني تغذيه?اي با سطح مناسب در جيره موجب افزايش سرعت ?رشد و بهبود ضريب?تبديل ?غذايي (سطوح پايين ساپونين منجر به افزايش جذب مواد غذايي از راه افزايش قطر ويلي?هاي?روده مي?شود) و کاهش سطح کلسترول سرم?خون در حيوانات مي?شود (مياح و همکاران، 2004).
اثرات تغذيه?اي مکمل ال-کارنيتين و اسيد آسکوربيک را روي عملکرد ترکيب لاشه و غلظت پلاسمايي ال-کارنيتين در جوجه?هاي?گوشتي پرورش داده شده در شرايط دمايي مختلف مورد بررسي قرار گرفت محققان به اين نتيجه رسيدند که افزايش وزن بدن به طور معني?داري در حيواناتي که مکمل ال -کارنيتين، اسيد آسکوربيک يا ال-کارنيتين+اسيد آسکوربيک را در شرايط دمائي بالا دريافت کردند افزايش يافته است. از طرف ديگر مکمل ال-کارنيتين يا ال-کارنيتين+ اسيدآسکوربيک اضافه وزن بدن را تحت شرايط دمايي نرمال کاهش داده است. در عين حال مکمل ال-کارنيتين و اسيدآسکوربيک مي?تواند موجب کاهش ضريب?تبديل و وزن لاشه در جوجه?هاي?گوشتي شود. حجم ال-کارنيتين پلاسمائي در جوجه?هائي که مکمل ال-کارنيتين را در شرايط دمايي بالا دريافت کردند بيشتر از جوجه?هايي بود که از اين مکمل در شرايط دمايي نرمال استفاده کردند (سليک و ازتورکان، 2003).
تغذيه مکمل ال-کارنيتين موجب بهبود مصرف اسيدهاي ?چرب و انرژي در جوجه?هاي?گوشتي مي شود. همچنين مکمل ال-کارنيتين اثرات مثبتي روي اضافه?وزن بدن و ضريب?تبديل?غذايي در حيوانات جوان دارد، چون سنتز ال-کارنيتين براي برآورده کردن نيازهاي آندوژنوس کافي نيست (گروپ64 و همکاران، 1994).
در آزمايشي اثرات مکمل تغذيه?اي ال-کارنيتين را روي عملکرد، ترکيبات سرم، ويژگي?هاي لاشه و فعّاليت?ويژه آنزيم?هاي کبدي مرتبط با اکسيداسيون اسيدهاي?چرب را در جوجه?گوشتي مورد بررسي قرار گرفت. از دو سطح 0 ، 16 ميلي?گرم در کيلوگرم ال – کارنيتين استفاده شد. نتايج آزمايشات نشان داد که مکمل ال-کارنيتين اثر معني?داري روي عملکرد ويژگي?هاي لاشه جوجه?ها ندارد امّا غلظت تري?اسيل?گليسرول سرم، اسيدهاي ?چرب غيراستريفه?شده65 در گروه?هايي که مکمل ال-کارنيتين دريافت کردند به طور معني?داري کمتر از گروه?هاي شاهد بود. همچنين نتايج اوليه اين مطالعه نشان داد که مکمل ال-کارنيتين انتقال اسيدهاي?چرب را براي اکسيداسيون تسريع کرده است (لين و هارنگ66، 2001).
در تحقيقي ديگر اثرات 6 سطح تغذيه?اي مکمل ال-کارنيتين را روي عملکرد، ويژگي?هاي لاشه و ترکيب بدني جوجه در مدت 7 هفته مورد بررسي قرار گرفت. ال-کارنيتين اثر معني?داري روي ضريب?تبديل، وزن بدن و ويژگي?هاي لاشه و ترکيب ?بدني در جوجه?هاي?گوشتي نداشت امّا قابليت ماندگاري جوجه?هاي?گوشتي را افزايش داده است. بنابراين افزايش قابليت ماندگاري توسط تغذيه مکمل ال-کارنيتين بازدهي توليد را بدون اثر کلي روي عملکرد افزايش داد. نتايج اين مطالعه نشان داده است که مکمل ال-کارنيتين پتانسيل لازم براي بهبود ارزش نهايي جوجه?هاي?گوشتي دارد (داسکرين و تيتر، 2001).
مصرف بالاي چربي?هاي اشباع با وقوع بيماري?هاي قلبي، ديابت، سرطان سينه و قولون مرتبط است. مکمل ال-کارنيتين موجب کاهش هزينه?هاي توليد شده و نياز به اسيدهاي?آمينه متيونين و ليزين را در جيره کاهش مي?دهد (داسکرين و تيتر، 2001).
در آزمايشي به بررسي اين مسأله پرداخته شد که آيا مکمل ال-کارنيتين و يا پيش ماده?هاي آن (متيونين و ليزين) تشکيل چربي?محوطه?بطني را کاهش مي?دهد. جيره?هاي مختلف شامل گروه کنترل، متيونين و ليزين در حالت کمبود و مازاد به ترتيب با 5/0 درصد مکمل چربي و بدون مکمل، ال -کارنيتين وDL-کارنيتين استفاده شد. نتايج به?دست آمده نشان داد که عملکرد (اضافه وزن بدن، ضريب?تبديل) و مقدار چربي?محوطه?بطني تحت تأثير مقدار متيونين و ليزين قرار نگرفت. مکمل ال-کارنيتين به طور معني?داري غلظت بافتي کارنيتين را افزايش داد امّا مکمل چربي غلظت بافتي کارنيتين را کاهش و کمبود يا مازاد متيونين و ليزين اثري روي غلظت بافتي کارنيتين نداشت (ليبتسيدر، 1995).
در آزمايشي اثرات تغذيه?اي مکمل ال-کارنيتين را روي عملکرد، وزن بدن و غلظت هورمون?ها و متابوليت?هاي پلاسما در جوجه?هاي?گوشتي پرورش داده شده تحت برنامه دمايي پايين (LT) يا نرمال (NT) مورد بررسي قرار گرفت. جوجه?هاي پرورش داده شده تحت برنامه LT غذاي بيشتري مصرف و اضافه وزن بهتري نسبت به جوجه?هاي پرورش داده شده تحت شرايط NT بدست آوردند در حالي?که هيچ تفاوتي بين 2 گروه از لحاظ ضريب?تبديل غذايي يا حجم چربي ?محوطه?بطني مشاهده نشد. استفاده از مکمل ال-کارنيتين در جوجه?هايي که در شرايط NT پرورش داده شده?اند موجب کاهش چربي?محوطه?بطني شده است. همچنين استفاده از مکمل ال-کارنيتين در شرايط پرورش LT موجب افزايش وزن نسبي و مطلق قلب شد. اين افزايش وزن ناشي از هايپرتروفي بطن نبود. همچنين مکمل ال-کارنيتين موجب افزايش غلظت تري?يدوتيرونين (هورمون طبيعي فعال غده تيروئيد) در پلاسما شد که يک عامل موثر براي کاهش وقوع بيماري?ها متابوليکي در جوجه?هاي?گوشتي است (بويس67 و همکاران، 2001).
اثر استفاده از مکمل ال?-کارنيتين را روي مصرف انرژي و پروتئين در جوجه?هاي?گوشتي تغذيه شده با سطوح مختلف چربي (4 و 8 درصد) مورد بررسي قرار گرفت. رشد و ضريب?تبديل?غذايي در جوجه?هايي که جيره حاوي مکمل ال-کارنيتين را در تغذيه به طور آزاد دريافت کردند 5% بهبود يافت. مشاهده شد که که مکمل ال-کارنيتين در جيره?هايي که سطح چربي بالايي دارند موثرتر از جيره?هايي است که سطح چربي پاييني دارند. به علاوه نتايج حاکي از آن بود که سنتز آندروژنوس کارنيتين فاکتور محدودکننده?اي براي مصرف انرژي در جوجه?گوشتي، حتي در غلظت بالاي چربي تغذيه?اي نبوده و مکمل ال-کارنيتين موجب بهبود مصرف انرژي و پروتئين مي?گردد (نيکودموس68 و همکاران، 1991؛ شاگ و گراونستين، 1995).
اثرات مکمل ال-کارنيتين و نياسين در آب آشاميدني را روي عملکرد و ويژگي?هاي لاشه و غلظت ال-کارنيتين پلاسما در جوجه?هاي?گوشتي مورد بررسي قرار گرفت. افزايش وزن در خلال 3 هفته اول به طور معني?داري به وسيله ال-کار نيتين يا ال-کارنيتين + نياسين بهبود، امّا مکمل ال-کارنيتين يا نياسين اثري روي وزن لاشه و وزن چربي?محوطه?بطني نداشت. حجم ال-کارنيتين پلاسما در گروه?هايي که مکمل ال-کارنيتين و يا مکمل ال-کارنيتين+ نياسين دريافت?کردند بيشتر بود. همچنين آن?ها نتيجه گرفتند که تغذيه مکمل ال-کارنيتين يا ال-کارنيتين+ نياسين مي?تواند اثرات مثبتي روي اضافه وزن بدن و مصرف غذا در خلال مراحل اول رشد داشته باشد (سليک و همکاران،2003).
در آزمايشي بررسي کردند که آيا تغذيه مرغان?مادرگوشتي با مکمل ال-کارنيتين اثري روي ويژگي?هاي نتاج آن?ها دارد. در مرغان?مادر رشد و عملکرد تحت تأثير تغذيه مکمل ال- کارنيتين قرار نگرفت، امّا تغذيه ال-کارنيتين در مرغان? مادر چربي? محوطه? بطني را در نتايج کاهش داد. تغذيه مکمل ال- کارنيتين در مرغان?مادر موجب کاهش مرگ ?و مير نتايج شده امّا ويژگي?هاي لاشه نتاج تحت تأثير قرار نگرفت. همچنين جوجه?هاي ماده رشد کمتر و گوشت ?سينه کمتري نسبت به جوجه?هاي نر داشتند (کيد، 2003).
چندين فاکتور مثل تغذيه و ژنتيک در تمايل جوجه?هاي?گوشتي و غازها در تجمع چربي در بدن دخالت دارند. بنابراين بهبود ويژگي?هاي لاشه با استفاده از مواد افزودني تحقيقات تغذيه?اي مورد توجه قرار گرفت (برمر، 1983).
ال-کارنيتين در جيره و آب آشاميدني در تسهيل اکسيداسيون اسيدهاي? چرب و کاهش ذخيره اسيدهاي ?چرب ?زنجير بلند در بافت? چربي موثر است (ارسلان و همکاران، 2004).
در آزمايشي اثرات تجويز کلرهيدرات کارنيتين از طريق آب آشامديني روي عملکرد رشد، ويژگي?هاي لاشه، چربي?هاي سرم و ترکيبات اسيدهاي?چرب? محوطه?بطني در جوجه غازها مورد بررسي قرار گرفت. ال-کارنيتين تجويز شده اثري روي وزن?زنده و مصرف غذا نداشت امّا روي ضريب?تبديل اثر داشت. درصد کبد به وزن لاشه در گروه?هايي که مکمل ال-کارنيتين را دريافت کردند بيشتر بود. اگر چه غلظت کلسترول، تري?گليسيريد و گلوکز خون تحت تأثير قرار نگرفت، تجويز ال-کارنيتين به طور معني?داري غلظت اسيدهاي?چرب?اشباع را افزايش و اسيدهاي?چرب با چند پيوند دوگانه69 را کاهش داده است امّا تغييري در غلظت اسيدهاي?چرب با يک پيوند دوگانه در چربي ?محوطه?بطني نداشت (ارسلان و همکاران، 2004).
در آزمايشي مکمل ال-کارنيتين غلظت فاکتور رشد انسولين مانند (IGF-1) را در جوجه?هاي تغذيه?شده با سطح پروتئين تغذيه?اي کافي افزايش مي?دهد. در اين آزمايش نشان داده شده است که بين تغذيه ال-کارنيتين و حجم پروتئين روي غلظت IGF-1 پلاسما رابطه متقابل وجود دارد. مکمل ال-کارنيتين در پرندگاني که پروتئين پايين (50 گرم در کيلوگرم) دريافت کردند اثر کمي روي غلظت IGF-1 پلاسما داشت امّا وقتي که مقدار پروتئين کافي (200 گرم در کيلوگرم) در جيره موجود باشد ال-کارنيتين موجب افزايش غلظت IGF-1 پلاسما شده است. تغيير در وزن بدن به طور معني?داري با تغيير در غلظت IGF-1 پلاسما در جوجه?هايي که پروتئين کافي دريافت کردند همبستگي دارد. بنابراين بهبود وزن بدن با مکمل ال-کارنيتين زماني حاصل مي?شود که جوجه?ها در حد نيازشان پروتئين تغذيه?اي دريافت کنند که اين شايد تا اندازه?اي با افزايش غلظت IGF-1 پلاسما قابل توجيه باشد (کيتا و همکاران، 2002).
مکمل ال-کارنيتين موجب افزايش وزن بدن، کاهش چربي?محوطه?بطني و بهبود ضريب?تبديل?غذايي در خوک?هاي از شيرگرفته و جوجه?هاي?گوشتي مي?شود (وان ليتنر70 و همکاران، 1992).
اثرات مکمل ال-کارنيتين روي عملکرد رشد، ويژگي?هاي لاشه گوشت قابل?خوردن در بلدرچين ژاپني مورد بررسي گرفت. از چهار سطح (0،30،40،50 ميلي?گرم در کيلوگرم) مکمل ال-کارنيتين استفاده شد. نتايج حاکي از آن بود که مکمل ال-کارنيتين اثر معني?داري روي افزايش وزن بدن، مصرف خوراک، ضريب?تبديل?غذايي توليد لاشه گرم و سرد و وزن نسبي قلب،کبد، سنگدان و چربي ?محوطه?بطني نداشت. همچنين مکمل ال-کارنيتين اثر معني?داري روي درصد ماده?خشک، رطوبت، پروتئين?خام و چربي?خام در گوشت قابل خوردن جوجه?هاي بلدرچين نداشته است (ساريکا71 و همکاران، 2005).
در آزمايشي اثرات مکمل ال-کارنيتين را در جيره?هايي با سطوح مختلف انرژي و پروتئين را روي عملکرد و وزن اندام?هاي?دروني در جوجه?گوشتي مورد بررسي قرار گرفت. در اين آزمايش از 2 سطح (0 و50 ميلي?گرم در کيلوگرم) ال-کارنيتين در 3 جيره مختلف (انرژي و پروتئين بهينه ، 5 درصد انرژي کمتر و پروتئين بهينه، انرژي بهينه با 10 درصد پروتئين کمتر) استفاده کردند. ال-کارنيتين اثري روي عملکرد و وزن اندام?هاي?دروني به جز درصد کبد به وزن و ضريب?تبديل در 6 – 3 هفتگي نداشت به?طوري که ضريب?تبديل در 3 – 6 هفتگي بهبود يافت و درصد وزن کبد به وزن بدن با مکمل ال-کارنيتين کاهش يافت، همچنين جوجه?هاي تغذيه شده با جيره حاوي انرژي و پروتئين بهينه و ال-کارنيتين عملکرد بهتري نسبت به ساير تيمارهاي آزمايشي داشتند(سرياف72 و همکاران، 2000).
2-5-7- اثر ال-کارنيتين روي سيستم?ايمني جوجه?هاي?گوشتي
کارنيتين (3- هيدروکسي4 متيل?آمينوبوتانوات) از اجزاي درون ?سلولي? ضروري در حيوانات بزرگ?تر است که از پپتيدهاي باند شده با ليزين سنتز شده است. کارنيتين در گوشت و محصولات لبني به آساني و تقريباً به?طور کامل جذب مي?شود امّا بيوسنتز آندروژنوس کارنيتين مي?تواند نيازهاي متابوليکي سلامتي حيوانات بالغ را برآورده کند (جيوسپ و ترينچير، 1993).
کارنيتين و مشتقات آن يک نقش کليدي در تنظيم جريان سوبسترا و تعادل?انرژي در امتداد غشاي?سلولي دارند. وقتي مکانيسم?هاي وابسته کارنيتين دچار آسيب مي?شود، اکسيداسيون اسيدهاي ?چرب کاهش يافته و تري?گليسيريدها تجمع مي?يابند، بنابراين منجر به تغيير ميکروسکوپي چربي همراه با آسيب?ديدن کتون?زايي کبد مي?شود. کارنيتين در غلظت?هاي بالا در گلبول?هاي ?سفيد خون وجود دارد. هرچند تشخيص بيشتر غلظت?هاي بالا در سلول?هاي تک?هسته?اي گردش?خون پيشنهاد کرد که کارنيتين و مشتقاتش مي?توانند عملکرد سلول?هاي ايمني را تنظيم و لزوم سنجش خاصيت تغيير سيستم?ايمني توسط کارنيتين در شرايط in-vivo و in-vitro را ضروري کنند. بنابراين فرض بر اين شد که مکمل ال-کارنيتين مي?تواند اختلالات پاسخ ايمني و متابوليسم غير نرمال ليپپدها را در شرايط مختلف کاهش دهد (جيوسپ و ترينچير، 1993؛ ماست و گادريس، 2000).
ال-کارنيتين موجب کاهش سطح تري?گليسريد و کلسترول سرم مي?شود (جيوسپ و ترينچير، 1993). در شرايط فيزيولوژيکي و تغذيه?اي غير نرمال نياز به ال- کارنيتين به?طور عمده توسط منابع تغذيه?اي تأمين مي?شود (ماست و گادريس، 2000). علاوه بر نقش اکسيداسيون اسيدهاي چرب، ال-کارنيتين به عنوان افزايش دهنده اثرات تنظيم سيستم?ايمني شناسايي شده است (ماست و گادريس، 2000).
استفاده از مکمل ال-کارنيتين را به عنوان يک تنظيم?کننده سيستم?ايمني براي افزايش سطح آنتي?بادي ويژه آنتي?ژن در 6-2 هفتگي در جوجه?هاي?گوشتي مورد بررسي قرار گرفت. جوجه?ها با جيره?هاي بدون مکمل و يا با مکمل ال-کارنيتين (100 ميلي?گرم در کيلوگرم) تغذيه شدند. ايمنوگلوبولين?هاي?ويژه آنتي?ژن IgG ، IgA ، IgM و کل پاسخ?هاي Ig به? دنبال دوايمن?سازي73 با آلبومين سرم?گاوي74اندازه?گيري شد.کل پاسخ هاي IgA و IgG امّا نه IgM ويژه BSA، بعد از ايمن?سازي اوليه و ثانويه به طور معني?داري با تغذيه مکمل ال-کارنيتين افزايش پيدا کرد. اثر جنسيت جوجه?ها يا دماي محيطي تحميل شده روي پاسخ?هاي IgA معني?دار نبود بنابراين نتيجه گرفته شد که مکمل ال-کارنيتين موجب بهبود پاسخ?هاي هومورال به واکسيناسيون در جوجه?هاي?گوشتي مي?شود. همچنين مکمل ال-کارنيتين توليد آنتي?بادي هاي مونوکلونال را افزايش داده و باعث تمايل بيشتر گلبول?هاي?سفيد براي از بين بردن عوامل خارجي مي?شود (ماست و گادريس، 2000؛ دنگ وونگ و نولان، 2006).
هر چند رابطه بين تغذيه مکمل ال-کارنيتين و سيستم?ايمني به خوبي در پرندگان و ساير گونه?ها تعريف نشده، امّا مطالعات انجام شده در پرندگان و ساير گونه?ها تعريف نشده، امّا مطالعات انجام شده در پرندگان حاکي از اثرات فوري تغذيه مکمل ال-کارنيتين در توسعه پاسخ ايمني به دنبال در معرض قرارگرفتن با آنتي?ژن مي?باشد. هر چند هيچ اثر بلند مدتي از ال-کارنيتين در مراحل اول تا آخر زندگي روي سيستم?ايمني شناخته شده نيست. در اين رابطه يک فرضيه فنوتيپي قوي وجود دارد که پيشنهاد مي?کند که شرايط تغذيه?اي اوائل زندگي مي?تواند به طور دائمي ايمني را در مراحل آخر زندگي انسان و ديگر گونه?هاي پستانداران برنامه?ريزي مي?کند. تنظيم بلند مدت ايمني پرندگان به وسيله تغذيه مراحل اوليه زندگي مي?تواند يک استراتژي جالب توجه براي کنترل سلامتي باشد زيرا نه تنها پرندگان در سنين اوليه به بيماري?ها آسيب?پذيرند همچنين سيستم?ايمني رشد کرده آن?ها نيز به آساني قابل دستکاري است(جيوسپ و ترينچير، 1993؛ هالس بيکر، 1992).
اثرات دراز مدّت مکمل ال-کارنيتين روي جوجه?هاي لگهورن بعد از هچ?شدن براي 4 هفته روي رشد، وزن اندام لنفاوي، پاسخ?هاي ايمني هومورال و سلولي را مورد آزمايش قرارگرفت. سطوح ال-کارنيتين (0 ،100، 1000 ميلي?گرم در کيلوگرم) مورد استفاده قرار گرفت. تفاوت معني?داري در اندازه رشد، مصرف غذا، ضريب?تبديل?غذائي در ميان تيمارهاي تغذيه?اي مورد مطالعه مشاهده نشد. در مقايسه با پرندگان گروه شاهد پرندگان تغذيه شده با HC وزن تيموس کمتري نسبت به وزن بدن در هفته 4 داشتند. امّا وزن تيموس آن?ها در هفته 12 بزرگ?تر بود. پاسخ?هاي آنتي?بادي اوليه سرم براي گلبول?هاي?قرمز گوسفند75در پرندگان تغذيه شده با HC بزرگ?تر بود. وزن طحال و بورس در بين تيمارهاي تغذيه?اي تفاوت معني?داري نداشت. بنابراين نتيجه به?دست آمد که حمايت کوتاه مدت تغذيه ال-کارنيتين براي جيره?هاي متداول تجاري بعد از هَچ به طور متوالي موجب افزايش ايمني هومورال در جوجه?هاي لگهورن مي?شود (جيوسپ و ترينچير، 1993).
دنگ و همکاران (2004) اثرات تغذيه مکمل ال-کارنيتين و کوآنزيم Q10 را روي عملکرد و مرگ? و مير جوجه?هاي آسيتي مورد بررسي قرار دادند. در اين آزمايش براي وقوع آسيت، همه جوجه?ها در خلال روزهاي 51-21 در معرفي درجه حرارت پايين (18- 15 درجه سانتي?گراد) قرار گرفتند. نتايج نشان دادند که تحت اين شرايط عملکرد و رشد جوجه?ها به طور معني?داري تحت تأثير COQ10 يا مکمل ال -کارنيتين COQ10 در خلال هفته?هاي 3 -0 و 6-0 نبود. هماتوکريت76در جوجه?هاي?گوشتي که مکمل ال-کارنيتين و يا مکمل ال-کارنيتين COQ10 دريافت کردند به طور معني?داري کاهش يافت. شکنندگي اسمزي اريتروسيت?ها (EOF)77، شاخص آسيت قلبي78و مرگ ?و مير جوجه?هاي آسيتي به طور معني?داري توسط ال-کارنيتين يا CoQ10 و ال-کارنيتين COQ10+ کاهش يافت. اگر چه تغييرات غيرمعني?داري در کار ظرفيت آنتي?اکسيداني (T-AOC2)، کل سوپراکسيداز دسموتاز (T-SOD) به وسيله ال-کارنيتين، COQ10 و ال-کارنيتينCOQ10+ مشاهده شده بود. حجم مولونالدهيد79به طور معني?داري توسط مکمل COQ10 و ال-کارنيتين COQ10+ کاهش يافت. بنابراين نتايج اين آزمايش نشان داد که تغذيه مکمل ال-کارنيتين و COQ10 مرگ ?و مير جوجه?هاي آسيتي را کاهش مي?دهد که تا اندازه?اي مربوط به اثرات آنتي?اکسيداني آن مي?باشد.
2-6- مروري بر منابع و کليات موجود در مورد پروتئين?ها و اسيدهاي?آمينه?
2-6-1- تعريف
پروتئين?ها ترکيبات?آلي پيچيدهاي با وزن مولکولي زياد ميباشند. همانند کربوهيدراتها و چربيها حاوي کربن، اکسيژن و هيدروژن بوده و علاوه بر اين در تمامي آن?ها نيتروژن و عموماً گوگرد نيز يافت ميشود (گليان و سالار معيني، 1378). تعدادي از پروتئينها حاوي فسفر هم هستند و بعضي از آن?ها مس، يد، منگنز و روي هم دارند (نيکخواه و کاظمي شيرازي، 1368). از هيدروليز پروتئين به وسيله آنزيمها، اسيدها و قلياها، رشتههاي پپتيدي و اسيدهاي?آمينه ايجاد ميشوند (گليان و سالار معيني، 1378).
احتياجات پروتئيني حيوان در حقيقت احتياجات براي اسيدهاي?آمينه موجود در پروتئين جيره غذايي است. اسيدهاي?آمينه حاصل از پروتئين يک جيره که جذب بافتهاي بدن حيوان شده است براي اعمال مختلف حياتي در طيور استفاده ميشوند. براي مثال، اين اسيدهاي?آمينه عمدتاً براي بافتهاي ساختماني بدن و بافتهاي محافظ مانند پوست، پرها، استخوانها و بافتهاي پيوندي استفاده ميشوند (94-NRC).
جدول2-5- عناصر و نسبت آن?ها در ساختمان پروتئين?ها (نيکخواه و کاظمي شيرازي، 1368).
نام?عنصر

مقدار(درصد)
کربن
هيدروژن
اکسيژن
ازت
گوگرد
فسفر
51 – 55 درصد
5 / 6 – 3 / 7 درصد
5 / 21 – 5 / 23 درصد
5 / 5-18 درصد
5 /0- 2 درصد
صفر- 5 / 1 درصد

جدول2-6- طبقه?بندي پروتئين?ها (گليان و سالار معيني، 1378).
پروتئين?هاي کروي
پروتئنين?هاي فيبري
آلبومين
کلاژن
گلوتين?ها
الاستين
آلبومين
کراتين
پرولامين

هيستون

پروتامين

همچنين اسيدهاي?آمينه و پپتيدهاي کوچک حاصل از هضم و جذب ممکن است در اعمال متابوليکي مختلف و به عنوان بسياري از پيش?سازهاي مواد غيرپروتئيني مهم مورد استفاده قرار گيرند. از آن?جايي که پروتئين?هاي بدن به طور مستمر در حال تجزيه و بازسازي هستند، بنابراين بايستي مقادير مناسب از اسيدهاي?آمينه از طريق جيره مصرف گردند (94-NRC). اسيدهاي?آمينه موجود در پروتئين?هاي بدن طيور به دو دسته تقسيم ميشوند، دسته اول آن?هايي که طيور قادر به ساختن آن?ها نيستند و يا سرعت سنتز آن?ها براي فعّاليتهاي متابوليکي کفايت نمي?کند (اسيدهاي?آمينه?ضروري) و دسته دوم آن?هايي که طيور قادر به ساختن آن?ها از اسيدهاي?آمينه ديگر مي?باشند (اسيدهاي?آمينه?غيرضروري) (94-NRC). اسيدهاي?آمينه?ضروري بايد از طريق جيره تأمين شوند که عبارتند از آرژنين، هيستيدين، ايزولوسين، متيونين، فنيل?آلانين، تيروزين، لوسين، ليزين، تريپتوفان و والين (نيکخواه و کاظمي شيرازي، 1368). چنان?چه اسيدهاي?آمينه?غيرضروري از طريق جيره تأمين نشوند بايد در بدن پرنده ساخته شوند (94-NRC). اين اسيدهاي?آمينه عبارتند از:آلانين، هيدروکسي?پرولين، اسيدآسپارتيک و سرين (نيکخواه و کاظمي شيرازي، 1368). برخي از اسيدهاي?آمينه ?نيمه?ضروري هستند (94-NRC). گلايسين، سيستين، اسيد گلوتاميک، پرولين و تيروزين اسيدهاي?آمينه?ضروري نيستند، ولي چون سرعت ساخته?شدن آن?ها در بدن پرنده پائين است ضروري است که بايد از طريق جيره تأمين شوند (پوررضا، 1385).گلايسين براي سنتز اسيداوريک در پرندگان لازم مي?باشد (فيدراستون80، 1975) و افزودن اين اسيدآمينه به جيره حاوي متيونين کافي، باعث بهبود قابل ملاحظهاي در رشد و بازدهي خوراک جوجهها ميشود (پوررضا، 1379).

2-7- مروري بر مطالعات صورت?گرفته بر روي تئوري?ها، عوامل و تعاريف مرتبط به پروتئين و اسيدهاي?آمينه در تغذيه طيور
2-7-1- اسيدهاي?آمينه سنتتيک در تغذيه طيور
انسانها، قرنها طيور را بدون اسيدهاي سنتتيک پرورش دادهاند. تنها 50 سال است که اسيدهاي?آمينه سنتتيک قسمتي از جيره استاندارد طيور را به خود اختصاص داده است. پروتئينهاي دست نخورده (مانند دانه?هاي طبيعي) در سيستمهاي هضم به آهستگي در دسترس قرار مي?گيرند. در صورتي که منابع خالص اسيدهاي?آمينه قابليت ?دسترسي بيولوژيکي بيشتري نسبت به منابع پروتئين دست نخورده دارند. بيش?بود برخي از اسيدهاي?آمينه در يک منبع غيربالانس پروتئين?خام مي?تواند مصرف غذا را کاهش داده و کاربرد اسيدآمينه را پائين آورد (شوراي تحقيقات ملي آمريکا، 1994). اسيدهاي?آمينه سنتتيک براي بهبود بازده ضريب?تبديل غذايي و غذاهاي با قيمت پائين?تر استفاده مي?شوند. استفاده از جيره با پروتئين بالاتر براي بدست آوردن بالانس اسيدهاي?آمينه لازم، ممکن است منجر به ترشح اسيداوريک، (که قابليت تبديل به آمونياک و ترکيبات غيرضروري را دارد) گردد.
2-7-2- بيان حداقل احتياجات اسيدهاي?آمينه?
احتياجات اسيدهاي?آمينه? به صورت زير بيان ميشوند :
1- گرم از هر اسيدآمينه براي هر جوجه در روز
2- گرم از هر اسيدآمينه به ازاي هر مِگاکالري انرژي قابل متابوليسم جيره
3- برحسب درصد جيره
4- برحسب درصد پروتئين جيره
5- به صورت نسبت مطلوب هر يک از اسيدهاي?آمينه جيره به ليزين (پوررضا، 1385).
دوره پرورش مرغ?گوشتي به سه مرحله بسته به تحقيقاتي که صورت گرفته، تقسيم شده است. احتياجات اسيدهاي?آمينه هر مرحله به صورت درصد جيره بيان شده است که با توجه به ميزان انرژي متابوليسمي جيره تغيير مييابد. در مرحله استفاده از پيش?دان با سطح انرژي 3200 کيلوکالري در هر کيلوگرم جيره درصد پروتئين پيشنهادي 23% ميباشد و درصد متيونين و ليزين به ترتيب 5/0% و 1/1% است. از روش?هاي فوق، دقيق?ترين روش، روش اول است، ولي براي توليدکنندگان عملي نيست. روش سوم، روش رضايت بخشي نيست، چون مصرف خوراک خود تحت تأثير انرژي جيره قرار مي?گيرد. روش چهارم به شرطي مناسب است که پروتئين نيز برحسب انرژي جيره تنظيم شود (پوررضا، 1379).
بسياري از محققين نشان داده?اند که احتياجات اسيدهاي?آمينه مرغ را بهتر است به صورت نسبت مستقيمي از سطح پروتئين جيره بيان کرد يعني به صورت گرم اسيدآمينه به ازاي هر گرم پروتئين?خام جيره نشان داد (موريس81 و همکاران، 1987؛ آبب82 و موريس،1990؛ سوريسديارتو و فارل83، 1991). دانشمندان نشان دادندکه چون عوامل متعددي مثل سطح پروتئين، سطح انرژي، مصرف خوراک، شرايط محيطي مثل استرس حرارتي، بيماري?ها و عوامل ژنتيکي ممکن است بر احتياجات اسيدهاي?آمينه تأثير مي?گذارند، بهتر است از نسبت?هاي اسيدهاي?آمينه به ليزين استفاده شود، زيرا که اين نسبت?ها تحت تأثير عوامل فوق قرار نمي?گيرند (بيکر و هان84، 1994).
2-7-3- محاسبه احتياجات روزانه پروتئين جوجههاي در حال رشد
پروتئين مورد نياز جوجههاي?گوشتي در حال رشد را مي?توان به سه بخش تقسيم نمود:
1- پروتئين لازم براي نگهداري بدن
2- پروتئين لازم براي رشد بافت?ها
3 – پروتئين لازم براي رشد پرها (پوررضا، 1379).
2-7-4- عوامل مؤثر بر قابليت هضم و قابليت دسترسي اسيدهاي‌آمينه
قابليت هضم اسيدهاي‌آمينه تحت تأثير عوامل مختلف تغيير مي?كند. اين عوامل شامل: دماي محيط، مواد معدني، آنتي?بيوتيك?ها، پروتئين جيره، سن، ميزان حرارت خوراك و فرايند توليد و ايزومري اسيدهاي?آمينه ميباشد.
2-7-5- ترتيب محدوديت اسيدهاي?آمينه?
در سالهاي اخير تحقيقات زيادي در مورد تعيين ترتيب محدوديت اسيدهاي?آمينه در دو ماده خوراکي پُرمصرف در تغذيه طيور يعني ذرت و کنجاله?سويا و يا مخلوط آن?ها صورت گرفته است. جدول 2-7 ترتيب محدوديت اسيدهاي?آمينه را در مواد خوراکي مختلف مورد استفاده در جيرههاي طيور را نشان مي?دهد.

جدول 2-7- محدوديت اسيدآمينه خوراک در جيره طيور (پوررضا، 1379).
رديف
ماده غذايي
ترتيب محدوديت

منبع
1
ذرت
ليزين، ترئونين، تريپتوفان، آرژينين، ايزولوسين، والين، متيونين+سيستين، فنيل?آلانين+ تيروزين و هيستيدين
فرناندز و همکاران (1994)
2
کنجاله?سويا
متيونين+سيستين، ترئونين، ليزين، والين و هيستيدين
فرناندز و همکاران (1994)
3
مخلوط ذرت وکنجاله?سويا
متيونين، ترئونين، ليزين، لوسين، آرژنين، تريپتوفان
فرناندز و همکاران (1994)
4
PBPM
سيستين، تريپتوفان، ترئونين، ليزين، والين، ايزولوسين، هيسيتدين، متيونين، آرژنين، ليزين، ترئونين، والين
ونگ و پارسوتر (1988)
5
مخلوط ذرت کنجاله?سوياکم پروتئين
متيونين،آرژنين، ليزين، ترئونين، والين
ادمودنر و همکاران (1985)
6
پودرگوشت و استخوان
تريپتوفان، اسيدهاي?آمينه گوگرددار، ترئونين، هيستيدين، ايزولوسين، فنيل?آلانين+ تيروزين، ليزين، والين
ونگ و همکاران (1997)

2-7-6- عوامل مؤثر بر نياز طيور به اسيدهاي?آمينه
2-7-6-1- عوامل مؤثر بر مصرف خوراک
2-7-6-1-1- تنش ايمونولوژيکي
تزريق آنتي?ژن?هاي باکتريايي به جوجههاي در حال رشد احتياجات اسيدهاي?آمينه گوگردي و ليزين را کاهش مي?دهند (دي ملو85، 1994). لازالوسيد ميتواند نياز به اسيدهاي?آمينه گوگرددار را تا حد 1/0 درصد کاهش دهد (پوررضا، 1379).
2-7-6-1-2- دماي محيط
دريک سطح خاص از اسيدآمينه، حرارت محيطي بيشتر، موجب کاهش بازدهي مصرف اسيدآمينه شده و افزايش وزن را کاهش ميدهد (براي ليزين اين حالت نشان داده شده است). جوجهها در حرارت محيطي بالاتر، خوراک کمتري مصرف ميکنند و بنابراين غلظت بيشتري از ليزين براي جبران کاهش اشتها مورد نياز ميباشد (دي ملو، 1994).
2-7-6-1-3- گونه طيور
گونههاي طيور در نياز به اسيدهاي?آمينه تفاوتهاي مشخصي دارند، به ويژه اين تفاوت در مورد آرژنين مشهود است (دي ملو، 1994).
2-7-6-1-4- جنس طيور
دريک غلظت ثابت ليزين در جيره، نرها بيشتر از مادهها افزايش وزن نشان ميدهند، ولي در يک سطح مصرف ثابت از ليزين، نرها و ماده?ها افزايش وزن مشابهي دارند (دي ملو، 1994).
2-7-6-1- 5- سن طيور
با افزايش سن، احتياجات اسيدهاي?آمينه که به صورت گرم به کيلوگرم جيره بيان ميشود کاهش مي?يابد(دي ملو،1994؛ پک86، 1996).
2-7-6-2- عوامل جيرهاي
2-7-6-2-1- سطح پروتئين جيره
احتياجات اسيدهاي?آمينه رابطه مستقيم با پروتئين جيره دارد (94-NRC).
2-7-6-2-2- سطح انرژي جيره
دريک سطح اسيدآمينه، افزايش انرژي متابوليسمي جيره، موجب کاهش ميزان اضافه وزن ميشود (دي ملو، 1994؛ بالديني87 و همکاران، 1955).
2-7-6-2-3- عدم?توازن اسيدهاي?آمينه
توازن بين اسيدهاي?آمينه?ضروري و نيز توازن بين تراکم اسيدهاي?آمينه?ضروري و غيرضروري بايستي حفظ شود (94-NRC). ازدياد يک يا چند اسيدآمينه?ضروري، نياز به اوّلين اسيدآمينه محدودکننده را افزايش ميدهد (جامروز88و همکاران، 1996؛ پوررضا، 1385). عدم?توازن اسيدهاي?آمينه جيره اثرات معکوس خودش را با کاهش مصرف خوراک به سرعت نمايان مي?کند، در صورتي که بازدهي مصرف اسيدآمينه عدم?توازن اسيدآمينه جيره، بر روي بازدهي مصرف ليزين تأثير ندارد (دي ملو، 1994).
2-7-6-2-4- اثرات ويتامين و کوکسيديواستاتها
کمبود ويتامينB12 جيره بر پاسخ پرنده به متيونين+سيستين از طريق تغيير در مصرف خوراک اثر مي?گذارد. همين اثر براي کوکسيديواستات?ها وجود دارد (دي ملو، 1994).

2-7-6-2-5- ناهمسازي89
ناهمسازي اسيدهاي?آمينه، موجب کاهش وزن ميشود. پاسخ جوجه?هاي در حال رشد به اثر متقابل ليزين-آرژنين را با دو عامل در جيره مي?توان به حداقل رساند. عامل اوّل مکمل جيره با الکتروليتها به ويژه استات پتاسيم مي?باشد که شدّت ناهمسازي ليزين-آرژنين را کاهش مي?دهد. عامل دوم کاهش حضور آنالوگ?هاي ساختماني آرژنين در جيره(مثل کاناوالين) ميباشد که ليزين اين ناهمسازي را شديدتر مي?کند (دي ملو، 1994).
2-7-6-2-6- پراکسيداسيون اسيد چرب
پراکسيداسيون اسيدهاي? چرب? غيراشباع توليد آلدئيدهايي مي?کند که ممکن است ليزين را غيرفعّال کند (پوررضا، 1385).
2-7-6-2-7- عوامل ضدتغذيهاي
در هنگام مصرف کنجاله?سوياي?خام به دليل هيپروتروفي لوزالمعده و افزايش تريپسينوژن خروجي که متيونين زيادي دارد، احتياج به متيونين افزايش مييابد (پوررضا، 1385).
2-7-6-2-8- افزودنيها
1- آنتي?بيوتيکها: برخي از آنتي?بيوتيک?ها با کاهش تخريب اسيدهاي?آمينه به نگه?داري بيشتر آن?ها کمک مي?کنند (پوررضا، 1385).
2- موننسين : موننسين با تغيير پاسخ به متيونين- سيستين جيره توسط جوجه، بر نياز آن تأثير مي?گذارد (ريلي90 و همکاران، 1986). به نظر ميرسد که احتياجات اسيدآمينهاي جوجههاي با سرعت رشد پايين، مشابه جوجه?هاي سريع?الرشد است (ريلي و همکاران، 1986؛ هان بيکر، 1991). ولي هنوز توافق عمومي بين محققين در اين رابطه وجود ندارد (ريلي و همکاران، 1986).
2-8- مروري بر منابع مربوط به علل و اثرات عدم توجه به پروتئين?ها و اسيدهاي?آمينه
2-8-1- اثرات کمبود پروتئين و اسيدهاي?آمينه در طيور
پروتئين از اسيدهاي?آمينه ساخته شده است. ميزان اسيدهاي?آمينه?ضروري موردنياز، تعيين?کننده ميزان پروتئين موردنياز بوده و هر کاهشي در پروتئين جيره که سبب کمبود يک يا چند اسيدآمينه?ضروري شود سبب بروز علائم کمبود خواهد شد. در اين شرايط توليد پرنده بيشترين لطمه را ميبيند. کمبود هر يک از اسيدهاي?آمينه?ضروري معمولاً همان اثر کمبود پروتئين را در پي?داشته ولي علائم ديگري که مختص آن اسيدآمينه است نيز ممکن است بروزکند (94-NRC).کمبود شديد اسيدهاي?آمينه?ضروري، موجب کاهش مصرف?خوراک مي?شود و کاهش مصرف خوراک موجب کاهش رشد و کاهش ابقاء نيتروژن در جوجهها مي?شود (کينو و اوکومورا91، 1985).
کمبود متيونين باعث کاهش اضافه وزن جوجههاي?گوشتي ميشود و اين تأثير تنها در طول 6 هفته اوّل پرورش ديده ميشود (موران92 و همکاران، 1992). در جوجههاي بوقلمون، متيونين ناکافي و سيستين کافي در جيره موجب تورم بالشتک?پا شده است (94-NRC).
کمبود ليزين باعث کاهش رشد و کاهش ميزان سوخت?وساز پروتئين درکبد مي?شود (آکينوانده و برگ93، 1985). ثابت شده است که کمبود ليزين سبب بي?رنگ شدن پرهاي بال جوجه?بوقلمونهاي نژاد برنز و برخي جوجههاي رنگي مي?گردد. کمبود ليزين موجب کاهش هموگلوبين و هماتوکريت خون ميشود (94-NRC). کمبود آرژنين، والين، لوسين، ايزولوسين، تريپتوفان، فنيل?آلانين و تيروزين در جوجههاي در حال رشد منجر به بروز اختلالات متعددي در رشد پرها مي?شود.کمبود لوسين، ايزولوسين و فنيل?آلانين باعث بدشکلي زبان در جوجههاي در حال رشد ميشود. کمبود والين باعث کاهش اضافه وزن و ميزان کلسيم استخوان ميشود.کمبود والين همچنين باعث کاهش سيستين پرها ميشود ولي سطح آسپارتات، گلايسين، متيونين، ليزين و تيروزين پرها را افزايش ميدهد (فاران و توماس94، 1992،).کمبود والين باعث کاهش سطح هيدروکسي?پرولين در پلاسما مي?شود که نشان?دهنده کاهش تجزيه کلاژن استخوان ميباشد (فاران و توماس، 1992).
2-8-2- اثرات نامطلوب اسيدهاي‌آمينه
اثرات نامطلوب اسيدهاي‌آمينه ضروري و غيرضروري در مقدار و الگويي نامتناسب با آن?چه?كه براي استفاده مطلوب بافت?ها لازم است منجر به ايجاد اثرات نامطلوب مي?گردد. به عبارت ديگر براي ساخته?شدن پروتئين شرايط خاصي از توالي اسيدهاي‌?آمينه مورد نياز ميباشد كه هرگونه اختلال در اين شرايط منجر به ارسال پيام غلط و اختلال در ساخته شدن پروتئين خواهد شد. اثرات نامطلوب اسيدهاي‌آمينه تحت سه مقوله كلي شامل :
الف- اثرات متقابل
ب- عدم?توازن
ج- سميّت اسيدهاي?آمينه
طبقه?بندي ميشوند (اسکات95 و همکاران، 1982؛ دملو، 1999).

2-8-2-1- اثرات متقابل اسيدهاي?آمينه
اثرات متقابل بين اسيدهاي?آمينهاي كه از نظر ساختماني به يكديگر شباهت دارند ايجاد و منجر به ايجاد اثرات مضر مي?گردد. اين اثرات مضر را مي?توان با گنجاندن اسيدآمينه مكمل کاهش داد. اين دسته از اثرات مضر را در قالب اثرات ويژه ليزين و لوسين مازاد در جيره?غذايي موش?هاي آزمايشگاهي ميتوان بررسي نمود به عنوان مثال مازاد ليزين، اختصاصاً استفاده از آرژنين و مازاد لوسين استفاده از دو اسيدآمينه شاخهدار ديگر يعني ايزولوسين و والين را حتي هنگامي كه در جيره محدودكننده نباشد، مختل مي?كند (هارپر96، 1964).
2-8-2-2- عدم?توازن اسيدهاي?آمينه
عدم?توازن يعني تغيير در الگوي اسيدهاي?آمينه جيره، آن چنان كه منجر به كاهش مصرف خوراك و رشد شده و با مكمل نمودن اوّلين اسيدآمينه محدودكننده به جيره غذايي،‌ اين اثرات كاهش يابد (هارپر، 1964). روش مطمئن براي مطالعه عدم?توازن، افزايش مخلوط اسيدهاي?آمينه فاقد يك اسيدآمينه?ضروري به خوراك كم?پروتئين است(پانت97وهمکاران، 1972). همچنين پيشنهاد شده است كه ميتوان عدم?توازن را با استفاده از مخلوطهاي حاوي اسيدآمينههاي? غيرضروري ايجاد نمود (سامرز98 و همکاران، 1992؛ توز99 و همکاران، 1980). به علاوه اين تحقيقات نشان ميدهد كه مطمئن?ترين روش ايجاد عدم?توازن استفاده از اسيدهاي‌?آمينه به?صورت جداگانه يا مخلوط است. به نحوي كه بين اسيدهاي?آمينه محدودكننده خوراك از لحاظ انتقال به مغز رقابت ايجاد شود (سامرز و همکاران، 1992).
2-8-2-3- سميّت اسيدهاي?آمينه
كاهش شديد رشد در نتيجه مقادير مازاد هريك از اسيدهاي‌?آمينه با ضايعات چشم?گير در بافت?ها و اندام?ها همراه است. هنگامي كه متيونين به ميزان 40 گرم در هر كيلوگرم جيره غذايي منظور شود بيشترين اثر كاهش?دهندگي رشد را در مقايسه با ساير اسيدهاي‌?آمينه نشان داده است. لوسين، ايزولوسين و والين وقتي به همين ميزان به خوراك خوك و طيور اضافه شوند رشد را تحت تأثير قرار نميدهند. مازاد تيروزين، فنيل?آلانين، ‌تريپتوفان و هيستيدين اگر از حد 2 تا 4 درصد بيشتر باشند سمّي خواهند بود (پارتريج100، 1985؛ دملو، 1999).

2-9- مروري بر مطالعات انجام گرفته درباره اسيد?آمينه ليزين و اهميت آن در تغذيه طيور
2-9-1- ليزين
با توجه به اساسي بودن ليزين و اهميت آن در سنتز پروتئين اطمينان از کيفيت اسيدآمينه ليزين و توليدي و قابليت دسترس آن ضروري مي?باشد.
2-9-2- ليزين مورد نياز جوجه?هاي?گوشتي
ليزين جزءِ اسيدهاي?آمينه?ضروري براي طيور محسوب شده و لذا تأمين اسيدآمينه ليزين از طريق خوراک براي طيور الزامي است. از آن?جايي که 50 تا60 درصد جيره طيور وابسته به غلات است (از نظر اسيدآمينه ليزين و متيونين فقير است) بدين جهت ارزش اين نوع خوراک وابسته به تأمين در اسيدآمينه مي?باشد. مقدار ليزين جوجه?هاي?گوشتي و وابستگي آن با پروتئين خوراک و انرژي قابل متابوليسم در سه دوره آغازين، رشد و پاياني در جدول (2-8) ارائه شده است (ميلارد و گارليک101، 1977؛ ليبهولز102، 1980).
جدول 2-8- مقدار ليزين جيره جوجه?گوشتي و وابستگي ان با پروتئين و انرژي قابل متابوليسم خوراک (ميلارد و گارليک، 1977؛ ليبهولز، 1980).
دوره
مجزا خوراک
آغازين
(starter)

رشد
(Grower)
پاياني
(Finisher)
سطح تقريبي پروتيئن %
26
22
20
22
20
18
20
18
16
درصد ليزين جيره
32/1
15/1
05/1
1/1
1
9/0
95/0
9/0
8/0
انرژي قابل متابوليسم
Kcal/Kg
3050
3050
2900
3150
3150
3000
3200
3200
3050

2-9-3- ليزين موجود در مواد خوراکي
مقدار ليزين چند ماده خوراکي در جدول صفحه زير ارائه شده است:
جدول 2 – 9- درصد ليزين چند ماده خوراکي (مک نوگتون، 1978؛ والتر، 2000)
ماده غذايي

درصد ليزين
ذرت زرد
2/0
گندم
5/0
جو
4/0
برنج
2/0
سبوس?گندم
6/0
نرمه?گندم
6/0
سبوس?برنج
5/0
مايلو
3/0
کنجاله?سويا 44%
9/2
کنجاله?سويا 48%
2/3
کنجاله?تخم?پنبه
7/1
کنجاله?بادام?زميني
6/1
کنجاله?آفتابگردان
6/1
پودرگوشت
6/3
پودرماهي 6%
3/5
ضايعات طيور
4/3
پودرخون
9/6
پودرپر
7/1
آب?پنير خشک?شده
1/1

2-9-4- قابليت دسترسي ليزين در مواد خوراکي مختلف
قابليت دسترسي ليزين خالص (L-Lys-HCL) 100% مي?باشد اخيراً تغييراتي در روش توليدي ليزين خالص امکان توليد مايع که شامل 60% ليزين خالص بدون اسيدکلريدريک باشد را امکان?پذير ساخته است که داراي قابليت دسترسي معادل ليزين خالص مي باشد (امرت103 و همکاران، 1999).
ونگ وپارسون104(1998) قابليت دسترسي اسيدهاي?آمينه را در ذرتي که نسبت به ذرت معمولي داراي چربي بالاتري بود را بررسي کردند و به اين نتيجه رسيدند که قابليت? هضم اسيدهاي?آمينه و قابليت? دسترسي حياتي ليزين در ذرت حاوي محتواي چربي بالاتر مساوي و يا حتي بيشتر از ذرت معمولي است.
قابليت دسترسي و قابليت هضم ليزين در پودراستخوان و گوشت با کيفيت بالا بيشتر از نوع با کيفيت پايين مي?باشد. ونگ و پارسون (1998) قابليت دسترسي اسيدآمينه ليزين را در پودرگوشت و استخوان با کيفيت خوب، پودرگوشت و استخوان با کيفيت پايين، ذرت و کنجاله سويا به ترتيب 80 ، 71 ، 81 ، 91 درصد برآورد کردند.
2-9-5- عوامل مرثر بر قابليت?دسترسي به ليزين در طيور
پاسخ طيور در حال رشد به اسيدآمينه ليزين تحت شرايط مختلفي قرار مي?گيرد که عبارتند از:
الف) عواملي که مستقيماً بازدهي استفاده از ليزين را کاهش مي?دهند شامل : نحوه خوراک دادن ، ميزان حرارت خوراک در فرايند توليد ، مواد معدني.
ب) عواملي که به طور غير مستقيم از طريق مصرف خوراک تأثير مي?گذارند شامل : استرس ايمنولوژيکي ، دماي محيط ، جنس.
2-9-5-1- نحوه خوراک دادن
ميزان ابقاي ليزين نسبت به ميزان مصرف ليزين قابل هضم تا انتهاي روده?باريک تحت تأثير تراکم ليزين جيره قرار مي?گيرد. غلظت ليزين آزاد پلاسماي خوک?ها، ظرف1 تا 2 ساعت پس از تغذيه با جيره حاوي ليزين مصنوعي افزايش يافته و سپس کاهش مي?يابد. در حالي?که غلظت اسيدهاي?آمينه حاصل از پروتئين ماده خوراکي در عرض 2 تا 6 ساعت پس از تغذيه زياد مي?شوند، اين عدم هم?زماني در جذب، منجر به ايجاد عدم?توازن اسيدآمينه?اي در سطح سلول مي?گردد. ممکن است تحت شرايط رشد و بازدهي استفاده از نيتروژن جيره غذايي با اختلال روبه?رو شود، ليکن اين اثرات مضر را مي?توان با تغذيه حيوان در دفعات بيشتر جبران نمود (ليبهولز و همکاران، 1986). با افزايش دفعات تغذيه حيوانات و مکمل?سازي بهبود در بازدهي استفاده از نيتروژن بدست مي?آيد (پارتريج و همکاران، 1985).
2-9-5-2- ميزان حرارت خوراک در فرايند توليد
پارسون و همکاران (1992) گزارش کردند که حرارت بيش از اندازه باعث کاهش کيفيت پروتئين و کاهش قابليت دسترس?حياتي اسيدهاي?آمينه به خصوص ليزين و کاهش قابليت هضم آن?ها مي?گردد.
اين محققين علت اين کاهش را تشکيل ترکيبات ميلارد در طول حرارت ديدن پروتئين بيان کردند. اين ترکيبات ناشي از ترکيب? شدن کربوهيدرات و اسيدهاي?آمينه مانند ليزين مي?باشد. ترکيبات ميلارد از طريق ادرار دفع و در نتيجه در سنتز پروتئين استفاده نمي?شود (پارسون و همکاران،1992).
قابليت دسترسي اسيدآمينه در پودرگوشت و استخوان تحت تأثير دو عامل حرارت و مدّت زمان حرارت قرار داشته و گرماي زياد زمان توليد قابليت دسترسي ليزين را کاهش مي?دهد (ونگ و پارسون105، 1998).
2-9-5-3- اثر مواد معدني
پتاسيم در کاتابوليسم ليزين دخالت دارد. هنگامي?که ازدياد ليزين به دليل عدم?تعادل اسيدآمينه?اي باعث کاهش رشد گرديد، افزودن پتاسيم به جيره باعث بهبود رشد و کاهش ليزين موجود در پلاسما مي?شود (سوت106 و همکاران، 1982). رژيم غذايي با کلسيم بالا عملکرد و قابليت ?هضم گلوتاميک?اسيد، لوسين و فنيل?آلانين را کاهش مي?دهد. امّا قابليت هضم ليزين و هسيتيدين را افزايش مي?دهد. رژيم غذايي با فسفر و کلسيم بالا، عملکرد و قابليت هضم اکثر اسيدهاي?آمينه را کاهش مي?دهد. مکمل?هاي آنتي?بيوتيک اثري درعملکرد رژيم?هاي غذايي با کلسيم و فسفر بالا نداشتند. ولي قابليت ?هضم اکثر اسيدهاي?آمينه در تغذيه به طيور را افزايش دادند (شافي و مک دونالد107، 1991).
2-9-5-4- استرس ايمنولوژيکي
احتياجات جوجه?هاي در حال رشد به اسيدهاي?آمينه گوگرد دار و ليزين به دنبال رقابت ايمنولوژيکي در اثر تزريق آنتي?ژن?باکتري?ها کاهش? مي?يا?بد. ايمنوژن?هاي تزريق??شده شامل ليپوپلي?ساكاريد اشريشياكُلي، ليزوژلي ساكاريد سالمونلا نايژي?موريوم و استافيلوكوكوس? ارئوس حرارت ديده بودند که به صورت منفرد يا دوره?اي تزريق شدند. بر اساس نتايج بدست آمده نياز ليزين در جوجه?هاي گروه شاهد که به آن?ها محلول نمک تزريق گرديد به بيش از 5/9 گرم به ازاي هر کيلوگرم جيره رسيد. در حالي?که جوجه?هايي ايمنوژن دريافت کرده بودند 7 تا 5/9 گرم به ازاي هر کيلوگرم جيره بود.
با وجود اين هنگامي?که پاسخ?هاي رشد نسبت به مصرف روزانه ليزين ترسيم گرديد، مشخص شد که اثر اصلي ايمنوژن کاهش مقدار مصرف خوراک است (کلاسينگ و بارنس108، 1988).
2-9-5-5- دماي محيط
برخي پژوهشگران اثرات دماي محيط بر پاسخ رشد خروسهايي كه با سطوح مختلف ليزين تغذيه شده?بودند را بررسي كردند. براساس نتايج به?دست آمده رشد، جوجهها نسبت به مقادير مختلف ليزين جيره در درجه حرارتهاي مختلف داراي تفاوت بوده است، آن چنان كه بازدهي ليزين در درجه حرارت بالاتر (1/31 درجه سانتي گراد) نسبت به دماي پايين?تر(20 درجه سانتي?گراد) كمتر است. با وجود اين، ‌اگر منحني رشد حيوان نسبت به مصرف روزانه ليزين رسم شود، پاسخ?هاي رشد مشابهي مشاهده خواهد شد، يعني بازدهي استفاده از ليزين تغييري ننموده و در دماي 31 درجه سانتي?گراد خوراك مصرفي كمتر و بنابراين اشتها عامل مؤثر در رشد بوده است (مارچ و بيلي109 1972؛ مک نوگتون110 و همکاران، 1978).

2-9-5-6- جنس
پاسخ رشد جوجه?هاي?گوشتي نر و ماده نسبت به تراکم?هاي مختلف ليزين موجود در خوراک مورد بررسي قرار گرفته و نتايج بدست آمده به?وسيله منحني?هاي رشد جوجه?هاي?گوشتي نر و ماده نسبت به تراکم?هاي مختلف ليزين جيره بيان?گر عدم?تشابه بازدهي استفاده از ليزين خوراک در جنس?هاي نر و ماده است. با توجّه به چنين نتيجه?گيري دو معادله رگرسيون مربوط به احتياجات ليزين براي جوجه?هاي?گوشتي نر و ماده ارائه شد. با وجود اين هنگامي که منحني رشد نسبت به مصرف روزانه ليزين رسم شود شباهت?هاي بين دو جنس نر و ماده ديده مي?شود. آن چنان حدود 600 ميلي?گرم ليزين براي حصول رشد يکسان در هر دو جنس لازم است (توماس111، 1977).
2-9-6- اثر ليزين در مقابله با استرس?گرمايي
مارچ و مَک?ميلان 112(1987) گزارش کردند که فرايند سوخت?وساز مواد مغذي در بدن بازدهي100% نبوده و مقداري گرما در نتيجه آن توليد مي?گردد. متأسفانه پروتئين در اين مورد کم بازده?ترين ماده? مغذي است و در نتيجه مصرف آن گرماي نسبتاً زيادي توليد مي?گردد. اين گرماي اضافي ممکن است فشار زيادي بر عملکرد دفع حرارتي بدن (نفس?نفس?زدن، سرعت گردش?خون) وارد کند. بنابراين افزايش پروتئين?خام جيره صحيح نبوده بلکه افزايش ميزان اسيدهاي?آمينه?ضروري براي تأمين نيازها مطلوب است و به همين دليل توصيه مي?شود در شرايط استرس از متيونين و ليزين مصنوعي در جيره استفاده شود. يانمينگ113(1993) در آزمايش خود به اين نتيجه رسيدند که در زمان استرس? گرمايي درمورد جوجه?هاي?گوشتي افزايش ميزان ليزين جيره به?طور چشم?گيري باعث بهبود افزايش? وزن و خوراک?مصرفي و ضريب?تبديل?غذايي شد و اين بهبود در جنس ماده نسبت به جنس نر بيشتر مشهود بود. اين محققين اعلام داشتند که در هنگام استرس?گرمايي در جنس ماده نياز به ليزين 22% بيشتر از مقدار نياز بود.
2-9-7- اثر ليزين بر مصرف ?خوراک و رشد
از عوامل مهم در رشد طيور اسيدهاي?آمينه جيره مصرفي مي?باشد. از جمله اسيدهاي?آمينهي مهم که در مصرف?خوراک و رشد موثر مي?باشد اسيدآمينه ليزين است.
موراي114 و همکاران (1998) گزارش کردند که افزودن اسيدهاي?آمينه مصنوعي از قبيل ليزين و متيونين در سطح بالا به جيره غذايي باعث تجمع آن?ها در پلاسما شده و ترشح انسولين از پانکراس را تحريک مي?کند که اين عامل باعث آزادي اسيدهاي?آمينهي ديگر از منابع ذخيره?اي شده و پروتئين?سازي را تحريک مي?نمايد.
کيد و همکاران (1998) گزارش کردندکه افزايش سطح ليزين جيره جوجه?هاي?گوشتي بين 14-0 روزگي باعث بهبود افزايش وزن و ضريب?تبديل? غذايي مي?گردد، هم?چنين با افزايش سطح ليزين جيره در 15- 14روزگي ضريب?تبديل ?غذايي به طور معني?داري بهبود پيدا کرد.
هايک لينگ115 و همکاران (1990) طي آزمايشات خود به اين نتيجه رسيدند که افزايش سطح متيونين و جيره به همراه افزايش سطح ليزين به طور چشم?گيري باعث بهبود ضريب?تبديل? غذايي در کل دوره پرورش مي?گردد.
گزارش کولکيبک116 و همکاران (1991) حاکي از عدم تأثير ليزين و متيونين بر خوراک مصرفي بوده است.
2-9-8- اثر ليزين بر ترکيب?لاشه
تأثير تراکم اسيدآمينه ليزين جيره بر ميزان چربي? بدن جوجه?هاي?گوشتي در سه هفتگي بررسي شد. بر اساس نتايج حاصله، ميزان چربي بدن در سطوح خيلي پايين ليزين نسبتاً پايين بود، ولي با مکمل نمودن تدريجي جيره با اين اسيدآمينه ميزان چربي نيز روندي افزايشي داشت. دليل احتمالي آن اين است که وقتي جيره از لحاظ يک اسيدآمينه شديداً کمبود دارد، مصرف خوراک پرنده شديداً کاهش مي?يابد (دي?ملو و لويس117، 1978).
با وجود اين براي هر اسيدآمينه نقطه?اي وجود دارد که وقتي سطح اسيدآمينه جيره به اين نقطه رسيد، افزايش بيشتر اسيدآمينه موجب کاهش ميزان چربي لاشه مي?شود. بنابراين تأثير يک اسيدآمينه بر ميزان چربي لاشه، بستگي به ميزان کمبود آن دارد. جيره?هاي با کمبود شديد در مقايسه با جيره?هاي با کمبود متوسط اسيدآمينه کاهش بيشتري بر ميزان چربي لاشه ايجاد مي?کند (دملو، 1994).
ليزين جيره در دامنه 2/7 تا 8/16 گرم در کيلوگرم بر ترکيب لاشه جوجه?هاي?گوشتي تأثيري نداشت، علي?رغم اين که رشد جوجه?ها تا 4/10 گرم در کيلوگرم ليزين افزايش نشان داد (ساتون118 و همکاران، 1978). هولشيمر و روسينک119 (1993) به اين نتيجه رسيدند که با افزايش ميزان ليزين جيره، ميزان پروتئين لاشه طيورگوشتي افزايش يافته و اين افزايش پروتئين همراه با کاهش چربي لاشه است. مورماتسو120 و همکاران (1990) کمبود ليزين جيره را بر روي عضلات ?سينه و عضلات? ران بررسي کردند و به اين نتيجه رسيدند که با کاهش ليزين جيره به طور فاحشي ميزان پروتئين در عضلات به ويژه عضلات ?سينه کاهش پيدا مي?کند.
هيچلينگ121 و همکاران(1990)گزارش کردند که افزايش متيونين جيره همراه با افزايش ليزين به طور چشم?گيري باعث افزايش وزن گوشت? سينه مي?گردد و اين افزايش وزن با افزايش پروتئين?گوشت و کاهش چربي?گوشت و بهبود کيفيت گوشت? سينه همراه بوده و پيشنهاد شد تا ميزان ليزين و متيونين جيره 12% بيشتر از مقدار پيشنهاديNRC (1994) باشد يعني 4 گرم ليزين و 2 گرم متيونين به ازاي هر پرنده مصرف گردد.
2-9-9- اثر ليزين بر عملکرد پرنده
سي122 و همكاران(2001) با آزمايش روي500 پرنده نشان دادند كه رشد و ضريب تبديل با 2/0 درصد ليزين در طول روزهاي 21-0 و با 1/0 درصد ليزين در طول روزهاي 24-21 بهبود مييابد. لابادان123 و همكاران (2001) رشد بهينه و محصول گوشت? سينه را در پرندگان دورگهي Ross×Avian با استفاده از 2/0 درصد ليزين در طول روزهاي 16-0 به?دست آوردند. از اينرو پيشبيني نياز گونه?هاي جديد جوجههاي?گوشتي تحت شرايطي كه در صورت امكان به شرايط نياز جديد نزديك هستند از اهميت به?سزايي برخوردار است. ارزيابي خاص شرايط بايد براساس اطلا عات گزارش شده در مقالات مختلف انجام شوند، اينگونه ارزيابي بسيار مشكل است. برخي از دلايل نياز جوجههاي?گوشتي به ليزين برحسب گرم بركيلوگرم مواد غذايي بيان شدهاند اين دلايل در ميان مقالههاي ديگر با هم تفاوت دارند.
مقادير گزارش شده?ي آزمايشات مختلف را با استفاده از روش?هاي متفاوت آماري نميتوان به?طور مستقيم با هم مقايسه كرد. در واقع به?درستي شناخته شده است كه نوع مدل استفاده شده براي متناسب?سازي داده?ها مقدار نياز را تحت تأثير قرار ميدهد. براي مثال وازکز و پستي124(1997) نياز به ليزين را به خاطر افزايش رشد و اثرات مواد غذايي جوجههاي?گوشتي در سه هفته اول سن آن?ها مورد بررسي قرار دادند. شانزده واكنش نسبت به دُز ليزين را با يكديگر ادغام كردند. دو مدل رياضي مختلف با داده?ها متناسب شده است: مدل پلاتو درجه دوم و مدل پلاتو خطي.
مقادير ممكن است در تحقيقاتي كم?اهميت باشند كه عملكرد به?طور غيرعادي كم است: در تحقيقات واكنش دُز، نياز به منزله?ي سطح ليزين تعريف شده است كه به?واسطهي آن افزايش بيشتر دُز ليزين عملكرد را بهبود نميبخشد. درواقع مدل پلاتو با پتانسيل پرنده مطابقت دارد مگر اين?كه عامل ديگري عملكرد را محدود كند.
کيد و فانچر125(2001) نشان دادند كه شرايط آزمايشي ممكن است نتايج را تحت تأثير قرار دهد. آن?ها رشد كمتر و بعداً نياز كمتر را از مواد?غذايي خمير مانند (در برابر تكه?تكهاي) و عرضه كمتر نور بدست آوردند چون جذب غذا را كاهش مي?دهد. همچنين اين احتمال وجود دارد كه مادهي غذايي يك?سري محدودكننده ميشود پيش از آن?كه به سطح بهينه ليزين برسد.
مانسوي126 و همکاران (2004) نشان دادند كه كمبود تِرئونين با ديد ديگري نياز ليزين جوجههاي?گوشتي را تحريك مي?كند. در نتيجه، داده?هاي مورد نياز مشاهده شده در اين تحقيق نبايد به تنهايي در نظر گرفته شوند امّا همواره با سطح عملكرد حاصله رابطه دارند و نيازهاي كمتر با عملكرد كمتر مطابقت دارد. به همين علّت است كه ما امروزه در هر آزمايش به اطلاعات رشد اصلي مراجعه مي?كنيم. به منظور ارزيابي اثرات ليزين رژيم غذايي بر عملكرد جوجههاي?گوشتي، تحقيق علمي انجام شده است. تحقيقاتي كه قبل از سال 1990 انجام شده ناديده گرفته ميشوند. فقط آزمايشاتي كه براي ارزيابي نياز ليزين جوجههاي?گوشتي طراحي شده توأم با حداقل چهار مرحله?ي ليزين و آزمايشاتي كه حداقل اضافه وزن روزانه و جذب مواد غذايي و يا تغيير غذايي را گزارش مي?دهند‌ استفاده شده است.
2-9-10- اثر ليزين بر گوشت ?سينه
آزمايشات متعددي حاكي از‌آن هستند كه افزايش سطح ليزين رژيم غذايي توليد گوشت ?سينه بهبود ميبخشد (لكرك127، 1998؛ ماك128 و همكاران، 1999؛ باربوزا129 و همكاران، 2000). نياز به افزايش توليد گوشت? سينه مساوي يا بيشتر از نياز به افزايش رشد يا كاهش نسبت تغيير مواد غذايي لحاظ شده است. به?طوركلي،‌كارايي ليزين بر تجزيه گوشت ?سينه بيشتر از كل اضافه ?وزن پرنده زنده تأثير دارد. يك توضيح درست ارزيابيهاي بهتر تجزيه?گوشت است، توضيح ديگر نياز مخصوص ماهيچه? سينه به ليزين است. درواقع تيسرود و همکاران(1996 و 2001) نشان دادند كه كارايي ليزين مخصوصاً رشد سينه را كاهش ميدهد،‌ ماهيچهي مذكور فيبرهايي از نوع II دارد. در مقابل نسبتهاي ران و بال كه هر دو نوع فيبر يعني فيبر نوع I و فيبر نوع II را دارند كمتر تحت تأثير قرار مي?گيرند.
تأثير ليزين بر توليد گوشت ?سينه از مرحلهي رشد تا مرحلهي پايان رشد اتّفاق ميافتد (لابادان و همكاران، 2001). به علاوه تأثير ليزين ثابت است، اگر ليزين در مرحلهي رشد كافي نباشد، توليد گوشت ?سينه در کشتار جبران مي?شود، حتي اگر غذاي تمام كننده در ليزين كافي باشد (كيد و فانچر، 2001). اين نتيجه مطابق با دادههاي قبلي است كه هولشيمر و روسينك، (1993) گزارش كرده بودند، آن?ها توليد گوشت ?سينه بيشتر را در سن 49 روزگي همراه با سطح ليزين بيشتر را در دوره استارتر (روزهاي 16-0) بدون توجّه به سطح ليزين رژيم غذايي در دامنهي 10/1 درصد تا 30/1 درصد در دوره بعد ارزيابي كردند. اين ارزيابي ناتواني پرنده را در جبران كمبود مواد غذايي اوّليه در طول مراحل بعدي نشان مي?دهد. واكنش بين ماده?ي غذايي و كيفيت تكنولوژيكي گوشت به سرعت به عنوان موضوع جديد تحقيق، در حال توسعه است. در جوجههاي?گوشتي در حال رشد سريع، فيبرهاي ماهيچهاي قطر بيشتري همراه با نسبت بيشتر فيبرهاي گليكوليتکي دارند و بعداً پتانسيل پروتئوليتکي كمتر در ماهيچه?ها دارند. بعد از ذبح با سرعت بيشتري رشد مي?كنند و منجر به رنگ?پريدگي و كاهش آب گوشت مي?گردند (درانسفيلد و سوسينكي130، 1999).
تيسرود و همكاران، (2002) نشان دادند كه افزايش ليزين PH نهايي و ظرفيت نگهداري آب گوشت? سينه را افزايش مي?دهد. اخيراً بري131 و همكاران (2004) اثرات ليزين بر توليد گوشت ?سينه و كيفيت 30 جوجه لاغرگونهي راس بررسي كردند. جوجه?ها در كنار 22 يا 44 پرنده بين 21 و 42 روز سن نگهداري در لانهي دو متري نگهداري شدند. افزايش تراكم پرنده PH نهايي گوشت را جبران مي?كرد. به غير از شرايط نگهداري، سطح ليزين رژيم غذايي توليد گوشت? سينه را زياد و كمبود آب را كاهش ميداد. در نتيجه بررسي نياز ليزين پرندگان از زمان رشد تا دورهي تمام?كننده حتي مهمتر از توليد قسمتهايي است كه با توليد كل پرنده مقايسه شده است.
2-9-10- اثر جذب ليزين و مواد غذايي
افزايش ليزين در حدي بيشتر از نياز رشد تأثير مهمي بر جذب ماده غذايي ندارد. بالعكس، كمبود ليزين اثرات منفي بر جذب مواد غذايي دارد. در بيشتر آزمايشها، افزايش جذب مواد غذايي از همان مقدار ليزين به?صورت ماكزيمم اضافه وزن بدست آمده است (لکلر132، 1988؛ لابادان و همکاران، 2001).
هان و بکر(1993) در طي مطالعه?اي بيان کردند که تغييرات مربوط به واكنشها ممكن است شامل چند رابطه?ي مختلف با ژنوتيپ باشد. براي مثال لکلر و همکاران (1996) مشاهده كردند كه اشتهاي پرندگاني با لاغري ژنتيكي در مقايسه با پرندگاني با چاقي ژنتيكي ممكن است نسبت به اسيدآمينه?ي نامتعادل حساستر باشد.
2-9-11- روش?هاي مصنوعي توليد ليزين
امروزه به دليل اين?که بخش عمده جيره?طيور از غلات تشکيل شده و اين گروه از مواد غذايي نيز از نظر اسيدهاي?آمينه ضروري به خصوص اسيدآمينه ليزين کمبود دارند، در نتيجه توليد اسيدآمينه ليزين از طريق مصنوعي رايج شد.
تقريباً همه?ي اسيدهاي?آمينه امروزه به صورت تجاري توليد مي شوند.
روش?هاي توليد را مي?توان به صورت زير خلاصه کرد:
1 – هيدروليز پروتئين?ها 2 – روش سنتز شيميايي 3 – روش?هاي ميکروبي (يومانس133، 1985).
از آن?جا که توليد اسيدآمينه ليزين از طريق روش?هاي ميکروبي آسان?تر و مقرون? به?صرفه?تر مي?باشد. اين روش توليد اسيدآمينه رايج?تر است.
روش?هاي ميکروبي عبارتند از : الف) روش افزودن پيش?ساز، ب ) روش آنزيمي، ج) روش تغيير
2-9-12- روش تخميري (توليد مستقيم اسيدهاي?آمينه از منابع کربني)
هدف نهايي توليد ميکروبي اسيدآمينه مي?تواند دست?يابي به اسيدآمينه از طريق منابع کربني ارزان باشد. بنابراين تلاش بيشتر جهت جداسازي سويه?هاي وحشي و موتانت?هاي ژنتيکي اگزوتروف و تنظيمي صورت گرفته است که مي?تواند مستقيماً اسيدهاي?آمينه را از منابع کربني توليد کند (گروو134، 1992).
تخمير، فرايند انرژي?زايي است که در آن ماده?آلي به عنوان هيدروژن?دهنده و هيدروژن?گيرنده عمل مي?کند. اين فعل و انفعال در حقيقت واکنش غير?هوازي?است ولي در صنعت اصطلاحاً به فعل و انفعال شيميايي که کاتاليزور آن ميکرو?ارگانيسم?ها بوده (چه هوازي و چه غير هوازي) تخمير گفته مي?شود(کاظمي، 1372).
در توليد تخميري اسيدهاي?آمينه همه مواد خام طبيعي بوده و يا از نظر زيستي مواد قابل دست?يابي مي?باشند. محصولات جانبي مضر در تخميرهاي اسيدآمينه?اي يافت نشده است. ميکروارگانيسم?ها به کمک سانتريفوژ در اوّلين مراحل فرايند توليد جدا شده و حتي کيفيت پروتئين?ميکروبي به بيش از 50 درصد مي?رسد که مي?تواند آن را خشک کرده و به عنوان خوراک دام و طيور مورد استفاده قرار داد. درضمن محلول زايد پس از جداسازي اسيدهاي?آمينه هنوز مواد مفيد مختلفي دارد مثلاً ترکيبات نيتروژني?آلي و معدني ترکيبات فسفر و نمک?هاي پتاسيم که از آن?ها به عنوان کودهاي حاصل?خيزکننده مزارع استفاده مي?کنند (جان ويلج135، 1987). اسيدهاي?آمينه متعددي به روش تخمير توليد مي?شوند که از مهم?ترين آن?ها ليزين مي?باشد.
در پايان فرايند تخمير پس از سانتريفوژ و جداسازي مايع تخمير از ساير اجزا، به منظور دست?يابي به اسيدآمينه ليزين، مايع مزبور را از رِزين تبادل يوني عبور داده تا L – ليزين جدا گردد آن?گاه اسيدآمينه تلخيص و تغليظ گشته مورد استفاده قرار مي?گيرد. مزيت روش فوق اين است که در تخمير مستقيم، اسيدهاي?آمينه مي?توانند از مواد خام ساده و ارزان قيمت مانند گلوکز، استات، ملاس، سولفات آمونيوم، يا اوره سنتز شوند، امّا توليد وقت?گير است و لازم است ليزين از ديگراسيدآمينهها تشکيل شده و ديگر ناخالصي?هاي مانند سلول?هاي ميکروبي جدا شوند. به علاوه پساب ممکن است باعث آلودگي آب گردد خصوصاً وقتي ملاس به عنوان منبع کربن استفاده شود. روش آنزيمي اين مزيت را دارد که وقت کمتري گرفته و معمولاً از توان توليدي بالايي برخوردار است و پساب و ناخالصي?هاي پيچيده توليد نمي?کند، امّا روش آنزيمي قادر به توليد L – ليزين از مواد ساده نيست (يومانس، 1985).
2-10- مروري بر مطالعات انجام گرفته درباره اسيدآمينه متيونين و اهميت آن در تغذيه طيور
2-10-1- متيونين
نقش متيونين در پروتئين?ها از سه جنبه اهميت دارد: خاصيّت آبگريزي، اکسيداسيون گوگرد و آغاز ساخت پروتئين. گروه متيل انتهايي خاصيّت آبگريزي شديدي به زنجيره ?جانبي متيونين مي?دهد، در نتيجه متيونين يکي از مهم?ترين اسيدهاي?آمينه آبگريز مي?باشد. بنابراين دو سوم دنباله?هاي متيونين در پروتئين?هاي?کروي در جايگاه?هاي آبگريز دروني اين پروتئين?ها قرار دارد (بروسنان136، 2006). ممکن است يک سوم باقيمانده در سطح اين پروتئين?ها يافت شوند. بنابراين، آن?ها به حمله گونه?هاي اکسيژن فعّال حساس هستندکه با اين وصف اتم گوگرد مي?تواند به يک سولفوکسيد تبديل شود (لوين137، 1996). شکل 2-3 اکسيداسيون متيونين پيوند يافته با پروتئين توسط هيدروژن پراکسيد را نشان مي?دهد. لوين و همکاران (1996) اکسيداسيون متيونين را در گلوتامين سينتتاز اکلاي مطالعه کردند. اکسيداسيون متيونين?هايي که در اطراف جايگاه فعال قرار دارند، کمترين اثر را بر فعّاليت کاتاليتيکي آنزيم مي?گذارند. اين دنباله?هاي اکسيدشده متيونين ممکن است توسط آنزيم متيونين سولفوکسيدردوکتاز به متيونين احيا شوند (مسکوويتز138، 2005). بنابراين يک چرخه اکسيداسيون- احيا روي مي?دهد که در اثرآن دنباله?هاي متيونين سطحي توسط گونه?هاي اکسيژن فعّال اکسيد مي?شوند و توسط NADPH احيا مي?گردند ( شکل 2-3 ).

شکل 2-3- اکسيداسيون دنباله?هاي متيونين در پروتئين?ها به متيونين سولفوکسيد و واکنش ترميم پروتئين توسط متيونين سولفوکسيد ردوکتاز(بروسنان، 2007).
متيونين سولفوکسيد?ردوکتاز آنزيمي بحراني مي?باشد.کاهش فعّاليت اين آنزيم در ارتباط با تجمع دنباله?هاي متيونين سولفوکسيد و بيماري?هاي مرتبط با پيري (مانند تحليل اعصاب) مي?باشد (مسکوويتز، 2005). علاوه بر اين اعتقاد بر اين است که اکسيداسيون دنباله?هاي متيونين در سطح پروتئين ممکن است بخشي از يک مسير علامت?دهنده باشد (استادتمن139 و لوين، 2003). متيونين اسيدآمينه آغازکننده سنتز پروتئين?ها در يوکاريوت?ها مي?باشد. -Nفوريل متيونين نقش مشابهي را در اُرگانيسم?هاي پروکاريوت ايفا مي?کند. اغلب اين دنباله?هاي متيونين در مراحل بعدي حذف مي?شوند، که نشان?دهنده نقش ضروري آن?ها در شروع مرحله نسبت به ساختمان پروتئين است (بروسنان، 2007).
2-10-2- متيونين در جيره طيور
به طورکلي متيونين اوّلين اسيدآمينه محدودکننده در جيره طيور است (تسياگبي و همکاران،1987؛ هيئت استانداردهاي ارگانيک ملي،2001). متيونين در جيره پيش?ماده سيستئين است و مقدار آن در جيره به مقدار سيستين حاضر در جيره وابسته است. نيازمندي?هاي متيونين غالباً در قالب متيونين+سيستين بيان مي?شود زيرا در مواقع نياز متيونين به سيستين تبديل مي?شود.
متيونين از لحاظ متابوليکي با سيستين وکولين مرتبط است و براي توليد کراتين?هاي مورد استفاده در رشد پر ضروريست کمبود واقعي در اسيدهاي?آمينه سولفور دار مي?تواند پردرآوري را بهبود بخشد. امّا مطالعه بر روي اثرات متقابل متيونين، سيستين وکولين روي پردرآوري انجام نشده است. غلظت پايين متيونين در جيره?هاي با درصد بالاي ذرت و کنجاله?سويا منجر به استفاده وسيع از مکمل متيونين سنتز شده در طيور گرديد (هيئت استانداردهاي ارگانيک ملي، 2001).
گنجاندن مکمل اسيدآمينه سنتز شده در پرندگان مي?تواند اتلاف ازت را به وسيله کاهش سطح پروتئين?خام جيره کاهش دهد (فرناندز و همکاران، 1994). اسيدهاي?آمينه سنتتيک نسبت به اسيدهاي?آمينه موجود در توالي پروتئين?ها قابليت جذب بيشتري داشته و مي?تواند در حداقل مقدار ممکن نسبت به مقدار کاتابوليزه شده پروتئين، اسيدآمينه محدودکننده را بالانس نمايند. در سال?هاي اخير کمبود متيونين به عنوان يک مسأله اساسي مطرح شده که علت آن افزايش استفاده از پروتئين کنجاله?سويا و انتخاب ژنتيکي پرندگان براي افزايش رشد جوجه?هاي?گوشتي و افزايش توانايي مرغ?هاي تخم?گذار مي?باشد. جيره با پروتئين بالا براي رشد سريع لازم است امّا در عين حال قيمت تمام?شده حداقل نيز از اهميّت خاصي برخوردار است (هيئت استانداردهاي ارگانيک ملي، 2001).
2-10-3- اهميت S-آدنوزيل متيونين و واکنش?هاي متيلاسيون
يکي از جنبه?هاي کليدي نقش متابوليکي متيونين اين است که منبع سياري از گروه?هاي متيل مي?باشد که اين کار را از طريق -S آدنوزيل متيونين انجام مي?دهد. علاوه بر اينS-آدنوزيل به عنوان?دهنده متيل بيولوژيکي ضروري مطرح است. نقش کليدي آن را به عنوان? دهنده متيل، يون سولفونيوم و به ويژه طبيعت الکتروفيليک اتم?هاي کربن مجاور اتم گوگرد ايفا مي?کنند (شکل 2-4). بنابراين سولفونيومي که بار مثبت زيادي پيدا کرده است، انتقال گروه متيل را به يک پذيرنده نوکلئوفيليک تسهيل مي?کند که در نهايت -Sآدنوزيل هوموسيستئين و پذيرنده متيله ايجاد مي?شود( شکل2-4). اين واکنش?ها توسط متيل?ترانسفرازها کاتاليز مي?شوند. يک ويژگي مهم همه متيل?ترانسفرازهاي شناخته شده اين است که توسط محصول خود يعني -Sآدنوزيل هوموسيستئين مهار مي?شوند. حدود 60 درصد متيل?ترانسفراز متفاوت شناخته شده است امّا احتمالا ًتعداد واقعي بيشتر است (کلارک و بانفيلد140، 2001).
متيل?ترانسفرازهاي شناخته شده، دامنه وسيعي از واکنش?هاي متيلاسيون را انجام مي?دهند متيل ترانسفرازها عبارتند از: فسفاتيدل?اتانول?آمين?متيل?ترانسفراز که فسفاتيديل?کولين را سنتز مي?کند،گوانيدينواستات?متيل?ترانسفراز که کراتين را سنتز مي?کند و گلايسين -N متيل?ترانسفراز که در مسير کاتابوليسم متيونين نقش ايفا مي?کند (استاد141 و همکاران، 2006).
اين آنزيم?ها اساساً يا به صورت اختصاصي در کبد بيان مي?شوند که نشان?دهنده نقش بحراني کبد در تعادل گروه متيل مي?باشد. -Sآدنوزيل متيونين وظايف متابوليکي برجسته?اي را انجام مي?دهد. علاوه بر نقشش به عنوان?دهنده گروه متيل، به عنوان منبع گروه?هاي متيلن (براي سنتز اسيدهاي? چرب سيکلوپروپيل)،گروه?هاي?آمينو(درسنتزبيوتين) و گروه?هاي?آمينوپروپيل (براي سنتز پلي?آمين) عمل مي?کند. -Sآدنوزيل متيونين در گياهان به عنوان منبع اتيلن عمل مي?کند،که در فرآيند رسيدگي گياه نقش ايفا مي?کند (فونتکاوا و موليز142، 2004).

شکل 2-4- -Sآدنوزيل متيونين (برسنان، 2007 ).
2-10-4- بررسي متابوليسم متيونين
متابوليسم متيونين شامل سه بخش ترانس?متيلاسيون، دي?متيلاسيون و ترانس?سولفوراسيون مي?باشد (شکل2-5). ترانس متيلاسيون شامل فعّال?سازي متيونين به -Sآدنوزيل?متيونين است که توسط متيونين آدنوزيل?ترانسفراز صورت مي?گيرد. ترانس متيلاسيون با هيدروليز معکوس -Sآدنوزيل هوموسيستئين به آدنوزيل و هوموسيستئين کامل مي?شود (بروسنان، 2007).
سرنوشت متابوليکي هوموسيستئين به گروه?هاي متيل سيار بستگي دارد. آنزيم متيونين?سينتتاز، هوموسيستئين را دوباره متيله کرده و به متيونين تبديل مي?کند، بنابراين اسکلت?کربني اين اسيدآمينه?ضروري حفظ مي?شود. 5-متيل تتراهيدروفولات توسط آنزيم متيلن?تتراهيدروفولات?ردوکتاز توليد مي?شود. متيلن?تتراهيدروفولات?ردوکتاز نقش متابوليکي واحدي را در ايجاد گروه?هاي متيل سيّار جديد(متيل نئوژنزيس) از مخزن تک-کربني بازي مي?کند، بنابراين موجود زنده را در مواقعي که گروه?هاي متيل جيره غذايي (درمتيونين، بتائين و کولين) محدوديت دارند، حفظ مي?کند. متيله شدن مجدد هوموسيستئين به متيونين مي?تواند تحت تأثير بتائين نيز باشد. هوموسيستئين?متيل?ترانسفراز اين آنزيم محدود به کبد در بعضي از گونه?ها محدود به کليه مي?باشد.

شکل 2-5- نماي شماتيک متابوليسم متيونين (برسنان، 2007 )
اين آنزيم بر روي بتائين به عنوان?دهنده متيل عمل مي?کند. بتائين مي?تواند هم از جيره و هم از کاتابوليسم کولين به?دست آيد (ماد و ونگر143، 2007). متيلاسيون مجدد، اساساً توسط نياز به گروه?هاي متيل تنظيم مي?شود. وقتي که مصرف گروه?هاي متيل سيار زياد است نياز به متيلاسيون مجدد کاهش مي?يابد، بنابراين هوموسيستئين احتمالاً بيشتر کاتابوليسم مي?شود، در زمان مصرف محدود متيل اتفاق معکوس رخ مي?دهد (ماد، 1975).
کاتابوليسم متيونين نيازمند مسير انتقال گوگرد است، واکنش?هايي که نيازمند دو آنزيم مي?باشد و سيستئين را از هوموسيستئين به?وجود مي?آورد. ترکيب هوموسيستئين با سِرين منجر به توليد سيستاتيونين مي?شود که توسط آنزيم سيستاتيونين بتا- سينتتاز کاتاليز مي?شود، در مرحله بعد سيستاتيونين به سيستئين، آلفا کتوبوتيرات و آمونياک تبديل مي?شود که اين مرحله توسط آنزيم سيستاتيونين گاما- لياز کاتاليز مي?شود. تبديل هوموسيستئين به سيستئين غيرقابل ?برگشت است. بنابراين متيونين مي?تواند به سيستئين تبديل شود امّا سيستئين نمي?تواند به متيونين تبديل شود. در تحقيقات تغذيه?اي سيستئين اسيدآمينه?غيرضروري است که توسط متيونين کافي در جيره تأمين مي?شود، در صورتي که مصرف سيستئين نمي?تواند جايگزين کمبود متيونين شود. مسير انتقال گوگرد در بافت?هاي محدودي مانند کبد،کليه?ها، روده?کوچک و لوزالمعده وجود دارد. اين مسير نقش مهمي را در تدارک سيستئين براي توليد گلوتاتيون بازي مي?کند (بئاتتي و ريد144، 1980). ممکن است از اين بحث?ها چنين به نظر برسد که کاتابوليسم متيونين مي?تواند توسط ترانس متيلاسيون محدود شود. اگر کاتابوليسم متيونين بيشتر از نياز جهت واکنش?هاي متيلاسيون فيزيولوژيکي باشد، -N متيل ترانسفراز وارد عمل مي?شود. اين آنزيم ضريب Km بالايي براي -Sآدنوزيل متيونين دارد و نسبت به ممانعت?کنندگي -Sآدنوزيل هوموسيستئين تقريباً غيرحساس مي?باشد. اين آنزيم به?صورت يک سيستم ترانس?متيلاسيون با ظرفيت بالا عمل مي?کند که منجر به توليد سارکوزين مي?شود. سارکوزين در ميتوکندري?ها اکسيد شده و توليد گلايسين مي?کند (برسنان، 2007).
يکي از جنبه?هاي مهم متابوليسم متيونين مرتبط بودن آن با وضعيت ويتامين?هاي گروه B مي?باشد. چهار ويتامين در اين مورد دخيل هستند. اسيدفوليک به? صورت 5- متيل تتراهيدروفولات منبع گروه?هاي متيل براي متيونين سينتتاز مي?باشد. 5- متيل تتراهيدروفولات توسط متيلن?تتراهيدروفولات?ردوکتاز که حاوي FAD (مشتق شده از ريبوفلاوين) به عنوان کو- فاکتور است ساخته مي?شود. متيونين سينتتاز يکي از دو آنزيم پستانداران است که حاوي گروه پروستتيک مشتق شده از B12 مي?باشد. پيريدوکسال?فسفات گروه پروستتيک هر دو آنزيم سيستاتيونين بتا- سينتتاز و سيستاتيونين گاما- لياز است. چون همه اين فاکتورهاي مشتق شده از ويتامين?ها از طريق متيلاسيون مجدد و انتقال گوگرد در متابوليسم هوموسيستئين دخيل هستند، کمبود هر کدام ازاين ويتامين?ها مي?تواند منجر به هايپرسيستئينميا شود (استراين145 و همکاران، 2004).
کنترل متابوليسم متيونين پيچيده مي?باشد. اساساً تقسيم?بندي هوموسيستئين بين متيلاسيون مجدد و انتقال گوگرد پيچيده است. مطالعات توازني کلاسيک ماد و پول (1975) بيان مي?دارند که اين توازن با فراهمي گروه متيل تخمين زده مي?شود. تغذيه جيره?اي فقير از نظر گروه?هاي متيل سيار باعث متيلاسيون مجدد هوموسيستئين در مقايسه با کاتابوليسم آن مي?شود، اين در حالي است که تغذيه جيره?اي حاوي مقادير زياد گروه?هاي متيل از ميزان متيلاسيون مجدد مي?کاهد. به نظر مي?رسد که اين تغيير متابوليکي در کبد توسط سطوح سلولي -Sآدنوزيل متيونين از طريق مکانيسم?هاي آلوستريک تنظيم مي?شود. اولاً، ايزوفورم کبدي آنزيم متيونين آدنوزيل ويژگي غيرفعال?سازي پس?خوراند را نشان مي?دهد، اين آنزيم توسط محصول خودش -Sآدنوزيل متيونين فعّال مي?شود. ثانياً -Sآدنوزيل متيونين هم به عنوان فعّال?کننده آلوستريک آنزيم سيستاتيونين بتا- سينتتاز عمل مي?کند و هم ممانعت?کننده آلوستريک آنزيم متيلن?تتراهيدروفولات?ردوکتاز است. بنابراين اين اعمال، اين حقيقت را روشن مي?سازد که زياد مهيا بودن متيونين موجب افزايش ترانس?سولفوراسيون و ممانعت از متيلاسيون مجدد مي?گردد (برسنان، 2007).
يک محل اضافي تنظيم اخيراً آشکار شده است،که توسط تنش اکسيداتيو مشخص مي?شود. اکنون مشخص شده است که مسير ترانس?سولفوراسيون نقش مهمي در توليد سيستئين براي سنتز گلوتاتيون بازي مي?کند (بتي و ريد، 1980).
گلوتاتيون يک مولکول کليدي براي سَم?زدايي پِراکسيدها مي?باشد. تنش اکسيداتيو از طريق افزودن اکسيدانت?ها به هپاتوسيت?ها موجب افزايش جريان ترانس?سولفوراسيون و سنتز گلوتاتيون مي?شود (مشارو و بانرجي146، 2000).
2-10- 5- اثر متيونين بر رشد و عملکرد
در تحقيقي که به وسيله تسياگبي و همکاران147در سال 1987 انجام شد نشان داده شد که وزن بدن در سه هفتگي با افزودن 63% درصد متيونين به جيره?اي که داراي 35 /0 درصد متيونين بود به حداکثر رسيد و نيز نشان داده شد زماني?که سطوح بيشتر از 063/0درصد متيونين به جيره افزوده مي?شود از نظر آماري بهبودي در راندمان استفاده از غذا (غذا : اضافه وزن) ايجاد نمي?کند. اين تحقيق نشان داد که نيازمندي متيونين در جوجه?هاي?گوشتي براي رشد، بيشتر از 413/0 درصد نيست ( 063/0 درصد افزوده شده به 35/0 درصد مواد موجود در جيره پايه). وقتي اسيدهاي?آمينه?گوگرددار در جيره 5/3 درصد پروتئين جيره را تشکيل دهند براي رشد کافي مي?باشند که اين مسأله توسط محققان ديگر نيز مورد تاييد قرار گرفته است. افزودن سيستئين در سطح 203/0 درصد به جيره پايه به طور معني?داري رشد را بهبود بخشيد، امّا سيستئين نتوانست به طور کامل کمبود متيونين را جبران کند که اين امر توسط محققان ديگر به اثبات رسيده است (تسياگبي و همکاران، 1987). همچنين به اثبات رسيده که افزودن متيونين در سطح بالا باعث ايجاد سميّت براي جوجه?هاي?گوشتي شده و کاهش رشد را به دنبال خواهد داشت. افزودن بيش از حد متيونين در يک جيره ممکن است باعث کمبودهايي در اسيدهاي?آمينهي?گوگرد دار شده و ايجاد سمّيت نمايد. خطاها در فرموله کردن جيره ممکن است باعث کمبودهايي در اسيدهاي?آمينهي ديگر شده و ايجاد سميّت نمايد، خطاها در فرموله?کردن جيره يا افزودن مکمل متيونين در سطح40 (گرم بر کيلوگرم) مي?تواند رشد را کاهش دهد (بيکر،1989؛ شوراي تحقيقات ملي ،1994).
افزودن متيونين کمبود ويتامين B6 را تشديد نموده و منجر به کاهش مصرف غذا و رشد مي?شود (اسچيرر و بيکر،2000). ثابت شده که بين اسيدهاي?آمينه وقتي که متيونين جيره در سطوح خيلي بالا باشد بيشترين سمّيت را ايجاد نموده و تغذيه اجباري با جيره داراي متيونين بيش از حد منجر به مرگ جوجه?ها مي?شود (شوراي تحقيقات ملي،1994).
مکمل?هاي اسيدآمينه?اي افزوده شده به جيره پرندگان معمولاً داراي سطوح پايين بوده و در دامنه 5/0- 3/0 درصد جيره قرار مي?گيرند. قابليت حيوان براي تحمّل عدم ?بالانس و بيش?بود اسيدهاي?آمينه به وسيله پروتئين مصرفي تأثير مي?پذيرد به طور نسبي حيواناتي که با سطوح بالاي پروتئين تغذيه مي?شوند قدرت تحمّل بالايي دارند (باتري148 و دي ملو، 1994). به طورکلي کاهش رشد و مصرف غذا در جيره?هاي داراي سطوح بيش از حد پروتئين به کاربرد ناکافي ويتامين B6 نسبت داده مي?شود که براي متابوليسم اسيدهاي?آمينه?سولفوره مورد نياز است (شوراي تحقيقات ملي ،1994).
2-10-6- نقش تغذيه اسيدهاي?آمينه?گوگرددار بر شاخص?هاي خون?شناختي و پروتئين?خون
شاخص?هاي خون?شناختي از آن جهت اهميت دارد که مي?تواند نشان?دهنده تغذيه کافي و در حدِّ? سلامتي پرندگان باشد (بل و استروکي149،1965 ؛ ال مايا150،2006). مکمل متيونين درجيره آغازين جوجه?هاي?گوشتي موجب بهبود معني?دار(P<0/05) شاخص?هايي چون هماتوکريت، تعداد گلبول?هاي?قرمز خون، تعداد گلبول?هاي?سفيدخون، MCHC ، MCH و MCV مي?شود (اولقوبو151 و همکاران، 1986؛ ال مايا، 2006).
2-10-7- اثر متيونين بر ترکيب لاشه
اثرات اسيدهاي?آمينه جيره غذايي بر ترکيب لاشه به 2 طريق توضيح داده مي شود:
1 – با در نظر گرفتن توان?ژنتيکي و عوامل محدودکننده ديگر در يک گونه، ممکن است با افزودن اسيدآمينه افزايش اندکي در رشد پروتئين يا نتيجه اصلاحي در لاشه حاصل ?شود. هر افزايشي باعث بالا بردن نسبت گوشت?سينه و ساير بخش?هاي گوشتي لاشه خواهد شد.
2 – اثرات نسبت پروتئين به انرژي بر چربي بدن
هنگامي?که يک اسيدآمينه محدودکننده نسبت به انرژي افزايش مي?يابد، مقدار چربي بدن کاهش يافته، نسبت ديگر اجزاء لاشه افزايش مي?يابد، به طور کلي با افزايش مقدار اسيدهاي?آمينه، لاشه داراي آب بيشتري خواهد شد که اين مسأله مربوط به افزايش آب لاشه و کاهش چربي آن است. هنگامي?که مقدار اسيدهاي?آمينه پايين باشد، مصرف غذا با استفاده از مکمل?هاي غذايي به حداکثر خواهد رسيد. پس از آن، افزايش اسيدهاي?آمينه جيره با کاهش مصرف غذا همراه خواهد بود (فيشر152، 1994).
مکانسيم ديگر براي توضيح تأثير اسيدهاي?آمينه و مقدار پروتئين?خام بر ترکيب لاشه اين است که مقدار زيادي پروتئين?هاي کم?کيفيت باعث کاهش? چربي?لاشه مي?گردند. اگر نياز انرژي براي نگه?داري مورد نظر قرار گيرد، با يک غذاي مناسب باعث رشد منفي چربي در جوجه?هاي گوشتي شود (فيشر، 1994).
در مطالعه انجام شده در سال 1993 که در آن خروس نژاد راس از سن 14 تا 38 روزگي استفاده گرديد و دي- ال- متيونين در سطوح مختلف به جيره پايه شامل ذرت و کنجاله?سويا افزوده شد، نتايج حاکي از آن بود که افزودن دي- ال- متيونين به جيره پايه، نه تنها بر روي ضريب?تبديل و رشد تأثير گذاشت بلکه بر روي گوشت ?سينه موثر بود.
بررسي?هاي اقتصادي داده?ها در مورد پاسخ افزودن مقادير اسيدهاي?آمينه گوگرددار نشان داده است که کسب سود اضافي از اين طريق امکان?پذير مي?باشد. در شرايط کنوني اروپا ، نياز به اسيدهاي?آمينه?گوگرددار به طورکلي براي بهينه نمودن ضريب تبديل غذايي به ميزان 84/0 درصد مي?باشد امّا اين مقدار براي بدست آوردن حداکثر سود شامل گوشت ?سينه، 88/0 درصد بوده است. نتايج آزمايشات نشان?دهنده حساسيت بازده گوشت ?سينه نسبت به کل مقدار اسيدهاي?آمينه گوگرددار در جيره مي?باشد (فيشر،1994).
2-10-8- اثر متيونين روي افزايش وزن
به نظر مي?رسد که تغييرات اندک (تا 6%) سطح متيونين جيره تأثير چنداني بر افزايش وزن جوجه?هاي?گوشتي در مراحل مختلف پرورش ندارد (بومگاردت و بيکر و هيل153، 1973؛ بورن استين و ليپستاين154، 1975)، ولي تغييرات بيشتر متيونين جيره مي?تواند اثرات معني?داري بر افزايش وزن داشته باشد (سکيز و نشيم155، 1975؛ سامرز و آتکينسن156، 1992؛ موران157، 1996؛ ويرا158، 2004؛ رابين159، 2007).
2-10-9- اثر متيونين روي مصرف غذا و ضريب?تبديل? غذا
تغييرات سطوح اسيدهاي?آمينه?گوگرد دار جيره در حد مارژينال تأثير چنداني بر مصرف?غذا و ضريب?تبديل ندارد، ولي کاهش بيشتر (20 تا 30 درصد) سطوح اسيدهاي?آمينه?گوگرد دار جيره موجب افزايش مصرف ?غذا و ضريب?تبديل مي?شود (سکيز و نشيم، 1975؛ سامرز و آتکينسن، 1992؛ موران، 1996).
2-10-10- اثر متيونين روي درصد وزن لاشه و درصد وزن سينه
تغييرات سطح اسيدهاي?آمينه گوگرد دار جيره جوجه?هاي?گوشتي موجب تغيير وزن و درصد لاشه مي?شود (کارو160 و هيل، 1961؛ بورن استين و ليپستاين، 1975؛ کول و هارسيگن161، 1989). مشخص شد که وقتي سطح متيونين به علاوه سيستين قابل هضم در جيره جوجه?هاي?گوشتي در حال رشد از 75/0 درصد بيشتر شود، افزايشي در درصد سينه مشاهده نخواهد شد (پيسک162، 1996).
در اغلب تحقيقات، مکمل متيونين تأثيري بر پروتئين?کل و آلبومين?سرم خون در 21 روزگي نداشت (پراب هاکاران163 ، 1996؛ چاتوپادهي164، 2006). در آزمايش چاتوپاديا و همکاران (2006) مصرف سطوح مختلف متيونين در جوجه?هاي?گوشتي اثري بر روي پروتئين کل و آلبومين خون نداشت، که نشان دهنده سلامت پرندگان مورد آزمايش مي باشد. همين نتايج توسط ال مايا (2006) بدست آمد.
2-11- معرفي پارامترهاي مورد مطالعه (فلور ميکروبي و پارامترهاي خون)
2-11-1- مروري بر اهميت مطالعات انجام?گرفته بر ميکروفلواراي روده
وجود پاتوژن?هاي بيماري?زا به دو طريق صنعت ?پرورش?طيور را تهديد مي?کند. از يک?سو موجب بروز بيماري در طيور شده و از سويي ديگر به طور غيرمستقيم باعث ايجاد مسموميت?غذايي در انسان مي?شود(تومک165، 1998). در چند دهه اخير تعداد زيادي از افزودني?هاي?خوراکي در صنعت ?پرورش?طيور مورد استفاده قرارگرفتند. امروزه دستکاري جيره?غذايي و جمعيّت ?ميکروبي ساکن دستگاه?گوارش حيوانات?اهلي به وسيله افزودني?هاي غذايي به عنوان يک ابزار مهم براي بهبود عملکرد جوجه?گوشتي و بازده خوراک محسوب مي شود(کولينگتون166، 1994). حدود 80 درصد حيوانات?اهلي با هدف بهبود عملکرد يا درمان داروئي با ترکيبات ?مصنوعي تغذيه مي?شوند ( لي167 وهمکاران، 2001).
سلامت دستگاه?گوارش از جمله عواملي است که عملکرد طيور و در نتيجه اقتصادي? بودن پرورش?طيور تابع آن است. جمعيت ميکروبي ?روده نقش مهمي را در سلامت دستگاه?گوارش ايفا مي?کند. جمعيت ?ميکروبي دستگاه?گوارش شامل ميکروب?هاي g+ و g- است که در پرندگان سالم، بين جمعيت?هاي? ميکروبي گرَم168 مثبت و گرَم منفي در يک PH ايده?آل توازن وجود دارد و دستگاه?گوارش سالم داراي جمعيت ?غالبي از باکتري?هاي گرم?مثبت است (دي?هاوال169، 2005). جمعيت ?ميکروبي مطلوب روده?اي اجازه رشد بهينه را به طيور مي?دهد، از آن?جايي که باکتري?هاي مفيد و بيماري?زا در دستگاه?گوارش با يکديگر در ارتباط معکوس?اند، بنابراين هر گونه تغييري در جمعيت ?ميکروبي داخلي از طريق جيره يا استرس?هاي محيطي مي?تواند زيان?بار باشد.
زماني?که حيوان يک دوره استرس يا بيماري را سپري مي?کند جمعيت? ميکروبي ?مفيد و همزيست روده کاهش مي?يابد و اين گونه رخدادها به عوامل بيماري?زاي فرصت?طلب اجازه مي?دهد تا به يک آستانه مشخصي تکثير يابند که در نهايت منجر به وقوع علائم باليني بيماري?هاي روده?اي مي?شود (يانگ170 و همکاران،2009).
فلورميکروبي دستگاه?گوارش در حيوانات مختلف متفاوت است که تا حدودي ناشي از جيره متفاوت حيوانات و نيز شرايط فيزيکوشيميايي متفاوت دستگاه?گوارش است (آپاجلاهتي171 و همکاران، 2004). همانند بسياري از موجودات زنده فلورميکروبي دستگاه?گوارش طيور شامل ميکروارگانيسم مفيد و مضر مي?باشند که يا وفق?يافته دستگاه?گوارش بوده و يا اين که از محيط پيرامون خود منشأ گرفته?اند.
دستگاه?گوارش طيور اکوسيستم پيچيده?اي است که جمعيت متنوعي از چند صد گونه باکتري?يايي در آن تجمع دارند (اسميوليکووسکا172، 2006). بخش اصلي فلورميکروبي دستگاه?گوارش طيور را باکتري?ها تشکيل داده و قارچ?ها، ويروس?ها، تک?ياخته?اي?ها و نظاير آن اهميت کمتري در اين زمينه دارند. باکتري?هاي بومي دستگاه گوارش طيور براي سلامت پرندگان مهم هستند (فن درويلن173، 2002). فلورميکروبي دستگاه?گوارش طيور معمولاً متحرک و پويا بوده و در بخش?هاي مختلف گوارش حرکت مي?کنند، به طوري که اجزاي ميکروبي محتويات کلوآک و مدفوع، تابع فلور ميکروبي روده?کور ، روده?باريک و حتّي چينه?دان است.
با توجّه به اسيديته?ي بالاي محيط چينه?دان، باکتري?هاي کمي قادر به بقاء در اين محيط بوده و بنابراين معمولاً تنوع و جمعيّت ميکروبي کمتري در اين بخش نسبت به روده?باريک و روده?کور وجود دارد. بيشتر باکتري?هاي چينه?دان از گروه لاکتوباسيلوس?ها174 و به ميزان کمتري از تنوع استرپتوکوکوس‌ها175 و اشريشاکلاي176 هستند. سنگدان و پيش?معده هم اسيديته بسيار بالايي داشته و به همين دليل باکتري?هاي کمي قادر به بقاء در اين محيط هستند.
متنوع?ترين و بيشترين جمعيّت باکتري?يايي دستگاه?گوارش?طيور در روده?کور ديده مي?شود يعني حدود 1011 باکتري در هر گرم محتويات روده?کور. يکي از جمله دلايل اين موضوع بالا بودن مدّت زمان توقّف محتويات روده?کور در اين قسمت است. بيشتر باکتري?هاي روده?بزرگ از گروه لاکتوباسيلوس?ها، بي?هوازي?هاي اجباري و ميزان کمتري از نوع اشريشاکلاي و استرپتوکوکوس هستند (تنسک177 و همکاران، 2000). متجاوز از 2000 گونه مختلف باکتري?يايي از دستگاه?گوارش جوجه?ها جدا شده?اند (جوزفياک178 و همکاران، 2004).

2-11-1-2- بررسي اهميت روده?کور (سکوم) بر روي ميکروفلوراي روده
2-11-1-2-1- ساختار روده?کور
روده?کور به صورت دو ته?کيسه است که از راست?روده منشأ گرفته و بلافاصله پس از محل اتّصال روده?باريک و راست روده قرار دارد. روده?کور جوجه?ها داراي سه بخش نزديک، مياني و دوراست (استرانگ و بران179، 1989).
بخش نزديک داراي پُرزهاي توسعه? يافته و طويل، ميکروويلي?هاي متعدد، سلول?هاي?لنفاوي و تعداد زيادي سلول ?جامي?شکل در بافت ?پوششي هستند. ديواره بخش مياني?روده?کور نازک و داراي چين?خوردگي?هاي ?طولي توسعه ?يافته?اي هستند. اين چين?خوردگي?ها در بخش دور روده?کور توسعه کمتري دارند و پرزهاي کوتاه و صاف به همراه تعداد کمي سلول? جامي شکل هستند. محل تلاقي روده?کور، ايلئوم و رکتوم توسط ماهيچه?اي ممتد احاطه شده است که در تنظيم ورود و خروج مواد مغذي نقش دارند (مهدي و مک ليلاند180، 1988). تخليه آهسته محتويات روده?کور سبب رشد بيشتر باکتري?ها در اين بخش مي?شود.
استيون181و هيوم182 (1998) انجام مطالعه مقايسه?اي روي روده?کور پرندگان دريافتند که بيشترين توسعه روده?کور به پرندگاني تعلق دارد که دانه?خوار هستند يا از جيره?هايي حاوي الياف خام يا کيتين گياهي استفاده مي?کنند.
2-11-1-2-2- نقش روده?کور درهضم
انقباض?هاي روده?کور سبب حرکت مواد غذايي در روده?کور مي?شود. روده?کور در جوجه?ها سبب بازجذب آب و تا حدودي هضم فيبر و هومئوستازي ازت مي?شود. باکتري?هاي روده?کور از اسيداوريک بازگشتي ادرار به روده?کور به عنوان منبع ازت استفاده و آمونياک توليد مي?کنند تا صرف رشد باکتري يا جوجه ?شود (ماسکي183، 1987).
معمولاً آب، الکتروليت?ها و ميکرومولکول?ها از روده?باريک وارد روده?کور شده و ماکرومولکول?ها از روده?باريک وارد راست?روده مي?شوند. بخشي از مواد مغذي هم که از روده?باريک وارد روده?کور نمي?شوند، با ورود به راست?روده امکان بازگشت به روده?کور را دارند (کلينچ و ماتياس184، 1995). روده?کور محتوي باکتري?هاي بي?هوازي?اجباري هستند که به بافت?پوششي?روده چسبيده و از آن خارج نمي?شوند. يک لايه باکتري?هاي گرم منفي به مخاط بافت پوششي روده?کور چسبيده و در تخمير مواد مغذي نقش دارند. با توجّه به بسته ?بودن روده?کور، محتويات آن زمان بيشتري در آن باقي مانده و لذا باکتري?هاي روده?کور فرصت بيشتري براي تأثيرگذاري خواهند داشت. البته با همه اين مشاهدات روده?کور جوجه?ها تنها 4-3 درصد احتياجات انرژي حيوان را تأمين مي?کند (جورجنسن185 و همکاران، 1996).
تاکنون نقش روده در تجزيه ميکروبي برخي کربوهيدرات?ها (جورجنسن186 و همکاران، 1996؛ جيمرز187 و همکاران، ، 2002)، بازجذب آب ساخت ميکروبي ويتامين?ها (کواتس188 و همکاران، 1968)، هضم? و جذب کلسترول (تورتئورا189و همکاران، 1975)، تجزيه ترکيبات ازت?دار(گلدستين190، 1989) و غيره به خوبي ثابت شده است.
2-11-1-2-3- جمعيّت باکتريايي روده?کور
در جوجه?هاي?گوشتي بيشترين تراکم باکتري?ها در روده?کور ثبت شده?است (حدود1011 باکتري در هر گرم محتويات گوارشي). پيچيدگي جمعيّت ?ميکروبي دستگاه?گوارش از دوران نوزادي تا بزرگسالي در همه موجودات افزايش مي?يابد (لو و همکاران191، 2003). ضمن اين?که از ابتدا تا انتهاي روده?کور پيچيدگي جمعيت ?ميکروبي روده بيشتر مي?گردد (گنگ و همکاران192، 2002). بخش عمده باکتري?هاي روده?کور را باکتري?هاي بي?هوازي?اجباري تشکيل مي?دهند و مقدار باکتري?هاي بي?هوازي?اختياري به ندرت از 109 باکتري در هر گرم محتويات گوارشي تجاوز مي?کند. باکتري انتروکوکوس?فيکاليس معمولاً تا چند روز پس از تفريخ جوجه?ها در روده?کور آن?ها غالب است امّا در جوجه?هاي?گوشتي بزرگ?تر باکتري?هاي بي?هوازي?اجباري غالب مي?شوند (پس از40 روزگي باکتري?ها به حالت تثبيت مي?رسند) که در اين مرحله شامل کوکسي193 گرم مثبت، باسيلوس194، جنس بيفيدوباکتر‌ها195، جنس کلستريديوم196، جنس استرپتوکوکوس‌ها، اشريشياکلي، جنس باکتريوئيدس197 و جنس لاکتوباسيلوس هستند (بارنز و همکاران198، 1972).
2-11-1-3- معرفي جمعيت فلور ميکروبي و نقش آن?ها در دستگاه?گوارش
در يک تقسيم?بندي?کلي جمعيت ?ميکروبي ساکن دستگاه?گوارش را به دودسته?کلي تقسيم کرده?اند: ميکروارگانيسم?هاي بومي مانند لاکتوباسيل?ها و باکتروئيدها که سرانجام يک ارتباط همزيستي و رو به تکامل با ميزبان برقرار مي?کنند و ميکروارگانيسم?هاي غيربومي مانند اکلاي و کلستريديوم که عامل بالقوه بيماري هستند.
جمعيت ?ميکروبي طبيعي از ميکروب?هاي فوق الذکر و ميکروارگانيسم?هاي غيرروده?اي با منشأ محيطي تشکيل شده?اند (افشار مازندران و همکاران، 1381). جمعيت? ميکروبي متنوع و پيچيده?اي در سراسر دستگاه?گوارش وجود دارد امّا پيچيده?ترين جمعيت? ميکروبي در چينه?دان و روده?کور شناسايي شده است. جمعيت ?ميکروبي چينه?دان شامل تعداد وسيعي از لاکتوباسيل?ها و تعداد اندکي کلي?فرم?ها199، و استرپتوکوک?ها200 است. قسمت?هاي بالايي دستگاه?گوارش به طور غالب توسط باکتري?هاي بي?هوازي ?اختياري اشغال شده است در حالي که روده?کور اساساً محل باکتري?هاي بي?هوازي?اجباري است (فولر201، 1989). اسيديته بخش آغازين دستگاه?گوارش بين 3 و 5 و داراي تراکم باکتريايي103 و 105 cfu/g در ناحيه چينه?دان، سنگدان و دئودنوم است و گونه?هاي باکتري?يايي مقاوم به اسيد مانند لاکتوباسيل202 به عنوان گونه?هاي باکتري?يايي اصلي اين بخش به شمار مي?آيند. پيش?تر به سمت روده?کوچک اسيديته به 6/5 و 7/5 تغيير مي?يابد و تراکم باکتري?يايي به بين 108 و109 افزايش مي?يابد. در اين بخش گونه?هاي اصلي باکتريايي لاکتوباسيل، کلستروديا203، استرپتوکوک و آنتروکوک?ها204 هستند.
در قسمت انتهايي دستگاه?گوارش اسيديته به بيش از 7 و تراکم باکتري?يايي به1010 تا1012 افزايش مي?يابد. در اين قسمت جمعيت? ميکروبي بي?هوازي با گونه?هاي کلستروديا، فسي باکتريا205، باکتروئيد، کلي?فرم?ها و فکال استرپتوکوک?ها وجود دارند.
2-11-1-3-1-کلي?فرم?ها
باکتري?هاي کلي?فرم به عنوان يک شاخص براي تعيين کيفيت بهداشتي خوراک و آب استفاده مي?گردد. کلي?فرم، باکتري?هاي کُروي ?شکل،گِرم منفي، غيراسپورزا بي?هوازي اختياري هستند که مي?توانند لاکتوز را با توليد اسيد و گاز در دماي 35 تا 37 درجه سانتي?گراد تخمير نمايند.کلي?فرم?ها در محيط آبي، خاکي و گياهان و به تعداد زياد در مدفوع حيوانات خون?گرم يافت مي?شوند. وقتي تعداد کلي?فرم?ها به بيش از حدِّ نرمال برسد مي?توانند باعث ايجاد برخي بيماري?ها در انسان و حيوان شوند. اين باکتري?ها خيلي آسان در شرايط آزمايشگاهي کشت داده شده و شامل يک?سري از باکتري?ها از جمله: دي سيتروباکتر206، انتروباکتر207، ،اشريشيا208، کلبسيلا209 و غيره مي باشند(فنگ 210و همکاران، 2002). بنابراين وجود آن?ها مي?تواند براي تعيين ديگر ارگانيسم?هاي بيماري?زا مورد استفاده قرار گيرد.کلي?فرم?هاي مدفوع مي توانند با وجود نمک?هاي? صفراوي يا ساير عوامل?سطحي رشد کنند. کلي?فرم?هاي موجود در مدفوع يک گونه ممکن است با گونه?هاي ديگر متفاوت باشد (دي?هاوال و همکاران، 2005).

2-11-1-3-2- اِشريشياکُلي
يک باکتري گرم ?منفي،کروي ?شکل، بي?هوازي ?اختياري و غيراسپورزا است. سلول?هاي اين باکتري در حدود دو ميکرومتر طول دارند (کوبيتشک211، 1990). حداکثر رشد اين باکتري در دماي 37 درجه سانتي?گراد بوده امّا برخي سويه?هاي آزمايشگاهي در دماي بالاي 49 درجه سلسيوس نيز تکثير مي?شوند(فوتادارت212، 2005). اين باکتري معمولاً در روده?کوچک حيوانات خون?گرم يافت مي?شود. بعضي سويه?هاي اشريشاکلاي باعث توليد سموم مي?شود (وگت213و همکاران، 2005). سويه?هاي بي?ضرربخشي از فلورميکروبي دستگاه?گوارش را تشکيل داده و مطالعات حاکي از اين است که مي?توانند با توليد ويتامين K2 از استقرار باکتري?هاي بيماري?زا در روده ممانعت نمايند (ريد214و همکاران، 1990). سلول?هاي اشريشياکلي بخش عظيمي از مدفوع را تشکيل داده و سرايت از طريق مدفوع يکي از راه?هاي اصلي است که گونه?هاي بيماري?زاي باکتري توليد باکتري مي?کنند. البته سلول?هاي باکتري در محيط? بيروني بدن نيز زنده مي?مانندکه براي تست نمونه?هاي محيطي از لحاظ آلودگي به مدفوع مي?توان از آن استفاده کرد (تامپسون215، 1997). سويه?هاي سمي اشريشياکلي مي?توانند در روده دستگاه گوارش و مجاري ادراري آلودگي ايجاد کنند (ژاکسي بايوا216 و همکاران، 2011). انتقال سويه?هاي بيماري?زا از اشريشياکلي اغلب از طريق مدفوع صورت مي?گيرد و در طيور مي تواند علّت انواع مختلفي از بيماري?هاي ناشي از اشريشياکلي را کُلي?باسيلوس217، مي?نامند که? مي?تواند انواع گونه?هاي?? طيور? را درگير? کند (هون استين218و همکاران، 2003).
2-11-1-3-3- لاکتوباسيلوس اسيدوفيلوس219
لاکتوباسيلوس اسيدوفيلوس يک گونه تخميرکننده محسوب مي?شود که قندها را به اسيدلاکتيک تخمير مي?کند. اين باکتري در PH پايين رشد مي?کند و در دماي 37 درجه سانتي?گراد حداکثر رشد را دارد. اين باکتري به طور طبيعي در دستگاه گوارش انسان و حيوان وجود دارد. بعضي سويه?هاي آن پروبيوتيکي هستند. گزارش توليد اسيد توسط لاکتوباسيلوس روي عدم آلودگي?قارچي در اين ناحيه اثر مفيد داشته است (ليجونق220 و همکاران، 2006). سويه?هاي لاکتوباسيلوس به عنوان عامل سلامتي و به عنوان شاخصي براي بهبود ميکروفلور روده در نظر گرفتند و علّت آن را مي?توان مکانيسم?هايي دانست که به مهار پاتوژن مي?پردازند:
1-رقابت براي تشکيل کُلُني
2-رقابت براي تغذيه
3- رقابت براي تحريک سيستم?ايمني
4- مهار باکتري?هاي گرم منفي با توليد لاکتوسيدن و اسيدولين و مهار باکتري?هاي گرم مثبت با توليد اسيدوفيلين (ريد و همکاران، 1990).
2-11-1-3-4- انتروکوک
جنس مهمي از کوکسي?هاي گرم مثبت است که به صورت جفت (ديپلوکوک) يا زنجيره‌هاي?کوتاه ديده مي‌شوند. تمايز انتروکوک‌ها از استرپتوکوک‌ها از روي ويژگي‌هاي ظاهري، بسيار مشکل است. دو گونه مهم همزيست از انتروکوک در روده انسان (مدفوع) عبارتند از : انتروکوکوس?فيکاليس221 ??% تا ??% و انتروکوکوس?فاسيوم222، ?% تا ??% ساير گونه‌هاي انتروکوک که به ندرت ايجاد بيماري مي‌کنند (گيلمور223و همکاران ، 2002).
انتروکوک‌ها بي?هوازي ?اختياري هستند و اسپور توليد نمي‌کنند. آن‌ها گستره بزرگي از شرايط محيطي را تحمّل مي‌نمايند: دماي ?? تا ?? درجه سانتي?گراد، PH از ? تا?? و غلظت‌هاي بالاي کلريدسديم. انتروکوک‌ها بر روي آگار خون?دار گوسفندي هموليز گاما ايجاد مي‌کنند (اشليفر224،1984). اعضاي جنس انتروکوک تا سال ???? همراه با استرپتوکوک گروه دي طبقه بندي مي‌شدند. آناليز ژنومي انتروکوک‌ها نشان داد که آن‌ها جنس متفاوتي از استرپتوکوک‌هاي D هستند. از ديدگاه پزشکي، انتروکوک‌ها از نظر مقاومت آنتي?بيوتيکي?ذاتي اهميت دارند (فيشر و فيلپس225،2009). برخي از انتروکوک‌ها به?طور ذاتي به آنتي?بيوتيک‌هاي بتالاکتام (پني?سيلين، سفالوسپورين‌ها و کارباپنم) و آمينوگلوکوزيدها مقاوم هستند (تانگر226 و همکاران ، 2004).
2-11-2- مروري بر مطالعات انجام گرفته روي پارامترهاي خون
خون، بافت? سيالي است که از مايعي به نام پلاسما که در برگيرنده نمک?ها، ترکيب?شيميايي و سلول?هاي?خوني است تشکيل شده است. خون نقش ?هاي زيادي را بر عهده دارد از جمله?ي آن?ها مي?توان به اين موارد اشاره کرد: جذب و انتقال موادغذايي از دستگاه?گوارش به بافت?هاي گوناگون بدن، انتقال گازهاي خون به بافت?ها و برعکس، دفع مواد زائد ناشي از متابوليسم، انتقال هورمون?هاي توليد شده به وسيله غدد درون?ريز و تنظيم مقدار آب بافت?هاي? بدن است، هم?چنين خون نقش مهمي در تنظيم درجه حرارت طبيعي بدن دارد (آناتولي227،? 2001).
در جوجه?هاي?گوشتي ميزان مطلوب بعضي پارامترهاي خوني عبارتند از : کلسترول بين mg/dl 275- 125 و براي گلوکز بين mg/dl260-130 و براي اوريک اسيد mg/dl 5/2-1 و براي تري?گليسريد mg/dl 27 (کبير، 2002). ميزان ازدياد غلظت بيش از اندازه در برخي از پارامترهاي خوني مانند کلسترول و تري?گليسيريد در گوشت طيور موجب نگراني در مصرف?کنندگان مي?شود زيرا مي?تواند براي سلامتي انسان نيز مشکل?ساز باشد (آناتولي، 2001).
2-11-2-1- ليپوپروتئين?ها
ذراتي هستند که در ساختمان آن?ها ليپيد و پروتئين وجود دارد. در انتقال چربي?ها از روده به بافت چربي و کبد و نيز از کبد به ساير بافت?ها نقش دارند. در قسمت مرکزي آن?ها چربي?هاي کاملاً غيرقطبي (تري?گليسريدها و استرکلسترول) و در قسمت محيطي آن?ها چربي?هاي آمفي?پاتيک(فسفوليپيدها و کلسترول آزاد) وجود دارد. پروتئين?هاي موجود در ليپوپروتئين?ها يا سطحي هستند(آپوC و آپوE) که به راحتي بين ليپوپروتئين?هاي مختلف جابه?جا مي?شوند و يا عمقي هستند(آپوB100 و B48) و نمي?تواننداز يک ليپوپروتئين به ديگري بروند (لنينجر228،2000).
2-11-2-1-1- اهميت باليني ليپيدها
مهم?ترين ليپيدهايي که به طور روزمره در آزمايشات مربوط به پارامترهاي خون اندازه?گيري مي?شود عبارتند از کلسترول و تري?گليسريد. براي اندازه?گيري کلسترول روش?هاي شيميايي (مانند سالکوفسکي، روش ليبرمان-بورشارد و …) و نيز روش?هاي آنزيمي وجود دارد. روش آنزيمي ارجح است.
ميزان کلسترول?خون بر حسب سن، جنس، حالات فيزيولوژيک تغيير مي?کند. از آن جا که کلسترول?پلاسما توسط ليپوپروتئين?هايي چون LDL وHDL حمل مي?شود، اندازه?گيري اين ليپوپروتئين?ها نيز اهميت باليني دارد.
LDL وسيله جذب کلسترول به بافت?ها و HDL وسيله برداشت کلسترول اضافي بافت?هاست. به همين دليل افزايش غيرطبيعي نسبت LDL/HDL، همراه با افزايش جذب کلسترول به بافت?ها و نيز تسريع ايجاد پلاکت?هاي داخل عروق مي?باشد و ريسک بروز بيماري?هاي انسدادي شريان?ها را نشان مي?دهد. به LDL، کلسترول بد(ريسک فاکتور) و به HDL، کلسترول خوب(آنتي ريسک فاکتور) مي?گويند.
هورمون?ها نيز بر تنظيم ميزان کلسترول خون موثرند. غلظت تري?گليسريدهاي پلاسما نيز تحت تأثير تغذيه، سن، جنس قرار مي?گيرد. تري?گليسريد پلاسما بيشتر از سرم است چون در اثر انعقاد مقداري از آن درساختمان لخته?گير مي?افتد (هارپر229،2000).

نام اختصاري
نام کامل
محل و زمان ساخت
محل متابوليسم
نوع آنزيم موثر در کاتابوليسم و کوفاکتور آن
محصول حاصل ازمتابوليسم
نوع آپوها
چربي?هاي اصلي
محل برداشت و تجزيه
ميزان پروتئين (درصد)
Chy
(VVLDL)
کيلوميکرون(گاما ليپوپروتئين)
روده- هنگام مصرف غذاي چرب
خون
ليپوپروتئين ليپاز+ ( (CII
باقي?مانده Chy
A، CII، E، B48
تري?گليسريدهاي رژيم غذايي
کبد- توسط رسپتور آپو E
2-1
VLDL
ليپوپروتئين با دانسيته بسيارکم(پره بتا ليپوپروتئين)
کبد- دائم، خصوصاً هنگام سيري
خون
ليپوپروتئين ليپاز+ ((CII
IDL
CII، E، B100
تري?گليسريدهاي ساخته شده توسط کبد
کبد- توسط رسپتور آپو B100 و E ، سرنوشت ديگر IDL تبديل شدن به LDLدر جريان خون است.
10-7
LDL
ليپوپروتئين با دانسيته کم(بتا ليپوپروتئين)
خون- دائم
انواع سلول?هاي حاوي رسپتور B100
آنزيم?هاي ليزوزومي
کلسترول
B100
کلسترول
انواع سلول? حاوي رسپتور B100
21
HDL
ليپوپروتئين با دانسيته بالا(آلفا ليپوپروتئين)
کبد- دائم
خون
LACAT(A1)
کلسترول
A1، E، D، LACAT، CII
کلسترول

57-33

فصل سوم:
مواد و روش?ها

فصل سوم: مواد و روش?ها
3-1- محل اجراي آزمايش
اين آزمايش در سالن پرورش طيور دانشکده علوم?کشاورزي دانشگاه آزاد اسلامي واحد رشت، واقع در کيلومتر 10 جاده لاکان، در تاريخ 12 آبان 1390 خورشيدي انجام شد.

شکل 3-1- عکس هوايي محل پژوهش
3-2- موقعيت و ابعاد سالن
سالن در موقعيت جغرافيايي 16668/37 شمالي و 55218/49 شرقي کره? زمين(شکل 3-1) قرار گرفته است. محل سالن ?پرورش در قسمت غربي دانشکده?کشاورزي است. سالن به صورت يک ساختمان دو طبقه که يک سالن پرورش?طيور براي پروژه?هاي تحقيقاتي است. سالن به ابعاد 40 ×20 متر داراي 6 هواکش با قدرت مکندگي?هواي 1400 مترمکعب قرار است که 5 هواکش در عرض?سالن و 1 هواکش در طول سالن قرار دارد. همچنين تعداد 5 پنجره نيز در عرض سالن قرار گرفته است که جهت هوارساني از آن?ها استفاده مي?گردد. داراي سيستم گرمايشي هيتر با سوخت نفت?گاز مي?باشد.
فارم مورد نظر علاوه بر سالن?پرورشي داراي يک اتاق استراحت و رَختکن مورد نظر، اتاقي براي قرار دادن ابزارکار براي دوره پرورش و ملزومات آزمايشگاهي و در نهايت اتاقي براي آماده?سازي و نگه?داري جيره?هاي آزمايشي است.
قابل ذکر است که کشتار و تفکيک لاشه و آزمايشات فلورميکروبي مجموعاً در سالن تشريح و آزمايشگاه?هاي داخل دانشکده صورت گرفت.
3-3- آماده سازي سالن?پرورش
براي آماده سازي سالن جهت اجراي اين پروژه، اقدامات گوناگوني صورت پذيرفت که به ذکر جزئيات آن به صورت خلاصه پرداخته مي?شود.
اوّلين گام نظافت و شست?وشوي کامل سالن و آب?خوري?ها و دان?خوري?ها است، پس از آن با استفاده از محلول ضدعفوني مولتي فِنُليک 5/20% (به نسبت 1:125 و 1:250) کل سالن ضدعفوني شد. پس از خشک شدن سالن مجدداً با محلول اسيدي آب? و بِتادين که شوينده? اسيدي بود ضدعفوني گرديد. دان?خوري?ها در محلول ضد عفوني بنزالکونيم کلرايد 20% (ژرموکيلر) غوطه ور شدند. بعد از اين مرحله، کف سالن، آب?خوري?ها و دان?خوري?ها با آب شست?وشو داده شدند.
گام دوم شعله?دهي بود. در مرحله قبل با فاصله يک الي دو روز که سالن کاملاً خشک شد. شعله?دهي به منظور از بين بردن عوامل بيماري?زا صورت پذيرفت. کف سالن، ديوارها، درب، پنجره?ها و تمامي قسمت?هايي که در اثر حرارت شعله آتش تخريب نمي?شدند، شعله?دهي گرديدند.
گام سوم آهک?پاشي بود. ديوارها و کف? سالن و مسير راهروها کاملاً آهک?پاشي شد.
گام چهارم گازدهي سالن بود. در اين مرحله تمامي دَرزها، پنجره?ها و تهويه?ها پوشانده شده تا جلوي خروج گاز گرفته شود. سپس با گاز فرمل گازدهي شد. نحوه گازدهي به اين صورت بود که از سه ظرف براي قرار دادن مواد توليدکننده ?گاز استفاده شد که در انتها، وسط و ابتداي سالن قرار داده شدند و از ظرف انتهايي عمل گازدهي با آتش?زدن آن?ها آغاز و به ترتيب سومين، دومين و اولين ظرف شعله?ور و پخش گاز صورت گرفت. به مدت چهل?وهشت ساعت درب?ها و پنجره?ها به صورت بسته باقي ماندند. لازم به ذکر است که کليه لوازم مورد استفاده در طول دوره پرورش، اعم از سطل?ها، دمپايي?ها، رول?هاي مقوايي، دماسنج?ها، ترازو، کليه آب?خوري و دان?خوري?ها قبل از شروع گازدهي در داخل سالن قرار داشتند تا همه ابزار طول دوره پرورش، ضدعفوني نهايي گردند.
درگام پنجم، چهل?وهشت ساعت قبل از شروع دوره پرورش يعني دو روز قبل از جوجه?ريزي، جهت اطمينان از هواي مطبوع داخل سالن، تمام تهويه?ها روشن شدند تا بوي گاز کاملاً خارج شوند و بيست ?و چهارساعت قبل از شروع پرورش، هيتر را روشن و ترموستات را تنظيم تا سالن به دماي 33 درجه سانتي?گراد برسد.

3-4- روش آزمايشات
در اين آزمايش از 9 تيمار كه هرتيمار داراي 3 تكرار و هر تكرار نيز شامل 10 پرنده در هر پن بود، استفاده شد و در واقع تعداد270 قطعه جوجه?گوشتي? نر يك? روزه از سويه راس 308 در تاريخ 12/8/1390 به 27 پن به ابعاد 15/1 متر مربع منتقل شد.
طول دوره‎ي آزمايش به مدت 42 روز كه شامل 21? روز دوره ?آغازين، 14 روز دوره ?رشد و 7 روز دوره? پاياني بود. لازم به ذکر است که تمامي جوجه‌هاي نَر يک‎?روزه، در ابتدا تعيين جنسيت شدند سپس به?طور تصادفي بين واحد?هاي آزمايشي تقسيم شدند.
3-5- شرايط محيطي پرورش
3-5-1 دما
براي تأمين گرماي مورد نياز از منبع گرم?کننده هيترهواي گرم استفاده شد و توسط يک ترموستات که در وسط سالن تعبيه گرديده بود کنترل ميشد. برنامه دمايي به صورت ذيل اعمال گرديد.
جدول 3-1 شرايط دمايي تأمين شده در کل دوره پرورش
درجه حرارت سالن (سانتي?گراد)
سن جوجه (روز)
31
1-2
28
3-5
27
6-8
26
9-11
25
12-14
24
15-17
23
18-20
21
21-42

3-5-2 رطوبت
رطوبت ?سالن در حد 55 تا 75 % و رطوبت? بستر 20 تا 40 % بود.
3-5-3- تهويه
از آن?جايي که به ازاي هرکيلوگرم وزن پرنده حدود دو فوت مکعب در دقيقه هوا لازم است براي خروج هواي سالن 6 هواکش مکنده فعال بودند که جهت خروج گازهاي سمّي مثل گازکربنيک و آمونياک و همچنين بخار آب به کار مي?رفت (خروجي هوا)، جهت تأمين اکسيژن و رطوبت لازم، تهويه به شکل طبيعي از طريق پنجره نيز صورت مي?گرفت (ورودي هوا).
3-5-4- نور
در اين آزمايش از لامپ?هاي 43 واتي که در ارتفاع 2/2 متري از کف نصب شده بودند، به?عنوان منبع نور استفاده شد. لامپ?ها در فاصله دو متري از هم در يک رديف قرار داشتند. برنامه روشنايي سالن بر اساس برنامه نوردهي کاتالوگ سويه راس 308 سال 2007 تنظيم شد.
3-5-5- دان?خوري و آب?خوري
در هفته اوّل کليه جوجه?ها از دان?خور?ي سيني و از آب?خوري?کله قندي مخصوص?جوجه استفاده کردند که به صورت دستي صورت مي?گرفت. پس از آن از دان?خوري?آويزان و آب?خوري? اتومات و آويزان استفاده گرديد.
3-6- برنامه?هاي بهداشتي و واکسيناسيون
براي رعايت اصول و نکات بهداشتي در پرورش?جوجه?ها، آب?خوري?ها هرروز شسته و تميز مي?گرديد. پس از هر بار واکسيناسيون جهت کاهش تنش از محلول مولتي ويتامين+ الکتروليت به نسبت يک ?در هزار در آب?آشاميدني به مدت 24 ساعت استفاده گرديد. همچنين براي پيشگيري از بيماري ?انگلي?کوکسيديوز علاوه بر مديريت بستر، از سن 21 روزگي از داروي ضدکوکسيديوز”سالينومايسين” به ميزان 5/0 کيلو در تُن جيره استفاده شد. باقي?مانده? دان در دان?خوري?ها، پس از هر بار توزين در پايان هفته با بُرُس کاملاً تميز مي?گرديد.
در مجموع کليه موارد حفاظت?زيستي رعايت مي?شد. برنامه واکسيناسيون طبق نظر دامپزشک فارم به شرح جدول 3-2 انجام گرفت.
3-6-1- واکسن برونشيت مرحله اول
اوّلين واکسن تجويز شده در اين طرح واکسن برونشيت (يک? روزگي) بود که در همان روز نخست پيش از اين که جوجه?ها به پن?ها انتقال يابند اعمال شد که به به شرح زير اعمال گرديد :
1) ابتدا دستگاه اسپري ?واکسن کاملاً تميز و ضدعفوني گرديد.
2) با سرنگ 10 سي?سي مقدار 5 سي?سي آب?مقطر را داخل شيشه واکسن دو هزار دُز تخليه و کاملاً تکان داده تا خوب حل شد.
3) بعدکل محتويات شيشه را داخل دستگاه اسپري ?واکسن که حاوي نيم ليتر آب?مقطر است تخليه و تکان داده و سپس اسپري صورت گرفت.
4) از فاصله50 سانتي?متري 2 تا 3 بار روي هر جعبه که جوجه?ها داخل آن قرار داشتند عمل اسپري انجام گرفت.
5) اسپري?پاش طوري تنظيم شدکه به حالت غبارپاش ذرات پخش گرديد.
6) بعد از اين کار آب و شکر براي مدّت 24 ساعت در اختيار جوجه?ها قرارگرفت.
شايان ذکر است تمامي وسايل و باقي مانده واکسن، جمع?آوري و معدوم گرديد.
3-6-2- واکسن نيوکاسل مرحله اول
دومين واکسني که براي پرندگان مورد آزمايش در نظر گرفته شد واکسن نيوکاسل B (هشت ?روزگي) بود. اين واکسن به صورت آشاميدني براي جوجه?ها تجويز شد.
1) براي اين که آبي که در آن واکسن را مخلوط کرده، به طور کامل و در کمترين زمان مصرف شود يک دوره دو ساعته تشنگي براي پرندگان در نظر گرفته شد.
2) اعمال تشنگي بدين صورت بود که از ساعت شش الي هشت صبح با قطع آب و تخليه آب موجود در آب?خوري?ها و منع مصرف آب توسط طيور در اين دو ساعت، به صورت اجباري طيور را دچار تشنگي کرده تا پس از در اختيار قرار دادن مخلوط آب و واکسن مورد نظر، اين مخلوط به سرعت توسط پرندگان مورد استفاده قرار گيرد.
3) براي تهيه واکسن ابتدا با استفاده از سرنگ، پنج سي?سي آب?مقطر را به درون شيشه حاوي واکسن تزريق کرده و با دقت تکان داده شد تا کاملاً مخلوط گردند.
4) پس از حل?شدن به صورت کامل، دو و نيم سي?سي از محلول ايجاد شده مجدداً توسط سرنگ برداشته و درون دوازده و نيم ليتر آب آشاميدني اضافه و با دقت مخلوط گرديد.
5) در ادامه يک و نيم قاشق غذاخوري شيرخشک (مخصوص استفاده براي طيور) را در يک ليوان آب گرم به صورت کامل حل کرده و محلول به دست آمده به دوازده و نيم ليتر مخلوط آب و واکسن اضافه شد.
شايان ذکر است که اين يک?ونيم قاشق غذاخوري شير خشک مورد استفاده جهت ايجاد خوش?خوراکي و تقويت واکسن براي طيور است.
6) محلول به دست آمده به صورت يکسان به ميزان مساوي در آب?خوري?هاي متعلق به هر پن ريخته شد.
پس از گذشتن حدود سه الي چهار ساعت و اطمينان کامل از اين که تمامي محلول ريخته شده توسط طيور مورد مصرف قرار گرفت، مجدداً آب آشاميدني تازه در اختيار تمامي پرندگان قرار داده شد.
شايان ذکر است دماي سالن در طي روزي که واکسن به طيور خوانيده شد 1-2 درجه افزايش يافت.
3-6-3- واکسن گامبورو مرحله?اول
سومين واکسني که براي پرندگان تجويز شد واکسن گامبورو (چهارده ?روزگي) بود. در ارتباط با اين واکسن نيز روش کار مشابه فوق بود.
1) ساعت شش الي هشت صبح به تمامي جوجه?ها با قطع آب و تخليه آب درون آب?خوري?ها تشنگي داده شد.
2) چهار سي?سي آب مقطر را درون شيشه حاوي واکسن ريخته و کاملاً محلول گرديدند.
3) دو سي?سي از محلول ايجاد شده را توسط سرنگ برداشته و در هفت ليتر آب ريخته و تا کاملاً يکنواخت گردد و سپس هم زده شد.
4) يک و نيم قاشق غذاخوري شيرخشک (مخصوص مصرف براي طيور) را نيز در يک ليوان آب?گرم حل گرفته و به محلول آب و واکسن اضافه کرده و براي اين?که کاملاً يکدست و يکنواخت گردد، با دقت و به آرامي هم زده شد.
5) به تمامي آب?خوري?ها از محلول به دست آمده به اندازه يکسان و معادل صد و شصت و هشت سي?سي آب آشاميدني مخلوط با واکسن و شيرخشک ريخته و در اختيار طيور قرار گرفت.
6) دماي سالن نيز در اين روز يک الي دو درجه نسبت به برنامه تعيين شده افزايش يافت. بعد از اطمينان کامل از اين?که محلول تجويز شده توسط طيور استفاده شد، مجدداً آب آشاميدني در اختيار پرندگان قرار گرفت.
3-6-4- برونشيت مرحله دوم
واکسن برونشيت در نوبت دوم (شانزده?روزگي) واکسيناسيون به?طريق خوراکي داده شد.
1) در اين مرحله 5/7 ليتر آب همراه با 5/1 قاشق غذاخوري شيرخشک مخلوط شد.
2) سپس چهار سي‌سي از واکسن با آب مقطر مخلوط و در انتها دو سي‌سي از مخلوط آب مقطر و واکسن با مخلوط شير خشک و آب حل و در اختيار تمامي پرندگان قرار گرفت.
3) دماي سالن به مدت 24 ساعت در زمان انجام واکسيناسيون 1-2 درجه گرم?تر از زمان تعيين شده بود.
لازم به ذکر است که قبل از مصرف واکسن به مدت دو ساعت به جوجه‌ها تشنگي داده شد.‎
3-6-5- واکسن نيوکاسل مرحله دوم
واکسن بعدي که براي طيور تجويز شده نوبت دوم واکسن نيوکاسل (بيست? روزگي) بود.
1) طبق روال نحوه تجويز واکسن?ها، ساعت شش الي هشت صبح تشنگي بر جوجه ها اعمال شد.
2) پنج سي?سي آب مقطر داخل شيشه حاوي واکسن تزريق و دو نيم سي?سي از آن برداشته شد و در 20 ليتر آب آشاميدني ريخته شد.
3) دو و نيم قاشق شير خشک (مخصوص مصرف طيور) را در يک ليوان آب داغ حل گرفته و به20 ليتر آب اضافه گرديد.
4) به هر پن به ميزان دويست و چهل سي?سي از محتويات آب، واکسن و شيرخشک (دو ليوان) حل گرفته داده شد.
5) پس از مصرف کامل اين محلول توسط طيور، آب آشاميدني در اختيار پرندگان قرار گرفت.
البته دماي سالن يک الي دو درجه افزايش پيدا کرد.

3-6-6- واکسن گامبورو مرحله دوم
آخرين سري واکسني که به پرندگان داده شد، نوبت دوم گامبورو (بيست?وسه ?روزگي) بود.
1) در اين روز در ساعت شانزده الي هيجده غروب به پرندگان تشنگي داده شد.
2) در ويال هزار دوزي واکسن گامبورو، به ميزان پنج سي?سي آب مقطر ريخته و خوب تکان داده شدند تا کاملاً مخلوط گردند.
3) دو و نيم سي?سي از محلول برداشته و در 23 ليتر آب آشاميدني مخلوط گرديد.
4) دو و نيم قاشق غذاخوري شيرخشک در يک ليوان آب گرم حل گرديد و به محلول اضافه شد.
5) پس از مخلوط کردن کامل، دويست و هفتاد و هفت سي?سي از آن را درون آب?خوري هر يک از پن?ها ريخته تا طيور از آن?ها استفاده کنند.
6) پس از اتمام محلول داده شده مجدداً آب آشاميدني در اختيار طيور قرار گرفت.
در طول روز واکسيناسيون يک الي دو درجه دماي سالن افزايش يافت.
شايان ذکر است پس از خوراندن واکسن به پرندگان در تمام نوبت?ها، تمامي وسايل و لوازمي که در واکسيناسيون مورد استفاده قرار گرفت به همراه باقي مانده واکسن، جمع?آوري و معدوم گرديد.
نوع واکسن
تاريخ واکسيناسيون نوبت اول
تاريخ واکسيناسيون نوبت دوم
برونشيت
12/8/90 (يک روزگي)
28/8/90 (شانزده روزگي)
نيوکاسل
21/8/90 (هشت روزگي)
1/9/90 (بيست روزگي)
گامبورو
25/8/90 (چهارده روزگي)
4/9/90 (بيست و سه روزگي)
جدول 3-2 برنامه واکسيناسيون

واکسيناسيون، 3-2 ساعت تشنگي براي جوجه?ها اعمال شد، قبل از اعمال تشنگي از الکتروليت با دوز 1000×1 استفاده مي?شد. بعد ازمصرف واکسن از مولتي?ويتامين دوز 1000×5/0 محلول در آب به منظور پيش?گيري از استرسهاي ناشي از مصرف واکسن استفاده گرديد.
3-7- ماده آزمايشي
طرح آزمايش مورد استفاده در اين تحقيق طرح کاملاً تصادفي با روش فاکتوريل (3×3) بود که از 9 تيمار و 3 تکرار تشکيل شده بود و به بررسي سطوح مختلف مکمل ال-کارنيتين و اضافي ليزين- متيونين بر ميکروفلوراي روده و پارامترهاي خون در جوجههاي گوشتي پرداخته شد.
تيمارها عبارتند از :
1- تيمار شاهد (جيره پايه)
2- تيمار دوم شامل جيره پايه به همراه 15درصد ليزين- متيونين بيش از توصيه NRC
3- تيمار سوم شامل جيره پايه به همراه 30 درصد ليزين- متيونين بيش از توصيه NRC
4- تيمار چهارم شامل جيره پايه به همراه 75 (ميلي?گرم/کيلوگرم) مکمل ال-کارنيتين
5- تيمار پنجم شامل جيره پايه به همراه 75 (ميلي?گرم/کيلوگرم) مکمل ال-کارنيتين و15 درصد ليزين- متيونين بيش از توصيه NRC
6- تيمار ششم جيره پايه به همراه 75 (ميلي?گرم/کيلوگرم) مکمل ال-کارنيتين و30 درصد ليزين- متيونين بيش از توصيه NRC
7- تيمار هفتم شامل جيره پايه به همراه150 (ميلي?گرم/کيلوگرم) مکمل ال-کارنيتين
8- تيمار هشتم شامل جيره پايه به همراه 150 (ميلي?گرم/کيلوگرم) مکمل ال-کارنيتين و 15درصد ليزين- متيونين بيش از توصيه NRC
9- تيمار نهم شامل جيره پايه به همراه150 (ميلي?گرم/کيلوگرم) مکمل ال-کارنيتين و30 درصد ليزين- متيونين بيش از توصيه NRC
جدول3-4- جدول سطوح مختلف ال-کارنيتين و ليزين- متيونين به?کار رفته در اين پژوهش
فرم اختصاري
سطوح ليزين-متيونين(درصد) ) mg/kg سطوح ال-کارنيتين(
شماره?تيمار
0(mg/kg)L-C& 0%Lys-Met
ال-کارنيتين 0 ليزين – متيونين 0
1
0(mg/kg)L-C& 15%Lys-Met
ال-کارنيتين 0 ليزين- متيونين 15
2
0(mg/kg)L-C& 30%Lys-Met
ال-کارنيتين 0 ليزين- متيونين 30
3
75(mg/kg)L-C& 0%Lys-Met
ال-کارنيتين 75 ليزين – متيونين 0
4
75(mg/kg)L-C& 15%Lys-Met
ال-کارنيتين 75 ليزين- متيونين 15
5
75(mg/kg)L-C& 30%Lys-Met
ال-کارنيتين 75 ليزين- متيونين 30
6
150(mg/kg)L-C& 0%Lys-Met
ال-کارنيتين 150 ليزين – متيونين 0
7
150(mg/kg)L-C& 15%Lys-Met
ال-کارنيتين 150 ليزين- متيونين 15
8
150(mg/kg)L-C& 30%Lys-Met
ال-کارنيتين 150 ليزين- متيونين 30
9

3-8- تنظيم و تهيه جيرههاي آزمايشي
تنظيم و تهيه جيرههاي غذايي مورد آزمايش با توجّه به ترکيبات مواد مغذي موجود در مواد خوراکي مختلف به کار برده شد. جيره?غذايي براساس پيشنهاد تجاري سويه ?راس و براساس جداول آن در سه مرحله جيره? آغازين، جيره? رشد و جيره?پاياني تهيه گرديده که در جدول 3-5 نشان داده شده است. جيره?ها به صورت هفتگي توزين و در سطل?هايي خارج از قفسها قرار ميگرفت و به صورت روزانه بر اساس کاتالوگ سويه راس در اختيار جوجهها قرار ميگرفت. آناليز مواد خوراکي و مقدار استفاده از آن?ها در جيره براساس سه دوره عبارتند از: دوره?آغازين (21-0 روزگي)، دوره ?رشد (35-22 روزگي) و دوره ?پاياني (42-36 روزگي) تنظيم گرديد.
جدول 3-5- تركيب دان مصرفي در دوره‌هاي آغازين، رشد و پاياني
اجزاي جيره
آغازين (درصد)
رشد (درصد) پاياني (درصد)

ذرت
59
62

65
سويا
35
30
27
روغن
2
5/3
5/3
فسفات كلسيم
5/1
8/1
7/1
صدف
2/1
5/1
5/1
نمك
3/0
2/0
2/0
ليزين
1/0
1/0
15/0
متيونين
2/0
2/0
25/0
مکمل
6/0
6/0
6/0
جوش شيرين
1/0
1/0
1/0

جدول 3-6- مواد مغذي جيره پايه آزمايشي در دورههاي آغازين، رشد و پاياني
مواد مغذي
جيره آغازين
جيره رشد جيره پاياني

انرژي (kcal/kg)
8/2897
2955
3058
پروتئين (%)
7/21
8/20
25/18
فيبر خام (%)
26/2
22/2
14/2
کلسيم (%)
8/0
8/0
79/0
فسفر قابل دسترس (%)
48/0
46/0
42/0
سديم
15/0
15/0
15/0
ليزين
41/1
26/1
22/1
متيونين
61/0
57/0
48/0
نسبت انرژي به پروتئين
58/133
142
167
نسبت کلسيم به فسفر
66/1
75/1
88/1
لينولئيک اسيد
46/2
73/2
95/2
ميتونين + سيستين
97/0
91/0
77/0

جدول 3-7- ترکيب مولتي ويتامين دوره آغازين ، رشد و پاياني (در هر کيلوگرم)
ويتامين آ
5000 واحد بين المللي
ويتامين دي 3
500 واحد بين المللي
ويتامين اي
0/3 ميلي گرم
ويتامين کا 3
5/1 ميلي گرم
ويتامين ب 2
0/1 ميلي گرم
ويتامين ب 6
3/0 ميلي گرم
کلسيم پنتوتنات
0/4 ميلي گرم
نياسين
0/15 ميلي گرم
مس
0/3 ميلي گرم
روي
0/15 ميلي گرم
منگنز
0/20 ميلي گرم
آهن
0/10 ميلي گرم
پتاسيم يدات
3/0 ميلي گرم

3-8-1- ليزين- متيونين بيش از توصيه NRC
در اين آزمايش از مقادير اضافي ليزين- متيونين در دوره‌هاي آغازين، رشد و پاياني استفاده شد. طبق محاسبات صورت گرفته بر اساس سطوح تعيين شده ماده مورد آزمايش، ميزان اضافي ليزين- متيونين مصرفي براي هر تيمار براي دوره‌هاي آغازين، رشد و پاياني در جدول3- 8 مشخص شده است.
جدول 3-8- ميزان ليزين- متيونين اضافي در اين پژوهش در دوره‌هاي آغازين، رشد و پاياني

دوره آغازين (درصد)
دوره رشد (درصد)
دوره پاياني (درصد)
ليزين
1/1
1
85/0
متيونين
9/0
72/0
6/0

3-9- نمونه?برداري خون
نمونه?گيري خون از جوجه?ها در تمامي نوبت?ها به اين صورت انجام شد که به صورت تصادفي از هر تکرار، يک جوجه در روز 42 انتخاب شده و سپس با استفاده از يک سرنگ دو سي?سي حدود يک سي?سي خون از وريد بال جوجه?ها گرفته شد. پس از خون?گيري توسط سرنگ، خون را وارد لوله هاي آزمايشي مخصوص اين کار نموده و ورودي آن با پارافين پلمپ گرديد و بعد آن را به حالت سي?درجه قرار داده تا سرم خون از آن جدا شود. سپس نمونه?ها آماده انتقال به آزمايشگاه جهت آناليز مي?شدند.
3-10- پارامترهاي?هاي خوني
پس از نمونه?گيري از خون جوجه?ها، در آزمايشگاه براي تعيين پارامترهاي بيوشيميايي خون، نمونه?هاي خون در لوله?هاي اپندروف که فاقد مايع ضدانعقاد کننده خون بود، ريخته شده و با استفاده از دستگاه سانتريفيوژ، نمونه?ها با سرعت سه هزار دور در دقيقه به مدت ده دقيقه و در دماي معمولي (دماي اتاق) سانتريفيوژ گرديد تا سرم خون جدا گردد. سپس نمونه?هايي از سرم برداشته و روي کيت مخصوص پارامتر مورد نظر ريخته شد و کيت در دستگاه اتوآنالايزر قرار گرفت و در انتها اعداد از نمايشگر دستگاه قرائت گرديد. شايان ذکر است که کيت?هاي استفاده شده در اين فرآيند از مارک تجاري پارس?آزمون بودند. پارامترهاي خوني که در اين پژوهش اندازه?گيري شدند عبارتند از :
* گلوکز
* اسيداوريک
* کلسترول
* تري?گليسريد
* VLDL
* HDL
* LDL
* پروتئين?کل
* آلبومين
3-11- ميکروفلوراي روده
براي انجام اين آزمايش در روز پاياني پرورش از هر تيمار يک جوجه به صورت تصادفي انتخاب و کشتار شد. سپس بعد از تفکيک لاشه، بخش سکوم جدا شده و درون پليت?هاي استريل به آزمايشگاه فرستاده شد. مارک تجاري پودرهايي که براي تهيه محيط?کشت ميکروفلوراي?روده به کار رفت متعلق به شرکت مِرک230 بود براي رشد باکتري??ها و شمارش تعداد کلني?هاي آن?ها ابتدا بايد محيط?کشت?ها بر اساس دستورالعمل کاتالوگ مرک 2010 آماده مي?شد. پارامترهاي ميکروبي اندازه?گيري شده در اين پژوهش عبارتند از :
* جمعيت کل باکتري?هاي?هوازي
* جمعيت باکتري?هاي اشريشاکلاي
* جمعيت باکتري?هاي کلي?فرم
* جمعيت باکتري?هاي لاکتوباسيل
* جمعيت باکتري?هاي توليدکننده?اسيدلاکتيک
* جمعيت انتروکوک?ها
3 -11-1-کارهاي قبل از شروع کشت?ميکروبي
3-11-1-1- تهيه پِپتون?واتر
اين پودر جهت رقت سازي محتويات سکوم جهت انجام آزمايشات مي?باشد.
مقداري از پودر (5/25 گرم در هر ليتر) در داخل ارلن ريخته و مقدار آب مقطر تعيين شده بر اساس دستوري که روي ظرف آن نوشته به داخل ارلن اضافه شد.
اِرلن تکان داده شد تا پودر در آب حل شود. جهت صاف?کردن و شفافيت، آن را روي هات?پليت231 قرار داده شد.
اِرلن هاي حاوي پپتون واتر، وقتي کاملاً آماده شد به حجم 9 سي?سي پپتون?واتر از ارلن برداشته و داخل لوله آزمايشي ريخته شد.
در مرحله بعد آن را با دماي صد و بيست و يک درجه سانتي?گراد و يک اتمسفر به مدت پانزده الي بيست دقيقه در داخل اتوکلاو قرار داده شد تا استريل گرديد. براي هر نمونه 9 لوله حاوي 9 سي?سي محلول را لازم بود که در مجموع 243 لوله براي آزمايشات آماده?سازي گرديد.
3-11-1-2- تهيه محيط?کشت مک?کانکي آگار (محيط?کشت جامد)
1) اين محيط?کشت بيان?گر جمعيت کلي?فرم?هاست.
2) مقداري از پودر محيط کشت (50 گرم در هر ليتر) در داخل ارلن ريخته شد و مقدار آب مقطر مورد نياز به داخل ارلن اضافه شد.
3) ارلن تکان داده شد تا پودر در آب حل شود. جهت صاف?کردن و شفافيت روي هات?پليت قرار داده شد.
4) در مرحله بعد با دماي صد و بيست و يک درجه سانتي?گراد و يک اتمسفر به مدت پانزده الي بيست دقيقه در داخل اتوکلاو قرار داده شد تا استريل گرديد.
5) آن را از اتوکلاو خارج کرده تا کاملاً خنک گردد. پس از سرد شدن محيط کشت در کنار شعله به پليت?هاي استريل مورد نظر انتقال داده شد قابل ذکر است در مکاني که پليت ها قرار مي?گيرد با پنبه الکل کاملاً تميزگرديد.
3-11-1-3- تهيه محيط?کشت اي . ام . بي آگار(محيط?کشت جامد)
1) اين محيط?کشت بيان?گر جمعيت اشريشاکلاي است.
2) مقداري از پودر محيط?کشت (36 گرم در هر ليتر) در داخل ارلن ريخته شد و مقدار آب مقطر مورد نياز به داخل ارلن اضافه شد.
3) ارلن تکان داده شد تا پودر در آب حل شود. جهت صاف?کردن و شفافيت روي هات?پليت قرار داده شد.
4) در مرحله بعد با دماي صد و بيست و يک درجه سانتي?گراد و يک اتمسفر به مدت پانزده الي بيست دقيقه در داخل اتوکلاو قرار داده شد تا استريل گرديد.
5) آن را از اتوکلاو خارج کرده تا کاملاً خنک گردد. پس از سرد شدن محيط کشت در کنار شعله به پليت?هاي مورد نظر انتقال داده شد قابل ذکر است در مکاني که پليت?ها قرار گرفت با پنبه الکل کاملاً تميز مي?شد.
3-11-1-4- تهيه محيط?کشت نوترينت آگار (محيط?کشت جامد)
1) اين محيط?کشت بيان?گر جمعيت باکتري?هاي هوازيست.
2) مقداري از پودر محيط کشت (20 گرم در هر ليتر) در داخل ارلن ريخته شد و مقدار آب مقطر مورد نياز به داخل ارلن اضافه شد.
3) ارلن تکان داده شد تا پودر در آب حل شود. جهت صاف?کردن و شفافيت روي هات?پليت قرار داده شد .
4) در مرحله بعد با دماي صد و بيست و يک درجه سانتي?گراد و يک اتمسفر به مدت پانزده الي بيست دقيقه در داخل اتوکلاو قرار داده شد تا استريل شود.
5) آن را از اتوکلاو خارج کرده تا کاملاً خنک گردد. پس از سرد شدن محيط کشت در کنار شعله به پليت?هاي مورد نظر انتقال داده شد قابل ذکر است در مکاني که پليت?ها قرار مي?گيرد با پنبه الکل کاملاً تميز شود.
3-11-1-5- تهيه محيط?کشت ام.آر.اس آگار(محيط?کشت جامد)
1) اين محيط?کشت بيان?گر جمعيت باکتري?هاي توليدکننده اسيدلاکتيک است.
2) مقداري از پودر محيط کشت (2/68 گرم در هر ليتر) در داخل ارلن ريخته شد و مقدار آب مقطر مورد نياز به داخل ارلن اضافه شد.
3) ارلن تکان داده شد تا پودر در آب حل شود. جهت صاف?کردن و شفافيت بر روي هات?پليت قرار داده شد.
4) در مرحله بعد با دماي صد و هجده درجه سانتي?گراد و يک اتمسفر به مدت پانزده الي بيست دقيقه در داخل اتوکلاو قرار داده شد تا استريل گردد.
5) آن را از اتوکلاو خارج کرده تا کاملاً خنک گردد. پس از سرد شدن محيط کشت در کنار شعله به پليت?هاي مورد نظر انتقال داده شد قابل ذکر است در مکاني که پليت?ها قرار مي?گيرد با پنبه الکل کاملاً تميز گرديد.
3-11-1-6- تهيه محيط?کشت روگاسا آگار(محيط?کشت جامد)
1) اين محيط?کشت بيان?گر جمعيت لاکتوباسيل است.
2) مقداري از پودر کشت (5/74 گرم در هر ليتر) در داخل ارلن ريخته شد و مقدار آب مقطرمورد نياز به داخل ارلن اضافه شد.
3) ارلن تکان داده شد تا پودر در آب حل شود. جهت صاف?کردن و شفافيت روي هات?پليت قرار داده شد.
4) در مرحله بعد با دماي صد و بيست و يک درجه سانتي?گراد و يک اتمسفر به مدت پانزده الي بيست دقيقه در داخل اتوکلاو قرار داده شد تا استريل شود آن را از اتوکلاو خارج کرده تا کاملاً خنک گردد.
5) پس از سردشدن محيط?کشت در کنار شعله به پليت?هاي مورد نظر انتقال داده شد قابل ذکر است در مکاني که پليت?ها قرار مي?گيرد با پنبه الکل کاملاً تميزگرديد.
3-11-1-7- تهيه محيط?کشت آزايد آگار(محيط?کشت جامد)
1) اين محيط?کشت بيان?گر جمعيت آنتروکوک?هاست.
2) مقداري از پودر کشت (65/54 گرم در هر ليتر) در داخل ارلن ريخته شد و مقدار آب مقطرمورد نياز به داخل ارلن اضافه شد.
3) ارلن تکان داده شد تا پودر در آب حل شود. جهت صاف?کردن و شفافيت بر روي هات?پليت قرار داده شد.
4) در مرحله بعد با دماي صد و بيست و يک درجه سانتي?گراد و يک اتمسفر به مدت پانزده الي بيست دقيقه در داخل اتوکلاو قرار داده شد تا استريل شود آن را از اتوکلاو خارج کرده تا کاملاً خنک گرديد.
5) پس از سردشدن محيط?کشت در کنار شعله به پليت?هاي مورد نظر انتقال داده شد قابل ذکر است در مکاني که پليت?ها قرار مي گيرد با پنبه الکل کاملاً تميز گرديد.
3-11-2- روش کار کشت فلور ميکروبي سکوم
1) پس از آماده ساز پپتون?واتر و محيط کشت?ها، براي هر نمونه سکوم، 9 تا لوله پپتون?واتر و از هر محيط کشت 3 عدد برداشته شد (هجده تا محيط کشت براي هر سکوم).
2) در مجموع براي 27 نمونه سکوم ، 243 عدد لوله حاوي 9 سي?سي پپتو?ن?واتر و 486 عدد پليت حاوي محيط?کشت در نظر گرفته شد.
3) پپتون?واتر جهت رقت?سازي محتويات موجود در سکوم استفاده گرديد.
4) ابتدا يک گرم از محتويات سکوم جوجه?ها با اسکالپل استريل جداسازي و وارد پليت استريل گرديد.
5) براي هر سکوم 9 لوله برداشته و لوله?ها از يک تا نُه شماره?گذاري گرديد.
6) در گام اول کل محلول لوله شماره يک را داخل پليت حاوي يک گرم محتويات سکوم ريخته و به هم?زده تا مخلوط همگن حاصل گرديد.
7) سپس با سَمپلر، هزار ميکرولاندا با رعايت اصول بهداشتي محلول شماره يک برداشته و به لوله شماره دو منتقل مي?کنيم و به همين ترتيب تا لوله شماره نه رقت سازي متوالي232 صورت گرفت.
8) از هر محيط?کشت که سه عدد انتخاب گرديد و با ماژيک پشت?نويسي نام محيط?کشت و اعداد (5 و 7 و 9) آدرس?گذاري به صورت مجزا انجام گرفت.
9) بعد از رقت?سازي محتويات سکوم توسط پپتون?واتر، لوله?هاي شماره پنج، هفت، نُه انتخاب گرديد و از هرکدام با سمپلر يک?صد ميکرولاندا محلول از لوله برداشته شد و داخل هر محيط?کشت يک?صد ميکرولاندا بر اساس مطابقت شماره لوله با شماره آدرس پليت محيط?کشت، تخليه صورت گرفت(مثلاً از لوله شمار پنج روي پليت آزايد 5، مک کانکي 5، نوترينت 5، روگاسا5 ، اِم?آراِس5 به طور مجزا يکصد ميکرولاندا پپتون مي?ريزيم).
10) پس از تخليه محلول روي محيط?کشت توسط لوله استريل، مايع در کل پليت پخش گرديد.
11) در نهايت درب محيط?کشت را گذاشته و پليت?هاروي هم قرار داده به داخل انکوباتور انتقال داده شد.
12) انکوباتور روي 35 درجه تنظيم شد تا بعد از 2-4 روز کلني?ها تشکيل گرديد، شايان ذکر است که براي سهولت کار، پليت?ها برعکس و از ناحيه درب داخل انکوباتور قرار گرفت.
13) پس از تشکيل کلني، شمارش باکتري?ها با مشاهده مستقيم و دستي صورت گرفت.
3-12- چگونگي تجزيه و تحليل آماري
3-12-1- مدل آماري طرح
اين آزمايش در قالب طرح کاملاً تصادفي فاکتوريل (3×3) انجام شد که داراي 9 تيمار و 3 تکرار بوده مدل طرح به صورت زير است:
Xijk=µ+?j+?k+(??)jk+?ijk
µ= اثر ميانگين (مشترک در بين افراد جامعه)
aj= اثر فاکتور A
Bk= اثر فاکتور B
(??)jk = اثر متقابل AB
=?ijk اثر خطاي آزمايش
3-12-1-1-آزمايشات فاکتوريل
آزمايشات فاکتوريل آزمايشاتي هستند که در آن?ها اثر دو يا چند عامل به طور هم?زمان مورد مطالعه قرار مي?گيرد. مثلاً بررسي اثرات سه سطح ال-کارنيتين و سه سطح ليزين- متيونين روي ميکروفلوراي روده و پارامترهاي خوني جوجه?گوشتي.
3-12-1-1-1- فاکتور
به هر يک از از عوامل موجود در آزمايش يک فاکتور گفته مي?شود.
3-12-1-1-2- سطح
به هر يک از انواع فاکتورها يا مقادير فاکتورها يک سطح گفته مي?شود. مثلاً در مثال بالا فاکتور ال-کارنيتين داراي سه سطح شامل: سه مقدار صفر (ميلي?گرم/کيلوگرم)، 75 (ميلي?گرم/کيلوگرم) و 150 (ميلي?گرم/کيلوگرم) و فاکتور ليزين-متيونين (سه مقدار صفر درصد، 15درصد و 30 درصد) هم داراي سه سطح مي?باشد.
3-12-1-1-3- تيمار
در يک آزمايش فاکتوريل ترکيب سطوح فاکتورها را تيمار گويند. به عبارت ديگر تعداد تيمار در يک آزمايش فاکتوريل برابر است با حاصلضرب سطوح عوامل مختلف. مثلاً در مثال فوق 9=3×3 تيمار داريم.

3-12-1-1-4- اثر متقابل
زماني که فاکتورها از نظر اثر بر روي صفت مورد مطالعه مستقل از هم عمل نکنند اصطلاحاً گفته مي?شود که يک اثر متقابل بين فاکتورها وجود دارد.
3-12-1-1-5- اثرات تشکيل دهنده تيمار در آزمايشات فاکتوريل
تعداد اثرات تشکيل دهنده تيمار در آزمايشات فاکتوريل فقط به تعداد فاکتورها بستگي داشته و هيچ ربطي به تعداد سطوح آن?ها ندارد. مثلاً در مثال فوق داراي دو فاکتور شامل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين است ولي اثرات آن?ها شامل دو اثر اصلي (اثر ال-کارنيتين و اثر ليزين- متيونين) و يک اثر متقابل دو جانبه (اثر متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين) است.
نکته: در تمام آزمايشات فاکتوريل تعداد کل اثرات تشکيل دهنده تيمار را مي?توان از رابطه 2n-1 بدست آورد که n برابر است با تعداد فاکتورها.
اين پژوهش شامل 2 فاکتور و با توجّه به فرمول فوق هم داراي سه سطح مي?باشد.
توجه: در اين پژوهش در سطوح ال-کارنيتين مقدار صفر هست و همچنين در سطوح ليزين- متيونين مقدار صفر وجود دارد بنابراين در ترکيب يا حاصلضرب سطوح فاکتورها در فصل نتايج قسمت جداول مقايسات دانکن در رديف اول با پس?زمينه مشکي منظور از واژه تيمار همان اثرات متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين مي?باشد.
اثر متقابل منظور تيمار (در جداول مقايسات دانکن)
3-12-2- تجزيه و تحليل آماري
پس از اندازهگيري متغيرهاي مختلف، مقادير فوق توسط نرم افزار EXCEL وارد رايانه شد و تجزيه? و تحليل آماري آن توسط نرم?افزار SAS انجام شد. اطلاعات آماري متغيرها، شامل تجزيه?واريانس متغيرها و مقايسه ميانگين?ها به روش دانکن بود.

فصل چهارم:
نتايج

کليه داده?هاي جمع?آوري?شده در طول آزمايش، توسط نرم?افزار Excel وارد رايانه گرديد وکليه محاسبات مربوط به صفات مورد کنترل و بررسي قرار گرفت و در نهايت تجزيه? و?تحليل آماري توسط نرم?افزار SAS صورت گرفت و خروجي نتايج از نرم?افزار عبارتند از: 1- جداول تجزيه ?واريانس، 2-اشتباه معيار ميانگين233، 3- مقايسات?ميانگين?ها توسط آزمون دانکن، 4- انحراف معيار ميانگين 234انتخاب گرديد و در اين فصل شرح داده شد و در ادامه نمودارها (گراف) بر اساس داده?هاي موجود در جداول دانکن براي هر صفت توسط نرم?افزارOffice ارائه گرديد.
رديف و سازمان اين فصل بدين صورت است که ابتدا به توضيح نتايج به طور خلاصه بر اساس مشاهدات در جداول فشرده مقايسه ميانگين?ها بر اساس آزمون دانکن و نتايج نهايي برگرفته از جداول تجزيه?واريانس در قسمت sig، مربوط به پارامترهاي خوني و ميکروفلوراي?روده ارائه شده است مي?پردازد.
نکته قابل توجّه در جداول مقايسات ميانگين?ها بر اساس آزمون دانکن تفاوت حروف ?انگليسي در انتها و بالاي اعداد نشان از تفاوت?دار بودن سطوح را بيان مي?کند و مشترک ?بودن حرف?هاي انگليسي در انتها و بالاي اعداد نشان عدم اختلاف معني?دار سطوح نسبت به هم مي?باشند و همچنين اختلاف عددي ارقام مربوط به مقايسات ميانگين آزمون دانکن بيشترين تأثير تا کمترين تأثير سطوح روي صفت مورد نظر را به وضوح نشان مي?دهد.
نکته مهم ديگر اين جداول در ستون sigاست که وجود يک?ستاره تفاوت ?معني?دار در سطح پنج?درصد و دو ستاره تفاوت ?معني?دار در سطح پنج و يک درصد است و n.s غيرمعني?دار بودن براي هر صفت بيان را مي?کند که بر گرفته از جداول تجزيه واريانس مي?باشد.
در ادامه جداول تجزيه?واريانس به طور کامل ارائه شده است که نکته مهم در اين جداول در ستون F، وجود يک ستاره تفاوت معني?دار در سطح پنج?درصد ودو ستاره تفاوت معني?دار در سطح پنج و يک درصد وn.s عدم تفاوت معني?دار را براي هر صفت بيان را مي?کند.
در نهايت ارائه نمودارها براي سطوح مختلف بر اساس آزمون دانکن در سطح پنج?درصد مي?پردازيم و نکته قابل توجّه در اين قسمت تفاوت حروف انگليسي در انتهاي گراف?ها نشان از تفاوت?دار بودن سطوح با احتمال نودوپنج درصد را بيان مي?کند و مشترک? بودن حرف?هاي انگليسي در انتهاي گراف?ها نشان عدم تفاوت معني?دار سطوح با ساير سطوح را بيان مي?کند.
همچنين اختلاف ارتفاع گراف?ها اختلاف عددي بين سطوح را نشان مي?دهد و به عبارتي بيشترين تأثير تا کمترين تأثير سطوح مختلف مربوط به تيمارها روي صفت مورد نظر را به وضوح نشان مي?دهد و در نهايت در قسمت بارگذاري گراف?ها انحراف معيار ميانگين نوشته شده است.
پس مقايسات ميانگين?ها هم در جداول به طورکلي و هم در نمودارها براي هر صفت به طور مجزا قابل دسترس و بررسي مي?باشد و همچنين نتايج تجزيه? واريانس هم به طور کلي و خلاصه در قسمت sig بيان شده هم براي هر صفت به طور مجزا قبل از نمودارها بيان شده و قابل دسترس مي?باشد.
در اواخر اين فصل در دو مورد خاص مربوط به در جدول مقايسه ميانگين?ها و نمودارهاي مربوط به جمعيت باکتري?هاي هوازي و لاکتوباسيل مشاهده خواهيد کرد که در بعضي نقاط مربوط به اثر تيمارها هيچ نتيجه?اي اعمال نشده به اين دليل است که در آزمايشات کشت ميکروبي پليت?هاي مربوط به اين محيط?کشت در هر سه رقت و هر سه تکرار دچار آسيب گرديد براي همين در شمارش کلني و تجزيه?وتحليل آماري مقداري لحاظ نگرديد و صفر باقي ماند.
توجه: همان?طور که در فصل سوم اشاره شد مدل آماري طرح کاملاً تصادفي و با روش فاکتوريل مي?باشد. در اين پژوهش در سطوح ال-کارنيتين مقدار صفر هست و همچنين در سطوح ليزين- متيونين مقدار صفر وجود دارد بنابراين در ترکيب يا حاصل?ضرب سطوح فاکتورها درقسمت جداول مقايسات دانکن در رديف اول با پس?زمينه مشکي منظور از واژه تيمار همان اثرات متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين مي?باشد.
اثرات متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين منظور تيمار (در جداول مقايسات دانکن).

4-1- اثر سطوح مختلف ال-کارنيتين روي بعضي از پارامترهاي خوني
با توجّه به نتايج بدست آمده از جدول زير که ميزان اثرگذاري استفاده از سطوح مختلف ال-کارنيتين روي بعضي از پارامترهاي?خوني را نشان ميدهد که تأثير سطوح ال-کارنيتين 0 (ميلي?گرم/کيلوگرم)، 75 (ميلي?گرم/کيلوگرم) و 150 (ميلي?گرم/کيلوگرم) باعث بروز تفاوت معني?دار در اوريک?اسيد، کلسترول و LDL خون شد (P<0/05). به لحاظ عددي سطح صفر کمترين اسيد اوريک و سطح 150 (ميلي?گرم/کيلوگرم) بيشترين مقدار است و همچنين براي کلسترول و LDL خون سطح150(ميلي?گرم/کيلوگرم) کمترين و سطح صفر بيشترين مقدار به لحاظ عددي است. نتايج روي ساير پارامترهاي خوني تفاوت معني?داري نداشت (P>0/05).
جدول4-1- مقايسه ميانگين?هاي پارامترهاي خوني(± انحراف معيار ميانگين?ها) و اشتباه معيار ميانگين?ها تحت تأثير سطوح مختلف ال-کارنيتين
SEM

Sig

150 (ميلي?گرم/کيلوگرم)
75 (ميلي?گرم/کيلوگرم)
0 (ميلي?گرم/کيلوگرم)
صفت
5/23481
n.s
247/11 a±19/54766
246/111 a±15/7038
236/000a±6/8007353
گلوکز(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
0/45365457
**
4/7667 a±1/41862
4/0556 a±1/3286
2/50 b±32/7596
اوريک اسيد(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
7/60874
n.s
131/44 a±17/42204
132/11 a±28/40089
129/56 a±25/0554
تري?گليسريد(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
0/15396007
n.s
3/4222 a±0/47375
3/3778 a±0/4711
3/1556 a±0/26977
پروتئين(گرم/دسي?ليتر)
0/07342307
n.s
1/5556 a±0/22422
1/4889 a±0/20883
1/4444 a±0/21858
آلبومين(?گرم/دسي?ليتر)
9/442048
**
127/44 b±15/00092
153/33 b±35/59143
282/78 a±32/75964
کلسترول(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
9/2456
**
16/44 b±8/98764
38/00 b±40/17461
164/22 a±26/56961
LDL(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
3/145314
n.s
84/556 a±9/1666
88/889 a±8/26807
92/667 a±10/01249
HDL(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
1/5422713
n.s
26/444 a±3/67801
26/444 a±5/68135
25/889 a±5/20683
VLDL(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
* ، ** و n.s به ترتيب معني?دار در سطح 5% و 1% و غير معني?دار مي?باشد.
در هر رديف، حروف مشابه بيانگر معني?دار نبودن تفاوت?هاست.
4-2- اثر سطوح ليزين- متيونين اضافي روي بعضي از پارامترهاي خوني
با توجّه به نتايج بدست آمده از جدول زيرکه ميزان اثرگذاري استفاده از سطوح ليزين- متيونين اضافي روي بعضي از پارامترهاي خوني را نشان ميدهد نتيجه ميگيريم که تأثير سطوح ليزين- متيونين0 درصد، 15درصد و30 درصد باعث هيچ?گونه تفاوت معني?دار روي پارامترهاي خوني با تيمارهاي آزمايشي نشد (P0/05).
جدول4-2- مقايسه ميانگين?هاي پارامترهاي خوني(± انحراف معيار ميانگين?ها) و اشتباه معيار ميانگين?ها تحت تأثير سطوح ليزين- متيونين اضافي
SEM
Sig
Sig

30 درصد
15درصد
0 درصد
صفت
5/234815
n.s
238/000 a±7/43303
245/556 a±16/5159
245/667 a±19/7104
گلوکز (ميلي?گرم/دسي?ليتر)
0/45365457
n.s
4/1000 a±1/44135
3/8222 a±1/38724
3/4000 a±1/83575
اوريک اسيد(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
7/608745
n.s
119/78 a±28/23463
137/78 a±21/7817
135/56 a±15/9225
تري?گليسريد(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
0/15396007
n.s
3/4444 a±0/42163
3/2333 a±0/33166
3/2778 a±0/49944
پروتئين (?گرم/دسي?ليتر)
0/07342307
n.s
1/6111 a±0/208832
1/4444 a±0/21278
1/4333 a±0/19364
آلبومين (گرم/دسي?ليتر)
9/442048
n.s
181/44 a±68/59138
177/44 a±86/26284
204/67 a±74/26809
کلسترول(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
9/2456196
n.s
66/22 a±70/0513
65/22 a±78/91415
87/22 a±72/50478
(ميلي?گرم/دسي?ليتر)LDL
3/1453146
n.s
91/333 a±8/48528
84/667 a±10/7587
90/111 a±8/57969
(ميلي?گرم/دسي?ليتر)HDL
1/5422713
n.s
23/889 a±5/71061
27/556 a±4/47524
27/333 a±3/31662
(ميلي?گرم/دسي?ليتر) VLDL
* ، ** و n.s به ترتيب معني?دار در سطح 5% و 1% و غير معني?دار مي?باشد.
در هر رديف، حروف مشابه بيانگر معني?دار نبودن تفاوت?هاست.

4-3- اثر متقابل سطوح مختلف ال-کارنيتين و ليزين- متيونين اضافي روي بعضي از پارامترهاي خوني
با توجّه به نتايج بدست آمده از جدول صفحه بعدکه ميزان اثرگذاري استفاده از تيمارها روي بعضي ازپارامترهاي خوني را نشان ميدهد نتيجه مي?گيريم که تأثير تيمارها باعث بروز تفاوت معني?داردر اوريک?اسيد،کلسترول، LDL وHDL خون شد(P<0/05). در اسيداوريک تيمار اول داراي حداقل مقدار و تيمار نهم داراي حداکثر مقدار به لحاظ عددي است و همچنين براي کلسترول و LDL تيمار اول داراي حداقل مقدار و تيمارهشتم داراي حداکثر مقدار به لحاظ عددي است و براي HDL تيمار هشتم داراي حداقل مقدار و تيمار نهم داراي حداکثر مقدار به لحاظ عددي است. اثر تيمارها روي گلوکز، تري?گليسريد، پروتئين?کل، آلبومين و VLDL خون داراي اختلاف معني?دارنبود (P>0/05).
SEM
Sig
Sig

تيمار نهم
تيمارهشتم
تيمارهفتم
تيمار ششم
تيمارپنجم
تيمارچهارم
تيمار سوم
تيمار دوم
تيماراول
صفت
9/066
n.s
234a±9/53
254a±24/24
253/3 a±21/5
240/67 a±4/72
249a±9/848
248/67 a±28/2
239/33 a±8/38
233/67 a±8/32
235 a±4/35
گلوکز
(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
0/7857
*
4/96 a±0/75
4/63 ab±1/9
4/7 ab±1/86
4/7 ab±1/21
4/2 ab±0/52
3/26 ab±1/9
2/63 ab±1/17
2/63 ab±0/45
2/23 b±1/6
اوريک اسيد
(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
13/17
n.s
137/33 a±17/15
121/67 a±23/5
135/3a±12
115/3 a±40/5
142 a±17/05
139 a±25/51
106/67 a±22/36
149/67 a±20/5
132 a±13/5
تري??گليسريد
(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
0/2666
n.s
3/53 a±0/46
3/26 a±0/51
3/46 a±0/6
3/53 a±0/65
3/26 a±0/25
3/33 a±0/58
3/26 a±0/057
3/166 a±0/32
3/03 a±0/37
پروتئين
(?گرم/دسي?ليتر)
0/1271
n.s
1/66 a±0/23
1/43 a±0/28
1/56 a±0/15
1/56 a±0/32
1/53 a±0/11
1/36 a±0/15
1/6 a±0/1
1/36 a±0/25
1/36 a±0/25
آلبومين
(?گرم/دسي?ليتر)
16/35
*
131/3 c±20/8
115/3 c±9/8
135/67 bc±4/9
142 bc±12/7
133 bc±10
185 b±49/86
271 a±9/53
284 a±61/53
293/3 a±6/1
کلسترول
(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
16/01
**
15/67 c±15/14
12/67 c±3/5
21 c±5/29
24/6 bc±5/85
18 c±6/24
71/3 b±62/04
158/33 a±14/64
165 a±49/36
169/3 a±8/9
LDL
(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
5/447
*
97/3 ab±10/14
78/3b±10/4
87/33 ab±6/11
94/3 ab±10/2
86/6 ab±1/1
85/6 ab±10/01
91/6 ab±7/09
89ab±16/09
88a±8/23
HDL
(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
2/671
n.s
23a±3/51
24/33a±5/03
27/33 a±2/51
27/66 a±8
28/33a±3/21
28a±5/29
21a±4/35
30a±4/35
26/66a±2/8
VLDL
(ميلي?گرم/دسي?ليتر)
جدول4-3- مقايسه ميانگين?هاي پارامترهاي خوني(± انحراف معيار ميانگين?ها) و اشتباه معيار ميانگين?ها تحت تأثير تيمارها
* ، ** و n.s به ترتيب معني?دار در سطح 5% و 1% و غير معني?دار مي?باشد.
در هر رديف، حروف مشابه بيانگر معني?دار نبودن تفاوت?هاست.
منظور از تيمار همان اثرات متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين است.
4-4- گلوکز خون
با بررسي جدول تجزيه واريانس مربوط به گلوکز خون مشخص مي?شود که استفاده از سطوح ال-کارنيتين و سطوح ليزين- متيونين و همچنين اثر متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين هيچگونه تفاوت معني?داري در سطح احتمال پنج درصد و يک درصد وجود ندارد.
جدول4-5 – نتايج تجزيه?واريانس اثر ال-کارنيتين و ليزين- متيونين بر روي گلوکز خون
منبع تغييرات
درجه آزادي
مجموع مربعات
ميانگين مربعات

F

Pr F

تيمار
ال-کارنيتين
8
2
1640/518519
680/0740741
205/064815
340/0370370
0/83 n.s
1/38 n.s
0/5868
0/2773
ليزين- متيونين
ال-کارنيتين×ليزين- متيونين
خطاي آزمايش
کل
2
4
18
26
347/6296296
612/8148148
4439/333333
6079/851852
173/8148148
153/2037037
246/629630
0/70 n.s
0/62 n.s
0/5074
0/6532
6/460766 ضريب تغييرات (درصد)
*: معني‌‌دار در سطح پنج درصد (05/0P) **: معني‌‌دار در سطح يک درصد (01/0P) ns: غيرمعني‌‌دار (05/0 نمودار4-1- اثر سطوح مختلف ال-کارنيتين روي گلوکز خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

نمودار4-2- اثر سطوح ليزين- متيونين اضافي روي گلوکز خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

نمودار4-3- اثر تيمارها روي گلوکز خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

4-5- اوريک اسيد خون
با بررسي جدول تجزيه واريانس مربوط به اوريک اسيد خون مشخص مي?شود که استفاده از سطوح ال-کارنيتين در سطح احتمال يک درصد تفاوت معني دار وجود دارد. در سطوح ليزين- متيونين هيچگونه تفاوت معني?داري در سطح پنج درصد و يک درصد وجود ندارد. همچنين اثر متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين در سطح احتمال پنج درصد تفاوت معني?دار وجود دارد.
جدول 4-6- نتايج تجزيه?واريانس اثر ال-کارنيتين و ليزين- متيونين بر روي اوريک اسيد خون
منبع تغييرات
درجه آزادي
مجموع مربعات
ميانگين مربعات

F

Pr > F

تيمار
ال-کارنيتين
8
2
27/87185185
24/18962963
3/48398148
12/09481481
1/88 n.s
6/53**
0/1266
0/0074
ليزين- متيونين
ال-کارنيتين×ليزين-متيونين
خطاي آزمايش
کل
2
4
18
26
2/23629630
1/44592593
33/34000000
61/21185185
1/11814815
0/36148148
1/85222222
0/6 n.s
0/20*
0/5575
0/0377
36/06086 ضريب تغييرات (درصد)
*: معني‌‌دار در سطح پنج درصد (05/0P) **: معني‌‌دار در سطح يک درصد (01/0P) ns: غيرمعني‌‌دار (05/0 نمودار4-4- اثر سطوح مختلف ال-کارنيتين روي اوريک اسيدخون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

نمودار4-5- اثر سطوح ليزين- متيونين اضافي روي اوريک اسيد خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

نمودار4-6- اثر تيمارها روي اوريک اسيدخون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

4-6- تري گليسريد خون
با بررسي جدول تجزيه واريانس مربوط به تري?گليسريد خون مشخص مي?شود که استفاده از سطوح ال-کارنيتين و سطوح ليزين- متيونين و همچنين اثر متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين هيچگونه تفاوت معني?داري در سطح احتمال پنج درصد و يک درصد وجود ندارد.
جدول4-7 – نتايج تجزيه واريانس اثر ال-کارنيتين و ليزين- متيونين بر روي تري?گليسريد خون
منبع تغييرات
درجه آزادي
مجموع مربعات
ميانگين مربعات

F

Pr > F

تيمار
ال-کارنيتين
8
2
4556/29630
31/629630
569/53704
15/814815
1/09 n.s
0/03 n.s
0/4115
0/9702
ليزين- متيونين
ال-کارنيتين×ليزين- متيونين
خطاي آزمايش
کل
2
4
18
26
1733/629630
2791/037037
9378/66667
13934/96296
866/814815
697/759259
521/03704
1/66 n.s
1/34 n.s
0/2173
0/2938
17/41968 ضريب تغييرات (درصد)
*: معني‌‌دار در سطح پنج درصد (05/0P) **: معني‌‌دار در سطح يک درصد (01/0P) ns: غيرمعني‌‌دار (05/0 نمودار4-7- اثر سطوح مختلف ال-کارنيتين روي تري?گليسريد خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

نمودار4-8- اثر سطوح ليزين- متيونين اضافي روي تري?گليسريد خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

نمودار4-9- اثر تيمارها روي تري?گليسريد خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

4-7- پروتئين خون
با بررسي جدول تجزيه واريانس مربوط به پروتئين خون مشخص مي?شود که استفاده از سطوح ال-کارنيتين و سطوح ليزين- متيونين و همچنين اثر متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين هيچگونه تفاوت معني?داري در سطح احتمال پنج درصد و يک درصد وجود ندارد.
جدول4-8 – نتايج تجزيه واريانس اثر ال-کارنيتين و ليزين- متيونين بر روي پروتئين خون
منبع تغييرات

درجه آزادي
مجموع مربعات
ميانگين مربعات

F

Pr > F

تيمار
ال -کارنيتين
8
2
0/68074074
0/36740741
0/08509259
0/18370370
0/40 n.s
0/86 n.s
0/9067
0/4394
ليزين- متيونين
ال-کارنيتين×ليزين- متيونين
خطاي آزمايش
کل
2
4
18
26
0/22296296
0/09037037
3/84000000
4/52074074
0/02259259
0/11148148
0/21333333
0/52 n.s
0/11 n.s
0/6017
0/9790
13/91827 ضريب تغييرات(درصد)
*: معني‌‌دار در سطح پنج درصد (05/0P) **: معني‌‌دار در سطح يک درصد (01/0P) ns: غيرمعني‌‌دار (05/0 با بررسي جدول تجزيه واريانس مربوط به آلبومين خون مشخص مي?شود که استفاده از سطوح ال-کارنيتين و سطوح ليزين- متيونين و همچنين اثر متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين هيچگونه تفاوت معني?داري در سطح احتمال پنج درصد و يک درصد وجود ندارد.
جدول4-9- نتايج تجزيه?واريانس اثر ال-کارنيتين و ليزين- متيونين بر روي آلبومين خون
منبع تغييرات

درجه آزادي
مجموع مربعات
ميانگين مربعات

F

Pr > F

تيمار
ال-کارنيتين
8
2
0/31629630
0/05629630
0/03953704
0/02814815
0/81 n.s
0/58 n.s
0/5992
0/5699
ليزين- متيونين
ال-کارنيتين×ليزين- متيونين
خطاي آزمايش
کل
2
4
18
26
0/17851852
0/08148148
0/87333333
1/18962963
0/08925926
0/02037037
0/04851852
0/42 n.s
1/84 n.s
0/7922
0/1875
14/72096 ضريب تغييرات(درصد)
*: معني‌‌دار در سطح پنج درصد (05/0P) **: معني‌‌دار در سطح يک درصد (01/0P) ns: غيرمعني‌‌دار (05/0نمودار4-13- اثر سطوح مختلف ال-کارنيتين روي آلبومين خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

نمودار4-14- اثر سطوح ليزين- متيونين اضافي روي آلبومين خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

نمودار4-15- اثر تيمارها روي آلبومين خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

4-9- کلسترول خون
با بررسي جدول تجزيه واريانس مربوط به کلسترول خون مشخص مي?شود که استفاده از سطوح ال-کارنيتين در سطح احتمال يک درصد تفاوت معني دار وجود دارد. درسطوح ليزين- متيونين هيچگونه تفاوت معني?داري در سطح پنج درصد و يک درصد وجود ندارد. همچنين اثر متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين در سطح احتمال پنج درصد تفاوت معني?دار وجود دارد.
جدول4-10- نتايج تجزيه?واريانس اثر ال-کارنيتين و ليزين- متيونين بر روي کلسترول خون
منبع تغييرات
درجه آزادي
مجموع مربعات
ميانگين مربعات

F

Pr > F

تيمار
ال-کارنيتين
8
2
27/87185185
24/18962963
3/48398148
12/09481481
1/88 n.s
6/53**
0/1266
0/0074
ليزين- متيونين
ال-کارنيتين×ليزين- متيونين
خطاي آزمايش
کل
2
4
18
26
2/23629630
1/44592593
33/34000000
61/21185185
1/11814815
0/36148148
1/85222222
0/6 n.s
0/2 *
0/5575
0477/0
ضريب تغييرات(درصد) 36/06086
*: معني‌‌دار در سطح پنج درصد (05/0P) **: معني‌‌دار در سطح يک درصد (01/0P) ns: غيرمعني‌‌دار (05/0

نمودار4-18- اثر تيمارها روي کلسترول خون (± انحراف معيار ميانگين?ها)

4-10-LDL خون
با بررسي جدول تجزيه واريانس مربوط به LDL خون مشخص مي?شود که استفاده از سطوح ال-کارنيتين در سطح احتمال يک درصد تفاوت معني دار وجود دارد. در سطوح ليزين- متيونين هيچگونه تفاوت معني?داري در سطح پنج درصد و يک درصد وجود ندارد. همچنين اثر متقابل ال-کارنيتين و ليزين- متيونين در سطح احتمال يک درصد داراي تفاوت معني?دار است.
جدول4-11- نتايج تجزيه?واريانس اثر ال-کارنيتين و ليزين- متيونين بر روي LDL خون
منبع تغييرات
درجه آزادي
مجموع مربعات
ميانگين مربعات

F

Pr

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع متيونين، ال-کارنيتين، ليزين- Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع معني‌‌دار، n.s، متيونين