منابع پایان نامه ارشد با موضوع اعتماد به سازمان، اعتماد متقابل، جامعه مدرن

دانلود پایان نامه ارشد

آن به اطلاعات‌ دست يافت، استفاده از روابط اجتماعي است.
3.هنجارها و احکام بازدارنده موثر: هنگامي که هنجاري وجود دارد و موثر هم است، تشکيل شکلي از سرمايه‌ اجتماعي را مي‌دهد. اين شکل از سرمايه اجتماعي برخلاف دو شکل ديگر تنها بعضي اعمال را تسهيل نمي‌کند، بلکه بر برخي اعمال ديگر نيز قيد مي‌زند. (حسنوي و پزشکان، 1386، ص41)
و در نهايت “مايکل وولکاک” 54سرمايه اجتماعي را سه نوع ميداند:
الف-سرمايه اجتماعي الزامآور55 (درونگروهي): که مشخص کننده پيوندها ميان مردم متشابه در موقعيتهاي مشابه است، مانند خانواده اوليه، دوستان نزديک و همسايگان. در اين شکل از سرمايه، شاهد روابط افقي در بين افراد برابر که داراي تحرک کمي هستند بوده و اعتماد در اين نوع سرمايه، بسيار قوي و فربه است.
ب-سرمايه اجتماعي پيوند دهنده56 (بينگروهي): که دربرگيرنده پيوندهاي دورتر از افراد متمايل به هم است، مانند دوستان دور و همسايگان. در اين شکل از سرمايه، شاهد روابط عمودي بين اجتماعات بوده و گروههاي مختلف افراد در درون و بين گروهها و اجتماعات تحرک بيشتري دارند. اعتماد در اين نوع سرمايهها معمولاً ضعيف و لاغر است.
ج-سرمايه اجتماعي مربوطکننده57(ارتباطي): که مردم نامتشابه را در موقعيتهاي نامتشابه در دسترس هم قرار ميدهد، مانند کساني که کاملاً خارج از اجتماع قرار گرفتهاند، بنابراين اعضاء را قادر ميسازد که محدوده وسيعتري از منابع را نسبت به داخل اجتماع در اختيار داشته باشند. (خراساني، اصغرپور ماسوله، 1384، ص199)
7-2-2- اجزاي سرمايه اجتماعي
به دليل ترکيبي و چند بعدي بودن سرمايه اجتماعي، توجه به عناصر و اجزاي تشکيل دهندة آن در درک اين مفهوم بسيار مفيد مينماياند. سرمايه اجتماعي داراي ابعاد مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي و اقتصادي است؛ با توجه به آنکه بعد اجتماعي سرمايه جتماعي براي ما حايز اهميت است، به تفصيل اين ابعاد توضيح داده ميشود. ديگر ابعاد نيز فقط به صورت تيتروار در نمودار اشاره ميگردد.
نمودار(3-2) اجزاي سرمايه اجتماعي

منبع: فصيحي، 1389، 73
8-2-2- اجزاي اجتماعي سرمايه اجتماعي
1-8-2-2- اعتماد58
اعتماد عبارت است از تمايل فرد به قبول ريسک در يک موقعيت اجتماعي، که اين تمايل مبتني بر حس اطمينان به اين نکته است که ديگران به گونهاي که انتظار ميرود عمل نموده و شيوهاي حمايت کننده را در پيش خواهند گرفت. به تعبير فوکوياما: اعتماد، انتظاري است که در يک اجتماع منظم، صادق و داراي رفتار تعاوني خود را نشان ميدهد. (شارعپور،1385، ص43)
اعتماد پيششرط عمده و کليدي براي موجوديت هر جامعه محسوب ميشود و براي حل مسايل اجتماعي ضروري به نظر ميرسد. اعتماد باعث پيدايش آرامش و امنيت رواني ميگردد و براي حرکت موفقيتآميز اقتصاد و افزايش مشروعيت حکام و توسعه سياسي ضرورت دارد. (جوادي يگانه و همکاران، 1384، ص138)
آنتوني گيدنز اعتماد را به عنوان اطمينان از اعتماد پذيري اشخاص يا اتکاء به کيفيت يا ويژگي يک شخص و يا صحت عبارت و گفتهاي توصيف ميکند. به نظر وي، اعتماد به صورتي بلاواسطه، با مفهوم ساختار و نهاد از يک سو و خصلت جامعه مدرن از سوي ديگر مرتبط است، ساختار از نظر او بر اساس قواعد و منابع تکرارپذير صورت ميگيرد ويژگي تکرارپذيري و تداوم، همان عناصري هستند که وي در تعريف اعتماد نيز آنها را به کار ميگيرد. گيدنز به چهار زمينه اصلي مسلط بر فرهنگهاي پيش از مدرن يعني نظام خويشاوندي، اجتماع محلي، باورداشتهاي مذهبي و سنت اشاره ميکند، که به اعتقاد وي اين منابع اعتماد، اهميت خود را در جوامع مدرن از دست دادهاند. گيدنز معتقد است که در جوامع مدرن، هيچ يک از اين چهار کانون اصلي اعتماد اهميت ندارد و نظامهاي انتزاعي جانشين نظام خويشاوندي، اجتماع محلي و سنت شدهاند. او در مباحث خود از سه اعتماد بنيادي، شخصي و انتزاعي(اعتماد به سازمانهاي مدرن) نام ميبرد. به زعم وي در جوامع تحت تسلط نظامهاي انتزاعي، فاصلهگيري زماني و مکاني اعتماد بسيار مهم است. به عبارتي افراد به کساني که پيوسته در معرض ديدشان هستند و فعاليتهايشان را ميتوان مستقيماً مورد بازنگري قرار داد نياز به اعتماد ندارد. ( گيدنز، 1377، صص129-37)
برخي نويسندگان، سرمايه اجتماعي و اعتماد را قوياً در ارتباط با يکديگر ميدانند و آن را از پيامدها و همچنين علل سرمايه اجتماعي ميدانند. سرمايه اجتماعي، اعتماد و هنجارهاي روابط متقابل را به وجود ميآورد و اين دو متقابلاً سرمايه اجتماعي بيشتري را ايجاد ميکنند. اعتماد تسهيلکنندهي روابط افراد و گروههاست، بياعتمادي و بدبيني ميتواند زمينهساز رفتارها و کنشهاي ضد اجتماعي قرار گيرد. اعتماد به عنوان يک خصيصه شخصيتي، رابطه معناداري با ساير سطوح اعتماد، اعم از اعتماد در روابط بين شخصي، روابط درون گروهي و اعتماد در سطح عام دارد. اين بدين معني است که اعتماد فرد نسبت به افراد، گروهها، اجتماعات و ساختارهاي اجتماعي تا حدود زيادي توسط اعتماد اوليه قابل توجيه و تبيين است.
فوکوياما با طرح مفهوم شعاع اعتماد بر اين نکته اشاره دارد که تمام گروههايي که تشکيل دهنده سرمايه اجتماعياند داراي شعاع اعتماد خاص خود هستند. اگر سرمايه اجتماعي يک گروه بازده خارجي مثبت توليد کند شعاع اعتماد از خود گروه وسيعتر خواهد شد، در غير اين صورت شعاع اعتماد محدود است و خاصگرايي حاکم خواهد شد که در آن دنياي اطراف به دو بخش خودي و غيرخودي تعريف ميگردد و تحت چنين شرايطي است که ابراز نفرت و خشونت پذيرفته شده و هنجار تلقي ميگردد. (بهزاد، 1384، ص88)
پاتنام اعتماد اجتماعي را ناشي از دو منبع مرتبط يعني هنجارهاي معامله متقابل و شبکه هاي مشارکت مدني ميداند. اعتماد همکاري را تسهيل ميکند و هرچه سطح اعتماد در جامعهاي بالاتر باشد، احتمال همکاري هم بيشتر خواهد بود. همکاري نيز اعتماد را ايجاد ميکند. (شارعپور، 1385، ص45)
1-1-8-2-2- انواع اعتماد
اعتماد بر چهار نوع قابل تقسيم است:
1-1-1-8-2-2- اعتماد بنيادي
اعتماد بنيادي، نگرشي است به خود و دنياي پيرامون که رفتار و اعمال ما را متأثر ميسازد و اين تفکر را تقويت ميکند که ميتوان به افراد و امور جهان، اعتماد کرد و بر استمرار و ثبات اين باور صحه ميگذارد.
“اريکسون”59 بر اين باور است که اعتماد بنيادي در مراحل اوليه زندگي (شيرخوارگي) انسان شکل ميگيرد. به نظر او، کودک معمولاً نخستين رابطه را با مادر برقرار ميسازد. کودک بايد بتواند در کنار مادر احساس امنيت کند. اگر مادر به نيازهاي جسماني کودک پاسخ دهد و محبت و عشق و امنيت کافي براي او تأمين کند، از آن پس کودک شروع به پروراندن حس اعتماد خواهد کرد. نگرشي که نظر کودک را درباره خودش و ديگران مشخص خواهد کرد؛ اعتماد بنيادي، ما را به مفهومي رهنمون ميسازد که آنتوني گيدنز از آن با نام “امنيت هستي شناختي” (امنيت وجودي) ياد ميکند. منظور از امنيت وجودي اطميناني است که اغلب موجودات انساني از پيوستگي و استمرار هويت خود و محيطهاي اجتماعي و مادي اطراف خود دارند. به باور گيدنز، امنيت وجودي، پديدهاي شناختي نيست، بلکه پديدهاي احساسي است و در ناخودآگاه ريشه دارد. آنچه مسلم است پاسخگويي به سوالاتي از قبيل: آيا من واقعاً وجود دارم؟ آيا من امروز همان کسي هستم که ديروز بودم؟ آيا مردم واقعاً وجود دارند؟ و… را نميتوان با بحث عقلي و بيچون و چرا پاسخ گفت. (شکربيگي، 1390، ص167)
2-1-1-8-2-2- اعتماد فردي
اعتماد به آشنايان که از آن به اعتماد خاص، اعتماد شخصي يا اعتماد اجتماعي به آشنايان نيز نام برده شده است. اين نوع اعتماد معمولاً در شبکههاي اجتماعي و روابط پايدار ديده ميشود اين شکل از اعتماد موانع ارتباطي را مرتفع ميسازد و با کاستن از حالت دفاعي، بسياري از تعاملات مؤثر را موجب ميشود. اعتماد بين شخصي حوزهاي از تعاملات ميان عشاق، دوستان، همکاران و همچنين اعتماد ميان رئيس و کارمند، سرپرست و کارگر، معلم و شاگرد، فروشنده و مشتري، پزشک و بيمار، راننده و مسافر و… را در برميگيرد. (شکربيگي، 1390، ص167)
اعتماد متقابل بينشخصي را ميتوان به معني داشتن حسنظن فرد نسبت به ساير افراد جامعه دانست که اين امر موجب گسترش و تسهيل هر چه بيشتر روابط اجتماعي فرد با آنها و در نتيجه تقويت و تداوم رابطه ميگردد. محدوده اعتماد بينشخصي اعضاي خانواده، خويشاوندان و گروه دوستان است و ميتوان گفت که ويژگي مهم اعتماد بينشخصي اين است که در يک فضاي تعاملي نسبتاً محدود صورت ميگيرد، در نتيجه شعاع آن محدود ميباشد. طبق جدول ذيل، اعتماد بينشخصي در مردم کشور به ميزان قابل توجه و در سطح نسبتاً بالايي قرار دارد. شايد بتوان از آمارههاي اين جدول، وجود نوعي خاصگرايي را در بين مردم استنباط نمود به اين معنا که مردم وجود حلقههاي اعتماد در نظام گذشته را امروزه نيز حفظ کرده و تعلق و وفاداري شديدي را نسبت به اعضاي خانواده و گروه فاميل و دوستان خود نشان ميدهند. (غفاري، 1383، ص19)
جدول(7-2)ميزان اعتماد بينشخصي (اعضاي خانواده، خويشان و دوستان)

اصلاً
خيليکم وکم
متوسط
زياد وخيليزياد
کاملاً
ميزان کلي اعتماد
اعضاي خانواده
3/.
5/1
7/9
6/48
6/39
خيلي زياد
خويشان و اقوام
7/3
8/13
5/33
5/17
5/6
متوسط رو به زياد
دوستان
5/5
6/16
4/34
9/38
6/5
متوسط رو به زياد
منبع: غفاري، 1383، ص 19
-1-1-8-2-2- اعتماد عمومي (تعميميافته / اجتماعي )
اين نوع اعتماد بيشتر اعتماد به بيگانگان را شامل ميشود و بر اساس انتظارات رفتاري يا حس هنجارهاي مشترک شکل ميگيرد. اعتماد اجتماعي تعميميافته، ماده خام جامعه مدني است که از بين کنش متقابل مردم به وجود ميآيد. اگر با اين رويکرد نگاه کنيم، بايد خاطر نشان ساخت که سرمايه اجتماعي بين شخص يا بين ساختارهاي اجتماعي قرار ندارد بلکه در فضايي مابين مردم قرار دارد و سرمايه اجتماعي يک پديده از پايين به بالا است که با شکلگيري پيوند و شبکههاي اجتماعي مردم بر مبناي اصول اعتماد، معامله متقابل(بدهبستان) و هنجارهاي کنش به وجود ميآيد. (Colman/Hoffer/1987:22)
اعتماد تعميميافته را ميتوان داشتن حسنظن به افراد جامعه، جداي از تعلق آنها به گروههاي قومي و قبيلهاي تعريف کرد. اين تعريف بيانگر چند نکته اساسي است:
-اعتماد تعميميافته؛ فقط به افرادي که با هم کنش دارند و ميانشان روابط چهره به چهره برقرار است، محدود نميشود.
-اعتماد تعميميافته؛ مرزهاي خانوادگي، همسايگي، قومي و محلي را در مينوردد و در سطح ملي گسترش مييابد.
-اعتماد تعميميافته؛ پديدهي نسبتاً جديدي است که همراه با شکلگيري دولتهاي مدرن يا دولت-ملت مطرح ميشود.
-اعتماد تعميميافته؛ لازمه همکاري و مشارکت ميليونها شهروندي است که جوامع پيچيده و مدرن امروزي را تشکيل ميدهند. (شکربيگي، 1390، ص168)
4-1-1-8-2-2- اعتماد نهادي
اعتماد نهادي يا مدني که اشاره به اعتماد اساسي بر نهادهاي رسمي حکومت شامل قوانين، رويههاي رسمي، حل نزاعها و تخصيص منابع ميشود. اعتماد نهادي متفاوت از اعتماد مدني است و بيشتر مربوط به نظامهاي متخصص براي مثال شفافيت، قاعدهمندي و قابل اتکا بودن است، در حالي که اعتماد مدني مربوط به آشنايي است. (فيروزآبادي، 1389، صص162-159)
جدول (8-2) اجزاي اعتماد اجتماعي
انواع اعتماد اجتماعي
تعريف
اعتماد بنيادين
امنيت وجودي و احساس آرامش خاطر
اعتماد فردي(بينشخصي)
انتظارات و تعهدات در اجتماع با سوگيري خاصگرايانه
اعتماد عمومي(تعمم يافته
گسترش تعاملات اجتماعي در جامعه با سوگيري عام گرايانه
اعتماد نهادي
اعتماد رسمي به نهادهاي رسمي حکومت
2-8-2-2- هنجارهاي معامله متقابل
معامله متقابل يک فرايند مبادله کالاها و خدمات در رابطه اجتماعي است. معمولاً معامله متقابل در روابط خانوادگي و خويشاوندي مبادلات به صورت ناهمگون، با تأخير و غيرمستقيم و گاهي اوقات بيننسلي صورت ميگيرد و معامله متقابل در بين خانواده به صورت منعطف عمل ميکند و در شبکههاي خارج از خانواده نيز به صورت متفاوتي است. در تحقيقات

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع خانواده گسترده، گستره روابط، سلسله مراتب Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع سلسله مراتب، دولت - ملت