منابع پایان نامه ارشد با موضوع اطلاعات مالی، سررسید بدهی، عدم تقارن، کیفیت اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

اطلاعات نهاني قرار دارند و رفتارهاي معاملاتي آنها نيز بايد به‌ دقت مورد توجه دست‌اندرکاران و فعالان بازار قرارگيرد. در اين رابطه مطالعهای که در ژاپن صورت گرفته بیانگر اين بوده است که در کل افزايش مالکیت سهامداران داخلی موجب کاهش تضاد منافع بین مدیران و سهامداران میشود و مالکیت اعضای هيأت مدیره بر عملکرد شرکت تأثیر مثبت دارد. به عبارت ديگر، برخلاف ایالات متحده، عملکرد شرکت‌های ژاپنی به موازات افزایش مالکیت مدیران افزایش می‌یابد (پاشنر، 1993)107.

2-2-3-3-3- ترکيب مالکيت و سهامداران نهادي و عمده
در خصوص رابطه سهامداران عمده و نهادی با بازده و ارزش شرکت مطالعات گوناگوني انجام شده و بر حسب شرايط مختلف اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي به نتايج گوناگوني دست يافته‌اند. در برخي تحقيقات دولت از منظر يک سرمايه‌گذار عمده مورد توجه قرار گرفته و در برخي ديگر نقش مالکيتي دولت فراتر از صرفاً يک سهامدار مورد توجه قرار گرفته است. در گزارش حاضر رويه اول به‌کار گرفته شده و مالکيت دولتي در کنار مالکيت ساير نهادها و مالکان عمده مورد بررسي قرار گرفته است. سهامداران ﻧﻬﺎﺩﻱ ﻣﺤﺮﻙﻫـﺎﻳﻲ ﺑـﺮﺍﻱ ﺑﻬﺒـﻮﺩ ﻋﻤﻠﮑـﺮﺩ ‬ﺩﺍﺭﻧﺪ. ﻋﻼﻭﻩ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻮﺍﻥ ﺗﻨﺒﻴﻪ ﻣﺪﻳﺮﺍﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﻨﺎﻓﻌﺸﺎﻥ ﺣﺮﮐﺖ ﻧﻤﻲﮐﻨﻨـﺪ ﺭﺍ نيز ﺩﺍﺭﺍ ‬ﻣﻲﺑﺎﺷﻨﺪ. به طور کلي دو نگرش در مورد سرمايهگذاران نهادي وجود دارد.‬ ﻓﺮﺿﻴﻪ ﻧﻈﺎﺭﺕ ﮐﺎﺭﺁﻣﺪ108ﺑﻴﺎﻥ ﻣﻲﮐﻨـﺪ ﮐـﻪ ﺑـﺎ ﺳـﺮﻣﺎﻳﻪﮔـﺬﺍﺭﻱ ﺑﻴـﺸﺘﺮ‬ ﺳـﻬﺎمداران ﻧﻬـﺎﺩﻱ، ﻧﻈـﺎﺭﺕ ﮐـﺎﺭﺍﺗﺮﻱ ﺗﻮﺳـﻂ ﺁﻧﻬـﺎ ﺍﻋﻤـﺎﻝ ﻣـﻲﺷـﻮﺩ ﻭ ﺍﺧﺘﻼﻓـﺎﺕ ﻋﻘﻴـﺪﻩ ﻭ‬‬‬ ﻣﺸﺎﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪﮔﻲ ﺑﻪ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻗﻮﻱ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﻣﻲﮔﺮﺩﺩ. ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑـﻞ، ﻓﺮﺿـﻴﻪ ﻫﻤﮕﺮﺍﻳـﻲ ﻣﻨـﺎﻓﻊ ﺑﻴـﺎﻥ‬ ‬‬ﻣﻲﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺳﻬﺎﻣﺪﺍﺭﺍﻥ ﻧﻬﺎﺩﻱ ﺑﺰﺭﮒ، ﺍﺗﺤﺎﺩ ﻭ ﭘﻴﻮﺳﺘﮕﻲ
ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﻳﮑﻲ ﺑﺎ ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ ﺩﺍﺭﻧـﺪ. ﺩﺭ ﺳـﻄﻮﺡ ﺑـﺎﻻﻱ ﻣﺎﻟﮑﻴـﺖ، ‬ﺳﺮﻣﺎﻳﻪﮔﺬﺍﺭﺍﻥ ﻧﻬﺎﺩﻱ حتي ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﻫیأﺕ
ﻣﺪﻳﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﺧﺬ ﺗﺼﻤﻴﻤﺎﺕ ﻏﻴﺮﺑﻬﻴﻨﻪ ﺗﺮﻏﻴـﺐ ﮐﻨﻨـﺪ ( حساس یگانه و دیگران ،1387 : ص23).
سرمايهگذاران نهادي نسبت به سرمايهگذاران فردي، بيشتر قادر به شناسايي و تجزيه سريع اجزاي تشكيل دهندهي گزارشهای اطلاعات مالی براي ارزيابي مجدد درستي سود گزارش شده ميباشند. سرمایهگذاران نهادی به ساير منابع ارزشمند و به موقع اطلاعات خاص شركت، دسترسي دارند، و از انگیزه، زمان و مهارت کافی برای تحتنظر قرار دادن رفتارهای فرصتطلبانه مدیران برخوردارند. در واقع این سرمايهگذاران حرفهاي نسبت به سرمايهگذاران غيرحرفهاي، بيشتر قادر به تشخيص کیفیت گزارشهای حسابرسی ميباشند (بلسم و همکاران 2002 )109.
به عقیده برخي صاحب‌نظران، وجود سهامداران عمده در شرکت از یک سو زمینه‌ها و انگیزه‌های نظارت بر عملکرد مدیران را تقویت میکند و از سوی دیگر، گاهی به دلیل عدم انطباق منافع و اهداف سهامداران بزرگ با منافع و انتظارات سهامداران خرد، هزینه‌های کنترل و همسو کردن خواسته‌های سهامداران عمده با منافع سایر سهامداران افزایش می‌یابد (وانگ و ژئو 2006)110.

2-2-3-3-4- رابطه ساختار مالکیت با کارایی بازار سرمایه
ساختار مالکیت از آن جهت با درجه کارایی بازار سرمایه ارتباط پیدا میکند که بالاتر بودن درجه کارایی بازار و افشای کامل، دقیق و ‌بهنگام اطلاعات شرکت‌ها در بازار می‌تواند تأثیرات منفی ترکیب مالکیت را در مواردی مانند هزینه‌ نمایندگی، اختلاف قیمت‌های پیشنهادی خرید و فروش و غیره کاهش دهد. به‌ویژ در حالتی که بحث بر سر مالکیت مدیران و مالکیت درونی یا سهامداري دارندگان اطلاعات نهانی و معاملات این گروه‌ها روی سهام شرکت باشد. اگر بنا به فرض پذیرفته شود که تئوري بازار کارا از نوع قوی و منعکس کننده تمام واقعیات شرکت و قيمتي واقعي باشد که تأثیر تمام اطلاعات مثبت و منفي شرکت را با خود دارد در اين صورت ترکیب مالکیت حداقل تأثیرات منفی بالقوه را در قیمت سهام در بازار خواهد داشت. در چنین وضعیتی هیچ گروه از مالکان شرکت قدرت تأثیرگذاري و اعمال نفوذ در قیمت‌های بازار سهام شرکت را نخواهند داشت. به هرحال واقعیت این است که هیچ بازاری به ‌طور کامل کارا نیست و هر چه درجه ناکارایی بیشتر باشد قدرت اعمال نفوذ سهامداران عمده، نهادی و داخلی بر تصمیمات شرکت و تأثیر‌گذاری آنها در تعیین قیمت‌های سهام در بازار افزایش خواهد یافت (پاشنر، 1993).

2-2-4- رابطهی بین محافظهکاری و بازده سرمایهگذاری
يكي از عوامل مؤثر بر سرمايهگذاري بهينه، محافظهکاري است. در دنیاي امروز با توجه به گسترش بازارهاي سرمایه و افزایش میزان سرمایهگذاري، یکی از مسائل مهم مطرح، کیفیت اطلاعات مالی گزارششده توسط شرکتها است. هر چه قدر کیفیت اطلاعات بالاتر رود، تصمیمهای صحیح گرفته شده و نهایتاً باعث تخصیص مناسب منابع مالی و افزایش رفاه خواهد شد. تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری، معیارهایی برای کیفیت اطلاعات در نظر گرفتهاند که از جمله آنها رعایت محافظهکاری است. محافظهکاری در معنای عام آن، ترجیح بد بینی بر خوش بینی در نگرش به رویدادها در شرایط ابهام است (خدامیپور و مالکینیا، 1391). به عبارت دیگر در ارائه اطلاعات مالی همواره باید این مسئله را مد نظر داشت که، تحمل زیان آتی در اثر تخمینی بیش از حد خوش بینانه نسبت به از دست دادن فرصت کسب سود ناشی از ارزشگذاري بیش از حد بدبینانه، جديتر است و بنابراین، رعایت احتیاط و محافظهکاري در ارائه اطلاعات مالی براي حفظ منافع سرمایهگذاران امري ضروري به نظر میرسد(جبارزاده و همکاران، 1391).
به نظر میرسد محافظه کاری بتواند از طریق موارد زیر برکارآیی سرمایه گذاری تأثیر بگذارد:
1-محافظهکاری با کاهش عدم تقارن اطلاعات میان سرمایهگذاران و مدیران سبب تسهیل نظارت بر تصمیمهای سرمایهگذاری مدیران شود.
2-با افزایش انگیزه های مدیر برای عدم پذیرش پروژه های با ارزش خاص فعلی111 منفی: زیرا در صورت پذیرش این پروژهها، امکان به تعویق انداختن زیان های ناشی از آنها به دلیل محافظهکاری وجود نخواهد داشت (فروغی و صادقی، 1389).

2-3-پیشینه پژوهش
اهم پژوهشهای مرتبط با موضوع پژوهش در خارج و داخل کشور به شرح زیر است:
2-3-1-پژوهشهای خارجی
ایشیدا و ایتو (2013) در پژوهشی با عنوان “تأثیر محافظهکاری حسابداری بر رفتار سرمایهگذاری شرکت” به بررسی تأثیر محافظهکاری شرطی و غیرشرطی بر رفتار سرمایهگذاری شرکت پرداختهاند. نتایج و یافته های آنها نشان میدهد که شرکتهای با محافظهکاری شرطی بالاتر، سرمایهگذاری کمتر از حد بیشتری دارند و از طرفی شرکتهایی که محافظهکاری غیرشرطی بالاتری دارند، سرمایهگذاری بیشتر از حد بیشتری دارند.
دانگ112 (2011) در پژوهشی تحت عنوان “اهرم مالی، سررسید بدهی و سرمایه گذاری شرکت، یک مطالعه موردی”: به بررسی ارتباط متقابل بین تصمیمهای مربوط به تأمین مالی شرکت و تصمیمهای سرمایهگذاری در زمان مشکلات نمایندگی پرداخته است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که شرکتهای با رشد بالا مشکلات مربوط به سرمایهگذاری کمتر از حد را با استفاده از کاهش اهرم خود و نه با استفاده از کوتاهتر کردن سررسید بدهی کنترل میکنند. نتایج پژوهش هم چنین نشان میدهد که در تطابق با فرضیه ریسک نقدینگی بین اهرم مالی و سررسید بدهی ارتباط مثبتی وجود دارد و اهرم نیز دارای اثر منفی برروی سرمایهگذاری شرکت است. این نتیجه نیز با فرضیه سرمایهگذاری کمتر از حد سازگار است.
لارا و همكاران113 (2010) در پژوهشی با عنوان “محافظهکاري حسابداري و كارآيي سرمايهگذاري” به بررسی رابطه بین محافظهکاري حسابداري و كارآيي سرمايهگذاري شركت پرداختند و دريافتند كه
بيشتر شركتهاي محافظهکار، تمايل كمتري به سرمايهگذاري بيش از حد و كمتر از حد دارند. علاوه بر اين، يك رابطۀ مثبت ميان محافظهکاري و بهرهوري يافتند و هيچگونه شواهدي مبني بر اين كه شركتهاي محافظهكارتر، در طر حهاي كم ريسكتر سرمايهگذاري كنند، نيافتند.
ماتائو114 (2010) در پژوهشی با عنوان “محافظهکاري حسابداري و سرمایهگذاری” به بررسي آثار محافظهکاري حسابداري بر انگيزههاي سرمايهگذاري توسط مديران پرداخت. نتايج بيانگر رابطه منفي بين محافظهکاري و سرمايهگذاري شركت و عملكرد عملياتي آتي براي شركتهايي بود كه با محدوديت مالي مواجه بودند. اين همبستگي منفي بين سرمايهگذاري و محافظهکاري را ميتوان با استفاده از ادبيات توجيه كرد. به اين صورت كه محافظهکاري ميتواند موجب ايجاد انگيزههاي ناسالم در جهت سرمايهگذاري توسط مديران شود و آنها از پذيرش پروژههايي با خالص ارزش فعلي مثبت صرف نظر كنند.
لافوند و رويچودهاري115 (2010) در پژوهشي به بررسي رابطه درصد مالكيت مديران با محافظه كاري پرداختند.آنها مدل باسو را معيار محافظه كاري قرار دادند و اندازه شركت، بدهي و ريسك ادعاهاي حقوقي را متغيرهاي كنترلي در نظر گرفتند.يافته هاي ايشان بازگوكننده اين بود كه بين نسبت بدهي با محافظه كاري رابطه مثبت و معناداري برقرار است؛يعني با افزايش سطح بدهي تقاضا براي محافظه كاري افزايش مي يابد. آنها توضيح دادند كه پايين بودن مالكيت مديريتي منجر به شديد تر شدن مشكلات نمايندگي مي شود و بدين وسيله تقاضا براي محافظه كاري حسابداري افزايش مي يابد.
بوش و ديگران116 (2008) به تحليل اين مسأله پرداخته اند كه آيا سرمايه گذاران نهادي ترجيح ميدهند پرتفوي خود را در شركتهاي با سازوكارهاي حاكميتي بهتر شكل دهند . اين تحقيق نشان داد كه اگر چه سرمايه گذاران نهادي انگيزه هايي براي سرمايه گذاري در شركتهاي با سازوكار حاكميت بهتر دارند،اما رابطه معناداري بين مالكيت نهادي وحاكميت شركتي وجودندارد.
بيتي، وبر و يو117 (2008)به بررسي شروط محافظه كارانه گنجانده شده در قراردادهاي بدهي پرداختند؛آنها دریافتند هنگامي كه هزينه هاي نمايندگي بدهي بالاتر است اين شروط بيشتر مورد استفاده قرار ميگيرند. با اين حال شواهد ايشان بيانگر اين بود كه شروط قراردادي تقاضاي اعتباردهندگان را براي محافظه كاري به تنهايي برآورده نمي سازد، و لازم است براي كاهش هزينه هاي نمايندگي بدهي از حسابداری محافظه کارانه استفاده شود.
احمد و دولمان118 (2007) به بررسي رابطه محافظه كاري با سازوكارهاي راهبري شركتي پرداختند،آنها از اندازه شركت،بدهي و فرصتهاي رشد به عنوان متغيرهاي كنترلي استفاده كردند. با استفاده ازسه معيارمحافظه كاري عدم تقارن زماني،اقلام تعهدي،و ارزشهاي بازار نشان دادند كه بين اند ازه شركت و محافظه كاري اندازه گيري شده با استفاده از: الف)معيار اقلام تعهدي،رابطه مثبت و معنادار ب)معيار ارزش بازار،فاقد رابطه معنادار ج) معيارعدم تقارن زماني،فاقد رابطه معناداراست.
خان و واتز(2007) اشاره كردند كه شركتهاي جوانتر بعيد است مكانيزم هاي حاكميت شركتي توسعه يافته اي براي كاهش مشكلات نمايندگي خود با سهامداران وطلبكاران داشته باشند. به این مفهوم که شركتهاي جوانتر ، محافظه كاري بيشتري را در تهيه صورتهاي مالي به كار می برند
بيدل و هيلاري (2006) دريافتند كه كيفيت حسابداري بالاتر، كارآيي سرمايهگذاري را با كاهش عدمتقارن اطلاعاتي بين مديران و تأمينكنندگان خارجي سرمايه، تقويت میکند. آنان همچنين بيان کردند كه در كشورهايي كه تأمين مالي عمدتاً از طريق معاملات در شرايط عادي (بازار سرمايه) انجام ميشود، در مقايسه با آنهايي كه تأمين مالي بيشتر از طريق اعتباردهندگان (مانند بانك هاي دولتي) انجام ميشود، ارتباط بين كيفيت حسابداري و كارآيي سرمايهگذاري بيشتر خواهد بود.
واروج و همكاران119 (2005) در پژوهشي تحت عنوان “اهرم مالي و سرمايه گذاري شرکت” به بررسي ارتباط بين اهرم مالي و سرمايهگذاري شركتهاي پذيرفته شده در بورس كانادا پرداختند. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد كه ارتباط منفي براي شركتهاي با فرصت رشد كمتر نسبت به شركتهاي با فرصت بيشتر به طور با اهميتي قويتر است.
واتز (2003) طی پژوهشی اعلام نمود که اگر قراردادهاي شركت با گروه هاي مختلف مانند سرمايه گذاران و اعتباردهندگان بر اساس ارقام حسابداري تنظيم شود،آنگاه به علت وجود تضا دمنافع ميان مديران و آن گروه ها،مديران سعي خواهند كرد تا با انجام رفتارهاي منفعت طلبانه، ارقام را به نفع خود دستكاري

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع عدم تقارن اطلاعات، عدم تقارن، تقارن اطلاعاتی، عدم تقارن اطلاعاتی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع روش پژوهش، محافظه کاری، گزارشگری مالی، حافظه کاری