منابع پایان نامه ارشد با موضوع اسلوب معادله، زبان فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

چشمه ی شیر و شکر چشم مستش، مستی آور، چون شراب
(همان، 146)
لعل نوشش استعاره از لب معشوق است. لب در قرمزی به لعل و از نظر شیرینی و آبدار بودن به نوش تشبیه شده است. شاعر با به کار گرفتن تشبیه بلیغ، لب معشوق را به چشمه ی شیر و شکر مانند کرده است. و با استفاده از تشبیه مرسل چشم مست معشوق را از جهت مستی به شراب مانند کرده است. چشم مست موصوف و صفت است.
5-2-22- لب و دندان
به لب همرنگ یاقوت بهشتی به دندان عقدی از لؤلوی لالا
(همان، 189)
شاعر لب معشوق را به جهت قرمزی و براقی همرنگ یاقوت بهشتی می داند، و دندان های معشوق را به جهت سفیدی و به ردیف بودن با به کار بردن تشبیه بلیغ به گردن بندی از مروارید مانند کرده است. عقد: گردن بند، گلو بند، رشته ی مروارید(معین، 1364: ذیل واژه ) لؤلؤ ی لالا: مروارید درخشان
5-2-23- لب و ساعد
دست ها بر ساعدی سیمین و لب ها بر لبی تشنه لب بودیم و لعل آبداری داشتیم
(همان، 174)
ساعد سیمین و لعل آبدار هر دو موصوف و صفت هستند. لعل آبدار استعاره از لب معشوق است.
5-2-24- چشم و مژه
سایه انداخته مژگان تو بر مردم چشم که پرستاری بیمار ثوابی دارد
(ریاضی یزدی،155:1375)
شاعر با به کار بردن آرایه ی اسلوب معادله می گوید همان گونه که پرستاری از بیمار امر مستحسنی است، سایه انداختن مژگان بر مردمک چشم نیز به منزله ی مراقبت از چشم و مستحق پاداش است. اسلوب معادله: تمثیل همان اسلوب معادله است. شاعر در مصراع اول چیزی را می گوید و در مصراع دوم چیزی دیگر، اما، دو سوی این معادله، از رهگذر شباهت قابل تبدیل به یکدیگرند. (شفیعی کد کنی،84:1392)
سیه چشمی که کارش صید دل هاست نوک مژگان او را تیزتر کن
(ریاضی یزدی،176:1375)
5-2-25- چشم و خال
جزاک اللَه چه خالی، توده ی مشک اضاء اللَه چه چشمی، چشم شهلا
(همان،189)
جزاک اللَه: جمله ی دعایی، خدا ترا پاداش دهاد.(معین،1364: ذیل واژه) اضاء اللَه : جمله ی دعایی، خدا چشمت را نور دهاد. شاعر با تشبیه بلیغ، خال معشوق را به جهت سیاهی به مشک تشبیه کرده است. چشم شهلا موصوف وصفت است.
5-2-26- مژه و غمزه
به روی خار بخوابم چو مژَه گفت بخواب به پیش پاش بمیرم چو غمزه گفت بمیر
(ریاضی یزدی،167:1375)
شاعر معتقد است که تأثیر مژه و غمزه چنان زیاد است، که اختیار را سلب می کند. آرایه ی تشخیص در این بیت بکار رفته است.
5-2-27- قد و تن
جمع گشتند عروسان چمن گرد سرو قد آن سیمین تن
(همان، 370)
سرو قد اضافه ی تشبیهی است. سیمین تن ترکیب مقلوب و استعاره از معشوق هست. شاعر بلندی قد یار را به سرو و سفیدی تن یار را به سیم تشبیه کرده است.
5-3- بخش سوم: توصیف اندام ها به صورت تلفیقی(سه تایی)
شاعرهمزمان به توصیف سه عضو یا اندام معشوق می پردازد.
5-3- 1- بنا گوش و زلف و روی
الا ای ساقی سیمین بنا گوش الا ای مشک موی ماه سیما
(ریاضی یزدی،76:1375)
سیمین بناگوش، مشک مو و ماه سیما هر سه موصوف و صفت مقلوب هستند. شاعر صفت سیمین را به جهت سفیدی بناگوش به آن و صفت مشک را به جهت خوشبویی و سیاهی به مو و صفت ماه را به جهت روشنایی و زیبایی به روی معشوق نسبت داده است.
5-3-2- سینه و خال و لب
سینه ی مرمری اطلس پوش خال کنج لب و شهد لب نوش
(ریاضی یزدی، 352:1375)
در مصراع اول تنسیق الصفات است، مرمری، صفت نسبی و اطلس پوش صفت مرکب است. لب را از نظر شیرینی به شهد تشبیه کرده است.
5-3-3- روی و ساق و بدن
صورت سفید و ساق سفید و بدن سفید یارب مباد نامه ی اعمال کس سیاه
(همان، 178)
شاعر معتقد است که کردار و اعمال معشوق ترجیح دارد بر صورت و ساق و بدن سفید او. دراین بیت بین کلمات سفید وسیاه تضاد است.
5-3-4- خال و روی و چشم
خال تو روی ماه تو چشم سیاه تو آدم که هیچ بر سر شیطان نهد کلاه
(همان، 178)
روی ماه و چشم سیاه هردو موصوف و صفت هستند. شاعر معتقد است که ظاهر زیبای معشوق حتی شیطان را هم گول می زند. کلاه سر کسی گداشتن کنایه از این است که شخص ناآگاه را فریب دادن.
5-3-5- چشم و زلف و خال
چشمت بلا و زلف بلا، خال لب، بلا از این همه بلا به خدا می برم پناه
(همان،178)
شاعر تمام اجزای بدن معشوق را گرفتاری می داند. به همین خاطر برای رهایی ازاین همه گرفتاری به خدا پناه می برد.
5-3-6- زلف و خال و چانه
دلم در شام زلفش در هوای خال لب گم شد نمی دانست برسیب زنخدان هم بود چاهی
(همان، 183)
شام زلف و سیب زنخدان اضافه ی تشبیهی است. زلف به جهت سیاهی به شب تشبیه شده است.
5-3-7- چشم و مژه و ابرو
چشمان سیاه تو ز مژگان بلندت تیری ز کمانخانه ابروت رها کرد
(ریاضی یزدی،158:1375)
چشمان سیاه و مژگان بلند هر دو موصوف صفت هستند. بین کلمات چشم مژه و ابرو مراعات النظیر است. کمانخانه ی ابرو اضافه ی تشبیهی است. ابرو به جهت هلالی شکل به کمانخانه تشبیه شده است.
5-3-8- لب، خنده، چشم
لب شکر، خنده نمک، نرگس جادو، بادام سفره ی حسن تو حقَا که بسی رنگین است
(همان، 149)
شاعر شیرینی لب را به شکر، خنده یار را به نمک و نرگس جادو که استعاره از چشم یار است به بادام تشبیه کرده است. در مصرع اول شاعر تشبیه مفروق به کاربرده است. از دیگر تشبیهات متداول در زبان فارسی، تشبیه چشم به بادام است. چشم زیبارویان پارسی کشیده، سیاه ودرشت است و برای چنان چشمانی تشبیهی بهتر از بادام نمی توان یافت.(دانشور، 298:1389)
5-4-بخش چهارم: توصیف اندام ها به صورت تلفیقی(چهارتایی) یا(پنج تایی)
شاعر همزمان به توصیف چهار یا پنج اندام معشوق می پردازد.
5-4-1- خال و خط و زلف و لب
تو با این خال و خطَ و تاب زلف و لعل چون شکر چه شیرینی، چه گیرایی، چه محبوبی، چه دلخواهی
(ریاضی یزدی،183:1375)
شاعر با به کار بردن آرایه ی تنسیق الصفات برای معشوق چندین صفت آورده است. آرایه ی تنسیق الصفات یعنی برای یک اسم، صفات متوالی بیاورند یا برای یک فعل قیود مختلف ذکر کنند.(شمیسا،62:1389)
5-4-2- خط و خال و چشم و زلف
خال لب، چشم سیه، سنبل مشکین، خط سبز خوش به هم جمع شد اسباب پریشانی ما
(همان،143)
چشم سیه و سنبل مشکین و خط سبز هر سه موصوف و صفت هستند. سنبل مشکین استعاره از زلف یار است، شاعر زلف یار را به جهت خوشبویی به گل سنبل که بوی مشک می دهد، تشبیه کرده است. خط یعنی آن چه که گرد لب یار و دنباله زلف یار و گرد عارض او است و چون روی به سبزی دارد به آن خط سبز گویند. شاعر معتقد است که یار همه ی محاسن را داراست تا باعث پریشانی عاشق شود.
5-4-3- خال و چشم و زلف و ابرو
همه زلف است و خال و چشم و ابرو به هر جا پا نهی، بر هر زمینی
(ریاضی یزدی،297:1375)
شاعر معتقد است که زیبا رویان در همه جا حضور دارند.
5-4-4- چشم و رخ و لب و قد
چشم شهلا، رخ زیبا، لب میگون، قد سرو هر چه حسن است پدر سوخته یک جا دارد
(همان، 154)

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ایران باستان، ادبیات فارسی، زبان فارسی، شعر فارسی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد با موضوع مخزن الاسرار، داستان کوتاه، تحلیل محتوا، تحلیل محتوایی