منابع پایان نامه ارشد با موضوع ارزش افزوده، ارزش بازار، ثروت سهامداران، ارزش بازار سهام

دانلود پایان نامه ارشد

كه حاوي برخي روشها جهت محاسبه ارزش منابع انساني است. ولي به نظر ميرسد كه اين روشها هيچ اثري بر عملكرد شركت ندارند و اين يكي از نقاط منفي اين روشها است. بنابر تعريف فليم هولتز (1985)، حسابداري منابع انساني شامل اندازهگيري هزينههاي متحمل شده توسط واحدهاي كسب و كار و سازمانهاست وقتي كه در خصوص داراييهاي انساني كارمنديابي، گزينش، آموزش و توسعه را به انجام ميرسانند. همچنين شامل اندازهگيري ارزش اقتصادي افراد براي سازمانهاست.

2-6-3- ترازنامه نامرئي41 ترازنامه نامرئي بعنوان يكي از روشهاي پيشتاز در حوزه داراييهاي نامشهود، توسط اسويبي در سوئد مطرح گرديد. اسويبي در آن زمان نسبت به ناتواني سيستم هاي حسابداري سنتي در جهت تدارك اطلاعات مناسب
براي ارزش گذاري دانش فني واكنش نشان داد و چهارچوبي را جهت گزارش دهي داراييهاي نامشهود توسعه داد كه ترازنامه نامرئي نام گرفت. هدف كتابي كه تحت همين عنوان به چاپ رسيد، نمايش روشي عملي جهت گزارش دهي روي نيروي انساني بود كه مهمترين منبع و نخستين مولد درآمد دانش فني است. 35 شاخص غير مالي به منظور كامل كردن گزارش مالي با اطلاعات مرتبط به كاركنان از قبيل پايداري، دانش، توانايي، اثربخشي، پتانسيل ايجاد درآمد پيشنهاد گرديد. در ترازنامه نامرئي، تفاوت بين ارزش بازار سهام يك شركت و ارزش دفتري خالص بوسيله سه طبقه به هم وابسته از سرمايه ها تحت عنوان سرمايه انساني، سرمايه سازماني(ساختاري) و سرمايه مشتري توضيح داده مي شود. اين سه طبقه از سرمايه ها كه براي اولين بار در كتاب مزبور به چاپ رسيد بصورت استانداردي غير رسمي در آينده تبديل گرديد (جعفري و همكاران، 1385).

2-6-4- كارت ارزيابي متوازن42
اين روش كه توسط كاپلان و نورتون(1992) توسعه داده شد، سعي مي كند اهداف بلند مدت و كوتاه مدت، اندازه هاي مالي و غير مالي، شاخص هاي پيشرو و پسرو و نيز جنبه هاي داخلي و خارجي سازمان را متعادل نمايد. بطور كلي چهار منظر مشتري، مالي، فرآيندهاي داخلي و نيز يادگيري و رشد جهت ترجمه سطوح بالاي استرات‍ژي به معيارهاي واقعي بكار گرفته مي شوند و همراه با هر منظر، اهداف، شاخص ها، معيارها و مقدمات مورد نياز فهرست مي گردند. همچنين ارتباط مابين هريك از اين جنبه هاي چهارگانه مي بايد ملاحظه گردد.
در مقايسه با اندازه هاي حسابداري سنتي، كارت ارزيابي متوازن كانون توجه را از سوي شاخص هاي مالي به نحوي تغيير داده است كه سه اندازه كليدي موفقيت غير ملموس را دربر گيرند. اين ها تقريباً معادل با سه بخش سرمايه فكري هستند كه سرمايه انساني (تجربه و دانش افراد) سرمايه ساختاري (دانش نهفته در سيستم ها و فرآيندهاي سازمان) و سرمايه مشتري(ارتباطات مشتري) نام دارند. بر اين اساس جنبه هاي ياد شده ميتوانند بطور مناسب جهت ارزيابي شرايط موجود مديريت دانش و ارزيابي آن تطبيق داده شوند.

2-6-5- سرمايه فكري مستقيم43
تأكيد اين روش اندازهگيري ارزش سرمايه فكري ابتدا بر شناسايي اجزاي مختلف آن و سپس ارزيابي هر يك از اين اجزا قرار گرفته است.
با تعيين اجزاي سرمايههاي فكري (نظير سرمايه مشتري نظير وفاداري مشتريان، مالكيت فكري نظير حقوق اختراعات، داراييهاي فني نظير دانش فني، داراييهاي انساني نظير آموزش و داراييهاي ساختاري نظير سيستمهاي اطلاعاتي) و تعيين ارزش هر يك از اجزا ميتوان ارزش كلي سرمايه فكري شركت را محاسبه نمود.
اين روش پيچيده ترين اما دقيق ترين ابزار اندازهگيري سرمايه فكري است. عيب اصلي اين روش در ضرورت شناسايي تعداد زيادي از اجزا و اندازهگيري و يا ارزشگذاري هر يك از آنها مي باشد كه موجب پر هزينه و پيچيده شدن اين روش ميگردد (انواري رستمي و همكاران،1382).

2-6-6- جهت يابي اسكانديا44
اسكانديا يك شركت خدمات مالي سوئدي است كه بدليل جلودار بودن در امر اندازه گيري دانش خود به خوبي برجسته شده است. اسكانديا براي اولين بار بصورت داخلي گزارش سرمايه فكري خود را توسعه داد و در سال 1994 بعنوان اولين شركت بزرگ، گزارش سرمايه فكري خود را به پيوست صورتهاي مالي سنتي به سهامداران عرضه كرد. اسكانديا بطور وسيعي ابزارها و روش هاي مختلف اندازه گيري سرمايه فكري را تجربه كرد و سرانجام ابزار اندازه گيري خاص خود را تحت عنوان جهت يابي اسكانديا به همراه مدل ايجاد ارزش مربوط توسعه داد. ادوينسون بعنوان معمار مباحث ابتكاري فوق در شركت اسكانديا، يك مدل جامع و پوياي گزارش دهي سرمايه فكري كه جهت يابي اسكانديا نام داشت را با پنج حوزه مالي، مشتري، فرآيندي، توسعه و نوسازي و انساني مطرح نمود(ادوينسون، 1997).

2-6-7- حسابداري و هزينه يابي منابع انساني45
اين روش كه توسط جوهانسون توسعه داده شد، هزينه هاي مرتبط با اثرات مخفي منابع انساني كه سود شركت را كاهش مي دهد محاسبه مي نمايد. سرمايه فكري بوسيله محاسبه ميزان مشاركت دارايي هاي انساني تقسيم بر هزينه هاي حقوق سرمايه گذاري شده اندازه گيري مي شود. گروجر و جوهانسون تاكيد مي كنند كه حسابداري و هزينه يابي با دامنه گسترده اي از كاربردها همراهند:
بعنوان ابزار سياسي، جهت نشان دادن سوء تدبير منابع انساني و سپس بحث در جهت سرمايهگذاري بيشتر و يا مديريت بهتر.
بعنوان ابزار آموزش براي تحليل ساختاردهي و بنابراين فهم بهتر، حل مشكلات پرسنل از يك منظر كاربردي و بنابراين توانايي بهتر جهت تعادل ارزشهاي كاربردي در مقابل ساير ارزشها.
بعنوان يك حامي تصميم سازي جهت اطمينان از اينكه از نقطه نظر مديريت روي منابع انساني منطقي تر هستند(جعفري و همكاران، 1385).

2-6-8-كارگزار تكنولوژي46
مدل كارگزار تكنولوژي توسط بروكينگ (1996) مطرح شد، او دانش سازماني را به چهار طبقه داراييهاي انسان محور، داراييهاي زيرساختي، داراييهاي فكري و دارايي هاي بازار تقسيم بندي ميكند و ارزش سرمايه فكري سازمان را طي فرآيند ارزيابي مشخص ميكند. هر بخش از مدل بوسيله پرسشنامههاي مميزي مخصوص درباره متغيرهاي مرتبط با طبقه دارايي بررسي مي شود. بخش اول پرسشنامه مشتمل بر 20 سوال است كه بر نياز به تقويت سرمايه فكري تأكيد دارد و در ادامه پرسشنامه 178 سوال است كه مرتبط با چهار طبقه نامبرده از سرمايه فكري ميباشد.

2-6-9- كنترل دارايي نامشهود47
كنترل دارايي نامشهود توسط اسويبي توسعه داده شد و سه نوع از داراييهاي نامشهود را كه حاصل اختلاف بين ارزش بازار و ارزش دفتري شركت مي باشد تعريف نمود. اين سه جزء داراييهاي نامشهود شامل ساختار خارجي (مارك تجاري، ارتباطات مشتري و تأمين كننده)، ساختار داخلي (مديريت، قانون، نظامنامه، روش و رفتار، نرم افزار) و شايستگي فردي (تحصيلات، تجربه، خبرگي) هستند. براي هر جزء دارايي نامشهود، سه شاخص بر رشد و بازسازي، كارايي و نيز پايداري آن جزء متمركز هستند. وقتي كه مدل جهتيابي اسكانديا با فرهنگ و فلسفه مديريت سازمان بعنوان بخشي از سرمايه انساني برخورد ميكند، كنترل دارايي نامشهود آنها را تحت ساختار داخلي طبقهبندي ميكند. بدليل تأكيد خاص اين مدل بر انسان، اين مدل بر اين فرض استوار است كه انسان تنها عامل درست در كسب و كار است و ساير جنبههاي ساختاري اعم از داخلي و خارجي، در فعاليتهاي انساني مستتر مي باشد.

2-6-10- ارزش افزوده اقتصادي48
ارزش افزوده اقتصادي، بعنوان يكي از اندازه هاي عملكردي مبتني بر ارزش، در زمان پيدايش محبوبيتي فوق العاده بدست آورد. اين روش بطور نسبي يكي از جديدترين روش هاي ارزيابي عملكرد سازماني مي باشد كه توسط استيوارت و شركت مشاوره نيويورك توسعه داده شد. اين روش بر حداكثر كردن ثروت سهامداران متمركز است. ارزش افزوده اقتصادي، جريان نقدي ايجاد شده (پس از كسر ماليات) توسط شركت منهاي هزينه صرف سرمايه صرف شده جهت ايجاد آن جريان نقدي بوده، بنابراين نشان دهنده سود واقعي در برابر سود روي كاغذ است. ارزش افزوده اقتصادي به عنوان تفاوت بين فروش خالص و مجموع هزينه هاي عملياتي، ماليات ها وهزينه هاي سرمايه مي باشد در حاليكه هزينه هاي سرمايه از طريق ضرب هزينه متوسط سرمايه موزون در كل سرمايه (سرمايه گذاري شده) محاسبه مي شود. در عمل، ارزش افزوده اقتصادي زماني افزايش مييابد كه ميانگين موزون هزينه سرمايه، كمتر از بازگشت به داراييهاي خالص و يا بالعكس باشد. در حال حاضر روش ارزش افزوده اقتصادي به نحو مطلوبي استقرار يافته است و بطور فزايندهاي شركتهاي بزرگ در حال پذيرش آن بعنوان پايهاي براي برنامهريزي تجاري هستند. بعبارتي تغيير در ارزش افزوده اقتصادي معياري بدين نحو فراهم ميكند كه آيا سرمايه فكري سازمان اثربخش بوده يا خير. بديهي است در اين حال، ارزش افزوده اقتصادي يك اندازه جايگزين براي سرمايه فكري ميباشد و اطلاعات دقيقي از ميزان تأثیر سرمايه فكري بر عملكرد شركت فراهم نميكند.

2-6-11- ارزش بازار به دفتر49
ارزش بازار به دفتر يكي از روشهاي عمومي شناخته شده جهت اندازهگيري داراييهاي نامشهود و سرمايه فكري است. اين ارزش از طريق اختلاف بين ارزش بازار و ارزش دفتري شركت محاسبه ميشود. اين روش عليرغم سادگي داراي برخي مشكلات در اندازه گيري و نيز تفسير نتايج مي باشد. ارزش دفتري بستگي به استاندارد ملي و يا بينالمللي دارد كه براساس آن حسابها تهيه شدهاند كه ممكن است در عمل ارزش دفتري را دستخوش تغيير نمايند. از طرف ديگر ارزش سهام در بازار همواره در حال تغيير است كه نتايج حاصله را صرفاً براي زماني كوتاه معتبر مي سازد. آيا اين بدان معناست كه ارزش داراييهاي نامشهود همواره در حال تغيير است؟ آيا يك معامله و يا تغيير بازار ميتواند به آساني باعث ظهور و يا ناپديد شدن دارايي هاي نامشهود شركت گردد؟ ارزش بازار به دفتر اندازه اي غير قابل اعتماد از داراييهاي نامشهود حاصل مي كند. با اين حال ميتوان در مواردي از اين نسبت به شكل درست استفاده كرد. براي مثال در هنگامي كه قصد داريم دارايي هاي فكري يك شركت را در مقايسه با ساير رقبا در صنعت بسنجيم.

2-6-12- ارزش نامشهود محاسبه شده50
مدل ارزش ناملموس محاسبه شده، بر پايه اين فرض بنا شده است كه درآمد مازاد يك شركت، براي مثال درآمد مازاد بر متوسط درآمد صنعت، از سرمايه فكري آن ناشي مي شود. به بيان ديگر با بكارگيري دارايي هاي فيزيكي، درآمد يك شركت حداكثر به متوسط درآمد آن صنعت نزديك مي شود و تنها با بكارگيري سرمايه فكري است كه يك شركت به درآمد مازاد دست مي يابد. داده هاي مورد نياز در اين روش از ترازنامه شركت تهيه مي شود. اجراي اين روش را مي توان به شش مرحله زير تقسيم بندي كرد:
درآمد متوسط قبل از كسر ماليات شركت، مربوط به سه سال قبل را محاسبه كنيد ().
متوسط دارايي هاي فيزيكي پايان سال شركت، در سه سال گذشته را محاسبه كنيد ().
درآمد را بر ارزش دارايي هاي فيزيكي تقسيم نموده و از اين طريق نرخ بازگشت دارايي فيزيكي را بدست آوريد ().
متوسط نرخ بازگشت به دارايي فيزيكي براي صنعت () در سه سال گذشته محاسبه كنيد و در صورتي كه از متوسط نرخ بازگشت شركت كمتر است مراحل را ادامه دهيد. سپس نسبت متوسط ماليات بر درآمد در سه سال گذشته () را حساب كنيد.
مازاد بازگشت () را با رابطهمحاسبه كنيد.
سرانجام مازاد بازگشت () را بر يك درصد مناسب، براي مثال هزينه سرمايه شركت تقسيم كنيد.

2-6-13- جستجوگر ارزش51
جستجوگر ارزش، يك روش حسابداري است كه توسط كا پي ام جي براي محاسبه و تخصيص ارزش به پنج دسته از داراييهاي نامشهود پيشنهاد گرديد. اين پنج دسته عبارتند از: دارايي ها و هدايا، مهارت ها و دانش ضمني، هنجارها و ارزش هاي اجتماعي، فناوري و دانش آشكار، فرآيندهاي اصلي و مديريتي. اين روش بينشي نسبت به پتانسيل آينده داراييهاي نامشهود با نگريستن به مواردي از قبيل: ارزش افزوده براي مشتريان، رقابت پذيري، پتانسيل پذيرش فرصت هاي جديد، قدرت تحمل و قدرتمندي فراهم ميكند. اهداف اين روش بر اساس اظهارنظر كا پي ام جي عبارتست از موارد زير:
كمك نمودن به سازمانها در جهت فهميدن و اندازهگيري مزيت هاي

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع دارایی ها، سرمایه فکری، ارزش بازار، سرمایه انسانی Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع زنجیره ارزش، مدیریت دانش، سرمایه فکری، دانش آشکار