منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عرب، ادبیات معاصر، جبران خلیل جبران، ادبیات عربی

دانلود پایان نامه ارشد

وَ تَوارَی النُّورُ فِي کَهْفِ الشِّتاء
فَاحلُمِي بِالصَّیْفِ ثُمَّ ابْتَسِمِي تَخلُقِــي حَولَــکَ زَهْـراً وَ شَذاءْ238
تصاویر خیالی به کار رفته در این ابیات، نسبت به تصاویر خیالی به شاعر قدرت بیشتری در به تصویر کشیدن صورت های مجازی می دهند.
4_ صوفی گرایی در شعر: این ویژگی که یکی از ویژگی های شعر رومانتیسیسم نیز می باشد، بیشتر از آن چه در شعر عاشقانه به تصویر کشیده می شود، است. زیرا این عشق، عشق روحی و همراه با حزن و ناامیدی و به دور از عشق به اجسام فانی است.239
تصاویر این عشق روحی و درونی را که همراه با ناامیدی و شکست و حزن و اندوه است، می توان به وضوح در شعر شاعران این جماعت مشاهده نمود. به عنوان مثال می توان به قصیده الأطلال ابراهیم ناجي اشاره نمود؛ قصیده ای که با گریه بر اطلال و خرابه های یار آغاز می کند:
یا فؤادي رَحـِمَ اللَّهُ الهـــَوَی کانَ صَرْحاً مِنْ خِیالٍ فَهَوَی
اَسْقِنِي وَ اشْرَبْ عَلَی اَطْلَالِهِ وَارْوِ عَنِّي طَالَمَا الدَّمْعُ رَوَی
کَیفَ ذاکَ الحُبّ اُمْسَی خَبَراً وَ حَدِیثاً مِنْ أحَادِیثِ الجَوَی240
درباره فروپاشی جمعیت آپولو نیز باید چنین عنوان نمود که این مکتب هنوز به انتهای سال سوم از عمر خود نرسیده بود که رو به افول نهاد. ولی تأثیر آنان بعد از افولشان در آثاری که شاعران بعد از آن ها پدید آوردند هم چنان ادامه داشته و همان مضامینی را که احمد زکی ابوشادی در اشعار خود بیان می نمود، در آثار شاعران بعد از وی نیز وجود داشت.241
2_12_ ادبیات مهجر و ویژگی های آن
ادبیات مهجر به عنوان یکی از حلقه های مهم تغییر و تحول ادبیات معاصر عربی به شمار می رود. در واقع مهجر همان مکانی است که برخی از عرب ها به آن مکان مهاجرت نمودند.242
ادبیات مهجر، ادبیات عرب های معاصری است که در دوره حکومت عثمانی بر جهان عرب در اواخر قرن نوزدهم، سرزمین خود را ترک کرده و در آمریکای شمالی و جنوبی مستقر شدند. این شاعران به سرودن شعر و چاپ آن پرداختند. محافل، نشست ها، گردهمایی ها و گروه های فرهنگی تشکیل دادند. از آن جا که شاعران این گروه ویژگی های ادبیات شرقی و غربی را با هم در آمیختند، ابداعات و دستاوردهای ادبی این گروه از ادبیات شرقی متمایز می شد.243
انور الجندي در کتاب معالم الأدب العربي الحدیث، مکتب مهجر را ادامه دهنده راه خلیل مطران و جماعت دیوان عنوان می کند.244
از پیشگامان ادبیات مهجر می توان به دو شخصیت بارز ادبیات عربی، جبران خلیل جبران و میخائیل نعیمه اشاره نمود.
قبل از پرداختن به ویژگی های این جماعت ادبی معاصر، به بیان علل مهاجرت این گروه به آمریکای شمالی و جنوبی پرداخته می شود.
ناقدان ادبیات عربی در نامگذاری ادبیات مهجر به این عنوان، مبنی بر این که آیا آنان مهاجر بودند یا پناهنده، اختلاف نظر دارند. به این مفهوم که آیا هجرت این گروه اختیاری و داوطلبانه بوده است یا از روی اجبار و فشار. برای رسیدن به نتیجه ای مطلوب درباره این موضوع نخست به علل هجرت اشاره می کنیم:
1_ فرار از ظلم سیاسی و اجتماعی به دلیل فساد دولت عثمانی و استبداد آن و محدود نمودن آزادیشان
2_ فرار از درگیری های مذهبی، قومی و دینی
3_ فرار از فقر و درگیری ها و اختلافات طبقاتی و تلاش برای رسیدن به ثروت فراوان
4_فرار به جهان جدید و سرشار از آزادی و آسایش
عواملی که باعث گرایش شعرای مهجر به رومانتیسیسم شد را می توان به شکل زیر بیان نمود:
1_ « دوری از وطن که باعث احساس غربت و تنهایی می گشت.
2_ شخصیت شاعران مهجر. آنان در دورانی می زیستند که به علت اوضاع وخیم اقتصادی و ظلم و جور بیگانگان نسبت به کشورشان اقدام به تمرد و فروپاشی نظام های قدیم را می طلبیدند.
3_ عوامل خارجی موجود در مهجر از جمله کتب و مجلات ادبی به زبان انگلیسی و آشنایی با سبک و نظریات غربی».245
هر یک از مکاتب و جمعیت های ادبی به وجود آمده در ادبیات عربی، دارای ویژگی ها و خصایصی است. حال این که این ویژگی ها در برخی موارد آن ها را از همدیگر متمایز می سازد و در برخی موارد شبیه همدیگر می باشند.
ادبیات مهجر قبل از این که تأسیس شود، از دو جنبش تأثیر پذیرفت: نخست جنبش نوآوری که ریاست آن را در اوایل قرن بیستم خلیل مطران بر عهده داشت. دوم جنبش بیداری ادبی آمریکا که با بهترین آثار ادبی اروپا همگام بود. ادیبان مهجر افرادی متمدن و با استعداد بودند؛ و اگر چه امروزه چندان بی شهرت نیستند، ولی آثار گران بهایی در عرصه ادبیات جهانی به عرصه ظهور درآورند. ادبیات این گروه در بیشتر موارد، ادبیات واقع گرایانه است و با زندگی و تمدن در ارتباط بود.246
مکتب مهجر آمریکایی در آغاز از ناحیه شکل هنوز از جانب تقلید گرایی از شعر و ادبیات مکتب دیوان دور نشده بود. آن ها همچنان اسیر مضامین تقلیدگرایانه از مکتب دیوان بودند و این امری است که ما آن را در بسیاری از آثار شاعران بلاد مهجر به ویژه در آثار جبران خلیل جبران ملاحظه می نماییم.247
ویژگی های شعری شاعران مهجر، متعدد می باشند که در این جا به برخی از مهم ترین آن ها اشاره می گردد:
1_ محافظت از موسیقی بیت و قصیده. آن ها با این که در قافیه ها، مصراع ها و ابیات تنوع داشتند، ولی از روش های سنتی موسیقی عربی به ویژه نظام موسیقایی موشحات خارج نشدند.
2_ آزادی از قید و بندهای قدیم و آزادی شاعر در بیان نوآوری های خویش.
3_قصیده در نظر آنان دارای وحدت عضوی و هم چنین وحدت موضوعی بود.
4_وزن شعری را یکی از اصول و ضروریات شعر می دانستند ولی بر ضرورت قافیه در شعر تأکید نداشتند.
5_ در کلام این شاعران، سخن از حزن و اندوه و روزگار ظالم و سرعت تأثیر پذیری از مشکلات و بحران ها به وفور دیده می شود.
6_ شاعران این مکتب، شعر منثور یا نثر شعری نیز می سرودند. اولین کسی که این امر را در ادبیات این شاعران بنا نهاد، امین ریحانی بود.
7_ روی آوردن به تأمل و نگرش در زندگی و همگام شدن با طبیعت و انسانیت و همه مخلوقات.
8_ پایبندی به اصول اساسی و مهم شعر که همان عاطفه، خیال، وجدان و عقل می باشد.248
2_13_ انجمن های فعال و مرتبط با ادبیات مهجر
شاعران مهجر در سرزمین آمریکا دو جماعت ادبی را تشکیل دادند که نقش مهمی در ترویج ادبیات و آثار آنان میان سایر مردمان داشت. این دو جماعت عبارت بودند از الرابطة القلمیة و العصبة الاندلسیة.
2_13_1_ الرابطة القلمیة
الرابطة القلمیة که در سال 1920 در آمریکای شمالی و شهر نیویورک تأسیس شد، عصیان و اعتراض خود را نسبت به سنت های شعری قدیم اعلام نمود.249
الرابطة القلمیة که هدف خود را انقلاب علیه جمود و تحجر اعلام کرده بود، توانست بر ادبیات مهاجر جهان آشنایی پیدا کرده و هم چون جماعت دیوان و آپولو به این نتیجه برسد که ادبیات ماندگار، همان ابداع و نوآوری است. این گروه که به نوآوری در مضامین و قالب های شعری دعوت می کردند در سال 1920 در خانه جبران خلیل جبران جمع شده و قرار گذاشتند که اسم این گروه الرابطة القلمیة خوانده شده و باید دارای رئیس و رایزن و دبیرکل بوده و اعضای آن همدیگر را در انجام امور مساعدت نمایند. پس از مشخص شدن وظایف این گروه، جبران خلیل جبران به عنوان ریاست و میخائیل نعیمة به عنوان مشاور آنان تعیین شد و بعد از آن شروع به انتشار مقالات و قصاید خود در مجلات کردند. از بارز ترین اشخاص و افراد این گروه می توان به نسیب عریضة، ندرة حداد، ایلیا ابوماضی اشاره نمود. این انجمن رشد و توسعه یافت تا این که میان اعضای آن تفرقه افتاد و هر کدام دچار مرگ شدند. از مهم ترین اهداف این گروه که میخائیل نعیمة وضع کرده بود، اصولی بود که آنان را به سمت نوآوری و مبارزه با سنت ها و تقلیدهای قدیم هموار می نمود.250
2_13_2_ العصبة الاندلسیة
زمانی که الرابطة القلمیة به دلیل مرگ اعضای آن یا تلاش برای رسیدن به ثروت و رزق و روزی و دوری از ادبیات و نظم شعر رو به افول نهاد، گروه ادبی دیگری از مهاجران در آمریکای جنوبی پدید آمدند. بسیاری از نخبگان ادبی به آن پیوسته و در سال 1932 اسم العصبة الاندلسیة را بر آن نام نهادند. این گروه بعد از تشکیل، مجله ای ماهیانه صادر کردند که تا سال1935 اسم العصبة الاندلسیة بر آن نام باقی بود. این مجله تأثیر زیادی بر تشویق و تحرک بخشیدن به حرکت جدید عربی داشت. این تأثیر تنها میان اعضای آن نبود، بلکه همه شاعران از آن تأثیر می پذیرفتند.
مرکز این گروه در کشور برزیل و در شهر سائو پائولو بود. همان شهری که شاهد اوج شکوفایی این گروه و ادبیات عربی به ویژه در طول جنگ جهانی اول و بعد از آن بود. ریاست این گروه را نیز میشل معلوف بر عهده داشت.251
این گروه که تمایل زیادی به محافظت از قدیم داشتند، جایگاه متوسط بین قدیم و جدید را برگزیدند. علل این انتخاب را می توان در دو عامل دانست:
اول: نخستین عامل به حضور آنان در آمریکای جنوبی بر می گردد. مکانی که از آزادی و تمدن اندکی برخوردار بودند.
دوم: دومین عامل در ارتباط با اصالت عربی آنان بود. از آن جایی که مهاجران اروپایی دارای اصالت اسپانیایی بودند و نسب آنان به عرب های اندلس می رسید، همین عامل کافی بود تا در درونشان افتخار به میراث خود را احساس کرده و اسم گروه را از آن اقتباس نمودند.252
العصبة الاندلسیة به زبان عربی اهتمام ورزیده و شکل شعری و عروضی و اسالیب قدیمی آن را حفظ نمودند. ولی آن چه که این گروه را متمایز می سازد گرایش قومی آنان است. این گروه برای تحکیم دوستی بین ساکنان سرزمین مهجر و ساکنان شرقی تلاش نمودند. بیشترین دستاوردهای ادبی این جماعت، نوآوری در زمینه شعر بود تا نثر. همان شعری که آزادی از قید وبند قدیم و همگام شدن با عصر، اشتیاق به وطن و گرایش های انسانی و فرو رفتن در درون خود و طبیعت و ستودن قهرمانان عربی را در بر می گرفت.
از سوی دیگر این مکتب در بسیاری از موارد ادامه دهنده الرابطة القلمیة بودند؛ زیرا زمانی تأسیس شد که الرابطة القلمیة رو به افول نهاده بود.253

خلاصه فصل
مفهوم رومانتیسیسم در ادبیات قدیم، همچون مفهوم موجود در رومانتیسیسم ادبیات معاصر نیست. قدما اسلوب و روش هایی داشتند که آن را از خاطرات و داستان های عاشقانه و زندگی خود بر می گرفتند. زیرا آنان مفهوم رومانتیسیسم را با مفهومی که ما در ادبیات امروزه می شناسیم، برای آنان شناخته نشده بود. شاعران دوره جاهلی چهار عنصر اصلی را شعرشان مدّ نظر داشتند. این عناصر عبارت بودند از محبوب، عشق، گریه بر خرابه ای دیار یار و حس نوستالژی نسبت به زمان هایی که با محبوب خود بودند؛ ولی با این حال هنوز مفهوم رومانتیسیسم دوران ادبیات معاصر را نمی دانستند. جنبش رومانتیسیسم در عصر اموی_ اسلامی نیز ادامه داشته و گریه بر ویرانه های دیار معشوق و درد فراق از محبوب در آثار شاعران آن دوره نیز به چشم می خورد. حتی می توان گفت که بیشترین دوره ای که به رومانتیسیسم نزدیک است، دوره اموی است، البته آن مدتی که در آن غزل عذری رواج بیشتری داشته است. با گذشت زمان و فرا رسیدن دوره عباسی، مفهوم رومانتیسیسم تا حدودی به ادبیات معاصر نزدیک است. به گونه ای که ادیبان آن دوره هنگام ظلم و ستم حکومت و یا جفای روزگار به طبیعت پناه می بردند. با این تفاوت که رومانتیسیسم نزد آنان هنوز معنای واقعی معاصر را پیدا نکرده بود. شاعران دوره اندلس که در آثار خود ابداع و نوآوری نداشتند، و تنها از دوره های پیش تقلید می کردند و با بدیعیات خود به وصف طبیعت و محبوب پرداخته و گریه بر دیدار، شوق و اشتیاق و تحمل درد فراق به وفور دیده می شود.
در قرون معاصر، ارتباط عرب ها با غرب و مهاجرتشان به اروپا، روشنفکران را با محیط اجتماعی، ادبیات و فرهنگی آشنا کرد. همزمان با اتمام قرن نوزدهم، شعر معاصر عرب چهره جدیدی به ادبیات جهان عرضه نمود و شاعران این دوره با شکستن قواعد و سنن پیشین و تغییر در تعابیر خود، دست به تصویر آفرینی در اشعار خود زده و مهارت شعری و خیال خود را گسترده ساختند. این شاعران پس از

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع احساس غربت، دوران کودکی، شعر معاصر، ادبیات معاصر Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع اتحادیه عرب، روشنفکران، هویت اسلامی، ادیان ابراهیمی