منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عرب، ادبیات عربی، پدیده های طبیعی، جبران خلیل جبران

دانلود پایان نامه ارشد

حالات نفسانی انسان با حالات مختلف طبیعت و حس هم هویتی طبیعت با انسان می باشد.
همان گونه که بیان شد یکی از مهم ترین ویژگی های مکتب رومانتیسیسم در ادبیات عربی، طبیعت و پناه بردن به آن است. شاعر رومانتیسیسم بر این عقیده است که تنها راه تقسیم کردن تنهایی هایش، رجوع به طبیعت بوده و به راحتی می تواند تمام دغدغه های خود را با آن در میان گذارد.
با نگاهی گذرا به ادبیات عربی معاصر، خواهیم دریافت که به کار بردن واژه طبیعت مخصوصا جنگل به مکتب رومانتیسیسم بر می گردد. به خاطر این که پیروان این مکتب بر این عقیده بودند که آزادی و رهایی انسان مرهون بازگشت به طبیعت می باشد. به این ترتیب تفکر این شاعران که از سیستم اجتماعی و سیاسی از طبیعت الهام می گرفت، گویا جنبشی انقلابی بر ضد تمام سیستم ها و سنت ها برای رسیدن به سیستم و سنتی صحیح تر بود. به خاطر این که قید و بندهایی که مانع آزادی انسان می شد، در طبیعت خارجی وجود نداشت.157
شاعران رومانتیسیسم برای فرار از عقاید و افکار سیاسی و اجتماعی و کنار گذاشتن شعر مناسبات و مدیحه سرایی و اهاجی، به طبیعت روی آورده و آن را هم چون مادری مهربان که نجات دهنده آنان است، ستوده اند.
جهان طبیعت در آثار رومانتیک ها، دارای حیات معنوی بوده و مرده نیست. این اعتقاد نسبت به طبیعت باعث به وجود آمدن معانی شده است که به طبیعت حیات بخشیده و گویا عناصر طبیعت هم چون انسان ها زنده می باشند.
«نویسندگان و شاعران رومانتیک در برخورد با جهان واقع و سختی ها و مصائب آن، و از آن که نمی توانستند در این جهان به آرمان های بلند و ایده آل خویش دست یابند، به جهان طبیعت پناه می بردند. آنان در شهر های بزرگ شاهد بسیاری از نقص ها و ظلم ها بودند، از این رو طبیعت بدوی را اصیل می دانستند و در آثار خویش می ستودند. همین علاقه به طبیعت باعث گردیده است تا آثار نویسندگان و شاعران رومانتیک سرشار از وصف طبیعت و اشعار غنایی آنان در بیان احساسات خود درباره پدیده های طبیعی باشد».158
روی آوردن شاعران رومانتیسیسم به طبیعت تنها در جنگل و کوه باغ و بوستان خلاصه نمی گردد؛ بلکه توجه آن ها به سکون و شب از سایر مستلزمات آن می باشد. حتی فصل های سال نیز در آثار آنان به وفور مشاهده می شود. در بین فصل های سال، فصل بهار و پاییز نمود بیشتری در آثار آنان دارند.
به عنوان مثال می توان به اشعار جبران خلیل جبران اشاره نمود. وی در دیوان المواکب به یکی از عناصر طبیعت، یعنی جنگل تنها پناه گاهی که انسان قادر است به سمت آن برود، اشاره نموده است. در نظر وی جنگل به عنوان تنها استراحت گاهی است که برای رهایی از ظلم و ستم بشر و افکار باطل وی به شمار می رود. جبران این گونه بیان می دارد:
هَلْ اِتَّخَذتَ الغَابَ مِثلِي مَــوئلاً دُونَ القُـــصُورْ
فَـتَـتَبَّـعـتَ السَّــواقِـــي وَ تَسـَلَّقتَ الصُّـخُـورْ؟
هَل جَلَستَ العَصرَ مِثلِي بَیْـنَ جَفـنَاتِ العـِنَبْ
وَ العَــنَـاقِیـــدُ تَــدَلَّـتْ کَـثـُریـَّــاتِ الـذَّهَـبْ
هَلْ فَرَشْتَ العُـشْبَ لَیلاً وَ تَـلَـحَّفْـتَ الفَـــضَا
زَاهِـــداً فِـي مـَا سَـیَأتـِي ناسِیاً مَـا قَـدْ مَضَی159
در نظر جبران، طبیعت با تمام عناصر خود از قبیل درخت، صخره ها، آبشارها و فضای خود، همانند مکانی است که جبران خود را در آن آرمیده است. و خود را تنها و به دور از قصرها می یابد.160 در این ابیات شاعر به بیان عواطف، احساسات و اندیشه ژرف خویش نگریسته و میان او و طبیعت، پیوندی استوار حکم فرماست. وی در تعبیری که از نوشیده سپیده صبح به قدح هایی که از عالم علوی دارد، اوج ارتباط خود با طبیعت را به تصویر می کشد.
« شابی شاعر درون گرا و با احساس، نه تنها در اشعار خود از طبیعت الهام می گیرد، بلکه با تأمل و ژرف نگری در طبیعت و مظاهر آن گویی در آن ذوب شده است و سعی می کند اسرار آن را دریابد و با جزئیات آن ممزوج شده و در جوهره و ساختار آن با ظرافت تمام وارد شده و مانند نقاشی ماهر، با خامه تفکر ژرف خود، این اسرار و رموز را کشف کرده و به راز و رمز خلقت پی ببرد. وی سعی دارد شادی و غم و اندوه خود را در دیاچه طبیعت بشوید و پاک و آرام و بی دغدغه به حرم امن و امان یار وارد آید. طبیعت از دیدگاه شابی زنده و احساس گراست و دارای احوال و اسراری است. او برای اظهار شوق و اشتیاق خود نسبت به محبوب از طبیعت بهره می گیرد»161 و چنین می گوید:
عَذْبَةٌ أنتِ کَالطُّفُولَةِ کَالأحلَامِ کَاللَّحْنِ کَالصَّبَاحِ الجَدِیدِ
کَالسَّمَاءِ الضَّحُوکِ کَاللَّیلَةِ القَمْرَاءِ کَالوَردِ کَابْتِسَامِ الوَلِیْدِ162
جبران نیز خود را با طبیعت تنها یافته و به نوعی مشابهت بین خود و شب ایجاد می نماید. گویا هر دو اشخاص زنده و واقعی هستند. وی در بیان این مشابهت خود با طبیعت می گوید:
أنَا مِثلُکَ أیُّهَا الَّلیلُ، وَ هَل یَحسِبُنِي الَّلیلُ مَفاخِراً إذا مَا تَشَابَهَتْ بِکَ، وَ ُهم إذا تَفَاخَرُوا، یَتَشَبَّهُون بِالنَّار، أنا مِثلُکَ في مُیُولِي وَ أحلامِي وَ خُلقِي وَ أخلاقِي.163
در تجربه رومانتیسیست ها نسبت به طبیعت می توان گفت که آن ها تلاش دارند تا طبیعت را زنده نگاه داشته و با آن هم نوا شوند و اسرار درونی آن را کشف کنند. رومانتیسیست ها طبیعت را با خوبی، خوش یمنی، سعادت، حیرت و یقین در هم آمیخته و خود را با عناصر آن از جمله باد، باران، درختان، شکوفه ها، و جنگل هم گام می سازند.
این چنین نیز می توان گفت که: طبیعت موجود در آثار رومانتیست ها گاهی طبیعت واقعی نبوده، بلکه طبیعتی است که ساخته ذهن آنان و تخیل خلاق می باشد.
در نظر ایلیا ابوماضی احساس انس یافتن با طبیعت ساخته شاعر و نوآوری شاعر است که زمین را با انواع رنگ ها زینت داده و در بین پروانه ها و بلبلان زندگی می کند.
وَالرَّوضُ اِنَّ الَّروضَ صَنعَةُ شَاعِرٍ سَمَحٍ طَرُوبٍ رائِقٍ جَزِلِ
وَشَّــی حَـواشِـیهِ وَ زَیَّنَ أرضَـُه بـِرَوائِـعِ الاَلوانِ وَ الظَّلَّ
لِـفَـراشَةٍ تـَحیَا لَـهُ، وَ لِنَـــحلَةٍ تَحـیَا بِهِ وَ لِشـَاعِرٍ مِثلِي
وَ لِدَیمِةٍ تـَذْرِي عَلَیـــهِ دُمُوعَها کَیما تَقِیهِ عَوائِلَ المَحَلِ
و لِبـُلبُلٍ غَـرِدٍ یُسَاجِلُ بـُـلْبُـلاً غَرِداً و لِلنَّسَمَاتِ وَ الطَّلِّ164
2_9_2_ عشق
یکی دیگر از مؤلفه های رومانتیسیسم و شاید مهم ترین آن ها، عشق می باشد. تا جایی که می توان آن را به عنوان یکی از قدیمی ترین تجربه های پیروان مکتب رومانتیسیسم به شمار آورد.
عشق در نزد پیروان رومانتیسیسم، برترین فضیلت هاست که از صفا و پاکی روح و دل ناشی می شود. آنان معتقدند عشق احساسی است که قابل ترجمه و بیان نیست و حتی گاهی به درجه پرستش و عبادت نیز می رسد.165
رومانتیسیست ها عشق را مقدس دانسته و و دل را هم چون راهنما و هدایت گر خود می پنداشتند. آنان عشق را با رموز صوفیانه در آمیخته و مضمون را بر شکل و ساختار ترجیح دادند. آن ها هم چنین قالب های زبانی را شکسته و به تحلیل آن روی آوردند.166
عشق در میان عواطف انسانی، از برترین آن هاست. این عاطفه نقش و تاثیر آشکار و زیادی در شعر داشته و انگیزه های زیادی برای به وجود آمدن آن وجود دارد. در حقیقت شعر عربی از همان اوایل سرشار از این عاطفه بوده و جلوه ها و نمونه های گوناگون آن مانند عشق شاعر نسبت به خدا، خانواده، زن و اجدادش شناخته شده است.167
عشق همانند طبیعت یکی از عناصر تشکیل دهنده ادبیات عربی قدیم و جدید می باشد. همین ویژگی رابطه ای قدیمی میان مرد و زن را به وجود آورده است. ادبیات رومانتیسیسم نیز از این جهت ریشه در میراث فنی عربی دارد؛ زیرا سرشار از این رابطه بوده و دارای مقام خاصی است، و در به تصویر کشیدن و سخن گفتن از آن هنر نمایی می کند. با نگاهی گذرا در آثار بزرگ ترین پیروان مکتب رومانتیسیسم عربی می توان چنین مشاهده نمود که آن ها به سخن گفتن از زن و زیبایی هایش و وصف محاسن مادی و معنوی او پرداخته و به عواطف و احساساتی که در درونشان می جوشد، اشاره نموده اند.168
همان گونه که بیان شد، رومانتیسیست های عربی توجه خاصی نسبت به عشق داشته و آن را به عنوان نجات دهنده خود از سختی ها و مشکلات محسوب می کردند. آنان موضوع عشق را نیز از ادبیات اروپایی تقلید کردند و به نظم قصه های عاشقانه پرداختند.
مفهوم عشق در ادبیات عربی تنها منحصر به لذت جویی و بیان لذات جوانی نمی گردد. بلکه در برخی از مواقع برای سایر امور نیز کاربرد داشته است. به عنوان مثال با نگاهی در دیوان فدوی طوقان شاعر معاصر فلسطینی و طرفدار رومانتیسیسم، می توان دریافت که عشق در نظر وی به عنوان رمزی برای ادامه زندگی، و بدون هیچ گونه نقص و کاستی برای افراد می باشد. و ما این مفهوم را گاهی شگفت انگیز و عجیب می بینیم. این همان چیزی است که وی را قادر به این می سازد تا عواطف و احساسات خود را به صورت دقیق و صحیح به تصویر بکشد. هم چنان که آشکار است اسلوب شعر داستانی یکی از خصائص و ویژگی های ادبیات رومانتیسیسم می باشد. فدوی طوقان در قصیده هُوَ وَ هِیَ به خوبی عشق را ترسیم نموده و توانسته است تا الفاظ دارای دلالت درونی و سرشار از احساس را بیافریند. هم چنان که در به تصویر کشیدن عواطف و احساسات سرشار از عشق موفق می باشد. هم چنین عشق موضوع اساسی است که فدوی طوقان در دیوان های وَحدِی مَعَ الأیَّام وَ وَجَدتُها به طور پراکنده به آن پرداخته است. وی عشق را به عنوان پناه گاه و محل فرار از سختی ومشکلات این دنیا می داند.169 وی این گونه می گوید:
الهَوَی کانَ مَلاذاً وَ هُرُوباً مِنْ ضَیاعِي وَ ضَیَاعِکْ
کانَ لِاستِقرارِ نَفْسٍ لَقِیَتْ نَفسَاً وَ رُوحاً
عانَقَتْ رُوحَاً؛ لِارسَاءِ القُلُوبِ170.
مفهوم عشق در برخی موارد همگام با اسطوره و تخیل بوده و در مسیر اسطوره گام بر می دارد. به عنوان نمونه می توان به قصاید بدر شاکر السیاب اشاره نمود. به این گونه که اشعار وی دارای فرآیندی تخیلی بوده و بیشتر منتقدان سروده های عاشقانه وی را در جایگاه اسطوره نشانده اند.171
أ تـَدرِیـنَ عَــن رَبَّةِ الـرَّاعیِاتِ؟ عَنِ الرِّیفِ؟ عَمَّا یَکُونُ الجَوَی؟
هُوَ الرِّیفُ؟ هَل تُبصِرِینَ النَّخِیلَ وَ هَذي أغانِیهِ هَلْ تَسمَعِینَ؟
سَلي الجِذْعَ کَیفَ التِصَاقُ الصُّدُورِ بِهَــزَّاتِـها وَ ابـتِعَادُ الشَّـفَاه؟
أ شَاهَـدتَ یا غَـابُ رَقـصَ الضِّیاء عَلَـی قَـطـرَةٍ بَینَ أهدَابِها؟172
دیدگاه رومانتیسیست ها نسبت به عشق، دیدگاه خالصی است که در زیر مجموعه سنت های عربی قدیم قرار دارد. اما رومانتیسیسم عربی دارای ویژگی هایی است که آن را از سایر سنت های عربی متمایز می سازد. رومانتیسیست های عربی بر خلاف بزرگ ترین ادیبان ما قبل در قبال عشق دارای نظری فنی نبوده ، بلکه تصورشان از آن، تصوری وجودی و فلسفی بود. و معنای آن در عربی به معنای واقعی اش، تلاش، تجربه و سختی ها بوده است. و گویا نیرویی مقدس است که هم چون پیامبران و رسولان، بر انسان نازل می شد. 173

2_9_3_ دین
یکی دیگر از مؤلفه های مکتب رومانتیسیسم عربی، دین می باشد. شاعران و نویسندگان ادبیات عربی که به طور مکرر از سنت ها و روش های غربی ها تبعیت می کردند، در پیروی از امور دینی نیز به روش رومانتیسیست های غرب سیر می نمودند. این شاعران همانند غربی ها از تورات تأثیر می پذیرفتند.
به عنوان مثال به الیاس ابوشبکة می توان اشاره کرد. الیاس

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عرب، ادبیات عربی، قرن نوزدهم، جبران خلیل جبران Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع احساس غربت، دوران کودکی، شعر معاصر، ادبیات معاصر