منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عرب، ادبیات عربی، قرن نوزدهم، جبران خلیل جبران

دانلود پایان نامه ارشد

باشد.
با توجه به مطالب مذکور، می توان دریافت که شعر دوره اندلس نیز در بردارنده مضامین رومانتیسیسم بوده و شاعران زیادی در این زمینه به سرودن شعر پرداخته اند. ولی از آن جایی که در آن زمان مکتب رومانتیسیسم هنوز به معنای نوظهور خود در قرن نوزدهم به کار نمی رفت، شاعران آن دوره از هیچ یک از مکتب های ادبی پیروی نمی کردند.
2_5_ رومانتیسیسم در دوره معاصر
شعر معاصر عرب هم چون شاخه های دیگر ادبیات عربی در دوران جدید تحت تأثیر ادبیات غرب شکل متفاوت تری از گذشته به خود گرفت. معمولا حمله ناپلئون به مصر در سال 1798 نقطه آغازین دگرگونی شعر در ادبیات عربی به شمار می رود.141
شفیعی کدکنی درباره پیشروان و نوظهوران رومانتیسیسم بر این عقیده است که: «هنوز قرن نوزدهم تازه به پایان رسیده بود که نوع تازه ای از شعر به ظهور پیوست؛ نوعی که از لحاظ مضمون و شکل و از لحاظ اسلوب دارای تعارض ها و تضادهایی بود: از یک سو دارای اسلوب کلاسیک و سنتی و از سوی دیگر دارای عواطف و انفعالات رومانتیک جدید. در واقع این نوع از شعر، انعکاس جنبش فکری عامی بود که این تغییر و تجدد را در میدان ادبیات به وجود آورده و دنباله رو ادبیات اروپایی بود.»142
در اواخر قرن نوزدهم، احساس شاعران عربی نسبت به کنار گذاشتن سنت های بی اساس کلاسیک ها، به اوج خود رسیده و این یکی از نشانه های پدید آمدن مکتبی نو ظهور که متناسب و همگام با تفکر و اندیشه های غربی بود را فراهم آورد. تفکر اروپایی بعد از حمله فرانسه به مصر و گشوده شدن درهای مصر به اروپا و هم چنین سرزمین شام و لبنان که مبلغانی از آمریکا و اروپا راهی آن سرزمین ها می شدند، نشأت گرفت. می توان این گونه بیان نمود که گسترش فرهنگ غربی و آگاهی شاعران عرب از آثار تفکر رومانتیسیسم نوآور اروپایی، از عوامل مؤثر بر پیدایش این مکتب در ادبیات عربی در نیمه اول قرن بیستم میلادی است.143
از علل روی آوردن شاعران عرب به این مکتب می توان به: توجه زیاد شاعران مکتب کلاسیسیسم به شعر قدیم و تقلید بیش از حد از آن و اهتمام به شعر مناسبات، دوری نمودن از تجربه های درونی، توجه به ساختار و شکل و قالب شعر بر حسب معنی و فکر و وجدان، و هم چنین عدم توجه کلاسیست ها به وحدت عضوی در قافیه و توجه به بیت شعر و وحدت مستقل اشاره نمود.144
«از اوایل قرن بیستم، شاعران معاصر عرب در حرکتی کاملا نو، از روش ها و سلیقه های قدیم در بیان اندیشه و در ارزیابی سخن، خارج شدند و اندک اندک خود را از قیود شعری گذشتگان رها ساختند. زیرا بر این باور بودند که شاعر معاصر باید از ادراک و تصور و احساس خود و نه از ادراک و احساس شاعران دوره های پیشین سخن بگوید».145
از جمله علل و عوامل مؤثر بر بیان چنین نگرش و اعتقادی را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:
الف: رشد آموزش و پرورش نوین در کشور های عربی
ب: رشد جنبش ترجمه آثار ادبی غرب در کشور های عربی
ج: نشر اندیشه های سیاسی غرب در میان روشنفکران و ادیبان عرب
د: مهاجرت ادیبان عرب به کشورهای غربی و اقامت دراز مدت در آن جا.146
مکتب نوظهور رومانتیسیسم عربی که در نتیجه اتصال عرب با غرب از طریق اعزام هیأت های فرهنگی و هم چنین در نتیجه اتفاقات به وجود آمده ما بین جنگ اول و دوم جهانی در کشور های عربی به وجود آمده بود، به دلایلی در ادبیات عرب تأثیر بسیاری داشت. از جمله این دلایل می توان به دلایل زیر اشاره نمود:
الف: نیاز به نوآوری در سطح اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در دوره ما بین دو جنگ اول و دوم جهانی بیش از پیش احساس می شد و مردم زیادی نسبت به سایر مکاتب، به این مکتب روی آوردند، چرا که این نوآوری، انقلابی فراگیر و همه جانبه بر مضامین و اشکال ادبیات دوره های قبل به حساب می آمد.
ب: از ویژگی های این مدرسه نوظهور، توجه به درد و رنج و آه و حسرت بود، و این مکتب به نوعی پناه گاه ادیبان ملتی بود که همچون ادیبان عرب برای بیان سال های متمادی ظلم و شکنجه ای که در دوره استثمار عرب توسط کشورهای غربی، بر مردمان عرب تحمیل می شد.147
2_6_ ویژگی های کلی مکتب رومانتیسیسم معاصر عربی
این مکتب نوظهور عربی که از مشخصات و ویژگی های ادبیات اروپا، مخصوصا فرانسه تقلید می کند، دارای ویژگی های زیر می باشد:
_ تکیه بر موضوعاتی که محرک بدبینی، درد، رنج، ناله، وصف پاییز، غروب و شب، تشنگی و سراب و نظیر این ها بود.
_ تجلی فردگرایی و نهایت سختی ها در تجربه احساسات در کنار بیان راستین عواطف، و ظهور فردگرایی و نوآوری در عدم رضایت از زندگی و در نگرانی در قبال جهان اختلاط یافته با حوادث و غلبه حزن و اندوه بر درون نوگرایان و تسلط بدبینی بر احساسات آن ها بدون آن که دلیلی داشته باشد. پس شعرشان با نوعی شورش علیه جامعه مزین شده و بر این عقیده بودند که کسی بر دیگری برتری ندارد. هم چنین آنان با داشتن لایق ترین افراد، به آن چه خواستارش بودند، دست نیافتند. رومانتیسیست ها دارای استعداد و توانایی بالایی بودند که نمی توانستند آن را در جهان واقعی بگنجانند، به همین خاطر زندگی برای آنان تنگ شده بود.
_ بکار بردن موضوعاتی که تفاوت زیادی با آن چه که کلاسیک ها استفاده می نمودند، داشت. به عنوان مثال کلاسیک ها به زیبایی زن توجه داشتند، در حالی که طرفداران رومانتیسیسم بر عشق و جاودانگی آن حتی بعد از مرگ تأکید داشتند.
_ توجه کردن بیشتر از حد به خیال: شاعران نوگرای رومانتیسیسم خود را در عالم خیال های دور، فرو افکنده بودند. آنان به وسیله خیال در فضای گذشته و آینده در پرواز بوده، و از زمان و مکان خود به زمان و مکان فراتر از واقعیت فرار کرده و در اعماق درون خود تصویری جدید به وجود می آوردند و آن را به عواطف انسانی جذاب می آراستند.
_ روی آوردن به آزادی، که این آزادی در دو گرایش مهم تقسیم می شد: گرایشی که به آزادی و انقلاب علیه استعمار دعوت می نمود. و گرایش دومی که به رهایی از عقب ماندگی و ظلم و استبداد فرا می خواند.
_ استفاده از زبان رایج و مأنوس و نزدیک به زبان روزمره زندگی، و تزیین آن به عاطفه و خیال لطیف و الفاظ نرم.
_ وحدت مقطعی در قصیده، که بر پایه وحدت مقطع می باشد، نه بیت، و قصیده در یک محور منظم و خیال هماهنگ با جایگاه شعری، که ما آن را در برخی اشعار مهجر و شعر جماعت آپولو مشاهده می نماییم.148
از دیگر ویژگی های این مکتب که تا حدود زیادی به درون مایه ها و ویژگی های رومانتیسیسم اروپایی شبیه می باشد، می توان به موارد زیر اشاره نمود:
_ اعتقاد به آزادی فرد در برابر اجتماع.
_ رومانتیسیسم ها طرفدار مظلوم و متمرد بر ستمگرانند.
_ طبیعت پرستشگاه واحد است، نه خدایان متعدد و نه هیاهوی بسیار. شاعر رومانتیسیسم طبیعت را به عنوان همدم و پناهگاه خود برگزیده است.149
_ شخصیت شاعران رومانتیسیسم ها در آثارشان منعکس می باشد، یعنی به راحتی می توان از طریق آثار آن ها پی به احساسات و عواطف آنان برد.
_ نومیدی از جهان خارج و پناه بردن به درون و مواجه شدن با وجودی که رو به فنا می رود. احساس حزن و اندوه از مصیبت های انسانی.150
2_7_ پیشگامان مکتب رومانتیسیسم عربی
«اکثر شاعران معاصر عربی مخصوصا شعرای نوپرداز، از مکتب رومانتیسم متأثر شده و با این گرایش شعر سروده اند. در این که چه کسی پیشرو رومانتیسم در شعر عربی معاصر است بین ادبا و منتقدان اختلاف نظر عجیبی است به طوری که برخی خلیل مطران را ذکر نموده اند که ابتدا افکار رومانتیکی را وارد شعر عربی کرد سپس این گرایش توسط مازنی، عقّاد و ابوشادی کامل شد ولی برخی معتقدند که جبران خلیل جبران پیشرو این گرایش است و بعضی دیگر بشارة الخوری ( الاخطل الصغیر) را اولین کسی می دانند که پرچم شعر رومانتیسیسم را حمل کرده است».151
اما با این حال نمی توان به درستی تشخیص داد که چه کسی در واقع پیشگام این مکتب ادبی نوظهور می باشد.
با توجه به نظرات اخیر، یوسف عید بر این عقیده است که: نخستین کسی که حمل کننده پرچم بزرگ این مکتب بوده است، بشارة الخوری می باشد. وی که خود دارای گرایش اصیل عربی نیز می باشد خود را در جمال ذوب کرده و احساس می کند که سرنوشت وی همان سرنوشت حیات است.152
نظر دیگر درباب اصلی ترین پیشگام مکتب رومانتیسیسم، نظر یاسین الایوبي است. وی بر این باور است که: پیشوای شعر رومانتیسیسم در ادبیات عربی معاصر، جبران خلیل جبران می باشد. گویا که وی چیزی از رومانتیسیست های بزرگ فرانسه و انگلستان و آلمان کم ندارد.153
با توجه به نظرات متعدد نویسندگان معاصر عربی، می توان به دلیل وسعت اطلاعات و فرهنگ خلیل مطران درباره ادبیات اروپایی و غرب، وی را سردمدار واقعی رومانتیسیسم عربی نام نهاد.
2_8_ اسلوب پیشگامان مکتب رومانتیسیسم عربی
اسلوب رومانتیسیست ها به طور معمول، از هرگونه تکلف و پیچیدگی دور بوده و همین امر آن ها را از سایر مکتب ها متمایز می سازد. به این معنا که آن ها تصویرهای شعری خود را به جای این که با اموری که موجب خدشه دار شدن آن ها شود، با ذوق در هم آمیخته اند. همچنین عواطف و حرکات در اسلوب آن ها به تصویر های پر از احساس تبدیل شده است؛ و شاعر رومانتیسیست آن ها را با مبالغه زیادی در خیال و صورت های نابود شده در جهان واقعی بیان می دارد. پیروان رومانتیسیست الفاظ خود را با صحنه های زنده و تصاویر خیالی ترکیب می کنند. و این امر زمانی رخ می دهد که ترکیب های آنان دارای گستردگی بوده و این گستردگی گاهی با غلبه تکرار بر الفاظ و معانی همگام با نوآوری در آن ها به وجود می آید. همان گونه که در قصیده غلواء اثر الیاس ابوشبکة به وقوع پیوسته است. یا این که در الشمعة المتحضرة وی، گرایش انفعالی غنایی رخ داده، و شاعر بیشترین الفاظ خود را در مفهوم نا امیدی و سستی به کار برده و الفاظ را با درد و رنج های خود انسجام بخشیده است.
یکی دیگر از اسلوب های شعری رومانتیسیست ها، رواج موسیقی شعری در قصاید و ابیات آن ها است. چنین چیزی در قصیده عبد و حره فوزی معلوف مشاهده می شود. در اشعار رومانتیست ها موسیقی با نظم شعری هم چون عنصر الهام بخش زنده که اتمام دهنده آن می باشد، در هم آمیخته است. به گونه ای که حرف روی قافیه منتهی به حرف ساکن نوعی حزن و ناله و افسوس را افزوده است.
خلاصه این که اصول و مبانی رومانتیسیست ها دارای استقلال نبوده و با توجه به آن چه که از درون هر شاعر رومانتیسیسم بر می خیزد، بیان شده و گاهی موجب تقویت هم شده و گاهی همدیگر را تضعیف می کنند.154
2_9_ مضامین رومانتیسیسم در ادبیات عربی
2_9_1_ طبیعت
« پرداختن به طبیعت و توصیف مظاهر آن از دوره جاهلی تا به امروز وجود داشته است. این توصیف گاهی موضوع اصلی قصیده بوده و گاهی در حاشیه اغراض دیگر مطرح بوده است. در نگاه به طبیعت دو دیدگاه وجود دارد: دیدگاه حسی و دیدگاه عاطفی همراه با تأمل. شعر قدیم به طور کلی ناظر بر دیدگاه حسی و صرفاً به وصف طبیعت و مظاهر آن به گونه ای حسی می پردازد. کمتر دیده می شود که شاعر قدیم با طبیعت سخن گوید. شاعر معاصر فقط به وصف طبیعت نمی پردازد. بلکه طبیعت را به عنوان قالبی برای ابراز عواطف و تفکرات و اندیشه های ژرف خود قرار می دهد. شاعرانی که با دیدگاه عاطفی و متأملانه به طبیعت نگریسته ودر پاکی های آن غرق می شوند. هر ذره ای از آن برایشان مجموعه ای از اسرار است. طبیعت آتشی است که روح چنین شاعرانی را مشتعل ساخته و درونشان را از یک عشق نامرئی و خفیف سرشار می کند. شاعر با ذرات و واحد های طبیعت ارتباط برقرار می کند و از اسرار و رموز آن پرده بر می دارد».155
جان بخشی به طبیعت در ادبیات عرب به وفور دیده می شود؛ و طبیعت دارای زندگی و روح بوده و امکان صحبت کردن و مناجات، مبادله افکار و عواطف با آن وجود دارد. طبیعت در ادبیات معاصر، زنده و دارای احساس و تحرک و عاقل بوده و ضربات قلب شاعر را احساس می کند و صدای اشعار وی را می شنود. عباس عقاد در این باره می گوید: طبیعت قلب تپنده ای است که زندگانی گسترده ای دارد و وجودی است که ما به آن عشق ورزیده و با آن انس می گیریم.156
یکی از اصول برجسته ادبیات رومانتیسیسم، توجه ویژه به طبیعت و تصویر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عربی، دوره اسلامی، شگفت انگیز، زمان گذشته Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع تصاویر خیالی، جبران خلیل جبران، شعر معاصر عربی، شعر معاصر