منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عربی، دوره اسلامی، شگفت انگیز، زمان گذشته

دانلود پایان نامه ارشد

خرابه های دیار معشوق و مورد خطاب قرار دادن آن امر ساده ای به نظر نمی رسد. مقصود شاعر جاهلی به هنگام وقوف بر آن مکان ها، مورد کنایه قرار دادن سنگ ها و چوب ها نبوده است، بلکه وی آن مکان ها را بسان انسان هایی می داند که با او در غم و اندوهش شریک می باشند.
این چنین به نظر می رسد که شاعر جاهلی در سرودن این اشعار، بی مقدمه یقین درونی خود را بیان داشته و چنین احساس می کند که این اشیای بی جان و ساکت، دارای روحی نهفته در درون خود هستند. وی آن ها را مورد ندا قرار داده و با آن ها صحبت کرده و صدایشان را می شنود.120

2_2_ رومانتیسیسم در دوره شعر اسلامی_ اموی
ویژگی ها و نشانه های رومانتیسیسم تنها منحصر به عصر جاهلی نبوده، بلکه در ادامه این حرکت، ما شاهد نشانه هایی از آن در شعر دوره اموی نیز هستیم.
در شعر دوره اسلامی_ اموی، تجربه های ذاتی امرؤالقیس در شعر شماخ بن ضرار و سحیم عبد بنی الحسحاس به طور مکرر دیده می شود. در این دوره، قصائد سرشار از دلایل و مستندات و رد دلایل دیگری بوده و دلیل تراشی بر اساس شرایط خاص خود بود. بارزترین این نشانه ها در غزلیات جریر و خمریات اخطل به تصویر کشیده شده است. در شعر عمر بن أبی ربیعة نیز نشانه های رومانتیسیسم وجود دارد؛ با این که وی شاعری بود که با عواطف و احساساتی که همنشین رومانتیک ها است، زیاد الفت نمی گرفت ولی در اشعارش فراق و عذاب دوری از محبوب دیده می شود121. هم چنین به عنوان مثال می توان به قصیده رائیة الکبری عمر بن أبي ربیعة، که در باب دوری از محبوبش نُعْم سروده است اشاره نمود:
أمِنْ آلِ نُعْمٍ أنْـــتَ غَادٍ فَمُـبْکِرُ غَـــدَاةَ غَـــدٍ أمْ رائِــحٌ فَمُهَجِّرُ
بِحَاجَةِ نَفْسٍ لَمْ تَقُلْ فِي جَوَابِهَا فَتُبْلــِغَ عُــذْراً وَ المَقَالَةُ تُعْـذِرُ
وَ لَا قُرْبُ نُعْمٍ اِنْ دَنَتْ لَکَ نَافِعٌ وَ لَا نَأیُهَا تَسْلِي وَ لَا أنتَ تَصْبِرُ
وَ أعْجَبَهَا مِنْ عَیْشِهَا ظِلُّ غُرْفَةٍ وَ رَیَّـانُ مُلْــتَفُّ حَدَائِقِ أخْضَرُ122
در این ابیات که شاعر از میزان علاقه اش به نعم می سراید، از عدم توانایی خود در صبوری بودن نسبت به محبوبش سخن گفته و خود را شیفته نعم می داند. شاعر در این قصیده به شیوه شاعران جاهلی، شعر خود را با ذکر دیار محبوبه و جدایی و دوری از وی آغاز می کند. وی در ادامه این قصیده به توصیف محل زندگی نعم اشاره نموده و آن جا را مکانی سرسبز و زیبا وصف می کند. مکانی که در آن نیازی به بیداری و تفکر نیست.
همچنین بیشترین قصاید شعری کُثَیِّر عِزَّة، جمیل بثینة و نیز قیس بیانگر اوضاع و احوال فراق و وصف عذاب و شوق دیدار محبوب که از نشانه های رومانتیسیسم است، می باشد.123
2_3 رومانتیسیسم در ادبیات عصر عباسی
در عصر عباسی وصف باغ و مکان های با نشاط و قصرهای ویران شده، بسیار رخ می داد و همه این موضوعات در باب رومانتیسیسم محسوب می شدند. لیکن در شعر عربی قدیم نظریه رومانتیسیسم به گونه ای نبود که شاعران آگاهانه به آن توجه داشته باشند و عواطف خویش را در آن وارد سازند.124
در عصر عباسی، بدیع کثرت یافته و تعقید در آثار شاعران به وفور مشاهده می شد. همزمان با این گسترش، طبیعت به عنوان وسیله ای برای رقابت و جدل در بالاترین سطح معنایی به کار می رفت. کما این که ابو نواس اشعاری در باب طبیعت دارد که در کنار خمر و شراب تأثیر بیشتری دارد. وصف باغ ها، آب و هر چیز شبیه به آن نیز در اشعار شاعران عباسی زیر مجموعه مفاهیم رومانتیسیسم قرار دارند. 125 طبیعت نزد ابن رومی غایت مقصود اوست. زیرا طبیعت همان مکانی است که به آن عشق ورزیده و شیفته آن می گردد. زمانی که عرصه دنیا بر وی تنگ شده و مردم در حق وی ظلم می کنند، به باغ و بستان پناه آورده، با آن نجوا کرده و شکوه سر می دهد. این عشق به طبیعت در نزد ابن رومی به کونه ای است که وی گاهی در طبیعت ذوب شده و گاهی طبیعت در وی ذوب می گردد. ابن رومی به طبیعت جان بخشیده و آن را موجودی زنده می پندارد و با آن سخن می گوید و اعضای طبیعت نیز اندوهگین و خوشحال می شوند و بسان انسان عشق می ورزند:
بَلَدٌ صَحِبْتُ بِهِ الشَبِیبَةَ وَ الصِّبَا وَ لَبِسْتُ فیهِ العَیشَ وَهْوَ جَدِیدُ
فَاذَا تَمَثَّلَ في الضَمِیرِ رَأیتُهُ وَ عَلَیهِ أفنانُ الشَّبَابِ تَمِیدُ126
بحتری نیز در قصیده ایوان کسری اشعاری دارد که در زمینه رومانتیسیسم سروده است. شاعر زمانی که برکه متوکل را رؤیت نموده است، به اوج اشتیاق خود رسیده و اول به وصف برکه پرداخته و سپس به وصف دریا، و بلندی قصر را با اغراق، فراتر از ابرها دانسته است. با این توصیفات، بحتری قصر را به انسانی دارای روح و حرکت تشبیه نموده است که هم چون وی، از ظلم روزگار و فریب و نیرنگ آن در عذاب می باشد، با این حال در برابر این بلایا صبوری پیشه کرده است:
فَهْـوَ یُبْدِي تَجَـلُّداً وَ عَلَیْهِ کَلْکَلٌ مِنْ کَلاکِلِ الدَّهْرِ مُرْسِي
لَوْ تَراهُ، عَلِمْتَ اَنَّ اللَّیَالِي جَعَلَــتْ فِیـهِ مَأتمَاً بَعْدَ عِـرْسِ127
به وضوح می توان گفت که شعر عربی به تجارب مکتب رومانتیسیسم اشراف کامل داشته و از این رو خیال و هیجان و جان بخشی به اشیا را بر عقل برتری داده و به طور ناخواسته، توانسته است جلوه های گوناگون این مکتب را در خود پرورش دهد.
2_4_ ویژگی های رومانتیسیسم در شعر عصر اندلس
با گذر زمان، ویژگی های رومانتیسیسم در ادبیات عربی تنها منحصر به ادبیات جاهلی یا دوره عباسی نمی شود. بلکه این جنبش در میان شاعران دوره اندلس نیز وجود داشته و آن ها در اشعارشان جلوه های رومانتیسیسم را بیان کرده اند.
شاعران اندلسی در اشعارشان، تمامی موضوعات از قبیل مدح، هجا، وصف، حکمت و غزل که شاعران بغداد و شام می سرودند، را تقلید کردند. ولی در این میان بیشترین توجهشان به وصف، به ویژه وصف طبیعت بود. زیرا طبیعت در نظر آنان، بسان انسان زنده ای بود که با سروده های خود، آن را می آراستند.128 بنابراین می توان گفت که شاعران اندلس در هیچ یک از قالب های شعری نوآوری نداشتند و همواره به تقلید از قدما می پرداختند. تنها موضوعات شعری که شاعران اندلس در آن نوآوری داشتند، قالب شعری موشحات و زجل بود.
همان گونه که قبلا ذکر شد، یکی از موضوعات رومانتیسیسم، توجه به طبیعت می باشد. شاعران اندلس به طبیعت اهتمام زیادی داشتند و عشق شاعران اندلس به طبیعت با حزن پیروان مکتب رومانتیسیسم در هم آمیخته بود، و برخی از شاعران در مواجه شدن با طبیعت همچون جایگاه عاشق در برابر معشوق را داشتند و اوضاع درونی خود را با طبیعت در میان می گذاشتند.129
زادگاه ابن خفاجه، جزیره شقر130 در بلنسیه یکی از زیباترین بلاد اندلس بود. ابن خفاجه در دامان طبیعت دلفریب پرورش یافت و با آن خو گرفت. در توصیفات خود همواره به طبیعت اندلس اشاره می نمود و صور خود را از طبیعت می گرفت. حتی آن گاه که می گرید، گریه را با وصف می آمیزد و سرشک گریه کنندگان جویباران می شود و لرزش اندامش به لرزش شاخه های با طراوت و ناله هایشان به ناله چکاوک نوحه گر می ماند:
في کُلِّ نَادٍ مِنْکَ رَوْضُ ثَنَاءِ وَ بِکُلِّ خَدٍّ فِیْک جَدْوَلُ مَاءِ
وَ لِکُلِّ شَخْصٍ هِزَّةُ الغُصْنِ النَّدِي غِبَّ البُکَاءِ وَ رِنَّةُ المَکَّاءِ131
هم چنین جان بخشیدن به اجزای طبیعت یکی از جلوه های شگفت انگیز شعر نزد شاعران اندلس بود، زیرا آنان اشیای جامد را شبیه انسان ها دانسته و به آن احساس و حرکت می بخشیدند. شاعران اندلس چنین می پنداشتند که در طبیعت، جامعه ای با عوطف و احساسات در کنار جامعه انسانی وجود دارد.132 به عنوان مثال، ابن خفاجه شاعر اندلس به طبیعت شخصیت زنده بخشیده است. طبیعت در نظر وی بسان انسانی دارای احساسات و سخنگو است که شکایت می کند و کوه از شدت شوق به جنبش می آید:
وَ مَا غَیَّضَ السُّلْوَانُ دَمْعِي وَ اِنَّما نَزَفْتُ دُمُوعِي في فِراقِ الصَّوَاحِبِ133
ابن خفاجه از شاعران طبیعت است ولی امتیاز او بر دیگران در فراوانی این اشعار است. زیرا شعرش را به انواع بدیع و بیان از استعاره ها و تشبیهات می آراید.
طبیعت در درون شاعران اندلس دارای تأثیر بوده است. شاعران اندلس در طبیعت خاطراتی داشتند که همواره در قلبشان بود. بنابراین آن خاطرات را همیشه یادآوری می کردند و به ایام گذشته که در آغوش طبیعت بودند توجه داشتند. هم چنین اغراق نیست اگر گفته شود طبیعت نزد شاعران اندلس از جایگاه والایی برخوردار است. زیرا آنان طبیعت اندلس را همانند کعبه و قبله ای می پنداشتند و به آن عشق می ورزیدند.134 به عنوان نمونه می توان به اشعار ابن خفاجه که درباره طبیعت اندلس سروده است اشاره نمود:
یَا أهلَ أندُلُسٍ لِلَّهِ دَرُّکُمُ ماءٌ وَ ظَلٌّ وَ أنْهَارٌ وَ أشْجَارٌ
مَا جَنَّةُ الخُلدِ الّا ِفي دِیَارِکُمُ وَ لَوْ تَخَیَّرْتُ هَذَا کُنْتُ اَخْتَارُ135
ابن زیدون به اندلس و زیبائیهای آن عشق می ورزید. طبیعت، مرتع جوانی و مأمن صفا و شادمانی او بوده است. از این رو اگر طبیعت را می ستاید نه به خاطر ذات طبیعت است بلکه به خاطر آن است که طبیعت جایی برای نشاط و سرمستی اش بوده است. دوری از طبیعت در ذهن ابن زیدون، خاطرات دیرین گذشته را زنده ساخته و از درد زیاد به یاد گذشته می افتد:
أ قُرْطُبَةُ الغَرّاء هَلْ فِیکِ مَطْمَعُ وَ هَلْ کَبِدٌ حَرَّی لِبَیْنَکِ تَنْقَعُ
وَ هَلْ لِلَیَالِیکِ الحَمِیدَةِ مَرْجَعُ136
ابن زیدون هم چنین طبیعت و زیبایی محبوب را در هم آمیخته و هنگامی که سفیدی دندان هایش را می بیند، درخشش خورشید را به یاد می آورد:
شَخْصٌ یُذَکِّرُنِي فَاهُ وَ غَرَّتَهُ شَمْسُ النَّهَارِ وَ أنفَاسُ الرَّیَاحِینِ137
وی هم چنین به وصف محبوب پرداخته و وی را خورشیدی می پندارد که از پشت نقاب طلوع می کند:
رَأیْتُ الشَّمْسَ تَطْلُعُ مِنْ نِقَابٍ وَ غُصْنَ البَانِ یَرفُلُ فِي وِشَاحٍ138
هم چنین شاعران رومانتیسیسم، شادی و غم خود را، با طبیعت در میان می گذاشتند و هنگامی که شاعر غمگین می شد، حزن و اندوهش را در دامان طبیعت بیان می کرد و در طبیعت می گریست و از آن می خواست تا غم و اندوه وی را درک کرده و وی را تسکین دهد. ابن زیدون در قصیده ألَمْ یَأنِ أنْ یَبکِی الغَمامِ پناه بردن به دامان طبیعت را این گونه به تصویر می کشد:
ألَمْ یَأنِ أنْ یَبْکِي الغَمَامُ عَلَی مِثْلِي وَ یَطْلُبَ ثَأرِي البَرْقُ مُنْصَلَتَ النَّصْلِ
وَ هَلاَّ أقامَتْ اَنْجُمَ اللَّیْلِ مَأتَماً لِتَندُبَ في الآفَاقِ مَا ضَاعَ مِنْ نَثْلِي139
در این ابیات، ابن زیدون با حالت پرسشی، چنین بیان می کند که آیا وقت آن نرسیده است تا ابرها بر افرادی مانند من بگریند. ستارگان را به گریه کردن بر غم و اندوهش فرا می خواند.
یکی از مهم ترین حوادث زندگی ابن زیدون عشق او به ولاده است. عشقی که شاعر در آن به رقابت با ابن عبدوس، وزیر ابوالحزم جهور پرداخت. از آن جایی که شعر ابن زیدون شعری سرشار از عاطفه و احساس می باشد، از این رو در اشعارش احساس خود را نسبت به دوری از محبوبش، ولاده این گونه بیان می دارد:
أضْحَی التَنَائي بَدِیلاً مِنْ تَدَانِینَا وَ نَابَ عَنْ طِیْبِ لُقْیَانَا تَجَافِیْنَا
بِنْتُمْ وَ بِنَّا فَمَا ابْتَلَّتْ جَوَانِحُنَا شَوْقاً اِلَیْکُم وَ لَا جَفَّتْ مَآقِینَا
نَکَادُ حِیْنَ تُنَاجِیکُمْ ضَمَائِرُنَا یَقْضِي عَلَیْنَا الأسَی لَوْلاَ تَأسِیْنَا140
در این قصیده شاعر از شوق و اشتیاق خود به محبوبه اش سخن گفته و نسبت به زمان گذشته حسرت خورده و اندوهگین می

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عربی، ادبیات عرب، واقع گرایی، ویرانه ها Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عرب، ادبیات عربی، قرن نوزدهم، جبران خلیل جبران