منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عربی، ادبیات عرب، واقع گرایی، ویرانه ها

دانلود پایان نامه ارشد

دیگری نیز مؤثر بوده اند. همچنین رقابت ها و اغراضی که در میان شاعران و نویسندگان راه یافته بود عامل دیگر فروپاشی این گروه در فرانسه محسوب می شد. زیرا تا آن زمان اغلب هنرمندان کنار کشیده بودند و مستقیما کار می کردند. لامارتین که یکی از شخصیت های برجسته این مکتب شمرده می شد وارد سیاست شده بود و پس از این که در سال1834 به نمایندگی مجلس انتخاب شد، به کلی رابطه خود را با این مکتب قطع کرد. آلفرد دو موسه در سال1836 با انتشار کتابی با عنوانlrt tres de dupuis et cotonert افتراق خود را از مکتب رومانتیسیسم فرانسه اعلام داشت». 108
«بنابراین رمانتیسم فرانسه به عنوان یک مکتب مشخص در دهه 1840افول می یابد. برخی محققان سال1852 را که سال کودتا و حاکمیت ناپلئون سوم است سرفصل یک دوره تازه و پایان عمر رومانتیسیسم فرانسه می دانند».109
1_11_ ویژگی های منحصر به فرد رومانتیسیسم فرانسه
الف: ویژگی های مشترک بین مکتب رومانتیسیسم فرانسه با سایر مکتب های ادبی:
_ رهایی از تقلید های ادبی با هدف ایجاد فضایی مناسب برای بیان عواطف و شخصیت ادیب
_ الهام و بهره گیری از افکار معاصر
_ تحمیل کردن آزادی، فردگرایی و شناخت حقیقت در ادبیات
_ تجدید و نوآوری در انواع فنون ادبی در شکل و هنر
ب: ویژگی های فکری رومانتیسیسم فرانسه در مقایسه با رومانتیسیسم آلمان:
رومانتیسیست های فرانسه هم چون رومانتیسیست های آلمان بر امور زیر توجه داشتند:
_ توجه زیاد به تلاش ناقدانه و تفکر کاتولیکی که در آغاز به راه افتاده بود.
_ مبارزه دائمی علیه اسلوب و ذوق کلاسیسیست ها.
_ “فاجیه”، ناقد فرانسوی بر این عقیده است که: اصل رومانتیسیسم ناپسند دانستن واقعیت و رغبت و تمایل در جهت فرار از واقعیت به وسیله خیال می باشد. آزادی و حبس و فرو رفتن در میدان احساسات شخصی.110
1_12_ ویژگی های برجسته مکتب رومانتیسیسم فرانسه
از برجسته ترین ویژگی های مکتب رومانتیسیسم فرانسه می توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف: عدم استناد مکتب رومانتیسیسم به مذاهب فلسفی، بدین گونه که به طور قابل ملاحظه ای از مفاهیم فلسفی کناره گرفته است.
ب: استقلال از هرگونه جنبش قوی، صوفی، ایده آل و اصالت مسیحی.
ج: کنارگذاشتن موضوعات روائی و اتفاقات شگفت انگیز، و هر آن چه که به وطن و گرایش به استقلال ملی توجه داشت. همان چیزهایی که در کشورهای ایتالیا و مجارستان و آلمان رخ داده بود.
د: کم توجهی به خرافات و حکایت ها و داستان های مردمی که نقش زیادی در رومانتیسیسم آلمان و مجارستان ایفا می نمودند. و هم چنین عدم توجه زیاد به داستان ها، تاریخ ملی و سنت های قومی.111
1_13_ افول مکتب رومانتیسیسم اروپایی
«همراه با رشد گرایش های اجتماعی، جنبش رومانتیک در سال های پس از 1830 به تدریج توان خلاقانه خود را از دست داد، و افراط کاری ها و زیاده روی های آن در کنار دستاوردهایش، نویسندگاه جوان را بر آن داشت تا در صدد پیدا کردن راه های تازه ای بر آیند که با اعتدال و حسابگری طبقات متوسط روبرو رشد در تمدنی که هر چه بیشتر صنعتی می شد ، هماهنگ و هم خوان باشد. در این سال ها علم و دانش و امید به حل مشکلات بشری از راه علم روز به روز فزونی می گیرد و لازمه این علم باوری، عین گرایی و توجه به واقعیت است. در پرتو این نگرش علم گرا، روحیات رومانتیک ها از مقوله توهم به حساب می آید و دیگر کمتر کسی حاضر است تا از واقعیت ها دوری گزیند و در رؤیاهای کاذب غرق شود.
این جاست که رومانتیسیسم به تدریج با روح عصر نا همگون شده و با هدف های تازه طبقه متوسط که با اعتماد به نفس و به فرآورده های جدید صنعت و زندگی جدید می نگریست، سنخیت نداشت.
اکنون به جای تخیل، احساس، ایده آلیسم و درون گرایی رومانتیسم، تمایلی آشکار به شئ و موضوع خارج از ذهن پدید می آید».112
این گونه بود که رومانتیسیسم اروپا، کم کم و با به وجود آمدن مکتب واقع گرایی رو به سراشیبی نهاده و هنوز نیمه اول قرن نوزدهم به اتمام نرسیده بود که رومانتیسیسم اروپایی در مسیر سراشیبی به افول خود نزدیک شد.

خلاصه فصل اول
ادبیات اروپایی در قرون اخیر با گرایش های گوناگونی مواجه بود. از مهم ترین این گرایش ها می توان به کلاسیسیسم و رومانتیسیسم اشاره نمود. شیوه مکتب کلاسیسیسم بر پایه عقل و خرد بود و نزد آنان، عاطفه نقش اندکی داشت. در مقابل این مکتب، مکتب رومانتیسیسم پدید آمد که وظیفه خود را مبارزه با شیوه های کلاسیسیسم و عقل و خرد می دانست و خود را منادی عواطف و احساسات قرار داده و هر یک از پیروانش تعاریف گوناگونی از رومانتیسیسم ارائه دادند.
این افراد همواره به دنبال یافتن پناهگاهی بودند تا خود را در آن قرار دهند. این پناهگاه، گاه طبیعت بود و سرزمین های دور و گاهی رؤیا، خیال و فرار به گذشته. در میان موضوعات رومانتیسیست ها، طبیعت، عشق و خیال نقش به سزایی داشتند. زیرا طبیعت مکانی بود که با آن مأنوس شده و با آن ارتباط برقرار می کردند، عشق را به عنوان برترین فضیلت قرار داده و تا حد پرستش آن را می طلبیدند، و خیال که به وسیله آن به دنیای آینده خود می اندیشیدند.
انقلاب صنعتی و ظهور فرهنگ های جدید، انقلاب کبیر فرانسه، ظهور طبقه متوسط، فروپاشی تدریجی جامعه فئودالیسم و ظهور نظام سرمایه داری، نقش مهمی در پدید آمدن این مکتب در ادبیات اروپا داشتند. در کنار این عوامل، دین پرستی نیز به عنوان یکی از عوامل محسوب می شد. از ویژگی های این مکتب می توان از آزادی، خیال و تصور و مخالفت با عقل و خرد یاد نمود. در میان کشورهای اروپایی، سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه مهم ترین کشورهایی بودند که ادیبان و نویسندگان آن ها به بروز احساسات خود همت گماشته و در آثارشان نمودهای رومانتیسیسم را جلوه دادند. هر چند در سایر کشورها نیز به طور کم و بیش پیروان این مکتب دیده می شود.
در باب افول مکتب رومانتیسیسم نیز می توان گفت که همزمان با اوایل قرن نوزدهم، و با پدید آمدن مکتب واقع گرایی، به تدریج زمزمه های افول رومانتیسیسم به گوش می رسد.

مقدمه
نوگرایی در ادبیات عربی، پس از حمله ناپلئون به مصر در سال 1798میلادی آغاز شد113. در پی این هجوم، کشورهای عربی به ویژه مصر با کشورهای غربی و تکنولوژی روز آشنا شدند و در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی، علمی و … پیشرفت کردند. ادبیات هم با مکتب های ادبی غربی چون رومانتیسیسم، سوررئالیسم، رئالیسم، و… آشنا شد و از آن ها تأثیر پذیرفت114. در میان بارز ترین مکتب های ادبی که در ادبیات عربی به وجود آمده و تأثیر زیادی بر افکار و آثار ادیبان و شاعران ادبیات عربی داشته است، می توان به رومانتیسیسم اشاره نمود. آغاز اولیه این جنبش را می توان نیمه نخست قرن بیستم دانست. در این قرن شاعران زیادی پس از آن که از پذیرش اصول و قواعد سرسختانه کلاسیسیسم خسته شده بودند، به این مکتب روی آوردند. در واقع شاعران نوظهور به دنبال کشف مسیری بودند تا بتوانند از این اصول رهایی یافته و آن چه احساسات و درونشان اقتضا می نمود را بیان نمایند. دلیل به وجود آمدن درون مایه های شعر رومانتیسیسم را تنها نمی توان بیان عواطف و احساسات درونی دانست، بلکه در ماورای این عواطف، دلایل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز وجود داشته است.
رومانتیسیسم در ادبیات عربی به ادبیات درونی اطلاق می گردد. به این خاطر که شاعران این مکتب، اغلب به بیان افکار درون خود پرداخته و بیشترین محور ادبیات این شاعران را بیان عواطف جاویدان، درون گرایی، تأمل، بیان احساسات، هم نشین شدن با حزن و اندوه، روی آوردن به طبیعت، و گرایش به سمت گریه و اشک تشکیل می داد. برخی از نشانه های این مکتب، در ادبیات شاعران کلاسیسیسم نیز پدیدار شده بود. به گونه ای که می توان نشانه های خیال شعری و امتزاج با طبیعت را در ادبیات آنان نیز مشاهده نمود.115
برای بیان دقیق ارتباط مفاهیم و ویژگی های مرتبط ادبیات عربی با رومانتیسیسم و درک آن ها، ضروریست نگاهی اجمالی به نحوه پدید آمدن این این ویژگی ها در ادبیات عربی انجام شود. البته ذکر این مطلب خالی از لطف نیست که گفته شود، رومانتیسیسم نه به عنوان یک مکتب، بلکه به عنوان یک شیوه در ادبیات قدیم نیز وجود داشت و نشانه های این مکتب را در آثار قدیمی می توان یافت، اما نه با ویژگی هایی که در ادبیات معاصر وجود دارد. از این رو با نگاهی به ادبیات قدیم، سیر تکاملی رومانتیسیسم را در آن ادبیات مورد بررسی قرار می دهیم.
2_1_ ویژگی های رومانتیسیسم و شعر عصر جاهلی
شعر عربی، شعری درونی است که از درون شاعر نشأت می گیرد. این شعر درونی و فرد گرا در اصل از نشانه های مکتب رومانتیسیسم محسوب می شوند. تجربۀ خرابه های دیار یار و گریه و حزن و احساس غربت که از روی شوق و اشتیاق از درون انسان برمی خیزد، نزد عرب چیزی غیر از رومانتیسیسم نیست.116
با این حال، ویژگی های مرتبط با ویژگی های مکتب های ادبی در ادبیات قدیم عربی، هم چون کلاسیسیسم، رومانتیسیسم، واقع گرایی و رمزگرایی، به معنایی که امروزه ما در ادبیات عربی از آن شناخت داریم، نبوده است. بلکه قدما اسلوب و روش هایی داشتند که گاهی اوقات به آن ها تکیه کرده، و گاهی بنا به ذوق و علاقه ناقدان، از آن اسلوب ها روی بر می گرداندند. در شعر عربی و نقد ادبی قدیم، تجربۀ رومانتیسیسم، تأکید و توجیه آن وجود نداشت. بلکه آن نشانه ها تنها برخاسته از خاطره ها و اتفاقاتی بود که شاعر بر اساس تجربۀ خود از طبیعت به بیان آن ها اشاره می نمود.
موضوع رومانتیسیسم و تأثیر آن در شعر عربی موضوع تازه ای به نظر نمی رسد. زیرا شعر عربی بیشتر بر پایه رومانتیسیسم و کلاسیسیسم بوده و پژوهشگر در عبارت ها، اوزان و قافیه بر اساس پیروان مکتب کلاسیسیسم پیش می رفت. در این اشعار، جنبش و تحرک وجود داشته و بزرگ ترین تجربه ها، دارای درون مایه های رومانتیسیسم بودند. از زمان های دور، تجربۀ ویرانه ها دربردارنده مضامین رومانتیسیسم بوده است. شاعر در این مکان ها، تجربه خرابه ها را به تجربه کوچ کنندگان صبح گاهی متصل می نمود.117
با این وجود، بسیاری از آثار و نشانه های این مکتب را می توان در ادبیات عربی قدیم به وفور مشاهده نمود. به عنوان مثال اگر به تجربه امرؤالقیس مراجعه شود، لحظات واضح تر و بارزتر رومانتیسیسم را در بیان وی از خرابه های دیار یار ملاحظه خواهیم نمود. به عنوان مثال در ابیات زیر به وضوح تجلی مضامین رومانتیسیسم دیده می شود:
اَلا عِمْ صَبَاحاً اَیُّهَا الطَلَلُ البَالِي وَ هَلْ یَعِمَنْ مَنْ کَانَ فِـي الاَعصُرِ الخالي
وَ هَــلْ یَعِمَنْ اِلّا سَعِـیدٌ مُخَلَّدٌ قَـــلِـیلُ الهُـمـُومِ، ما یَبِـیـتُ بــِأوجـَـال118
در این دو بیت آغازین قصیده الا عَمْ صباحاً، چنین به نظر می رسد که شاعر می خواهد به وصف دیار و ویرانه های محبوب خود اشاره نماید، ولی با کمی دقت نظر می توان دریافت که روح رومانتیسیسم و وجد وجود و ماورائی در این ابیات نهفته است. به این گونه که شاعر در خیال خود خرابه ها را مورد خطاب قرار داده است؛ گویا آن خرابه ها دارای جان و روح بوده و سخن شاعر را درک می کنند.
تشخیص یا جان بخشیدن به اشیا یکی از لوازم فنی است که از قدیم ترین ایام در شعر عربی شناخته شده است. تشخیص وسیله ای است که بر اساس جان بخشیدن به معانی خشک و بی جان و مناظر طبیعت خشک در صورت موجودات زنده دارای حس و حرکت و درک زندگی به کار گرفته می شود. به رغم این که این پدیده در ادبیات عاطفی در تمام زمان ها و بین ملت ها عمومیت داشته است، با این حال، طرفدارن مکتب رومانتیسیسم آن را در ادبیات خویش به صورت کثیر و با صداقت و تنوع به کار برده اند؛ و آن بیشتر به خاطر نرمی احساسات و عواطف در ادبیات آنان به کار رفته است.119
در واقع زنده کردن و حرکت بخشیدن به آن چه بی جان و بی روح است از ویژگی های ادبیات رومانتیسیست ها می باشد. وقوف شاعر جاهلی بر

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع رومانتیسم، آثار ادبی، نمایشنامه، صاحب نظران Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع ادبیات عربی، دوره اسلامی، شگفت انگیز، زمان گذشته