منابع پایان نامه ارشد با موضوع احساس غربت، دوران کودکی، شعر معاصر، ادبیات معاصر

دانلود پایان نامه ارشد

اروپایی بود. این امر به طور آشکار در اشعار نازک الملائکة و ملک صلاح عبدالعزیز قابل مشاهده می باشد. طولی نکشید که حزن به عنوان یکی از عناصر رایج در قصیده معاصر عربی گسترش و شمولیت یافت. به عنوان نمونه صلاح عبدالصبور توانست به وسیلۀ حزن، تجربه غربت خویش را به تصویر بکشد. هم چنین عبدالمعطي حجازي توانست احساسات حزن خود را در پی محاصره شهر بیان نماید.195
تجلی اولین نمونه ها و جلوه های حزن را می توان در ادبیات معاصر عربی در آثار نازک الملائکة و ملک عبدالعزیز به وفور مشاهده نمود. در این آثار که به یأس و اندوه دردناک برخاسته از احساس عدم هماهنگی و توازن بین درون و واقعیت خارجی اشاره می شود، نازک الملائکة شکست در محقق ساختن ایده های درونی را در شرایط واقعی در قصیده أنا این گونه بیان می کند:
والذاتُ تَسألُ مِنْ أنَا
أنَا مِثْلُهَا حَیْرَی اُحَدِّقُ فِي ظَلَامْ
لَا شَیءَ یَمْنِحُنِي السَّلَامْ
أبقَی اُسائلُ وَ الجَوَابْ
سَیَظَلُّ یَحْجُبُهُ سَرَابْ
وَ أظَلُّ أحْسَبُهُ دَنَا
فَاِذَا وَصَلْتُ اِلَیهِ ذَابْ196.
نازک الملائکة اشعار زیر را که سرشار از الفاظ درد، رنج، اندوه، ترس و آرزوهایی است که قابل تحقق نیستند را با نوعی حزن در هم آمیخته است:
جَسَدي في الاَلَم
خاطِري في القُیُودِ
بَینَ هَمسِ العَدَم
وَ صُرَاخِ الوُجُودِ.197
عوامل زیادی وجود دارد که موجب به وجود آمدن حزن در شعر شاعران می شود. عامل اصلی این است که شاعر بر این امر پافشاری می کند که این حزن، همان استعماری است که بر سرزمین های عربی سایه افکنده است. فساد و ظلم از طرفی و زندگی شاعر در جامعه ای که هم وطنانش وی را درک نمی کنند و باعث می شود شاعر به حزن و اندوه روی آورد. بر این اساس شاعر رومانتیسیست به آغوش طبیعت پناه برده و به اظهار آرزوهایش پرداخته و جامعه ای به دور از فساد و ظلم را با جهان خیال و طبیعت در میان می گذارد. وی در طبیعت هم نشین حیوانات به ویژه پرندگان، کبوتر و آهو که نماد پاکی درون هستند شده و این گونه حزن و اندوه خود را بیان می دارد. 198
حزن و اندوه به وجود آمده در سروده های شاعران رومانتیسیسم معاصر تنها در نتیجه عوامل سیاسی یا ظلم و ستم نمی باشد. ممکن است در پس این عوامل، علل دیگری نیز نقش داشته باشد. از جمله این عوامل، علل اجتماعی و شخصی است. یکی از عوامل اجتماعی روی آوردن شاعران رومانتیسیسم به بیان حزن و اندوه، عدم توجه جامعه به آن ها است؛ زیرا شاعر خود را در جامعه ای می یابد که دیگران به وی توجهی ندارند و همیشه وی را طرد نموده و دوستان و خانواده نسبت به وی هیچ محبتی ندارند.
یکی از مصادیق بارز عدم توجه جامعه به شاعر را می توان در سروده های محمد ماغوط مشاهده نمود. وی که از حمایت افراد جامعه و بی محبتی و بی پدری رنج می برد، در ضمن قصیده ای به بیان روی گردانی مردم از وی و روی آوردنش به طبیعت می پردازد:
وَلکَمْ طَرَدُوني مِنْ حَارَاتٍ کَثِیرَةٍ
أنا وَ أشْعَاري وَ قُمصَانِیَ الفَاقِعَةَ الّلونِ
غَدَاً یَحِنَّ اِلَیَّ الاُقحُوانُ
وَ المَطَرُ المُتَرَاکِمُ بَینَ الصُّخُورِ
وَالصَنُوبَرَةُ الَّتي في دَارِنا
سَتَفتَقِدُنِي الغُرَفَاتِ المُسِنَّةُ
وَ هِيَ تَئِنُّ في الصَّبَاحِ البَاکِرِ
حَیثُ القِطعَانُ الذَّاهِبَةُ اِلَیَ المُرُوجِ وَ التَّلالِ
تَحِنُّ اِلَی عَیْنَيَّ الزَّرقَاوَینِ.199
ترک وطن و خانواده و دوری از آن ها یکی دیگر از ابعاد به وجود آمدن حزن و اندوه در شعر معاصر می باشد.
ترک وطن و دوری از آن زخم بزرگی است بر قلب محمد ماغوط، و این خود یکی از عواملی است که وی را به سرودن اشعاری با مضمون حزن و اندوه وادار می نماید. غربت انسانی که از وطن و دوستان دور باشد، به خاطر دوری از آن ها همیشه در ناراحتی و سختی زندگی می نماید. به ندرت شاعری پیدا می شود که از درد دوری سخن نگوید. این غربت و دوری شاعر را بر آن می دارد تا با حسرت و اشتیاق وافر نسبت به وطن بسراید.
افزون بر دوری از وطن و خانواده، تنهایی در غربت نیز می تواند از عوامل نگرش به سمت حزن و اندوه باشد. از آن جایی که شاعر خود را دور از خانواده و وطن و بدون انیس و هم دم می بیند، تنهایی و محرومیت شاعر را متحیر ساخته و رسیدن به وطن که منظورش همان جنگل می باشد را آرزویی محال به حساب می آورد.200
مَخذُولٌ أنا لَا أهلٌ وَ لا حَبِیبَة
أتَسَکَّعُ کَالضَّبابِ المُتَلاشِي
کَمَدِینَةٍ تَحتَرِقُ في اللَّیلِ
وَ الحَنِینُ یَلسَعُ مِنکَبَیَّ الهَزِیلَینِ
کَالرِّیاحِ الجَمِیلَة وَ الغُبَارِ الأعمَی
فَالطَّرِیقُ طَوِیلَةٌ وَ الغَابَةُ تَبتَصِرُ کَالرُّمحِ.201
2_9_6_ حنین و احساس غربت
انسان بر اساس سرشت و طبیعت خود به چیزی که با آن مأنوس شده، تمایل دارد؛ و اگر مابین آن چه با آن الفت گرفته فاصله ای بیفتد یا از آن دور شود، انگیزه زیادی برای پیدا کردن یا رسیدن به آن شیء گمشده پیدا می کند.202
آن شئ گمشده همیشه مادی نبوده بلکه در بسیاری از مواقع با احساسات و عواطف انسانی مرتبط است؛ همانند دوری از وطن، خانواده، مادر و همسر یا اتمام دوران کودکی و جوانی. این شوق و اشتیاق امری طبیعی است که از زمان به وجود آمدن انسان ها وجود داشته است و نشانه های آن را به وفور می توان در آثار شاعران مشاهده نمود. همانند این بیت از متنبي که می گوید:
خُلِقْتُ ألُوفاً لَوْ رَجَعْتُ اِلیَ الصِّبَا لَفَارَقتُ شَیْبِي مُوْجَعَ القَلْبِ باکِیاً203
احساس بازگشت به دوران گذشته تنها در دوران کودکی خلاصه نمی شود، بلکه در دوره معاصر نیز شاعرانی بودند که در آثارشان به شوق و اشتیاق خود نسبت به دوران گذشته و کارهایشان با شور و شوق و حرارت اشاره می کنند. مانند این ابیات از الیاس ابوشبکة که در آن شوق و اشتیاق خود را نسبت به سرزمین لبنان بیان می دارد:
اَرْجِـعْ لَنَـا مَا کَانْ یَـا دَهْرُ فِي لُبْنَانْ
اِرْجِـعْ اِلَینَا الصَّـاجْ وَالجُرْنَ وَ المِهْبَاجْ
و خِصْبَـنَا فِي الرَّبَی وَ نُورُنَا فِي السِّرَاجْ204
جای تعجب نیست اگر گفته شود که ادبیات مهجر درآمیخته با شوق و حنین می باشد؛ همان چیزی که از قلب آن شاعران برخاسته و روزگار با مهاجرت و محرومیت، این شاعران را تسلیم خود نموده است. سه مورد از حنین در بسیاری از آثار این شاعران وجود دارد. حنین و اشتیاق به مادر، وطن و زادگاه خود و طبیعت.205
این شاعران در سروده های خود، علاقه شدید خود را برای بازگشت به زادگاه خویش به تصویر می کشند. زادگاهی که جدایی، بدی های آن را از ذهن این شاعران زدوده و چیزی غیر از خوبی آن سرزمین ها باقی نمانده است. 206
عاملی که موجب پدید آمدن احساس حنین و اشتیاق در درون شاعران می شد، شرایط دردناکی بود که آنان در دیار غربت با آن مواجه بودند؛ و بیشتر این نمودها را می توان در آثار شاعران مهجر ملاحظه نمود. زیرا این شاعران افرادی بودند که از وطن و خانواده خود دل کنده و به امید رسیدن به روزی فراوان و زندگی آرام راهی غربت می شدند. این شاعران زمانی که با خیانت روزگار مواجه می شدند، با دلی غمگین و محزون و سرشار از شوق بازگشت به وطن به سرودن شعر روی آورده و حنین و اشتیاق خود را در قالب اشعار خود به تصویر می کشیدند.207
واژه غربت برای بیان دوری از وطن یا سرزمین مادری و یا دوری از خانواده به کار برده می شود. این لفظ در شعر، به احساس شاعران نسبت به دوری از وطن و تنهایی و ترس از این دوری اطلاق می شود. زیرا هنگامی که انسان سرزمین مادری خود را ترک نموده به سرزمین دیگری مهاجرت کند، دچار ترس شده و احساس شوق و اشتیاق به وی دست می دهد. این غربت در میان موجودات زنده مشترک بوده و تنها مختص انسان نمی باشد.208
از آن جایی که حنین و اشتیاق اولین نشانه از نشانه های احساس غربت است، و حنین با انگیزه های خود رومانتیسیسم را به ویژه در میان شاعران مهجر به خود مشغول کرده است. طبیعت یکی از مواردی بود که شاعران به آن پناه برده و با آن به نجوا پرداخته و به آن اشتیاق می ورزیدند.
از دیگر نشانه های احساس غربت می توان به درد و اندوه نزد شاعران رومانتیسیسم اشاره نمود.209 همان درد و رنجی که با ابوالقاسم شابی مأنوس شده و تبدیل به روح جدایی ناپذیر از هم شده بودند. همان روحی که شاعر را از دنیای اصلی خود دور نگه داشته است:
مَهْمَا تَضاحَکَتِ الحَیاة/ فَإنَني أبداً کَئِیب/ اُصغِی لأوجاعِ الکَآبَةِ…/ و الکآبة لا تُجِیب/ في مُهجَتَيَّ تَتَأوَّهُ البَلوَی/ وَ یَعتَلِجُ النَّحِیب/ وَ یَضِجَّ جَبَّارُ الأسَی/ وَ تَئِنَّ غَمغَمَةُ الکَرُوبْ/ إنِّي أنَا الرُّوحُ الَّذِي/ سَیَظَلُّ في الدُّنیَا غَرِیب/ و یَعِیشُ مُضطَلِعاً بِأحزانِ الشَّبِیبَةِ وَ المَشِیب.210
سومین نشانه احساس غربت، احساس حیرت و تعجب، نگرانی، اندوه و بدبینی می باشد. همان احساساتی که بر درون وجود پیروان مکتب دیوان و آپولو نفوذ کرده بود، همان گونه که بر احساسات شاعران مهجر نیز غلبه یافته بود. زیرا دغدغه این شاعران بیشتر در زمینه پرسش از خیر و شر، مرگ، آغاز و نهایت زندگی و سرنوشت انسان بود.211
یکی دیگر از نشانه های غربت، احساس تنهایی است. جبران خلیل جبران به این مسأله اشاره نموده و تنهایی غربت را دردناک و وحشتناک توصیف می نماید:
أنَا غَرِیبٌ في هَذَا العَالَمْ
أنَا غَرِیبٌ، وَ في الغُربَةِ وَحدةٌ قاسِیَةٌ، وَ وَحشَةٌ مُوَجِّعَةٌ، غَیرَ أنَّها تَجعَلُنِی أًفَکِّرُ اَبَداً بِوَطَنٍ سِحرِيٍ لا أعْرِفُه، وَ تَملاً أحلامِي بِأشباحِ أرضٍ قَصِیّةٍ مَا رَأتها عَینَیَّ.212
أنَا غَرِیبً في هَذَا العَالَمِ
أنَا غَرِیبٌ وَ قَد جِبتُ مَشَارِقَ الأرضِ وَ مَغَارِبَهَا فَلَمْ أجِدْ مَسقَطَ رأسِي وَ لَا لَقِیْتُ مَن یَعرِفُنِي وَ لا مَن یَسمَعُنِي213.
2_10_ مکتب ها و جمعیت های ادبی
حرکت شعری و ادبی جدید که در اوایل قرن نوزدهم در ادبیات معاصر عربی منتشر شد و نام رومانتیسیسم بر خود نهاد، در بیشتر کشورهای عربی گسترش و توسعه یافت. در این بین، مکتب و جمعیت های مختلف ادبی نیز تأثیر و نقش قابل ملاحظه ای داشتند. از جمله این گروه ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:
2_10_1_ انجمن دیوان
خلیل مطران تأثیر زیادی بر شاعران نوظهوری که بعد از وی پا به عرصه ادبیات گذاشتند، داشت. شاعران نوظهوری که قید و بند و تقلید از قدما تا حدی آنان را افسرده ساخته بود و احساس می کردند باید هر چه سریع تر از این قید و بند آزاد شوند.
انجمن دیوان اسم خود را از اول کتاب فی النقد و الادب که عباس محمود عقاد و عبدالرحمن شکری آن را منتشر ساختند، گرفته است. کتابی که شامل مجموعه مقالات نقدی دارای خصلت انقلابی بوده و حمل کننده ابزار نابودی تمام سنت های قدیمی بود.214
انجمن دیوان گروهی از شاعران معاصر بودند که در نیمه اول قرن بیستم ظهور کرده و آگاهی و اطلاع آنان از فرهنگ غربی موجب شد تا بر روی ادبیات انگلیسی مطالعه عمیقی داشته باشند. عبدالرحمن شکری، ابراهیم مازنی و عباس محمود عقاد از مؤسسان این انجمن به شمار می روند. این سه تن به خاطر چاپ و انتشار کتاب نقدی الدیوان که در سال 1921 انتشار دادند به این اسم خوانده شده اند. در واقع کتاب انتشار یافته گام اصلی این شاعران برای از بین بردن سنت های قدیم به شمار می رفت. همان کاری که قبل از آنان شوقی و منفلوطی انجام داده بودند.215
عباس محمود عقاد یکی از مؤسسان این انجمن بر این عقیده است که: انجمن دیوان در نظم شعری، از افکار هازلت تأثیر زیادی پذیرفته است. این سه تن بودند که توانستند زیر بنای اصلی نقد شعر معاصر عربی را بنیان نهاده و از نظریات جدید شعری در زبان عربی سخن بگویند.216
از ویژگی های فنی شعر انجمن دیوان می توان به ترکیب دو فرهنگ عربی- انگلیسی و اطلاع آنان از افق های جدید اشاره نمود. آنان شعر را بیانگر عواطف انسانی می دانستند. قصیده شعری از نظر آنان هم چون موجودی است که هر جزء آن وظیفه و

پایان نامه
Previous Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع تصاویر خیالی، جبران خلیل جبران، شعر معاصر عربی، شعر معاصر Next Entries منابع پایان نامه ارشد با موضوع درون گرایی، یونان باستان، داستان های عاشقانه، اجرای برنامه