منابع و ماخذ پایان نامه گناهان کبیره، نظام اجتماعی، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

ترک توبه درچنین حالى خودامن ازمکرخدا است که ازگناهان کبیره است وممکن است که چنین ترک ندامت وتوبه‌اى رامجازاًاصرار بنامند.در نتيجه ايشان قدرمسلم از معنى اصراررا، تکرارعملى گناه بدون پشیمانى و توبه پس ازآن گناه مي داند؛به طورى که عرفا بگويند: برآن گناه مداومت دارد ویازیاد گناه مى‌کند(دستغيب، 1388ج، ‏2 :262).
ولي جوادي آملي معتقد است: اصرار بر صغيره تنها به دليل روايي ازمصاديق گناهان كبيره است ودرقرآن كريم نوع مواردي كه واژه«اصرار» به كاررفته است، ناظربه معصيت كبيره يامطلق گناه است و از قرآن برنمي‏آيد كه اصرار برمعصيت صغيره، گناه كبيره باشد.ايشان براي دليل مطلب خودبه آيات 133-135سوره عمران،آيات7و8سوره جاثيه،46 سوره واقعه و7 سوره نوح استناد مي كند و اظهارمي دارد كه درآيات 133-135سوره عمران اولاً،معمولاً به گناه بزرگ «فاحشه»مي گويندنه گناه كوچك را.پس تعبيرِ «اصرار» براي گناه صغيره به كارنرفته است وبر فرض شمولِ صغيره،به نحواطلاق است؛يعني،«فاحشة» اعم از گناه كبيره و صغيره است.ثانياً، اين آيه درباره كساني است كه از معصيت خود توبه مي‏كنندو به آن باز نمي‏گردند؛يعني، توبه رانمي‏شكنند؛نه اينكه بدون توبه اصرار ندارند وخداهم آن‏هاراوارد بهشت مي‏كند،در حالي كه ظاهرآيه31 سوره نساء اين است كه گناهان صغيره بدون توبه بخشيده مي‏شودوشخصِ مبتلا به گناه كوچك به بهشت مي‏رود ،ازاين‏روموضوع آيه(…ولَم يُصِرّوا عَلي ما فَعَلوا وهُم يَعلَمون)گناه صغـيره نيست ودرنتيـجه اين آيه دلالت نداردكه اصرار برصغيره خودش گناه كبيره است ودرموردآيات 7و8 سوره جاثيه اظهار مي دارد اين آيات درباره گناهان كبيره كساني است كه اصل ياخطوط كلّي ايمان رانمي‏پذيرندو برانكارخود اصرار دارند. پس درآن اصراربرگناه كبيره مطرح است نه بر صغيره وآيه 46سوره واقعه وآيه سوره 7نوح به ترتيب در باره ي اصراربركبيره واصرار بر كفر است ،نه صغيره. در نتيجه دليل كبيره بودن اصرار بر صغيره ، روايات است نه قرآن كريم174.
8-دستغيب دررابطه باعوامل تبديل صغيره به كبيره شش موردزيرراذكرمي كند:1-تكرارگنا ه 2-استصغار گناه3-خوشحالي به گناه4-آشكاركردن گناه5-موقعيت اجتماعي شخص وگناه 6-وقوع در مفاسد كثيره اي كه درگناهان صغيره وجودداردومحرومیت ازخیرات زیادی که برترک کردن صغائر مترتب است؛زیرا،ازنظر ايشان،هرعملی راکه خداوندازآن نهی فرموده،به سبب مفسده ای است که درارتکاب آن می باشد.بنابراين،هرگاه بنده ای مرتکب گناه صغیره مي گردد،هر چند گناهش به برکت دوری کردن ازکبائر بخشیده می شود،ولي دچارمفسده آن گناه شده وقلبش به همان اندازه نيز تیره گردیده است،مگر اینکه بعداً آن راجبران كند.پس معلوم مي گردد، مرتکب گناه صغیره هم دچارمفسده آن گناه وهم محروم ازثواب ترک آن مي شود(دستغيب، 1388ج،2: 265-260).ولي جوادي آملي به پنج مورد اول اكتفا مي كند در مورد چهارم؛يعني، اظهاروآشكار كردن گناه،كلمه ي ترويج را نيزاضافه مي كند،زيرا معتقد است اظهارگناه ومعصيت،خودش مروّج گناه است،چون زشتي ودشواري ارتكاب گناه رافرو مي‏ريزد وبه صورت امري رايج وپيش پا افتاده در مي‏آورد. به نظرايشان حتي اگركسي بي‏قصدترويج هم،گناه مخفي‏اش رااظهاركند،مـوجب ترويج آن مي‏شود،چون عنوان‏هاي مذموم رادوگونه‏مي داند: قصديّه؛انتزاعيّه.به نظرايشان درعناوين قصدي ايجاد فلان عنوان به نيّت فاعل بستگي دارد،ولي انتزاع برخي عنوان ‏هاعرفي است وبه قصدونيّت فاعل ربطي ندارد؛حتي بي‏قصدهم آن عنوان انتزاع مي‏گردد.در نتيجه آن كسي كه گناه مخفي خودرا بازگو مي‏كند،هر چندقصد تشويق وترويج گناه نداشته باشد، باعث رونق بازارمعاصي مي شود،از اين‏رواز نشانه‏هاي نفاق،امروتشويق به گناه براي نشر آن است(جوادي آملي، 1389ج، 18 : 480-473).
خلاصه اين كه گناه داراي آثاروضعي دنيوي واُخروي است وهرحکم الهی دارای اثری ویژه است وانجام هرگونه مکروهات حتی برخی مباهات ،محرومیت از بسیاری از برکات را درپی دارد وتأثیرآن برروح وروان آدمی انکار نشدنی است.لذا اجنتاب از آن ها ضروري است چون مکروهات مقدمه وقرقگاه گناهان هستندو شیطان ازمکروهات مسیر گمراهی مؤمن را فراهم مي سازدوبا اين كه مکروهات گناه اصطلاحی نیستندولي می بایست،دراین قسم برشمرده شوندچون به منزله ي سم هستند که فرد را کم کم به گناهان کبیره آلوده می سازد وبدین ترتیب، انجام آن هارا برای وی عادی می نمایدوهرعمل انسان دردنیا دارای صورت ملکوتی ثابت است که در قیامت بر فرد هویدا می گردد .لذاصورت باطنی اعمال، همراه آدمی است که در قیامت با آن شکل وشمایل وارد محشر می شودو هرکسی حقیقت عمل دنیوی خود را مشاهده می نماید.عذاب وکیفر آخرت هم از ناحیه ی معذّب خارجی است وهم از ناحیه ی معذّب داخلی واین که انسان عمل خویش را در قیامت می بیند خود یک جزاست وپاداش عمل جزایی دیگراست.به عبارت ديگر،حضورخود اعمال دنیوی در آخرت و مجازات وکیفر توسط آن اعمال که هیچ کدام بر دیگری حمل ومقدم نمی شوددر قیامت انتظار فرد رامی کشد .

3-1-آثار وضعي گناه وپيامد هاي آن

آن طور که ازروایات واحادیث استفاده میشود کارهای نیک و بد روی آینده زندگی انسان تأثیر می گذارد.البته ممکن است درظاهر،ارتباط بین عمل و اثر آن‌را درک نگردد، ولی آنچه مسلّم است، این است که بسیاری ازامور مادی ومعنوی دراین جهان وجود دارند که میان آنها ارتباط بر قرار است،ولی نحوه ارتباط آنها و خود آن از قلمرو درک و فهم ما خارج است.بنابراین در این میان، یکی ازچیزهایی که روی آینده وسرنوشت انسان تأثیر میگذارد، گناه است. همانطوری که متقابلاً کار نیکو برروی آینده و سرنوشت انسان تأثیرگذار است.باید توجه داشت همان گونه که هر قدمی برای خروج از جاده همواروصحیح، پیامدی فوری برای شخص مسافر دارد که کمترین آن دورشدن یک گام وی از مقصد است،آثار گناهان نیزفوری وآنی است که کمترین آن دوری از هدف ومطلوب نهائی بشر است که همان نیل به مقام قرب الهی است،از این روست که امام صادق علیه السلام می فرمایند:«انَّ العمل السَّیي أسرع فی صاحبِه مِن المسکین فی اللَحم(کلینی،1365،1: 171.) «تأثیرکاربد در شخص از کارددر گوشت سریع تراست»ودرحدیثی دیگرمیفرماید:«مَن یَمُوتُ بالذّنُوبِ أکثر ممَّن یَمُوتُ بالآجالِ ومَن یَعِیشُ بالإحسَانِ أکثر مِمَّن یَعِیشُ بِالأعمَار175»(مجلسی، 1404، 5: 140).
بنابراین باید پذیرفت گناه داراى آثار وضعى است و بسيارى از گناهان،مكافاتى در اين جهان دارند.به تعبيرديگر،کردارانسان خواه نيك وخواه بدداراى پیامدونتيجه،دردنياوآخرت است وحكمت ‏ الهى درنظام آفرينش اين است كه نظام هستى نسبت به كردارهاى انسان بى‏تفاوت نيست ودربرابر نيك و بد اعمال آدمى واكنش مناسب نشان مى‏دهد..
یکی از اصحاب امام حسن(ع) میگوید: مردی خدمت امام حسن(ع) آمدو ازخشکسالی شکایت کرد.امام حسن(ع) به آن مرد فرمودند: از گناه توبه کن و استغفار کن، بعد از آن مَرد، شخصِ دیگری آمدوازفقروتنگ‌دستی شکایت کرد. امام به آن مرد نیز فرمود: استغفار کن! باز شخص دیگری آمد و به امام عرض کرد؛ از خدا بخواه که به من فرزندی عنایت کند. امام به آن شخص نیز فرمود: استغفار کن!راوی میگوید به امام عرض کردم: افراد مختلفی با حاجتهای متفاوتی خدمت شما رسیدندوشما به همه آنها یک دستور دادیدو همه رابه استغفار توصیه وسفارش نمودید! امام در جواب به من فرمودند: من این جواب را از پیش خودم به آنها نگفتم، بلکه آن را از کلام خدا که از پیامبرش نوح حکایت میکند، استفاده کردم. خداوند در قرآن از زبان نوح میفرماید:«فقلتُ إستَغفِرُوا رَبَّکُم إنُّه غَفَّارَاً یُرسِلُ السّماء علیکُم مِدرَاراً وَ یُمدِدکُم بأموَالٍ وَ بَنِین و یَجعَل لکُم جَنّاتٍ و یَجعَل لکُم أنهَاراً176» (حر عاملی،1409،7: 177).
«برخی كيفرهارابطة علّي ومعلولي با جرم دارند؛ يعني،معلول جرم ونتيجه طبيعي آن است. بسياري ازگناهان،اثرات وضعي ناگواري درهمين جهان براي ارتكاب كننده بوجود مي‏آورد؛مثلاً، شرابخواري علاوه براينكه زيانهاي اجتماعي ببارمي‏آورد،صدمه‏هايي برروان وجسم شرابخواروارد مي‏سازد.شرابخواري موجب اختلال اعصاب و تصلّب شرائين و ناراحتي هاي كبدي مي‏گردد.فحشاء ممكن است سوزاك و سفليس توليد كند»(مطهری،1372: 203).
آری گناه،نتایج وپیامدهایی زیان باری را به‌دنبال داردکه در درجه ی اوّل،گریبان شخص گنهکار را میگیرد. برخی از افراد خیال میکنند که با گناه و معصیت خداوند، زودتر میتوانند به هدف خود دست یابند،درحالی که این افراد از نتایج دنیوی واخروی کار خویش غافل هستند.

3-2- انواع کیفرومجازات اعمال

یکی از مسائلی که در بحث عدل الهی مطرح است، مساله مجازات اعمال است در این بحث می‌خواهیم انواع مجازاتها را بررسی نماییم و تفاوت بین مجازاتها ی دنیا و آخرت را بیان کنیم.
اصولا مجازات سه نوع است :
الف)مجازات قراردادی(تنبيه وعبرت)؛ب)مجازاتی كه باگناه،رابطه تكوينی وطبيعی دارد (مكافات دنيوی)؛ج)مجازاتی كه تجسم خودجرم است و چيزی جدا از آن نيست (عذاب اخروی ).

3-2-1- کیفرو مجازات قراردای (تنبیه وعبرت)

نوع اول مجـازات،همان كيفرهاومقررات جزائی است كه درجوامع بشری به وسيله ي مقننين الهی ياغير الهی وضع گرديده است.فايده اينگونه مجازاتها،دوچيزاست، يكی جلوگيری از تكرارجرم به وسيله خودمجرم ياديگران،ازطريق رعبی كه كيفر دادن ايجاد مي كندو به همين جهت مي توان اين نوع ازمجازات را « تنبيه»ناميد.فايده ديگر،تشفی وتسلی خاطر ستمديده است واين در مواردی است كه ازنوع جنايت و تجاوز به ديگران باشد.
بنابراین این قوانین جزایی برای تربیت مجرمین و برای برقراری نظم در جامعه‌ها ضروری و لازم است و هیچ چیز دیگری نمی‌تواند جانشین آن شود، چرا که هر اندازه تربیت ،درست و نظام اجتماعی، عادلانه و سالم باشد، باز هم افرادی سرکش و طاغی پیدا می‌شوند که تنها راه جلوگیری از آنها همین مجازات ها و کیفرها است که احیاناً باید سخت وشدیدباشد[چراکه] بشرهنوز موفق نشده است و شايد هم هيچ وقت، موفق نشود كه از طريق اندرزگويی و ارشاد و ساير و سايل آموزشی و پرورشی بتواند همه مردم را تربيت كندو اميدی هم نيست كه تمدن و زندگی مادی كنونی بتواند وضعی را بوجود آورد كه هرگز جرمی واقع نشود(مطهری ،1372: 202).
حال بایدببینیم آیا این گونه مجازات در جهان آخرت هم وجود دارد؟درجواب باید گفت که این نوع ازمجازات درجهان آخرت معقول نیست،زیرا نه آخرت جای عمل است تاعقوبت کردن انسان مانع ارتکاب کردار زشت شود و نه خداوند-العیاذ بالله- حس انتقام جویی دارد که بخواهد، برای خالی نمودن عقده ي دل خود،انتقام بگیرد.به علاوه ،همه عذابها که مربوط به حقوق مردم نیست تا گفته شود، عدل الهی ایجاب می‌کند که رضای دل مظلومین از راه انتقام از ظالم تحصیل شود،بلکه قسمت مهمی ازعذابها مربوط است ،به شرک ،ريا ،ترک عبادت خدا وامثال اینها که حق الله است، نه حق الناس ودر اینگونه مواردهیچ یک ازدو اثر و خاصیتی که برای مجازاتهای دنیوی هست وجود ندارد(همان : 203).

3-2-2-کیفرومجازات دنیوی گناه

نوع دیگری از مجازاتها ، کیفرهایی است که رابطه علّي ومعلولي با جرم دارند؛این کیفرها را مکافات عمل یا اثر وضعی گناه می‌نامند.
بسیاری ازگناهان اثرات وضعی ناگواری درهمین جهان برای ارتکاب کننده بوجود می‌آورد؛ مثلا،شراب خواری علاوه براین که زیان های اجتماعی به بارمی‌آورد،صدمه‌هایی برروان وجسم شراب خوار،وارد می‌سازد.شراب خواری موجب اختلال اعصاب و تصلب شرائین وناراحتی های کبدی می‌گردد.این هااثرذاتی گناه است وکیفر قانونی نیست تا گفته شود که باید تناسب جرم و مجازات در آن رعایت گردد.مسأله ي تناسب جرم وكيفر،مربوط به كيفرهای قراردادی است كه رابطه ي آنها با جرم ،رابطه ي قراردادی است؛ نه،واقعی و ذاتی،اما مكافاتهای طبيعی ،نتيجه

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه آیات تکوینی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه ، درعرصه، وپیامدهای، طَوِيلًا200»(كليني،