منابع و ماخذ پایان نامه گناهان کبیره، هتک حرمت، عروه الوثقی، علامه مجلسی

دانلود پایان نامه ارشد

بی ایمان مردن، کارهای نیک را ضایع می کند.اگر کسی بگوید، مگرنه این است که قرآن می فرماید:«فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره»(زلزله/7)اگرکسی هم وزن ذره ای نیکی کرد،پاداشش رامی بیند؛جواب این است که این شخصی که کافرمرده، به دست خودش عملش را ازبین برده، چون با کفربه خدا،باقي ماندن اجرورفتن به بهشت محال است .لذاخدای تعالی درهمین دنیا تلافی نیکی هایش را می کند؛يعني، ممکن است آسان جان دهد یا مریض نشودیا اگرشد، زود خوب شود وضزر مادی به اونرسد وغیره.
نص قرآن مجید است که :«وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَلِقَاءِ الْآخِرَ‌ةِ حَبِطَتْ أَعْمَا لُهُم هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ49»(دستغيب، 1390ب: 146-147).

2-2-1-5-گناه،دل را سیاه می کند

حضرت باقر(ع)مي فرمايد:نیست، بنده ای مگراین که در قلبش نقطه سفیدی است. هرگاه گناهی کند،نقطه سیاهی ازآن سفیدی بیرون می آید.اگر توبه كند،آن سیاهی برطرف می شودواگر در گناه فرورود وادامه دهد، سیاهی قلب زیاد می شودتا اینکه تمام سفیدی قلب رامی گیرد.هرگاه چنین شد،صاحب چنین قلبی هیچ وقت رجوع به خیرنخواهد کرد.این است معنی فرمایش پروردگارعالم که می فرماید:«نه چنین است،بلکه غلبه کرده وبردل های ایشان زنگ هانهاده،آنچه راکه انجام داده اند50»
(دستغيب، 1388ج، ‏1 : 21).

2-2-1-6 – موعظه را بي اثر می کند

دل انسان گناهكاربه سبب ظلمت گناه زنگ مي زندوتاریک مي شود.لذاجهت دیدن ومعرفت حق برایش پوشیده مي گرددوراه خیروقبول کردن نصیحت بردلش مسدودمي شود.حضرت صادق (ع) مي فرمايد:«کسی که اراده گناهی کرد،پس آن رابجانیاورد؛به درستی که بنده ای گناهی می کندو خدااورامی بیند،می فرمایدبه عزت وجلال خودم سوگند،پس ازاین توراهرگزنمی آمرزم51؛یعنی،به سبب این گناه ازالطاف حق محروم می گرددوموفق به توبه نمي شودوآمرزیده نمی گردد».علامه مجلسی رحمه الله درشرح این حدیث می فرماید:«دراین فرمایش امام علیه السلام امر به ترسیدن ازتمام گناهان است زیرا هرگناهی محتمل است ازاین قسم ها باشد»(دستغيب، 1388ج، ‏1 : 22-21).

2-2-2-تقسيم گناه به صغيره وكبيره

دستغيب گناه رابه دوقسم تقسيم مي كند:۱.کبیره؛ ۲.صغیره ودراين رابطه مي فرمايد :«اگر کسی از گناهان کبیره پرهیز نماید، گناهان صغیره اش مورد مواخذه نخواهد بودوخدای تعالی به فضلش آنهارامی آمرزد»(دستغيب،1388ج،1: 17).خداونددر سوره نساءمی فرماید:«اگرازگناهان بزرگی که نهی کرده شده اید،دوری کنید،گناهان شمارادرگذریم واجتنابتان رااز گناهان کبیره کفاره گناهان صغیره قراردهیم وشمارادرجای بزرگ وشریفی که بهشت است درآوریم52».
بنابراین اگراز کسی گناه کبیره سرزندوتوبه ننماید،فاسق است ونمی توان درنماز به او اقتدا کردو شهادتش نيزپذيرفته نمي شودوپس ازمرگ هم مستحق عقوبت مي گردد؛مگراین که فضل الهی شامل حالش شودکه شفاعت محمدوآل محمدازآن جمله است.چنان که خودپيامبر(ص)مي فرمايد:«که شفاعتم رابرای صاحبان گناهان کبیره ازامتم ذخیره کرده ام53»ونیزمي فرمايد«:شفاعت من برای صاحبان گناهان کبیره ازامتم می باشد،امانیکوکاران؛یعنی،ترک کنندگان کبائر،برایشان راه مؤاخذه نیست54».
(دستغيب ، 1388ج، ‏1 :17- 18).

2-2-3- معيارگناه صغيره و کبیره

دستغيب دررابطه ي بامعناي گناه كبيره،مرادازآن ،معيارصغيره وكبيره به اقوال مختلف علما دراين باره اشاره مي كند.سپس قول جامع در این مساله، فرمایش مرحوم سید55 در عروه الوثقی راکه موافق باتحقیق وتصویب نوع علماءاعلام ومراجع تقلید است،مطرح مي كندكه ايشان برای تعیین گناه کبیره چهار شيوه را بيان مي نمايد.
2-2-3-1- هر گناهی که در قرآن وحدیث بر کبیره بودن آن تصریح شده باشد، گناه كبيره است كه این قسم متجاوز از چهل گناه است که در اخبار اهلبیت (ع) به آن تصريح شده است.
2-2-3-2- هر معصیتی که درقرآن مجید یا سنت معتبر وعده آتش برارتکاب آن به طورصریح رسيده باشد.56يا اينكه ضمناً باشد.مثل: فرمایش پیغمبر(ص)كه مي فرمايد :« من ترك الصلوة متعمدا فقد برئت منه ملة الاسلام57»که وعده عـذاب دراین روایت به کنایه است،نه به صراحت ودلیـل این مطلب روایات کثیره ای است که حضرت باقروحضرت صادق علیهما السلام فرموده اند:«گناه کبیره هر گناهی است که خدای تعا لی وعده آتش برآن داده باشد58».
2-2-3-3- هر گناهی که در قرآن یا سنت معتبراز گناهی که کبیره بودنش مسلم است، بزرگتر شمرده شود،آن هم کبیره است؛بعنوان مثال،قتل نفس ازجمله گناهانی است که کبیره بودنش به دو طريق گذشته ثابت گردیده است ودرحدیث صحصح ابن محبوب به کبیره بودنش تصریح شده ونيز، اگردرقرآن مجید یا سنّتی که معتبر است، تصریح شودکه فلان گناه ازقتل نفس بزرگتر است،آن گناه هم کبیره می شود؛مانند فتنه کردن که خداونددرقرآن مجید آن را از قتل بزرگترمي داند؛«وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ59»..بنابراين به طوريقين،فتنه هم ازگناهان کبیره است(دستغيب،1388ج،‏1 :31-32).
2-3-3-4- هرگناهی که نزد متدینین ومتشرعین بزرگ شمرده شود؛به طوری که یقین حاصل شودکه بزرگی آن به زمان معصوم(ع) برمی‌گردد،مانند:نجس نمودن مسجدازروی علم وعمد وبه قصد هتک حرمت خانه خدا،پرتاب کردن وانداختن قرآن مجیدبه قصد هتک آن و…( دستغيب، 1388ج ،1: 33) .
«خلاصه ازمجموع نصوص کثیره خصوصاًصحیفه عبدالعظیم60(ع)مشخص می شودهر گناهی که درقرآن مجید یا سنت معتبرازرسول خدا(ص)یا ائمه (ع)وعده آتش برآن گناه داده شده، کبیره است؛خواه صریحاًوبدون واسطه ماننددرآتش بودن تارک الصلوه61یاباواسطه مثل اینکه گفته شود،تارک الصلوه مشرک است و مشرک هم در آتش جهنم است62 وهمچنین خواه وعده صريح آتش برعمل به آن63 ياوعده ضمنی به آن داده شود.مانند فرمایش پیغمبر اکرم(ص): کسی که نمازرا عمداًترک کند، ازپناه خداورسولش بیرون است64 كه مشخص است،این جمله کنایه ازعذاب وهلاکت همیشگی تارک الصلوه مي باشد.چنانکه عبدالعظیم در صحيفه خودهمین حدیث راشاهد بر کبیره بودن ترک نماز قرارداده است»( دستغيب، 1388ج، 2: 271).

2-2-4-عوامل تبدیل صغیره به کبیره

دستغيب پس ازبيان معيار كبيره وصغيره چند موردراازعوامل تبديل صغيره به كبيره مي داند از آن جمله است:

2-2-4-1- تكرار گناه

ابتلابه تکرارصغیره موجب کبیره شدن آن می شود،چون تبديل گناه صغيره به كبيره دراثرتكرارو اصرار برآن مسلم وقطعي است(دستغيب، 1388ج، ‏1 : 35).
ايشان به روايتي اشاره مي نمايد كه حضرت صادق (ع)در آن مي فرمايد: «گناه صغیره‌اى که بر آن اصرار شود، دیگر صغیره نیست؛ بلکه کبیره است. همانطور گناه کبیره‌اى که از آن پشیمانى حاصل شودوعزم برترک آن داشته باشد،دیگرکبیره نیست؛یعنى،عقاب وعذاب ازآن ساقط مى‌شود65». ابو بصیر به نقل از حضرت صادق مى‌فرماید: «به خدا قسم که خداوند چیزى را ازعبادت و طاعت بنده نمى‌پذیرد،درحالى‌که آن بنده، بر چیزى از گناهان مصرباشد66» كه دلالت این دو حدیث بر کبیره بودن اصرار،كاملا مشخص است،زیرا گناه صغیره‌اى که به واسطه ترک کبائروانجام واجبات، آمرزیده شده است67، چگونه مانع پذیرفته شدن طاعات وعبادات مى‌گردد؟ پس معلوم مى‌شود،اصرار بر گناه، خود کبیره است که سبب پذیرفته نشدن سایر عبادات است» (دستغيب، 1388ج، ‏2 :259-258).
از جمله شواهد کبیره بودن اصرار بر گناه، آن است که خداوند ترک آن را شرط آمرزش گناهان و رسیدن به درجات بهشت قرار داده ودر سورۀ آل عمران مى‌فرماید:«و کسانى که هرگاه عمل زشتى انجام مي دهند(یعنى گناه کبیره)یابه نفس خود ستم مى‌کنند،(یعنى گناهان صغیره رامرتکب مى‌شوند)خدارایادمى‌نمایندوبراي گناهان خودآمرزش مي طلبندوجزخداچه كسي گناهان را مي آمرزد و[كساني كه]دانسته برگناهى که كرده اند،پافشاري نمي كنند،پاداش آنان،آمرزشي ازپروردگارشان وبوستان هايي است که اززيردرختان شان جوی هاجاري است وجاودانه درآنندوپاداش اهل عمل چه نیکو است68(دستغيب، 1388ج، ‏2 :259).
ايشان به نقل ازتفسير الميزان علامه طباطبايي مي فرمايد:«فاحشه، به معنى عمل قبیح و زشت است و استعمال آن در زنا،شایع است.بنابراین، اگر مراداز آن دراین آیه شریفه، خصوص زنا باشد، ناچار مراد از کلمۀ ظلم،خصوص گناهان صغیره است واز جملۀ «ذَكَرُوا اللَّهَ» که در آیه شریفه است، استفاده مى‌گردد که شرط اساسى استغفارو توبه این است که انسان خداى رابه یاد آورد وازصمیم قلب بسوى او بازگشت نماید؛وگرنه صرف لقلقۀ زبان که از روى عادت ویابه جهات دیگر گفته شود، فایده ندارد.و جملۀ «وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا» استغفار و توبه را به اصرار نداشتن بر گناه، مقید ساخته است، چه آنکه اصرار بر گناه وتکرار آن،حالتى درروح انسان به وجود مى‌آورد که با آن حالت، دیگر یاد خدا هم مفید فایده نخواهد بود و آن حالت،عبارت است از: سبک شمردن امر الهى و بى‌پروا بودن در هتک حرمت اوو خودرادر پیشگاه مقدسش بزرگ شمردن و بدیهى است که با پدید آمدن این حالت در انسان، دیگر روح بندگى باقى نمانده،در نتیجه یاد خدا هم داراى اثر و نتیجه‌اى نمى‌تواند باشدو باید دانست که این جریان در صورتى است که تکرار گناه و اصرار بر آن، از روى علم و عمد باشد و لذا فرمود:«وَ هُمْ یَعْلَمُونَ»( دستغيب، 1388ج،2: 260-259).
دستغيب به روايت حضرت علي(ع)اشاره مي كند كه حضرت در آن مى‌فرماید:«بترس ودورى کن ازاصراربرگناه،زیرااصرار،ازبزرگترین گناهان کبیره و عظیم‌ترین جرائم است69».
وبزرگترین گناهان نزد خداوندگناهى است که بجا آورنده‌اش برآن اصرار داشته باشد70»ونيز مى‌فرمـاید:«الاصرار، اعظم حوبة71»( دستغيب، 1388ج،2: 260).

2-2-4-2- استصغار گناه

منظورازاستصغاراين است كه هرگاه کسى گناه صغیره‌اى انجام دهد،سپس گناه خودرا کوچک و ناچیز بشماردوخود را سزاوار مجازات الهى نداند؛گناهش کبیره و مستحق قهر خدا مي گردد،براي اين كه نهـى خدارا خواردانسته واز راه طاعت و بندگى بیرون رفته است كه به تصریح روایات چنین گناهى آمرزیده‌شدنى نیست و مؤاخذه نشدن از گناهان صغیره پس از دورى کردن از تمام گناهان کبیره، بخاطر فضل و رحمت خداوند است وگرنه استحقاق عقوبت براى هریک از نواهى الهى کبیره و صغیره،عقلا ثابت شده است وكاملا مشخص است،فضل خداشامل كسي مي شود که ازجادۀ بندگی بیرون نرود و کسى که اهل عجب ونازوخودرا به حقارت و خدارا به عظمت نشناخته باشد، گناه خود را هیچ مى‌پندارد.لذا ،چنين شخصـي مـورد فضـل خدا قـرار نمى‌گیردوسـزاوارخـذلان وانتقـام واقع مي شود .
بنابراين،خدا ي تعالى به فضل خود گناه صغیرۀ کسى را(پس ازترک کبائر)مى‌بخشد که گناهش را کوچک و ناچیز نشمارد. حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام مى‌فرماید: «سخت‌ترین گناه آن است که به جاآورنده‌اش آن راخوارشمارد72.حضرت باقر(ع)مى‌فرماید:«ازگناهانى که آمرزیده نمى‌شود ،گفتن شخص است که کاش مؤاخذه نمى‌شدم،مگر به این گناهى که کرده‌ام73»؛یعنى، این گناه که چیزى نیست واز آن حضرت است که «بترسید،از گناهانى که کوچک وخوارگرفته شده.جز این نیست که از طرف خداونداز آنها سؤال خواهد شد و بر شخص جمع کرده مى‌شود تا اينكه او را هلاک مى‌کند74.
حضرت صادق (ع)مي فرمايد:«بترسیدوپرهیز کنیداز گناهانى که حقیر و کوچک گرفته شده است. راوى پرسيد: محقرات ذنوب کدام است؟ امام (ع) فرمود: شخص گناهى مى‌کند پس مى‌گوید خوشا به حال من اگر جز این گناهى نداشته باشم»( دستغيب، 1388ج، ‏2: 263-262).

2-2-4-3- خوشحالى بر گناه

ازعواملي که گناه صغیره راکبیره مى‌کند،مسرت وخوشحالى ازگناهى است که انجام داده، زیرا لازمۀ ایمان به خدا و روز جزا، اندوهناک شدن و پشیمان گردیدن ازارتكاب گناه است؛هرچند صغیره بوده باشد.چنانچه پیغمبر اکرم (ص) مى‌فرماید:«کسى که کارهاى نیکش او را شاد و اعمال زشتش اورا اندوهناک سازد او مؤمن است75».زيراهمان‌طورى‌که خداوند بزرگ است،

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه گناهان کبیره، نهج البلاغه، امام صادق، معرفت نفس Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه امام صادق، گناهان کبیره