منابع و ماخذ پایان نامه گناهان کبیره، رسول خدا (ص)

دانلود پایان نامه ارشد

مخالفت امر و نهى او هم بزرگ است».حضرت علي (ع)مي فرمايد:«درموقع گناه، به گناهى که به نظر خودت کوچک است، منگر، بلکه به بزرگى خداوندى بنگر که مخالفت او را می کنى76».
بنابراين،همانطوري كه پشیمانى ازگناه،آن راازبين مى‌برد وصاحبش راپاک مى‌نماید،خوشحالي بر گناه آن را بزرگ کرده و ثابت مى‌دارد.رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: «کسى که گناهى کنددرحالى‌که خندان باشد،داخل در آتش مى‌شود درحالى‌که گریان است77»ونيزمي فرمايد: چهار چیز در گناه بدتر از خود گناه است؛کوچک شمردن گناه؛افتخارکردن به آن؛خوشحالى ازآن واصرار کردن به آن78»( دستغيب، 1388ج،1: 264-263).

 2-2-4-4- آشکار کردن گناه

«عامل ديگر،اظهار کردن و نقل نمودن گناه خود براى دیگران است كه اظهار گناه،نشانگر هتک حرمات ا لهى است.حضرت رسول صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید:«کسى که حسنه و کار خیرى بجا آوردوآن را از غیر خدا پنهان دارد، هفتاد برابر مى‌شود(نسبت به حسنه‌اى که آشکار باشد)و کسى که گناهى مرتکب مى‌شود،پس اگرآن را(ازروى بى‌حیائى و بى‌اعتنائى به شرع) فاش وآشکار نمايد مورد خذلان خداواقع مى‌شود(یعنى موفق به توبه نمى‌شود و ازنظر لطف مى‌افتد)واگر آن را(از روى حیا،نه نفاق)پنهان داشت آمرزیده خواهد شد79.
  بنابراين، اظهاركردن گناه در دو مورد ضررى ندارد: یکى زماني که غرض عقلائى بر آن باشد، مانند:اظهارآن نزدطبیب اگر براى معالجه اظهارآن لازم شودیانزدعالمى براى دانستن حکم آن ضرورت اقتضاکند؛دوم اظهار گناهکارى به‌طور عموم نه به ذکر گناه خاصى كه اين كاربلکه،هنگام اظهار عبودیت ومسکنت بسیار امرپسنديده اي است مثل اینکه بگویدمن به درگاه الهى گنه‌کارم، روسیاهم. گناهان بزرگى از من سر زده است كه اقرار به گنه‌کارى نزد پروردگار، از بزرگترین اقسام مناجات و عبادات محسوب مي شودودرپذیرفته شدن توبه ونورانیت قلب وارتقاء درجه اثرات بزرگى داردوضد عجب و طریقه پسندیده بزرگان دین بوده، به طوريكه در نامه‌ها و کتابها لقب خود را عاصى، مذنب، خاطى، اقل، احقر العباد و نظایر اینها مى‌نامیده اند »(دستغيب، 1388ج، ‏2: 265-264).

2-2-4-5- موقعیت اجتماعى شخص و گناه

پنجمين عنوان كبيره شدن گناه صغيره در صورتى است که شخص در اجتماع، مقام ومنزلتي داشته باشد، به طورى که گفتارو کردارش درحالات مردم مؤثرباشد، مانند اهل علم ومشهورین به قدس وتقوا که رهبري معنوى مردم رادارند كه اگر گناه صغیره‌اى ازایشان سر بزند،سبب جرأت مردم به انجام گناهان کبیره مى‌شود.بلکه گاهي سبب تزلزل اصل ایمان و عقیدۀ آنها مى‌گردد. مى‌توان گفت: گناه صغیره چنین شخصى، امربه منکر است؛یعنى،عمل ،علم ودانش او به حکم عقل وشرع، اهمیت گناهش را زیاد مى‌کندو صغیره‌اش را در حکم کبیره مى‌سازد.حضرت صادق علیه السّلام مى‌فرماید: «براى جاهل هفتاد گناه آمرزیده مى‌شود، پیش از آنکه یک گناه از عالم بخشیده شود80»(دستغيب، 1388ج، ‏2: 265).

2-2-4-6 – وقوع در مفاسد كثيره گناهان صغيره

ششمين موردازعنوان كبيره شدن گناه صغيره وقوع درمفاسدکثیره ای است که درگناهان صغیره وجودداردومحرومیت ازخیرات زیادی که برترک کردن صغائرمترتب است،زیراهرعملی راکه خداوند ازآن نهی فرموده،به سبب مفسده ای است که درارتکاب آن می باشد.بنابراين،هرگاه بنده ای مرتکب گناه صغیره گردد،هرچندگناهش به برکت دوری کردن ازکبائر بخشیده می شود،ولي دچار مفسده آن گناه شده وقلبش به همان اندازه نيز تیره گردیده است،مگر اینکه بعداًآن راجبران كند.پس معلـوم شد، مرتـکب گناه صغـیره هـم دچـارمفسده آن گنـاه وهم محـروم ازثـواب ترک آن مي شود (دستغيب ، 1388c ،1: 36).

2-2-5 – اصرار برگناه چیست؟

دستغيب کبیره بودن اصراربرگناه صغیره را،مورداتفاق فقهابلکه امري اجماعى مي داند كه فقها،تنها درمعنى اصرار، اختلاف نظر دارند و بر چند قولند. ومعتقد است،آنچه که به اتفاق، اصرار و کبیره است،آن است که شخص پس از گناه صغیره‌اى که انجام داده، از آن پشیمان نشود،بلکه باز هم انجام دهد و بر آن مداومت نماید؛ بعنوان مثال مي گويد:« پوشیدن لباس حریر یا دردست کردن انگشترى طلا که بر مردان حرام است، کبیره بودنش اگر ثابت نشده باشد، در صورتى که شخص از پوشیدنش دست برنداردو برآن مداومت نماید،قطعا گناه کبیره مى‌شودو نیزمانند کسى که درنظر کردن به نامحرم یاداخل خانۀ مردم مداومت دارد،بدون اینکه پس ازهرنظرى پشیمان شودواستغفارنمایدالبته چنین مداومتى اصراروازگناهان کبیره است به اتفاق فقها»(دستغيب، 1388ج، ‏2: 261) و نيزدر صورتى که چنـدنوع گناه صغـیره مرتکب شود،بدون اینکه بین آنها پشیمان شودواستـغفار نمـاید؛مثل این که لباس حـریربپوشدوانگشترى طلا به دست کندوبه نامحرم بنگرد وبا اومصـافحه وملامـسه نماید (دستغيب، 1389الف:100).
دستغيب به سخن شهید علیه الرحـمه81درکتاب قواعدوجمعى ازفقهاي ديگراشاره مي نمايدكه فرموده‌اند: این هم اصرار بر صغیره و در حکم کبیره است و بین مداومت بریک نوع ازگناهان صغیره یاچند نوع لغتا وعرفا فرقى نیست.بعضى از فقها فرموده‌اند: بجا آوردن گناه صغیره یک مرتبه با عزم به انجام دو مرتبۀ آن، نيزاصرار است؛یعنى، بايدحتي تصمیم به تکرارآن نیز نداشته باشد.شهيد دستغيب صدق اصراردراین دوصورت اخیررا از حیث لغت وعرف داراي مشكل بلکه خلاف ظهورعرفی کلمه اصرارمي داندودو روایت رامدرک این دوصورت اخیرمي داند:یکى روایت جابر از حضرت باقر علیه السّلام است که درتفسیر«وَلَمْ یُصِرُّوا»ازآیه«وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ ذَكَرُوااللَّـهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّـهُ وَلَمْ يُصِرُّواعلي مَافَعَلُواوَهُمْ يَعْلَمُونَ82». مى‌فرماید:«اصرار آن است که شخص گناهى کند وازآن استغفار ننمایدوعزم برترک آن نداشته باشد» . بنابراين به نظر ايشان احتمال دارد که منظور امام (ع)از اصرار ،آن اصرارى باشد که در آیۀ شریفه است نه اصرارى که از گناهان کبیره مى‌باشد.
روایت دیگر،روايت حسنۀ ابن ابى عمیر از حضرت باقر (ع) است كه در قسمتى از آن که بعنوان گواه بر اين بحث مي باشد، این است که مى‌فرماید: «مؤمنى نيست که گناه کبیره از او سر زند، درحالى‌که مى‌داند به سبب آن عقاب خواهد شد، مگر اين كه اینکه از کردار خود پشیمان خواهد شدو هرگاه پشیمان شد، پس تائب و سزاوار شفاعت است و کسى که از گناه خود پشیمان نشود مصرّ است و مصرّ هم آمرزیده شدنی نیست،زيرا درحقیقت به آنچه وعده داده شده ایمان نداردواگر وعده های ا لهی باورش بودحتماً پشیمان می شد83»(دستغيب، 1388ج، ‏2 :261).
به نظر دستغيب در این حدیث مانند حدیث جابر، حضرت پشیمان نشدن و ترک توبه و استغفارازگناه مرتکب شده را،اصرار دانسته، هرچند آن گناه را تکرار نكرده وتصمیم بر تکرار هم نداشته باشد. ايشان در ادامه مي فرمايد:«اولا،مورد کلام امام (ع) گناه کبیره است و محتمل است که ترک توبه از گناه کبیره اصرار باشد، ولى در گناه صغیره تکرار عملى آن گناه اصرار باشدو ثانیا،کلام امام علیه السّلام در موردى است که ترک توبه از روى بى‌مبالاتى و بى‌اعتنائى به وعده‌هاى الهى و امن از قهرخدا باشد و ظاهر است که ترک توبه در چنین حالى خود امن از مکر خدا است که از گناهان کبیره است و ممکن است که چنین ترک ندامت و توبه‌اى را مجازا اصرار بنامند.چنانچه از حضرت باقر(ع)چنین رسیده:«اصراربرگناه امن ازمکرخدا است وازمکرخدا ایمن نمى‌شود،مگرگروه زیانکاران84» (دستغيب، 1388ج، ‏2 :262).
بنابراين به نظر دستغيب قدر مسلم ازمعنى اصرار،تکرار عملى گناه است،بدون پشیمانى و توبه پس ازآن گناه،به طورى که عرفا گفته شودكه برآن گناه مداومت داردویازیاد گناه مى‌کند.

2-2-6- دروغ مصلحتی

از گناهانی که به كبيره‌ بودنش تصریح شده دروغ گفتن است.«اين نفس انسانى پست است كه از دروغ‏ خوشش مى‏آيـدوازراست ناراحت مى‏شود»(دستغيب، 1386 : 119).شیـخ انصـاری رحمه الله علیه درمکاسب محرمه می فرماید:دروغ گفتن حرام است به حکم قطعی عقول بشری وجمیع ادیان آسمانی ودر شرع مقدس اسلام حرمت آن به ادله اربعه :کتاب ،اجماع ،سنت ،عقل ثابت است وکبیره بودنش از قرآن واحادیث استفاده می گردد.هرچند جمعى از فقهاء عظام مانند شهيد ثانى عليه الرحمه دروغ‏ رابطور كلى واطلاق از گناهان كبيره دانسته‏اند، ليكن پس از مراجعه به اخبار و روايات وارده درمقام،دانسته مى‏شود كه دروغ‏ داراى مراتبى است كه بعضى ازآنها قطعا كبيره وبرخى اكبر كبائر ولى پاره‏اى كبيره بودنش مشكوك است »(دستغيب، 1388ج، ‏1: 274).
دروغ مراتب واقسامي دارد.«از اقسام دروغ، دروغهایی است که از روی هزل ومزاح وشوخی برای تفریح وخنده وغیره گفته می شود.مقتضای اخبارعامه ای که دلالت برحرمت مطلق کذب دارد،حرمت آن است وجمعی از فقها ءصریحاَ فتوی به حرمت آن داده اند وبعضی از فقهاء تفصیل داده اندوفرق گذارده اندبین جایی که قرینه ای برای نبودن قصد جدی درکلام است وجایی که قرینه ای نیست یا بودن نشانه برمزاح وشوخی،جایز وگرنه حرام خواهدبود،هرچند این قول بسیار متین است،لکن طریق احتیاط آن است که حتی بابودن قرینه برهزل هم ازاین قسم شوخی هایی که دروغ رادربردارد،خـودداری شود؛مخصوصاَکه ازاخبارمستفـیضه درمقام،حـرمت مطلقـاَفهمـیده می شود» (دستغيب ، 1388ج، ‏1: 285-284).

2-2-7-موارد جوازدروغ

آيات و اخبارفراواني درمذمت و بزرگى گناه دروغ و شدت عقوبت و مفاسد و زيانهاى مترتبه بر آن آمده وازدروغ به قول زورتعبير وبابت‏پرستى يكجا ذكر شده، بطوريكه خداونددر آيه 30سوره ي حج مي فرمايد: «…فَاجْتَنِبُوا الرِّ‌جْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ‌85» وحضرت علي(ع) مي فرمايد:«مؤمن به آثار عظيمه ايمان نمى‏رسدتا اينكه دروغ را ترك كند؛چه از روى هزل باشدوچه ازروى جد86»(دستغيب، 1388ج، ‏1: 285-284).ولي همين دروغ دربعضي مواقع به دليل اهميت موضوع جايزبلكه، مستحب ودر برخى موارد واجب مى‏شود كه در اينجا به پاره اي از آنها از منظر دستغيب اشاره مي كنيم:

2-2-7-1- دفع ضررمالي ،جاني يا عرضي

هرگاه ضررمالی یا یاجانی یا عرضی متوجه خـودش یا دیگری ازافـرادمسلمین شود كه به سبب دروغ گفتن بشود،آن ضرررادفع نمود،جایزاست،انسان دروغ بگويدواگر لازم شد،حتي قسم بخورد،هم مانعی بلکه،دربعضی ازمواردکه ضررفاحش مانندضررجانی درکارباشدواجب مي گردد ؛به عنوان مثال،هر گاه ظالمی بخواهد،مسلمانی رابگیرد،بکشدیا بزندوآبروی اورا بریزد،اگرازشمامحلش را بپرسد،شما بروز دهید،مرتکب حرام شده اید،لـذاواجب است انکارنماییدواگرلازم شد،قسم بخوريدکه جایش رانمی دانیدويا اینکه مال مسلمانی نزدشما امانت باشدوظالمی آن مال رامطالبه کندواجب است انکار نمائید وچنان که با قسم بشوددفع كنيدواجب است قسم یاد کنید»( دستغيب، 1388ج، ‏1: 291-290).

2-2-7-2- اصلاح ذات البين

«دومين موردي که دروغ گفتن جایزمي گردد،مورداصلاح است؛یعنی، هرگاه بین دو نفر مسلمان مخاصمه ونزاع وجـدال باشدوراه اصـلاح بین ایشان منـحصربه دروغ گفتن باشد،دروغ گفتن جـایز می شود،یا این که به سبب دروغ از پیدا شدن کینه ودشمنی بین دونفرمسلمان جلوگیری كرد ؛ مثلا، اگربین زن وشوهری بی مهری پیدا شده باشدوامكان داشته باشد،بینشان جدایی بيفتدو به طلاق منجر شود،جایز است، به دروغ بگوید،زن تودر فراقت، سخت ناراحت است وشدت علاقه اش به تو طوری است که ممكن است مریض شودو به زن هم سخنانی به همین مضمون بگویدوبه سبب این دروغ بین ایشان را التیام داده و از جدایی جلوگیری کند»( دستغيب، 1388ج، ‏1: 292).
ازرسول خدا (ص) روايت شده: «بجا نياورده شخص عملى را بعد از بجا آوردن واجبات كه بهتر باشد،ازاصلاح دادن بين مردم؛بگويد گفتار خوبى و افزوده كندكردارنيكى را87»واميرالمؤمنين (ع)در ضمن وصيت به حسن و حسين عليهما السّلام فرمود: بر شما باد اصلاح دادن ،زيرا خودم شنيدم ازجد شمارسول خدا (ص)

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه گناهان کبیره، هتک حرمت، عروه الوثقی، علامه مجلسی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه تجسم اعمال، احساس درد