منابع و ماخذ پایان نامه کودک و نوجوان، فلسفه ادبیات، دانش آشکار، مبانی نظری

دانلود پایان نامه ارشد

ادب ناب بـگراید و یـا بـا گرایش به کودک، ادبیات را به فراموشی سپارد و به تعبیر هانت آموزشی ناب شود خویشتن‌ را‌ تبیین و تأویل نـماید؟گشودن ‌ ‌پارادوکـس ادبیت-کودکیت نیز از مسایل عمده فلسفه ادبیات کودک است.پس مقاله سید آبادی(1379)با عنوان«ادبیات کـودکان مـتوسط»که بـه روشنی، گشودن پارادوکس یاد شده را هدف قرار‌ داده‌ و نیز مقاله مایکل بنتون(1380)با عنوان«نقد ادبی خـواننده محور»که به تلویح، چنین کرده است، نمونه‌هایی از بحث‌های مربوط به فلسفه ادبیات کـودک را بر ما عرضه داشته‌اند.
پارادوکس‌ دیگری‌ نیز‌ پیش روی فلسفه ادبیات کودک‌ است.‌ تفاوت‌ موجود بین نظریه ادبیات کودک درواقع، برخاسته از رویارویی موجود بین«ادبیات»و «کودک»است.ادبیات نیز در معنای ناب خود، سودای جهانی بودن‌ دارد؛در‌ حالی‌ که مفهوم کودکی مـقید به عملی بودن، محلی‌ بودن‌ و ملموس بودن است.چگونه می‌توان اثری برای کودکان آفرید که هم ویژگی‌های محلی داشته باشد، جنبه‌های عینی و ملموس،‌ و هم‌ از چنان سطحی از تجرید و انتزاع برخوردار باشد که‌ مـرزهای مـکان را در نوردد و مقبول طبع همگان واقع شود؟از منظری دیگر، یک اثر ادبی ویژه کودکان‌ چگونه‌ می‌تواند‌ هم به شرایط بومی و عینی موجود پاسخ گوید و هم‌ به‌ انتزاع بگراید و مرزهای زمان را درنـوردد و مـوافق طبع آیندگان نیز واقع شود؟و به‌این‌ترتیب،‌ آیا‌ آثار ادبی کلاسیک کودکان تحقیق‌پذیر است؟
2-11 موقعیت ادبیات کودک
ادبیات کودک، نوجوان است:اگرچه ادبیات کودک، در میهن ما،‌ درمعنای‌ افسانه‌ای و«فرهنگی، قومی»خود پیـشینه‌ای بـه دیـرینگی ملت ایران دارد؛اما از تولد آن‌ در‌ معنایی نوین، هنوز یک سده هم نمی‌گذرد.در‌ این‌ زمان‌ نـیز در گـیرودار اوج‌ها و فرودهای اجتماعی،‌ همچون‌ سایر پدیده‌های فرهنگی و اجتماعی، راه پر افت و خیزی را پیموده اسـت.گاه‌ از‌ حـرکت بـاز ایستاده و گاه‌ در‌ مجالی مناسب‌ گام‌هایی،‌ هرچند‌ گاهی شتاب‌زده، نارسا، نسنجیده و به‌ خطا،‌ به جلو بـرداشته اسـت.گسل‌های اجـتماعی در این مسیر همواره تلاش ادبیات کودک،‌ برای‌ تبدیل شدن به یک رونـد را‌ مـانع شده است.ادبیات قومی‌ این‌ مرز و بوم، اما، به‌ یاری‌ حضور در دل مردمان، راه حویش را به آرامی پیموده و هـمچون هـمنوعان‌ خویش‌ در جوامع دیگر، تنها در‌ مقابل‌ رشد‌ رسانه‌های نو، تن‌ به‌ توقف داده اسـت.ادبیات قـومی‌ ما‌ نیز، به نظر می‌رسد، که بـه چـنین تـکاملی بسنده کرده است.تعاملی که بنابر ماهیت‌ سـرشار‌ و ژرف ایـن ادبیات، همراه با‌ شکیبایی‌ و نیز‌ بسیار‌ فروتنانه‌ است.
ادبیات نوین کودک، به‌ دلیل این کـه بـر گوینده و سراینده‌ای خاص متکی اسـت، هـمراه با افـت و خـیزهای‌ اجـتماعی،‌ به افت و خیز گراییده و روند‌ آنـ‌ آشـکارا‌ از‌ روند تحولات اجتماعی‌ تأثیر‌ پذیرفته است.پاره‌ای از این تأثیرات را حجوانی (1379)در پژوهشی تحت عـنوان«سیری در ادبـیات کودک و نوجوان‌ ایران‌ پس‌ از انقلاب، 1358 تـا آخر 1378»مورد بررسی‌ قـرار‌ دادهـ‌ است.بررسی‌ اجمالی‌ تاریخ‌ ادبیات کـودک در مـیهن ما، حاکی از آن است که هم‌اکنون این ادبیات در اوج رشد و شکوفایی خود است و این رشـد و شـکوفایی در دو‌ حیطه قابل بررسی است.حیطه نـخست، رشـد عـینی و عملی ادبیات کـودک در پهـنه‌های مختلف است.افزایش کمّی نـاشران ادبـیات کودک، به‌ویژه ناشران خصوصی، افزایش شمارگان انتشار کتاب‌های کودکان، افزوده شدن‌ بر‌ تـعداد نـویسندگان، شاعران و تصویرگران این حیطه، افزایش چـشمگیر آثـار ترجمه شـده، افـزایش تـنوع مضمون در آثار تألیفی، رشـد تشکل‌های ادبی و صنفی دست اندرکاران ادبیات کودک و افزایش‌ جشنواره‌ها‌ و نمایشگاه‌ها نشانه‌هایی از رشد عینی و عملی ایـن حـیطه است، اما افزایش میزان نقد و پژوهـش در زمـینه ادبـیات کـودک، گـسترش آموزش‌ ادبیات‌ کـودک در دانـشگاه‌ها، ورود بحث‌ها‌ و پژوهش‌های نظری مربوط به ادبیات کودک در مجلات دانشگاهی، رشد کمی و کیفی پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد در زمـینه ایـن‌گونه ادبـی و هم‌چنین انتشار دو‌ مجله‌ ارجمند کتاب ماه کـودک‌ و نـوجوان و فـصلنامه ادبـیات کـودک و نـوجوان، همه شواهدی بر رشد ذهنی و نظری در حوزه ادبیات کودک است.بررسی مجموعه شماره‌های دو مجله اخیر، به‌ویژه فصلنامه، نشان دهنده سیر پیش‌رونده‌ بحث‌های‌ نظری به سوی پرسش‌ها و موضوعاتی اسـت که نظریه ادبیات کودک به‌طور کلی با آن مواجه است.پرسش‌ها و موضوعاتی که تا حدود زیادی، متأثر از مباحث نظری مطرح در سطح‌ بین‌ المللی است.‌ هم‌چنین انتشار پژوهش‌های محمدی، روش‌شناسی نقد ادبیات کـودک(1378)و فـانتزی در ادبیات کودک(1378)، حاکی از تلاش‌هایی است که‌ در جهت تبیین مبانی نظری ادبیات کودک صورت می‌گیرد.بحث‌های نظری ادبیات‌ کودک،‌ که‌ پیش از این به‌صورت پراکنده و بیشتر گرفتار در چارچوب‌های تنگ سلیقه‌های شـخصی و نـگرش‌های قالبی، ‌‌گرفتار‌ آمده بود، اینک، به نظر می‌رسد، که با در هم نوردیدن چارچوب‌ها و قالب‌ها،‌ به‌ پژوهش‌های روشمند گرویده و می‌رود تا به روندی مـستمر در تـبیین مبانی نظری ادبیات کودک‌ بـدل شـود.ادبیات کودک، هم‌اکنون، پس از عبور از یک مرحله رشد کمی و عینی،‌ از کودکی خود گذشته‌ و با بهره‌گیری از تفکر انتزاعی و توان نگرش فلسفی، به مرحل‌ق نوجوانی فرابالیده است.
مشخصه عمده مرحله نـوجوانی، در جـنبه شناختی، رشد تفکر انـتزاعی اسـت.توانمندی در همین تفکر انتزاعی نیز هست که‌ به نوجوان امکان می‌دهد، از تفکری به‌طور کامل عینی وارهد، جهان و جامعه را به‌گونه‌ای دیگر تصور کند، اصول عام و جهان شمول و فارغ از زمان و مکان را‌ درکـ‌ نـماید و به منقد مدام نسل پیشین-که خود-زاده و پرورده آن است-و وضعیت موجود بدل شود.اما همین قدرت تفکر انتزاعی نیز هست که در کنار تغییرات شگفت‌انگیز بدنی-که همراه با‌ هیجانات‌ تازه نیز هست-او را با بـحران هـویتی دست بـه گریبان می‌سازد که سال‌ها به خود مشغولش می‌دارد.آن توان تفکر، اکنون به عینیت خویش می‌نگرد و به جـستجوی پاسخی به‌ بنیادی‌ترین‌ پرسش زندگی خود بر می‌آید:«من کیستم؟»
ادبیات کودک ما نـیز پس از عـبور از یـک مرحله رشد عینی، اینک، توان تفکر نظری یافته و کنکاش در ماهیت و هویت خویش‌ را‌ آغاز‌ کرده است و همان‌گونه کـه‌ ‌ ‌نـوجوان،‌ چنان‌که‌ مجال یابد و امکان داشته باشد و سیر رشد طبیعی خویش را بپیماید، در فرایند یـافتن پاسـخ، مـسیر استقلال می‌پیماید و سرانجام،‌ فردیت‌ خویش را باز می‌یابد، ادبیات کودک ما نیز‌ چنانچه‌ مجال یابد و امـکان داشته باشد و مسیر رشد طبیعی خویش را بپیماید، موفق خواهد شد فردیت خویش را‌ در‌ مـقابل‌ ادبیات و هم بزرگ‌سالان، بـازیابد.تلاش مـحمدی و قائینی(1380)در تدوین تاریخ‌ ادبیات کودک ایران و مقاله حجوانی(1379)کوشش‌هایی در جهت بازنگری یک اندام واحد در حال رشد بر پیکره خویش‌ است.‌ محمدی‌ و قائینی، به‌ویژه، کوشیده‌اند بر بستری تاریخی و فرهنگی، هویت گذشته‌ خویش‌ را بـازیابند تا به برون رفت از بحران هویت کنونی ادبیات کودک ما یاری رسانند.
نگاه علی‌ اصغر‌ سید‌ آبادی به شعر کودک نیز نمونه‌ای عینی از مرحله رشد ادبیات کودک‌ را‌ به‌ دست می‌دهد. پژوهشگر نامبرده«در بـررسی انـتقادی دیدگاه‌های کیانوش»پیش از توصیف ویژگی‌های نظریه‌ای که محمود‌ کیانوش‌ در‌ باب شعر کودک پرداخته و این‌گونه دریافت می‌شود که در آغاز مقاله، موضع انتقادی‌ خویش‌ در قبال این شاعر را آشکار می‌سازد:
شعر کودک و نوجوان پس از کیانوش،‌ زیر‌ سـایه‌ سـنگین او حرکت می‌کند و شاعران کودک و نوجوان به پیروی از او و در‌ چهارچوبی که او تعیین کرده است، می‌سرایند.به‌عبارت‌دیگر، در شعر کودک و نوجوان،‌ تنها‌ یک مکتب وجود دارد و آن«مکتب کیانوش»است.در حالی که در شکل طبیعی مـی‌توانست یـک گرایش‌ در‌ کنار گرایش‌های دیگر باشد(سید آبادی، 1379 ؛ص 49).
سید آبادی، پس از بازگو کردن ویژگی‌های‌ برجسته‌ و تأثیرگذار نظریه کیانوش، در بخش پایانی گفتار خویش، موارد قابل انتقاد نظریه و اشعار این‌ شاعر‌ را‌ برمی‌شمارد.در عین حال، جـوهره اصـلی انـتقاد، تا جایی که به کـار بـحث‌ ایـن‌ بخش از پژوهش حاضر می‌آید، همان است که نقل شد و نیز همین است که در‌ پی‌ می‌آید.وی در ذکر اولین ویژگی نظریه و شعر کـیانوش می‌گوید:
او بـه تـخیل‌ کودکان‌ ارج نهاد، در کشف علایق آنان کوشش‌ کرد‌ و بـه آنان برای لذت بردن از شعر‌ اصالت‌ داد.در میان شعرهایش، شعرهایی می‌توان یافت که در آن‌ها نه می‌خواست آموزش بدهد،‌ نه‌ تربیت کند، نـه خـطابش بـه‌ فرزند‌ بود و نه‌ می‌خواست‌ حرفی بزند، بلکه می‌خواست به کـودکان‌ لذت‌ بدهد(سید آبادی، 1379 ؛ص 53).
و سپس با فاصله‌ای اندک از این اظهار، بنیادی‌ترین انتقاد‌ خویش‌ بر اشعار شاعر مورد بحث را‌ مـطرح می‌سازد:
…کیانوش ضـمن گـشودن‌ این‌ پنجره به روی شعر کودک،‌ بیشتر‌ از پنجره گشوده دیگر رویکرد تـعلیمی و تـربیتی، به شعر کودک نگریست و نگاهی‌ به شعرهایش این نکته را‌ بازگو‌ می‌کند.یکی‌ از دلایل چنین‌ اتفاقی‌ را می‌توان در وابـستگی‌ او‌ بـه سـنت شعری خاصی در شعرهای بزرگسالش نسبت داد.او شاعری است که به معنی‌ اهمیت‌ بـیشتری مـی‌دهد و از سوی دیگر او‌ یـک‌ بزرگ‌سال است‌ و علی‌ القاعده از نگرش جامعه‌اش‌ به روابط کودک، بزرگ‌سال تا حدی تأثیر می‌گیرد(همان).
سید آبـادی، درواقع، در پی آن اسـت‌ که‌ با تکیه بر اندیشه بالیده خویش،‌ با‌ تکیه‌ بر‌ تجارب‌ تازه و توان‌ نـظری‌ خـویش، خود را، شعر کودک را، از«سایه سنگین»جامعه بزرگ‌سال برهاند و به هویتی تازه دست یابد.با‌ چـنین‌ تـعبیری‌ اسـت که می‌توان گفت ادبیات کودک ما،‌ ادبیاتی‌ نوجوان‌ است.
با عصا‌ در‌ غاری تاریک:پرسش از«چگونگی کسب دانـش تـازه»به سقراط باز می‌گردد.در یکی از مکالمات این فرزانه با«منو»که محور بحث، ماهیت«فضیلت»است، سقراط پس از رد تـعاریف مـنو از فـضیلت، سرانجام‌ اظهار می‌دارد که خود او نیز تعریف این مفهوم را نمی‌داند.این اظهار در حالی است که سـقراط هـمچنان«منو»را به یافتن تعریف ترغیب می‌نماید.پاسخ«منو»، اما، تأمل‌برانگیز است:
ای سقراط!در چه مسیری به‌ جـستجوی‌ چـیزی بـرمی‌آیی که از ماهیتش هیچ نمی‌دانی؟ چه چیزی، از میان نادانسته‌هایت، را همچون موضوع تحقیق پیش‌روی ما می‌نهی؟یا حـتی، در بـهترین حـالت فرض کنم که تو پاسخ را‌ یافتی،‌ چگونه خواهی دانست که یافته تـو هـمان است که پیش از این نمی‌دانستی؟(به نقل از میکوت و مورهاوس، 30:1994).
البته سقراط پاسخی به این‌ پرسش‌ نمی‌دهد؛اما پارادوکس«منو»موضوع بـحث مـتفکرانی چند‌ قرار‌ گرفته است. پولانی ازجمله این متفکران است.وی در پاسخ به ایـن پارادوکـس، مفهوم«دانش ضمنی‌»را مطرح می‌سازد که به تـعبیر وی دانـشی اسـت که‌ با‌ وجود آن که دارنده‌ آنیم‌ در بـیانش نـاتوانیم.میکوت و مورهاوس که به توضیح نظریه پولانی پرداخته‌اند، در تبیین سخن وی اظهار می‌دارند:
در مسیر ما بـه سـوی فهم جهان، دو گونه دانش نـقش دارد، دانـش ضمنی(نهان)و‌ دانـش‌ آشـکار ، ضـمنی، ابتدایی‌تر است و پیش از دانش آشکار مـی‌آید.دانش ضـمنی، دانشی بدون وضوح است.تدوین نشده است؛همچون گونه‌ای دانش که در عمل انجام چـیزی داریـم.اما دانش آشکار دانشی است که‌ مـی‌تواند‌ در قالب‌ کلمات، طرح‌ها و فـرمول‌ها بـه نگارش درآید. تفاوت اصلی ایـن دو دانـش آن است که دانش آشکار‌ می‌تواند موضوع تفکر انتقادی قرار گیرد در حالی که تأمل بـر‌ دانشی‌ ضمنی‌ ناممکن است(همان،ص:31).
پولانی بر آن اسـت کـه تـحقیق ضمنی همچون اسـتفاده از عـصا برای یافتن راه رد غاری ‌‌تـاریک‌ اسـت.دست پژوهشگر هرگز نمی‌تواند غار را به‌طور مستقیم لمس کند؛اما او در عمل‌ با‌ غار‌ آشنا می‌شود.استدلال پولانـی در ایـن مورد چنین است که ما بـا قـطع توجه خـویش زا‌ آنـچه دسـت‌مان به‌طور مستقیم احساس می‌کند و با تمرکز بر معانی احساس‌های‌ خود، از آنچه در‌ انتهای‌ عصا قرار دارد آگاه می‌شویم.ما حواس خـود را در انـتهای عصا متمرکز می کنیم و نه بـر آنـچه در دسـت داریـم؛بنابراین، نـتیجه را به وسیله جـابجا کـردن احساس‌های

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، ادبیات کودکان، صنایع ادبی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه گزینش ادبی، فرایند آموزش، تغییر نگرش، ناخودآگاه