منابع و ماخذ پایان نامه کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، نویسندگان، روانشناسی

دانلود پایان نامه ارشد

تجارب و نیازهای متفاوت پدید می‌آید، در انتخاب مضامین و نحوه ارائه آن‌ها، آن اقتضاها‌ را‌ رعـایت کند.
بـا این تعریف، نویسنده یا شاعر کودکان و نوجوانان، باید نخست یک نویسنده یا شاعر در معنای عام و صحیح کلمه باشد. یعنی قدرت و تبحر لازم برای نوشتن یا‌ سرودن‌ برای عموم را داشته باشد. ناتوانی در آفرینش ادبی برای بزرگ‌سالان، او را بـه سوی نویسندگی یا شاعری برای کودکان و نوجوانان، سوق نداده باشد. درواقع می‌توان گفت هر نویسنده یا‌ شاعر‌ کودکان‌ و نوجوانان، «نویسنده»و«شاعری» است که‌ نسبت‌ به‌ سایر همکاران خود، دارای«تخصص اضـافی»آشنایی بـا ذهن و زبان کودکان و نوجوانان است.
2-7-2رعایت اقتضاهای سنی مخاطب
2-7-2-1در محتوا و نوع نگاه
رعایت‌ صحیح‌ این‌ نکته، نیازمند آشنایی تجربی یا علمی کافی با روانشناسی‌ و اصول تعلیم و تربیت این گروه‌های سنی است.
شاعران و نویسندگانی که قـادرند نـوع نـگاه، قوه ادراک، احساس‌ها و عوالم خاص‌ کودکی‌ و نـوجوانی خـود را به‌خوبی به یاد بیاورند،1موفق‌ترین نویسندگان کودکان‌ و نوجوانان‌اند. کسانی که دارای ارتباط نزدیک با فرزندان خود یا-به اقتضای شغلشان-با دیگر کودکان و نوجوانان‌اند نیز، می‌توانند بـا‌ اسـتفاده‌ از‌ تـجربه‌هایشان در این امر،داستان‌ها یا شعرهای موفقی برای این گروه‌های سـنی‌ پدید‌ بیاورند. در غیر این صورت، با مطالعه کافی روانشناسی کـودکان و نـوجوانان، باید ایـن کمبود خود را‌ جبران‌ کنند.
هرچند، بهترین نویسندگان و شاعران این عرصه، کسانی هستند کـه علاوه بر توانایی یادآوری ارادی دوران کودکی،ی ا‌ دارا‌ بودن‌ تجربه ارتباط نزدیک با کودکان و نوجوانان، با مطالعه‌ی روانشناسی و اصول تعلیم و تربیت‌ خاص‌ ایـن سـنین، دانش خـود را در این زمینه، عمق و ارتقا می‌دهند.
پیش‌تر اشاره شد‌ که‌ نزدیک‌ به چهارده قـرن پیـش، رهبران اسلام،بیست‌ویک سال نخست عمر به سه دوره مجزّا‌ با‌ خصوصیت‌های متفاوت تقسیم کردند و در مورد نوع رفـتار بـا هـریک از این مقاطع‌ سنی، توصیه‌هایی‌ ویژه‌ فرمودند.
روانشناسان غربی نیز، از چند دهه پیش، تقسیم‌بندی‌ای تقریباً مـشابه، در مـورد دوران مـذکور انجام دادند.
این‌ تقسیم‌بندی‌ عبارت‌اند از: (مقطع شش سال اول عمر)،خردسالی(شش سال اول عمر)،مقطع کودکی(دوره دبستان2)،مقطع نوجوانی‌ (دوره راهـنمایی‌ تـحصیلی و بخشی از دبیرستان3)، مقطع جوانی«حدوداً از هیجده سالگی تا ابتدای دوره میان‌سالی). آنان،همچنین، با مطالعه‌های تجربی‌ بسیار،‌ خصایص‌ ذهنی، روانی و جـسمی ایـن مقاطع را، به شکل جزئی و تفصیلی، شناسایی و دسته‌بندی‌ کردند. این اطلاعات، در فصل اول همین کتاب آمـده اسـت. به هـمین سبب،از تکرار آن‌ها در این بخش، خودداری‌ می‌شود. با‌ این حال، ذکر چند نکته کلی در این باره، ضروری است.
نـخست ایـنکه: هر اثر‌ ادبی‌ ویژه کودکان و نوجوانان، معمولاً حول مسائل، مشکل‌ها‌ و ماجراهای‌ مرتبط با یک یـا چـند قـهرمان کودک‌ یا‌ نوجوان دور می‌زند .اما هر اثر ادبی با این ویژگی، لزوماً در زمره ادبیات«خاص” کودکان‌ و نـوجوانان نـمی‌گنجد. بلکه بسته به‌ نوع نگاه نویسنده به‌ موضوع‌ و قهرمانانش، و نحوه ارائه آن‌ها، ممکن است‌ از‌ مقوله «ادبیات بـرای کـودکان و نـوجوانان»، «ادبیات درباره کودکان و نوجوانان» «ادبیات‌ خطاب‌ به کودکان و نوجوانان»یا «ادبیات کودکانه‌ و نوجوانانه نما»باشد. ادبیات«برای»کودکان‌ و نـوجوانان، هـمان مـقوله‌ای است که‌ ما‌ در سرتاسر این نوشته، به ‌اختصار،از آن به‌عنوان ادبیات«کودکان و نوجوانان» ، و دربـاره‌ خـصایص‌ آن توضیح داده‌ایم. به‌عبارت‌دیگر،ت نها‌ نوع‌ ادبیات‌ ناب و واقعاً‌ ویژه‌ی این مقاطع سنی،همین ادبیات‌ است.
ادبیات«خطاب»به کودکان و نـوجوانان، معمولاً جـنبه تعلیمی و خطابی آشکار دارد؛ و غالباً از نوعی صراحت‌ برخوردار‌ است. در این ادبیات، شاعر یا نـویسنده، حضور خـود‌ را‌ پنهان نمی‌کند.‌ بلکه‌ آشکارا، از‌ موضعی بالا(موضع یـک بزرگ‌سال‌ صـاحب علم و تجربه بیشتر) و منظر(زاویه و ارتفاع نگاه)یک مـربی و مـعلم بزرگ‌تر،به آموزش‌ دینی،اخلاقی‌ یا اجتماعی مخاطبان کم سن و سال‌ خود،‌ یا‌ انتقاد‌ از کـارها و رفـتارهای‌ نادرست برخی از آنان می‌پردازد. این نـوع آثـار مکتوب از گـذشته‌های دور، در ادبـیات مـا رایج بوده‌اند.اندرزنامه‌های باقی‌مانده‌ از‌ قبل‌ از اسلام، نمونه غیرادبی یا کمتر ادبی‌ این‌ نوشته‌هاست. آثار‌ ادبی‌ پس‌ از‌ اسلام خطاب به کودکان و نـوجوانان، بیشتر در قـالب شعر و نظم هستند و در صورت داشتن زبـان ساده و بیان جذاب می‌توان به‌عنوان نوعی ادبیات درجه دو، مطالعه آن‌ها‌ را بـه گروه سنی مخاطب، توصیه کرد.
ازجمله نمونه‌های قدیمی این ادبیات، می‌توان به بخش آغازین مـنظومه«لیلی و مـجنون»،اثر نظامی گنجوی اشاره کردکه در آن شاعر، فرزند در آستانه بـلوغ خود را نصیحت‌ کـرده‌ است:
“ای چـارده ساله قرّه العین‌ بـالغ نـظر علوم کونین! آن روز که هفت‌ساله بودی، چون گل به چمن،حواله بودی، و اکنون که بـه چـارده رسیدی‌ چون سرو،بر‌ اوج‌ سر کـشیدی، غـافل منشین،نه وقـت بـازی اسـت‌ وقت هنر است و سـرفرازی است‌ دانش طلب و بزرگی آموز تا به‌نگرند،روزت از روز. نام‌ و نسبت به خردسالی است، نسل‌ از‌ شجر بـزرگ خـالی است. جایی که بزرگ بایدت بـود، فـرزندی مـن،نداردت سود.”
“چـون شـیر،به خود سپه شـکن بـاش، فرزند خصال خویشتن باش. دولت طلبی،سبب نگه‌ دار، ‌ با خلق خدا،ادب نگه‌ دار. ‌ آنجا که فسانه‌ای سگالی‌ از ترس خـدا،مباش خـالی. وان شـغل طلب ز روی حالت، کز کرده،نباشدت خجالت. گر دل دهی ای پسـر بـدین پنـد، از پنـد پدر،شـوی بـرومند. گرچه سر سروریت‌ بینم، ‌ و آیین سخنوریت بینم، در شعر مپیچ و در فن او چون اکذب اوست،احسن او. زین فن،مطلب بلند نامی‌ کان ختم شده است بر نظامی. نظم ارچه به مـرتبت بلند‌ است‌ ‌ آن علم‌ طلب،که سودمند است.4”
امیر خسرو دهلوی نیز،هنگام سرودن «لیلی و مجنون»،همین کار را در ارتباط با پسر‌ خود کرده است. در«بوستان» سعدی هم،شاهد حکایتی منظوم از این سنخ هستیم. در‌ صدر‌ مشروطه‌ نیز، چند مـنظومه از ایـن نوع، سروده شد. برخی از منظومه‌های موجود در کتاب‌های درسی دوره ابتدایی تا دو-سه دهه‌ی ‌‌پیش‌ کشور هم، «خطاب»به کودکان و نوجوانان بود. یکی از آن نمونه‌ها این بود:
“هان‌ ای‌ پسر‌ عزیز دلبند، بشنو ز پدر نصیحتی چند: می‌باش بـه عـمر خود سحرخیز وز خواب سحرگهان‌ بپرهیز! از یاد مبر تو شست‌وشو را، پاکیزه بشوی دست و رو را.”
منظومه ذیل، در سال 1335‌ یا‌ 1336، «خطاب»به کودکان چاپ‌شده است:
کودک ای غنچه بستان وجـود، ای تـو سرسبزی از این چرخ کبود! تـا بـرآری تو نوا،بلبل‌وار گل شادی بدهد همچو بهار. لفظ تو دلکش و زیبا‌ و ملیح. روح‌بخش همه عالم،چو مسیح.(گنجور، نظامی؛ بخش 22)5
دو نمونه از ناب‌ترین و دل‌نشین‌ترین شعرهای«خطاب»به کودکان و نوجوانان، که در ضمن اثـباتگر ایـن نکته است که ادبـیات«خطاب»به کـودکان و نوجوانان نیز می‌تواند برای‌ ابن‌ گروه‌های سنی قابل‌استفاده و جذاب باشد،مربوط به محمود کیانوش،شاعر معاصر است یکی از این دو شعر،«گل‌های باغ زندگانی»نام دارد:
فرزندهای نازنینم، گل‌های باغ زندگانی! خوانندگان شعرهایم‌ در کودکی و نـوجوانی! ‌ هـرگز نخواهد شد عزیزانم، یاد شما،هرگز فراموش!6
نام دومی«دارم حکایت‌های دیگر» است:
غیر از حکایت‌های شیرین، دارم حکایت‌های دیگر. می‌گویم آن‌ها را همیشه، یک‌طور دیگر،جای دیگر. آنجا منم،یعنی کیانوش، ‌ دور‌ از شما با دردهایش. در حرف او معنای دیـگر، آهـنگ دیگر در صدایش(دامغانی،1373: 55)7
ادبـیات«درباره»کودکان یا«درباره کودکی»نیز سلیقه طولانی در تاریخ ادبیات ایران جهان دارد. در این نوع آثار هم،جایگاه‌ نویسنده،معمولاً‌ در‌ بالاست؛و خواننده، داستان یا شـعر را، از‌ زبان‌ انسان‌ بزرگ‌سالی می‌خواند که اگرچه ماجراهای زمان کودکی یا نـوجوانی خـود را روایـت می‌کند، اما از خلال این بیان،تجربه‌های سالیان دراز زندگی پشت‌ سر‌ و جهان‌بینی و طرز فکر پخته او،به خوبی قابل‌تشخیص‌ اسـت. راوی،اصراری ‌ ‌در پنـهان ساختن اینکه، در بزرگ‌سالی مشغول تعریف ماجراهایی از دوران کودکی خود است، ندارد.کوششی نیز در پایـین‌ آوردنـ‌ ارتـفاع‌ نگاه خود به مسائل تا سطح نگاه کودکان یا نوجوانان، به‌ خرج نمی‌دهد. او، همچنین، جز در نقل‌قول‌های مستقیم کودک یا نوجوان قهرمان،به‌هیچ‌وجه خود را ملزم به رعایت ساده‌نویسی‌ و تبدیل‌ نـثر اثر به زبان مـناسب کـودکان یا نوجوانان نمی‌کند. بلکه در‌ این‌ مورد،نثر و گفتگوها،کاملاً بزرگ سالانه است.هرچند برخی شاعران یا نویسندگان،ممکن است به سبب آنکه به‌اشتباه تصور‌ می‌کنند‌ اثرشان‌ برای کودکان و نوجوانان است،در این‌گونه آثار خود، از اصول«ساده‌نویسی»برای ایـن گروه‌های سنی،پیروی‌ کنند.
در‌ آثار«درباره»کودکان،از سوی نویسنده یا شاعر،جهت‌گیری تربیتی وجود ندارد. در این نوشته‌ها،چه در موضوع انتخاب‌شده‌ و چه‌ نگارش گفتگوها و توصیف‌ها،احتمال وجود موارد بدآموز و غیر تربیتی،هست.
این، ازجمله، به آن سبب‌ است‌ که هدف نویسنده یـا شـاعر،از پدیدآوردن آن اثر،مطالعه و استفاده بزرگ‌ترهاست؛ تا با یادآوری‌ گذشته‌ها، لذت‌ ببرند،یا‌ از این طریق، نسبت به عوالم خاص کودکان و نوجوانان، آشنایی بیشتر و دقیق‌تری پیدا کنند. به عبارتی، برخی‌ از‌ این آثار صرفاً بیانگر «غم غربت»ناشی از،از دست رفتن یک دوران شاد و خوش‌ از‌ زنـدگی است.
از ایـن نمونه داستان‌ها می‌توان به مجموعه«غصه‌ای و قصه‌ای»نوشته محمود کیانوش،مجموعه«شلوارهای وصله‌دار»از رسول‌ پرویزی،«احمد‌ باید بپرسد»کار حمید گروگان،«کنجکاوی درباره مزه شراب»اثر ابوالقاسم پاینده،و برخی از‌ داستان‌های‌ مجموعه«قصه‌های‌ مجید»،نوشته هوشنگ مرادی کرمانی،که به‌ظاهر برای نوجوانان چاپ‌شده است، اشاره کرد تعدادی از‌ داستان‌های‌ مجموعه‌ «سالیان دور»نوشته محسن سلیمانی هم «درباره»کودکان و نوجوانان است.
شعر«زندگی دوباره»،سروده محمود‌ کیانوش، از‌ زمره همین سنخ آثار است:
ای دوره کودکی،کجایی؟ رفتی و نرفته یـادت از دل. تـا مـحو‌ شوم،نمی‌شود‌ محو آن خاطره‌های شادت از دل. بـا آنـکه تـو رفته‌ای،غم نیست، فرزند‌ من‌ از تو،یادگار است. پاکیزه پدر،رسیده،باشد؛ لبخند پسر،پر‌ از‌ بهار‌ است. از شاعری آن شکوفه نور پرنور‌ شود،ستاره من. من سایه زنـدگانی او، او زنـدگی دوبـاره من.
همچنین،شعرهای«صدای کودکان»و «آیینه‌های‌ کردار»از‌ همین شاعر،یا شعر «مـال تـو،مال‌ من»از‌ شکوفه قاسم‌نیا:
در‌ زمین‌ و آسمان، پیش و پشت و روبه‌رو، ‌ مال تو،مال او؛ خنده‌های کودکان، مال من. نهرهای پرشتاب، چشمه‌های پر‌ از‌ آب، آب رود و آب جو، ‌ مـال تـو،مال او؛ گـریه‌های‌ کودکان، ‌ مال من. دشت و باغ‌ و سبزه‌زار، گل میان شاخسار، رنـگ و رو و عطر و بو، مال تو،مال‌ او؛ ‌ عطر و روی بچه‌ها، مال‌ من.
این‌ شعر از پروین‌ دولت‌آبادی‌ نیز«درباره» کودکان است:
کـودکم بـر روی کاغذ پاره‌ای، خط کشید و خط خود‌ را‌ باز خواند قصه‌ای با شـعر جـان‌ آمیخته‌ ‌ بر زیر‌ لب،آهسته‌ با‌ آواز خواند. سرفرا بردم‌ که شعر او؛ آنچه او ناخوانده درس،آموخته. تا بدانم سـینه طـفل مـرا خود،چه آتش این‌چنین‌ افروخته؟ ‌ زیر لب نام پدر می‌برد و باز، ‌ نام‌ مادر‌ بر‌ زبـان خـویش داشـت. ‌ مهر‌ می‌ورزید و نام این دو را، پیش خود بر روی کاغذ می‌نگاشت: مادرم،من دوست می‌دارم تو‌ را! ‌ ای پدر،تـو،مهربان یـار منی!» سر به کوشش بردم‌ و گفتم‌ به‌ او: ‌ تو،بهار‌ و باغ پربار منی. »( پیک مـعلم و خـانواده،1394؛ ص 22)
آثار«کودکانه یا نوجوانانه نـما»اشعار یـا داستان‌هایی هستند که اگرچه در آن‌ها،به ظاهر،کودکان یا نوجوانان نقشی چشمگیر و اغلب،محوری دارند،ولی درواقـع،درون‌مایه و پیـام اصـلی‌ و زبان و بیان روایت،مطلقاً کودکانه یا نوجوانانه نیست،و بسا که اصلاً قابل‌فهم،و مناسب حـال ایـن گروه‌های سنی نباشد در این آثار،کودک یا نوجوان، تنها وسیله و بهانه‌ای برای‌ طرح‌ یـک مـضمون و انـدیشه مذهبی،عرفانی،فلسفی، اجتماعی،سیاسی یا اخلاقی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه کودکان و نوجوان، کودکان و نوجوانان، کودک و نوجوان، آثار ادبی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه فلسفه ادبیات، نویسندگان، نظریه ادبی، پذیرش مرگ