منابع و ماخذ پایان نامه کمال مطلق، حضرات خمس

دانلود پایان نامه ارشد

عرفا بوده است. لذا بسياري از ايشان از اين نکته غافل نبوده و آن را در آثار خويش بيان داشتهاند.
عرفا بر مبناي اعتقاد به حضرات خمس، انسان را موجودي ميدانند که جامع جميع عوالم وجود است و قواي وجودي او طوري است که اگر به فعليت رسد به مقام خلافت بار يافته و تمام شوون مستخلف عنه جز احديت در او تجلي مييابد. “چون انسان مجمع جميع تعينات و تقيدات است محتجب به تمام حجب هفتگانه ظلمانيه و حجب هفتگانه نوريه که آن ارضين سبع و سموات سبع تاويل است ميباشد.”248 اما براي ظهور اين قوا لازم است هفت مرحله از مراحل و مراتب را سپري سازد که اصطلاحا آن را مراتب سبعه کمال نامند. در اينجا به اجمال بدان اشاره ميشود.
2ـ 5ـ 5ـ 1. مرتبه جمادي
اولين صورتي که هيولاي اولي را از حالت ابهام بيرون آورد حالت جمادي است. انسان که مرکب از جسم و روح است گرايش و محبت وي به دنيا امري بديهي است.”وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا”249
او به جهت وجود مادياش همت خود را به دنيا و طبيعت مصروف ميدارد.”إِنَّ الرَّجُلَ خُلِقَ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِنَّمَا هِمَّتُهُ فِي الْأَرْض‏”250 انسان با غفلت از رهنمودهاي الهي به سمت امور مادي تمايل داشته و اسير مشتهيات نفساني خويش است. ملک را بر ملکوت ترجيح ميدهد، چرا که در نشئه مادي سکونت دارد و جز اين از وي متوقع نميباشد. از اين جهت سيرت انسان در همان صورت جمادياش ظهور و تجلي دارد و در سير طبيعياش اگر اهتمام نورزد جنبه ملکوتياش به بار نمينشيند. چنين انساني از نگاه قرآن همانند سنگ يا شديدتر از آن است. ” فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَة” .251
و در انديشه امام اين انسان در دام شيطان است و تمام اين آيات الهي بر او قابل انطباق است “أولئك كالأنعام بل هم أضلّ در شأن او وارد شده، فهى كالحجارة أو أشدّ قسوة درباره قلوب قاسيه بشر نازل گرديده است‏”252 فرداي قيامت نداي چنين انساني اين است که اي کاش خاک بودم و روح انساني در من دميده نميشد.” يا لَيْتَني‏ كُنْتُ تُرابا” 253 لازم است انسان در مسير سلوک انساني با راهنماييهاي تعاليم الهي، اين مرحله از حيات جمادي را اماته نمايد و با موت آن به حيات نباتي دست يابد.” وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتا”254 امام در وجه تسميه اين مرحله چنين ميفرمايند:
“مرحله جمادي را از اين جهت اولين مرحله نامند که هيولاي اولي در غايت ابهام بوده و پهنه عالم طبيعت را فرا گرفته است و صورت جسم مطلق به او مى‏رسد و چون با اين صورت نمى‏تواند جلوه‏گر شود مگر اينكه به صورت جسم خاصى درآيد؛ لذا هميشه با صورتى از صور جمادى‏ و نباتى و حيوانى و انسانى متحد مى‏شود كه صورت انسانى آخرين مرتبه‏ طبيعت بوده و سير عالم طبيعت به اين مرتبه ختم مى‏شود.”255
اين مرتبه را نخستين گام سير تکاملي انسان در مراتب هستي و کمال دانستهاند به اين معنا که چون جماد نخستين مرتبه تحقق او در خلقتش بود پس بايد تمام همتش را مصروف ميل به آن نمايد بلکه لازم است از اين مرحله بگذرد و يک گام به پيش بگذارد. “پس بر انسان بيدار كه ايمان به عالم آخرت دارد، لازم است كه با هر حيله و رياضتى است، خود را علاج كند و از اين رذيله خبيثه قلب را پاك و پاكيزه كند.”256
2ـ 5ـ 5ـ 2. مرتبه نباتي
انسان در اين مرحله تمام اهتمامش مصروف زينتهاي لذت بخش دنيا و فريفته تنوعات متلون طبيعت است چون گستره طبيعت متفرش به رنگهاي متعدد و مختلف است”وَ ما ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُون”257 او به جاي تذکر و تفکر در آن با زيباييهاي دنيا خو کرده و از سير کمال باز ميماند، خداي سبحان با ايجاد چنين فضايي براي او زمينه رفع حاجاتش را فراهم نموده و در ضمن تمهيدات ابتلا و امتحان او را مهيا ساخته ولي انسان غافل از اغراض واقعياش در همان مرتبه خود را منحصر ميسازد. ” إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً .”258 از نگاه عرفا استفاده بهرهمندي از سراچه زيباي دنيا امري بسيار منطقي و بجاست وليکن همين مظاهر زيبا، بزرگترين کمين گاهست. کسي که در طريق کمال است از اين امر آگاه است که ظواهر دنيا بزرگترين دامگاه است و توجه به آن مطابق ميل و هواست و موجب انحراف انسان از خداست. سخن موساي کليم خطاب به خداي حکيم اين است که خدايا تو به فرعون و پيروانش مال و زينت دادي و توجه به اين تزيينات و اموال، آنان را از مسير انساني منحرف ساخت و اقدام به گمراهي ديگران نمودند پس اموال ايشان را نابود و قلوبشان را قسي گردان تا ايمان نياورند و در طريق کمال قرار نگيرند و به عذاب دردناک مبتلا گردند .” وَ قالَ مُوسى‏ رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زينَةً وَ أَمْوالاً فِي الْحَياةِ الدُّنْيا رَبَّنا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى‏ أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ فَلا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَليم” 259 بر سالک لازم است که در طريق سلوک اين وصف فرعوني را در نفس خويش زايل و ضمن استفاده از حيات نباتي بايد خود را از اسارت آن آزاد سازد تا بتواند به مرحله بالاتري که حيات حيواني است دست يابد چه اين که بسياري از افراد انساني در اين مرتبه از حيات متوقف شده و نتوانستهاند از آن فراتر روند؛ يعني افرادي هستند که زندگي آنان در حد نبات و گياه است و اوراق انساني در کتاب حياتشان سياه است.
استدلال امام اين است که شيئيت شي به صورت آن است به طوري که اگر بتوانيم صورت را از ماده جدا کرده و بدون ماده نگه داريم شي به شيئيت خود باقي است و شخصيت و حقيقت خود را از دست نخواهد داد. مثلا اگر اين صورت انسانى را نه اين هيكل بلكه آن فصل اخير و نفس ناطقه كه انسانيت متقوم به اوست و صورت انسان به آن قائم است از اين جسم و ماده جدا كرده و اين لباس را از تن اين ماده خلع نماييم و بر نبات بپوشانيم، همان نبات انسان خواهد بود، گرچه خود نبات ترقى کرده و صورت انسانى پيدا مى‏كند و فعلًا هم صورت انسانى متعلق به جسم نباتى است و لكن مراد ما اين است كه اگر فرضاً نباتى كه در مرتبه نباتيت واقف است مدرك كليات باشد و نفس ناطقه مدركه كليات پيدا كند، انسان خواهد بود و الّا آن نباتى كه در مرتبه‏ نباتى‏ وقوف نداشته و از اول در سير و طريق منزل انسانى است، همان نبات است كه صورت حيوانى و بعد صورت انسانى پيدا مى‏كند.260
2ـ 5 ـ 5 ـ 3. مرحله حيواني
اين مرحله از حيات، سختترين مرتبه وجودي انسان است زيرا که او گرفتار دو قوه غضب و شهوت است. اين دو قوه که در وجودش خلجان دارد او را به بهيميت و سبعيت ميکشاند و در حيز حيوانات قرار ميدهد.” مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ غَضَبُهُ وَ شَهْوَتُهُ فَهُوَ فِي [مِنْ‏] حَيِّزِ الْبَهَائِم‏.”261 آدمي بايد بداند که اين قوا دشمن عقل اويند و اگر فرصت يابند بر عقلش غالب گشته و آدميت را از سرش ميرانند وليکن او غالبا از اين امر غافل است. در روايات وارد شده است که دشمنترين دشمن انسان غضب و شهوت او است. “أَعْدَى عَدُوٍّ لِلْمَرْءِ غَضَبُهُ وَ شَهْوَتُهُ.”262 هيچ عاملي چون هواي نفس و قوه غضب مانع کمال او نيست و به همين خاطر در روايات ماثوره هيچ فتنهاي را بالاتر از آن ندانستهاند. ” لَا فِتْنَةَ أَعْظَمُ مِنَ الشَّهْوَة”263 اين مرتبه از حيات بالاتر از حيات جمادي و نباتي است و براي نيل به اين مرحله نياز به جهاد است اما به راستي اين مرتبه هم همه حقيقت حيات نيست.
معناي آيه نيز همين است که ميفرمايد: ” وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسي‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّي…” 264 توجه به حقيقت هستي انسان را به بالا سوق ميدهد و غفلت از کمال مطلق او را به انحطاط ميکشاند. صعوبت اين مرحله در اين است که تمام عشقهاي کاذب در اين مرحله ظهور و بروز پيدا ميکند. اوج اشتهاي شهوت و شهرت و شعلههاي آتش غضب در ميان ابناي بشر حاکي از همين امر است. بسياري از انسانها در اين مرحله از زندگي سرگرمند و شايد به مرتبه بالاتر نرسيده و با همين حالت از دنيا بروند. اين طايفه در همه ادوار وجود دارند. خداي سبحان خطاب به رسول گرامي اسلام( در باره مواجهه با اين طايفه ميفرمايد: ايشان را رها کن تا به حيات حيواني خود سرگرم بوده و چون حيوانات بخورند و بياشامند و به آرزوهاي خود سرگرم باشند. “ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُون” 265 امام در خصوص اين مرحله از زندگي ميفرمايند: “اگر انسان قدري تامل نمايد ميفهمد که مقصود از اين بساط چيز ديگري است و اين حيات حيواني مقصود بالذات نيست، براي خلقت انسان مقصود ديگري در کار است.”266 توقف انسان در حيات حيواني بزرگترين ظلم به نفس است که غالب افراد از اين ستم در عذابند.
سيد حيدر آملي معتقد است که وقتي قيامت فرا رسد از هر هزار نفر، نهصد و نود و نه نفر قتيلالعبارات و ذبيح سيوف الاشاراتند. “، فانّه إذا بعث ما في القبور و حضر البشر في عرصة الله تعالى يوم القيامة، لعلّ من كلّ ألف تسعمائة و تسعا و تسعين يبعثون من أجداثهم، و هم قتلي من العبارات، ذبائح بسيوف الإشارات.”267 انسان بواسطه انغمار در طبيعت از وجود روحاني خود محجوب است، لذا افکارش در همين بدن ملکي اش محدود است، چنين فردي از مقاصد انساني غافل و براي آن قدمي برنمي دارد و در حيات حيواني به مقصد حيواني مي انديشد.268 انسان در اين مرتبه از خصائص حيوانات بهره دارد و همانند آنان ادامه حيات مي دهد .
2ـ 5 ـ 5 ـ 4. مرتبه انساني
انسان با داشتن قوه عاقله قادر است که مرحله حيواني را با غلبه عقل و خرد بر شهوت و غضب پشت سر گذاشته و به قلمرو انساني گام نهد. دو قوه عقل و شهوت در نهاد انسان دائما در چالشند تا کدامين در ميدان نبرد پيروز گردد ؛ اگر شهوت غالب آيد به حيوانيت گرايد و هرگاه عقل فاتح شود به انسانيت سوق داده شود. عرفا اين مرحله را حد فاصل عالم حيواني و روحاني خوانند که با فروغ عقل روشن است و چنين حياتي را عاقلانه نامند. عقل اگر مشوب به هوا نباشد وتوجه به منادي تقوا داشته و عنايت به افق اعلي داشته باشد مي تواند از مرتبه حيات حيواني گذر نمايد و خود را به عالم انساني رساند.” الْعَاقِلُ مَنْ أَمَاتَ شَهْوَتَه‏” 269معناي حقيقي انسان انس با خداي سبحان است که اين با استمداد از عقل قابل تحقق و امکان است.حداقل حيات انساني حياتي به دور از ظلم و تعدي و عصيان و دارا بودن امنيت و صلح توام با اطمينان است. حيات عقلاني حتي بدون اعتقاد به توحيد و حيات اخروي مي تواند با صلح و سازش و بدون نزاع و چالش همراه باشد ودنياي آرامي را براي افراد فراهم سازد لذا دعوت به عقل در تعاليم ديني بسيار مورد تاکيد قرار گرفته است. بيان امام اين است که:” سزاوار است انسان با پناه بردن به نام هاي الهي از شر و بدي راهزنان معرفت گام به جلو گذارد و به مرتبه انساني راه يابد.”270 البته اسلام اين مرحله را حداقل حيات براي انسان تعريف نموده است چرا که ارزش آدمي بسي برتر از حيات انساني است و اهليت و مرتبت او فراتر از عالم طبيعت است.
2ـ 5 ـ 5 ـ 5. مرحله روحاني
هرگاه انسان عقل معاش خويش را با عقل معاد پيوند زند و در حين ساختن و تحصيل آرامش به دنبال تامين معاد و آخرت خويش هم باشد مي تواند در زمره مؤمنان قرار گيرد و مشمول عبادالرحمن گردد . هر چند عقل معاش، حيات انساني او را تامين مي کند اما متضمن حيات اخروي نيست چرا که او به نداي عقل پاسخ داده است اما روحش را اقناع نکرده است براي اين که به مرحله بالاتري از حيات دست يابد لازم است عبوديت و بندگي اش را تقويت نمايد. از نگاه امام، انسان مادامي که در حجب ظلمانيه عالم طبع قرار دارد و از نورانيت عالم غيب محبوس و محجوب است قادر نيست که گام در عالم روحاني گذارد به همين جهت خداوند در سوره حمد دستور ترقي روحاني و مسافرت عرفاني را مي دهد تا از بيت نفس و خلق خارج مهاجرت کند و به حضور لدي الرب برسد.271 اين قابليت کمال در انسان از نگاه امام امري بديهي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه کمال مطلق، حسن و قبح افعال، حسن و قبح Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه انسان کامل، عالم برزخ