منابع و ماخذ پایان نامه کمال مطلق، حسن و قبح افعال، حسن و قبح

دانلود پایان نامه ارشد

گرديد تا به فراخور استعداد از آن استفاده شود. چنان که در تعبير زيباي رسول خدا( آمده است:” إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ مَأْدُبَةٌ اللَّهِ تَعَالَى فَتَعَلَّمُوا مِنْ مَأْدُبَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا اسْتَطَعْتُمْ، فَإِنَّهُ النُّورُ الْمُبِينُ، وَ الشِّفَاءُ النَّافِعُ تَعَلَّمُوهُ، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُشَرِّفُكُمْ بِتَعَلُّمِهِ.”227
امام خميني در همين راستا ميفرمايد: “و كتاب نازل به رسول خدا( نيز از مرتبه غيب به تجلّى اسم اعظم نازل شده، و از اين جهت، از براى اين كتاب شريف احديّت جمع و تفصيل است و از “جوامع كلم” است، چنانچه كلام خود آن سرور نيز از جوامع كلم بوده. و مراد از “جوامع الكلم” بودن قرآن، يا كلام آن سرور، آن نيست كه كلّيات و ضوابط جامعه بيان فرمودند- گرچه به آن معنى نيز احاديث آن بزرگوار از جوامع و ضوابط است، چنانچه در علم فقه معلوم است- بلكه جامعيّت آن عبارت از آن است كه چون براى جميع طبقات انسان‏ در تمام ادوار عمر بشرى نازل شده و رافع تمام احتياجات اين نوع است، و حقيقت اين نوع چون حقيقت جامعه است و واجد تمام منازل است از منزل اسفل ملكى تا اعلى مراتب‏ روحانيّت و ملكوت و جبروت، و از اين جهت افراد اين نوع در اين عالم اسفل ملكى اختلافات تامّه دارند و آن قدر تفاوت و اختلافى كه در افراد اين نوع است در هيچ يك از افراد موجودات نيست، اين نوع است كه شقىّ در كمال‏ شقاوت و سعيد در كمال سعادت دارد، اين نوع است كه بعضى از افراد آن از جميع انواع حيوانات پست‏تر و بعضى افراد آن از جميع ملائكه مقربين اشرف است، بالجمله، چون افراد اين نوع در مدارك و معارف مختلف و متفاوتند، قرآن به طورى نازل شده كه هر كس به حسب كمال و ضعف ادراك و معارف و به حسب درجه‏اى كه از علم دارد از آن استفاده مى‏كند. مثلا، از آيه شريفه‏ “لَوْ كانَ فيهما آلِهَةٌ الاّ اللَّه لَفَسَدَتا ” در عين حال كه اهل عرف و اهل ادب و لغت چيزى مى‏فهمند، علماء كلام طور ديگر استفاده مى‏كنند، و فلاسفه و حكما طور ديگر، و عرفا و اولياء طور ديگر استفاده مى‏نمايند.”228 در خصوص توجه به نماز که يکي از مهمترين تعاليم اسلام است ميفرمايد که نماز وسيله کمال و سعادت انسان و دواي درد نقايص قلبيه و در حقيقت صورت کماليه انسانيه است که انسان را به معراج وصال و قرب کمال ميرساند.229
به نظر ميرسد که نيل به کمال بدون اتصال به کمال مطلق مقدور نباشد و اتصال به کمال مطلق جز در پرتو انتفاع علمي و عملي از تعاليم آسماني حق مقدور نخواهد بود.
2-5-3. صعود و سقوط انسان
يکي از تمايزات انسان با ديگر موجودات در اين است که انسان به جهت واجديت عقل و اراده و دارا بودن ساحتهاي وجودي، موجودي سيال بوده و در قوس صعود و نزول هيچ حدي براي او وجود ندارد و قرآن کريم بر اين نکته تصريح دارد به همين جهت هم در صدد ستايش بسيار متعالي او بر آمده و هم او را به شدت مورد نکوهش قرار داده است. قرآن هيچ موجودي را لعن نفرمود اما در باره طايفهاي از انسانها فرمود: “إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعيرا.”230 ودر مدح و ثناي مؤمنين فرمود: “الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ طُوبى‏ لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآب. “231 “نِعْمَ الثَّوابُ وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً.”232 امام با توجه به مکتب وحي و با تفطن به صعوبت و پيچيدگي هويت انسان بر اين باورند که انسان هم مولود عالم طبيعت و فرزند اين آب و خاک است که از بدو نشو و نما حب دنيا در قلبش مغروس است233 و هم وليده علم الاسماء است که اگر از عين صافي عقل و رحيق مختوم سيراب گردد، شجره طوبي خواهد شد که: “اصلها ثابت و فرعها في السماء تؤتي اکلها کل حين باذن ربها.”234 پس او ميان نشئه ملک و ملکوت است به يک وجهه اشتغال به اين دنيا و نشئه ملکي دارد و مشغول تعمير اين دنياست و از وجهه ديگر مشغول به نشئه ملکوتي وآخرت است.
در مباحث گذشته گفته شد که ماهيت انسان، محصول پيوند روح آدمي با بدن است که اولي به عالم پاک و دومي به جهان خاک اسناد دارد و به همين علت، ارتباط اين دو پديده غير متناسخ با هم در مدت عمر طبيعي، زمينه تزاحم گرايشهاي عالي و داني را براي انسان فراهم نموده است.
امام به عنوان کسي که بر تعاليم وحياني وقوف داشته و هويت و حقيقت انسان را به خوبي درک نموده معتقد است که دو عنصر اصلي در زندگي انسان زمينه صعود و سقوط لايتناهي را مهيا ميسازد؛ يکي مزاحم و محدود بودن عالم طبيعت و دنيا و ديگر نامحدود بودن اميال و آرزوها. با توجه به اين دو عنصر اگر فرد بتواند خود را تحت تعاليم دين در آورد و نفس خود را تربيت نمايد شخصيتش صعود ميکند و در انسانيت نمادين ميشود و اگر به آرزوها و آمال نفساني توجه کند و مهار آن را در دست نگيرد سقوط ميکند. “اين دنيا دار مزاحمت است و مواد اين عالم از اجراي اراده ما تعصي دارند و ميل و آرزوي ما نيز محدود به حدي نيست مثلا قوه شهويه در انسان طوري است که اگر زنهاي يک شهر به فرض محال به دست او بيايد باز متوجه زنهاي شهر ديگر است. در قوه غضب هم اينگونه است که اگر يک مملکت نصيبش شد و مالک الرقاب مطلق شود متوجه مملکت ديگر است.”235 راز اين نکته بر آنان که از معرفتشناسي و جهانشناسي ديني برخوردار باشند پنهان نيست چون هرکس با خود خلوت نمايد و اعمال و ملکات و اميال و آرزوهايش را لحاظ نمايد براي او کشف خواهد شد که اين امر علاوه بر قرائن و شواهد متعدد و اثبات آن در علوم عاليه با ادني تاملي براي هر فرد روشن است. خاصيت روح همين است که ماده نيست تا حدي براي او تعريف گردد.
2-5-4. مناطات صعود و سقوط
با توجه به اصالت روح و تابعيت جسم از او ، ظهورآثار غير متناهيه از انسان امري بديهي است با اين اعتقاد بايد به معيارهايي هم ملتزم شد که برخي از آنها عبارتند از:
الف) همه اعضا و جوارح معلول و تابع روح انسانند اگر روح قوي باشد باکي نيست از اين که جسم رنجور و ملول باشد. سالم نگه داشتن روح مقدم بر سلامت جسم است و اسلام به سلامت و قداست هر دو تاکيد دارد. ملاک صعود در اجتناب از رواجس جسم و جان و طهارت نفوس است.
ب) چون روح مجرد است و جسم مادي لذا روح حالت دوام و بقا دارد و جسم حالت نابودي و فنا. اموري که به جسم و امور مادي تعلق دارند نظير ثروت و قدرت و شهرت و عناوين اعتباريه که غالبا انسانها از آنها لذت ميبرند حالت فناپذيري داشته و مناط سعادت نخواهند بود چه اين که همه اينها انسان را هنگام مرگ رها ميکنند و او بايد با دست خالي از اين جا سفر کند. پس قهرا امتياز انسان به امور يادشده نميباشد بلکه ميزان نزاهت و طهارت نفسانيه و امور باطنيه است.236
ج) تمام فضايل و رذايل اخلاقي و حسن و قبح افعال از روح و باطن است؛ اگر روح متعالي گردد صدور افعال نيکو و متعالي است و اگر روح از تعالي باز داشته شود اعمال و افعال، شنيعتر از رفتار حيواني است. خبث سيره از خباثت سريره است و حسن سيره از قداست باطنيه است. رسول خدا( به اميرمؤمنان( ميفرمايد: ” يَا عَلِيُّ مَا مِنْ عَبْدٍ إِلَّا وَ لَهُ جَوَّانِيٌّ وَ بَرَّانِيٌّ يَعْنِي سَرِيرَةً وَ عَلَانِيَةً فَمَنْ أَصْلَحَ جَوَّانِيَّهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَرَّانِيَّهُ وَ مَنْ أَفْسَدَ جَوَّانِيَّهُ أَفْسَدَ اللَّهُ بَرَّانِيَّه‏”237 از کوزه همان برون تراود که در اوست. ” قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِه.”238 اين نکتهاي است که امام بدان تاکيد دارند.239
د) گاهي ظواهر اعمال چندان تمايز و اختلافي با هم ندارند اما روح يک عمل با عمل ديگر متمايز است آن چه عمل انسان را بالا ميبرد روح عمل است همراه با حسن ظاهر آن، برهمين اساس علماي علم اخلاق معتقدند که نيت فاعل در طهارت باطن تاثيرگذار است ولو عمل محقق نگردد و فعل صادر نشود چرا که حسن اثر يا سوء آن در نيت است دائر مدار نيت است نه تحقق آن در خارج. “و نيّت برتر از عمل است. آگاه باش، همانا نيت‏ عمل‏ است. “قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى‏ شاكِلَتِهِ ” (بگو هر كسى عمل مى‏كند بر شكل خود) يعنى بر نيت خود.”240
ه) هرگز نهاد ناآرام بشر با تامين نيازهاي مادي آرام نميگيرد و عطش او را فرو نميکاهد بلکه زيادهخواهي و افزونطلبي او را زيادتر ميکند اهتمام افراطي در امور مادي حرص و ولع در نهان آدمي را تشديد و در نهايت انسانيت را در او مسخ و شخصيت او را قلب ميکند. “بدان كه همانطور كه اين قواى ثلاثه (قوه واهمه و قوه شهويه و غضبيه) طرف افراط آنها، مُفسد مقام انسانيت است، و انسان را گاه از حقيقت انسانيّت و گاه از فضيلت انسانيّت خارج كند، همانطور طرف تفريط و قصور آنها نيز، از مُفسدات مقام انسانيّت و از رذايل ملكات به شمار مى‏رود.”241 پس ترفيع امور مادي و تصعيد امور جسماني نشان صعود مقام انساني نيست بلکه حاکي از انکسار شخصيت آدمي است.
و) يکي از ملاکات اصلي صعود انساني، مصبغ نمودن امور به صبغه الهي و توکل بر ذات ربوبي است. الله است که مستجمع جميع صفات است و تکفل او از شائبه هر نقصي پاک است، آن که متکفل است انسان را از اسفلالسافلين و دوزخ به جايگاه کرامت باز گرداند و به نور رساند و از راهزنان انس و جان امان دهد خداست.” اللَّهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور”242. از اين رو سالک با استعانت از لفظ “يا الله” و “اللهم” ميخواهد که ذات ربوبي او را از گزند هرگونه شياطين حفظ نمايد. “و چون صبح افتتاح اشتغال به كثرات و ورود در دنيا است و با مخاطره اشتغال به خلق و غفلت از حق انسان مواجه است، خوب است انسان سالك بيدار در اين موقع باريك براى ورود در اين ظلمتكده تاريك به حق تعالى متوسّل شود و به حضرتش منقطع گردد. و چون خود را در آن محضر شريف آبرومند نمى‏بيند، به اولياء امر و خفراى زمان و شفعاء انس و جان، يعنى رسول ختمى ( و ائمّه معصومين(، متوسّل گردد و آن ذوات شريفه را شفيع و واسطه قرار دهد. و چون براى هر روزى خفير و مجيرى است، پس روز شنبه به وجود مبارك رسول خدا(، و روز يكشنبه به حضرت امير المؤمنين (، و روز دوشنبه به امامان همامان سبطان(، و روز سه شنبه به حضرات سجّاد و باقر و صادق(، و روز چهارشنبه به حضرات کاظم و رضا و تقي و نقي(، و روز پنجشنبه به حضرت عسکري( و روز جمعه به ولي امر( متعلق است.”243 انسان هر آن در معرض سقوط و طغيان است و تنها نگهبان او خداي سبحان است، با مدد الهي، صعود و رستگاري حاصل ميشود و بيعنايت او مقدمات سقوط فراهم ميشود. آنکه در زندگي به خدا جفا کرد و به هوا عنا کرد بدبختي خويش را امضا کرد. ” قالُوا رَبَّنا غَلَبَتْ عَلَيْنا شِقْوَتُنا وَ كُنَّا قَوْماً ضالِّين”244 به همين جهت امام، عنايت به حق را مناط سعود و صعود و دوري از حق را معيار سقوط و هبوط ميداند.
2-5-5. مراتب کمال انسان
سير کمال انسان يکي از مباحث مهم انسانشناسي پس از تبيين معناي کمال حقيقي است. اين امر بديهي است که کمال انسان همانند کمال ساير موجودات ثابت و يکنواخت نيست بلکه داراي درجات و مراتب است و هر فرد از افراد انساني بر حسب همت و تلاش خويش به مرتبهاي از آن دست مييابد و ديگر اين کمال انسان، امري اختياري است. چرا که انسان چون مقصود اولي و غايت القصواي همه عوالم هستي است و اسرار الهيه و معارف حقه در او متجلي است. لذا مستعد برترين جايگاه براي خلافت الهي است. “ان کل انسان مستعد لقبول استعداد ما يکون به نبياّ و رسولاّ و خليف?ّو ولياّ و مؤمناّ و هذه کلها مراتب يکون فيها کمال العبد ونقصه.”245
به همين جهت گفته شد که براي مؤمنين در بهشت بر اساس اعمالشان در دنيا درجاتي است. “أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ “246 ” هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّه “247 اين تعبير از جانب خداوند متعال ميرساند که نفوس انساني حالت ثبات نداشته بلکه داراي مراتب تشکيکي و قابل ارتقا است و به مقدار عزم و اراده و اهتمام در امور مدارج قادر است مراتبي را طي مينمايد. اين که انسان چه مراتبي از کمال را بايد طي نمايد تا به غايت انسانياش نائل شود يکي از مهمترين دغدغههاي حکما و

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه شناخت انسان، انسان کامل، کمال مطلق Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه کمال مطلق، حضرات خمس