منابع و ماخذ پایان نامه کارآفرینی، مزیت رقابتی، ارزش افزوده

دانلود پایان نامه ارشد

استفاده از واژه عملکرد به وسیله محققان بسیاری از سازهها را در بر میگرفت که جنبههای گوناگونی از عملکرد را ارزیابی میکردند. اکثریت معیارهای عملکرد به هشت معیار عملکردی مرتبط میشود که اثربخشی، رشد و سود متداولترین ابعاد بررسی شده میباشند. به هر حال، هیچ اتفاق نظری در تحقیقات کارافرینی در مورد انتخاب یک مجموعه از معیارهای مناسب برای ارزیابی عملکرد سازمانی وجود ندارد. با توجه به طیف متفاوتی از رویکردها و نگرش ها در مطالعه کرافرینی این جای تعجب ندارد. هیچ معیار عملکرد به طور مجزا نمی تواند به طور مناسبی به مجموعهای از سوالات تحقیق پاسخ دهد(مورفی، تریلر و هیل155، 1996). با توجه به افزایش شدید دنیای رقابتی معیارهای عملکردی نوینی همانند رقابتپذیری میتوانند در تحقیقات کارافرینی مورد استفاده قرار گیرند تا درجه موفقیت کارافرینی را در عرصه وسیعتری نشان دهند. در اینجا لازم است تا جهت آشنایی با این معیار عملکرد به طور خلاصه توضیحاتی راجع به آن ارائه گردد.
2-11-3- رقابت پذیری156
رقابت پذیری به اندازهای که سازمان قادر به ایجاد موقعیت قابل دفاع در برابر رقبایش باشد، اشاره دارد (گینیس و والوپرا، 1999). رقابت پذیری از قابلیتهایی تشکیل شده است که به سازمان اجازه میدهد تا خودش را از رقبایش جدا کرده و نتیجه تصمیمات حیاتی مدیریتی است. مزیت رقابتی میتواند در بسیاری از ابعاد همانند نوآوری، موقعیت بازار، دشواری در کپیبرداری و سفارش انبوه ظاهر شود(بیرد و ترنر، 2001 به نقل از چوانگ157، 2004). ادبیات تجربی در شناسایی قیمت/هزینه، کیفیت، تحویل و انعطاف پذیری به عنوان قابلیتهای مهم رقابتی موافقند. علاوه بر این، مطالعات اخیر رقابت زمان محور را به عنوان اولویتهای مهم رقابتی در نظر گرفتهاند. تحقیقات انجام شده به وسیله استاک(1988)، وسی(1991)، هندفیلد و پانزی(1995)، کسلر و چاکراباتی(1996) و ژانگ(2001) زمان را به عنوان منبع مزیت رقابتی در نظر گرفتهاند. بر اساس ادبیات قبلی، کافتروس و دیگران(1997) چارچوب تحقیقی را برای مزیت رقابتی تعریف کردهاند و پنج بعد زیر را معرفی نمودهاند: قیمتگذاری رقابتی، قیمتگذاری مطلوب، کیفیت ارزشی برای مشتری، تحویل قابل اطمینان و نوآوری محصول. این ابعاد به وسیله افراد دیگری همانند تریسی و واندرمبس(1999) و میلر(1990) بیان گردیدهاند. بنابراین بر اساس مباحث بالا میتوان ابعاد سازههای مزیت رقابتی همانند قیمت/هزینه، کیفیت، قابلیت اعتماد تحویل، نوآوری محصول و زمان بازاری شدن را برای تحقیقات کاربردی مورد استفاده قرار داد(لی و دیگران، 2006).

2-12- گرایش کارآفرینانه و تاثیر آن بر عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط
کارآفرینی که به وسیله موریس158 و پاول159، و کوین160 و اسلوین161 توسعه داده شده است، میتواند به عنوان یک عامل انسانی مهم در کسب مزیتهای بینالمللی محسوب شود. کارآفرینی نیروی محرکی است که نقش آن پیدا کردن فرصتهای استفاده نشده در بازار بوده و به دنبال ایجاد تعادل جدیدی در بازار میباشد(النورم و دیگران162، 2007)، و به عنوان یک موتور پیشرفت اقتصادی، ایجاد شغل و اصلاح اجتماع محسوب میشود(آستان و گرول163، 2006). کارآفرینی در دیدگاه شومپيتر 164 بیشتر با ایدههای کسب و کار جدید که ممکن است موجب تغییراتی در ماهیت بازار شود، مرتبط است. همچنین در دیدگاه کیرزنر165 کارآفرینی عبارت از جستجوگری فرصتها، توانایی شناسایی شکافهای موجود در بازار و شناسایی اشتباهات سایر کارآفرینان است.
ميلر(1983) ويژگيهاي شركت كارافرين را اينطور بيان ميكند:” يك شركت كارافرين شركتي است كه در نوآوري محصول بازار درگير ميشود، سرمايه گذاريهاي تا اندازهاي ريسك پذيرانه را تقبل ميكند و اولين كسي است كه با نوآوريهاي پيشتازانه رقبا را تحت فشار قرار ميدهد”. گرايش كارافرينانه رویکردی است که روی نوآوری بازار- محصول و پروژههای ریسکی تاکید داشته و با تمایل به پیشگامی در نوآوری به دنبال کسب برتری بر رقباست(میلر، 1983). ساختار گرایش کارافرینانه که از طریق ابعادی همانند نوآوری، ریسکپذیری، پیشگامی، استقلال و تهاجم رقابتی ارزیابی شدهاند(میلر، 1983؛ کوین و اسلوین، 1989؛ لامپکین و دس، 1996) به عنوان ابزار مفیدی برای ارزیابی رفتار کارافرینانه در سطح شرکت و تاثیر آن روی عملکرد شرکت پدیدار شدهاند. بر اساس مطالعه لامپکین و دس (1996: ص136) : ” شرکتهایی که میخواهند کارافرینی شرکتی موفق داشته باشند باید گرایش کارافرینانه داشته باشند”. گرایش کارافرینانه اغلب در ادبیات کارافرینی به عنوان گرایش شرکتهایی که درگیر فرصتهای جدید هستند، توصیف میشود. تحقیقات روی گرایش کارافرینانه بیشتر روی تعاریف آن، معیارهای آن و ارتباط آن با عملکرد شرکت تاکید دارند. به ویژه، بحث تاثیر گرایش کارافرینانه روی عملکرد در زمینههای گوناگون و برای انواع شرکتها موضوع تحقیقی مهمی را به وجود میآورد(باسو و دیگران، 2007).
رابطه بين گرايش كارافرينانه و عملكرد شركت براي چند دهه مورد بحث بوده است(میلر و فریزن، 1982؛ ساندبرگ و هافر166، 1987؛ ویکلند و شفرد، 2003). اندازه رابطه در بسياري از مطالعات متفاوت ميباشد.
در حالي كه بعضي از مطالعات دريافتند كه كسب و كارهايي كه گرايش كارافرينانه قوي اتخاذ ميكنند عملكردي بهتر از شركتهايي كه گرايش كارافرينانه اتخاذ نميكنند، دارند(کوین و اسلوین، 1986؛ لی و دیگران167، 2001؛ هالت، اسنو و کاندمیر168، 2003؛ ویکلند و شفرد، 2003)، مطالعات ديگري رابطه كمتري را بين گرايش كارافرينانه و عملكرد گزارش دادهاند(زهرا، 1991؛ لامپکین و دس، 2001؛ دیمیتراتوس، لیوکاس و کارتر169، 2004) و يا حتي بسياري از مطالعات رابطه معنيداري را بين گرايش كارافرينانه و عملكرد پيدا نكردهاند(کوین و دیگران170، 1994؛ جورج، وود و خان171، 2001). بنابراين در رابطه بين گرايش كارافرينانه و عملكرد كسب و كار در مطالعات گوناگون تفاوت وجود دارد. همه سازمانها به طور فزایندهای چالشهای مختلفی را در چشمانداز رقابتی امروزی در حال تجربهکردن هستند. محيط كسب و كار چالشي امروزي نيازمند اين است كه شركتها براي رشد و بقا گرايش كارافرينانه داشته باشند. تكنولوژيهاي سريعاً درحال تغيير و چرخه حيات كوتاه محصولات باعث شده است تا شركتها نوآور بوده و ايدههاي جديد و محصولات و فرايندهاي جديدي را توسعه دهند و ريسكهايي را براي مقابله با تغييرات سريع اتخاذ كنند. رقابت فزاينده جهاني و بومي نياز شركتها را براي اينكه پيشتاز باشند و رقابت تهاجمي داشته باشند، بيشتر كرده است. شرکتها میتوانند گرایش کارافرینانه را برای شناسایی و توسعه توانایی و شایستگیهای سازمانی درجهت بدستآوردن مزیت رقابتی و عملکرد فزاینده به کار گیرند. همچنین شرکتها باید قادر باشند از اینکه چگونه در مورد صنایع تفکر کنند و رقبایشان را تعریف کنند، تصوری مجدد را به دست آورند. در محیط متلاطم و آشفته کسب و کار امروزی، شرکتها برای اینکه عملکرد خود را بهبود بخشند نیازمند اتخاذ سبک مدیریتی هستند که گرایش کارافرینانه را به کارگرفته و حمایت کنند(کروگر، 2007).

2-13- صنایع کوچک و متوسط در ایران
هرچند نظريهپردازان كلاسيك بيش از يكصد سال پيش نظريههاي مربوط به بنگاههاي كوچك را مطرح كردند، اما در سه دهه اخير، همزمان با گسترش نفوذ نظريهپردازان نئوكلاسيك اين نظريه در قالب كارآفريني از رونق زيادي برخوردار شده است. با توجه به مزيت صنايع كوچك و متوسط در زمينه ايجاد ارزش افزوده، اشتغالزايي، صادرات و به خصوص نوآوري در فناوريهاي توليد و تجارت و غيره، مطالعه و اتخاذ شيوههاي رقابتيكردن صنايع كوچك و متوسط با فناوريهاي بالا به منظور افزايش توان صادراتي آنها داراي اهميت فراواني است. اخيرا بسياري از كشورهاي جهان به اين امر پي بردهاند كه واحدهاي توليدي كوچك قادرند نقش عمدهاي در اقتصاد ملي ايفا كنند. هر چند موضوع صنايع كوچك و متوسط در جهان سابقه زيادي دارد؛اما متاسفانه در ايران در حوزههاي علمي و سياستگذاري و تدوين سياستهاي حمايتي چندان به اهميت و جايگاه اين بخش پرداخته نشده است و در ساختار اقتصادي كشور از جايگاه مطلوبي برخوردار نيست و اين نه به دليل كوچكي آن بلكه به دليل عدم برخورداري اين صنايع از انواع حمايتهاي مالي، فني و مشورتي از سوي مسئولان ذيربط است. تحقيقات نشان ميدهد صنايع كوچك در ايران در بسياري از شاخصهاي مورد مطالعه فافد مزيت نسبي نسبت به صنايع بزرگ هستند كه اين ناشي از معظلات ساختاري صنعت در اقتصاد ايران است، به نحوي كه صنايع بزرگ از حمايتهاي مالي، فني و قانوني دولت برخوردارند در حالي كه صنايع كوچك از بيشتر اين حمايتها محروماند. اين در شرايطي است كه بيش از 99 درصد بنگاههاي اقتصادي كشور را واحدهاي كوچك و متوسط تشكيل ميدهند .درايران بر پايه نتايج آمارگيري از كارگاههاي صنعتي، اكثر واحدهاي صنعتي جزء صنايع كوچك و متوسط بوده و حدود99.2 درصد آنها كسب و كارهاي كوچك (1تا 49 نفركاركن) هستند، بيش از 63 درصد كل نيروي كار بخش صنعت در اين واحدها كار ميكنند و سهم آنها در ارزش افزوده بخش صنعت كشور بالغ بر 28 درصد ميشود، در حالي كه سهم صنايع متوسط و بزرگ)پنجاه كاركن و بيشتر) كه فقط 8. درصد كل بنگاههاي صنعتي را تشكيل ميدهند، 72 درصد ارزش افزوده است .بديهي است هر گونه برنامهريزي براي توسعه صنعتي و اقتصادي كشور، اشتغالزايي، توسعه صادرات غيرنفتي و نوآوري بدون حمايت و پشتيباني از صنايع كوچك و متوسط ميسر نخواهد شد. در اين پژوهش با توجه به حجم بالاي صنايع كوچك و متوسط در كشور و توان بالقوه اين صنايع در ايجاد ارزش افزوده و صادرات محصولات صنعتي تلاش ميشود تا تاثير گرايش كارافرينانه مديران اين شركتها بر عملكرد آنها مورد بررسي قرار گيرد (موسوی بازرگانی، 1378). این تحقیق در حوزه کسب و کارهای کوچک و متوسط شرق مازندران انجام شده است. در شهركها و نواحي صنعتي حدود سي هزار نفر مشغول به کار میباشند.
در استان مازندران با ايجاد تعداد 26 شهرك، 11 ناحيه صنعتي و بهرهبرداري از تعداد 1149 واحد صنعتي با گرايشهاي صنعتي مختلف و با حجم سرمايهگذاري مبلغ 10616 ميليارد ريال، براي حدود 29633 نفر، اشتغـال فراهم گرديده است. درحال حاضر ، تعداد 977 واحد بهـره بردار در مرحله ساخت و نصب ماشين آلات قرار دارند و با تكميـل و راه اندازي اين واحدهاي صنعتي، ظرفيت اشتغـال به 31400 نفر خواهد رسيد.
ايجاد شهركها و نواحي صنعتي در استان مازندران، زمينه مناسبي براي افزايش توليد و صنعت و ايجاد اشتغال پايدار در منطقه بوده است. افزايش سطح توليد و حمايت از بازار داخلي، زمينه توسعه اقتصادي را فراهم نموده و با كاهش واردات بيرويه و جلوگيري از اتلاف منابع مالي و انساني، شاهد افزايش توليد و ايجاد اشتغال پايدار در اين استان، میباشيم. به همین دلیل این تحقیق سعی دارد. همانطور که بیان گردید، بیشتر کسب و کارهای کوچک و متوسط استان مازندران در شهرکهای صنعتی و به ویژه شرق استان واقع شدهاند که میتوانند نقش مهمی را در اشتغال این استان ایفا کنند. به همین دلیل این تحقیق به بررسی تاثیر گرایش کارافرینانه بر عمکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط شرق استان مازندران بپردازد تا ضمن بررسی سطح کارافرینی در این کسب و کارها، تاثیر آن بر عملکرد آنها را بررسی کند.

2-19- تحقیقات انجام گرفته مرتبط با موضوع تحقیق در داخل کشور
مطالعه ایمانیپور و زیودار
ایمانیپور و زیودار(1387) پژوهشی تحت عنوان “بررسي رابطهی بین گرايش به كارآفريني شركتي و عملكرد (مطالعه موردی: نمايندگيهاي فروش شركت سهامي بيمه ايران در شهر تهران)” انجام دادند. مؤلفههای گرایش به کارآفرینی با توجه به پژوهش هاينونن و كورولا انتخاب شدهاند ودادهها با توجه به ضریب همبستگی اسپیرمن تجزیه و تحلیل شدهاند. نتایج تحلیل آماری نشان میدهد که گرایش به کارآفرینی دارای همبستگی مثبت و معناداری با عملکرد است.
مطالعه اسکندری، حسینی و کلانتری
اسکندری، حسینی و کلانتری(1385) در تحقیقی تحت عنوان”عوامل موثر بر عملکرد کارآفرینانه آموزش عالی کشاورزی و منابع

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ارزیابی عملکرد، سودآوری، سهم بازار Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه گرایش کارآفرینانه، عملکرد شرکت، کارآفرینی