منابع و ماخذ پایان نامه کارآفرینی، عدم اطمینان، استقراض

دانلود پایان نامه ارشد

کردند: 1) سرمایهگذاری در مکانهای ناشناخته، 2) درگیری نسبتاً زیادی از داراییها و 3) استقراض سنگین(بیرد و توماس120، 1985). اولین تعریف دارای مفهوم عدم اطمینان است و ممکن است برای نوعی از ریسک به کار رود که در ادبیات کارافرینی به کار رفته است، همانند ریسک شخصی، ریسک اجتماعی یا ریسک فیزیولوژیکی. در مفهوم مالی ریسک در مفهوم مبادله ریسک- بازده به کار میرود که به احتمال نتایج منفی یا زیان اشاره دارد. شرکتهایی با گرایش کارافرینانه از طریق رفتار ریسکپذیرانه همانند تحمل بدهیهای سنگین یا درگیری منابع زیاد با هدف کسب بازده از طریق قاپیدن فرصتها در بازار کار مشخص میشوند. میتوان بیان کرد که همه تلاشهای سازمانی شامل درجهای از ریسک میباشد به گونهای که معنیدار نیست که در مورد کلمه ” کاملاً ریسکی وجود ندارد” فکر کنیم. طیف رفتار ریسکپذیری از سطح ریسک اسمی یعنی ریسک “ایمن” همانند سپردن پول به بانک تا فعالیتهای با ریسک بالا همانند استقراض سنگین، سرمایهگذاری در تکنولوژیهای بررسی نشده یا آوردن محصولات جدید به بازار جدید میباشد. جدا از این نقطه نظرهای موافق، روشهای ارزیابی ریسک به طور گسترده متفاوت میباشد. برای مثال بروکهاوس(1980) بر روی گرایش ریسک تاکید دارد. سیتکین و پابلو(1992) در مدلشان از ترجیحات ریسک و ادراکات ریسک بحث کردند. مشکل اساسی دیگر بررسی ریسکپذیری افراد به جای شرکتها میباشد. ریسکهای موجود در سطح شرکت نمیتواند به وسیله افراد به کار گرفته شود. عملیاتیسازی ریسکپذیری نیازمند توسعه میباشد. مقیاس مورد قبولی از میلر(1983) وجود دارد که ریسکپذیری را در سطح شرکت به وسیله پرسش از مدیران درباره گرایش شرکت به درگیرشدن در پروژههای ریسکی و ترجیحات مدیریتی برای فعالیتهای جسورانه در مقابل محتاطانه برای دستیابی به اهداف شرکت، ارزیابی میکند. ونکاترامن(a 1989) از رویکرد مشابهی استفاده میکند و از مدیران می-پرسد تا چه اندازه مسیرهای آزمونشده و حقیقی را دنبال میکنند و به دنبال پروژههایی با بازده مورد انتظار معین میباشند(لامپکین و دس، 1996).
بیشتر صاحبنظران، کارآفرین را فردی تلقی کردهاند که مسئولیت ریسک کسب و کار جدید را در قبال به دست آوردن سود بر عهده میگیرد. تحقیقات اخیر نشان میدهد که کارافرینان دارای درجه بالایی از ریسکپذیری نسبت به غیرکارافرینان هستند(فیبل و لاروود121، 1995). این نگرش در مطالعه ساراسواتی، سیمون و لاو122 (1998) تایید شده است که بیان میکنند که کارافرینان برای دریافت ریسکهای حساب شده به عنوان کار روزانهشان تمایل دارند. لامپکین و دس ریسکپذیری را به عنوان ” احساس عدم اطمینان … احتمال زیان یا درآمد منفی .. درگیر ساختن منابع فراوان و استقراض سنگین” تعریف میکنند لامپکین و دس، 1996). سازههای ریسکپذیری به وسیله کوین و اسلوین معرفی شده است که ریسکپذیری را با توجه به “تصمیمات سرمایهگذاری و فعالیتهای استراتژیک در مواجهه با عدم اطمینان” توصیف میکنند(کوین و اسلوین، 1991). سازههای ریسکپذیری همچنین به وسیله آنتونیک و هیسریچ بیان شده است که ریسک را اینگونه تعریف کردند:” احتمال زیان مرتبط با فعالیتهای جسورانه و درگیرساختن منابع در جهت دنبالکردن فرصتهای جدید”(آنتونیک و هیسریچ،2003). کانداولا123 (1977) ریسکپذیری را به عنوان عنصر اساسی مدیریت کارافرینانه میداند. مایلز و اسنو124 (1978) شرکت کاونده خود را به عنوان ریسکپذیر میدانند. دس و دیگران125 (1997) بیان میکنند که استراتژی کارافرینانه منعکسکننده سبک جسورانه، رهبرگونه‌، و فرصتجویانه با عناصر ریسکپذیری و آزمایش میباشد(ژان جون126، 2006 ).
بنابراین تغییر در چشم انداز رقابتی امروزی دائمی و سریع میباشد و تاکید شرکت باید بر شناسایی و بهکارگیری فرصتها باشد(شان و ونکاترامان127، 2000، استراندهولد و کومار128، 2003).دراکر بیان میکند که کارافرینان موفق از تاکید بر روی ریسک اجتناب کرده و بر روی فرصت تاکید دارند. زمینه مدیریت استراتژیک و کارافرینی هر دو بر روی این تاکید دارند که چگونه شرکتها با تغییرات محیطی سازش یابند و اینکه به دنبال استفاده از فرصتهایی هستند که به وسیله عدم اطمینان در ایجاد ثروت ایجاد شدهاند(کروگر، 2007).

2-14-4- پيشگامی129
محققان اقتصاد از زمان شومپیتر بر اهمیت پیشقدمی و پیشتازی در فرایند کارآفرینی تاکید کردهاند. پتروس استدلال میکند که مدیران کارآفرین در رشد شرکتها اهمیت زیادی دارند، زیرا آنها دیدگاه و بینش ضروری برای گسترش و بهرهبرداری از فرصتها را فراهم میکنند. لیبرمن و مونتگومری(1988) بر اهمیت امتیاز اولین حرکتکننده، به عنوان بهترین استراتژی برای سرمایهگذاری تاکید میکنند. پیشقدمی یا پیشبینی و دنبالکردن فرصتها با کارآفرینی ارتباط دارد. این ویژگی کارآفرینی پیشتازی نامیده میشود.
میلر و فریسن بیان میکنند که پیشتازی تصمیمات یک شرکت، با پاسخگویی به این سوال تعیین میشود: ” آیا شرکت محیط خود را با معرفی محصولات، تکنولوژی یا تکنیکهای اداری شکل میدهد یا این که فقط واکنش نشان میدهد؟” اگر چه پیشبینی تقاضای آینده جزء مهمی از کارآفرینی است، ایده اول بودن در بازار چیزی است که به سختی تعبیر میشود. ونکاترامن130 پیشتازی را فرایندهایی میداند که ناظر بر پیشبینی نیازهای آینده همراه با جستجوی موقعیتهای جدیدی است که ممکن است مرتبط با خطوط عملیات موجود و معرفی محصولات و مارکهای جدید پیشاپیش رقبا باشد. بنابراین، یک شرکت پیشتاز به جای اینکه پیرو باشد، رهبر است، زیرا برای دستیابی به فرصتها آیندهنگری دارد حتی اگر همیشه برای انجام کارها اول نباشد.
مفهوم پیشتازی اغلب توجه کمتری از سوی محققان کارآفرینی دریافت کرده است(لامپکین و دس، 2001). دو خصیصه مهم پیشتازی شامل:
رفتار رقابتی جسورانه مرتبط با شرکتهای رقیب(سرآمد رقبا شدن)
تعقیب فرصتهای کسب و کار مناسب
به تلاشهای شرکت برای به دستآوردن فرصتهای جدید پیشتازی گفته میشود. روند نظارتی سازمانهای پیشتاز شامل شناسایی نیازهای آینده مشتریان موجود و پیش بینی تغییرات در تقاضا است که ممکن است منتج به فرصت های سرمایه گذاری جدید گردد. پیشتازی نه تنها مشتمل بر شناسایی تغییرات است بلکه تمایل به عمل روی بینشهایی است که پیشاپیش رقابت وجود دارد. مدیران استراتژیک که پیشتازانه عمل میکنند، چشمانشان را بر روی آینده و دستیابی به امکانات جدید برای رشد و توسعه باز میکنند. بسیاری از شرکتهای پیشتاز به دنبال روشهایی نه تنها برای آیندهگرایی بلکه تغییردادن ماهیت رقابت در صنعتشان هستند. پیشتازی برای ایجاد مزیت رقابتی موثر است، زیرا رقبا را در موقعیتی قرار میدهد تا به پیشگامیهای موثرش پاسخ دهد. مزایایی که نصیب شرکتهای پیشتاز میشود شامل واردشدن به بازارهای جدید، هویت مارک، بکارگیری تکنیکهای اداری یا اتخاذ تکنیکهای عملیاتی جدید در صنعت است.
همانطور که بیان شد شرکتهای پیشتاز به عنوان اولین حرکتکننده131 میتوانند موقعیت رقابتی خود را ارتقاء دهند. دو شیوهای که شرکتها برای پیشتازانه عملکردن استفاده میکنند شامل:
معرفی محصولات جدید یا قابلیتهای فنی پیشاپیش رقبا
جستجوی مستمر محصولات یا ارائه خدمات جدید است(لامپکین و دس،2005).
دس و لامپکین(2001) پیشتازی را دیدگاه رو به جلو برای فرصتیابی132 تعریف کردهاند که در برگیرنده معرفی محصولات یا خدمات جدید پیشاپیش رقبا و پیشبینی تقاضای آینده برای تغییر و شکلدادن به محیط است(کریزر، مارینو و ویوور، 2002).
دوامتياز مهمي كه پيشتازي ايجاد ميكند افزايش دريافت علامتهاي بازار توسط شركت و آگاهي از نيازهاي آشكار و پنهان مشتريان است. شركتهاي پيشتاز با بدستآوردن تجربه و يادگيري در طي زمان حق انحصاري به دست ميآورند، تمايل به هماهنگي بيشتر با تغييرات و روندها در بازار دارند و اينها باعث ايجاد فرصتهايي براي شركت ميشود تا نيازهاي آشكار و پنهان را جلوتر از رقبا برآورد سازند. با پيشبيني و آمادگي براي تغيير، شركتهاي پيشتاز موقعيت بهتري براي به دستآوردن سهم بازار و مشتري دارند و وقتي تغيير سريع اتفاق ميافتد منابع را ميتوانند جلوتر از رقبا تغيير دهد. با انجام اين كار شركتهاي پيشتاز يك گام جلوتر از پاسخگويي رقبا هستند.
پيشتازي در شركتها با تغيير آگاهانه مشخص ميشود؛ يعني فعاليت با استفاده اطلاعات براي ايجاد تغيير نه فقط پيشبيني آن.
شركت پيشتاز محيط را به طور مستمر كنكاش كرده و براي برطرفكردن نيازهاي مشتريان تلاش ميكند، به جاي آن كه نيروهاي خارجي سرنوشتش را هدايت كنند. در واقع پيشتازي قابليت پاسخگويي شركت را متعادل و تمايل به رويارویي با شرايط جديد را ايجاد ميكند(هاگز و مورگان، 2006).

2-9-5- رقابت تهاجمي133
انديشمندان مختلفي مانند دويچ134 و والرند135 تحقيقات گوناگوني در زمينه رقابت و موقعيتهاي رقابتي انجام دادهاند و ميتوان گفت به طور كلي از دو نوع رقابت سخن به ميان آوردهاند:
رقابت مستقيم: رقابت با ديگران
رقابت غير مستقيم: رقابت با يك معيار
در جهان كنوني تقريباً هيچ كس را از فشارهاي رقابتجويي با ديگران گريزي ندارد و به ناچار سعي ميكند نسبت به برآوردن تقاضاها و الزامات زندگي جديد اقدام نمايد.
بسياري از دانشمندان مانند مك ميلان136 و پورتر137 استدلال ميكنند كه موضع جسورانه و رقابتي براي بقاء و موقعيت شركت لازم است. بنابراين رقابت جسورانه پنجمين بعد كارافريني است كه مورد توجه قرار ميگيرد. رقابت تهاجمی اشاره به این دارد که چگونه شرکت به روندهای رقابتی و تقاضاهایی که در بازار وجود دارد، عکسالعمل نشان میدهد(لامپکین و دس، 2001). به طور کلی، رقابت تهاجمی به تمايل شركت در به چالش كشيدن مستقيم و شدید رقبايش براي دستيابي به ورودی يا بهبود موقعيت با هدف برتری جستن بر رقبای صنعت اطلاق ميشود(لامپکین و دس، 1996، ص 148). شكلهاي رقابت جسورانه كه براي شركتهاي جديد قابل دسترس است، شامل اتخاذ تاكتيكهاي غيرمعمول براي به چالشكشيدن رهبران صنعت، تجزیه و تحليل و هدفگيري ضعفهاي رقبا و تمركز روي محصولات با ارزشافزوده بالا است(ووو و کوپر، 1981). همچنین به وسیله حالت تهاجمی قوی در جهت پیروزشدن بر رقبا و یا حالت واکنشى در زمانی که از موقعیت بازاری خود دفاع میکند و یا به طور تهاجمی به یک بازاری وارد میشود که رقیب شناسایی کرده است، توصیف میگردد(لامپکین و دس، 1996، ص 149(
شركتها با يك گرايش جسورانه تمايل به نبرد با رقبا دارند. آنها ممكن است قيمتها را كاهش دهند و سودآوري را فداي دستيابي به سهم بازاركنند يا پيشتازانه براي به دستآوردن ظرفيت بيشتر توليد هزينه كنند(آولونیتیس و سالاوو، 2007).
رقابت جسورانه به عنوان مسير رشد و توسعه شركت، ممكن است دربرگيرنده جسارت براي متعادلكردن نتايج ابعاد ديگر كارافريني مانند نوآوري و پيشتازي باشد.
مديران استراتژيك ميتوانند از رقابت جسورانه براي مبارزه با روندهاي صنعتي كه تهديدكننده بقا يا موقعيت بازارشان است استفاده كنند. دو روشي كه شركتها با رقابت جسورانه موقعيت رقابتي خود را ارتقا ميدهند
شامل:
ورود به بازارها با كاهشدادن شديد قيمتها
كپيبرداري از رويهها يا تكنيكهاي رقابتي موفق
شيوه ديگري كه شركتها براي غلبه بر رقيب استفاده ميكنند مشتمل بر از پيش اعلام كردن ساخت محصولات با تكنولوژي جديد است. اين نوع علامتدهي آنها با هدف جذب مشتريان بالقوه نيست، بلكه براي ديدن چگونگي واكنش رقبا و يا عدم تشويق آنها در ايجاد پيشقدمي هاي مشابه است. در بعضي مواقع اين اعلانات براي ترساندن رقبا است.
رقابت جسورانه هميشه منجر به مزيت رقابتي نميشود. شهرت بعضي رقبا با مديران اجرايي ارشد با جسوريت بيش از اندازه صدمه ميبيند. رقابت جسورانه نوعي استراتژي است كه بيشتر براي تعديل استفاده ميشود. شركتهايي كه جسورانه موقعيت رقابتي ايجاد ميكنند و توانمندانه از فرصتها براي دستيابي به سود استفاده ميكنند، در دوره طولاني توانايي بيشتري براي پايدارساختن مزيت رقابتي خود دارند. البته اگر هدفشان به جاي تلفات سنگين وارد كردن به رقبا، پيشيگرفتن از آنها باشد(دس و لامپکین،

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه عدم قطعیت، کارآفرینی، مزیت رقابتی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه ارزیابی عملکرد، سودآوری، سهم بازار