منابع و ماخذ پایان نامه ژئوپلیتیک، ژئوپلیتیک شیعه، جنگ جهانی دوم، خاورمیانه

دانلود پایان نامه ارشد

مناطق حساس ژئوپلیتیک جهان ساکن هستند. این مسئله قدرتی به آنها بخشیده است که مي‏توانند جهان را با چالش رو به رو کنند. (احمدی، 1390: 36)
در حال حاضر، منافع ملی ایران با ژئوپلیتیک تشیع پیوندی عمیق خورده است. ایران همواره می خواهد در میان شیعیان جهان، به خصوص در عراق نقش آفرینی کند. تحولات اخیر جهانی و منزقه ای، این فرصت را برای ایران ایجاد کرده است. (زین العابدین، 1386: 33 ) یکی از بارزترین تمایزات ژئوپلیتیک ایران، مذهب شیعه است، زیرا ایران هسته اصلی جهان تشیع به حساب می آید؛ به ویژه اینکه منافع ایران در سال های اخیر با ژئوپلیتیک نوین تشیع گره خورده است. (همان، 46)
براین اساس این سازوکار بیش از اینکه تامین کننده منافع ملی واحد‏های سیاسی شکل دهنده آن در مقابله با غرب و اسرائیل باشد، ماهیتاً پیوندی ایدئولوژیک است. بدین سبب از یکسو خالی از تعارضات نبوده و از سوی دیگر بهانه مناسبی برای غرب و اسرائیل در مقابله با بنیادگرایی اسلامی و اعمال سیاست سدبندی محسوب مي‏شود.

2- پیشینه تحقیق:
تحقیقات و آثار موجود و قابل دسترس به دلایل سیاسی و فقدان ظرفیت های پژوهشی توصیف کننده تمامی ابعاد و مولفه های پژوهش حاضر نمی باشد. تنها آن بخش از یافته ها که ژئوپلیتیک شیعه را شامل می شد (از قبیل “ایران، انقلاب اسلامی و ژئوپلیتیک شیعه” اثر عباس اجمدی، “ژئوپلیتیک شیعه” نوشته فرانسوا توال و ژئوپلیتیک شیعه و “نگرانی غرب از انقلاب اسلامی ایران” اثر نفیسه فاضلی نیا) به عنوان داده ها و منابع تحقیق مورد استفاده قرار گرقته است. برای تبیین سایر بخش های پژوهش بویژه پدیده بیداری اسلامی و خصوصاً تحولات سوریه با کمک از یافته های غیر مستقیم و از روش توصیفی و علی استفاده شد است.

1

فصل سوم
روش شناسی تحقیق

مقدمه:
این پژوهش از منظر و نوع هدف، کاربردی است. از اینرو با تحلیل تاریخی و توصیفی و بررسی روابط علی بر بستر فرآیند تاریخی از یک سو و تحولات جاری منطقه خاورمیانه در تواصل، تواتر و توالی با چالش های استقرار نظم نوین بین الملل در پی آن است تا تصویر روشنی برای سیاستگذاران و سیاستمداران در عرصه سیاست خارجی کشور فراهم نماید تا با اتخاذ رویکرد واقع گرایانه در حفظ و تقویت منافع ملی کشور تلاش کنند.

1- روش تحقیق:
در این پژوهش از روش تاریخی– تحلیلی و توصیفی و علی استفاده شد است.

2- جامعه آماری:
به دلیل جاری بودن تحولات در منطقه خاورمیانه و به ویژه سوریه دسترسی به جامعه آماری امکانپذیر نبوده است.

3- حجم نمونه و روش اندازه گیری:
این تحقیق به دلیل وجود موانع برای دسترسی به جامعه آماری دارای نمونه و روش اندازه گیری نمی باشد.

4- ابزار جمع آوری اطلاعات:
در این پژوهش از روش کتابخانه ای جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است.

5- روش تجزیه و تحلیل داده ها:
در این پژوهش از روش تجزیه و تحلیل توصیفی و علی بهره‏گيري مي‏شود.

فصل چهارم
تبیین نظام بين‏الملل پس از فروپاشی کمونیسم و پایان جنگ سرد

مقدمه :
دوره‏اي که از سال 1945 آغاز و تا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ادامه پیدا مي‏کند، به دوره جنگ سرد معروف است. شاخص روابط بين‏الملل در این دوره محور مسکو – واشنگتن است که به عنوان سمبل روابط شرق و غرب در جهان دوقطبی، اساس تجزیه و تحلیل رویدادهای بين‏المللی محسوب مي‏شود. علی رغم پیچیده‏تر شدن روابط و مسائل بين‏المللی در سال‏های دهه 50 و پس از آن، ظهور قدرت‏های منطقه‏اي، پیدایش قدرت‏های نظامی چون چین و قدرت‏های اقتصادی مانند ژاپن و بازار مشترک و نقش فزاینده جهان سوم در امور بين‏المللی، این محور همچنان با وجود ناکافی بودن (به عنوان تنها معیار) به مثابه شاخص مهم روابط بين‏المللی، در این دوره پا برجا ماند.
با فروپاشى نظام دوقطبى و پايان جنگ سرد، يك تحول ساختارى در روابط بين‏الملل پدیدارشد. بدين معنا كه يكى از دو كانون مهم تمركز قدرت سياسى و نظامى متلاشى شد و موجب چرخش سريع توازن قوا به طرف بلوك غرب گرديد. از سوى ديگر، با پايان‏جنگ سرد، تضاد و رقابت ‏بين قدرت‏هاى بزرگ جهانى از حوزه نظامى و تسليحاتى به‏ حوزه اقتصادى و تجارى منتقل گرديد و ژاپن و آلمان، فارغ از چارچوب متقابل شرق و غرب به عنوان دو قطب مهم اقتصادى به سمت ايفاى نقش مستقل سياسى در جهان‏حركت مى‏كنند. به علاوه، تهديدات عليه صلح و امنيت ‏بين المللى در دوران پس از جنگ سرد نيز بيش از آن كه ناشى از خطر بى ثباتى و تنش در روابط قدرت‏هاى بزرگ ‏باشد، از درگيرى‏هاى قومى، نژادى و توسعه نيافتگى سياسى و اقتصادى نشات گرفته‏است. (اسلامی، 1375: 35)

1- استقرار نظام دوقطبی:
تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب در نتیجه حاکمیت دو ایدئولوژی متضاد اقتصادی و سیاسی بود که سال‏ها به طول انجامید و دو کشور آمریکا و شوروی به عنوان محور اصلی در این تقسیم بندی بودند و زمینه‏های پیدایش و تثبیت نظام دو قطبی به مسائل و رویدادهای قبل و بعد از جنگ جهانی دوم و نیز پیامدهای جنگ جهانی اول بر مي‏گردد.
برای درک درست علل و شرایط تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب لازم است تاریخ سیاسی اروپا و آمریکا از جنگ جهانی اول به بعد مورد مطالعه و دقت قرار گیرد. قبل از این تقسیم بندی‏ها در اروپا حکومت‏های پادشاهی با‏ گرایش‏های سرمایه داری حاکم بودند. اما در اثر جنگ‏ها و ناآرامی‏های متمادی و شیوع فقر و بحران‏های اقتصادی زمینه‏هایی فراهم شد تا تفکرات کمونیستی بتواند خود را مطرح کند. در روسیه تزاری کمونیست‏ها یا همان بلشویک‏ها توانستند دست به انقلاب بزنند. انقلاب اکتبر 1917 در روسیه و تشکیل اتحاد جماهیر شوروی، دیگر کشورهای اروپایی را از دو منظر داخلی و خارجی مورد تهدید قرار داد. از نظر روابط خارجی این تهدید متوجه همسایگان هم مرز شوروی مثل لهستان، دولت‏های بالتیک، فنلاند و رومانی که تازه استقلال یافته بودند مي‏شد. از نظر داخلی تهدید شوروی به مراتب بردی وسیع‏تر داشت. زیرا انقلاب کمونیستی که بنا به ماهیت ایدئولوژیک خود و‏گرایش جهانی، نیرویی فرامرزی به حساب مي‏آمد، سرمایه داری را نشانه مي‏گرفت. نام بلشویسم در ردیف خرابکاری و تهاجم لرزه بر جان طبقات حاکم در اروپای غربی مي‏انداخت. شرایط اجتماعی و اقتصادی نیز مناسب تبلیغات کمونیستی بود. زیرا جنگ، شکست، فقر، تورم و بیکاری عواملی بودند که زمینه را برای پرورش کمونیسم مهیا مي‏ساختند. قبل از شروع جنگ جهانی دوم، شرایط فوق اروپا را عملا به دو جناح تقسیم کرده بود. جناح کمونیسم که هر روز بر دامنه خود مي‏افزود و جناح سرمایه داری که به دلیل ترس از کمونیسم هر روز بر سخت‏گيري‏هاي خود علیه کمونیسم و طرفداران آن مي‏افزود. اما با ظهور هیتلر و شروع جنگ جهانی دوم، دیگر کشورهای سرمایه داری شوروی را به عنوان خطر اول فراموش کردند و برای مقابله با هیتلر تمامی نیروهای خود را بسیج کردند. در این زمان شوروی به عنوان پایگاه کمونیسم، خود را بي‏طرف اعلام کرد و حتی با هیتلر قرارداد عدم تجاوز امضاء نمود. اما در سال 1941 هیتلر برخلاف پیمان عدم تجاوز با چهار میلیون سرباز به شوروی حمله کرد و همین مسئله باعث شد کشورهای سرمایه داری برای شکست آلمان زمینه را مساعد ببینند، لذا با همکاری آمریکا و کشورهای سرمایه داری کمک‏های بیشماری برای شوروی ارسال شد. ارتش شوروی نیز با پیشروی در مرزهای آلمان و کشورهای اشغال شده در شرق اروپا، یک طرف منازعه شد و پس از پیروزی متحدین نیز به عنوان یکی از طرف‏های پیروز در طرح ریزی مناسبات آینده جهان نقشی اساسی و بنیادین به خود گرفت، هرچند در طول جنگ اختلافات کشورهای سرمایه داری و کمونیسم نادیده گرفته شد ولی بعد از روشن شدن پیروزی بر نیروهای متفق آرام آرام اختلاف ذاتی کمونیست‏ها و سرمایه دارها بالا گرفت. کشورهای پیروز (آمریکا، انگلیس، فرانسه و شوروی) برای طراحی نظام مناسبات بين‏المللی بعد از جنگ اقدام به تشکیل کنفرانس‏ها و نشست‏های مختلفی کردند و در این کنفرانس‏ها بود که سرنوشت سرزمین‏های اشغال شده و کشورهای مغلوب صورت گرفت و سازمان‏ها و ساختارهای سیاسی و نظامی و اقتصادی جدیدی تعریف شد که در هر کدام از آنها سهم مشخصی برای کشورهای پیروز و قدرتمند در نظر گرفته شد.
پیروزی‏های شوروی در نبرد علیه آلمان و تانی کشورهای انگلوساکسون در گشودن جبهه دوم و گریز از رودررویی مستقیم با آلمان در اروپا سبب شد تا هر روز بر توقعات شوروی افزوده گردد. در کنفرانس‏های تریدنت، تهران و نهایتاً یالتا موافقت شد کشورهای شرق اروپا و منطقه بالکان که غالباً به اشغال شوروی درآمده بود تحت نفوذ شوروی بمانند و همین توافقات بود که عملاً جهان را تقسیم کرد؛ کشورهایی تحت نفوذ کمونیسم و شوروی بودند و کشورهایی تحت نفوذ انگلیس و آمریکا به عنوان نماد سرمایه داری قرار گرفتند. شکاف بين‏کمونیسم و سرمایه داری بعد از جنگ جهانی دوم سبب شد کمونیست‏ها و کاپیتالیست‏ها هر کدام برای افزایش نفوذ خود تلاش کنند و بر همین اساس نیز کشورها را دسته بندی نمودند و در نتیجه جهان را به دو بلوک شرق (کمونیستی) و غرب (سرمایه داری) تقسیم کردند. در همین زمان دو بلوک علیه یکدیگر جنگ تبلیغاتی آغاز کرده بودند و هر کدام سعی در تضعیف نفوذ دیگری در مناطق مختلف جهان داشتند. به این تقابل و رویارویی تبلیغاتی جنگ سرد گفته مي‏شد.
بدین گونه اروپای پس از جنگ به دو بخش اصلی تقسیم شد: بلوک غرب که تحت تاثیر ایالات متحده آمریکا بود و بلوک شرق که متاثر از شوروی بود. با شروع جنگ سرد، اروپا توسط یک پرده آهنین به دو قسمت تقسیم بندی شد؛ اصطلاح پرده آهنین برای اولین بار توسط وینستون چرچیل به کار رفت. برخی کشورها از لحاظ سیاسی بي‏طرف بودند اما برمبنای سیستم اقتصادی و سیاسی شان تقسیم بندی شدند.
اروپای شرقی به همه کشورهایی اطلاق مي‏شود که ارتش اتحاد جماهیر شوروی طی پیشروی به غرب و پاکسازی ارتش آلمان نازی، آنها را به اشغال خود درآورد. علاوه بر این کشورها، جمهوری دموکراتیک آلمان (که بصورت غیر رسمی آلمان شرقی نامیده مي‏شد) با اشغال بخشی از آلمان توسط اتحاد جماهیر شوروی به بلوک شرق پیوست. با فرمان استالین در همه این کشورها دولت‏های کمونیستی روی کار آمدند. اگرچه این کشورها رسماً از اتحاد جماهیر شوروی مستقل بودند اما میزان این استقلال کاملاً محدود و وابستگی این کشورها کاملاً مشهود بود. یوگسلاوی و آلبانی که کمتر از شوروی تبعیت مي‏کردند نیز به بلوک شرق کمونیست تعلق داشتند. بسیاری از این کشورها عضو پیمان نظامی ورشو و پیمان اقتصادی کومه کن بودند. مهم‏ترين این کشورها شوروی بود که در آن زمان لیتوانی، استونی، لتونی، اوکراین و چندین کشور اروپایی دیگر را شامل مي‏شد. از کشورهای دیگری که تحت تاثیر شدید شوروی بودند مي‏توان به جمهوری دموکراتیک آلمان، لهستان، چکسلواکی، مجارستان، بلغارستان و رومانی اشاره کرد.
این تقسیم بندی‏ها که ابتدا در اروپا شکل گرفته بود با گذشت زمان به کل جهان تسری پیدا کرد و هرکدام از طرف‏ها، پیمان‏ها و سازمان‏هایی برای خود تشکیل دادند؛ ازجمله پیمان نظامی ورشو که بين‏کشورهای بلوک شرق منعقد شد و پس از فروپاشی شوروی منحل شد، پیمان نظامی ناتو که بين‏کشورهای بلوک غرب منعقد شد که در حال حاضر نیز فعال است و ماموریت‏های جدیدی برای خود تعریف مي‏کند.
اختلاف ایدئولوژیک کمونیسم و کاپیتالیسم باعث شد هر دو طرف به این نتیجه برسند که نباید در مقابل دیگری کوتاه بیایند و همین باعث تشدید اختلاف شد. در دنیایی که هیچ قدرتی وجود نداشت، اروپا در کمال ضعف به سر مي‏برد و ژاپن به تسلیم کامل وادار شده بود، کشورهای آمریکا و شوروی به صورت بازیگران اصلی صحنه روابط بين‏الملل درآمدند و جهان را به دو منطقه نفوذ بين‏خود درآوردند و پایه‏های یک نظام دوقطبی را پی ریختند.

1-1) خاورمیانه و نظام دوقطبی:
منطقه خاورمیانه به دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه استراتژیک و ژئوپلیتیک، از ابتدای قرن بیستم تا کنون، همواره مورد توجه و کشاکش قدرت‏های وقت بوده است. این منطقه بویژه در خلال دو جنگ بزرگ جهانی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ژئوپلیتیک، ایالات متحده، انقلاب اسلامی، افغانستان Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاورمیانه، جهانی شدن، ایالات متحده، ایدئولوژی