منابع و ماخذ پایان نامه چنين، يهود، بيرون، ولايت

دانلود پایان نامه ارشد

كه با مردمى كه خدا بر آنها خشم گرفته بود دوستى ورزيدند؟ بدينگونه كه منافقان آن روزها با يهوديان هم پيمان شدند و به آنان اظهار دوستى و پشتيبانى (ولاء) كردند، يعنى به قلب دوستدارى و به عمل فرمانبردارى از آنان را اظهار داشتند و يهوديان جز مصداق كسانى كه خدا بر آنها خشم گرفته بود، نيستند، همچنان كه كسانى كه دوستدار آنان گشتند از مصداقهاى دورويى و منافقانند. اين واقعيّت و پديده با هر دو مصداق خود در عصر حاضر نيز وجود دارد، ولى به صورتها و مصداقهاى مختلف، احزاب و شخصيتهايى گمراه هستند كه در غرب و شرق با دشمنان امّت دوستى مى‏ورزند.471
به طوري کلّي منافقان به رغم نهي شديد قرآن، ارتباط درستي با بيگانگان برقرار ميکنند. نظر اسلام ممنوعيّت دوستي در رابطه با رفتار سياسي با بيگانگان است. اسلام ايجاد رابطهي دوستانه و خودي دانستن بيگانگان را ممنوع کرده است و دستور داده تا با دشمنان خويش هتککنندگان به ارزشها و مقدّسات اسلام برخورد منفي داشته باشيد ولي منافقان با همهي فِرَق هاي بيگانه مرتبط بودهاند و رفتاري دوستانه داشتند.
براي روشن شدن موضوع، جا دارد در اينجا جريان نقش منافقان در فتنه‏هاي يهود را به صورت اجمالي مورد بررسي قرار دهيم: در تاريخ آمده است که جمعي از منافقان مدينه، کسي را به سراغ يهود “بني نضير” فرستادند و گفتند: شما محکم در جاي خود بايستيد، ما از شما حمايت مي‏کنيم و با دو هزار نفر ياور شما هستيم . همين امر سبب شد که يهود بني نضير بر مخالفت ‏با پيامبر ( صلي الله عليه و آله و سلم) تشويق شوند. خداوند در قرآن خطاب به پيامبر( صلي الله عليه و آله و سلم) مي‏فرمايد: “آيا منافقان را نديدي که پيوسته به برادران کافرشان از اهل کتاب مي‏گفتند: هرگاه شما را (از وطن) بيرون کنند، ما هم با شما بيرون خواهيم رفت و هرگز سخن هيچ کس را درباره شما اطاعت نخواهيم کرد و اگر با شما پيکار شود ياريتان خواهيم کرد”472 البته خداوند با صراحت مي‏افزايد: “خداوند شهادت مي‏دهد که آنها دروغ گويانند”473 آري منافقان هميشه دروغگو بوده‏اند. خداوند در ادامه براي توضيح بيشتر درباره دروغگويي آنها مي‏افزايد: “اگر آنها را بيرون کنند با آنان بيرون نمي‏روند و اگر با آن‏ها پيکار شود ياريشان نخواهند کرد و اگر (به گفته خود عمل کنند) و ياريشان نمايند پشت‏ به ميدان کرده و فرار مي‏کنند. سپس کسي آنها را ياري نمي‏کند”.474 در آيه بعد خداوند به تشريح علت اين شکست پرداخته، مي‏گويد: “وحشت از شما در دلهاي آنها بيش از وحشت از خدا است و اين به خاطر آن است که آنها گروهي نادانند”.475
قرآن با دو تشبيه جالب به داستان يهود بني نضير و منافقان اشاره کرده و موقعيت هر کدام از اين دو گروه را مشخص مي‏سازد. نخست مي‏فرمايد: داستان يهود بني نضير”همچون کساني است که کمي پيش از آنان بودند (يهود بني قينقاع) طعم تلخ کار خود را چشيدند و براي آنها عذاب دردناک است .”476 و بعد درباره منافقان مي‏فرمايد: “داستان آنها نيز هم چون شيطان است که به انسان گفت: کافر شو (تا مشکلات تو را حل کنم). اما هنگامي که کافر شد. (شيطان) گفت من از تو بيزارم. از خداوندي که پروردگار عالميان است، بيم دارم‏”477
آري، چنين است ‏حال منافقان که دوستان خود را با وعده‏هاي دروغين و نيرنگ به وسط معرکه مي‏فرستند. سپس آنها را تنها گذارده و فرار مي‏کنند . کار منافق همين است که به دنبال افراد سرخورده و مخالف مي‏گردد و اگر در تمام جهات با او قدر مشترک نداشته باشد، به همان مقدار که وجود مشترک موجود است، همکاري، بلکه اطاعت مي‏کند. منافقان در مدينه نيز” به کساني که از نزول وحي الهي (به پيامبراسلام(صلي الله عليه و آله و سلم) ناراحت ‏بودند، گفتند: ما در بعضي از امور از شما پيروي مي‏کنيم‏”.478 خداوند در پايان آيه منافقان را با عبارتي کوتاه تهديد مي‏کند و مي‏فرمايد: “خداوند مخفي کاريها و اسرار آنها را مي‏داند” . هم از کفر باطني آنها و نفاقشان آگاه است و هم از توطئه چينيها با کمک يهود و به موقع آنها را مجازات خواهد کرد . جمعي از منافقان در جلسات دانشمندان يهودي مي‏نشستند.479
3-3-3-2-2) ولايت ستيزي:
قرآن کريم در اينباره ميفرمايد:” وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ‏ وَ إِذا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْهُمْ مُعْرِضُونَ‏”480
مفسران گفتند: اين آيه و آيه بعدى در حق مردى منافق آمد نام او (بشر) و خصمى يهودى كه او داشت، خصومت آنها درباره زمينى بود، جهود او را به حكومت پيش رسول مى‏آورد و منافق مى‏گفت بر (كعب اشرف) شويم كه مهتر جهودانست كه در اين حكومت محمد بر ما ظلم و حيف كند! خداى تعالى اين آيه فرستاد و گفت: به زبان مى‏گويند كه ما بخدا و پيامبران ايمان داريم و طاعت مى‏داريم آنگه برمى‏گردند و در حقيقت مؤمن نيستند و علامت نامؤمنى آنها اينست كه چون ايشان را به خدا و رسول مى‏خوانند تا رسول حكم كند ميان ايشان گروهى از آنها، ناگهان اعراض ميكنند.481
از آنجا که طرح ولايت در اسلام پيريزي يکي از مهمترين مباني نظريه سياسي اسلام است.482 لذا قرآن کريم درجاهاي مختلفي، نشانهي عمدهي نفاق را ولايت گريزي و ولايت ستيزي ميداند و هشدار ميدهد که منافقين با شيوههاي مختلف با ولايت مبارزه ميکنند
3-3-3-2-3) فرصت طلبي:
از ديدگاه قرآن، منافقان فرصت طلب ميباشند. چون اين گروه تنها حفظ منافعشان را مهم ميدانند. قرآن اين موضوع را چنين ميفرمايد:” الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قالُوا أَ لَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَ إِنْ كانَ لِلْكافِرِينَ نَصِيبٌ قالُوا أَ لَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَ نَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا”483
صاحب تفسير نمونه مينويسد: اين آيه و آيات بعد قسمتى ديگر از صفات منافقان و انديشه‏هاى پريشان آنها را بازگو مى‏كند، مى‏گويد: “منافقان كسانى هستند كه هميشه مى‏خواهند از هر پيشامدى به نفع خود بهره‏بردارى كنند، اگر پيروزى نصيب شما شود فوراً خود را در صف مؤمنان جا زده، مى‏گويند آيا ما با شما نبوديم و آيا كمكهاى ارزنده ما مؤثر در غلبه و پيروزى شما نبود؟ بنابراين ما هم در تمام اين موفقيتها و نتايج معنوى و مادى آن شريك و سهيميم. اما اگر بهره‏اى از اين پيروزى نصيب دشمنان اسلام شود، فوراً خود را به آنها نزديك كرده، مراتب رضامندى خويش را به آنها اعلام مى‏دارند و مى‏گويند: “اين ما بوديم كه شما را تشويق به مبارزه با مسلمانان و عدم تسليم در برابر آنها كرديم بنابراين، ما هم در اين پيروزيها سهمى داريم” به اين ترتيب اين دسته با فرصت طلبى مخصوص خود، گاهى “رفيق قافله” اند و گاهى “شريك دزد” و عمرى را با اين دو دوزه بازى كردن مى‏گذرانند! ولى قرآن سرانجام آنها را با يك جمله كوتاه بيان مى‏كند و مى‏گويد: بالاخره روزى فرا مى‏رسد كه پرده‏ها بالا مى‏رود و نقاب از چهره زشت آنان برداشته مى‏شود. آرى! “در روز قيامت خداوند در ميان شما قضاوت مى‏كند” (فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ) و براى اين كه مؤمنان واقعى مرعوب آنان نشوند در پايان آيه اضافه مى‏كند:”هيچگاه خداوند راهى براى پيروزى و تسلط كافران بر مسلمانان قرار نداده است” (وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا)484
امام خميني(ره) در وصيتنامهشان اين مطلب را به خوبي به همه هشدار ميدهند: “من در ميان شما باشم يا نباشم به همه شما وصيّت و سفارش مي کنم که نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد”485
اين موضوع در سخنان شهيد مطهري نيز ديده ميشود:” رخنه و نفوذ افراد فرصت طلب در درون يک نهضت از آفتهاي بزرگ هر نهضت است و وظيفه بزرگ رهبران اصلي اين است که راه نفوذ و رخنه اين گونه افراد را سدّ نمايند”.486
3-3-3-2-4) تحقير مؤمنان:
منافقان همانند ديگر، دشمنان انبياء غيرتمندان ديني و مؤمنان واقعي را تحقير مينمودند.” …وَ ما نَرى‏ لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كاذِبِينَ‏”487:گفتند: اى نوح! ما در اطراف تو و در ميان آنها كه از تو پيروى كرده‏اند كسى جز يك مشت اراذل و جوانان كم سن و سال ناآگاه و بى‏خبر كه هرگز مسائل را بررسى نكرده‏اند نمى‏بينيم.488
اين آيه در مورد مشرکان زمان نوح ميباشد، اما اين کار در عصر پيامبر اسلام(ص) نيز چنين بوده است. حتي کار به جايي رساندند که انبياء را به سفاهت نيز متهم ميکردند.

3-3-3-2-5) فتنهگري:
يکي ديگر از ويژگي منافقان، فتنهگري است. قرآن کريم چنين ميفرمايد:”لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا وَ لَأَوْضَعُوا خِلالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ‏ لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَ هُمْ كارِهُونَ‏”489
در اين آيه اين مطلب را بيان ميکندکه: اگر آنان (منافقان) با شما بيرون مى‏شدند جز فساد نمى‏افزودند و خود را در ميان شما جا مى‏زدند و شما را به فتنه مى‏انداختند و در ميان شما كسانى هستند كه از آنان سخن مى‏شنوند. اگر هم پيامبر به خاطر اجازه دادن به آنها مورد عقاب قرار گرفت براى اين نبود كه چرا به آنها اجازه داد كه در جهاد شركت نكنند بلكه براى اين بود كه چرا پيش از روشن شدن دروغگويى آنان به آنها اجازه داد.490
اين آيه به ما هشدار مي دهد که منافقين، در همه جا حتي در جنگ نيز هدفشان فتنهگري است. درشأن نزول آيه چنين آمده است که: اين آيه درباره منافقان نازل شده است، جريان چنين است: زمانى كه حضرت محمد(ص) براى جنگ تبوك از مدينه خارج شدند در محلى به نام “ثنية الوداع” فرود آمدند و عبد اللّه بن ابىّ با دوستان خود در”ذى حده” كه پائين‏تر از “ثنية الوداع” است منزل گزيدند، اين دو مكان فاصله زيادى با يكديگر نداشت. هنگامى كه پيغمبر اكرم از آنجا به سوى تبوك روان شدند، عبد اللّه ابن ابى با ديگر منافقان كه اهل شك بودند، از آنجا تخلف كردند و به مدينه بازگشتند. پس اللّه تعالى براى اين كه فرستاده خود را تسلى دهد و او را در سختيها امر به صبر كند، آيه “لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ ما زادُوكُمْ إِلَّا خَبالًا” را فرو فرستاد.491
3-3-3-2-6) ايجاد جنگ رواني:
قرآن هدف جنگ رواني منافقين را، چنين تبيين مينمايد: که هدف آنها ايجاد دلهره و اضطراب در جامعه ميباشد تا با اين کار روحيهي عمومي تضعيف و يأس بر جامعه حاکم شود تا اعتماد عمومي نسبت به مسئولان سلب گردد که نتيجهاش فاصله بين نظام و مردم است. قرآن کريم در اين زمينه چنين ميفرمايد:” وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً”492
در اين آيه به شرح حال گروه خطرناكى از منافقان بيماردل كه نسبت به ديگران خباثت و آلودگى بيشترى داشتند پرداخته، مى‏گويد: “و (نيز) به خاطر بياوريد هنگامى را كه گروهى از آنها گفتند: اى اهل يثرب! (اى مردم مدينه)! اينجا جاى توقف شما نيست، به خانه‏هاى خود باز گرديد” و به اين ترتيب مى‏خواستند جمعيّت انصار را از لشكر اسلام جدا كنند اين از يكسو، از سوى ديگر “و گروهى از آنان از پيامبر اجازه باز گشت مى‏خواستند و مى‏گفتند: خانه‏هاى ما بى‏حفاظ است، در حالى كه بى‏حفاظ نبود آنها فقط مى‏خواستند (از جنگ) فرار كنند”493
صاحب تفسير آسان نيز چنين آيه را تبين مينمايد: ضمير كلمه (مِنْهُمْ) به منافقان باز مى‏گردد كه در آيه قبل است. يعنى اضافه بر آن تهمت‏هائى كه منافقان به خدا و رسول مى‏زدند يكى ديگر از مخالفت و كارشكنى‏هاى آنان را به خاطر آوريد و آن اين بود كه گروهى از ايشان به مردم يثرب (يعنى مدينه)

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه ظاهر و باطن، زمان گذشته، انسان سالم، ظلم و ستم Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه منافقين، مدينه، پيغمبر، امير