منابع و ماخذ پایان نامه چرخه عمر، عملکرد سازمان، بر عملکرد سازمان، حق ثبت اختراع

دانلود پایان نامه ارشد

نمود (آلامه50 و همکاران، 2011، ص 1213). گلدوني51 و اليويرا (2010) شاخص‌هايي همچون تعداد پيام‌ها يا اسناد ذخيره شده در سيستم، تعداد کاربران ثبت شده براي استفاده از سيستم، کيفيت دانش ذخيره شده، ارزشيابي خبرگان براي تاييد و تصديق کيفيت داده‌هاي ذخيره شده، تعداد به‌روزکنندگان و يا ويراستاران سيستم، سطح به‌روزرساني دانش در سيستم و دريافت بازخور از کاربران را براي حفظ دانش بيان کرده‌اند (گلدوني و همکاران، 2010، ص 302). همچنين مي‌توان وجود پايگاه‌هاي داده و دسترسي همه افراد به دانش و نتايج پروژه‌ها را نيز اضافه کرد (ماسا52 و همکاران، 2009، ص 131).
دانايي‌فرد و سلسله (2010) نيز براي فرآيند سازماندهي دانش، شاخص‌هايي از جمله بازنگري مستمر تجارب افراد، ميزان ثبت تجارب فردي کارمندان، شناسايي شکاف‌هاي اطلاعاتي موجود، سازماندهي و طبقه‌بندي دانش شخصي کارمندان، توانايي دسترسي افراد به منابع دانش را اضافه کرده‌اند (دانايي‌فرد و سلسله، 2010، ص 299).
ج) انتقال، اشتراک و توزيع
اشتراک دانش، شامل تسهيم اطلاعات، ايده‌ها، پيشنهادات و تخصص‌ها ميان افراد مي‌باشد (نير53 و همکاران، 2008). اشتراكات اطلاعات، نه‌تنها موجب تسهيل تعاملات ميان‌وظيفه‌اي شده، بلکه موجب تسهيم مخازن دانشي در ميان مشارکت‌کنندگان در فرآيندهاي سازماني خواهد شد و همين امر، موجب مشارکت و درک عميق از يک فرآيند به صورت جامع مي‌شود (ليو و همکاران، 2010).
توزيع دانش و انتقال دانش، غالباً نقش جايگزيني براي همه داشته و توصيف‌کننده فرآيندهاي کسب‌وکاري هستند که دانش را در ميان اعضاي يک سازمان و يا گروه‌هاي همکار، منتقل کرده و توزيع مي‌کنند. در اين مرحله بايد مراقب بود که دانش توزيع شده، بايد به صورتي مناسب، مفيد، قابل تفسير و قابل درک ارائه شود. کانال‌هاي توزيع دانش مي‌تواند رسمي و يا غيررسمي باشد (سدرا و همکاران، 2010).
اين فرآيند را مي‌توان از طريق شاخص‌هايي همچون ايجاد ارتباط بين تسهيم دانش، تناسب تسهيم دانش با فرهنگ سازمان، ايجاد ارتباط منسجم ميان تسهيم دانش و امور کاري روزانه و نهادينه کردن اصول يادگيري (لوبويتز54 و همکاران، 2001) و طرح ايده‌ها و پيشنهادات جديد از طرف کارمندان، وجود جلسات بين واحدي براي بررسي روندها در زنجيره تامين (هالت ، 2004 ) تسهيل نمود.
همچنين مي‌توان شاخص‌هاي ديگري مانند تشويق مديريت براي تسهيم دانش، تطابق سيستم‌هاي اطلاعاتي با تسهيم اطلاعات صحيح، وجود فرهنگ قوي تسهيم اطلاعات، تبليغ در مورد منابع دانشي جديد براي کارمندان، تسهيم اطلاعات روان در ميان بخش‌هاي مختلف وظيفه‌اي، وجود شبکه‌هاي اينترنتي قوي، وجود مسير تسهيم اطلاعات از بالاي سازمان به سمت پايين سازمان، وجود مسير تسهيم اطلاعات از پايين سازمان به سمت بالا (دانايي‌فرد و سلسله، 2010) را نيز مدنظر قرار داد.
د) استفاده، کاربرد و بهره‌برداري
بهره‌برداري و کاربرد دانش، اشاره به ميزان بکارگيري دانش به اشتراك گذاشته شده در سازمان‌ها دارد (ليو و همکاران، 2010). اين فرآيند، اشاره به کاربرد دانش براي شرايط جديدي دارد که کاربران مي‌توانند در آن شرايط، امر را آموخته و دانشي جديد را ايجاد نمايند. از طرفي، نکته کليدي در مديريت دانش، استفاده بهره‌ور از دانش معرفي شده در سازمان است و شامل حمايت از تصميم‌گيري‌ها و حل مسئله در جهت پاسخگويي موثر به تغييرات محيطي خواهد بود(ليو و همکاران، 2010، ص 43)
بنابراين مي‌توان اين مرحله را به‌عنوان استفاده موثر از دانش معرفي کرد. همچنين بسياري معتقدند که مزيت رقابتي در دانش موجود در داخل سازمان نيست، بلکه در کاربرد آن دانش است که مي‌تواند اين مزيت را براي سازمان ايجاد نمايد. سدرا و گابل (2010) معتقدند که اين مرحله از مديريت دانش، بيشترين تاثير را بر چرخه عمر سيستم‌هاي سازماني و موفقيت آنها در يک کسب‌وکار دارد (سدرا و همکاران، 2010، ص 300).
آنچه که در اين مرحله مهم است، اين‌ است که دانش انتقالي به سازمان و بين افراد، بايستي با کالاها، خدمات و فرآيندهاي سازماني يکپارچه شده و براي دريافت‌کننده و منتقل‌کننده دانش، يک مفهوم مشترك ايجاد نمايد. زماني که دانش، خلق شده ، منتقل و حفظ مي‌شود، افراد از اين دانش در زماني که با سيستم‌هاي سازماني در تعامل‌اند، استفاده مي‌کنند. براي اين فرآيند مي‌توان شاخص‌هايي همچون بکارگيري فرآيندهاي يادگيري از تجارب و خظاها، توسعه محصول جديد، قدرت حل مسئله جديد، دسترس‌پذيري دانش افراد نيازمند به اين دانش، وجود منابع مرتبط و به‌هم‌پيوند خورده دانش در حل مسئله را نيز معرفي کرد (شفيعي نيک‌آبادي، 1391، ص 6).
ماسا و تسا (2009) راجع به کسب مزيت رقابتي در صنعت با استفاده از رويکرد مديريت دانش، کاربرد دانش را فرآيند مشارکت دانش در توليد کالاها و خدمات و اقدامات سازماني براي ايجاد ارزش مي‌دانند و براي اين فرآيند شاخص‌هاي پاسخگويي به دانش مشتري، پاسخگويي به تکنولوژي مربوط به رقبا، و پاسخگويي به دانش مربوط به تکنولوژي را معرفي نموده‌اند (ماسا و همکاران، 2009، صص 141-129).
شاخص‌هايي همچون تشويق کارمندان براي کاربرد دانش، علاقه شخصي افراد براي کاربرد دانش در فعاليت‌هاي کاري خود، تعداد ابزارهايي که کارمندان در طول دوره‌هاي آموزشي فرا مي‌گيرند، وجود فرهنگ قوي کاربرد دانش، وجود فرآيندهاي نظام‌يافته براي استفاده از دانش فردي در سازمان‌ها، ميزان دخالت دانش در توليد کالاها و خدمات، علاقه کارمندان به انجام فعاليت‌هاي دانش‌محور، ميزان استفاده از مجموعه تجارب حاصله از پروژه‌هاي کاري قبلي نيز براي اين فرآيند لحاظ شده است (دانايي‌فرد و سلسله، 2010، ص 301).
گلدوني و اليويرا (2010) نيز شاخص‌هايي همچون تعداد پيشنهادات مرتبط با فرآيند و محصول، ميزان استفاده از سيستم، ميزان استفاده از عمل جستجو، تعداد ايده‌ها و حق ثبت اختراعات را در فرآنيد کاربرد و بهره‌برداري دانش لحاظ کرده‌اند (گلدواني و همکاران، 2010 ، ص 305).
ه) فرآيند ارزيابي و بازخور
براي ارزيابي فرآيندهاي مديريت دانش جهت دريافت بازخور، رويکردهاي متفاوتي از جمله اندازه‌گيري اثرات مديريت دانش بر عملکرد سازماني، رويکرد کارت امتيازبندي متوازن، ارزيابي براساس نرخ بازگشت سرمايه، ارزيابي بر اساس چرخه عمر (بلوغ) مديريت دانش و پيمايش کارمندان وجود دارد (اندود55، 2009 ، ص 27).
چن56 و همکارانش (2009) اعتقاد دارند که براي ارزيابي سيستم مديريت دانش رويکردهاي متفاوتي وجود دارد. رويکرد کيفي، شامل مواردي مانند استفاده از پرسشنامه‌ها، مصاحبه با خبرگان و عوامل کليدي موفقيت بوده و تحليل‌هاي کمي نيز به شاخص‌هاي مالي همچون نرخ بازگشت سرمايه و ارزش جاري خالص و شاخص‌هاي غيرمالي همچون دارايي‌هاي دانشي فرآيندها و افراد
اشاره دارد. آنها همچنين معتقدند که اين ارزيابي هم مي‌تواند رويکردي داخلي (استفاده از کارت امتيازبندي متوازن و ارزشيابي فعاليت‌محور) داشته باشد و هم رويکردي خارجي (الگوبرداري‌ها و بررسي بهترين اقدامات) و يا اينکه پروژه‌محور بوده ( توجه به الگوهاي اجتماعي و مدل‌هاي مديريت پروژه دانش) و يا سازمان‌محور (توجه به سرمايه‌هاي فکري) باشد (چن و همکاران، 2009، ص 8451).
آنچه که در اين مرحله وجود دارد، توسعه مجموعه‌‌اي از معيارها براي اين فرآيند مي‌باشد. معيارهاي انتخابي براي اين مرحله بايستي با اهداف سازماني مطابقت داده شوند، براي مخاطبان آشنا باشند، معيارها، واضح تعريف شده باشند (يعني هم معتبر باشند و هم اجرايي)، نوع و نحوه اطلاعات مورد نياز، شناسايي شده باشند تا بتوان معيارها را تحليل و توزيع کرد (اندون، 2009، ص 29).
لين57 و همکارانش (2007)، براي ارزيابي اثربخشي مديريت دانش جهت دريافت بازخور از اين سيستم سه بعدي کليدي رشد دانش، گستردگي و يکپارچگي دانش را مطرح نموده‌اند (لين و همکاران، 2007، صص 39-22).

2-2-4. نوآوري
2-2-1.4. تعريف
در نظريه‌هاي تکامل اقتصادي، نزديک به يک قرن است که نوآوري نيروي محرکه رشد و توسعه اقتصادي شناخته شده است. در سال‌هاي اخير با ظهور اقتصاد دانش‌محور، نوآوري نقش حياتي‌تري در تحول ساختارهاي اقتصادي و اجتماعي پيدا کرده است، به‌طوري که در بعضي از مقالات از اقتصادهاي پيشرفته امروزي به عنوان اقتصادهاي مبتني بر نوآوري ياد مي‌شود. همچنين در نيم قرن گذشته سياست‌‌گذاران علاقه و توجه فزاينده‏اي به توسعه سياست‌هاي نوآوري مبتني بر دانش به‌عنوان نيرو محرکه توسعه اقتصادي پيدا کرده‌اند (نصرالهي و همکاران، 1388، ص، 6).
به بيان ديگر امروزه عواملي چون تغييرات محيطي، پيشرفت‌هاي تکنولوژيکي و افزايش رقبا باعث شده است که کشمکش و رقابتي بي‌پايان بين سازمان‌ها به‌وجود آيد. اين در حالي است که سازمان‌ها با گرايش به پذيرش نوآوري بيشتر، در پاسخ به تغييرات محيطي و همچنين گسترش قابليت‏هاي جديد که به آن‌ها براي دستيابي به عملکرد بالاتر کمک مي‏نمايد، موفق‌تر خواهند بود ( سعيدا اردکاني و همکاران، 1389، ص 4).
بنابراين با پيچيدگي و رقابت رو به گسترش، نوآوري به عنوان يکي از مزيت‌هاي اصلي براي حيات شرکت‌ها محسوب مي‌شود. همه سازمان‌ها براي بقا نيازمند ايده‌هاي نو و بديع هستند. ايده‌هاي نو و بديع همچون روحي در کالبد سازمان دميده مي‌شود و آن را از نيستي و فنا نجات مي‏دهد. ظهور نوآوري نه تنها سازمان‌ها را قادر مي‌سازد نسبت به رقبا مزيت رقابتي به‌دست آورند بلکه ابزار سودمندي را براي ارتقاي عملکرد سازماني ارائه مي‌کند (دهقان نجم، 1388، ص 49). بنابراين همان‌طور که اهميت و ضرورت نوآوري سازماني در محيط‌هاي سازماني به طور فزاينده‏اي در حال مطرح شدن مي‏باشد، طيف کاربردهاي آن نيز به طور پيشرونده‏اي در حال گسترش مي‏باشد.
بعضي از محققان مانند وان دي ون آن را به عنوان فعاليتي براي توسعه ايده، اجرا، واکنش و تغيير آن در صورت لزوم تعريف کرده‌اند. از نظر وي فرآيند نوآوري بيش از ايجاد و يا ابداع ايده جديد است که شامل فعاليت‌هاي درگير در توسعه و اجرا است در واقع، فرآيند نوآوري به عنوان توسعه و اجرا ايده‌هاي جديد توسط افرادي که در طول زمان در تبادل با ديگران تغيير زمينه‌هاي نهادي و سازماني مشارکت مي‌کنند مي‏باشد (ونگ58 ، ص 21). از نظر افاه (1988) نوآوري استفاده از دانش فني و اجرايي جديد براي ارائه محصول جديد و يا خدمت به مشتريان که شامل تجهيزات، محصولات، خدمات، فرآيندها، سياست‌ها و پروژه‏ها مي‌شود، مي‏باشد (يولين59، 2007، ص 25). البته همسو با کاربردهاي وسيع و گسترده نوآوري در سازمان‌ها، تعاريف متعددي نيز از سوي صاحب‌نظران مختلف از آن ارائه شده است.
سوبرامانيام و يوندت60 (2005) نوآوري را شناسايي و استفاده از فرصت‏هاي جديد جهت ايجاد محصولات، خدمات يا فعاليت‏هاي کاري جديد تعريف مي‏کند( سوبرامانيام و همکاران، 2005، ص 300).
نوآوري عبارت است از عملي و کاربردي ساختن افکار و انديشه‏هاي نو ناشي از خلاقيت (طالب بيدختي و انوري، 1383، ص 16). .
از نظر ون دي ون (1986) فرآيند نوآوري بيش از ايجاد و يا ابداع ايده جديد است که شامل فعاليت‏هاي درگير در توسعه و اجرا است. در واقع، فرآيند نوآوري به عنوان توسعه و اجرا ايده‌هاي جديد توسط افرادي که در طول زمان در تبادل با ديگران تغيير زمينه‏هاي نهادي و سازماني مشارکت مي‏کنند، مي‏باشد (ونگ، 2004، ص 22).
نوآوري به‌عنوان خلق دانش جديد و ايده‌هاي کسب‌وکار براي تسهيل محصولات جديد با هدف بهبود فرآيندهاي کسب‌وکار داخلي، ساختار و ايجاد بازار به سوي محصولات و خدمات است (بارقه61و همکاران، 2003، ص 1324).
نوآوري ايجاد، قبول و اجراي ايده‏ها و فرآيندها و محصولات و خدمات جديد است (جيمنز62و همکاران، 2008، ص 391).
با توجه به مطالب گفته شده نوآوري را مي‌‌توان اينگونه تعريف کرد: ايجاد دانش و ايده‌هاي جديد براي بکار بردن و تسهيل نتايج کسب‌وکار جديد، هدف‌گذاري براي بهبود فرآيندها و ساختارهاي داخلي تجارت و ايجاد محصولات و خدمات متحرك. (چن و همکاران، 2004، ص 274).
2-2-2.4. انواع نوآوري
چندين راه براي

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه بازار هدف، عرضه و تقاضا، توسعه دانش، ارتباط منسجم Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه توسعه بازار، انتقال دانش