منابع و ماخذ پایان نامه وزارت امور خارجه، محمدرضاشاه، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

بعد از امضاي پيمان، در 28 سپتامبر 1941 توسط دول اشغالگر روسيه و انگليس به تبعيد فرستاده شد!(کينزر 1389، 106-105 و مهدوي 1391، 395-394).

3-3-1-9-2- پيشينه روابط در دوره محمدرضا شاه پهلوي
با آغاز سلطنت محمدرضا شاه در 16 سپتامبر 1941، روابط ايران و ترکيه رويکردي جديد پيدا نمود.
بعد از جنگ جهاني دوم و دو قطبي شدن جهان تحت سلطه دو ابرقدرت شرق و غرب، ايران و ترکيه در زمره کشورهاي غربـگرا يا غرب محور قرار گرفتند. محمدرضا شاه که حکومت و سلطنت خود را مديون امريکا بود، به شدت به اين کشور وابسته شد. حادثه مهم کودتاي 28 مرداد 1332 (1953 ميلادي) نيز تأثير بيشتري در اين وابستگي و گرايش محمدرضاشاه به غرب و به خصوص امريکا داشت.
در اين دوره سي و هفت ساله‌ي حکومت پهلوي دوم، ايران و ترکيه در چارچوب پيمانها و سازمانهاي منطقهاي غرب محور، تبديل به سدي در مقابل اتحادجماهير شوروي شده بودند. در اين دوران، ترکيه از جهات مختلف براي ايران حائز اهميت بوده است. در درجه اول ترکيه از لحاظ جغرافيايي، رابطه ايران با اروپا را تسهيل ميکند، حمل و نقل کالا از اروپا به ايران و از ايران به اروپا چه از طريق هوايي و چه از طريق زميني از ترکيه انجام ميگيرد. سالانه دهها نفر توريست با عبور از مرزهاي اين کشور وارد ايران ميشوند و صدها نفر ايراني و آسيايي با استفاده از جادههاي ترکيه به اروپا سفر ميکنند (مهدوي 1391، 375). مسايلي مانند کردهاي ساکن در دو کشور و نحوه کنترل و يا سرکوب حرکت‌هاي تجزيه طلبانه آنان، نفت ايران و علاقه ترکيه به خريد نفت ايران يا انتقال نفت ايران از طريق ترکيه به اروپا، پيمانهاي منطقهاي و … نيز در روابط دو کشور تأثير داشتند.
روابط دو کشور تحت تأثير سياست جهاني امريکا در دو دهه 1960 و 1970 ميلادي، گسترش قابل توجهاي يافته و دهها قرارداد تجاري و فرهنگي بين دو کشور به امضا رسيد. يکي از مهمترين قراردادهاي في مابين ايران و ترکيه قرارداد همکاري اقتصادي و فني بين دو کشور است که در سفر رئيس جمهور ترکيه به ايران، توسط وزيران امورخارجه دو کشور امضا گرديد (مهدوي 1391، 376).
به طور کلي ميتوان گفت که ايران و ترکيه در اين دوره تحت نظارت و کنترل امريکا، در پيمانها يا سازمانهاي متعدد امنيتي، اقتصادي و سياسي منطقهاي با يکديگر شريک بودند. پيمانهايي مانند
1 – پيمان سعدآباد، با حضور ايران، ترکيه، عراق و افغانستان در سال 1937.
2 – پيمان بغداد، با حضور ايران، ترکيه، عراق، پاکستان و انگلستان در سال 1955.
3 – پيمان سنتو69، با حضور ايران، ترکيه و پاکستان در سال 1958.
4 – پيمان همکاري عمران منطقهاي70(آر سي دي) با حضور ايران، ترکيه و پاکستان در سال 1964 (جمهوري ترکيه 1386، 294).
دوستيهاي نزديک دو کشور موجب ديد و بازديدهاي متعدد سران و مقامات عاليرتبه ايران و ترکيه از کشورهاي يکديگر گرديد، آخرين سفر محمدرضاشاه به ترکيه در سال 1976 (يکم ارديبهشت 1355) براي شرکت در کنفرانس آر سي دي بود که در ازمير اين کشور برگزار ميشد (علم 1387، 58).
در آخرين سال حکومت پهلوي نيز جلسات و اجلاسهاي مربوط به پيمانهاي منعقده برگزار ميشد، به خصوص جلسات مربوط به پيمان سنتو که به صورت مستمر ادامه داشت. افسران عاليرتبه پنج کشور عضو پيمان سنتو به اجلاس دو روزه کميته نظامي سنتو که در پايان فروردين 1357 شمسي در واشنگتن برگزار شده بود پايان دادند. در همين زمان عباسعلي خلعتبري وزير امورخارجه ايران براي شرکت در اجلاس شوراي وزيران سنتو، عازم لندن شد (نوازني 1381، 27- 26).
با پايان حکومت پهلوي و سقوط سلطنت محمدرضا شاه، دوران گرم و خوش روابط ايران و ترکيه در عصر پهلوي که حدود نيم قرن ادامه داشت، نيز به پايان رسيد.

3-3-1-10- انقلاب اسلامي ايران و ترکيه (…-1357)
پيروزي انقلاب اسلامي ايران در 22 بهمن ماه 1357 شمسي (1979ميلادي)، موجب گرديد تا سران کشور ترکيه به ترس و وحشت گرفتار شوند، زيرا مسئولين ترکيه از صدور انقلاب اسلامي به ترکيه ميترسيدند. اما به هر حال ترکيه در تاريخ 28 بهمن ماه 1357، به همراه بسياري کشورهاي ديگر، نظام جمهوري اسلامي ايران را به رسميت شناخت (نوازني 1387 ، 108).
ترکها که اين انقلاب را در مرزهاي شرقي خود شاهد بودند، از آن وحشت کرده بودند. ترکيه نيز در سال هاي 1979 و 1980 در بحران به سر ميبرد و دولتي ضعيف داشت که نمي توانست جلوي موج ترورهاي سياسي و قومي موجود در کشور را بگيرد. ظهور غير منتظره يک رژيم مذهبي در ايران، بسياري از ترک‌ها را از اين ميترساند که ممکن است آتش تحولات و اعتراضات در ترکيه شديدتر شود و حکومت کماليست‌ها را نابود کند و سکولاريسم و دمکراسي ترکيه هم نابود شود (کينزر 1389، 151). ترکها از اين ميترسيدند که انقلاب اسلامي ايران موجب نفوذ بيشتر اتحادجماهير شوروي در ايران شده و ايران در بلوک شرق جاي گيرد. از سوي ديگر ترکيه از تجزيه ايران و احتمال تشکيل يک حکومت مستقل کردي در مرزهاي مشترک دو کشور به شدت هراس داشت.
دولت سوسيال دمکرات بولنت اجويت71(حزب جمهوري خواه خلق72) در جهت افتتاح باب مراوده و تماس با دولت انقلابي ايران و تقويت مناسبات دو کشور، پيشقدم شد. اما با شکست اجويت در انتخابات اکتبر 1979 و روي کار آمدن سليمان دميرل73 رهبر حزب عدالت، همه چيز براي بهبود روابط، به هم ريخته و به بعدها موکول شد(جمهوري ترکيه 1386، 296).
البته نبايد فراموش کرد در اين دوره و با توجه به انقلاب ايران، ترکيه نقش مهمي در سياست خارجي امريکا پيدا نموده بود، چنانچه {وارن کريستوفر معاون وزارت امور خارجه امريکا، وارد ترکيه شده و گفتگوهاي خود دربارهي توانايي ترکيه در غلبه بر ناآرامي‌هاي سياسي جاري و وخامت اوضاع اقتصادي اين کشور را آغاز کرد. از ديدگاه امريکا، ثبات ترکيه با توجه به ناآراميهاي ايران، اهميت بيشتري يافته است} (نوازني 1387، 81).
دولت جديد ترکيه به نخست وزيري سليمان دميرل، طي اقدامي، خانوادههاي ديپلماتهاي خود را از ايران فراخوانده و در 20 دسامبر 1979 طي يادداشتي که به وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران تسليم کرد، علت اقدام ترکيه در فراخواني خانواده ديپلمات هايش را به مصاحبه حضرت امام خميني(ره) نسبت ميدهند که فرموده بودند {اگر ملتهاي مسلمان از جمله ترکيه زير فشار سرنيزه نباشند حکومت اسلامي را انتخاب خواهند کرد}. بعد از پاسخ وزارت امورخارجه ايران به يادداشت اعتراض ترکيه و تأکيد بر احترام متقابل به حاکميت، استقلال و حسن همجواري بين دو کشور، روابط ايران و ترکيه به حالت عادي برگشت (جمهوري ترکيه 1386، 296).
در سال 1980 در ترکيه، کودتايي توسط نظاميان اين کشور صورت گرفت که موجب کاهش مناسبات ايران و ترکيه گرديد.

3-3-1-11- جنگ عراق بر عليه ايران و تأثير آن بر روابط ايران و ترکيه
درست ده روز بعد از کودتاي نظاميان در ترکيه، رئيس جمهور مادامالعمر عراق يعني صدام حسين طي يک برنامه تلويزيوني و با پاره کردن قرارداد 1975 الجزاير، حمله به خاک ايران را اعلام نمود.
ترکيه در جنگ ميان ايران و عراق، اعلام بيطرفي نموده بود اما اين بيطرفي را با قراردادهاي اقتصادي و تجاري پر سود و منفعت با هر دو طرف جنگ همراه ساخته بود.
در ابتداي جنگ، حجتالاسلام هاشميرفسنجاني که رئيس مجلس ايران بودند طي مصاحبهاي در مورد حمايت ترکيه و کويت از عراق ميگويند {اين امر براي ما غير منتظره نبود} ( نوازني 1387، 258). روابط ايران و ترکيه به مرور زمان رو به بهبودي نهاد به صورتي که ايران در سال 1983 ميلادي (1361 شمسي) روابط ديپلماتيک خود با ترکيه را از سطح کاردار به سفارت ارتقاء داد ( جمهوري ترکيه 1386، 297).
در دوران جنگ ايران و عراق، بيشتر روابط ايران و ترکيه بر محور اقتصاد، تجارت و قراردادهاي اقتصادي استوار بود، قراردادهايي که مرزهاي ترکيه و مزيت ترانزيتي حمل و نقل آن کشور را در بر ميگرفت (نوازني 1387، 258 و جمهوري ترکيه 1386، 297).
رويدادهاي مهم ميان ايران و ترکيه در اين دوره را مي‌توان:
1 – اعلام پايان کار سازمان سنتو و انحلال آن.
2 – تبديل ترکيه به پايگاه جديد امريکا در منطقه به جاي ايران زمان پهلوي.
3 – سفر بولنت اولوسو74 نخست‌وزير ترکيه به همراه گروه ميانجي صلح به ايران.
4 – سفر ميرحسين موسوي نخستوزير وقت ايران به ترکيه در دي ماه 1363 شمسي.
5 – اوج گيري تبليغات ضد انقلاباسلامي در مطبوعات ترکيه.
6 – سفر تورگوت اوزال نخستوزير وقت ترکيه به ايران در دي ماه 1364 شمسي.
7 – کمکهاي ميلياردي امريکا به ترکيه در زمينههاي نظامي و اقتصادي براي جلوگيري از نفوذ انقلاب اسلامي ايران(نوازني 1387،28، 129، 174، 180، 275، 377، 396، 399).
در سال 1368 شمسي، روابط ايران و ترکيه بار ديگر دچار تنش گرديد. اين بحران به بهانه حمايت جمهوري اسلامي ايران از حجاب اسلامي و شرکت آقاي منوچهر متکي (سفير وقت ايران در ترکيه) در يکي از اجتماعات”حزب رفاه”آغاز و متعاقب آن، ترکيه سفير خود را در 14 فروردين 1363 از ايران فراخوانده و به سفير ايران نيز يک هفته فرصت داد تا خاک ترکيه را ترک کند ( جمهوري ترکيه 1386، 297).

3-3-1-12- کابينه هاشمي رفسنجاني و رابطه با ترکيه
طي دوران هشت ساله رياست جمهوري علي‌اکبر هاشمي ‌‌رفسنجاني يا دولت سازندگي که از مرداد 1368 الي مرداد 1376 ادامه داشت، روابط ايران و ترکيه دچار نوسانات بسياري بود. تورگوت اوزال75 رئيس‌ جمهور ترکيه در آبان ماه 1369، از ايران ديدن کرده و درباره آخرين تحولات روز خليج فارس ( اشغال کويت توسط عراق) با رئيس جمهور ايران به گفتگو و مذاکره پرداخت. رابطه ايران و ترکيه در اين زمان به عاليترين سطح خود رسيده بود، زيرا اکنون دولتمردان ترکيه از نيات صدام حسين، ترسيده و احتمال حمله صدام به کشور خود را نيز ميدادند.
هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور ايران نيز در ارديبهشت 1370 از ترکيه ديدار نموده و با سران اين کشور و از جمله تورگوت اوزال رئيس جمهور اين کشور گفتگو و مذاکره داشتند.
سليمان دميرل نخست وزير ترکيه نيز در آبان ماه 1371 مجدداً به ايران سفر کردند.
هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور ايران در دي ماه سال 1375، سفر ديگري به ترکيه داشتند و با سران اين کشور از جمله سليمان دميرل رئيس جمهور و نجمالدين اربکان نخست وزير ترکيه ديدار و گفتگو داشتند (نوازني 1387، 80، 101، 139، 254، 255). عليرغم گسترش روابط في مابين دو کشور و ديدارهاي متعدد سران دو کشور، روابط ايران و ترکيه در اين هشت سال داراي چندين نقطه سياه و تنشزا نيز بوده است.
يکم – توقيف کشتي کاپ ماليس76، در سال 1370 دو كشور به ‏سوي گسترش بيشتر روابط گام بر مي‏داشتند تا اينكه ناگهان ترکها با توقيف كشتي”كاپ ماليس”در بندر بُسفر77 كه براي ايران كالا حمل ميكرد، روابط دو كشور را مدتي تحت تاثير قرار دادند. تركيه آن زمان همراه با برخي كشورها تلاش داشت اين شبهه را ايجاد كند كه كشتي مزبور حامل اسلحه براي پيكارجويان كرد موسوم به پ.ک.ک است. اين كشتي با همين ادعا بيش از يك سال ( چهارده ماه) توقيف بود كه در نهايت دادگاه تركيه به نفع ايران رأي داده و اين ادعا را رد كرد و مجلس و دولت تركيه با محكوم كردن اين اقدام نسبت به بروز آن ابراز تاسف كردند. پس از آن نيز دو كشور با آزادي كشتي و رفع توقيف آن، پيگير بهبود دوباره مناسبات شدند (روزنامه شرق 31 ارديبهشت 1392، 3 و جمهوري ترکيه 1386، 298).
دوم – قتل نويسنده ترک، در سال 1372 شمسي در ترکيه يک نويسنده منتقد ترک به نام”اوغور مامجو78″که منتقد اسلامگرايان ترکيه و نفوذ معنوي ايران در ترکيه بود به
وسيله افراد نامشخصي (اکنون مشخص شده که گروه ترور ارگنه کن79 و موساد عامل ترور بودهاند)، ترور ميشود. اين ترور به گردن ايران انداخته شد در حالي که در همين زمان وزير کشور ايران در حال ديدار از ترکيه بودند، اين اتهام نادرست به ايران، موجب سردي مجدد روابط دو کشور گرديد. البته کميته امنيتي ترکيه هر گونه احتمال دخالت ايران در قتل اين روزنامه نگار ترک را رد کرده بود ( جمهوري ترکيه 1386، 298 و نوازني 1387،

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه دوره قاجار، افغانستان Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه حزب عدالت و توسعه، حزب کارگر، اعتضادالسلطنه