منابع و ماخذ پایان نامه هویت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی، مسئولیت پذیری، مسئولیت پذیری اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

مطلوبي از اهداف اجتماعي تأمين گردد ( رحمانسرشت ، کوشا و رفیعی ، 1389) .
تغيير از نظريه دوم به نظريه سوم مسئوليت اجتماعي سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، مانند حركت از مفهوم موسسات تجاري بر مبناي منافع سهام‌داران به يك مفهوم گسترده تر مي‌باشد. يعني در نظريه دوم ملاك ايجاد سود براي سهام‌داران بود كه با حقوق ديگر گروه‌هاي درگیر از قبيل مشتريان، كاركنان و … مرتبط مي‌شد در صورتي كه نظريه سوم بر اين تأكيد دارد كه مسئوليت موسسات تجاري در قبال تمامي افراد ذي‎‌‌نفع بوده و نيز سود و زيان تنها به عنوان يكي از نتايج فعاليت‌هاي آنها محسوب مي‌شود و بايد تصميمات سازماني بر اساس آن دسته از راه كارهايي كه در اجتماع مسئوليت بيشتري را به وجود مي‌آورد، اتخاذ گردد ( فدایی ، 1388) .
2 – 1 – 8 . تئوری‌های مورد استفاده در پژوهش
در پژوهش حاضر «تئوری هویت اجتماعی63 » به عنوان شالوده و بنیان تحقیق به کار گرفته شده است. مفهوم هویت اجتماعی اولين بار توسط «آلبرت وتين64» مطرح شد و شامل نگرش‌هاي اعضای سازمان درباره سازمان است. اینکه چگونه اعضا سازمان خود را به عنوان يك گروه اجتماعي در ارتباط با محيط بيروني خود معرفي مي‌كنند و چگونه آنها خود را از ساير رقبا متفاوت مي‌دانند، در قلمرو موضوعی هویت اجتماعی است ( Stanaland et al , 2011 ) .
نظریه هویت اجتماعی از جمله نظریه‌هایی است که بين فعاليتهاي اجتماعي سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و گرايشات كاري كارکنان ارتباط ایجاد میکند. اين نظریه بيان ميكند كه مردم تمايل به هویت بخشی یا توصیف خود در زمينههاي اجتماعي دارند و خود و ديگران را در طبقات اجتماعي مختلفي طبقه بندي ميکنند. هر فردی داراي فهرستي از عضویت در طبقات اجتماعي مختلف است. هويت اجتماعي شامل جوانب مختلف تصور از خود، توسط یک فرد است كه از همانندسازی وی با طبقه‌ای که خود را متعلق به آن میداند ناشي ميشود (مرتضوی ، پور آزاد ، رضوی و صادقی مقدم ، 1392) . بنابراين تمامي اعضا در طبقات اجتماعي مختلف يك هويت اجتماعي‌اند كه نگرش آنها را به عنوان عضوي از آن گروه توصيف و تبيين ميكند، مانند اينكه هر كس بايد چگونه بينديشد و یا چگونه احساس و رفتار كند Hogg,1995)) .
هويت ميتواند به عنوان ادراك عضو متعلق به گروه كه شامل تجربه مستقيم یا غیرمستقیم از شكستها و موفقيت‌هاي آن گروه است، تعريف شود. در این صورت عوامل مرتبط با هويت شامل تشخيص ارزشهاي گروه و اقدام مرتبط با آن در مقایسه با سایر گروه‌ها، اعتبارگروه در رقابت با سایر گروه‌ها يا حداقل آگاهی از ديگر گروه‌هاست (مرتضوی ، پور آزاد ، رضوی و صادقی مقدم ، 1392) .
«هوستون و جاسپارز65» (1984) نشان دادند كه افراد در تلاش براي کسب هويت اجتماعي مثبت به منظور ايجاد تمايزات روان‌شناختي عضو گروه خود يا دستيابي به تمايزات بينگروهي‌اند. بنابر اين اعتبار گروه ميتواند بر توصيف اعضا از خود در ارتباط با گروه تاثير بگذارد (مرتضوی ، پور آزاد ، رضوی و صادقی مقدم ، 1392). بر این اساس اعضای فعال در سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های تجاری نيز ميتوانند به عنوان يك طبقه اجتماعي در نظر گرفته شوند . مطابق با نظریه هویت اجتماعی، عضویت سازماني ممكن است به عنوان بعد مهمي از هويت فردي قلمداد شود و بر توصيف كارکنان از خود در ارتباط با سازمانی خاص تاثير بگذارد. برای مثال، كارکنان نيز مانند طرفداران یک تیم ورزشی ممكن است موفقيت سازماني را همانند موفقيت خود بدانند و سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايشان را با ديگران مقايسه كنند. همان‌طور كه قبلاً ذكر شد، تشخيص مثبت از ارزشها و اقدامات گروه ميتواند مستقيماً بر هويت تاثير بگذارد. لذا هویت اجتماعی ، به تبع ، خود مسئولیت اجتماعی را به همراه دارد و ميتواند انعكاسي از تمايزات مثبت در ارزشها و اقدامات سازماني در مقایسه با سایر سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها باشد. بنابراين اگر كارکنان سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايشان را به عنوان عضوي با مسئولیت اجتماعي در قبال جامعه بدانند، احساس تعلق به اين سازمان معتبر، ميتواند به خودی خود هویت فردی یا ادراک آن‌ها از خود را ارتقاء دهد (Stanaland et al , 2011) . مطابق با اين نظریه، ميتوان اظهار کرد كه اگر كارکنان به خاطر عضويت در سازمانی که به مسئولیتهای اجتماعي اهمیت میدهد، احساس غرور كنند گرايشات كاري آنها ميتواند به گونهاي مثبت تحت تاثير قرار گيرد. وجود این احساس از اینجا ناشی میشود که برخلاف تصور معمول، فلسفه وجودی سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، حتی مؤسسات اقتصادی، نه تنها سود بلکه تامین انتظارات ذی‌نفعان اعم از داخل و خارج سازمان میباشد زیرا از این طریق است که پایدار بودن سود نیز تامین میشود. ضمناً انتظاراتی که جامعه در بعد اخلاقی، قانونی، اقتصادی و مصالح عمومی از سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها دارد این است که آنها خود را به جامعهای که در آن به فعالیت می‌پردازند، متعهد بدانند. بر این اساس هنگامیکه موضوع مسئولیت در زندگی اجتماعی از جمله سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها مورد تحلیل قرار میگیرد، نباید صرفاً حقوق صاحبانسهام و موسسین یا حتی فقط رعایت چارچوب‌های قانونی که به اجبار باید بدان تن داد، ملاک عمل سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها قلمداد شود. بلکه مسئول بودن باید به عنوان امری داوطلبانه و نوعی تعهد و وظیفه از سوی سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به شمار آید
دTakal & Pallab , 2000) ) . در اینصورت است که مشروعیت سازمان از ناحیه ذی‌نفعان بیرونی (ذی نفعان اجتماعی و غیر اجتماعی، دولت و مشتریان ) به پایداری میانجامد و منافع پایدار، ارتقاء تعهد و مشارکت فعال ذی‌نفعان از قابلیت پیش بینی برخوردار می‌شود .
تئوری هویت اجتماعی شامل 4 جنبه گسسته از هویت می باشد :
1. هویت واقعی : صفات موجود سازمان
2. هویت ابلاغ کننده : شامل تبلیغات تجاری قابل کنترل و تبلیغات دهان به دهان غیرقابل کنترل
3. هویت مطلوب : تصویری که سازمان آرزوی آن را دارد .
4. هویت ایده آل : شخصیت بهینه عینی (Balmer &Soenen , 1999).
در کنار این 4 وجه، پنجمین جنبه «هویت متصور» است که به وسیله «بالمر66» در سال2002 افزوده شده است و عبارتست از : نحوه ادراک ذی‌نفعان از سازمان (Stanaland et al , 2011 ) .
در پژوهش حاضر دیدگاه ما اینست که هویت اجتماعی که بر مبنای اخلاقیات و مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان موضع‌یابی قوی داشته باشد، چیزی است که مصرف‌کنندگان آن را جذاب و خوشایند در خواهند یافت ( Stanaland et al , 2011 ) .
دومین بنیان مفهومی پژوهش فعلی «تئوری مشروعیت67 » می‌باشد. بر اساس این تئوری سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها تا زمانی می‌توانند به حیات خود ادامه دهند که جامعه آنها را مشروع بداند و به آنها مشروعیت ببخشد. به عبارتی دیگر قرارداد اجتماعی ما بین شرکت‌ها و تک تک اعضای جامعه وجود دارد . جامعه به عنوان مجموعه‌ای از افراد، به سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها رسمیت و حق استفاده از منابع طبیعی و نیروی کار را ارائه می‌کند، سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها از این منابع استفاده می‌کنند و ضمن ارائه کالا و خدمات به جامعه، بر روی محیط اثرات منفی نیز می‌گذارند. مشروعیت منبعی است که حیات سازمان به آن وابسته است اما سازمان می‌تواند بر این منبع اثر گذاشته و یا آن را دستکاری کند. به عبارتی مدیران برای ادامه حیات سازمان به هر شکلی سعی می‌کنند تا مشروعیت آن را افزایش دهند و لذا از راهبردهایی در این زمینه استفاده می‌کنند. برخی از این راهبردها شامل: همراه شدن با انتظارات جامعه، متقاعد ساختن آحاد جامعه در مورد مسئولیت پذیر بودن سازمان، افزایش منافع اجتماعی سازمان نسبت به مخارج آن، قرار دادن سیستم ارزشی سازمان در راستای سیستم ارزشی جامعه و … می‌شود (فروغی ، میر شمس شهشهانی و پور حسین ، 1387). سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها از طریق درگیر شدن در فعالیت‌های مسئولیت پذیری اجتماعی تلاش می‌کنند تا به سطح بالاتری از مشروعیت نائل آیند (از منظر ذی نفعان) . «تئوری مشروعیت» همچون تئوری سیستم‌گرا ضروری است . در «تئوری سیستمی» سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها به مثابه اجزایی از یک محیط اجتماعی بزرگتر دیده می‌شوند، این بدین معناست که شرکت‌ها دائما در چارچوب و هنجارهای جوامع خود اقدام می‌کنند. آنها درصددند اطمینان حاصل کنند که اقدامات آنها به وسیله بخش‌های بیرونی مشروع و قانونی ادراک شود (Deegan , 2000). به نظر می رسد «تئوری مشروعیت» برخلاف بسیاری از تئوری‌های اخلاقی هنجاری مثل تحلیل ذی‌نفعان، در برخورد با مسائل سازمانی رویکردی عمل گرا دارد .
ورای تئوری هویت و مشروعیت، سومین بنیان مفهومی این پژوهش بر «تئوری ذی نفع68 » تکیه دارد .
این تئوری بیان می‌کند که تصمیمات مدیریت نباید صرفا منافع سهام‌داران را پوشش دهد بلکه باید ذی‌نفعان (کسانی که به طور مشابه به وسیله اقدامات شرکت تحت تأثیر قرار می‌گیرند) از قبیل مصرف‌کنندگان و عرضه‌کنندگان را هم در نظر بگیرد. همچنین در این تئوری استدلال می‌شود که : از زمانی که اقدامات منفی از قبیل آلوده کردن محیط زیست یا سوءاستفاده از کارمندان منجر به واکنش شدید ذی‌نفعان شده است، باید بخشی از استراتژی مدیریت سازمان درگیر مسئولیت پذیری اجتماعی شود (Freeman,1984) . تئوری ذی‌نفع و تئوری مشروعیت هم پوشانی زیادی با یکدیگر دارند. در تئوری گروه‌های ذی‌نفع هم شاخه اخلاقی (دستوری) و هم شاخه مدیریتی (اثباتی) وجود دارد. شاخه اخلاقی به این موضوع می پردازد که سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها چگونه باید با گروه های ذی‌نفع خود رفتار کنند، این دیدگاه بر مسئولیت سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها تأکید دارد. در مقابل شاخه مدیریتی تئوری ذی‌نفع بر نیاز به مدیریت گروه‌های ذی‌نفع خاص (به ویژه آنهایی که بر منابع ضروری برای سازمان کنترل دارند) تأکید دارد ( شهشهانی ، 1391). هرچه این گروه‌های ذی نفع برای سازمان مهمتر باشند، سازمان تلاش بیشتری در زمینه مدیریت روابط با آنها انجام می‌دهد .
در جدول 2 – 1 – 2 تمامی رویکردها و تئوری‌های مورد بحث به طور خلاصه بیان شده و با توجه به دوره شکل‌گیری مفهوم مسئولیت اجتماعی طبقه بندی شده است .
جدول 2 – 1 – 2 . مقایسه و طبقه بندی تئوری‌های مسئولیت اجتماعی سازمان
موضوع
تئوری
محور تمرکز
خلاصه

اخلاقیات
قانون جاویدان
فرد
با دیگران آن گونه رفتار کن که دوست داری دیگران با تو رفتار کنند .

فرجام گرایی
نتایج عمل
عملی اخلاقی است که منافع آن برای جامعه بیشتر از ضررهای آن باشد .

آغازگرایی
نیت عمل
اخلاقی بودن یک عمل به نیت شخص بستگی دارد

عدالت توزیعی
همکاری اجتماعی
همکاری اجتماعی اساس منافع اجتماعی و اقتصادی را فراهم می آورد و تلاش فردی کم اهمیت است .

آزادی فردی
فرد
هر عملی که آزادی فردی را نقض کند ، غیر اخلاقی است .

رویکردهای مسئولیت اجتماعی سازمان
کلاسیک
سازمان
سازمان فقط یک هدف دارد و آن به حداکثر رساندن سود و به تبع آن حداکثر نمودن ثروت سهامداران است .

ذی نفعان
ذی نفعان
سازمان باید در کنار حداکثر نمودن سود ، اهداف اجتماعی را مد نظر قرار داده و بین اهداف سازمان و خواسته های ذی نفعات تعادل برقرار کند .

عمومی
آحاد جامعه
سود نقطه پایانی اهداف سازمان نیست، سازمان باید اهداف اجتماعی و ملاحظات محیطی را در فعالیتهای خود لحاظ کند .

تئوری‌های بنیادی در شکل گیری مفهوم مسئولیت اجتماعی سازمان
هویت اجتماعی
افراد در سازمان
این تئوری بیان می کند که چگونه اعضاء سازمان خود را به عنوان يك گروه اجتماعي در ارتباط با محيط بيروني خود معرفي مي كنند و چگونه آنها خود را از ساير رقبا متفاوت مي دانند .

ذی نفع

ذی نفعان
این تئوری بیان می کند که تصمیمات مدیریت نباید صرفا منافع سهامداران را پوشش دهد بلکه باید ذی نفعان (کسانی که به طور مشابه به وسیله اقدامات شرکت تحت تأثیر قرار می گیرند) از قبیل مصرف کنندگان و عرضه کنندگان را هم در نظر بگیرد .

مشروعیت

جامعه
بر اساس این تئوری سازمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها تازمانی

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه مصرف‌کننده، مسئولیت پذیری اجتماعی، مسئولیت پذیری، مسئولیت اجتماعی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه مسئولیت اجتماعی، مسئولیت اجتماعی سازمان، کیفیت ادراک، کیفیت ادراک شده