منابع و ماخذ پایان نامه هزینه سرمایه، ساختار سرمایه، بازده مورد انتظار

دانلود پایان نامه ارشد

در مقایسه با شرکت‌های کوچک‌تر دارند و میزان نوسان قیمت سهام و در نتیجه ریسک آن‌ها کمتر است. همه این عوامل موجب می‌شود نرخ بازده مورد انتظار سهامداران کاهش یابد و از هزینه سرمایه شرکت‌های بزرگ کاسته شود (بولو، 1388).
2-12-2-4- نوع صنعت
نوع صنعت با هزینه سرمایه ارتباط معناداری دارد و هزینه سرمایه در صنایع مختلف دارای تفاوت معنی داری است. این موضوع می‌تواند ناشی از ریسک متفاوت، رشد متفاوت، تأثیرپذیری متفاوت از تغییر شرایط اقتصادی و سیاسی و نیز سودآوری متفاوت صنایع باشد (عثمانی، 1382).
سودآوری صنایع مختلف معمولاً یکسان نیست و نسبت‌های سودآوری ممکن است از صنعتی به صنعت دیگر، تغییرات عمدهای داشته باشد (بولو، 1388).
2-12-2-5-نسبت بدهی
یکی دیگر از عوامل قابل کنترل که میتواند بر هزینه سرمایه تأثیرگذار باشد، نسبت بدهی است. نسبت بدهی ممکن است اثر دوگانه بر هزینه سرمایه داشته باشد که یکی اثر فزاینده و دیگری اثر کاهنده است. اثر کاهندگی این نسبت بر هزینه سرمایه از این دیدگاه مطرح میشود که تأمین مالی از طریق بدهی (وام یا اوراق قرضه) به منزله استفاده از یک منبع مالی ارزان قیمت است و استفاده از یک منبع ارزان قیمت می‌تواند میانگین موزون هزینه سرمایه را کاهش دهد. بُعد دیگر نسبت مذکور که اثر فزایندگی بر هزینه سرمایه دارد از این باب مطرح می‌شود که استفاده از بدهی باعث افزایش ریسک ورشکستگی خواهد شد و این موضوع هم نرخ بازده مورد انتظار اعتباردهندگان آتی و هم نرخ بازده مورد انتظار صاحبان سهام را افزایش می‌دهد و در نتیجه از این طریق میانگین موزون هزینه سرمایه افزایش خواهد یافت (عثمانی، 1382).
2-12-3- اجزای هزینه سرمایه
ساختار سرمایه اکثر شرکت‌ها دارای اجزای مختلفی است که هر جزء آن هزینه خاص خود را دارد. اصطلاحاً گفته میشود که چنین شرکت‌هایی دارای ساختار سرمایه پیچیده یا مرکب هستند. معمولاً اجزای اصلی ساختار سرمایه شرکتها شامل موارد زیر است:
بدهی
سهام ممتاز
سهام عادی
طرحهایی که در تصمیمات بودجهبندی سرمایهای قرار میگیرند ممکن است به روشهای مختلف تامینمالی شده باشند. در یک ساختار سرمایه پیچیده، ممکن است برخی از اوراق بهادار، ماهیت دوگانه (بدهی و سهام) داشته باشند، مانند اوراق قرضه قابل تبدیل53یا اوراق اختیار معامله54(پرت55، به نقل از بولو، 1388).
در نهایت هزینه سرمایه کل شرکت از ترکیب هزینه تک تک این اجزا حاصل میشود که اصطلاحاً به آن میانگین موزون هزینه سرمایه (56WACC) می‌گویند.
میانگین موزون هزینه سرمایه با استفاده از وزن‌هایی مبتنی بر ساختار سرمایه محاسبه می‌شود. روش اصلی برای محاسبه وزن‌های اجزای تشکیل دهنده ساختار سرمایه، بهره گیری از ساختار سرمایه هدف یا مطلوب می‌باشد به نحوی که وزن‌های هر جزء از ساختار مالی بر مبنای وزن‌های ارزش بازار هر جزء (نه وزن‌هایی بر مبنای ارزش دفتری) مورد محاسبه قرار میگیرد. معمولاً شرکتها می‌کوشند تا ساختار سرمایه خود را در حدود ساختار سرمایه مطلوب و مورد نظر خود در طول زمان حفظ کنند. ارزش بازار به جای ارزش دفتری جهت تعیین وزنها به کار گرفته می‌شود چرا که هزینه های نهایی یا جاری تأمین مالی را بهتر از ارزش دفتری بیان میکنند. میانگین موزون هزینه سرمایه را می‌توان به شرح زیر محاسبه نمود:
WACC = (Ke × we)+(kp × wp)+(kd × wd)
به این ترتیب که:
Ke: هزینه سرمایه سهام عادی
We: درصد سهام عادی در ساختار سرمایه بر حسب ارزش بازار
Kp: هزینه سرمایه سهام ممتاز
Wp: درصد سهام ممتاز در ساختار سرمایه بر حسب ارزش بازار
Kd: هزینه مؤثر بدهی پس از کسر مالیات که از رابطه زیر محاسبه می‌شود:
Kd = km × (1-t)

بطوریکه:
Km: هزینه مؤثر بدهی قبل از کسر مالیات
t: نرخ مالیات
Wd: درصد بدهی‌ها در ساختار سرمایه بر حسب ارزش بازار
2-12-3-1- هزینه تأمین مالی از طریق بدهی
تأمین مالی از طریق بدهی که موجب افزایش اهرم مالی می گردد، هزینههایی را شامل می‌شود که بارزترین آن بهره پرداختی به تأمین کنندگان است. هزینههای عقد قرارداد و هزینههای ورشکستگی از جمله هزینههای دیگر هستند که این منبع مالی به دنبال دارد. محاسبه بهرههای پرداختی و هزینههای عقد قرارداد کار نسبتاً ساده‌ای است، اما اندازهگیری هزینههای ورشکستگی که یک هزینه پنهان است کار پیچیدهای است.
هزینه بهره و هزینههای عقد قرارداد، هزینه های قابل قبول مالیاتی هستند که این موضوع جذابیت افزایش این نوع بدهیها را بیشتر نموده است به خصوص در شرایطی که نرخ مالیات بالا باشد، این جذابیت به مراتب بیشتر خواهد بود.
از آنجا که افزایش بدهی بلند مدت با بهره موجب افزایش ریسک شرکت خواهد شد و هزینه های ورشکستگی را به دنبال خواهد داشت؛ لذا در هنگام محاسبه هزینه سرمایه باید میانگین موزون هزینه سرمایه را محاسبه نمود؛ زیرا تأمین مالی از طریق بدهی می‌تواند نرخ هزینه تأمین مالی سایر منابع تأمین مالی را نیز افزایش دهد (بولو، 1388).
2-12-3-2- هزینه سرمایه سهام ممتاز
هزینه سرمایه سهام ممتاز تابعی از سود است که طبق قرارداد برای آن‌ها تعیین شده است. نرخ بازده مورد انتظار سهامداران ممتاز اصولاً بیش از نرخ بازده مورد انتظار تأمین کنندگان بدهی بلند مدت است؛ چون ریسک پذیرفته شده توسط آنها، بیشتر است. بدیهی است که سهام ممتاز سپر مالیاتی ایجاد نمی‌کند و از این نظر نسبت به بدهی بهره دار از جذابیت کمتری برخوردار است. در شرایط فعلی ایران، سهام ممتاز با تعریف عمومی که از آن وجود دارد57، وجود خارجی ندارد، چرا که اولین ویژگی سهام ممتاز نداشتن حق رای است که در ایران این مورد صادق نیست و آنچه به عنوان سهام ممتاز شهرت یافته است، سهام عادی طبقه بندی شده است که بیش از یک حق رای برای آن قائل می شوند (بولو، 1388).
2-12-3-3- هزینه سرمایه سهام عادی
یکی از مهمترین منابع تأمین مالی شرکتها، سهام عادی و حقوق متعلق به آن‌ها است. صاحبان سهام عادی، نسبت به سایر تأمینکنندگان منابع مالی شرکت‌ها، بیشترین ریسک را متحمل میشوند؛ لذا طبیعی است که نرخ بازده مورد انتظار آنها بیشترین نرخ بازده مورد انتظار باشد.
از نقطه نظر محاسباتی، محاسبه هزینه سرمایه سهام عادی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که این پیچیدگی ناشی از عوامل زیر است.
برای سهام عادی سود مشخص و تعیین شده ای وجود ندارد. این موضوع موجب خواهد شد در مورد مبلغ جریان‌های نقدی آتی سهام ابهام ایجاد شود و این ابهام موجبات ریسک بیشتر را فراهم میآورد.
الزام شرکت‌ها به توزیع حداقل 10% سود هر سال طبق ماده 90 اصلاحیه قسمتی از مواد قانون تجارت مصوب سال 1374 و تکلیف شرکت‌ها به پرداخت سود سهام مصوب، حداکثر ظرف مدت 8 ماه از تاریخ تصویب مجمع به موجب ماده 240 قانون مذکور، تقسیم سو را در هاله ای از ابهام قرار می‌دهد.
فقدان یک روند مشخص برای سیاست گذاری‌ها و تصمیم گیری‌ها در شرکت‌ها به دلیل تغییرات در مدیریت و عدم ثبات در سیاست‌های کلان اقتصادی یکی دیگر از مسائلی است که بازده سهام عادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و از این طریق محاسبه هزینه سرمایه سهام عادی را با مشکل مضاعف مواجه می‌سازد.
با توجه به این موضوعات، محاسبه هزینه سرمایه سهام عادی کار سخت و پیچیدهای است که باید با نهایت دقت انجام شود؛ به خصوص در ایران که سهم سایر اجزای ساختار سرمایه ناچیز است، اهمیت محاسبه هزینه سهام عادی مضاعف خواهد شد (عثمانی، 1382).
در شرایط اقتصادی فعلی ایران، نخست اینکه نرخ بهره بدهی‌ها به صورت دستوری تعیین می‌شود و سپس اینکه استفاده از بدهی به عنوان ابزار تأمین مالی با محدودیت همراه است. علاوه بر این برخی از شرکت‌ها وضعیت خاصی دارند که با پیش فروش محصولات خود تأمین مالی می‌کنند و با این کار محاسبه هزینه بدهی و مقایسه آن در بین شرکت‌ها را با مشکل مواجه می‌نمایند (همان).
وجود چنین شرایطی موجب می‌گردد هزینه بدهی و سهام ممتاز در ایران چندان با اهمیت به نظر نرسد و اهمیت هزینه سرمایه حقوق صاحبان سهام عادی افزایش یابد.
2-12-4- مدلهای محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام عادی
دو روش عمده در تخمین هزینه سهام عادی وجود دارد که عبارتند از مدل سود سهام تقسیمی با فرض رشد ثابت و دیگری، مدل ارزش‌گذاریدارایی‌های سرمایهای (CAPM) که در ادامه به تشریح این دو مدل می‌پردازیم.
2-12-4-1- مدل رشد سود های تقسیمی (گوردون)
اساس این مدل بر این فرض قرار دارد که یک جریان سود تقسیمی وجود دارد که برای همیشه با نرخ مرکب g (نرخ رشد) افزایش مییابد. بنابراین کاربرد این مدل، محدود به شرکت‌هایی میشود که جریان آنها بر اساس چنین فرضی قرار گرفته باشد. (داموداران، 1388).
این مدل مبتنی بر مفروضات زیر است:
سود سهام تنها درآمدی است که سهامداران از سرمایهگذاری خود در سهام کسب میکنند.
سود سهام سالانه پرداخت میشود.
میزان سود تقسیمی بر اساس نرخ مرکب رشد ثابت سالانه افزایش مییابد.
نرخ رشد سود تقسیمی از نرخ بازده مورد انتظار سهامداران کمتر است.
بر اساس مفروضات مذکور هزینه سرمایه سهام عادی بر اساس رابطه زیر محاسبه میگردد:

بطوریکه:
Ke: هزینه سرمایه سهام عادی (نرخ بازده مورد انتظار سهامداران عادی)
D1: سود سهام پرداختی در پایان سال اول
P0: قیمت سهام عادی در زمان صفر
g: نرخ رشد سود تقسیمی
در این مدل، مسئله مهم اندازه گیری نرخ رشد سود تقسیمی طبق باور سرمایهگذاران است و تمام سعی و کوششها باید در این جهت باشد که نرخ رشد مورد انتظار هرچه دقیقتر برآورد شود (بولو، 1388).
سه روش برای ارزیابی نرخ رشد هر شرکت وجود دارد (داموداران، 1388):
اولین آنها عبارت است از کنکاش در رشد سودهای گذشته شرکت (نرخ رشد تاریخی)؛ زمانی این روش میتواند مثمر ثمر باشد که شرکت دارای رشد ثابت جهت ارزش‌گذاری باشد. در این حالت محدودیتها و ریسکهایی برای استفاده از این نرخ رشد برای شرکتها با نرخ رشد بالا وجود دارد. نرخ رشد تاریخی را اغلب نمیتوان محاسبه نمود و حتی در صورت امکان، نمیتوان به آن جهت ارزیابی رشد آتی مورد انتظار اعتماد کرد.
دومین روش عبارت است از اعتماد به تحلیلگران تحقیقات سهام که به تعقیب شرکت جهت ارزیابی صحیح رشد و استفاده از آن رشد برای ارزش‌گذاری میپردازند. زمانی که بسیاری از شرکتها به شدت از تحلیلگران تبعیت میکنند، کیفیت ارزیابیهای رشد، مخصوصاً در طولانی مدت، امری نامطلوب خواهد بود. اعتماد به این برآورد رشدها در ارزش‌گذاری ممکن است که فرد را به ارزیابیهای نادرست و متناقض از ارزش‌گذاری رهنمون سازد.
سومین روش، برآورد رشد از طریق عوامل بنیادی شرکت میباشد. در این روش، رشد شرکت به وسیله تخمین میزان سرمایه گذاری در داراییها، کیفیت این سرمایه گذاری‌ها، به همراه دقت در تملیک‌ها، راه اندازی کانالهای توزیع جدید و یا حتی گسترش ظرفیت بازار تعیین میشود.
2-12-4-2- قیمت گذاری دارایی سرمایهای
مدل قیمت گذاری دارایی‌های سرمایه ای، یک الگوی تعادلی برای نشان دادن رابطه بین ریسک و بازده دارایی منفرد است. به عبارت دیگر، مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای نشان میدهد که دارایی‌ها چگونه با توجه به ریسکشان قیمتگذاری میشوند. این مدل بر اساس فرضیه بازار کارا شکل گرفته است. اساس الگوی قیمتگذاری دارایی سرمایهای بر این فرض استوار است که سرمایه گذاران برای یافتن پرتفوهای کارا، نظریه پرتفوی و کاهش ریسک سیستماتیک از طریق تنوع بخشی را میدانند و به آن عمل میکنند و هر یک بنا به درجه ریسک گریزی خود یکی از پرتفوهای کارا را انتخاب میکنند (ظریف فرد و قائمی، 1382).
در این مدل، نرخ بازده مورد انتظار (هزینه سهام عادی) به شرح زیر محاسبه میشود:

بطوریکه:
Rf: نرخ بازده بدون ریسک (معمولاً نرخ اوراق بهادار دولتی)
β: شاخص ریسک سیستماتیک سهام یا درجه تغییر پذیری بازده سهام نسبت به تغییرات بازده مجموعه سرمایه گذاری بازار
Rm: بازده بازار
در این مدل، عبارت (Rm – Rf) صرف ریسک یا بازده اضافی بازار است که برای جبران پذیرش ریسک بازار مطالبه می‌شود.
“به طور خلاصه این

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه هزینه سرمایه، تقارن اطلاعاتی، عدم تقارن Next Entries پایان نامه رایگان درمورد سلامت اجتماعی، سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی