منابع و ماخذ پایان نامه نیروهای مسلح، تلفن همراه، نخبگان سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

انديشه‌هاي حسن البنا )موسس اخوان المسلمين( بر آن تاكيد شده و از آن به عنوان هدف نهايي اخوان ياد شده است زيرا چنين حكومتي دولت اسلام و شريعت قرآن را در كشور احيا مي كند.
الگوی پان عربیستی ناصریسم و الگوی سکولاریستی-کمالیستی مبارک هر دو در چند دهه گذشته در مصر و بخش‌های زیادی از جهان عرب به و اسلام به آزمون گذاشته شدند و با شکست نیز از صحنه خارج شدند. بعد از خيزش2011حالا نوبت اسلام خواهان حاشیه نشین بود كه خود را به محك آزمون بگذارند.

فصل چهارم:تحولات مصر بعد از ژانویه 2011

4-1 عوامل شکل گیری جنبش 25ژانویه 2011
خودسوزی “محمد بو عزیزی” در تونس، جرقه‌ای در انبار باروتی بود که “زین‌العابدین بن علی” سال‌ها با عدم توجه به توسعه سياسي و اقتصادي كشورش ساخته بود. بن علی در 26دی 1389سقوط کرد و شعله‌های آتش این انفجار با اندک فاصله‌ای دامن حسنی مبارک، هم‌پیمان دیرین غرب را گرفت . در بستر اعتراض‌های جوانان مصری خواستی عمومی برای تغییر و انقلاب که پس از سال‌ها تحقیرو سركوب در نهاد مردم مسلمان مصر متراکم شده بود؛ شعله‌ور شد.
تحولات اخير در مصر، قيام‌ها و خيزش‌هاي مردمي– اسلامي و يا انقلاب‌هاي جهان عرب، معلول كنش‌ها و واكنش‌هاي داخلي و بين المللي است. عواملي كه فرايند حركت و جنبش اسلامي را در جامعه مصر به نتيجه رساند را مي توان در مؤلفه‌هاي ذيل ديد: افزايش فزاينده فقر، نابساماني اجتماعي – اقتصادي آحادمردم، تحقيرهاي مكرر مردم توسط حاكميت (از شكست در جنگ 1967گرفته تا قرارداد كمپ ديويد )، فساد روزافزون اليگارشي حاكم، نابرابري اجتماعي، وضعيت ناگوار معيشتي 80درصد جامعه، عدم توجه دولتمردان مصري به دغدغه‌هاي ديني مذهبي عامه مردم، تنفر از نوع رابطه با اسراييل ، همگي ، باعث انباشت نارضايتي گسترده مردم مصر در كليت اقشار آن در طول اين چند دهه شده بود و اين بار توانست با بهره گيري از بارقه اميد به وجود آمده در جهان عرب، قدرت و بغض‌هاي فروخورده خود را در ميدان التحرير قاهره به صورت خيره كننده به نمايش بگذارد.
یکی از دلایلی که بستر مناسبی را برای بسیج مردم و اعتراض علیه مبارک فراهم نمود، تغییر نقش منطقه ای مصر به عنوان بزرگ ترین و مهم ترین کشور عرب منطقه در نقش رهبری جهان عرب در رابطه با اسرائیل‌ می‌باشد. آرمان‌های ملت مصر که زمانی در جهت آرمان‌های ملل عرب بود بعد از صلح کمپ دیوید به نوعی هم پیمانی میان مصر و اسرائیل و ایالات متحده آمریکا، به خصوص در دوره حسنی مبارک تبدیل شد. مبارک حاضر بود اتحاد و آمال اعراب و سرنوشت فلسطینیان را در برابر کمک 1/5میلیارد دلاری که سالانه از آمریکا دریافت‌ می‌نمود، فدا کند. در شرایطی که اسرائیلی‌ها در دهه ی 1980و در سال 2006لبنان را در هم کوبیدند، نیز در قتل عام مردم نوار غزه در زمستان 2008-2009توسط اسرائیل، حسنی مبارک بسیار منفعل عمل نمودبه طوری که اسرائیلی‌ها حسنی مبارک را “گنج استراتژیک اسرائیل”‌ می‌خواندند . تمامی این مسائل عزت ملی اعراب و مردم مصر را خدشه دار نمود و نوعی تحقیر ملی را برای مردم این منطقه به همراه داشت و حالا اعراب‌ می‌اندیشند که شاید با حکومت‌های دموکراتیک شایسته تر بتوانند به تحقق خواسته‌های پایمال شده فلسطینی‌ها دست یابند )شيرازي1390،91).
ساختار نامشروع حکومت مبارک مي تواند به عنوان مهمترین دلیل شکل گیری این انقلاب مورد توجه باشد. حكومتي که ویژگی‌ها و ساختار آن طی سه دهه موجبات نارضایتی مردم را فراهم نموده و این نارضایتی ناگهان با وقوع یک جرقه که همان خودسوزی جوانی در روبروی مجلس شعب بود، خود را نشان داد. ویژگی‌های حکومت مبارک که طی سه دهه موجبات نارضایتی مردم مصر را فراهم کرد و از زمینه‌ها و علل اصلی انقلاب25ژانویه بوده است به طور خلاصه عبارت است از:
الف- دموکراسی صوری : نظام سیاسی مصر در دوران مبارک را‌ می‌توان دموکراسی صوری و کنترل شده تلقی کرد. در این دوران اقتدارگرایی کاملاَ تداوم یافت به طوری که حکومت مبارک هرگونه چالش بالقوه را به شدت سرکوب‌ می‌کرد؛ سرکوب ناآرامی‌های عمومی، کنترل شدید بر سازمان‌های مدنی و دانشگاهی، برخورد خشن و سرکوب گرایانه با جنبش کفایه و همچنین بازداشت گستردع اخوان المسلمین، و شکنجه و نقض حقوق بشر تنها بخشی از اقدامات سرکوبگرانه حکومت مبارک بود. گذشته از اینها، جریاناتی که امکان فعالیت در انتخابات را پیدا‌ می‌کردند نیز با مشکلات زیادی مواجه بودند و عملاَ حزب دموکراتیک ملی مبارک به روش‌های مختلف پیروز در انتخابات را به دست‌ می‌آورد، از جمله در مواقعی نیروهای امنیتی جلوی ورود رأی دهندگان اپوزیسیون به محل اخذ رأی را گرفتند و در موارد دیگر تغییر در شمارش آرا و پر کردن صندوق‌ها از رأی افتاد (Blayde, 2011: 239).
حکومت مبارک در زمره رژیم‌های مبتنی بر هژمونی حزبی، همراه با برخی اشکال انتخابات رقابتی قرار‌ می‌گیرد. در این رژیم‌ها اگرچه درجه ای از رقابت تحمل‌ می‌شود، احزاب سیاسی مختلفی مشغول فعالیت هستند و میزانی از آزادی بیان به چشم‌ می‌خورد، اما عملاَ یک حزب موقعیت هژمونی را به دست‌ می‌گیرد)همان 214-210).
ب – شخصی بودن قدرت: تمام قدرت در شخص مبارک متمرکز شده بود و سایر نهادهای سیاسی در کشور هیچ کارکردی نداشتند. پارلمان، دولت و نهاد ریاست جمهوری همگی مظاهر اراده ی رئیس جمهور بودند و دستورهاي او را اجرا‌ می‌نمودند.
ج- فساد طبقه حاکم: در خصوص فساد خانواده مبارک گفته‌ می‌شود که آنها بین 40تا 70میلیون دلار دارایی داشته و39مسئول بلند پایه یا تجار نزدیک به جمال مبارک هر کدام بیش از یک میلیارد دلار ثروت اندوختند Goldstone,2011): به نقل ازنیاکوئی1390،252)
بدون شک رشد سریع جمعیت در سال‌های اخیر که وجود 45میلیون نفر جوان زیر 35سال را در این کشور موجب شده از بارزترین ویژگی‌های جمعیتی این کشور محسوب‌ می‌شود که چالش‌های مهمی چون بیکاری و فقر را در این کشور ایجاد کرده بود. ناظرانی که به بررسی اوضاع اجتماعی مصر در سال‌های اخیر پرداخته اند، بر نهادینه شدن فساد، رشد هولناک میزان جرایم، بی اعتنایی عمیق به کرامت انسانی، افول رفتارها و ارزش‌های جامعه و تغییر در نظام ارزشی جامعه که به ویژه در جرایم خشونت آمیزی که توسط معلمان، دانش آموزان، تجار و سایر اعضای طبقه متوسط منعکس‌ می‌شود، تأکید کرده اند (Osman, 2010: 198-196).
حدود 40درصد مصریان کمتر از 2دلار در روز در آمد دارند و زیر خط فقر هستند، میزان بیکاری از 9/4درصد در سال 2009به 9/7در صد در سال 2010افزایش یافته بود، رشد اقتصادی نیز در دوره ی 2009-2008حدود 7/4درصد و رشد دوره ی 2010-2009حدود 8/5درصد بوده است. برای سال 2011نیز رشد 6درصدی در نظر گرفته شده بود.(شيرازي و رسولي1390،88)
د – عدم گردش نخبگان: از دیگر ویژگی‌های مهم حکومت مصر که موجب نارضایتی مردم شد، عدم گردش نخبگان بوده است. حسنی مبارک سه دهه بر این کشور حکومت کرده بود و تلاش داشت تا فرزند خود جمال مبارک را برای ریاست جمهوری سال 2011مطرح کرده و حکومت را موروثی نماید، همچنین سایر مناصب بالای دولتی در دوران زمامداری وی در اختیار اعضای خانواده اش و سایر کسانی که جزء وابستگان و افراد نزديك خانواده حاکم محسوب می شدند؛ قرار داشت و سایر نخبگان در حکومت جایگاهی نداشتند که این موجب نارضایتی طبقه متوسط و تحصلیکرده‌هايي مي شد که خواهان رشد و دستیابی به مشاركت در قدرت هستند.. این طبقه متوسط و تحصیلکرده که در نتیجه رشد و گسترش شهرنشینی شکل گرفتند؛ از نظر فرهنگی در سطح بالایی قرار دارند اما به دلیل حجم زیاد فارغ التحصیلان دانشگاهی و نیافتن شغل متناسب با تحصیلاتشان، از نظر اقتصادی در سطح پایینی قرار‌ می‌گیرند که این موجب احساس محرومیت و ایجاد خشم آنان نسبت به حکومت و نخبگان سیاسی موجود‌ می‌شود.(قمه زاده،1391،21)
بنابراین فساد گسترده ی حکومت، شخصی بودن قدرت ، سرکوب سیاسی و عدم گردش نخبگان از ویژگی‌های دوران زمامداری مبارک بوده است که زمینه ی بحران و نارضایتی مردم را بوجود آورد.
حکومت مبارک از یک سو به دلیل بحران‌های سیاسی و اجتماعی مختلف، فاقد مشروعیت سیاسی برای تداوم حکمرانی بود؛ همچنین طبقات و نیروهای اجتماعی مختلفی از جمله کارگران ، دانشجویان، روستاییان و طبقات پایین و متوسط شهرهای بزرگ و همچنین مسلمانان و مسیحیان که عملاَ قاطبه ملت مصر را شکل‌ می‌دهند، در مقابل حکومت قرار گرفته و هیچ نیروی اجتماعی قابل مقایسه ای از مبارک حمایت نکرد؛ همچنین نخبگان سیاسی و احزاب اپوزیسیون نیز به سرعت به اعتراضات پیوستند. در این میان کشورهای خارجی تأثیرگذار به ویژه ایالات متحده آمریکا پذیرای تحولات کشور شده و از مبارک حمایت نکرد. سرانجام نیز عدم حمایت نیروهای مسلح از مبارک سقوط زودهنگام حکومت او را رقم زد(نياكوئي،1390،255)
از دیگر دلایلی که در تسریع شکل گیری جنبش ژانویه 2011نقش مهمی داشت افزایش دسترسی مردم به شبکه‌های جدید ارتباطی است. در حالی که طبق آمارسال2009مصر دارای حدود 3/10میلیون خط تلفن ثابت است3/55میلیون مشترک تلفن همراه در این سال وجود داشته اند که این تعداد در سال 2010به بیش از 1/20میلیون در سال 2009به حدود 22میلیون و 100هزارنفر در سال 2010افزایش یافت. از این رو دولت مصر در واکنش به گسترش اعتراضات کوشید خطوط تلفن همراه را دچار اختلال نماید، سرعت اینترنت را کاهش دهد . برخی از پایگاه‌های اینترنتی را فیلتر نماید(رسولي1390،91)
4-2 جنش مردمی مصر
جنبش مردمی مصر مجموعه ای از راهپیمایی‌ها، اعتراضات و نافرمانی‌های مدنی بود که از 25ژانویه 2011آغاز شد و تا 11فوریه 2011با استعفای مبارک و ایجاد دولت موقت نظامی پایان پذیرفت.
جرقه اعتراضات مردمی مصر در 15ژانویه 2011با تظاهرات شهروندان مصری در مقابل سفارت تونس برای حمایت از انقلاب تونس آغاز شد. دو روز پس از این تظاهرات یک جوان مصری به نام “عبده عبدالمنعم حماده جعفر خلیفه” در اعتراض به بسته شدن رستوران خود و عدم توجه مسوولان به مشکلاتش در مقابل ساختمان مجلس شعب (مردم)این کشور دست به خودسوزی زد. در پی این اقدام یک گروه از جوانان حامی دموکراسی به نام “جنبش 6آوریل” با فراخوانی از طریق دعوت اینترنتی و فیسبوک برای تجمع و اعتراض علیه حکومت مصر در روز 25ژانویه “روز ملی پلیس مصر” به این اعتراض جنبه ملی دادند(براري،1391،209)
از روزهای پر حادثه دیگر که مردم مصر همچنان به اعتراضات خود بر علیه رژیم حسنی مبارک ادامه دادند روز 4 فوریه بود که هنگام برگزاری نماز جمعه در بندر اسکندریه، مسیحیان دیوار انسانی برای حمایت از هموطنان مسلمان خود حین برگزاری نماز جمعه تشکیل دادند و در مقابل نیروهای حکومت از آن‌ها محافظت نمودند.(شيرازي و رسولي1390،84)
در روز پنج شنبه دهم فوریه، شمال، جنوب و شمال شرق مصر و به ویژه مرکز قاهره شاهد اوج گیری اعتصاب ها و تظاهرات مردمی بود. با آنکه انفجار اوضاع در مصر کاملاً روشن به نظر‌ می‌رسید اما اعلام خبر برگزاری جلسۀ شورای عالی نیروهای مسلح در ساعت پنج بعدازظهر بسیار غافلگیر کننده بود، به ویژه آنکه تلويزیون مصر این خبر را به همراه تصاویری از جلسۀ مذکور پخش کرد؛ تصاویری که در آن خبری از حضور فرمانده کل نیروهای مسلح یعنی حسنی مبارک و معاونش سرلشکر عمر سلیمان نبود. پس از پخش بیانیه ی چهار سطری شماره یک که بیانگر اعلام حمایت نیروهای مسلح از مردم و مشروعیت خواسته‌های آنان بود، گمانه زنی‌ها و تحلیل‌ها آغاز شد و تظاهر کنندگان میدان التحریر پس از شنیدن این گمانه زنی‌ها و تحلیل‌ها تصور کردند که کار حکومت تمام شده است. در همین حال به نظر‌ می‌رسید که نیروهای مسلح علیه مبارک کودتا کرده اند، چرا که وی در جلسۀ آن‌ها حضور نداشت و بیانیۀ شماره ی یک هم، انقلاب مردم مصر برای سرنگونی مبارک را مشروع قلمداد کرده بوداما پس از آنکه تلوزیون مصر از سخنرانی قریب الوقوع مبارک خبر داد، تصور کودتا تا حدی به حاشیه رفت و این تلقی به وجود آمد که مبارک با فشار ارتش و در چهارچوب مشروعیت انقلاب مصر از قدرت

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه اخوان المسلمین، حزب دموکرات، اقتدارگرایی Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه اخوان المسلمین، ریاست جمهوری، انتخابات ریاست جمهوری