منابع و ماخذ پایان نامه نهج البلاغه، دانشگاه تهران

دانلود پایان نامه ارشد

“الشيخ المفيد و عطاؤه الفکري الخالد”، سلسلة مؤلفات الشيخ المفيد، الطبعة الثانية، دارالمفيد، بيروت، 1414 ق.، ص 16 – 149.
455 – نجاشي، رجال، ص 402.
456 – نمون? آن را بنگريد به: طبرسي، الاحتجاج، ج 2، ص 318.
457 – قاضي نورالله شوشتري، مجالس المؤمنين، کتابفروشي اسلامية، تهران، 1354، ج 1، ص477. ترجم? آن بيتها چنين است:
نداي آن پيام آور مرگ که خبر فقدان تو را اعلام مي کند برخاسته مباد! چه روز رحلتت بر خاندان پيامبر : بس سخت و ناگوار است.
اينک که تو در دل خاک پنهان گشته اي گويي دادگري و يکتاپرستي که در وجود تو پايدار گشته ]به خاک رفته است[.
و امام قائم مهدي ( هرگاه که ]دانشوران[ علومي را که از درسهاي تو فراگرفته اند بر تو باز مي خوانند شادمان مي شود.
458 – نجاشي، رجال، ص 400.
459 – همان.
460 – ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ص 149.
461 – محمد باقر ابطحي، مقدم? کتاب المزار، در مجموع? مصنفات الشيخ المفيد، ج 5، همان مشخصات، ص 12.
462 – مفيد، کتاب المزار، تحقيق محمد باقر ابطحي، در مجموع? مصنفات الشيخ المفيد، ج 5، همان مشخصات، ص 3.
463 – طوسي، رجال، ص 413.
464 – همان، ص 414.
465 – نجاشي، رجال، ص 87.
466 – همان، ص 165.
467 – از نظر منصب دولتي، اجداد پدري و مادري سيّد مرتضي، نقيبان شيعه، اميران حج، سرپرست ستمديدگان و سفيران ملوک و پادشاهان بودند؛ سيّد مرتضي نيز در فاصله سال هاي 406 تا 436 هجري عهده دار اين منصب بوده است (عبدالرزاق محيي الدين، شخصيت ادبي سيّد مرتضي، ترجم? جواد محدثي،چاپ اول، اميرکبير، تهران، 1373، ص 82).
468 – ابومحمد حسن بن علي بن حسن بن علي بن عمر بن علي بن حسين بن ابي طالب: معروف به “ناصر الحق”، والي ديلم و طبرستان بوده است. دليل اين که او به “اطروش” معروف شد آن بود که در يکي از جنگها بر اثر ضرب? شمشير ناشنوا شد (طرش الرجل: کر شد) (زرکلي، الاعلام، ج 2، ص 200). او اگرچه به زيدي بودن مشهور است، بسياري از علماي شيعه او را امامي مي دانند. ليکن با توجه به کتاب الناصريات سيّد مرتضي که در واقع شرح و بررسي فقه جدش – حسن اطروش – است، به نظر مي آيد که وي از علماي زيديه بوده است (امين، اعيان الشيعة، ج 5، ص179 – 184؛ مصطفي بن حسين تفرشي، نقد الرجال، تحقيق مؤسسة آل البيت: لإحياء التراث، الطبعة الاولي، مؤسسة آل البيت (ع)، قم، 1418ق.، ج 2، ص42، دواني، “سيد رضي مؤلف نهج البلاغه”، مقالاتي پيرامون نهج البلاغه و گردآورند? آن، ص 26 – 29).
469 – علم الهدي، مسائل الناصريات، تحقيق مرکز البحوث و الدراسات العلمية، رابطة الثقافات و العلاقات الاسلامية، تهران، 1417 ق.، ص 62.
470 – دواني، مفاخر اسلام، ج 3، ص 278.
471 – علم الهدي، جوابات المسائل الموصليات الثالثة، در مجموع? رسائل الشريف المرتضي، ج 1، به نظارت احمد حسيني، دارالقرآن الکريم، قم، 1405 ق.، ص 204.
472 – قزويني رازي، النقض، ص 39.
473 – در برخي کتابها نام وي به صورت “عبدالعزيز بن نحرير” آمده است (ر. ک: بحرالعلوم، الفوائد الرجالية، ج3، ص60).
474 – منسوب به قري? دُوْرِيْست از قراي ري که آن را دَرَشت هم گفته اند. برخي آن را به همين گونه (دُوْرِيْست) ضبط کرده (قمي، شيخ عباس قمي، الکني و الالقاب، مکتبة الصدر، تهران، 1376، ج2، ص 234) اما ياقوت آن را به صورت دُوْرْيَسْت ضبط کرده است (معجم البلدان، ج2، ص 484).
475 – دواني، مفاخر اسلام، ج 3، ص 278.
476 – کتابشناسي توصيفي برخي از آنها را بنگريد به: محي الدين، شخصيّت ادبي سيّد مرتضي، ص 99 به بعد.
477 – ر.ک: وسام خطاوي، المناهج الروائية عند الشريف المرتضي؛ الطبعة الاولي، دارالحديث، قم، 1427 ق.،ص 41-49؛ رشيد صفار، مقدم? ديوان الشريف المرتضي، الطبعة الثانية، المؤسسة الاسلامية للنشر، بيروت، 1407 ق.، ص 119- 134؛ البتّه بايد توجه داشت که اين شماره از آثار سيّد مرتضي، برخلاف نظر مشهور است که تعداد آثار او را هشتاد تأليف برشمرده اند. در وجه تسمي? لقب “ذوالثمانين” به سيّد مرتضي نيز آورده اند که وي هشتاد اثر تأليف کرد، هشتاد سال زيست و مالک هشتاد آبادي بود (شوشتري، مجالس المؤمنين، ج 1، ص 501).
478 – علي اکبر دهخدا، لغت نامه، زيرنظر محمد معين، دانشگاه تهران، تهران، 1342، مدخل علم الهدي موسوي.
479 – نجاشي، رجال، ص 271.
480 – ر.ک: مصطفي جواد، مقدمة ديوان الشريف المرتضي، الطبعة الثانية، المؤسسة الاسلامية للنشر، بيروت، 1407 ق.، ص 27 – 32؛ محيي الدين، شخصيّت ادبي سيّد مرتضي، ص 61.
481 – ر. ک: ابن جوزي، المنتظم، ج 15، ص 254.
482 – همان، ج 15، ص 171، 214.
483 – در نگارش شرح حال شريف رضي از مقدم? شرح نهج البلاغ? اثر ابن ابي الحديد معتزلي و کتاب گرانسنگ الغدير اثر علامه اميني (ج 4، ص 181 – 212) بهره برده ام .
484 – محمد هادي اميني، الشريف الرضي، بنياد نهج البلاغه، تهران، 1366، ص 40.
485 – دواني، “سيد رضي مؤلف نهج البلاغه”، مقالاتي پيرامون نهج البلاغه و گردآورند? آن، ص 42.
486 – دربار? انتساب نهج البلاغه به شريف رضي برخي نظير ابن خلکان ترديدهايي کرده اند. براي آگاهي تفصيلي دربار? اين شبهات و پاسخ آنها بنگريد به: محمد حسن آل ياسين، “نهج البلاغه از کيست ؟”، مقالاتي پيرامون نهج البلاغه و گردآورنده آن، ترجم? محمد عابدي، چاپ دوم، بنياد نهج البلاغه، تهران، بي تا، ص 205 – 262؛ شهرستاني، هبة الدين، “در پيرامون نهج البلاغه”، مقالاتي پيرامون نهج البلاغه و گردآورند? آن، ترجم? سيد عباس ميرزاده اهري، همان مشخصات، ص 293 – 334.
487 – ابوالحسن محمد بن حسين شريف رضي، مقدم? نهج البلاغه، ترجم? محمد دشتي، .
488 – حذف شود فخرالدين بن محمد علي طريحي نجفي، مجمع البحرين، تحقيق سيد احمد حسيني، الطبعة الثانية، مکتب النشر الثقافة الاسلامية، 1408، مادّه “س ل ر”. بحرالعلوم، الفوائد الرجاليه، ج
489 – ابو يعلي حمزة بن عبدالعزيز ديلمي، المراسم العلوية، تحقيق محسن حسيني اميني، المعاونية الثقافية للمجمع العالمي لاهل البيت:، قم، 1414ق.، ص 77.
490 – افندي، رياض العلماء، ج 2، ص 502 – 509. برخي نيز معتقدند که وي در خسروشاه دفن نشده است: ر.ک: دواني، مفاخر اسلام، ج 3، ص 314. براي آگاهي بيشتر ر.ک: امين، اعيان الشيعة، ج 7، ص 170 – 172.
491 – دواني، همان، ج 3، ص 339.
492 – نعمه، فلاسف? شيعه، ص 459.
493 – همان، ص 460.
494 – خوانساري، روضات الجنات، ج 7، ص 144.
495 – از اين کتاب با عناوين الاستنصار، الانتصار (آقابزرگ طهراني، الذريعة، ج 2، ص 35 – 36) ، الاستظهار (ابوالقاسم گرجي، تاريخ فقه و فقها، چاپ پنجم، سازمان مطالعه و تدوين کتب درسي (سمت)، تهران، 1382، ص 159) نام برده شده است.
496 – ر.ک: محمد بن حسن حرّ عاملي، امل الآمل، تحقيق احمد حسيني، دارالکتاب الاسلامي، قم، 1362.
497 – براي آگاهي از نمونه هايي از اظهارنظرهاي رجاليان دربار? وي بنگريد به: عبدالمهدي جلالي، “روش ابن غضائري در نقد رجال”، مطالعات اسلامي، ش 65 – 66، پاييز و زمستان 1383، ص 56 – 58.
498 – براي اطلاع از اين موضوع ر. ک: محمدکاظم رحمان ستايش و محمد رضا جديدي نژاد، بازشناسي منابع اصلي رجال شيعه،چاپ اول، دارالحديث، قم، 1384، ص 54.
499 – طوسي، الفهرست، ص 32.
500 – آقابزرگ طهراني، الذريعة، ج 3، ص 224.
501 – براي آگاهي بيشتر از زندگاني وي ر.ک: محمد رضا جلالي حسيني، مقدم? رجال ابن الغضائري، الطبعة الاولي، دارالحديث، قم، 1422 ق.، ص 8 – 16.
502 – بحرالعلوم، الفوائد الرجالية، ج 2، ص 32.
503 – نجاشي، رجال، ص 392.
504 – عبدالله مامقاني، تنقيح المقال، ج 1، ص 69.
505 – براي آگاهي از مشايخ نجاشي ر.ک: محمد جواد نائيني، مقدم? رجال نجاشي، الطبعة الاولي، دارالاضواء، بيروت، 1408 ق.، ص24-39.
506 – مجيد معارف، پژوهشي در تاريخ حديث شيعه، چاپ اول، مؤسس? فرهنگي و هنري ضريح، تهران،1374، ص 431.
507 – براي آگاهي از سبک شناسي رجال نجاشي و شرح حال مفصّل وي ر. ک: رحمان ستايش، منابع اصلي رجال شيعه، ص 20 – 176.
508 – نجاشي، رجال، ص 101.
509 – علاّمه حلي، خلاصة الاقوال، ص 73.
510 – واعظ زاده، حياة الشيخ الطوسي، ص 36.
511 – ارسلان بن عبدالله، معروف به بساسيري (د. 451ق.)، سردار ترک تبار، از مملوکان بهاء الدوله ديلمي، منسوب به شهر فَسا در فارس که چندي والي آن شهر بود. وي در عصر خلافت عباسي زمام هم? امور را به دست داشت و در منابر عراق و خوزستان به نام او خطبه خوانده مي شد. وي خود را به “مظفر” ملقب ساخت و سرانجام بر قائم عباسي شوريد و او را از بغداد بيرون راند و خطبه را به نام مستنصر فاطمي حاکم مصر گردانيد، اما مستنصر از ياري او دريغ ورزيد و قائم عباسي از طغرل سلجوقي کمک خواست و بساسيري از سپاه طغرل شکست خورد و کشته شد (تهامي، فرهنگ اعلام تاريخ اسلام، مدخل بساسيري).
512??????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????????
513 – توصيف مفصّلي از آثار او را بنگريد به: هاشم رسولي محلاتي، “تحقيق و بررسي مؤلّفات چاپي و غير چاپي شيخ طوسي”، يادنام? هزار? شيخ طوسي، دانشگاه فردوسي، مشهد، 1348، ج 1، ص 213 – 286.
514 – براي مطالع? بيشتر دربار? شيخ طوسي ر. ک: خوانساري، روضات الجنات، ج 6، ص 216 – 249؛ امين، اعيان الشيعة، ج 9، ص 159 – 167؛ آقابزرگ طهراني، “حياة الشيخ الطوسي”، مقدمه بر تفسير التبيان، تحقيق احمد حبيب قصير العاملي، الطبعة الاولي، مکتب الاعلام الاسلامي، 1409 ق.، ج 1، ص 1- 74؛ واعظ زاده خراساني، حياة الشيخ الطوسي، در مجموع? الرسائل العشر، ص 5 – 62؛ محمد رضا انصاري قمي، “دراسة من حياة الشيخ الطوسي و آثاره”، مقدمه بر العدة في اصول الفقه، مؤسسة البعثة، قم، 1417 ق.، ج 1، ص 3 – 74؛ گرجي، تاريخ فقه و فقها، 180 – 216.
515 – طوسي، تهذيب الاحکام، تحقيق سيد حسن موسوي خرسان، الطبعة الثالثة، دارالکتب الاسلامية، تهران، 1364، ج1، ص 3.
516 – آقابزرگ طهراني، الذريعة، ج 4، ص 504.
517 – همان.
518 – محمد تقي شوشتري، “اجوب? پاره اي از سؤالهاي کنگر? شيخ طوسي در ارض قدس رضوي”، يادنام? شيخ طوسي، دانشگاه فردوسي، مشهد، 1354، ج 3، ص 195.
519 – مَشِيخه اسم مکان از کلم? شيخ و شيخوخه به معناي محلّ يادکردن استادان و اِسنادهاست و مقصود از آن کتابي است که محدّثان نام استادان خود و کتابها و احاديثي را که از آنان فراگرفته اند، در آن فراهم مي آورند و اِسناد خود را به آن کتابها در آن مي نويسند. مثل مشيخة الفقيه اثر شيخ صدوق که به پيوست من لايحضره الفقيه چاپ شده است. محدّثان در تأليف مشيخه روشهاي گوناگون دارند. پاره اي از مشيخه ها را “فهرست” نامند. هرچند که بعضي مشيخه ها را در رديف کتابهاي حديث شمرده اند ولي به نظرمي رسد مشيخه به کتابهاي رجال بيشتر شباهت دارد تا به کتابهاي حديث (کاظم طباطبايي، “روشهاي تدوين حديث و سنجش آنها با يکديگر”، مقالات و بررسيها، دفتر 61، تابستان 1376، ص 9- 28).
520 – براي آگاهي بيشتر دربار? اين کتاب بنگريد به: محمد حسين صفاخواه و عبدالحسين طالعي، پژوهشي در منابع و مستندات تهذيب الاحکام شيخ طوسي 1، چاپ دوم، انتشارات ابرون، تهران، 1380، سراسر اثر.
521 – محمد باقر بهبودي، مقدم? گزيد? تهذيب الاحکام، انتشارات کوير، تهران، 1370، ص 16.
??522 طوسي، الاستبصار فيما اختلف من الاخبار، تحقيق حسن موسوي خرسان، الطبعة الثانية، دارالکتب الاسلامية، نجف، 1375 ق.، ج 1، ص 3.
523 – همان، ج 1، ص 5.
524 – همان، ج 4، ص 343.
525 – بحرالعلوم، الفوائد الرجالية،ج 3، ص 238؛ شوشتري، مجالس المؤمنين، ج 1، ص 481.
526 – طوسي، الفهرست، ص 242.
527 – آقابزرگ الطهراني، الذريعة، ج 17، ص 30.
528 – طوسي، الغيبة، ص 112.
529 – طوسي، الامالي، ص 733.
530 – آقابزرگ طهراني، الذريعة، ج 2، ص 309.
531 – نجاشي، رجال، ص 404.
532 – تستري، قاموس الرجال، ج 9، ص 196.
533 – نجاشي، رجال، ص 404.
534 – همان.
535 – ابن اثير، الکامل في التاريخ، ج10، ص 68.
536 – تستري، قاموس

پایان نامه
Previous Entries منابع و ماخذ پایان نامه خاندان نوبخت، دانشگاه تهران Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه دانشگاه تهران